|
ز كردار خود دمخورى برگزين | |
كه در گور باشد تو را همنشين |
|
پس از مرگ آماده داريش پيش | |
بروزى كه آيد ندا آى پيش |
|
اگر دل بچيزى ببندى مبند | |
بجز آنچه باشد خدا را پسند |
|
پس و پيش مرگت تو را نيست كس | |
بجز كرده ات يار و فريادرس |
|
بشر پيش خويشان دمى ميهمان | |
بود وانگهى كوچد از اين جهان |