|
من به درگاه تو با بار گناه آمده ام | |
شرمسارم ز تو با روى سياه آمده ام |
|
چشم پر اشك و دل خسته و بار سنگين | |
مستمندم به در خانه شاه آمده ام |
|
آتش معصيتم ، شعله كشد بر آفاق | |
زير ابر كرمت من به پناه آمده ام |
|
گر قبولم نكنى ، روى نمايم به كجا | |
نه به دينجا، ز پى حشمت وجاه آمده ام |
|
من بيچاره ز فعل بد خود منفعلم | |
شرمسارم ز پى عذر گناه آمده ام |
|
بارالها درى از رحمت خود باز نما | |
كه به شوق كرمت اين همه راه آمده ام |
|
((مذنب )) زار و حقير به در خانه دوست | |
پى پوزش به دو صد ناله و آه آمده ام |