اسلام نه تنها زن را يك انسان كامل مى داند بلكه احترام به او را ملاك كرامت انسان معرفى مى كند: آقا رئيس اسلام حضرت
رسول اللّه (ص) فرمود: م ا اَكْرَمَ النِّس اءِ اِلاّ الْكَريم وَ م ا اَه انُهُنَّ اِلا الْلَئ يم .
هرگز زنان را گرامى نمى دارند مگر كريمان با كرامت و به آنان اهانت نمى كنند مگر لئيمان بى ارزش .
خانم ((ايفيلين كوبالاد)) نويسنده انگليسى ، كه بالا خره به اسلام گرويد و مسلمان شد، در كتاب ((بسوى خدا)) مى گويد: در مقام و
بزرگى زن در اسلام همين بس كه مسلمين او را ((حرم )) كه از احترام و حرمت گرفته شده مى خوانند.
بدين اساس حجاب وسيله اى است در خدمت زن تا موفّقيت خويش را در جامعه تحكيم كرده و شخصيّت و احترام خويش را فزونى بخشد.
((ويليام جميس )) روانشناس معروف در تأ ييد اين مطلب چنين مى گويد: زنان دريافتند كه دست و
دل بازى مايه طعن و تحقير است و اين امر را به دختران خود ياد دادند.
قرآن مى فرمايد:
((اى پيامبر به همسران و دخترانت و همه زنان مسلمان بگوى كه : حجاب و روسرى شان را به خود نزديك سازند تا (به عفاف ) زنان عفيفى شناخته
شوند و مورد آزار اوباشان قرار نگيرند. خداوند آمرزنده و مهربان است .(67)
|
عصمتيان را به مقام جلال | |
جلوه حرام است مگر با حلال (68) |
بى حجابى يا بدحجابى يعنى تنزّل شخصيت زن
امروزه با رواج بى حجابى شخصيت انسانى زن بفراموشى سپرده شده و تنها به زيبائيهاى جسمى او توجّه مى شود.
در استخدام او بيشتر از صلاحيتهاى تخصصى زيبائى جسمش مورد دقّت قرار مى گيرد. چاپ تصوير برهنه او بمنظور تبليغ بر روى بى
ارزشترين اجناس امرى عادى شده ، زن از نظر آنها موجودى است با هويّت صرفا جنسى ، نه داراى يك شخصيّت انسانى ، بدين صورت ارزش زن را
تا حدّ يك (كالاى لوكس ) نظير اجناس ديگر تنزل داده اند و اين نگرش توهين آميز به زن هر ساله با جارو
جنجال فراوانى انتخاب (ملكه زيبائى ) صورت مى پذيرد.
زن را وسيله اى براى كاميابى قلمداد كرده اند كه بعد از مدّتى ملال آور مى گردد و هر چند گاه يك بار بايد به او تنوّع بخشيد، در همين راستا
روابط آزاد جنسى مورد حمايت قرار مى گيرد.
به قول گاندى : زن با اينكه به ظاهر در صدد آزادى بر آمده ولى در خطر جديدى قرار گرفته و آن خطر بازيچه و قرار گرفتن وسيله
هوسرانيهاى مرد است .(69)
وى اضافه مى كند: من ترجيح مى دهم كه نسل انسان نابود شود تا اينكه بماند و با
تبديل زن يا ظريفترين مخلوق الهى (به يك وسيله عياشى و شهوترانى مرد) از هر حيوانى پست تر گردد...
اگر من زن بودم عليه دعوى مرد دائر بر اينكه زن بدنيا آمده تا بازيچه او باشد، سخت عصيان مى كردم ، اى زنان اگر آرايش كردن شما تنها به
خاطر جلب شهوت مردهاست از اين كار خوددارى كنيد و زير بار ننگ چنين خفتى نرويد.
ولى اين اقدامات غرب جز مزاحمت و تجاوز نتيجه ديگرى براى زنان بهمراه نداشته است .
طبق آمارگيرى در 63 شهر آمريكا 91 در صد زنان دامن كوتاه و نيمه عريان هر روز در معرض تهديد و تجاوز جنسى قرار دارند.
طبق اين آمار تنها 9 در صد از آنان از اين تهديدات مصون مانده اند.
اميد آنكه زنان جهان با روى آوردن به حجاب ، ارزش و شخصيت از دست رفته خويش را به چنگ آورند و هر ساله بجاى انتخاب ملكه زيبائى شاهد
انتخاب ملكه علمى و هنرى يا ملكه اخلاقى و عاطفى زنان باشيم .(70)
حجاب يعنى شكوفايى استعدادها
اگر زنان داراى حجاب باشند همه مثل هم مى شوند امتيازات ظاهرى و زيبائيهاى جسمى زيور و مقام محو مى گردد.
آنگاه ذهنها متوجه ارزشهاى واقعى نظير علم ، ادب ، هنر و اخلاق مى شود. و در
تحصيل آنها كوشا مى گردد و در نتيجه استعدادها شكوفا و جامعه راه ترقى و پيشرفت را بسرعت طى خواهد نمود. آرى از آن جهت كه حجاب احياگر
ارزشهاى معنوى است ، اسلام پوشش از بيگانه را ملاك برترى زن معرفى كرده است .
پيامبر اكرم (ص) مى فرمايد:
بهترين زنان شما زنان با عفت و غير عقيمى هستند كه تنها براى شوهرانشان خود را مى آرايند و در
مقابل بيگانه كاملا پوشيده اند.(71)
در حديث ديگر فرمودند:
آيا بدترين زنان را بشما معرفى كنم ؟ بدترين زنان شما زنانى هستند كه در برابر بيگانه آرايش كنند و نزد شوهر پوشيده باشند.(72)
|
هان ز اغيار بپوشان رخ زيبا زنهار | |
نرسد ميوه در آن باغ كه ديوارش نيست (73) |
پس اگر زنان خواهان تحكيم موقعيت و افزايش محبوبيت خويشند بايد آن را در پناه حجاب بدست آورند.
زن امروزى با بى حجابى از جذابيت خود كاسته ، حجاب مؤ ثرترين چيز براى حفظ زيبايى و طراوت است ، چون زنان باحجاب ، آرامش روانى
دارند.
امام صادق (ع) مى فرمايد: حجاب زن ، براى طراوت و زيبائى اش مفيدتر است .(74)
ايرادهاى مخالفان حجاب
طرفداران برهنگى و كشف حجاب ، براى برداشتن حجاب اسلامى ، به اصطلاح خودشان توجيه و برهانى ارائه مى دهند، اشكالاتى را مطرح مى
كنند تا با اِلقاى شبهه ، در دلها ترديد ايجاد كنند، و عمده اشكالات آنها به پنج
اشكال زير باز مى گردد، كه ما آن را در اينجا به طور فشرده مطرح كرده و به پاسخ آن مى پردازيم :
1 - آنها مى گويند انسان چه زن و چه مرد، آزاد آفريده شده ، و آزادى مفهوم مقدّسى است كه همگان طرفدار آن هستند، ولى حجاب و پوشش اسلامى ،
دست و پاگير است و زنان را منزوى و پرده نشين كرده و از مواهب آزادى محروم مى سازد.
خداوند (و به قول بعضى طبيعت ) غرايزى را در وجود انسان ، آفريده ، كه يكى از آنها ((غريزه جنسى )) است كه ، نبايد آن را حبس و سركوب
كرد، بلكه بايد آن را با كمال آزادى اشباع نمود، وگرنه موجب عقده و بيمارى روانى خواهد گرديد.
2 - زنان نيمى از جامعه هستند و بايد دوش به دوش مردان به تلاش هاى مختلف فرهنگى ، سياسى و اقتصادى بپردازند، و به هيچ وجه صحيح نيست
كه نيمى از نيروهاى انسانى جامعه به انزوا كشيده شوند، و از صحنه هاى تلاش دور گردند، حجاب
عامل مهمّى براى اين انزوا است . زيرا دست و پاگير است و طبعا زنان را از فعاليتهاى فرهنگى و اقتصادى و سياسى عقب مى راند.
3 - حجاب و پوشش زن موجب فاصله انداختن بين زن و مرد شده و همين موضوع مردان را به زنان حريصتر مى كند. و آتش تمايلات جنسى آنها را شعله
ور مى سازد، چرا كه از قديم گفته اند و از نظر روانى ثابت شده كه انسان نسبت به آنچه را كه از آن ممنوع شده حريص است .
4 - با پوشش زن ، موارد بسيارى از مصالح و منافع از دست خواهد رفت ، و گاهى ناديده گرفتن اين مصالح ، موجب سقوط و رنجهاى ابدى خواهد
شد، مثلا جوانى كه مى خواهد با دخترى ازدواج كند، چگونه آن دختر را كه در ميان حجاب پنهان شده بشناسد، آيا ازدواج جوان با آن دختر باحجاب
اقدام كوركورانه براى انتخاب شريك زندگى تا آخر عمر، نخواهد بود؟!
5 - اگر حجاب براى حفظ زنان از روابط نامشروع ، و از بروز انحرافات جنسى و فساد است پس چرا زن از نظر اسلام در نماز بايد كاملا رعايت
حجاب كند، گرچه در درون اطاق در بسته باشد، آيا اين كار يك نوع به زنجير كشيدن زن نيست ؟!
پاسخ به اشكالات
1 - آزادى ، كلمه مقدسى است ، ولى هر چيزى داراى حدّ است ، مثلا آيا انسان آزاد است غذاى مسموم بخورد؟ آيا آزاد است چند برابر غذاى معمولى
بخورد؟آيا آزاد است نصف شب كه همسايه ها در خواب هستند با بلند كردن صداى
طبل آنها را بيدار نمايد؟ آيا...؟ آيا...؟
قطعا آزادى داراى مرز و حدّ است ، آن آزادى مقدّس است كه موجب ضرر و زيان و باعث سلب آزادى ديگران نشود، همه انديشمندان با انصاف معتقدند كه
آزادى بر دو گونه است .
1 - آزادى صحيح 2 - آزادى غلط، ما با دليل و منطق ثابت كرديم كه آزادى زنان به اين معنى كه بدون پوشش اسلامى و مَلا عام آشكار شوند، آزادى
غلط است ، و هرگز عقل و علم چنين آزادى مفسده انگيز را نمى پذيرد.
2 - درست است كه زنان نيمى از جامعه هستند، و بايد در همه صحنه هاى زندگى تلاش داشته باشند، ولى پوشش اسلامى هرگز آنها را منزوى نمى
كند و هرگز دست و پاگير نيست در حدّى كه آنها را از تلاش در صحنه هاى كار و فعاليت باز دارد.
زيرا حجاب ، به معنى پرده نشينى نيست ، بلكه به معنى يك پوشش معقول است ، اگر ما در گذشته در پاسخ به اين
اشكال ، نياز به استدلال داشتيم ، امروز پس از جمهورى اسلامى در ايران ، ديگر نياز به
استدلال نيست ، چرا كه آشكارا مى بينيم زنان در تمام صحنه ها، از مجلس قانونگذارى گرفته تا ادارات و بيمارستانها و راديو و تلويزيون و
فروشگاه ها و.. در عين حفظ حجاب اسلامى ، مشغول كار و تلاش شبانه روزى زندگى هستند.
زن مى تواند با لباسهاى بلند و پوشش كامل اسلامى به تلاش زندگى بپردازد، و در موارد ديگر با چادر كه لباس برتر و پوشش عاليتر
است در صحنه ها ظاهر شود، آرى وضع موجود، پاسخ دندان شكنى به اشكال فوق است ، چنانكه فلاسفه گفته اند: بهترين
دليل بر امكان چيزى وقوع آن است ))به زبان معمولى خودمان :
|
آنجا كه عيان است | |
چه حاجت به بيان است |
وانگهى مگر خانه دارى و فرزنددارى ، كار و تلاش بسيار مهم اقتصادى و فرهنگى نيست ؟!
3 - اين اشكال نيز بى اساس است زيرا پوشش در اسلام به معنى محروميت زن و مرد از اشباع غريزه جنسى از راه صحيح نيست ، تا موجب عطش بيشتر و
انفجار گردد، اگر آنچه را كه اسلام درباره ازدواج و آسان گيرى در تحقق آن فرموده ، اجرا گردد، غريزه جنسى از راه صحيح اشباع شده و
هيچگونه اشكالى پيش نمى آيد.
وانگهى اگر وضع فعلى جمهورى اسلامى ، را با وضع عصر رژيم گذشته مقايسه كنيم ، به روشنى مى فهميم كه امروز تا حدود زيادى حجاب
اسلامى رعايت مى شود، در حالى كه آن روز رعايت نمى شد، و در امروز دهها و صدها برابر فساد و تباهى و بى بندوبارى و بى عفّتى كمتر شده
است ، بنابر اين بى بندوبارى و بى حجابى عطش جنسى زن و مرد را بيشتر خواهد كرد، و حجاب و مقّيد بودن به حفظ حريم حجاب و عفاف ، تباهى
و فساد را از بين مى برد. و آمارهاى قطعى نشان مى دهد كه فساد در كشورهاى بى حجاب اسلامى به مراتب بيشتر است ، از فساد در كشورهايى كه
در آن رعايت حجاب مى شود، اينها شواهد عينىِ خلل ناپذيرى است كه بيانگر فوايد حجاب ، و بازدارندگى آن از بسيارى از تباهيها است ، و به
عكس بى حجابى و بى بندوبارى وسيله نزديك و عامل مؤ ثر براى افزايش فساد و گسترش دامنه انحرافها خواهد بود.
4 - در پاسخ چهارم بايد گفت :
اولا: پوشش براى زنان ، داراى فوايد و مصلحتهاى بسيار مهم براى آنها و جامعه است ، كه هرگز به خاطر بعضى از مصلحتهاى فرضى و جانبى
نمى توان از آن دست كشيد.
ثانيا: در آن مواردى كه مصلحت مهمترى در ميان باشد، اسلام پوشش را در آنجا لازم نمى داند، بلكه گاهى عدم پوشش را واجب مى داند، به عنوان
مثال : اگر مردى در حال غرق شدن يا سوختن است ، و در آنجا مردى كه او را نجات دهد نيست ، ولى زنان نامحرم در آنجا هستند، بر آنان واجب است
گرچه موجب كنار رفتن پوششان گردد آن مرد را نجات دهند.
و به عنوان مثال : جوانى كه مى خواهد با دخترى ازدواج كند، با توجه به مصلحت آينده براى او نگاه به چهره دختر مورد نظر، نگاه به مواضع زينت
او جايز است تا او را بشناسد.
حتّى در اين مورد پيامبر (ص) امر كرده كه خواستگار، دختر مورد نظرش را بنگرد.
بنابر اين با رعايت پوشش اسلامى ، و دستورهاى اسلام ، هيچگونه مصلحتى از دست نمى رود.
5 - فلسفه رعايت حجاب در حال نماز ممكن است از چند جهت زير باشد:
1 - حجاب براى زنان بهترين حالت است ، نماز نيز بهترين عمل عبادى است و چه بهتر كه زن نماز خود را در بهترين حالت كه حالت پوشش است
انجام دهد.
2 - نماز در عين آنكه يك عبادت است ، يك فرهنگ است ، يك كلاس بزرگ و پربار است كه درسهاى مختلف مى آموزد، يكى از درسهاى آن اين است كه
درس حجاب را به زنان مى آموزد، و آنها را عملا به حجاب دعوت مى كند.
3 - با توجّه به پنج بار نماز واجب در شبانه روز، زنان مسلمان پنج مرتبه با حجاب
كامل اسلامى با خدا رابطه برقرار مى كنند، و همين تكرار عمل ، چگونگى حجاب را به آنها ياد مى دهد، و اين دستور مقدّس را براى آنها به صورت
يك عادت خوب ، درمى آورد، و پيوند آنها را با حجاب محكم مى سازد، قطعا چنين تكرارى آن هم در نماز، تمرين عميق و خوبى براى رعايت حفظ پوشش
خواهد بود.(75)
دخترك مسيحى در رشت
مرحوم حاج شيخ يوسف جيلانى در كتاب طومار عفّت مى نويسد:
در گيلان ما دختر قشنگ و خوشگلى كه مسيحيهّ بود و پدر وى هم دكتر بود.
دكتر و مادر و جدّه دختر كه در سبزه ميدان رشت ساكن بودند، پيوسته در حفظ و حراست آن دختر بودند كه مبادا شهوت پرستان و دزدان ناموس او را
بربايند. ولى آن دختر بيچاره چون زيبا و بدحجاب بود و هميشه خود را آرايش مى كرد به جوانان عرضه مى نمود هدف گلوله قرار گرفت .
پدر و مادر به خاطر حفظ آبرويشان به ناچار او را براى معالجه به خارج بردند و پولهاى زيادى خرج او كردند تا بلكه بتوانند او را از
منجلاب مرگ تدريجى و بى آبرويى نجات دهند. گرچه دخترك از مرگ نجات يافت ، اما چه فايده آنكه ديروز از زيارتش مسرور بود، امروز از
ديدنش ناراحت مى شد، و مى هراسيد، من اين قضاوت را به خود شما واگذار مى كنم ، آيا اين كار بر اثر حجاب و پوشش بود يا در سايه بى
حجابى ؟!...(76)
خاطره اى از آيت اللّه مرواريد
بنده در مراجعت از عراق بعد از قضاياى مسجد گوهر شاد به واسطه قطع ارتباط بين مشهد و تهران كه از ناحيه خود دولت به وجود آمد.
هر كس مى خواست عبور كند مى بايد تحت كنترل باشد و مراقبت شود.
چند روزى در تهران ماندم و بعد آمدم ، بالاخره خيلى فشار مى آوردند هم از جهت لباس و هم از جهت كشف حجاب زنان ، وضع خيلى فجيعى به وجود
آورده بودند.
حتى در حرم مطهّر به خُدّام و پاسداران حرم دستور داده بودند كه چادر و چارقد را از سر زنها بكشند و به يك تعبير گفتند كه گاهى شنيده مى شد،
عده اى خودشان در پاى ضريح مى گفتند: خجالت بكش با روسرى نيا.
زنهاى خانواده ما و منسوب به ما، سحر از منزل بيرون مى رفتند وصله ارحام به جا مى آوردند.
حتى يكى از خانمها را كه مامور تعقيب كرد، حالتى برايش به وجود آمد كه بعد از دو - سه روز ناراحتى در
منزل ما فوت شدند.
از حجاب به شدت جلوگيرى مى كردند و دخترها را با اوضاع بدى در خيابانها رژه مى بردند، كاملا روشن بود كه همه اين كارها براى از بين
بردن مظاهر دينى است .(77)
خاطره حجاب زنى از كشمير
خانم سيده آسيه آندرابى از كشور كشمير مى گويد:
سال 1360 نقطه عطفى در زندگى من بود، در آن سال من به كتابى تحت عنوان افكار عميق زنان مسلمان برخوردم كه تاءثير زيادى در روح من
گذاشت و سپس با آثار خواهر ((مريم جميله )) آشنا شدم كه باعث گرايش من به درك عميق مفاهيم قرآن شد.
به آخرين تفسير ((مولانا مودودى )) پى بردم با مطالعه در سيره پيامبرانى چون حضرت ابراهيم ، موسى عيسى و محمد (ص) به اين واقعيّت
پى بردم كه همه آنها به خاطر مبارزه با خدايان دروغين زمان خود همواره در رنج بوده اند.
اين مطالعات باعث ايجاد يك انقلاب درونى من گرديد و من حجاب را به عنوان اوّلين اقدام انتخاب نمودم و آن را در بين تمام اعضاء خانواده ام رواج دادم
و سپس خانه به خانه و مدرسه به مدرسه شروع به تبليغ نموديم و جايگاه والايى را كه اسلام به زن اختصاص داده براى زنان جامعه معرفى
كرديم .(78)
طاغوتى ها از حجاب مى ترسند
(قسمتى از خاطرات اسداللّه اعلم وزير در بار شاه )
سه شنبه 17 ارديبهشت ماه 1350 شرفيابى شاه از من به خاطر سخنرانى ديروزم در دانشگاه پهلوى شيراز تمجيد كرد، به او گفتم كه چه
استقبال گرمى از من به عمل آمده بود 300 دانشجو در استاديوم ورزشى (دانشگاه ) اجتماع كرده بودند، البته از ديدن اين همه دختر با چادر وحشت
كردم .
در زمان خودم در مقام رياست دانشگاه چادر كم و بيش منسوخ شده بود.
هر دخترى كه مى خواست آن را بر سر كند تحقير مى شد. ليكن در كنفرانس ديروز سى نفرشان بودند، مناسب نديدم كه در آن لحظه اظهار نظرى
بكنم .
ضمنا به من اطلاع داده شد كه بعضى از اين دختران از دست دادن با فرهنگ مهر، رئيس جديد دانشگاه خوددارى كرده اند، و مدّعى بودند كه اسلام هر
نوع تماس جسمانى را با جنس مخالف خارج از چارچوب ازدواج ممنوع كرده است . شاه خيلى اوقاتش تلخ شد.(79)
حجاب زن آلمانى
به نام خدا اسم قبلى من زابنيه است ماجراى تشرفم به اسلام از اين قرار است كه در آلمان در همسايگى ما يك خانواده مسلمان
اهل تركيه زندگى مى كردند.
دختران آنها در مدرسه با من دوست بودند و با هم رفت و آمد داشتيم وقتى كه من به خانه آنها مى رفتم مى ديدم آنها نماز مى خوانند كم كم جذب آنها
شده و با اسلام آشنا شدم در تاريخ 4/12/1990 در مسجد اسلامى هامبورك به سرپرستى برادر محمد مقدم به دين اسلام تشرف يافتم .
آيا فكر نمى كنيد الگوى حجابى كه اسلام براى زن در نظر گرفته زحمت دارد؟
هر موجودى براى مصونيت از آسيب دشمن و بيگانه به دنبال حفاظ و مأ من و پناهگاهى مى گردد تا در پناه آن احساس امنيت و آرامش كند شما اگر يك لاك
پشت را در نظر بگيريد، مشاهده مى كنيد كه چگونه درون پوستى سخت و مقاوم مى رود تا از گزند و دشمن ايمن باشد.
چرا انسان وزن مسلمان اينگونه نباشد آدم وقتى كه دنبال محافظى مى گردد تا او را انگشت نماى غير نكند و او را از جلب توجه بديگران حفظ كند
چه بهتر كه حجاب را انتخاب نمايد.
حجاب براى من نه تنها زحمت و تحميل نيست ، بلكه يك اصل مسلم و خدشه ناپذير است كه از عقيده ام سرچشمه گرفته است و در صددم كه عقيده و
حجابم را براى همگان ابراز داشته و توضيح بدهم .
اين من بودم كه در حجاب وارد شدم و دريافتم كه حجاب يك ارزشى است و ارزشهاى ديگر در كنار حجاب به من ارزانى مى شود، نه اينكه حجاب بر
من تحميل شده باشد. من خودم اينطور تصميم گرفتم .(80)
بهترين خدمت به نسل جوان
نامه اى از يك برادر دلسوز و دردمند انقلابى از بوشهر:
غم ها و رنج هاى زيادى است كه بر قلب جوانم سنگينى مى كند از مسئولين كشور گله مندم ، امّا نه براى تورّم و گرانى و نه هشت
سال جنگ و نه از براى مسائل مادى و دنيوى ديگر، مسائلى كه بر دل من سنگينى مى كند اين است كه چرا مسئولين كشور كه حاميان عزّت و شرف اين
ملتند به حرف ميليونها حزب اللّهى اين مرز و بوم توجّه نمى كنند؟
آيا به دستورات به پيامها و وصيت نامه آن بزرگوار عمل مى كنيد؟
آيا از بى حجابى و بدحجابى ، از عروسى هاى كذائى ، از پخش و توزيع عكسها و نوارهاى
مبتذل جلوگيرى مى كنيد...؟
راديو، تلويزيون فرهنگ اسلام را تبليغ مى كند يا....؟
بسيجيان ، طلاّب و روحانيون و تمامى افراد مومن متعهد از دست مسئولين مى نالند كه چرا در برخورد با مفاسد اقدامى جدّى صورت نمى گيرد؟
چرا مسئولين به درد دل برادران ، خواهران ، مادران و پدران شهدا گوش نمى دهند؟
مسئولين كشور! انقلاب را دريابيد، خدا مى داند حيف است كه آن همه رنجها و زحمت امام راحلمان و آن همه رشادتها و دليرى فرزندان انقلاب در ميادين
نبرد هدر برود....
مسئولين بدانند كه در مبارزه با مظاهر فساد و تلاش براى فرهنگ اسلام مردم حامى آنها هستند، ولى چنانچه در انجام وظيفه كوتاهى نمايند پيش خدا
و ملّت و امام راحلمان مسئولند.
مگر نه اين است كه مقام معظم رهبرى آية اللّه خامنه اى فرمودند:
((فلسفه وجود ما خدمت به مردم است )) مگر نه اين است كه مسئولين خادم اين ملّت هستند پس بايد به مردم خدمت كنند و اكنون شايد خدمتى بهتر و
ارزشمندتر از مبارزه با فساد بى حجابى و بدحجابى نباشد و اين بهترين خدمت خصوصا به
نسل جوان است .(81)
خاطره اى از امام خمينى در مورد حجاب
برادر خادم يكى از محافظين بيت امام :
يكى ديگر از موارد خاطرات من مساله دقّت در رعايت حجاب نزديكان امام از جانب ايشان بود بعضا لازم مى شد كه ما به طور سر زده به خدمت ايشان
برسيم و مطلبى را عرض نماييم .
بلافاصله بعد از زدن درب و تقاضاى ورود از جانب ما، اگر از بستگان امام نزد ايشان بودند، خيلى سريع مى گفتند: كه كمى صبر كنيد و بعد
به بستگان خويش تذكر مى دادند چادر خود را بر سر گذارند، تا وارد شويم و بالعكس اگر ما در
داخل خانه بوديم و يكى از بستگان امام قصد دخول داشتند، بلافاصله امام مى فرمودند كه : ((يا اللّه يا اللّه ... نامحرم
داخل اتاق است )).
البته امام براى تذكر اعلام كرد وگرنه بستگان امام هميشه رعايت حجاب خويش را مى نمودند.(82)
نصايح خانم مجتهده امين
چنانچه از قرائن معلوم مى شود از صدر اسلام تا اين زمان اخير گفتگو در حجاب زنان نبوده و
معمول نوع زنان اسلام اين بوده كه خود را موظّف مى دانستند كه از نامحرمان احتراز نموده و خود را بپوشانند و تارك آنرا فاسق و گنه كار مى
دانستند.
در اين دوره اخير بعضى از آزاديخواهان بشر خواستند زن را از قيد حجاب و چادر نجات دهند و زن را در كار و فعاليت ، رديف مرد قرار دهند، اين بود
كه به اسم آزادى و دلسوزى و حُرّيت حجاب زنان را دريدند و چنانچه مى بينيم در اين دوره آنقدر بى عفّتى و فساد اخلاق در بين جامعه شيوع پيدا
نموده ....
اى خواهران مى دانيد اين نگارنده ناچيز از صنف زن مى باشم و دشمنى با هم صنف خود ندارم و طبعيت زن را بهتر از مردها مى دانم و طالب سعادت و
خوشبختى و آسايش و آزادى شما هستم و كشف حجاب اگر چه در ظاهر چون موافق با طبعيت زن است كه
مايل به خودنمايى و جلوه گرى است بسيار خوش مى آيد و البته اگر بدون چادر و حجاب آزادانه در معابر و خيابانها گذر كند و مقيّد به حجاب
نباشد، خيلى راحت تر است .
لكن ببين صلاح دين و دنياى تو در چيست ؟ حكم حجاب تكليف است و تكليف البته زحمت دارد.
و شايد بعضى خانمها و دوشيزگان خيال مى كنند با حجاب بودن و خانه نشستن اسباب ضعف و نقص آنها مى شود.
لكن اين فكر اشتباه است ، شهوت پرستى است كه منكرات را به صورت زيبا در نظر جلوه مى دهد، قدرى فكر خود را به كار بياندازيد و از دريچه
عقل خود وضعيّت امروزه را بنگريد و انصاف دهيد، آيا اين وضعيت با دين دارى و ايمان و تقوى مناسبت دارد؟
البتّه نفس بشر طالب هرزه گرى ، ولگردى و انجام هواهاى گوناگون است ، خدا پرستى غير از نفس پرستى است ....
از عموم مسلمين كه پاى بند به ديانت اسلامند تقاضا مى نمائيم كه همّت گمارند كه اين گم گشته را باز آرند كه شايد اندازه اى از اين وحشيگرى
و بى عفتى كه سرتاسر ممالك اسلامى را گرفته و شيوع پيدا نموده جلوگيرى شود...
خواهران : گمان نكنيد اگر شما شيك و مُد و بدون حجاب از منزل بيرون آئيد شرافتمند مى شويد مردها به نظر تقديس به شما نگاه مى كنند، همان
كسانيكه شما را خانم خطاب مى كنند.
اينها روى اصل قواى شهوانى است و نگاه آنها نگاه شهوت آميز است نه روى
اصل فضيلت ! همان كه با صورت بشّاش شما را استقبال مى كند و به شما دست مى دهد و احترام مى گذارد در
دل شما را خانم بى عفّت مى داند و اگر قدرى با غيرت باشد، هيچ وقت امثال شما را به همسرى نمى گيرد.
خواهر: تو مسلمان و مسلمان زاده اى و مقدّسات مذهب در تمام ملل محترم است خود را هدف تير چشمهاى ناپاك بعضى مردهاى بى عفت قرار مده .(83)
سخنى از حجة الاسلام قرائتى در مورد حجاب
شما جنس مرغوب را در كادو مى پيچيد، روى تلويزيون پارچه مى اندازيد، كتاب قيمتى را جلد مى كنيد، طلا و جواهرات را ساده در دسترس قرار نمى
دهيد.
بنابر اين جلد و حجاب نشانه ارزش است .
خداوند براى چشم كه ظريف است و خطرات آنرا تهديد مى كند، حجاب قرار داده حجاب باعث تمركز فكر مردان كه بخش عمده توليد جامعه به دست
آنان است مى گردد.
در كشورهايى كه بى حجاب است نظام خانواده از هم گسسته و آمار طلاق غوغا مى كند. اسلام به خاطر حفظ حيا، كرامت و
جلال ، جلوگيرى از تشتّت و هوسبازى و گسستن نظام خانواده حجاب را واجب فرموده .
بايد دانست كه حجاب مانع توليد نيست ، بزرگترين صادرات ايران بعد از نفت ، قالى است كه توليدش به دست زنان با حجاب است .
حجاب مانع تحصيل نيست صدها هزار دانشمند زن در كشور اسلامى ايران شاهد اين ادعّاست حجاب آرم جمهورى اسلامى ايران است .
دنيا انقلاب اسلامى ايران را باحجاب بانوان مى شناسد و ابرقدرتها از اين نشانه پرارزش انقلاب آنقدر هراس دارند كه چند دختر مسلمان را با
پوشش اسلامى بر سر درس تحمل نمى كنند.(84)
مقابله با بى حجابى
عيد نوروز سال 1306 ش بود، زائران بسيارى در حرم حضرت معصومه (عليهاالسلام ) حضور داشتند خانواده رضاخان پهلوى بدون حجاب براى
زيارت مرقد مطهر حضرت معصومه (عليهاالسلام ) به قم آمده بودند و مى خواستند با همان وضع وارد حرم شوند، اين گستاخى و بى احترامى
خانواده شان ، موجب خشم مردم مى شود و يك نفر روحانى به نام ((سيد ناظم واعظ)) مردم را به امر معروف و نهى از منكر فرا مى خواند.
در اين ميان خبر به آيت اللّه شيخ محمد تقى بافقى رسيد، ايشان نخست به خانواده رضاخان پيام داد كه اگر مسلمان هستيد نبايد با اين وضع در اين
مكان مقدس حضور يابيد، و اگر مسلمان نيستيد باز هم حق نداريد. ((زيرا كافر نبايد در حرم باشد)).
خانواده رضاخان به پيام آية اللّه بافقى ، ترتيب اثر نمى دهند، آنگاه مرحوم آية اللّه ... بافقى شخصا به حرم آمده و به خانواده رضاخان
شديدا اخطار كرد، و همين حادثه نزديك بود موجب قيام و شورش مردم بر ضد حكومت شاه شود.
از طريق شهربانى قم به رضاخان اطلاع دادند كه خانواده شما (يعنى همسر و دو دختر شما شمس و اشرف ) به دستور روحانيون در اتاقى محبوس
شده اند و به آنها اخطار شده كه حق ندارند بدون حجاب وارد حرم گردند.
رضاخان شخصا با يك واحد نظامى به قم آمد و خانواده خود را نجات داد، او با چكمه وارد صحن مطهر شد، آية الله بافقى را مورد ضرب و شتم
قرار داد.(85)
چادر نورانى
روزى حضرت اميرالمؤ منين على (ع) محتاج به قرض شد، چادر حضرت فاطمه (عليهاالسلام ) را پيش مرد يهودى كه نامش زيد بود، رهن گذاشت آن
چادر از پشم بود، قدرى جو قرض گرفت .
يهودى آن چادر را به خانه برد و در اتاقى گذاشت ، وقتى شب شد زن يهودى به آن اتاق رفت ، ناگاه نورى را از آن چادر ديد كه تمام اتاق را
روشن كرده بود وقتى زن آن حالت شگفت را ديد فرياد زد:
شوهر خود را خواست آنچه را ديده بود براى شوهرش بازگو كرد.
يهودى شگفت زده شده بود و فراموش كرده بود كه چادر حضرت فاطمه (عليهاالسلام ) در آن خانه است ، با سرعت
داخل اتاق شد، ديد كه اشقه نورانى چادر آن خورشيد عصمت است كه مانند بدر منير خانه را روشن كرده است .
يهودى از مشاهده اين حالت تعجبش بيشتر شد، يهودى همراه با زنش به خانه خويشان خود دويدند و 80 نفر از ايشان حاضر شدند و اين را ديدند از
بركت شعله چادر فاطمه (عليهاالسلام ) همگى به نور اسلام مشرف و منور گرديدند.(86)
حجاب در اجتماع
فاطمه زهرا (عليهاالسلام ) با گروهى از زنان مسلمان كه بنا به نقل واقدى 14 نفر بودند، از مدينه حركت كردند و روانه اُحد شدند تا از نزديك
جريان كار و حادثه هولناك را ببينند و پيامبر خدا را ملاقات نمايند.
حضرت فاطمه زهرا(عليهاالسلام ) با آن گروه از زنان كه دلشان مى تپيد و از آسيب رسيدن به پيامبر(ص) نگران بودند پس از مدت كوتاهى
توانستند خود را به اُحد يا بهتر بگوئيم به ميدان رزم برسانند.
وقتى آمدند كه ، پيامبر خدا چند روز پيش در هنگام رزم سراسر بدنش مجروح شده بود، ناراحتى حضرت زهرا (عليهاالسلام ) به اندازه اى بود كه
نمى توانست آب بياشامد، در اين صحنه زنهاى مسلمانى كه با حضرت زهرا(عليهاالسلام ) بودند، نگفتند: چون ما زن هستيم بايد در خانه بنشينيم ،
بلكه آنها را تعليم به حقايق و درخشان اسلام را به خوبى از رسول خدا مى آموختند و به وظيفه خود آشنا بودند، حجاب اسلامى آنها موجب نمى شد
كه دست از وظيفه خود بردارند از اينرو هر كدام مشكى پر از آب كرده و به دوش مى گرفتند و به رزمندگان آب مى دادند، زخم خوردگان را مداوا مى
نمودند.
تا آنجا احساس وظيفه مى كردند كه خود حضرت زهراى اطهر (عليهاالسلام ) نيز غذا و آب به دوش مى كشيد و از پادر آمدگان ميدان رزم پرستارى مى
كرد و به كمك اميرالمؤ منين على (ع) زخمهاى پيامبر را شستشو و مداوا مى نمودند.(87)
پس از اين داستان مى آموزيم كه زنان هم مى توانند با حجاب كامل در اجتماع خدمت كنند.
حجاب و نماز
فلسفه رعايت حجاب در حال نماز ممكن است از چند جهت زير باشد:
1 - حجاب براى زنان بهترين حالت است ، نماز نيز بهترين عمل عبادى است و چه بهتر كه زن نماز خود را در بهترين حالت ، كه حالت پوشش است
انجام دهد.
2 - نماز در عين آنكه يك عبادت است ، يك فرهنگ است ، يك كلاس بزرگ و پر بار است كه درسهاى مختلف مى آموزد، يكى از درسهاى آن اين است كه
درس حجاب را به زنان مى آموزد، و آنها را عملا به حجاب دعوت مى كند.
3 - با توجه به پنج بار نماز واجب در شبانه روز، زنان مسلمان پنج بار با حجاب
كامل اسلامى با خدا رابطه برقرار مى كنند، و همين تكرار عمل ، چگونگى حجاب را به آنها ياد مى دهد.
و اين دستور مقدس را براى آنها به صورت يك عادت خوب ، درمى آورد، و پيوند آنها را با حجاب محكم مى سازد، قطعا چنين تكرارى آن هم در نماز،
تمرين عميق و خوبى براى رعايت حفظ پوشش خواهد بود.(88)
الگوى زنان
مطابق پاره اى از روايات ، حضرت وقتى كه از خانه بيرون مى آمد شمله مى پوشيدند، (شمله روپوش فراگيرى بود كه كاملا سر تا پاى
حضرت زهرا (عليهاالسلام ) را مى پوشاند).
و نيز حضرت زهرا (عليهاالسلام ) در وصيت خود به على (ع) فرمود: ((جنازه ام را با تابوت (كه پوشاننده است )
حمل كن )).
و در اين مورد، وقتى اسماء بنت عُميس ، تابوت پوشاننده ساخت ، حضرت زهرا(عليهاالسلام ) خرسند شد و فرمود: ((بسيار خوب و عالى است ))
اين حوادث بيانگر آن است كه حضرت زهرا(عليهاالسلام ) كه بايد الگوى زنان خداپرست و مسلمان باشد، براى خود حجاب برتر را برگزيند،
و سفارش مى كرد كه حتما مسلمانان در لباس ، در مسكن ، در رفت و آمد و زندگى و تقسيم كار و... آن را رعايت كنند.(89)
زن در اجتماع
چگونگى وضع ظاهرى خطبه خواندن حضرت زهرا (عليهاالسلام )
يكى از امورى كه بعضى براى وسعت دادن به اختلاط زن و مرد، به آن تمسّك مى كنند موضوع خطبه خواندن حضرت زهرا(عليهاالسلام ) در
مسجدالنبّى است ، موضوع خطبه خواندن حضرت زهرا(عليهاالسلام ) در مسجدالنبى در برابر مردان است ، در صورتيكه با تشريح چگونگى ورود
حضرت زهرا (عليهاالسلام ) و خطبه خواندن او به روشنى به دست مى آيد كه اين ماجرا هيچ گونه دلالتى بر اختلاط يا بى تناسبى آن با حريم
حجاب و عفاف ندارد، بلكه بيانگر آن است كه بايد حتى در موارد ضرورت خطبه خواندن حضرت زهرا (عليهاالسلام ) براى تبيين امامت حق ، بايد
حريم عفاف را كاملا حفظ نمود، اينك در اينجا نظر شما را به ذكر متنى كه بيانگر ورود حضرت (عليهاالسلام ) به مسجد و خطبه خواندن اوست ، و
سپس به شرح كوتاه آن ، جلب مى كنيم :
عبداللّه بن حسن (نوه امام حسن مجتبى (ع)) از پدران خود نقل مى كند، هنگاميكه ابوبكر و عمر به اتفاق هم ، فدك را غصب كردند و اين خبر به حضرت
زهرا(عليهاالسلام ) رسيد در اين هنگام : حضرت زهرا(عليهاالسلام ) روسرى خود را بر سرش پيچيد و عباى خود را كه (روپوشى مانند چادر بود)
بر سر نمود و همراه گروهى از همفكران و ياران و زنان خويشاوند به سوى مسجد حركت كرد، آن حضرت در
حال راه رفتن بر اثر شتاب يا بلندى لباس به قسمت پايين لباسش ، پا مى گذاشت (يعنى قسمت پائين پيراهن بلند يا چادرشان ، زير پايش
قرار مى گرفت ) راه رفتن او در (متانت و وقار) از راه رفتن رسول خدا(ص) هيچ كم نداشت و همانند او بود، تا اينكه آن حضرت بر ابوبكر وارد
شد، در حاليكه ابوبكر در ميان گروه بسيارى از مهاجر و انصار و ساير مسلمانان قرار گرفته بود، در اين هنگام ميان آن حضرت و مردم پرده اى
نصب شد.
حضرت زهرا(عليهاالسلام ) نشست ، سپس ناله جانسوزى نمود كه بر اثر آن صداى همه حاضران به گريه بلند شد، به گونه اى كه گويى از
صداى گريه ، مسجد به لرزه در آمد، سپس حضرت زهرا (عليهاالسلام ) اندكى سكوت كرد، تا مردم آرام شدند، و جوش و خروششان بر اثر گريه
، فرو نشست ، آنگاه خطبه را شروع كرد.(90)
اعتراض شديد زينب (س ) به يزيد
در ماجراى اسارت زينب (عليهاالسلام ) زنان خاندان رسالت و همراهان پس از حادثه خونين عاشورا، زنان خاندان رسالت و همراهان را به گونه اى
وارد دمشق كردند كه به آنها هتك حرمت شد، به طورى كه روپوش آنها را غارت كردند.
هنگاميكه زينب و همراهان را به مجلس يزيد وارد كردند، حضرت زينب (عليهاالسلام ) در همانجا سخنرانى شديدى بر ضدّ روشهاى ظالمانه يزيد و
يزيديان نمود، از جمله بر سر يزيد فرياد زد و فرمود:
آيا اين عدالت است كه زنان و كنيزان خود را در پشت پرده بنشانى ، ولى دختران
رسول خدا(ص) را به صورت اسير حركت دهى ، حريم پوشش زنان ما را بشكنى و نقاب از چهره آنها بردارى .
سپس فرمود: سوگند به خدا جز پوست خودت را نكنده اى و گوشت خودت را پاره پاره نكرده اى ، حتما تو را در (قيامت ) نزد
رسول خدا (ص) ببرند، با بار سنگين گناه ، گناه ريختن خون اهل بيت آن حضرت ، و هتك حرمت (حجاب ) آنها، آنگاه حق ما از تو گرفته خواهد شد، و
در آنجا عزّت ما و ذلّت خود را خواهى ديد.
اين فراز بيانگر آن است كه خاندان رسالت در مورد، ((قداست حريم حجاب )) بسيار حساّس بودند، به طوريكه هتك آن را در كنار گناه بزرگ
ريختن خونشان ، عنوان يك گناه بزرگ مى شمردند، و با ذكر آن به سلطان ستمگر وقت ، اعتراض مى نمودند.(91)
شهادت آيت اللّه آقا زاده در راه مبارزه با بى حجابى
شهيد آيت اللّه ميرزا محمد خراسانى مشهور به آقا زاده فرزند آخوند آيت الله شيخ كاظم خراسانى صاحب كتاب كفاية
الاصول است ، وى در نيمه شعبان 1294 ه ق در نجف اشرف به دنيا آمد، و پس از رشد علمى و دريافت درجه اجتهاد، در
سال 1325 ه ق (يك سال بعد از رويداد مشروطيت ) به مشهد هجرت نمود، و در آنجا سكونت نموده علاوه بر تدريس و تربيت شاگرد، در امور
سياسى دخالت مى كرد، و تا سر حد جهاد و تبعيد و زندان ، با هر گونه فساد مبارزه مى نمود.
هنگاميكه رضاخان كشف حجاب اجبارى را به اجرا گذاشت ، مرحوم آية اللّه آقا زاده همراه علماى ديگر، اعتراض شديد خود را اعلام نمود.
علماى برجسته مشهد مانند: آيت اللّه العظمى حاج آقا حسين قمى ، آيت اللّه حاج شيخ محمد آقا زاده ، آيت اللّه شيخ هاشم قزوينى ، آيت اللّه سيد عبداللّه
شيرازى ، آيت اللّه سيد على اكبر خويى ، آيت اللّه شيخ غلامحسين قزوينى ، آيت اللّه سيد على سيستانى و... در بيت آيت اللّه العظمى سيد يونس
اردبيلى (ره ) اجتماع كردند و اعتراض خود را طىّ تلگرافى به رضاخان ، ابلاغ نمودند، اين تلگراف ، با امضاى 31 نفر از علماى برجسته مشهد،
مزيّن شده بود.
پس از كشتار فجيع مسجد گوهر شاد به دست مزدوران رضاخانى ، چون رژيم پهلوى
احتمال قيام عمومى را مى داد، همه علماى مبارز را دستگير كرده و از مشهد تبعيد نمود.
|