|
دخترم خوش آمدى جاى تو در دنيا نبود | |
بى وجود تو صفا، در گلشن عقبى
نبود |
|
جان بابا! بارها مرگ از خدا كردم طلب | |
بى تو جز خون جگر در ديده زهرا
نبود |
|
دخترم آن شب كه من دست على دادم به تو | |
جاى پنج انگشت سيلى در رخت پيدا
نبود |
|
جان بابا، نقش اين سيلى گواهى مى دهد | |
هيچ كس
مثل من و مثل على تنها نبود |
|
دخترم ، وقتى كه بر ماه رخت سيلى زدند | |
هر چه مى پرسم بگو: آيا على آنجا
نبود؟ |
|
جان بابا، بود اما دستهايش بسته بود | |
چاره اى جز صبر بين دشمنان تو
نبود |
|
دخترم ! آيا حسينم ديد مادر را زدند | |
شاهد اين صحنه آيا بود زينب يا نبود |
|
جان بابا! لرزه بر اندامشان افتاده بود | |
ذكرشان جز يا
رسول الله و يا اما نبود(291) |