مقدمه ميلاد موعود وصال دوست چرا او قائم آل محمد (عليه السلام) ناميده شد؟! مهدى چه كسى است؟! يازده مهدى رسول خدا در بقيع فاطمه جان گريه نكن! قيام مرد مدنى ملاقات خضر (عليه السلام) و دجال همين حسين (عليه السلام) حيرت و غيبت انتقام از بنى اميه سر پياله بپوشان كه خرقه پوش آمد پرتو رايت دوست دجال در كعبه نطق آب و نطق خاك و نطق گل امام حسن عسكرى (عليه السلام) در زندان خدا حافظ اى كاخ! گنج سليمان در اسپانيا امسال به حج مرو باز آى دلا هر آنچه هستى باز آى راز دل سهم غريم كيسه سبز مسرور طباخ پانصد يا چهارصد و هشتاد ((دينور)) يا((رى)) در جستجوى امام زمان (عليه السلام) گوشواره باارزش خود را به قافله برسان! طبيب درد بى درمان! اموال را از بدهكاران مطالبه كن مردى كه متحير بود! زمين خالى از حجت نيست هزار دينار در وجه اسب و شمشير خداوندا! به او پسرى عطا كن! چرا دعاى فرج را نمى خوانى؟ درخواست دعا براى فرزند كفن اهدايى امام (عليه السلام) خلعت اهدايى وقتى احمد بن اسحاق پاسخ نامه و آن خلعت شريف را دريافت مى كند با خود مى گويد: ايشان با اين اشاره مرا از فرا رسيدن زمان مرگم آگاهفرموده اند. و همان طور هم شد. وقتى از سفر حج باز مى گشت در حلوان - شهرى مرزى - در كنار خانقين عراق در گذشت. (44) من به دعاى امام زمان(عليه السلام) متولد شدم! دعايت مستجاب و دشمنت كشته شد! دست نگه دار! ما راضى به سفر تو نيستيم! خداى را به خاطر منتى كه بر تو نهاد شكر كن! پسرم حسن! چرا پاسخ نامه نيامد؟ نام آنها را حذف كنيد! عزل خادم شرابخوار! نقشه آنها نقش بر آب شد! مقام پدرت را به تو عطا كرديم! آيا دينم به سلامت خواهد بود؟! آقا جان، درست مى فرمايند! پيام عجيب! تنگدستى من؛ و عنايت مولا! فرستاده امام زمان (عليه السلام) ظهور؛ پس از يأس و نوميدى! دعايى هم تو بر احوال ما كن! پيام را برسان و نترس! نام او را محمد بگذاريد! برويد كربلا تا زبان نوجوان باز شود! حق پسر عمويت را جدا كن! غلام را بفروش! عبارت نامرئى! چرا احسان ما را رد نمودى؟ با آنها سفر مكن! گل بنفشه موقع دريافت حقوق! تبركى از مولا! در مورد آن زن سكوت كن! اين راز را حفظ كن! مطلب بدون پاسخ! نامه اى از امام حسن عسكرى (عليه السلام) نگران نباش! آشنا به زبان! چرا من؟ سلام و عنايت مولا! مى خواهى هدايت شوى! نيازى به مال او ندارم! طلاى مفقود طلايى كه گمشده بود؛ به ما رسيد! كيسه اى كه در دجله انداختند! سرمه متبرك! لوح قبر! اموال را به حسين روح بده! حسين بن روح؛ و تقيه رحمت خدا بر على بن بابويه قمى شيعه به كجا پناه ببرد؟ ادعاى وكالت! ادعاى حلاج و رسوايى او! پسر حلاج و حمايت وى از پدر شلمغانى؛ و عاقبت او! روزهاى ظهور! در جستجوى يار! دوست دارى امام زمانت را ببينى؟ نوجوانى با مهابت! آقا را عصر روز عرفه ديدم! در جستجوى محبوب! چيزى بر مردم پوشيده نمى ماند! وضع زندگى ات چه طور است؟ در آرزوى ملاقات! اى آقاى اهل بيت! به اميد ديدار يار! دوست واقعى ما! من بقيه الله در زمين هستم! صاحب الامر كيست؟ بايست و تكان نخور! در جستجوى او! پنداشتى كه تو را نمى بينم؟! من قائم آل محمد هستم! دعوت مولاى خود را بپذيريد! نوجوان ماه سيما! عجز مأموران خليفه از دسترسى به آقا! آرزوى زيارت مهدى (عليه السلام)! نامه اى در كنار قبر مطهر! سرانجام توفيق ديدار حاصل شد! چرا ترديد؟ ولى عصر (عليه السلام) و نصب الاسود! پول حج و فاسق؟! صحراى عرفات و ديدار مولا! دست مسيحايى! دواى درد من تويى! خضر نياز ديدار او! آغاز امامت او! غذاى بهشتى، و پذيرايى از دوستان! جنگ صفين؛ و يارى امام زمان (عليه السلام) علوى واقعى اوست! شبهات مخالف؛ و پاسخ مولا در سن كودكى! ياد مولا و سرور دل! مشكل علمى خود را از قائم ما بپرس! ابا صالح! بيا درمانده ام من! گل سرخ نگران درد و مرگ نباش! عنايت مولا و رسوايى دشمن! جهان پيش از ظهور نور!