1- البته در كتاب ((توحيد مفضل )) با مقدمه و تعليقه هاى آقاى ((كاظم
مظفر)) مقدمه اى در شرح حال ((مفضل )) آمده كه تا حدودى به ابعاد حيات او
پرداخته شده است .
2- الذريعة الى تصانيف الشيعة ، ج 4، ص 482.
3- ((توحيد المفضل )) با مقدمه و تعليقه هاى آقاى ((كاظم مظفر))، ص 4.
4- ((رجال شيخ طوسى ))، در اصحاب امام صادق (ع )، ص 314 و اصحاب امام
كاظم (ع )، ص 360.
5- الارشاد فى معرفه حجج الله على العباد، ص 208.
6- ((اصول كافى ))، ج 2، ص 209.
7- ((اصول كافى ))، ج 2، كتاب الايمان و الكفر، باب اصلاح بين مردم ، ص
209.
8- اعتبار كتاب را منوط به اعتبار او ندانستيم ؛ زيرا به تعبير مرحوم مجلسى كه
در آينده مى آيد، متن كتاب بخوبى گوياست كه سخنان معصوم است و حتى ضعف راوى
و...زيانى به حديث نمى رساند، بويژه آنكه حديث درباره احكام نيست و
عقل در آن نقش بيشترى دارد.
9- ((الاختصاص ))، ص 216، حديث
مفضل و آفرينش ارواح شيعيان از ائمه (ع ).
10- ((محمد بن سنان )) در سند روايت
مفضل هست و اين روايت دليل اعتبار و منزلت او در نزد امام (ع ) است .
11- ((عيون اخبار الرضا (ع ))) ج 1، باب 4، حديث 29.
12- ((اصول كافى ))، ج 2، ص 209.
13- ((اصول كافى ))، ج 2، كتاب الايمان و الكفر، باب صبر، حديث 16.
14- ((معجم رجال الحديث ))، ج 18، ص 302.
15- از اصحاب ثقه و جليل القدر امام صادق (ع ) بوده است . نگاه كن به : منتهى
الامال ، ج 2، اصحاب امام صادق (ع ) ص 320.
16- ((معجم رجال الحديث ))، ج 18، ص 303، به
نقل از رجال كشى .
17- ((رجال كشى ))، شرح حال مفضل بن عمر جعفى .
18- ((كتاب من لا يحضره الفقيه ))، ج 1، ص 3.
19- ((اصول كافى ))، ج 2، كتاب الايمان و الكفر، باب صبر، حديث 16.
20- ((الارشاد فى معرفة حجج الله على العباد))، ص 208.
21- ((رجال شيخ طوسى ))، اصحاب امام صادق و امام كاظم عليهما السلام
بترتيب ، صفحات 314 و 360.
22- ((الغيبة )) ص 210.
23- ((معجم رجال الحديث )) ج 18، ص 294.
24- ((المناقب ))، ج 4، باب امامت امام صادق (ع )
25- ((الامان من اخطار الاسفار و الازمان ))، ص 78. نيز نگاه كن : ((سفينة
البحار))، ج 2، ص 372.
26- ((كشف المحجة لثمرة الحجة ))، ص 50.
27- مقصود، ((حديث توحيد مفضل )) و
((اهل حديث اهليجيه (هليله ))) است .
28- ((بحارالانوار))، ج 3، ص 57 و 152.
29- ((حديث مرسل )) آن است كه اسناد آن
متصل نباشد. در مقابل ، حديث مسند است و آن حديثى است كه ((محدث )) با ذكر همه
اسناد، آن را به معصوم (ع ) نسبت مى دهد. براى توضيح بيشتر ر.ك : سبحانى ، جعفر،
((اصول الحديث و احكامه ))، ص 95.
30- ((بحارالانوار))، ج 3، ص 55 و 56.
دليل سخن آخر و مرحوم مجلسى آن است كه : احاديثى بايد صحيح السند باشند كه
بيانگر حكمى عبادى و يا غير عبادى باشند اما چنين حديث روشنى كه
عقل تمام مضامين آن را تاييد مى كند چه نيازى دارد كه سند آن صحيح باشد.
31- ((ترجمه توحيد مفضل ))، ترجمه مرحوم مجلسى (ره )، ص 3 و 4.
32- براى شناخت اين عالم بزرگ اسلامى نگاه كن : منتهى
الامال ، ج 2، ص 410.
33- توحيد مفضل در دو بخش است ، يك بخش همين مقدار كه در عالم سفلى است و در
ميان دانشمندان به ((توحيد مفضل )) مشهور است و در چهار مجلس تدوين يافته و بخش
ديگر همان معارف ملكوتى و ماوراء الطبيعى است كه ((صادق الوعد (ع ))) به
مفضل وعده كرد. اين بخش بمراتب مهمتر و شگفت تر از توحيد
مفضل مشهور است . چنانكه از سخنان مرحوم شيخ آقا بزرگ تهرانى بر مى آيد، شخصى
به نام ((سيد ميرزا ابوالقاسم ذهبى )) اخيرا به آن دست يافته و همه آن را در
كتابى به نام ((تباشير الحكمة )) گرد آورده است . هنگامى بيشتر به عمق و درستى
سخن مرحوم صدر پى مى بريم كه به اين نكته نيز توجه كنيم .(ر.ك الذريعة الى
تصانيف الشيعه ، ج 4، ص 488).
34- ((اعيان الشيعة ))، ج 10، ص 132 و 133 و ((سفينة البحار))، ج
2، ص 372.
35- مرحوم كفعمى آنگاه مى گويد: ((گويا مقصود از باب امام ، باب اسرار و
دانشهاى اوست .)) ((ر.ك : المصباح ، ص 227) و نيز مرحوم نورى در ((مستدرك
الوسايل ))، ج 3، ص 570 و ابوعلى در ص 319 رجالش و صاحب ((اعيان الشيعه
)) در ج 4، ص 544، اين سخن را نقل كرده اند.
36- ((منتهى الآمال ))، ج 2، باب نهم ،
فصل هفتم ، ص 442 و 443.
37- اين احاديث را در بخش مفضل از ديدگاه روايات آورديم .
38- كتاب ((توحيد مفضل )) و ((توحيد هليلة )).
39- ((بحار الاءنوار))، ج 3، ص 57 و 152.
40- ((الذريعة الى تصانيف الشيعة ))، ج 4، ص 482 و 483.
41- در صفحات بعد، سخن مرحوم حاج شيخ عباس قمى در اين باره مى آيد.
42- بايد دانست كه لطف و عنايت امام (ع ) به
مفضل از اين هم بالاتر است ؛ زيرا در پايان مجلس چهارم اين كتاب ، امام (ع ) به
مفضل وعده مى دهد كه در مجالسى ديگر، معارف و حقايق ملكوت را برايش بگويد. بى شك
امام ، صادق الوعد است و بايد به دنبال آن كتاب نيز گشت ، البته سخن مرحوم آقا
بزرگ تهرانى را درباره يافتن آن كتاب نيز ذكر كرديم . در
حال اين وعده و عمل به آن خود بيانگر جايگاه و گنجايش
مفضل در نزد امام صادق (ع ) است .
43- نگاه كن ((معجم رجال الحديث ))، ج 18، ص 303 و 304.
44- نگاه كن : ((معجم رجال الحديث ))، ج 18، ص 300 و
((رجال نجاشى )) و ((رجال ابن غضائرى )).
45- ((وسائل الشيعة ))، ج 3، ص 584 و
((رجال كشى ))، ص 91.
46- ((منتهى الامال ))، ج 2، ص 443 و 444.
47- علت اين امر در سطرهاى گذشته ذكر شد. نيز نگاه كن : ((معجم
رجال الحديث ))، ج 7، ص 245.
48- ((معجم رجال الحديث ))، ج 18، ص 303.
49- حكمتهاى فراوان اين امر نيز در سخنان امام (ع ) آمده است .
50- سوره فصلت ، آيه 52.
51- درباره فضيلت ((تفكر)) و ((تدبر)) و
((تاءمل )) رجوع كنيد به : ((المحجة البيضاء))، ج 8، كتاب التفكر، ص 192 و
بعد از آن .
52- محمد حسين المظفر، ((حياة الامام الصادق ))، ص 248.
53- سوره اسراء، آيه 85
54- ((الذريعة الى تصانيف الشيعة ))، ج 4 ص 482.
55- ((الذريعة الى تصانيف الشيعة ))، ج 4، ص 482.
56- ((بحار الانوار))، ج 3 ص 57 و 152
57- ((توحيد المفضل ))، مكتبة الداورى ، چ سوم ، با مقدمه و پاورقى آقاى
كاظم مظفر.
58- ((الذريعة الى تصانيف الشيعة ))، ج 4 ص 288
59- نگارنده ، نسخه خطى اين ترجمه را نديده و قضاوتهاى او تنها بر اساس
چند نسخه چاپى پر غلط است ، چه بسا مرحوم مجلسى در نسخه اصلى همه جا سخن و
توضيح خود را از اصل جدا كرده باشد. رضوان الله عليه و اسكنه الله فسيح جناته .
60- ((الذريعة الى تصانيف الشيعه ))، ج 4، بخش ترجمه ها.
61- ((الذريعة الى تصانيف الشيعه ))، ج 4، بخش ترجمه ها.
62- اين كتاب توسط انتشارات حجر در
سال 1361 به چاپ رسيده است .
63- بخشى از مناجاتهاى رهبر كبير انقلاب اسلامى ، امام خمينى رضوان الله
عليه كه در آغاز كتاب ((چهل حديث )) آمده است .
|