شمس الدين محمد حافظ شيرازى در سال 724 هجرى در شيراز به دنيا آمد . او در
دوران كودكى پدرش را از دست داد و بى سرپرست ماند . حافظ در شرائط بسيار سختى
زندگى مى كرد و در نهايت فقر و تنگدستى به
تحصيل علم و دانش پرداخت .
او عليرغم مشكلات يتيمى و فقر و بينوائى ، در راه
تحصيل عم ، كوشش و فداكارى زيادى كرد و حافظه نيرومند خود را به كار گرفت ، تا
توانست ، تمام قرآن كريم را از حفظ كند و به همين جهت به حافظ لقب يافت .
حافظ در يكى از اشعارش ، به اين موضوع چنين اشاره مى نمايد:
به قرآنى كه اندر سينه دارى
|
حافظ با دانش اندوزى و سرودن اشعار اخلاقى ،عرفانى و حكيمانه ، توانست ، خدمات
علمى و فرهنگى فراوانى انجام دهد . او در حكمت ، لغت و ادبيات فارسى ، استادى بلند
مرتبه و گرانمايه شد و در عرفان ، به اندازه اى پيشرفت كرد، كه به لسان الغيب
لقب يافت . (29)
گويا به همين مناسبت ، اين شعرها را سروده است :
دوش وقت سحر، از غصه نجاتم دادند
|
و ندر آن ظلمت شب ، آب حياتم دادند
|
چه مبارك سحرى بود و چه فرخنده شبى
|
آن شب قدر، كه اين تازه براتم دادند
|
من اگر كامروا گشتم و خوشدل ، چه عجب
|
مستحق بودم و اينها به زكاتم دادند
|
اين همه قند و شكر كز سخنم مى ريزد
|
اجر صبريست ، كز آن شاخ نباتم دادند
|
همت حافظ و انفاس سحر خيزان بود
|
|
كه ز بند غم ايام نجاتم دادند . (30) |