اينجا حضرت (عليه السلام)، ((با دست ، اشاره به سينه خود نموده فرمود: آه كه چه شوقى به ديدار او دارم ))(775)!
پيشگويى على (عليه السلام) از ظهور مهدى (عليه السلام)
671 - 19- حسين بن خالد، از امام رضا (عليه السلام)، از پدران بزرگوار خود (عليهم السلام )، از امير مؤ منان (عليه السلام)
نقل مى كند كه فرمود:
اى حسين ، نهمين فرزند از نسل تو همان بپادارنده حق ، و پيروز گرداننده دين اسلام (بر همه اديان ) و عدالت گستر است .
امام حسين (عليه السلام) فرمود: ((عرض كردم ، آيا به راستى اين شدنى است ))(776)؟
فرمود: آرى سوگند به آن خدايى كه محمد (صلى الله عليه و آله و سلم) را به پيامبرى برانگيخت و او را بر همه آدميان برگزيد (اين شدنى
است )، ولى پس از غيبت و حيرتى كه در آن مدت ، جز خالصان و اهل يقين كه خدا از آنان پيمان ولايت ما را گرفته و ايمان را در دلهايشان استوار
داشته و با روحى از جانب خود يارى شان نموده كسى بر دين خدا پايدار نمى ماند.
ظهور در چهره جوانى رشيد
672 - 20- امام حسين (عليه السلام) فرمود: ((اگر مهدى آل محمد (صلى الله عليه و آله و سلم) قيام كند، مردم او را نشناسند، زيرا
او به سوى آنان مى آيد در حالى كه جوانى رشيد است و از بزرگترين آزمونها اين است كه صاحب مردم (امام زمان ) جوان ظهور مى كند در حالى كه
آنان مى پندارند او پير مرد كهنسال است ))(777).
صابران عصر غيبت
673 - 21- عبدالرحمن بن سليط گويد: امام حسين (عليه السلام) فرمود: ((آن دوازده امام هدايت يافته ، از مايند، اولينشان امير مؤ
منان على بن ابى طالب (عليه السلام)، و آخرينشان همان نهمين نفر از فرزندان من است ، او همان كسى است كه حق را به پا مى دارد، خداى سبحان به
وسيله او زمين را پس از مرگ زنده مى سازد و دين حق را بر همه اديان ، و اگر چه مشركان را خوش نيايد پيروز مى كند، او غيبتى (طولانى ) دارد كه
در آن گروههايى از دين بر مى گردند و گروههاى ديگرى بر دين خود پايدار مى مانند و آزرده مى شوند و به آنان (با طعن ) گفته مى شود:
(اگر راست مى گوئيد، اين وعده كى رخ مى دهد؟)(778)))(779).
آگاه باشيد هر كه در غيبت او بر اين آزار و تكذيبها صبر كند، همچون كسى است كه با شمشير خود در ركاب
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) جهاد مى كند.
رفتار مهدى (عليه السلام) با پيروان
674 - 22- حسن بن هارون گويد: نزد امام حسين (عليه السلام) نشسته بودم كه معلى بن خنيس از حضرت (عليه السلام) پرسيد:
آنگاه كه مهدى آل محمد (صلى الله عليه و آله و سلم) ظهور كند آيا بر خلاف سيره على (عليه السلام)
عمل مى كند؟
فرمود: ((آرى ، بدين گونه كه : على (عليه السلام) با نرمى و خوددارى رفتار مى نمود، زيرا مى دانست كه پس از او شيعيانش مغلوب (دشمنان )
واقع مى شوند، و مهدى آل محمد (صلى الله عليه و آله و سلم) هنگام ظهور، با قدرت و (در صورت لزوم ) دستگير ساختن
عمل مى كند، زيرا مى داند كه پس از او ديگر شيعيانش مغلوب (نابكاران ) نخواهد شد))(780).
انتقام از ستمكاران
675 - 23- امام حسين (عليه السلام) فرمود: ((خدا قائم ما (آل محمد (صلى الله عليه و آله و سلم)) را آشكار مى كند تا از ستمكاران
انتقام بگيرد))(781).
عرض شد: اى فرزند رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم)! قائم شما كيست ؟
فرمود: ((هفتمين از فرزندان پسرم محمد بن على (عليه السلام)، او حجة بن الحسن بن على ابن محمد بن على بن موسى بن جعفر بن محمد بن على
فرزندم مى باشد، و او همان كسى است كه زمانى طولانى غائب مى شود، سپس ظهور مى كند و زمين را پر از
عدل و داد مى سازد، به همان سان كه از ظلم و جور پر شده باشد))(782).
مدت جنگهاى مهدى (عليه السلام)
676 - 24- شيخ صدوق (ره ) با سند خود از عيسى خشاب نقل مى كند كه گفت : به امام حسين (عليه السلام) عرض كردم : آيا صاحب
الامر شمايى ؟
فرمود: ((نه ، بلكه صاحب الامر، آن دور افتاده (به آخر دورانها) فرارى (از انبوه نااهلان امت ) است كه انتقام خون پدر او گرفته نشده از دست
عموى خويش است . و (آنگاه كه ظهور كند) شمشير (پيكار با ستم پيشگان ) را تا هشت ماه بر شانه خود مى نهد))(783).
مدت حكومت او
677 - 25- از امام حسين (عليه السلام) روايت شده كه فرمود: ((مهدى
آل محمد (صلى الله عليه و آله و سلم)، نوزده سال و چند ماه فرمانروايى مى كند))(784).
برخى اوصاف او
678 - 26- مرحوم صدوق با سند خود از كسى نقل مى كند كه گفت : از امام حسين (عليه السلام) شنيدم مى فرمود ((قائم اين امت ،
نهمين از فرزندان من است ، اوست داراى غيبت (صغرى و كبرى )، و اوست كه ميراث (و
اموال ) او تقسيم مى شود در حالى كه زنده است ))(785).
سامان يك شبه
679 - 27- مرحوم صدوق با سند خود، از امام حسين (عليه السلام)
نقل مى كند كه فرمود: ((در نهمين از فرزندان من ، سنتى از يوسف (عليه السلام) و سنتى از موسى بن عمران (عليه السلام) وجود دارد و او قائم ما
اهل بيت نبوت است كه خداى متعال ، امر او را در يك شب اصلاح مى كند))(786).
680 - 28- از امام حسين (عليه السلام) روايت شده كه فرمود: ((در قائم ما
(آل محمد (صلى الله عليه و آله و سلم)) سنتهايى از پيامبران وجود دارد: سنتى از نوح ، سنتى از ابراهيم ، سنتى از موسى ، سنتى از عيسى ، سنتى
از ايوب و سنتى از محمد (صلى الله عليه و آله و سلم).
اما سنتى از نوح (عليه السلام) به ارث برده است : طول عمر است .
سنتى كه از ابراهيم به ارث برده است : پنهان به دنيا آمدن و كناره گرفتن از مردم .
سنتى كه از موسى (عليه السلام) به ارث برده است : ترس و غايب شدن است .
سنتى كه از عيسى (عليه السلام) به ارث برده است : اختلاف مردم درباره اوست .
سنتى از ايوب (عليه السلام) به ارث برده است : گشايش پس از گرفتارى است .
و سنتى كه از ( پيامبر اكرم ) محمد (صلى الله عليه و آله و سلم) به ارث برده است : ظهور با شمشير است ))(787).
681 - 29- و از او شنيدم فرمود: ((ولادت قائم ما (آل محمد (صلى الله عليه و آله و سلم)) از مردم پنهان مى شود، تا جايى كه مى
گويند: او هنوز تولد نيافته است . او در حالى ظهور مى كند كه پيمان هيچ كس بر عهده او نيست )).(788)
سختگيرى بر ستم پيشگان
682 - 30- بشر بن غالب اسدى گويد: امام حسين (عليه السلام) به من فرمود: ((اى بشر، ماندن قريش چه معنى دارد آنگاه كه
قائم (آل محمد (صلى الله عليه و آله و سلم)) پانصد مرد آنان را احضار كند پس نگهدارد تا گردن همه را بزند، سپس پانصد نفر ديگر را، سپس
پانصد نفر ديگر را))(789)؟
عرض كردم : خدا اءمر شما را سامان بخشد، آيا اينان به آن زمان مى رسند؟
فرمود: ((سرپرست قوم ، از آنان است ))(790).
بشير برادر بشر گويد: من شهادت مى دهم كه امام حسين (عليه السلام) (در
نقل اين حديث ) براى برادرم شش بار شمرد (نه سه بار).
قتل بنى اميه
683 - 31- عبدالله بن شريك در ضمن حديثى كه ما آن را خلاصه نموده ايم
نقل مى كند كه امام حسين (عليه السلام) بر گروهى از بنى اميه كه در مسجد پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) دور هم نشسته بودند گذر نمود،
(اغلب در چنين مواقعى از اهل بيت پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) بد مى گفتند) حضرت (عليه السلام) فرمود: ((آگاه باشيد، به خدا
سوگند، دنيا پايان نمى پذيرد مگر آنكه خدا از نسل من ، مردى را برانگيزد كه از شما (بنى اميه ) هزار نفر را به هلاكت رساند و با آن هزار، هزار
نفر ديگر را هم ، و با آن هزار، هزار نفر ديگر را نيز))(791).
عرض كردم : فدايت شوم ، آنان فرزندان چنين و چنانند، به آن روز نمى رسند.
فرمود: ((واى بر تو، در آن زمان از نسل هر مردى (از اينان ) چنان و چندان مرد پديد مى آيد، سرور اين قوم هم از خودشان است ))(792).
684 - 32- روايت شده كه امام حسين (عليه السلام) فرمود: ((همانا خدا در قرقيسيا سفره اى - و يا طبق روايتى ديگر: ادبستانى -
دارد، يك آگاه به احوال از آسمان سر مى كشد و ندا مى دهد:))(793) اى پرندگان آسمان ، و اى درنگان زمين ، بياييد و از گوشت جباران سير
شويد.
9 - ((درباره شيعيان ))
فرق ميان شيعه و دوستدار
685 - 1- مردى به امام حسين (عليه السلام) عرض كرد: اى فرزند
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم)، من از شيعيان شمايم ، حضرت (عليه السلام) فرمود: ((از خدا بترس و چيزى را ادعا مكن كه خدا بگويد:
در ادعاى خود دروغ گفتى و گناه كردى ، زيرا شيعيان ما كسانى اند كه دلهاشان از هرگونه مگر و فريب و كينه پنهان ، پاك باشد. بلكه بگو: من
از دوستداران شمايم ))(794).
اسامى شيعيان در نزد اهل بيت (عليهم السلام )
686 - 2- امام صادق (عليه السلام) فرمود: عادت حبابه والبيه (زنى سالخورده و علاقه مند به خاندان نبوت ) اين بود كه هرگاه
مردم نزد معاويه مى رفتند او نزد امام حسين (عليه السلام) مى رفت ، و او (در راه بندگى خدا) زنى پرتلاش بود، از (كثرت ) عبادت پوست شكمش
به بدنش چسبيده بود.
او يك بار همراه پسر عموى خردسال خود بيرون آمده خدمت امام حسين (عليه السلام) رسيد و عرض كرد: فدايت شوم . ببين آيا اين پسر عمويم را در آن
(صحيفه آسمانى ) كه نزد شماست مى يابى و آيا او را اهل نجات مى بينى ؟
پس حضرت (عليه السلام) فرمود: ((آرى او را نزد خود از شيعيان خود مى يابم ، و او را
اهل نجات مى بينم ))(795).
شيعيان بر فطرت توحيد
687 - 3- عمران بن ميثم گويد: من و عبايه اسدى بر زنى از بنى اسد كه حبابه والبيه نام داشت (و عمه من بود) وارد شديم . عبايه
گفت : آيا ميدانى اين جوانى كه همراه من است كيست ؟
حبابه گفت : نه .
گفت : وه ! پسر برادرت ميثم است .
حبابه گفت : آرى به خدا، آرى به خدا.
سپس گفت : آيا براى شما حديثى را كه از امام حسين (عليه السلام) شنيده ام بازگو نكنم ؟
عرض كرديم : چرا (مايليم )
گفت : از امام حسين شنيدم مى فرمود: ((ما و شيعيانمان بر آن فطرت توحيدى كه خدا محمد (صلى الله عليه و آله و سلم) را بر آن مبعوث فرمود
پايداريم ، و بقيه مردم از آن (دور و) بيزارند))(796).
688 - 4- از طريق ديگرى نقل شده كه : عمران بن ميثم گفت : من بر (عمه خود) حبابه والبيه وارد شدم ، پرسيد تو كيستى ؟
عرض كردم : پسر برادر شما ميثم .
گفت : (آرى ) به خدا او برادر من است . اكنون حديثى را براى تو نقل مى كنم كه آن را از مولاى شما حسين بن على (عليه السلام) شنيده ام ، او مى
فرمود: ((سوگند به آن خدايى كه اءحمس را بهترين قبيله بجيله و عبدالقيس را بهترين قبيله ربيعه و قبيله همدان را بهترين
قبايل يمن قرار داده است ، تحقيقا شما (شيعيان آل محمد (صلى الله عليه و آله و سلم)) بهترين فرقه هاييد. سپس فرمود: هيچ گروهى جز ما و
شيعيان ما بر آيين پاك فطرى ابراهيم پايدار نمانده است . بقيه مردم از آن (دور و) بيزار شده اند))(797).
مؤ من صديق شهيد است
689 - 5- زيدبن ارقم از امام حسين (عليه السلام) نقل مى كند كه فرمود: ((هيچ يك از شيعيان ما نيستند مگر آنكه صديق
شهيدند))(798).
عرض كردم : فدايت شوم ، اين چگونه خواهد بود در حالى كه عموم آنان در بستر مى ميرند؟
فرمود: ((آيا (اين آيه ) كتاب خدا را در سوره حديد نمى خوانى كه : (و آنان كه به خدا و رسولان او ايمان آوردند همانا نزد پروردگارشان
صديقان و شهيدان اند)))(799)؟
عرض كردم : گويا تاكنون من اين پ آيه قرآنى را نخوانده ام .
فرمود: ((اگر شهدا جز به همانگونه كه تو گمان مى برى نباشند، پس (در اين صورت )، شهيداپن اندك خواهند بود))(800).
فضيلت عهده دارى ايتام آل محمد (صلى الله عليه و آله و سلم)
690 - 6- يوسف بن محمد بن زياد و على بن محمد بن سيار كه هر دو شيعه امامى اند از امام حسن عسكرى (عليه السلام)
نقل كرده اند كه فرمود: امام حسين (عليه السلام) فرمود: ((برترى كسى كه يتيم
آل محمد (صلى الله عليه و آله و سلم) را - كه از (علوم و معارف ) سروران خود جدا شده و در رتبه نادانى جا گرفته است - عهده دار گشته - بدين
گونه كه او را از نادانى بيرون برد و مشتبهات (و ابهامات ) او را بر طرف سازد - بر كسى كه خوردن و آشاميدن يتيمى را تعهد نموده است همچون
برترى آفتاب بر ستاره سهى مى باشد))(801).
691 - 7- با سند قبلى از امام حسن عسكرى (عليه السلام) نقل شده كه فرمود: امام حسين (عليه السلام) فرمود: ((كسى كه يتيمى از
ما را - كه علاقه ما به استتار او را از ما جدا ساخته است - كفالت كند بدينگونه كه از علوم ما كه نصيبش شده ، (به او تعليم دهد و) تا آن اندازه با
او مساعدت كند كه او را ارشاد و هدايت نمايد، خداى سبحان مى فرمايد: اى بنده بخشنده اى كه به برادر خود كمك كردى ، من به بخشش از تو
سزاوارترم ، اى فرشتگان من ، به شمار هر حرفى كه آموخته است هزار هزار قصر در بهشت براى او بسازيد و از نعمتهاى ديگر آنچه شايسته
اوست به آن ملحق كنيد))(802).
پاسدارى از عقايد شيعه
692 - 8- امام حسين (عليه السلام) از كسى پرسيد: ((كدام يك از اين دو كار نزد تو محبوب تر است : رهانيدن بيچاره ناتوانى از
دست مرد (ستمگر)ى كه مى خواهد او را بكشد؟ يا پيروزى آوردن براى مؤ من درمانده ضعيفى از شيعيان ما در برابر يك دشمن (حيله گرى ) كه مى
خواهد او را گمراه سازد؟ بدين گونه كه با (تعليم ) حجج و براهين الهى (از ضعف بيرون آيد و) نيرومند شود، و (بتواند) ناصبى را خاموش سازد
و شكست دهد؟))(803)
(سپس خود حضرت (عليه السلام)) فرمود:
بلكه نجات بخشيدن به اين مؤ من درمانده از دست اين ناصبى (شيطان زده ) محبوب تر است . خداى سبحان مى فرمايد: ((و هر كه نفسى را احيا كند
گويا كه همه مردم را احيا نموده است ))(804) ((يعنى و هر كه آن را زنده نمايد و از كفر به ايمان ارشاد كند، گويى همه مردم را از كشتار با
شمشيرهاى آهنين زنده نگهداشته است ))(805).
فصل دوم : احكام
1 - طهارت
آداب غسل
693 - 1- از امام باقر (عليه السلام) نقل شده كه فرمود: حسن و حسين (عليهما السلام ) با (پوشش مناسب و) لنگ كه بر هر يك بود
وارد آب فرات شدند. سپس فرمودند: ((آب نيز براى خود ساكنانى دارد)).(806)
آداب دستشويى
694 - 2- از امام حسين (عليه السلام) سؤ ال شد آداب دستشويى چيست ؟
فرمود: (((در آن هنگام ) رو به قبله و پشت به قبله ، و نيز رو به باد و پشت به باد نباشيد)).(807)
وضوء
695 - 3- از امام حسين (عليه السلام) روايت شده كه فرمود: ((پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) هرگاه وضو مى ساخت از آب
وضوء بر پيشانى باقى مى گذاشت تا (هنگام نماز) بر محل سجده جريان يابد)).(808)
خشك كردن آب وضو و غسل
696 - 4- ((حسين بن على (عليه السلام) آب وضوى (و غسل ) خود را با
دستمال (و حوله و...) مى گرفت )).(809)
كفن كردن اءسامه
697 - 5- از امام حسين (عليه السلام) نقل شده كه : ((او اءسامة بن زيد را در برد يمانى سرخى كفن نمود)).(810)
2 - نماز
نماز در يك لباس
698 - 6- اءبوبصير از امام صادق (عليه السلام) پرسيد: جهت نمازگزاران مرد چه مقدار لباس كفايت مى كند؟
حضرت (عليه السلام) فرمود: ((امام حسين (عليه السلام) در يك قطعه لباس كه از نيمه ساق پا بالاتر و نزديك زانوها بود و بر دوش حضرت
(عليه السلام) جز به مقدار دو بال پرستو نداشت نماز گزارد و وقتى ركوع مى نمود از شانه هايش مى افتاد و هرگاه سجده مى كرد بر گردن
حضرت (عليه السلام) مى رسيد، پس آن را با دست بر شانه هاى خود بر مى گرداند، اين گونه بود تا از نماز فارغ شد)).(811)
699 - 7- امام باقر (عليه السلام) فرمود: براى من نقل نمود كسى كه امام حسين (عليه السلام) را در حالى ديده است ((كه در يك
جامه نماز مى گزارد، و امام حسين (عليه السلام) براى او نقل نموده كه : پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) را ديده است كه در يك لباس
نماز مى خواند)).(812)
چگونگى تشريع اذان
700 - 8- امام صادق (عليه السلام)، از امام باقر (عليه السلام)، از امام سجاد (عليه السلام)، از امام حسين (عليه السلام)
نقل مى كند كه فرمود: از حضرت امير (عليه السلام) پرسيدند: اينكه مردم درباره تشريع اذان مى گويند، علت آن خوابى بوده كه عبدالله بن
زيد آن را ديد و به پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) گزارش نمود پس حضرت (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمان داد كه (از آن پس ) اذان
بگويند (آيا درست است )؟
حضرت حسين (عليه السلام) در حالى كه برافروخته (و ناراحت ) شد فرمود: ((وحى بر پيامبر شما
نازل مى شود و شما مى پنداريد كه او اذان را از عبدالله بن زيد گرفته است ؟! در حالى كه اذان ، سيماى دين شماست ))؟(813)
و فرمود: بلكه از پدرم على بن ابى طالب (عليه السلام) شنيدم مى فرمود: خداوند فرشته اى را بر زمين فرستاد
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) را به معراج برد سپس به شرح داستان معراج پرداخت تا اينكه فرمود: پس خداوند فرشته اى را كه
پيش از آن وقت ديده نشده بود و پس از آن نيز ديده نشد، برانگيخت ، پس اذان را دو به دو، و اقامه را دو به دو ادا كرد. حضرت (عليه السلام)
چگونگى اذان را بيان نمود سپس فرمود: جبرئيل به پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) عرض كرد: اى محمد، براى نماز، اينگونه اذان بگو.
((بسم الله )) بلند و آشكار
701 - 9- از هر يك از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم)، امير المؤ منين (عليه السلام)، امام حسن (عليه السلام)، امام حسين
(عليه السلام)، امام سجاد (عليه السلام)، امام باقر (عليه السلام)، امام صادق (عليه السلام)، روايت شده است كه : ((همه آن بزرگواران در
نمازهاى جهريه خود (صبح و مغرب و عشاء)، بسم الله الرحمن الرحيم حمد و سوره در هر ركعتى را صدادار و آشكارا ادا مى فرمودند (برخلاف
اهل سنت )، و در نمازهاى ديگر كه آهسته ادا مى شوند (ظهر و عصر)، آن را آهسته ادا مى كردند)).(814)
و امام حسين (عليه السلام) فرمود: ((ما فرزندان فاطمه (عليها السلام )، بر اين روش ، اتفاق داريم )).(815)
قنوت نماز
702 - 10- امام حسين (عليه السلام) از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) روايت فرمود كه قنوت در هر نمازى مستحب است و
فرمود: ((من رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) را ديدم كه در همه نمازهايش قنوت مى گرفت و من در آن روز شش ساله بودم )).(816)
تشهد پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم)
703 - 11- بهزى گويد: از امام حسين (عليه السلام) پرسيدم تشهد على (عليه السلام) چگونه بود؟ فرمود، ((همان تشهد
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) بود)).(817) عرض كردم : پس تشهد عبدالله چگونه بود؟ فرمود: ((پيامبر خدا (صلى الله عليه و
آله و سلم ) دوست مى داشت كه (در تكاليف ) بر امت خود تخفيف دهد)).(818) عرض كردم : تشهد على (عليه السلام) به تبعيت از تشهد
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) چگونه بود؟ فرمود: (((با اين فراز مستحب آغاز مى شد كه :) همه درودها از آن خداست ، و همه صلوات (و
نماز و نيايش ) و آن پاكيزه هاى پگاهان و شبان كه بارور و پربركت و خالص اند از آن خداست )).(819)
هزار ركعت در شب و روز
704 - 12- از امام سجاد (عليه السلام) پرسيدند: فرزندان پدر شما چقدر كم اند؟
فرمود: شگفتا، چگونه خودم به دنيا آمده ام ، ((او در هر شبانه روزى هزار ركعت نماز مى خواند)).(820)
عبور از جلوى نمازگزار
705 - 13- ضيف از امام صادق (عليه السلام)، از امام باقر (عليه السلام)، از امام سجاد (عليه السلام)،
نقل مى كند كه فرمود: امام حسين (عليه السلام) نماز مى خواند، مردى از جلوى او عبور كرد، يكى از ياران حضرت (عليه السلام) او را از اين كار
بازداشت ، چون حضرت (عليه السلام) از نماز فارغ شد، پرسيد: ((چرا او را نهى نمودى ))؟(821)
عرض كرد: اى فرزند رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) ميان شما و محراب آشفتگى پديد مى آورد.
فرمود: ((واى بر تو خداى متعال به من نزديك تر از آن است كه كسى ميان من و او آشفتگى ايجاد كند)).(822)
نماز تقيه اى
706 - 14- قطب راوندى به سند خود، از امام موسى كاظم (عليه السلام)، از امام صادق (عليه السلام)
نقل مى كند كه فرمود: ((امام حسن (عليه السلام) و امام حسين (عليه السلام)، پشت سر مروان بن حكم ))(823) (از باب تقيه ) نماز مى
گزاردند. پس به يكى از آن دو بزرگوار عرض شد: آيا پدر شما وقتى به
منزل بر مى گشت نماز را اعاده نمى كرد؟ فرمود: ((نه به خدا سوگند، او به همان يك نماز اكتفا مى كرد)).(824)
قرائت در جماعت
707 - 15- ((امام حسن (عليه السلام) و امام حسين (عليه السلام)، خود نيز پشت سر امام جماعت ، حمد و سوره را قرائت مى
فرمودند)).(825)
هنگام گذر جنازه يهودى
708 - 16- زراره نقل مى كند در خدمت امام باقر (عليه السلام) بودم ، مردى از انصار نيز حضور داشت ، جنازه (يك يهودى ) را از آنجا
گذر دادند، مرد انصارى برخاست ولى امام باقر (عليه السلام) بر نخاست . من هم به پيروى از امام (عليه السلام) نشستم آن مرد انصارى به
همانگونه ايستاده بود تا جنازه را بردند سپس نشست . امام باقر (عليه السلام) از او پرسيد: چرا برخاستى ؟ عرض كرد: من امام حسين (عليه السلام
) را ديدم كه چنين مى كند، حضرت (عليه السلام) فرمود: ((به خدا سوگند حسين (عليه السلام) چنين نكرده است ))(826)، و هيچ يك از ما
خاندان نبوت چنين نمى كنيم .
مرد انصارى عرض كرد: خدا خير و سامانت دهد، به ترديدم انداختى ، من پنداشتم كه ديده ام .
709 - 17- امام صادق (عليه السلام) فرمود: در حالى كه حسين بن على (عليه السلام) نشسته بود جنازه اى را بر او عبور دادند (و
او بر نخاست ) وقتى جنازه نمودار شد مردم برخاستند. امام حسين (عليه السلام) فرمود: ((جنازه يك يهودى را كه پيامبر (صلى الله عليه و آله و
سلم ) بر راه آن نشسته بود عبور دادند او دوست نداشت كه جنازه يهودى بر بالاى سرش باشد از اينرو برخاست )).(827)
710 - 18- در روايت ديگرى آمده است : ((پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) به سبب جنازه يهودى كه بر او عبور دادند
برخاست ))(828) و فرمود: بوى او مرا آزار مى دهد)).
|