next page

fehrest page

back page

آنگاه فرمود: من در ستيزم با هر كه با آنان در ستيز باشد و آشتى ام با هر كه با آنان آشتى باشد. اينجا ام سلمه برخاست و گوشه عبا را كنار زد تا به جمع آنان در آيد. رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) بازش داشت و فرمود: ((تو اگر چه در خير و به سوى خيرى ، اما جايگاهت اينجا نيست .)) از اين رو طمع بنى آدم از نيل به مرتبه آنان را بريد. و جبرئيل كه در جمع آنان بود عرض كرد: اى رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) آيا من ششمين شما هستم ؟ رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود: بله تو ششمين مايى ، پس به سوى آسمانها اوج گرفت ، در حالى كه خداوند آنچنان از انوار به او پوشش داده بود كه نزديك بود فرشتگان او را نشناسند، تا اينكه گفت : به به چه كسى چون من است ؟ من جبرئيل ، ششمين از محمد و على و فاطمه و حسن و حسين (عليهم السلام ) هستم . اين است آن فضيلت بلندى كه خداوند در ميان ملائكه آسمانها و زمين به جبرئيل عطا كرده است .
(امام عسكرى (عليه السلام) به نقل از امام حسين (عليه السلام) افزود): سپس رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) حسن (عليه السلام) را در جانب راست خود و حسين (عليه السلام) را در جانب چپ خود گرفت . آنگاه حسن (عليه السلام) را بر شانه راست و حسين (عليه السلام) را بر شانه چپ خود گذارد. سپس هر دو را بر زمين نهاد. پس حسن (عليه السلام) و حسين (عليه السلام) (كه هر دو در سنين كودكى بودند) به سوى هم گام نهاده ، همديگر را مى كشيدند تا كشتى گرفتند. اينجا رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) با جمله ((ادامه بده اى ابا محمد)) شروع كرد كه حسن (عليه السلام) را تشويق فرمايد. از اين رو حسن (عليه السلام) نيرو مى گرفت و نزديك بود كه بر حسين (عليه السلام) پيروز گردد. سپس حسين (عليه السلام) هم توان (بيشترى ) مى يافت و در برابر او پايدارى مى كرد. فاطمه زهرا (عليها السلام ) عرض كرد: اى رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم)، آيا بزرگ را بر كوچه دل و جراءت مى دهى و تشويق مى كنى ؟ رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) در پاسخ فاطمه (عليها السلام ) فرمود: اى فاطمه ! آگاه باش هرگاه كه من به حسن (عليه السلام) مى گفتم : ((ادامه بده اى ابا محمد)) (و او را تشويق مى كردم ) جبرئيل و ميكائيل هم به حسين مى گفتند: ((ادامه بده اى اباعبدالله )) (و او را تشويق مى كردند). از اين رو هر دو در برابر هم ايستادگى كردند و برابر شدند.
آگاه باش آنگاه كه حسن (عليه السلام) و حسين (عليه السلام) از جانب من و جبرئيل تشويق مى شدند (آنچنان توان مى يافتند كه ) اگر مى خواستند زمين را با همه كوهها و درياها و تپه ها و هر آنچه دارد به دوش كشند براى آنان آسانتر بود از بر گرفتن يك دانه مو كه بر بدن هر يك وجود داشت . و همانا در برابر هم مقاومت كردند زيرا هر يك (بى كم و زياد) نظير ديگرى است . اين هر دو، دو نور چشم من ، دو ميوه دل من ، دو پشتيبان من و دو سرور جوانان اهل بهشت از پيشينيان و آيندگان اند و پدر آنان بهتر از هر دو، و جدشان رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) بهتر از همگى آنان است .
امام حسين فرمود: همين كه سخن رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) به اينجا رسيد، يهود و نواصب گفتند: ما تا به حال جبرئيل را دشمن مى داشتيم ، اما اكنون ميكائيل را هم دشمن مى داريم ، زيرا آن دو خود را به محمد (صلى الله عليه و آله و سلم) و على (عليه السلام ) و فرزندان او پيوند زده ، مرتبط ساخته اند. اينجا خداى متعال فرمود: ((هر كه دشمن خدا و ملائكه و پيامبران و جبرئيل و ميكائيل باشد (او دشمن خداست ). پس ‍ حقا كه خدا (هم ) دشمن كافران است )).(449)
2 - قرآن و تفسير
قرآن بر چهار پايه استوار است
502 - 1- حسين بن على (عليه السلام) فرمود: ((كتاب خداى عزيز و بزرگ بر چهار چيز استوار است :
الفاظ، اشارات ، لطايف و حقايق .
الفاظ قرآن از آن عموم مردم و اشارات آن از آن نخبگان است .
لطائف قرآن براى اولياء خدا و حقايق آن براى پيامبران است (450)
503 - 2- و فرمود: ((ظاهر قرآن ، آراسته و زيبا و باطن قرآن ، ژرف و ناپيداست ))(451).
پاداش قرائت قرآن
504 - 3- بشر بن غالب اسدى از امام حسين بن على (عليه السلام) نقل مى كند كه فرمود:
((هركس ايستاده در نماز خود، يك آيه از كتاب خدا را بخواند، در برابر هر حرفى (پاداش ) صد كار نيك برايش نوشته مى شود. و اگر آن را در غير نماز بخواند، خدا در برابر هر حرفى ، (اجر) ده كار نيك براى او مى نويسد. پس ‍ اگر (خاموش باش و با توجه ) گوش به قرآن بسپارد، در برابر هر حرفى (پاداش ) يك حسنه دارد و اگر قرآن را در شب به پايان رساند، فرشتگان خدا تا هنگام صبح براى او طلب رحمت كنند و اگر آن را در روز تمام كند، ملائكه نگهبان تا شب بر او درود مى فرستند و چنين كسى (نزد خدا) ((يك دعاى مستجاب دارد))، و اين ختم قرآن براى او از آنچه ميان آسمان و زمين است بهتر خواهد بود))(452)
(بشر مى گويد:) عرض كردم : اين پاداش كسى است كه همه قرآن را بخواند، اما كسى كه همه را نمى خواند چگونه است ؟
حضرت فرمود: ((اى برادر اسدى !ا همانا خدا بخشنده ، با عظمت و بزرگوار است ، هرگاه كسى هر چه از قرآن را كه مى تواند، بخواند، خدا همان پاداش ‍ را به او عطا مى كند))(453).
تفسير ((الحمد لله رب العالمين ))
505 - 4- مردى خدمت ، امام رضا (عليه السلام) رسيد و عرض ‍ كرد: اى فرزند رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم)! بفرما تفسير فرموده خدا: ((الحمد لله رب العالمين ))(454) چيست ؟
حضرت فرمود: پدرم از اجدادم (امام حسين (عليه السلام)) روايت نمود كه فرمود:
((مردى خدمت امير المؤ منين (عليه السلام) مشرف شد و عرض كرد: (مولا جان !) مرا از تفسير ((الحمد لله رب العالمين )) كه فرموده خداى عزيز و بزرگ است آگاه فرما(455).
حضرت فرمود: از آن رو كه خداى سبحان بعضى از نعمتهاى خود را بطور اجمالى و كلى بر بندگان خود شناسانده است - زيرا آنان توان شناخت تفصيلى همه نعمتهاى خدا را ندارند بخاطر اينكه نمتهاى الهى بيشتر از آن است كه به شمارش درآيد يا شناخته شود - به آنان فرمود: بگوييد: ((همه سپاسها خدا راست )) بر آنچه به ما انعام فرمود ((پروردگار عالميان است )). و عالميان ، دسته جات (گوناگون ) پديده ها از جمادات و حيوانات است . اما در مورد حيوانات ، اين خداست كه آنها را در (قلمرو) قدرت خود مى گرداند (و از حالى به حال ديگر مى آورد)، و از روزى (متنوع و بى حساب ) خود بهره مند مى سازد، و در پناه خود حفظ مى كند، و هر يك را با مصلحت (انديشى دقيق و حكيمانه ) خود تدبير مى كند. و اما در مورد جمادات ، اين خداست كه (ريز و درشت ) آنها را با اقتدار (سرمدى ) خود (در آراستگى و هماهنگى شگفت انگيزشان ) نگه مى دارد: به هم پيوسته آنها را از اينكه به هم ريزند باز مى دارد، و گسسته هاى آنها را از اينكه به هم آميزند حفظ مى كند، آسمان را از اينكه بى رخصت او فرود آيد و زمين را از اينكه بى فرمان او فرو رود نگه مى دارد، او بر بندگان خود دلسوز و مهربان است .
(و) فرمود: ((رب العالمين ))، به اين معنى است كه او مالك (وجود و شئون وجودى )، و آفريدگار آنان است و ارزاق آنان را از آنجاها كه خود مى دانند و از آنجاها كه خود نمى دانند به سوى آنان روان مى سازد، و روزيها (براى همه )، تقسيم شده است ، و به سراغ فرزند آدم با هرگونه رفتار دنيوى كه دارد مى آيد، نه پارسايى پرهيزكار آن را فزونى بخشد و نه هرزگى نابكارى از آن بكاهد، و ميان او (بنى آدم ) و روزى پرده اى افتاده است . و رزق هر كس جوينده اوست ، و اگر چنانچه يكى از شما از رزق خود بگريزد، روزى اش او را مى طلبد همان گونه كه مرگ در جستجوى اوست .
بنابراين ، خداى - كه شوكتش شكست ناپذير است - فرمود: بگوييد: ((همه سپاسها خداى راست )) بر آنچه (از نعمتهاى دنيوى ) به ما انعام فرمود، و (نيز) بر آن (نعمتهاى معنوى و ياد نيكى كه قبل از پيدايش ما در كتب پيشينيان از ما نمود. از اين رو بر محمد و آل محمد و بر شيعيان آنان لازم آمد كه خدا را در برابر اين فضيلت معنوى كه به آنان عطا فرموده ، سپاس گويند.
و آن (نعمت معنوى و) ياد نيكو اينست كه : پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود:
آنگاه كه خداى عزيز و بزرگ ، موسى بن عمران را به پيامبرى برانگيخت و او را همراز خود برگزيد و دريا را براى او شكافت و بنى اسرائيل را (از ظلم فرعون ) نجات بخشيد و تورات و الواح (آسمانى ) را به او عطا فرمود، موقعيت (ممتاز) خود را در پيشگاه خداى عزيز و بزرگ دريافت ، از اين رو گفت : پروردگارا! مرا به كرامتى گرامى داشته اى كه هيچ كس را پيش از من چنان نكرده اى !
خداى - كه شوكتش شكست ناپذير است - فرمود: اى موسى ! آيا ندانستى كه محمد از همه فرشتگان و همه آفريدگانم ، پيش من برتر است ؟!
موسى عرض كرد: پروردگارا! اگر پيش تو محمد از همه آفريدگانت گرامى تر است پس آيا در خاندان انبياء ارجمندتر از خاندان من وجود دارد؟
خداى - كه شوكتش بزرگ است - فرمود: اى موسى آيا ندانستى كه فضيلت آل محمد بر جمله خاندان پيامبران همچون فضيلت محمد بر همه پيامبران است ؟!
موسى عرض كرد: پروردگارا! اگر آل محمد اينگونه هستند پس آيا ميان امتهاى پيامبران امتى در پيشگاه تو با فضيلت تر از امت من وجود دارد؟ اين امت من است كه بر آنان ابر را سايه افكندى و من و سلوى (مرغ بريان و ترانگبين ) را بر آنان نازل فرمودى و دريا را جهت نجاتشان شكافتى ؟
خداى - كه عظمتش شكوهمند است - فرمود: اى موسى ! آيا ندانستى كه فضيلت امت محمد بر همه امتها همچون فضيلت من بر جمله آفريدگانم مى باشد؟!
اينجا بود كه موسى (عليه السلام) گفت : خدايا! اى كاش آنان را مى ديدم ، خداى عزيز و بزرگ فرمود: اى موسى ! (تو در دنيا) هرگز آنان را نمى بينى و اينك ظهور آنان نيست . اما بزودى آنان را در بهشتها، بهشت پايدار و بهشت فردوس مى بينى ، كه در محضر محمد (صلى الله عليه و آله و سلم )، غرق در نعمت بهشتى اند و در خيرات بهشت مى خرامند، آيا دوست مى دارى كه سخن آنان را به تو بشنوانم ؟
عرض كرد: آرى ، اى خداى من .
خدا - كه عظمتش شكوهمند است - فرمود: اكنون در پيشگاه من بايست ، و كمربند (عزم و همت ) خود را محكم كن ، (بايست ) بهمانگونه كه بنده اى ذليل در محضر فرمانروايى شكوهمند مى ايستد، پس موسى چنين كرده آنگاه پروردگار ما - كه عزيز و بزرگ است - ندا داد: ((اى محمد!)) پس ‍ همگى آنان كه در اصلاب پدران و ارحام مادران خود بودند، خدا را پاسخ دادند: ((بله ، معبودا! بله ، هيچگونه شريكى ندارى ، بله ، حقا كه همه سپاسها و نعمتها و فرمانروايى از آن توست ، هيچگونه همتايى ندارى ، (بله ).))
حضرت فرمود: از اين رو خدا - كه عزيز و بزرگ است - آن پاسخ را شعار (پر رمز و راز) حاجيان قرار داد.
سپس پروردگار عزيز و بزرگ ما ندا داد: اى امت محمد! همانا (سنت كلى ) داورى من در حق شما اين است كه : رحمتم بر غضبم پيشى گرفته و بخششم بر كيفرم پيش افتاده است پس شما را اجابت نمودم پيش از آنكه مرا بخوانيد و عطايتان نمودم پيش از آنكه از من درخواست كنيد، هركه از شما مرا ملاقات كند همراه با (پايدارى بر پيمان فطرى و) شهادت اينكه : هيچ معبود به حقى نيست جز خداى يگانه كه هيچگونه شريكى ندارد و اينكه : محمد بنده و فرستاده اوست كه در گفتارهايش صادق و در كردارهايش برحق است ، و اينكه : على بن ابى طالب برادر او و وصى او و ولى اوست كه اطاعت او واجب است به همانگونه كه اطاعت محمد لازم است - زيرا اولياء محمد كه برگزيده و پاك و بيانگران شگفتيهاى آيات الهى و راهنمايان به حجتهاى خدا از پس پيامبر و على هستند نيز اولياء خدايند (كه بايد پيروى شوند) - چنين كسى را در بهشت خود داخل مى كنم هر چند گناهانش (در فراوانى ) همچون كف دريا باشد.
حضرت فرمود: از اين رو هنگامى كه خداى عزيز و بزرگ ، پيامبر ما محمد (صلى الله عليه و آله و سلم) را برانگيخت (به او وحى ) فرمود كه : اى محمد! ((و تو در كنار كوه طور نبودى وقتى كه ما امت تو را به اين كرامت ندا كرديم ))(456)، سپس خداى عزيز و بزرگ به محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: بگو: همه سپاسها خداى پروردگار عالميان راست بر اين فضيلتى كه مرا به آن مخصوص ساخته است . و به امت او فرمود: شما بگوييد: جمله ستايشها پروردگار جهانيان راست ، بر اين كرامتهايى كه ما را به آنها ويژگى بخشيده است .
تفسير آيه شريفه : واذ اءخذنا ميثاقكم ...
506 - 5- درباره اين فرموده خداى عزيز و بزرگ ، امام عسگرى (عليه السلام) توضيح مى دهد كه :
خداى عزيز و بزرگ به بنى اسرائيل فرمود: و ياد بياوريد وقتى را كه از شما پيمان و عهدها گرفتيم تا عمل نماييد به آنچه در تورات و فرقان موسى با آن كتابى كه ويژه ياد محمد و على و خاندان پاكيزه آنان است بدينگونه كه : آنان بزرگان خلق و به پاى دارندگان حق اند.
وقتى را كه از شما پيمان گرفتيم تا خود اقرار به آن نماييد و آن را به پسينيان خود بسپاريد و فرمانشان دهيد تا آنان نيز آن را تا آخرين تقديرهاى دنيوى ام نسل به نسل به پسينيان خود بسپارند كه حتما به محمد پيامبر خدا ايمان آورند و همه آن فرمان و گزارشهايى را كه از جانب خدا - در مورد على - ولى خدا - و احوال جانشينان پس از او كه به پاى دارندگان حق خدايند - مى دهد از او بپذيرند، اما شما از پذيرفتن ، آن سر برتافتيد و آن را بر خود بزرگ (و سنگين ) شمرديد ((و ما كوه طور را بالاى شما برافراشتيم ))(457) به جبرئيل فرمان داديم كه پاره اى از كوه فلسطين به اندازه لشكرگاه پيشينيانتان - كه يك فرسخ در يك فرسخ بود - جدا كند، پس چنين كرد و آن را آورده بر سر شما بالا برد، پس موسى (به آنان ) فرمود: (بين اين دو امر مخيريد:) يا به آنچه در تورات به آن ماءمور شده ايد عمل كنيد و يا اين كوه را بر شما فرود مى آورم ، پس به ناچار و از روى اكراه آنرا پذيرفتند بجز عده اى كه خدا آنان را از عناد و لجاج مصون داشته بود، از اين رو با رضا و رغبت آن را پذيرفتند.
سپس همين كه خواه ناخواه آن را پذيرفتند سجده نمودند و گونه هاى خود را به خاك نهادند، و بيشتر آنان (در ظاهر) نه به منظور فروتنى در برابر خدا، گونه هاى خود را به خاك نهادند، اما (توجه اصلى و) نگاهشان به كوه بود كه آيا بر سرشان فرو مى آيد يا نه ؟ اندكى هم با رضا و رغبت (خدا را) سجده كردند.
امام عسكرى (عليه السلام) ادامه داد پس پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود: اى دسته جات پيروان ما، خدا را سپاس گوييد كه توفيقتان داد زيرا شما هم در سجده هايتان رخسار خود به خاك مى ساييد اما نه همچون ناسپاسان بنى اسرائيل ، بلكه آنگونه كه نيكان آنان انجام دادند.
خداى عزيز و بزرگ مى فرمايد: ((آن )) امرها و نهى هايى ((را كه )) در مورد اين امر مهم ياد محمد و على و خاندان پاكيزه آنان ((به شما داده ايم با توانمندى بگيريد)) (و عمل كنيد)، ((و ياد آوريد)) سرانجام سعادتمندانه اى ((را كه در آن (عطيه ما) وجود دارد))، ياد آوريد (اهميت و) پاداش (سرمدى ) ما را بر عمل شما به آن و سخت بودن كيفر ما را بر سرپيچى شما از آن ، ((اميد مى رود پارسايى پيشه سازيد)) تا از سركشى كه موجب عذاب مى شود بپرهيزيد و شايسته پاداش برين گرديد.
خداى عزيز و بزرگ (در آيه بعد) به آنان مى فرمايد: ((سپس روى گردانديد)) يعنى پيشينيان شما از عمل و وفاى به پيمانى كه بسته بودند روبر تافتند، ((پس اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود))(458): اگر فضل و رحمت خدا بر پيشينيانتان از راه مهلت دادن آنان براى توبه و فرصت انابه براى محو گناه نبود ((حتما از زيانكاران (فريب خورده ) مى بوديد))(459) كه مغبون گشته و آخرت و دنياى خود، هر دو را از دست مى داديد، زيرا آخرتتان با كفرتان تباه مى شد و آسايش دنيايتان (نيز) تحقق نمى يافت ، زيرا ما شما را (از قدرت و حكومت ) بر مى انداختيم و تنها حسرتهاى جانتان و آرزوهاى تباه گشته شما باقى مى ماند. ولى ما به شما يعنى به پيشينيان شما فرصت توبه و مهلت انابه داديم ، آنان كه اهل توبه بودند توبه كردند، و سعادتمند شدند و از نسل آنان ، آنكه مقدر بود پاكيزه باشد و در دنيا با كمك خداى متعال زندگى گوارا داشته باشد و در آخرت ، بخاطر فرمانبردارى خدا، به درجه بلندى نائل آيد، پديد آمد.
(اينجا امام عسكرى (عليه السلام) اضافه مى كند كه :) و حسين بن على (عليه السلام) فرمود:
((آگاه باشيد اگر آنان (كه رو بر تافتند) از روى صدق نيت و درستى عقيده (فطرى ) قلبى خود، خدا را به سوگند به محمد و خاندان پاكيزه اش ‍ مى خواندند كه نگهشان بدارد تا ديگر پس از مشاهده آن همه معجزات آشكار، با خدا لجاجت نكنند، حتما خدا از راه بخشش و بزرگوارى خود، اين خواسته را اجابت مى نمود؛ اما آنان كوتاهى كرده ، ذلت و خوارى (در دنيا و آخرت ) را برگزيدند و با هوا پرستى ، دنبال لذات (زودگذر دنياى ) خويش رهسپار گشتند)).(460)
تفسير ((ناس )) در آيه ((ثم افيضوا من حيث افاض الناس ))
507 - 6- سعيد بن مسيب نقل مى كند: از امام سجاد (عليه السلام) شنيدم كه فرمود: مردى خدمت امير المؤ منين (عليه السلام) رسيد و عرض كرد: اگر عالم هستى ، مرا از (تفسير) ((ناس ))، و ((اشباه الناس )) و ((نسناس )) آگاه كن . حضرت امير (عليه السلام) (خطاب به امام حسين (عليه السلام) فرمود: اى حسين : جواب اين مرد را بده ، امام حسين (عليه السلام) (رو به آن مرد نموده ) فرمود: ((اما اينكه پرسيدى ((ناس )) (مردم ) چه كسانى اند؟ ما (اهل بيت عصمت (عليهم السلام )) همان ((ناس )) هستيم (كه خداى سبحان مردم را به پيروى از ما فرمان داده است ) از اينرو خداى پاك و بلند ياد در كتاب آسمانى خويش مى فرمايد: ((از (عرفات يعنى ) همانجائى كه ((ناس )) (به سوى من ) كوچ مى كنند، شما هم كوچ كنيد (نه از جاى ديگرى )،(461) اين رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) بود كه مردم را (از رسوم جاهلى بازداشت و آنان را از عرفات ) كوچانيد (نه از جاى ديگرى ). و اما سؤ ال تو كه ((اشباه الناس )) (شبه مردم ) چه كسانى اند؟
آنان شيعيان و دوستان ما هستند، و آنان از ما مى باشند. از اينرو حضرت ابراهيم (عليه السلام) فرمود: ((هر كه از من پيروى كند حقا كه او از من است ))(462).
و اما سؤ ال تو كه ((نسناس )) چه كسانى اند؟ آنان همين توده مردم اند و حضرت (عليه السلام) با دست (مبارك ) خود به انبوه مردم اشاره كرد، سپس اين آيه را خواند: ((اينان جز همانند چهارپايان نيستند بلكه (نادان و) گمراه تر از آنهايند(463)))(464).
تفسير آيه شريفه ((والبلد الطيب ))
508 - 7- عمرو عاص (در حضور معاويه ، با زبان طعن آلود خود) به امام حسين (عليه السلام) عرض كرد: اى فرزند على ! چرا فرزندان ما از فرزندان شما بيشتر است ؟
حضرت (عليه السلام) (در پاسخ او اين شعر را قرائت ) فرمود: پرندگان بد كه ارزش شكار ندارند بيش از همه پرندگان (تخم و) جوجه مى نهند، اما مادر پرنده شكارى ، جوجه هايش اندك عمر و (خود نيز) كم زاست ))(465).
پرسيد: چرا سبيلهاى ما زودتر از سبيلهاى شما سفيد مى شود؟
حضرت (عليه السلام) فرمود: ((همانا زنان شما دهانهاى بد بو دارند، آنگاه كه يكى از شما به زن خود نزديك مى شود آن زن ، دم متعفن خود را در صورت او مى دمد، از اين جهت سبيل او سپيد مى گردد))(466)
پرسيد: چرا ريشهاى شما انبوه تر از ريشهاى ماست ؟
حضرت (عليه السلام) (در پاسخ او اين آيه شريفه را تلاوت ) فرمود: ((و سرزمين پاكيزه (از هر گونه آلودگى و ناخالصى ) گياهش به اذن پروردگارش ‍ (نيكو و انبوه ) برآيد و زمين (آلوده ) ناپاك جز اندك (و ناچيز) برنياورد))(467).
اينجا معاويه ملتمسانه به عمر و عاص گفت : سوگند به آن حقى كه بر تو دارم ساكت شو زيرا او فرزند على بن ابى طالب است ! پس امام حسين (عليه السلام) فرمود: ((اگر عقرب هوس بازگشت نمايد باز به سراغش ‍ مى رويم و كفش (براى كوفتن آن ) آماده است ، اين عقرب ، خوب مى داند و يقين دارد كه نه دنيا دارد و نه آخرت ))(468).
تفسير آيه شريفه ((اولوا الارحام بعضهم اءولى ...))
509 - 8- امام حسين (عليه السلام) فرمود: ((آنگاه كه خداى تبارك و تعالى اين آيه شريفه را نازل فرمود: ((و خويشاوندان در كتاب خدا بعضى مقدم بر بعض ديگرند))(469) از پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) از تاءويل آن سؤ ال نمودم ، پس رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود: به خدا سوگند جز شما را قصد ننموده است ، شماييد خويشاوندان (من )، پس هرگاه كه من رحلت نمودم پدرت على از هر كس ديگرى به من و جانشينى من شايسته تر است ، و هرگاه پدرت على درگذشت برادرت حسن به او و جانشينى او سزاوارتر است ، و هرگاه حسن از دنيا رفت شما به او و جانشينى او لايق ترى ، ((عرض كردم : اى رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) چه كسى پس از من به من و جانشينى من سزاوارتر است ))؟(470) فرمود: فرزندت على ، سپس فرزندش محمد، سپس فرزندش جعفر، سپس ‍ فرزندش موسى ، سپس فرزندش على ، سپس فرزندش محمد، سپس ‍ فرزندش على ، سپس فرزندش حسن ، پس هرگاه حسن از دنيا رفت ، غيبت (صغرى و سپس غيبت كبرى ) در نهمين فرزند تو رخ مى دهد، اين نه امام از نسل تو مى باشند خدا به آنان دانش و فهم مرا عطا فرموده است ، سرشت آنان از سرشت من است (اينجا رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) از حوادث تلخى كه به دست امت بر آنان مى گذرد ياد نمود و فرمود): گروهى را چه شده ، كه مرا از طريق دودمانم مى آزارند؟ خدا شفاعت مرا به آنان نرساند.
تفسير آيه : طوبى لهم و حسن مآب
510 - 9- امام حسين (عليه السلام) فرمود: ((از پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) پيرامون آيه شريفه : طوبى لهم و حسن ماءب سؤ ال شد))(471). فرمود: درباره امير مؤ منان على (عليه السلام) نازل شده است و طوبى درختى در خانه اوست كه در فردوس است هيچ يك از ميوه هاى بهشتى نيست مگر كه در آن است .
پيرامون فرموده خدا: ((يمحوا الله ما يشاء))
511 - 10- امام صادق (عليه السلام)، امام باقر (عليه السلام)، امام سجاد (عليه السلام)، امام حسين (عليه السلام)، امام حسن (عليه السلام ) و امير مؤ منان (عليه السلام) فرمودند: ((به خدا سوگند چنانچه اين آيه در كتاب خدا نبود شما را از آنچه تا برپايى قيامت خواهد شد خبر مى داديم : خداوند آنچه را بخواهد محو و اثبات مى كند و ام الكتاب (كتاب اصلى ) نزد اوست )).(472)
چگونگى قرائت آيه شريفه ((ربنا اغفرلى ولوالدى ))
512 - 11- در تفسير آيه شريفه ((پروردگارا! مرا و پدر و مادرم را ببخشاى ))(473) فرمود: آيه شريفه اينگونه نازل شده كه : ((پروردگارا مرا و دو فرزندم اسماعيل و اسحاق را ببخشاى )).
توضيح : طبرسى در ((مجمع البيان )) مى گويد: حسين بن على (عليه السلام)، ابو جعفر محمد ابن على (عليه السلام)، زهرى ، و ابراهيم نخعى بجاى ((ولوالدى ، و پدر و مادرم را)) ((ولولدى : و دو فرزندم را)) قرائت نموده اند. و يحيى بن يعمر ((و لولدى : و فرزندانم را)) قرائت كرده است .
تفسير آيه شريفه ((يوم تبدل الاءرض غير الاءرض ))
513 - 12- ثوير بن ابى فاخته از امام حسين (عليه السلام) نقل مى كند كه درباره آيه شريفه : ((روزى كه زمين به غير اين دگرگون شود))(474) فرمود: ((يعنى (در روز قيامت ، اين زمين ) به زمين ديگرى كه (پاك است و) هيچگونه گناهى بر روى آن فراهم نيامده است دگرگون شود، آنگونه زمينى كه همه سويش به هم آشكار است و هيچگونه كوه و گياهى (كه پنهان و آشكار پديد آورد) بر آن نيست آنگونه كه اول بار، خدا آن را گسترانيد))(475).

next page

fehrest page

back page