|
در زندگى كه پايه آن بر عدم بود | |
خوشبخت آنكه صاحب جود و كرم بود |
|
با آنكه جمع سيم و درم مى كند بگو | |
گر صرف راه خير نسازى ستم بود |
|
آن را كه زير سايه او خلق راحتند | |
از آفتاب روز قيامت چه غم بود |
|
گر شادمان شود دل افسرده اى ز تو | |
نيكوتر از عمارت بيت الحرم بود |
|
آن كس كه دست مردم بيچاره را گرفت | |
پيش خدا و رسول خدا محترم بود |
|
مال تو صرف مردم محتاج گر شود | |
روز جزا جزاى تو باغ ارم بود (20) |