|
اى اباصلت مرا بگذر و تنها بگذار | |
من دل سوخته را با دل خود وابگذار |
|
من غريب وطن و خلق به خود مشغولند | |
تو مرا در دل اين غمكده تنها بگذار |
|
نقشه گشتن من بود كه سربسته بماند | |
تا كه گفتند به من رو به مصلى بگذار |
|
اى شهادت دل آتش زده ام را درياب | |
مرهم مهر بزخم جگر ما بگذار |
|
همه اعضاء من از سوزش انگور گداخت | |
پسرم، نور دلم، بر سر من پا بگذار |
|
سالها رفت كه داغ غم مادر دارم | |
سرم اى مرگ تو بر سينه زهرا بگذار(73) |