|
در گذر باز كه نزد توپناه آورديم | |
سينه سوخته از آتش آه آورديم |
|
عمرى اندر پى دل گرد هوس ها گشتيم | |
عاقبت اين دل گمراه به راه آورديم |
|
هر كجا ديد سرابى دل ما پر زد ورفت | |
اينك به اين مرغك وحشى سر چاه آورديم |
|
باز كن در كه به درگاه تواندر كف خويش | |
دل بشكسته وخون غرق گناه آورديم |
|
گرچه اين توبه شكستيم به صدر بار دلى | |
در گذر باز به نزد توپناه آورديم |