next page

fehrest page

back page

فصل ششم : در معالجه دردسر و شقيقه و زكام و صرع واختلال دماغ و تصرف جن
از حضرت امام محمد باقر عليه السلام منقول است كه براى دفع درد سر و نصف سر ايندعا را بنويسد و بر آنجانب كه درد ميكند بياويزد اَللّهُمَّ اَنْتَ لَسْتَ بِاَ لهٍ اِسْتَحْدَ ثْناهُ وَلا بِرَبّ يَبيدُ ذِكْرُهُ وَلا مَعَكَ شَرَكاءُ يَقْضُونَ مَعَكَ وَلا كانَ قَبْلَكَ اِلهُ نَدْعُوهُ وَنَتَعَوَّذُ بِهِ وَنَتَضَرَّعُ اِلَيْهِ وَنَدَعُكَ وَلا اَعانَكَ عَلَى خَلْقنا مِنْ اَحَدٍ فَنَشُّكُ فيكَ لااِلهَ اِلاّ اَنْتَ وَحْدَكَ لاشَريكَ لَكَ عافِ فُلانِ بْنِ فلانَةِ وَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَاَهْلِ بَيْتِهِ.
در روايت معتبر از حضرت صادق عليه السلام منقول كه هر كه درد سر داشته باشد، يا بولش بند شده باشد دست بر جاى درد بگذارد وبگويد اُسْكُنْ سَكَّنْتُكَ بِالَّذى سَكَنَ لَهُ مافى اللَّيْلِ وَالنَّهارِ وَهُوَ السَّميعُ الْعَليمُ.
از حضرت امام على نقى عليه السلام منقول است كه براى درد سر اين آيه را بر قدح آبى بخواند و بخورد اَوَلَمْ بَرَالَّذينَ كَفَروُا اَنَّ السَّمواتَ وَاْلاَرْضَ كانَتا رَتْقَا فَفَتَقْنا هُما وَجَعَلْنا مِنْ الْماءِ كُلِّ شَىًء حَىّ اَفَلايُؤ مِنوُنَ.
در حديث معتبر منقول است كه حبيب سيستانى شكايت كرد، بحضرت باقر عليه السلام كه هفته دو مرتبه مرا درد شقيقه ميگيرد، فرمود كه بگذار دست را بر آنجانب كه درد ميكند و سه مرتبه بگو
ياظاهِرا مَوجُودا وَيا باطِنا غَيْرَ مَفْقُودٍ آرْدُدْ عَلى عَبْدِكَ الضَّعيفِ اَياديكَ الْجَميلَةَ عِنْدَهُ وَاَذْهِبْ عَنْهُ ما بِهِ مِنْ اَذَىً اِنَّكَ رَحيمٌ وَدُود.
در حديث ديگر فرمود كه براى دفع درد سر دست بر سر بمالد و هفت نوبت بگويد اَعُوذُ بِاللّهِ اَلّذي سَكَنَ لَهُ مافى البَّرِ وَالْبَحْرِ وَمافى السَّمواتِ وَاْلاَرْضِ وَهُوَ السَّميعُ الْعَليمُ.
در روايت ديگر منقول است كه براى دفع درد گوش دست بر گوش بمالد و هفت مرتبه اين دعا بخواند.
در روايت ديگر فرمود براى دفع درد سر دست را بر بالاى سر بگذارد، بگويد لَوْكانَ مَعَهُ الِهَةٌ كَما يَقولُونَ اِذا لابَتَغَوا اِلى ذى الْعَرْشِ سَبيلاً وَاِذا قيلَ لَهُمْ تَعالَوا اِلى مااَنْزَلَ اللّهُ وَالَى الرَّسوُلِ رَاءَيْتَ الْمُنافِقينَ يَصُدُّونَ عَنْكَ صُدُودا.
در حديث معتبر منقول است كه شخصى بخدمت حضرت صادق عليه السلام آمد و گفت من سفر بسيار ميكنم و در جاى هولناك بسر ميبرم چيزى بمن تعليم فرما كه نترسم حضرت فرمود كه چون چنين جائى وارد شوى دست را بالاى سر بگذارد بآواز بلند بگو، اَفَغَيْر دين اللّهِ تَبَغُونَ وَلَهَ اَسْلَمَ مَنْ فى السَّمواتِ وَاْلاَرْضِ طَوْعا وَكُرْها وَاِلَيْهِ تُرْجَعُونَ آن شخص گفت كه در بيابانى وارد شدم كه ميگفتند جن در آنجا بسيار است ، شنيدم كه كسى ميگفت كه بگيريدش اين آيه را من خواندم كه ديگرى جواب گفت كه چگونه بگيريمش و حال آنكه پناه بآيه كريمه طيبه برده است .
در حديث ديگر منقول است كه شخصى بآن حضرت شكايت كرد، كه پسرى دارم و گاهى او را باد جن وام الصبيان ميگيرد. بحدّيكه از او نااميدميشوم ، فرمود كه هفت مرتبه سوره حمد را با مشك و زعفران بر ظرفى بنويس و بآب بشوى و تا يكماه از آن آب بده بخورد، شفا يابد راوى گفت كه يكمرتبه كه خورد برطرف شد.
در حديث ديگر فرمود كه كسيرا كه صرع بگيرد بر او بخوانيد ايندعا را عَزَمْتُ عَلَيْكَ يا ريحُ بِالْعَزيمَةِ الَّتى عَزَمَ بِها عَلِىِّ بْنِ اَبيطالِبٍ رَسُول اللّهِ صَلَّى اللّهِ عَلَيْهِ وَآلِهِ عَلى جِنّ وادِىَ الْصَبْرَةِ فَاَجابُوا وَاءَطاعُوا لِما اَجَبْتَ وَاَطَعْتَ وَخَرَجْتَ عَنْ فُلانِ بْنِ فُلانَةِ السّاعَةِ.
در روايت ديگر منقول است كه شخصى را اختلال دماغ بهم رسيده بود، حضرت فرمود هر شب در هنگام خواب اين دعا بخوان بِسْمِ اللّهِ وَبِاللّهِ امَنْتُ بِاللِّ وَكَفَرْتُ بِالطّاغُوتِ اَللّهُمَّ احْفَظْنى فى مَنامى وَفى يَقَظَتي اَعُوذُ بِعِزَّةِ اللّهِ وَجَلالِهِ مِمّا اَجِدُ وَاحْذَرُ.
از حضرت امام محمد باقر عليه السلام منقول است كه كسى را باد جن گيرد، بر او سوره حمد وقل اعوذ برب الناس و قل اعوذ برب الفلق هر يك را ده مرتبه بخوانند، اين سوره را در جامى با مشك و زعفران بنويسند و باو بخورانند، در آب وضو وغسلش داخل كنند.
در حديث ديگر منقول است كه حضرت امام رضا عليه السلام شخصى را ديدند كه صرعش گرفته است قدح آبى طلبيدند و سوره حمد وقل اعوذ برب الناس وقل اعوذ برب الفلق بر آن آب خواندند، بر سر و روى او پاشيدند بهوش آمد.
از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول است كه در خانه كه جنيان سنگ مياندازند صاحب خانه آن سنگ را بردارد، بگويد: حَسْبِىَ اللّهُ وَكَفى سَمِعَ اللّهُ لِمَنْ دَعا لَيْسَ وَراءَ اللّهِ مُنْتَهى .
از حضرت رسول صلّى اللّه عليه آله وسلّم منقول است كه براى درد سر روغن گشنيز را در بينى بچكاند، خوب شود و شخصى بخدمت حضرت صادق عليه السلام شكايت كرد، از دردسر فرمود كه بحمام برو وپيش از آنكه داخل آب شوى هفت جام آب گرم بر سر بريز ودر هر مرتبه بِسْمِ اللّهِ بگو.
منقول است كه شخصى بحضرت امام رضا عليه السلام شكايت كرد كه سردى عظيم در سر خود مييابم ، بحديكه اگر باد بر آن بوزد بيم آنست كه غش كنم ، فرمود كه روغن عنبر و روغن زنبق بعد از طعام خوردن بدماغ بچكان .
در حديث صحيح از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه هيچيك از فرزندان آدم نيست مگر آنكه در او دو رگ هست يك رگ بر سرش كه خوره را بحركت ميآورد، ديگرى در بدنش كه پيسى را بحركت مى آورد، پس چون آن رگ سركه بحركت ميآيد خدايتعالى زكام را بر او مسلط ميگرداند، كه دردهاى سر را ميكشد و اگر آن رگ بدن بحركت ميآيد، حق تعالى دمل را بر آن مسلط مى گرداند كه دردهاى بدنرا ميكشد، پس كسيكه دمل و زكام بهم رساند خدا را شكر كند.
در روايت ديگر فرموده است كه زكام لشكرى است از لشكرهاى خدا مى فرستد كه دردهاى بدن را برطرف كند.
در چند روايت ديگر وارد شده است كه زكام را علاج نبايد كرد.
در روايت ديگر از آنحضرت وارد شده است ، در معالجه زكام كه پنبه را بروغن بنفشه آلوده كند، در وقت خواب بر مقعد خود گذارد، در روايت ديگر فرمود، كه يك دانك سياه و نيم دانك دانه كندس را نرم بكوبند، در دماغ بدمند زكام را برطرف ميكند.
فصل هفتم : در معالجه ساير امراض و درد سر و گلو 
در حديث معتبر از حضرت اميرالمؤ منين منقول است كه هرگاه چشم كسى آزرده باشد بايد كه آية الكرسى بخواند، باعتقاد درست كه البته شفا مييابد.
در روايت معتبر ديگر منقول است كه حضرت صادق عليه السلام بشخصى فرمود كه ميخواهى دعائى بتو تعليم نمايم كه براى دنيا و آخرت تو نافع باشد و درد چشم تو را زايل كند؟ گفت بلى فرمود كه بعد از نماز صبح و نماز شام مداومت كن بر ايندعا اَللّهُمَّ اِنّى اَسْاَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ عَلَيْكَ اَنْ تُصَّلِىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَ اَنْ تَجْعَلَ النُّورَ فى بَصَرى وَالْبَصيرَةَ فى دينى وَالْيَقينَ فى قَلْبى وَاْلاِخْلاصَ فى عَمَلى وَالسَّلامَةَ فى نَفْسى وَالسَّعَةَ فى رِزْقى وَالشُّكْرَ لَكَ اَبَدا ما اَبْقَيْتَنى .
در حديث ديگر منقول است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه آله وسلّم براى درد چشم ايندعا ميفرمودند، كه بخوانند اَللّهُمَّ مَتِّعْنى بِسَمْعى وَبَصَرى وَاجْعَلْهُما الْوارِثين مِنّى وَانْصُرْنى عَلى مَنْ ظَلَمَنى وَارِنى فيه ثارى . در روايت ديگر منقول است كه شخصى بخدمت حضرت صادق عليه السلام آمد ديد كه چشم آن حضرت آزار عظيم دارد، روزديگر بخدمت آنحضرت رفت ديد كه هيچ آزار نمانده است از سبب آن پرسيد، فرمود كه اين تعويذ را خواندم اَعُوذُ بِعِزَّةِ اللّهِ اءَعوذُ بِقُدْرَةِ اللّهِ اَعُوذُ بِعَظَمِةِ اللّهِ اَعُوذُ بِجَلالِ اللّهِ اَعُوذُ بِجَمالِ اللّهِ اَعُوذُ بِكَرَمِ اللّهِ اَعُوذُ بِبَهاءِ اللّهِ اَعْوذُ بِغُفرانِ اللّهِ اَعُوذُ بِحُكْمِ اللّهِ اَعُوذُ بِذِكْر اللّهِ اَعُوذُ بِرَسُولِ اللّهِ اَعُوذُ بِآلِ رَسُولِ اللّهِ صَلّى اللّهُ عَلَيْهِ وَعَلَيْهِمْ ما اَجِدُ فى عَيْنى وَما اَخافُ وَاَحْذَرُ اَللّهُمَّ رَبَّ الطَّيِّبينَ اَذْهِبْ ذلِكَ عَنّى بِحَوْلِكَ وَ قُدْرَتِكَ.
ابن شهر آشوب روايت كرده است كه مرد كورى شنيد كه حضرت اميرالمؤ منين اين دعا را ميخواندند آن شخص بخانه رفت و وضو ساخت و نماز كرد و بعد از نماز اين دعا را خواند، چون باين موضوع رسيد كه اَنْ تَجْعَلَ النُّورَ فى بَصَرى ديده اش بينا شد دعا اين است اَللّهُمَّ اِنّى اَسْاَلُكَ يارَبَّ اْلاَرْواحِ الْفانِيَةِ وَرَبَّ اْلاَجْسادَ الْبالِيَةِ اَسْاَلُكَ بِطاعَةِ اْلاَرْواحِ الرَّاجِعةِ اِلى اَجْسادِها وَبِطاعَةِ اْلاَجْسادِ الْمُلْتَئِمَةِ اِلى اَعْضائِها وَبِانْشِقاقِ الْقُبُورِ عَنْ اَهْلِها وَبِدَعُوَتِكَ الصّادِقَةِ فيهِمْ وَاَخْذُكَ بِالْحَقِّ بَيْنَهُمْ اِذا بَرزَالْخَلائِقَ يَنْظَرُوُنَ قَضاءَكَ وَيَرَوْنَ سُلْطانَكَ وَيَخافوُنَ بَطْشَكَ وَ يَرْجوُنَ رَحَمْتَكَ يَوُمَ لايَنْفَعُ مالٌ ولابَنُونٌ و يَوْمَ لايُغْنى مَوْلىً عَنْ شَيْئا وَلاهُمْ يُنْصَروُنَ اِلاّ مَنْ رَحِمَ اللّهُ اِنَّهُ هُوَ الْعَزيزُ الرَّحيمُ اسْاَلُكَ يارَحْمنُ اَنْ تَجْعَلَ النُّورَ فى بَصَرى وَالْيَقينَ فى قَلْبى وَ ذِكْرَكَ بِاللَيْلِ وَالنَّهارِ عَلى لِسانى اَبَدا مااَبْقَيْتَنى اِنَّكَ عَلى كُلِّ شَىٍء قَديرٌ.
در روايت ديگر از حضرت امام موسى عليه السلام منقول است كه شخصى بآنحضرت شكايت كرد از ضعف باصره گفت بمرتبه رسيده است كه شب كور شده ام ، فرمود كه آيه اللّهُ نُورُ السَّمواتِ وَاْلاَرْضِ تا آخر مكرر در جامى بنويس و بآب محو كن و آبرا در شيشه كن و از ميل بچشم بكش راوى گفت ، كه كمتر از سه ميل كشيدم بينائى من برگشت .
در حديث معتبر منقول است كه حضرت امام رضا عليه السلام كه شفاى چشم در خواندن سوره حمد وقل اعوذ برب الناس وقل اعوذ برب الفلق و آية الكرسى و كشيدن قسط ومرو كندر است ودعاى درد گوش دردعاهاى درد سر گذشت .
در حديث ديگر منقول است كه شخصى بحضرت امام جعفر صادق عليه السلام شكايت كرد از سنگينى گوش فرمود، كه دست بر گوش ‍ بكش و اين آيات را بخوان لَوْ اَنْزَلْنا هَذَا الْقُرآنَ عَلى جَبَل لَرَاَيْتَهُ خاشِعا مُتَصّدّعا مِنْ خَشَْةِ اللّهِ وَتِلْكَ اْلاَمْثالُ نَضْرِ بُها للِنّاس لَعَلَهُمَّ يَتَفَكَروُنَ هُوَ اللّهُ الَّذى لااِله اِلاّ هُوَ عالِمُ الْغَيْبِ وَالشّهادِةِ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحيمُ هُوَ الَّذى لااِلهَ اِلاّ هُوَ الْمَلَكَ الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَريزُ الْجَبّارُ الْمَتَكَّبِرُ سُبْحانَ اللّهِ عَما يُشْرِكُونَ هُوَ اللّهُ الْخالِقُ الْبارِى ءُ الْمُصَّوِرُ لَهُ اْلاَسْماءُ الْحُسْنى يُسَّبحُ لَهُ ما قى السَّمواتِ وَاْلاَرْضِ وَهُوَ الْعَزيزُ الْحَكيمُ.
در روايت ديگر وارد شده است كه براى درد گوش بروغن ياسمن يا روغن بنفشه هفت مرتبه بخواند كَاَنْ لَمْ يَسْمَعْها كَاَنَّ فى اُذُنَيْهِ وَقْرا اِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤ ادَ كُلُّ اُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْئُولاً پس آن روغن را در گوش بچكاند از براى قطع رعاف منقول است كه بر پيشانى او بنويسد وَقيلَ يا اَرْضُ ابْلُعى مائَكِ وَ ياسَماءُ اَقْلِعى وَغيضُ الْماءُ وَقُضِىَ اْلاَمْرُ وَاسْتَوَتْ عَلَى الْجُودى وَقيل بُعْدا لِلِقَوْمِ الظّالِمينَ.
در روايت ديگر وارد شده است كه اين آيات را بخواند مِنْها خَلَقْنا كُمْ وَفيها نُعيدُكُمْ وَمِنْها نُخْرِجُكُمْ تارَةً اُخرى يَوْمَئِذٍ يَتَّبِعُونَ الدّاعِىَ لاعِوَجِ لَهُ وَخُشِّعَتِ اْلاَصْواتُ لِلرَّحْمنِ فَلا تَسْمَعُ اِلاّ هَمْسا يا اَرْضُ ابْلعى مائَكِ وَقيلَ بُعْدا لِلِقَوْمِ الظّالِمينَ وَمَنْ يَتَّقِ اللّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجا وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحتْسِبُ وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ اِنَّ اللّهَ بالِغُ اَمْرهٍ قَدْ جَعَلَ اللّهُ لِكُلِّ شَى ءٍ قَدرا وَجَعَلْنا مِنْ بَيْنِ اَيْديهِمْ سَدا وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدا فَاَغْشَيْناهُمْ فَهُمْ لايَبْصِرُونَ.
منقول است كه شخصى بحضرت صادق عليه السلام شكايت كرد از درد دهان فرمود كه دست بر دهان بگذار و بگو بِسْمِ اللّه الرَّحْمنِ الرَّحيمِ بِسْمِ اللّهِ الَّذى لايَضُرُّ مَعَ اِسْمِهِ دآءٌ اَعوُذُ بِكَلِماتِ اللّهِ الَّتى لايَضُرُّ مَعَها شَيْىٌء قُدُوسّا قُدُوسّا قُدُوسّا بِاسْمِكَ يارَبَ الظّاهِرِ الْمُقَدَسِ الْمَبارَكِ الَّذى مَنْ سَئَلَكَ بِهِ اَعْطَيْتَهُ وَمَنْ دَعاكَ بِهِ اَجَبْتَهَ اَسْاَلُكَ يا اَللّهُ يا اللّهُ يا اللّهُ اَنْ تُصَّلِىَ عَلى مُحَمَّدِ النَّبِىِّ وَاَهْلِ بَيْتِهِ وَاَنْ تُعافِيَنى مِمّا اَجِدُ فى فمى وَفى يَدى وَفى رِجْلى وَفى جَميعِ جَوارِحى كُلِها.
ابوبصير شكايت كرد بحضرت امام محمد باقر عليه السلام از درد دندان ، گفت شبها از اين درد بيدارم ، فرمود كه هرگاه اثرش ظاهر شود دست را برجاى درد بگذار و سوره حمد و سوره قل هو اللّه احد بخوان پس اين آيه را بخوان وَتَرَى الْجِبالَ تَحْسبُها جامِدَةً وَهِىَ تَمُرُّمَرَّ السَّحابِ صُنْعِ اللّهِ الَّذى اَتْقَنَ كُلَّ شَيْىًء اِنَّهُ خَبيرٌ بِما تَعْمَلُونَ.
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه اينها را بخوان باسوره اناانزلناه فى ليلة القدر.
از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام منقول است كه براى دفع درد دندان دست بر موضع سجود بمالد، بر موضعى كه درد ميكند بمالد، و بگويد بِسْمِ اللّهِ الشّافى وَلاحَوْلَ وَلاقُوَّةَ اِلاّ بِاللّهِ الْعَلِىِّ الْعَظيمِ.
در روايت ديگرمنقول است كه براى دفع درد دندان سوره حمد و ((قل اعوذ برب الناس وقل اعوذ برب الفلق وقل هواللّه احد)) بخواند پس ‍ بگويد بِسْمِ اللِّ الرَّحْمنُ الرَّحيم وَلَهُ ماسَكَنَ فى اللَّيْلِ وَالنَّهارِ وَهُوَ السَّميعُ الْعَليمُ قُلْنا يا نارُ كُونى بَرْدا وَسَلاما عَلى اِبْراهيمَ وَاَرادُوا بِهِ كَيْدا فَجَعَلْناهُمُ اْلاَخْسَرينَ نُودِىَ اَنْ بُورِكَ مَنْ فى النّارِ وَمَنْ حَوْلَها وَسُبْحانَ اللّهِ رَبِّ الْعالَمينَ اَللّهُمَّ يا كافى مِنْ كُلِّ شَيْئىٍ وَلايَكْفى مِنْكَ شَي ء اِكْفِ عَبْدَكَ وَابْنَ اَمَتِكَ مِنْ شَرِّ مايَخافُ وَيَحْذَرُ مِنْ شَرِّ الْوَجَعِ الَّذى يَشْكُوهُ اِلَيْكَ.
در روايت ديگر منقول است كه جبرئيل اين تعويذ رابراى حضرت امام حسين عليه السلام آورد بجهة دفع درد دندان كه دست بر آن دندان كه كرم خورده است ، بگذارند و هفت نوبت بخوانند اَلْعَجَبُ كُلُ الْعَجَبِ لِدابَّةٍ يَكُونُ فى الْفَمِّ تَاءْكُلُ الْعَظْمَ وَنَتْرُكُ اللَّحْمَ اَنَاَ اَرْقى وَاللّهُ الشّافى الْكافى لااِلهَ اِلاّ اللّهُ وَالْحَمْدُلِلّهِ رَبّ الْعالَمينَ وَاذْقَتَلْتُمْ نَفْسا فَادّارَائُمْ فيها وَاللّهُ مُخْرِجٌ ما كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ فَقُلْنَا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِها كَذلِكَ يُحْيِى اللّهُ الْمُوْتى وَيُريكُمْ آياتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلوُنَ.
در روايت ديگر ميخى بگيرد و سوره حمد وقل اعوذ برب الناس وقل اعوذ برب الفلق هر يك را سه مرتبه بخواند پس بگويد مَنْ يُحْيِى الْعِظامَ وَهِىَ رَميمٌ ياضِرْسُ فلان بن فلان و نام صاحب درد و پدرش را بگويد اَكَلْتِ الْحارَّ وَالْبارِدَ اَفْبِالْحارِّ تَسْكُنينَ اَمْ بِالْبارِدِ تَسْكُنينَ وَلَهُ ماسَكَنَ فِى اللّيْلِ وَالنَّهارِ وَهُوَ السَّميعُ الْعَليمُ شَدَدْتُ داءَ هَذا الْضِّرْسِ فلان بن فلان بِسْمِ اللّهِ الْعَظيم پس ميخ را در ديوار بكوبد و بگويد اللّه اللّه اللّه .
در روايت ديگر منقول است كه شخصى بحضرت امام موسى عليه السلام شكايت كرد، از گند دهان حضرت فرمود كه در سجده بگو يااللّهُ يااللّهُ يااللّهُ يارَحْمنُ يارَبَّ اْلاَرْبابِ يا سَيِّدَ السّاداتِ يااِلهَ اْلالِهَةَ يا مالِكَ الْمُلْكِ يا مَلِكَ الْمُلُوكِ اِشْفنى بَشَفائِكِ مِنْ هذَا الدّاءِ وَاصْرِفْهُ عَنّى فَاِنّى عَبْدُكَ وَابْنُ عَبْدِكَ وَاَنْقَلِبُ فى قَبْضَتِكَ راوى گفت يكمرتبه ايندعا را در سجود خواندم وشفا يافتم .
از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول است دمبلان از گياه بهشت و آبش براى درد چشم نافع است .
حضرت صادق عليه السلام فرمود كه مسواك كردن آب ريختن چشم را زايل ميكند، چشم را جلا ميدهد.
در حديث صحيح منقول است كه شخصى بحضرت صادق عليه السلام شكايت كرد از آزار چشم ، فرمود كه داروئى بساز از جدوار و كافور و اجزا را مساوى يكديگر بكن .
در روايت ديگر فرمود كه ضعف چشم و خيالات را برطرف مى كند.
در روايت ديگر فرمود كه هنه فرنك براى دفع سفيدى كه بر روى باصره بهم رسد نافع است .
در روايت معتبر از حضرت امام موسى عليه السلام منقول است كه صبر سقوطرى و كافور رياحى رامساوى يكديگر بسايند، از حرير بيرون كنند، ماهى يكمرتبه در چشم بكشند دردهاى سرو چشم را مى كشد.
از حضرت امام حسين عليه السلام منقول است كه كه شخصى از اصحاب خود را فرمود، كه هليله زرد با هفت دانه فلفل بساى و بپز و در ديده بكش .
در روايت ديگر منقول است كه شخصى بخدمت حضرت امام جعفر صادق عليه السلام شكايت كرد از سفيدى كه در چشم بهم رسيده بود، از درد دندان و درد مفاصل ، فرمود كه فلفل و دارفلفل از هر يك دو درهم و نشادر پاكيزه صاف يكدرهم و هر سه را خوب بساى و از حرير بيرون كن و در هر چشمى سه ميل بكش و ساعتى صبر كن كه سفيدى روى ديده را قطع مى كند، گوشت چشم را پاك ميكند، درد را ساكن ميكند، پس چشم را بآب سرد بشوى بعد از آن سرمه سنگ بكش .
در روايت ديگر وارد شده است ، كه حضرت اميرالمؤ منين بسلمان و ابوذر فرمود كه تا درد چشم داريد بر پهلوى چپ مخوابيد و خرما مخوريد.
حضرت صادق عليه السلام فرمود كه ماهى خوردن براى درد چشم زيان دارد، دست بر چشم ماليدن بعد از دست شستن بعد از طعام خوردن امان ميدهد از درد چشم و در پنچشنبه و جمعه شارب و ناخن گرفتن از درد چشم امان ميبخشد.
در روايت ديگر منقول است كه شخصى شكايت كرد از درد گوش و گفت كه چرك و خون از گوشم بسيار مى آيد، فرمودند كه پنير بسيار كهنه شده را يك قدرى بگير و نرم بكوب و با شيرزن ممزوج كن ، بر روى آتش نرم گرم كن و چند قطره در گوشى كه درد ميكند بريز.
در روايت ديگر از براى درد گوش منقول است كه يك كف كنجد پوست نكنده و يك كف خردل هر يك را عليحده بكويند، با يكديگر مخلوط كرده روغن بگيرند و روغن را در شيشه بكنند، سرش را بانگشتر آهن مهر كنند و هر وقت كه خواهند دو قطره از آن در گوش ‍ بچكانند، پنبه در گوش بگذارند و سه روز چنين كنند تا شفا يابد.
در روايت ديگر وارد شده است كه سداب را روغن زيت بپزند و چند قطره در گوش بچكانند.
از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول كه سداب براى درد گوش نافع است ، و از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه براى درد گلو چيزى نافعتر از خوردن شير نيست .
بسند معتبر از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام منقول است كه حضرت عيسى بشهرى گذشتند، ديدند كه مردم آنشهر روى هاى ايشان زرد و چشمهاى ايشان كبود است ، از بسيارى مرض بآنحضرت شكايت كردند، حضرت فرمود كه شما گوشت راپيش از پختن نشسته مى پزيد و هيچ حيوانى از دنيا بدر نميرود مگر آنكه جنابتى با او هست ، بعد از آن گوشت را پيش از پختن شستند، بيمارى ايشان برطرف شد.
حضرت عيس عليه السلام بشهر ديگر گذشتند دندانهاى ايشان ريخته بود، و روهاى ايشان باد كرده بود، فرمود كه در وقت خواب دهانرا باز كنيد و برهم مگذاريد چنان كردند، آن علتها از ايشان زايل شد.
از حضرت امام موسى عليه السلام منقول است كه براى درد دندان سعد را برآن بگذارند، و فرمود سركه كه از شراب بعمل آورده باشند بن دندان را محكم مى كند.
در حديث معتبر منقول است كه حمزة بن الطيار بخدمت حضرت آمد، آه مى كشيد حضرت پرسيدند كه چه مى شود ترا گفت دندانم درد مى كند، فرمود كه حجامت بكن ، حجامت كرد، ساكن شد، بعد آن حضرت فرمود كه دوائى به حجامت كردن و خوردن عسل نمى رسد.
در حديث معتبر ديگر فرمود كه براى درد دندان حنظل را بگيرد، پوستش را بكند، پس روغنش را بگيرد اگر دندانش را كرم خالى كرده باشد در ميان آن دندان چند قطره از آن روغن بريزد و پنبه را بآن آلوده كرده در ميان آن دندان بگذارد، بر پشت بخوابد تا سه شب چنين كند و اگر بن دندان درد كند در آن گوشى كه در جانب آن دندان واقع است در چند شب هر شب دو قطره يا سه قطره بچكاند، بازفرمود هر كه درد دهان داشته باشد يا خون از بن دندانش آيد يا درد كند يا دهانش جوشيده باشد يا رنگ بسرخى گشته باشد يك حنظل تازه كه رسيده باشد و زرد شده باشد بگيرد، و تمامش را بگل بگيرد، و سرش را سوراخ كند، و كاردى از آن سوراخ داخل كند و مغزش را بتراشد بهموارى كه سوراخ نشود پس سركه بسيار تندى كه از شراب بعمل آورده باشند در آن سوراخ بريزد و بر روى آتش بگذارد كه بسيار بجوشد، پس ‍ بردارد و هر وقت كه احتياج شود بقدر ناخنى بگيرد، بردندانها و دهان بمالد و بعد از آن بسركه مضمضه كند و اگر خواهد آنچه در ميان حنظل است در شيشه يا ظرف ديگر خالى كند و هر چند آبش برطرف شود سركه برويش بريزد و هر چند كهنه تر شود نفعش بيشتر است .
در حديث معتبر منقول است كه از ابراهيم بن نظام كه گفت ، دزدان مرا در راه گرفتند و پالوده گرم در دهانم ريختند، بعد از آن دهانم را پر از برف كردند، پس دندانهايم تمام ريخت پس حضرت امام رضا را در خواب ديدم كه فرمود سعد در دهان بكن تا دندانهايت برويد بعد از چند گاه شنيدم كه حضرت رضا بمحل ما وارد شده است و بخراسان ميرود بخدمت آنحضرت رفتم و حال خود را عرض كردم همانرا فرمود، كه در خواب فرموده بود چنان كردم دندانهايم روئيد.
فصل هشتم : در معالجه خنازير و قروح و جروح وثالول و ثبود و خوره و پيسى و بهق و امثال اينها
از على بن نعمان منقول است كه بحضرت امام رضا عرض كردم كه ثالول بسيارى در بدنم بهم رسيده است ، باين سبب غمگين شدم حضرت فرمود كه از براب هر ثالول هفت جو بگير و برهر جوى هفت نوبت اذاوقعت الواقعة بخوان تا فَكانَتْ هباءً مَنْبّثا و هفت نوبت بخوان وَيَسْئَلوُنَكَ عَنِ الْجِبالِ فَقُلْ يَنْسِفُها رَبّى نَسَفا فَيَذَرُها قاعا صَفْصَفا لاتَرى فيها عِوَجا وَلا اَمْنا پس هر جوى را يكنوبت برهر ثالولى بمال و مجموع جوها را در پارچه نوى ببند و سنگى بر آن ببند، در چاهى بينداز، و بهتر آنستكه اين كار در در تحت الشعاع بكنى راوى گفت چنين كردم بعد از يك هفته برطرف شده بود.
از حضرت صادق منقول است دست بر ثالول بمال و سه نوبت ايندعا را بخوان بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ بِسْمِ اللّهِ وَ بِاللّهِ مُحَمَّد رَسُولُ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَلاحَوْلَ وَلاقُوَّةَ اِلاّ بِاللّهِ الْعِلِّىِ الْعَظيمِ اَللّهُمَّ امْحُ عَنّى مااَجِدُ.
در حديث معتبر از حضرت امام رضا عليه السلام منقول است كه فرمود دخترى در خانه ما خنازير در گردنش بهم رسيد، شخصى در خواب بمن گفت كه بگو اين دعا را مكرر بخواند يارؤ ف يارحيم يارب ياسيدى .
در حديث ديگر منقول است كه شخصى بحضرت صادق عرض كرد كه گنده ماده در بدن من ظاهر شده است ، فرمود كه سه روز روزه بدار و در روز چهارم در وقت زوال غسل بكن و بصحرا يا بام بلندى برو و چهار ركعت نماز بگذار، بهر سوره كه خواهى و تاتوانى سعى كن در گريه و تضرع و حضور قلب و چون از نماز فارع شوى جامه هاى خود را بينداز و جامه كهنه پاكيزه بطريق لنگ بر خود ببند برخاك بسجده برو و پهلوى راست خود را برخاك بگذار و بازارى و خشوع بگو، ياواحِدُ يااَحَدُ يا كَريمٌ يا جَبّارُ ياقَرِيبُ يامُجيبُ يااَرْحَمَ الرّاحِمينَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاكْشِفْ م ا بى مِنْ مَرَضٍ وَاَلْبِسْنِى الْعافِيَةَ الْكافِيَةَ الشّافِيَةَ فِى الدُّنْيا وَلا خِرَةِ وَاَمْنُنُ عَلَىَّ بِتَمامِ النِّعْمَةِ وَاذْهبْ مابى فَقَدْ اذانى وَغَمَّنى وفرمود وقتى نفع ميكند كه خاطرت مطمئن باشد وصاحب يقين باشى كه تاءثير ميكند، آن شخص چنين كرد بزودى عافيت يافت .
در حديث ديگر فرمود كه هر ورمى كه در بدن بهم رسد و ترسى كه بحال بدى منتهى شود در وقتى كه وضو دارى براى نماز واجب پيش از نماز براى آن ورم بخوان اين آيات را لَوْ اَنْزَلْنا هذَالْقُرْآنَ عَلى جَبَلٍ لَرَاءَيْتَهُ خاشِعا مُتَصَدِّعا مِنْ خَشْيَةِ اللّهِ تا آخر سوره كه اگر چنين كنى آن ورم بزودى ساكن شود، در كتاب مكارم الاخلاق اين شكل را براى دفع آبله و كم بيرون آوردن نقل كرده است ، بهتر آنست كه بترتيب عدد بنويسند.
132316
811155
12769
114154
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه براى ثبور و دملهاى ريزه كه دربدن بيرون مى آيد، در اول كه اثرش ظاهر شود انگشت شهادت بر دورش بگرداند و هفت مرتبه بگويد لااِلهَ اِلاّ اللّهُ الْحَليمُ الْكَريمُ در مرتبه هفتم انگشت را بر روى آن بقوت بگذارد.
در روايت ديگرفرمود كه اين دملها و ثبور اكثرش از خون فاسدى است كه در وقت طغيان آن از بدن بيرون نمى كنند، پس كسى كه در او اينها حادث شود چون به رختخواب رود بگويد اَعُوذُ بِوَجْهِ اللّهِ الْعَظيمِ وَكَلِماتِهِ التّامّاتِ الَّتى لايُجاوِزُ هُنَّ بِرٌ وَلا فاجِرٌ مِنْ شَرِّ كُلِّ ذى شَرِّ تا از اينها و ساير دردها عافيت يابد.
در روايت ديگر منقول است كه براى كرى و دمل و قوبا اين آيات را بخواند و بنويسد و با خود نگاه دارد بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ وَمَثَلُ كَلِمَةٍ خَبيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ اْلاَرْضِ مالَها مِنْ قَرارٍ مِنْها خَلَقْنا كُمْ وَفيها نُعيدُكُمْ وَمِنْها نُخْرِجُكُمْ تارَةً اُخْرى اللّهُ اَكْبَرُ وَاَنْتَ لاتَكْبُرْ وَاللّهُ يَبْقى وَاَنْتَ لاتَبْقى وَاللّهُ عَلى كُلِّ شَيْئى قَديرٌ.
در حديث معتبر منقول است كه يونس بن عماد شكايت كرد بحضرت صادق عليه السلام از پيسى كه در روى اوبهم رسيده بود، حضرت فرمود كه چون ثلث آخر شب شود وضو بساز و بنماز شب برخيز و در سجده آخر دو ركعت اول نماز ايندعا بخوان ياعَلِىُّ ياعظيمُ يارَحْمنُ يارَحيمُ ياسامِعُ الدَّعَواتِ يامُعْطِىَ الْخَيْراتِ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاَعْطِنى مِنْ خَيْرِ الدُّنْيا وَاْلا خِرَةِ مااَنْتَ اَهْلُهُ وَاصْرِفْ عَنّى مِنْ شَرِّ الدُّنْيا وَاْلاخِرَةِ مااَنْتَ اَهْلُهُ وَاءذْهِبْ عَنّى هذَا الْوَجَعِ ونام آن آزار را ببر فَاِنَّهُ قَدْ غاظَنى وَاَحْزَنَنى ومبالغه در تضرع و دعا بكن ، راوى گفت چنان كردم و هنوز بكوفه نرسيده بودم كه آن پيسى از من برطرف شد.
در روايت ديگر منقول است كه اسحق بن اسمعيل و غير او از همين علت بآن حضرت شكايت كردند، فرمود كه وضو بسازيد و دو ركعت نماز بكنيد، حمد و ثناى الهى بجا آوريد وصلوات بر محمد و اهل بيت او بفرستيد، بگوئيد يااَللّهُ يااللّهُ يااللّهُ يارَحْمنُ يارَحْمنُ يارَحْمنُ يارَحيمُ يارَحيمُ يارَحيمُ ياواحِدُ ياواحِدُ ياواحِدُ يااَحَدُ يااَحَدُ يااَحَدُ ياصَمَدُ ياصَمَدُ ياصَمَدُ يااَرْحَمَ الرَّاحِمينَ يااَقْدَرَ الْقادِرينَ يااَقْدَرَ الْقادِرينَ يااَقْدَر الْقادِرينَ يارَبَّ الْعالَيمنَ يارَبَّ الْعالَمينَ يارَبَّ الْعالَمين ياسامِعَ الدَّ عَواتِ يامُنَزِّلَ الْبَرَكاتِ يامُعْطِىَ الْخَيْراتِ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاَعْطِنى خَيْرِ الدُّنْيا وَاْلاخِرَةِ وَاصْرِفْ عَنّى شَرَّ الدُّنْيا وَاْلاخِرَةِ وَاءَذْهِبْ مابى فَقَدْ غاظَنِى اْلاَمْرُ وَاَحْزَنَنى .
در روايت ديگر فرمود كه سوره يس را با عسل بنويس و بشوى و بخور تا برطرف شود.
در روايت ديگر فرمود كه سوره انعام را با عسل در ظرفى بنويس و بآب بشوى و بخور و در مكارم الاخلاق مذكور است ، كه براى پيسى و خوره اين آيات را بنويس و بشوى و بخور و با خود نگاه دار بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ يَمْحُوااللّهُ مايَشاءُ وَيُثْبِتُ وَعِنْدَهُ اُمُّ الْكِتابِ اَلْحَمْدُلِلّهِ فاطِر السَّمواتِ وَاْلاَرْضِ جاعِلِ الْمَلائِكَةِ رُسُلاً اوُلى اَجْنِحَةٍ مَثْنى وَثُلاثَ وَرُباعَ بِاسْمِ فُلانِ بُنِ فُلانٍ و نام او و مادرش را بنويسد، از براى بهق بر آن موضع بنويسد، وَاِنْ مِنْ شَيْئىٍ اِلاّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَما نُنَزِّلُهُ اِلاّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ هَلْ يَسْمَعُونَكُمْ اِذْتَدْعُونَ اَوْ يَنْفَعُونَكُمْ اَوْيَضرُّوُنَ.
در روايتى منقول است كه حضرت امام محمد باقر عليه السلام براى صاحب جراحتى فرمود، كه قدرى ازقير تازه بگير و همان قدر از پيه بُز و هر دو را بر سبوى تازه بمال و بر روى آتش نرم بگذار از مابين وقت ظهر تا وقت نماز عصر پس پاره كتان كهنه بگير و آن قير را آن طلا كن و بروى جراحت بگذار و اگر جراحت را سوراخى داشته باشد كتان را فتيله كن و بقير آلوده كن و در جراحت بگذار.
در حديث معتبر منقول است كه خراجى در بدن متوكل بيرون آمده بود كه مشرف بر هلاك شد و اطبا جراءت نميكردند نيشتر بزنند فتح بن خاقان وزير متوكل بخدمت حضرت امام على نقى عليه السلام فرستاد و حال متوكل را عرض كرد، حضرت فرمود كه سرگين گوسفند كه در زير دست و پاى گوسفندان سرشته ميشود بگيريد و با گلاب مخلوط كنيد و بر آن خراج بگذاريد چون اين خبر رسيد اطبا خنديدند كه اين چه فايده ميكند، وزير متوكل گفت كه آن حضرت داناترين خلق است آنچه فرموده است بايد كرد، پس آنچه فرموده بود بعمل آوردند و دردش ساكن شد و بخواب رفت پس آن خراج گشوده شد و چرك بسيار دفع شد وشفا يافت .
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه چغندر را با گوشت گاو پختن و خوردن ، پيسى را برطرف ميكند.
در حديث ديگر منقول است كه شخصى شكايت كرد بآنحضرت از پيسى و بهق فرمود، كه بحمام رو وحنا را با نوره مخلوط كن و بر آن موضع بمال كه ديگر نخواهى ديد اثر آنرا.
از حضرت امام موسى عليه السلام منقول است كه گوشت گاو خوره و پيسى را زايل ميكند.
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه هيچ چيز براى پيسى نافع تر نيست از تربت امام حسين عليه السلام با آب باران بخور و بر آن موضع بمال ، فرمود كه موى بينى امانست از خوره و تربت حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم خوره را زايل ميكند، فرمود از كسيكه خوره يا پيسى داشته باشد بگريزيد و پر نظر بايشان مكنيد و با ايشان معاشرت ننمائيد، كه سرايت ميكند.
حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود كه در هر جمعه شارب گرفتن امان ميدهد از خوره و از حضرت امام موسى عليه السلام منقول است كه هيچكس نيست مگر آنكه رگ خوره در بدن او هست و آنرا ميگدازد خوردن شلغم .
در حديث ديگر منقول است كه شخصى بآنحضرت عرض كرد كه ماده طاعون در بدن من ظاهر شده است ، فرمود كه سيب بخورد آن شخص خورد عافيت يافت .
فصل نهم : در معالجه امراض اندرونى و قولنج وبادها و آزار معده و سرفه
منقول است كه شخصى بحضرت امام جفعر صادق عليه السلام شكايت كرد، از درد سينه حضرت فرمود، كه طلب شفا بكن از قرآن زيرا كه حقتعالى ميفرمايد، كه فيهِ شفاءٌ لِما فِى الصُّدُورِ يعنى در قرآن شفا هست براى آنچه در سينه هاست .
از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام منقول است كه شخصى بخدمت حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم آمد، گفت برادرم از درد شكم آزار دارد، فرمود كه بگو اندكى عسل با آب گرم بخورد، روز ديگر آمد، گفت خورد و نفع نكرد فرمود كه برو و باز عسل بده بخورد و هفت مرتبه سوره حمد نزد او بخوان ، چون آن شخص رفت فرمود كه برادرش منافق است ، باين سبب خوردن عسل او را نفع نبخشد.
در روايت ديگر منقول است كه شخصى به حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام شكايت كرد، از درد شكم فرمود كه آب بخور و اين دعا را بخوان يااللّهُ يا اللّهُ ياللّهُ يا رَحْمنُ يارَحيمُ يارَبَ اْلاَرْبابِ يااِلهَ اْلالِهَةِ يامَلِكَ الْمُلُوك يا سَيِّدَالسّاداتِ اشْفِنْى بِشَفائِكَ مِنْ كُلِّ داءٍ وَسُقْمٍ فَاِنّى عَبْدُكَ وَابْنُ عَبْدِكَ اءَتَقَلَّبُ فى قَبْضَتِكَ.
در حديث ديگر منقول است كه شخصى بحضرت صادق عليه السلام شكايت درد از درد ناف فرمود، كه دست بر آنموضع بگذار و سه مرتبه بگو وَاِنَّهُ لَكِتابٌ عزيز لاَيائْيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَلا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزيلُ مِنْ حَكيمٍ حَميدٍ.
در چند روايت وارد شده است كه براى قولنج و درد شكم سوره حمد و قل اعوذ برب الناس وقل اعوذ برب الفلق و قل هوالله احد را بر جامى با مشك و زعفران بنويسد و اين دعا را نيز بنويسد، اَعُوذُ بِوَجْهِ اللّهِ الْعَظيمِ وَبِعِزَّتِهِ الَّتى لاتُرامُ وبِقُدْرَتِهِ الَّتى لايَمْتَنِعُ مِنْها شَيْىٍ ء مِنْ شَرِّ هذاالْوحَعُ وَ شَرِّ ما فيهِ وَشَرِّ ما اَحْذَرُمِنْهُ و بآب باران بشويد و بخورد، ناشتا يا در وقت خواب .
در روايت ديگر منقول است كه براى فالج و جميع بادها نافع است .
در حديث ديگر منقول است كه شخصى بحضرت امام محمد باقر عليه السلام شكايت كرد از درد تهيگاه فرمود، كه چون از نماز فارغ شوى دست بر موضع سجود بمال و بعد از آن بر موضع درد بمال و اين آيات را بخوان اَفَحَسِبْتُمْ اَنَّما خَلَقْنا كُمْ عبثا وَاَنَّكُمُ اِلَيْنا لاتُرْجَعُونَ فَتَعالَى اللّهُ الْمَلِكُ الْحَقُ لااِلهَ اِلاّ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الكَريمِ وَمَنْ يَدْعُ مِعَ اللّهِ اِلها آخَرَ لابُرهانَ لَهُ بِهِ فَاِنَّما حِسابُهُ عِنْدَ رَبِّهِ اِنَّهُ لايُفْلِحُ اَلْكافِرُونَ وَقُلْ رَبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَاَنْتَ خَيْرُ الرّاحِمينَ راوى گفت كه چنين كردم ، بزودى بر طرف شد.
در روايت ديگر از حضرت صادق عليه السلام كه دت بر تهيگاه بمالد وسه مرتبه اين دعا بخواند، بِسْمِ اللّهِ وَبِاللّهِ مُحَمَّدٌرَسوُلُ اللّهِ وَلاحَوْلَ وَلاقُوَّةَ اِلاّ بِاللّهِ العلّى اَلْعظيمِ اَللّهُمَّ امْحُ عَنّى ما اَجِدُ فى خاصِرَتى و در هر مرتبه دست بر آن موضع بكشد.
از حضرت على بن الحسين عليه السلام منقول است كه از براى دفع الم سپرز اين آيات را بزعفران بنويسد، وبآب زمزم بشويد و بخورد قُلْ ادْعُو اللّهَ اوَاْعُو الرَّحْمنَ اَيّا ماتَدْعُوا فَلَهُ اْلاَسْمآءُ الْحُسْنى وَلا تَجْهَرْ بِصَلاتِكَ وَلا تُخافِتْ بِها وَابْتَغِ بَيْنَ ذلِكَ سَبيلاً وَقُل الْحَمْدُللّهِ الَّذى لَمْ يِتَّخِذْ وَلَدا وَلَمْ يَكُنْ لَهُ شَريكٌ فِى الْمُلِك وَلَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِىٌ مِنَّ الذُّلِ وَكَبِّرُهُ تَكْبيرا و منقول است كه شخصى بخدمت حضرت امام موسى عليه السلام شكايت كرد، ازقراقر و صداهاى شكم و گفت ، بمرتبه آزار مى كند كه با كسيكه سخن ميگويم ، شرمنده مى شوم حضرت فرمود كه چون از نماز شب فارغ شوى اين دعا بخوان اَللّهُمَّ ماعَمِلْتُ مِنْ خَيْرٍ فَهُوَّمِنْكَ لاحَمْدَ لى فيهِ وَما عَمِلْتُ مِنْ سُوءٍ فَقَدْ حَذَّرْتَنيهِ فَلا عُذْرَلى فيهِ اللّهُمَّ اِنّى اَعُوذُبِكَ اَنْ اءَتَّكِلَ عَلى مالا حَمْدَلى فيهِ اَوْامِنُ مالا عُذْرَلى فيهِ.
در روايت ديگر همين دعا براى دفع زحير وارد شده است .
در حديث ديگر منقول است كه شخصى شكايت كرد به آنحضرت از پيچش شكم ، فرمود كه آبى بگير و اين آيات را بر آن بخوان يُريدُ اللّهُ بِكُمُ الْيُسّرَ وَلا يُريدُ بِكُمُ الْعُسْرَ سه مرتبه پس بگو اَوَلَمْ يَرَ الذَّينَ كَفَرُوا اَنَّ السَّمواتِ وَاْلاَرْضَ كانَتا رَتَقا فَفَتَقْناهُما وَجَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلّ شَى ءٍ حَى اَفَلا يُؤْمِنُونَ پس آن آبرا بخورد، دو دست بر شكم بِمالد.
در روايت وارد شده است ، كه اين آيات را بر روغن بخواند، بر شكم بمالد بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ فَفَتَحْنا اَبْوابَ السَّماءِ بِماءٍ مُنْهَمِرِ وَفَجَّرْنَا اْلاَرْضَ عُيُونا فَالْتَقَى الْماءِ عَلى اَمْرٍ قُدِرَ وَحَمَلْناهُ عَلى ذاتِ اَلْواحٍ ودسر فَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ اَبْوابَ كُلِّ شَىْءٍ بِاسْمِ فلان بن اَوَلَمْ يَرَ الَّذين كَفَروااَنَّ السَّمواتِ وَاْلاَرْضَ كانَتا رَتَقا تا آخرآيه .
در حديث ديگر منقول است كه حضرت صادق در سفرى بودند اسمعيل فرزند آنحضرت شكايت كرد، از درد شكم و درد پشت حضرت او را طلبيد، فرمودند كه بر پشت بخوابد و اين دعا را بر او خواند بِسْمِ اللّهِ وَ بِاللّهِ وَ بِصُنْعِ اللّهِ الَّذى اتْقَنَ كُلَّ شَىْءٍ اِنَّهُ خَبيرٌ بِما تَعْمَلُونَ اُسْكُنْ ياريحُ بِالَّذى سَكَنَ لَهُ مافى السَّمواتِ وَالاَْرْضِ وَهُوَّ السَّميعُ الْعَليمُ.
در روايت ديگر منقول است كه شخصى به حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام شكايت كرد از درد پشت فرمود كه دست را برآن موضع بگذار كه درد دارد و سه مرتبه اين آيه را بخوان وَما كانَ لِنَفْسٍ اَنْ تَمُوتَ اِلاّ باِذْنِ اللّهِ كِتابا مُؤَجَلاً وَمَنْ يُردْ ثَوابَ الدُّنيا نُؤَتِهِ مِنْها وَ مَنْ يُردْ ثَوابَ اْلاخِرَةِ نُؤْتِهِ مِنْها وَسَنَجْزى الشّاكِرينَ هفت مرتبه سوره انا انزلناه بخواند.
در حديث ديگر منقول است كه مفضل بخدمت حضرت صادق آمد شكايت كرد، از تنگى نفس و گفت اندك راهى كه ميروم نفسم تنگ ميگردد و مى نشينم ، فرمود كه بول شتر بخور تا ساكن شود.
كلينى در حديث حسن روايت كرده است كه شخصى بحضرت صادق عليه السلام شكايت كرد، از سرفه و حضرت فرمود كه قدرى از انجدان رومى با همانقدر از نبات سفوف كن و يكروز يا دو روز بخور آن شخص گفت كه يكروز خوردم بر طرف شد.
در حديث ديگر منقول است كه شخصى بحضرت امام موسى عليه السلام شكايت كرد، از مرض سل حضرت فرمود كه سنبله و قاقله و زعفران و عاقرقرحا و بذرالبنج و خربق و فلفل سفيد اجزا را مساوى بگير و فرفيون را دو برابر هر يك از اجزا بگير و نمام اجزا را سائيده از حرير بيرون كن ، با عسلى كه كَفَش را گرفته باشند خمير كن وبقدر يك نخود بآب گرم در سه شب بخور چنان كرد شفا يافت .
در روايت ديگر منقول است كه شخصى بحضرت امام رضا عليه السلام شكايت كرد، از سرفه فرمود كه بگير از فلفل سفيد يك جزؤ و فرفيون دو جزؤ و خربق سفيد يك جزؤ و سنبل يك جزؤ و قاقله يك جزؤ و زعفران يك جزؤ و بذرالبنج يك جزؤ و اين اجزا را سائيده از حرير برون كن ، مثل تمام اجزا، عسل كف گرفته را داخل كن خمير كرده حبها بساز و از براى سرفه كهنه و تازه در وقت خواب بآب راز يانه نيم گرم بخور.
در حديث معتبر منقول است كه از حضرت امام جعفر عليه السلام پرسيدند، كه آيا بحضرت عيسى عليه السلام ميرسيد دردهائيكه بفرزندان آدم ميرسيد فرمود كه بلى در طفوليت بيماريهاى مردم بزرگ باو ميرسيد، درد تهيگاه از دردهاى بزرگان است ، در طفوليت گاهى كه او را عارض ميشد بمادر خود ميگفت كه عسل و سياه دانه و روغن زيت را با يكديگر خمير كن و از براى من بياور، چون ميآورد كراهت داشت از خوردن آن حضرت مريم ميگفت چرا كراهت دارى خود طلبيدى ميگفت ، كه بعلم پيغمبرى آن را طلب كردم و از براى جزع طفوليت و بدمزه گى دوا كراهت دارم ، پس ميگرفت و تناول ميفرمود.
در چند روايت وارد شده كه خوردن ريزه ها كه از سفره ميريزد، درد تهيگاه را بر طرف ميكند.
در روايت معتبر از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام منقول است كه بخوريد امرود را كه دل را جلا ميدهد و دردهاى اندرونى را ساكن ميكند.
در روايت ديگر فرمود كه بخوريد انجدان رومى را كه درد تهيگاه را زايل ميكند.
از حضرت امام محمد باقر عليه السلام منقول است كه حضرت حزقيل را قرحه در جگر بهم رسيد، دعا كرد حق تعالى باو وحى فرمود كه شير انجير را بگير و برسينه خود از بيرون بمال چنان كرد آن آزار از او برطرف شد.
در روايت ديگر منقول است كه شخصى بحضرت امام محمد باقر عليه السلام شكايت كرد، از شدت درد سپرز فرمود كه پاره نقره بده و تره بخر و آن را با روغن عربى بپز وسه روز بخوران بهر كه آزار سپرز دارد، كه اگر خدا خواهد شفا مييابد.
كلينى بسند معتبر روايت كرده است كه حضرت امام موسى عليه السلام عرض كردند كه يكى از غلامان آنحضرت آزار سپرز دارد، فرمود كه سه روز تره باو بخورانيد چون سه روز خورد عافيت يافت .
از حضرت امام رضا عليه السلام منقول است كه بخوريد سركه را كه از شراب ساخته باشند كه كرمهاى معده را ميكشد.
از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول است كه خرماى ناشتا خوردن كرم معده را ميكشد.
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه هر كه هفت دانه خرماى عجوه را در وقت خواب بخورد كرمهاى معده اش را ميكشد.
در چند حديث معتبر از حضرت صادق عليه السلام منقول است براى دفع اسهال كه قدرى از برنج بگيرند و بشويند و در سايه بخشكانند، بر روى آتش بو بدهند و نرم بكوبند، هر بامداد يك كف از آن بخورند.
در روايت ديگر از آنحضرت منقول است براى دفع اسهال كه بزنج را در ديگ كن و بآب بجوشان و چهار يا پنج پارچه سنگ در زير آتش ‍ بگذار، تا سرخ شوند و پيه قلوه تازه را بگير و با آن سنگها در ميان كاسه بينداز و كاسه ديگر بر سرش بگذار كه بخارش بيرون نرود و حركت ده تا آن پيه آب شود پس چون برنج پخته شود اين روغن را برويش بريز و بخور.
در روايت ديگر منقول است كه شخصى از زحير شكايت كرد بحضرت امام محمد باقر عليه السلام فرمود كه گل ارمنى را بگى و بر روى آتش ملايم بو بده و سفوف كن وبخور.
در حديث ديگر فرمود كه بذر قطونا و صمغ عربى و گل ارمنى را بو بده و سفوف كرده بخور كه زحير را بر طرف ميكند.
در حديث ديگر منقول است كه شخصى بحضرت امام رضا عليه السلام شكايت كرد از درد پيچش شكم فرمود، كه گردكانى را بگير و بر روى آتش بگذار و چون مغزش بريان شود، پوستش را بكن و بخور.
در حديث ديگر مرويست كه شخصى بحضرت صادق عليه السلام شكايت كرد، از قراقر شكم فرمود كه سياه دانه با عسل بخور.
در حديث معتبر منقول است كه شخصى شكايت كرد بحضرت صادق عليه السلام از ضعف معده ، فرمود كه جزار با آب سرد بخور و جزاه گياهيست شبيه بكرفس آن را بيوه زا ميگويند.
فصل دهم : در معالجه اوجاع مفاصل و فالج و بواسير و امراض مثانه وساير امراض
در حديث معتبر منقول است كه معلى بن خنيس بحضرت صادق عليه السلام شكايت كرد، از درد فرج فرمود كه عورت خود را در موضعى گشوده اى كه سزاوار نبوده و باين سبب اين درد در آن بهم رسيده است دست چپ بر فرج خود بگذار، ايندعا را بخوان بِسْمِ اللّهِ وَبِاللّه بَلى مَنْ اَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ اَجْرُهُ عِنْدَ رَبِّهِ وَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاهُمْ يَحْزَنُونَ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْلَمْتُ وَجْهى اِلَيْكَ وَفَوَّضْتُ اَمْرى اِلَيْكَ لامَلْجَاءَ وَلامَنْجَا مِنْكَ اِلاّ اِلَيْكَ.
در حديث ديگر منقول است كه شخصى به حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام شكايت كرد از درد رانها فرمود كه آب گرمى در طشت بكن و در ميان آب بنشين و دست بر آن موضع كه درد دارد بگذار، اين آيه را بخوان اَوَلَمْ يَرَالَّذينَ كَفَروُ اَنَّ السَّمواتِ وَاْلاَرْضَ كانَتا رَتَقا فَفَتَقْناهُما وَجَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْى ءٍ حَي اَفَلا يُؤْمِنُونَ.
در حديث ديگر منقول است كه شخصى بحضرت امام حسين شكايت كرد از درد پا فرمود كه از اول سوره اِنا فَتَحْنا بخوان تا وَكان اللّهُ عَزيزا حَكيما.
در روايت معتبر وارد شده است كه ابوحمزه بحضرت امام محمد باقر شكايت كرد، از درد زانو فرمود كه بعد از نماز ايندعا بخوان يااَجْوَدَ مَنْ اَعْطى وَيا خَيْرَ مَنْ سُئِلَ وَيا اَرْحَمَ مِنَ اسْتُرْحِمْ اِرْحَمْ ضَعْفى وَقِلَّهَ حليلَتى وَاعْفِنى مِنْ وَجَعى چنان كرد، بزودى عافيت يافت .
در روايت ديگر منقول است كه سالم بن محمد شكايت كرد بحضرت صادق عليه السلام از درد ساق ، گفت كه اين درد مرا از همه كار عاجز كرده است ، فرمود كه اين آيه را هفت مرتبه بر آن موضع بخوان وَاتْلُ ما اُوحِىَ اِلَيْكَ مِنْ كِتابِ رَبِّكَ لامُبَّدِلَ لِكَلِماتِهِ وَلَنْ تَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحدا.
در روايت ديگر منقول است كه شخصى به حضرت امام حسين عليه السلام شكايت كرد، از درد پا فرمود كه دست بر آن موضع بگذار و بگو بِسْمِ اللّهِ وَبِاللّهِ وَالسَّلامُ عَلى رَسوُلِ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَما قَدَرُ وااللّهِ حَقَّ قَدْرِهِ وَاْلاَرْضُ جَميعا قَبْضَتُهُ يَوْمَ الْقِيمَةِ وَالسَّمواتُ مَطْوياتٌ بِيَمينِهِ سُبْحانَهُ وَتَعالى عَمّا يُشْرِكُونَ.
در روايت ديگر منقول است كه شخصى به حضرت صادق عليه السلام شكايت كرد، از درد مثانه فرمود كه اين آيات را در وقت خواب سه مرتبه و بعد از بيدار شدن يكمرتبه بخوان اَلَمْ تَعْلَمْ اَنَّ اللّهَ عَلى كُلِّ شَيْئىٍ قَديرٍ اَلَمْ تَعْلَمْ اَنَّ اللّهَ لَهُ مُلْكَ السَّمواتِ وَاْلاَرْضِ وَمالَكُمْ مِنْ دُونِ اللّهِ مِنْ وَلئٍ وَلانَصيرٍ.
در حديث ديگر منقول است كه شخصى بخدمت حضرت امام على نقى عليه السلام نوشت كه شخصى از شيعيان شما بولش بند شده است ، حضرت در جواب نوشتند كه آيات قرآن بسيار بر آن بخوان تا شفا يابد.
از حضرت امام محمد باقر عليه السلام منقول است كه بر هر ورمى آيات آخر حشر لَوْاَنْزَلْنا هذَالْقُرْانَ عَلى جَبَلٍ تا آخر سوره سه مرتبه بخوان در هر مرتبه آب دهان را بر آنموضع بينداز.
در روايت ديگر منقول است كه شخصى بآن حضرت شكايت كرد از درد مفاصل فرمود كه اين دعا بخوان اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِاَسْمائِكَ وَ بَرَكاتِكَ وَدَعْوَةِ نَبِيِّكَ الطِيِّب الْمُبارَكِ الْمَكين عِنْدَكَ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَبِحَقِّهِ وَبِحَقِّ ابْنَتِهِ فاطِمَةَ الْمُبارَكَةِ وَبِحَقِّ وَصِّيِّهِ اَميرَالْمُؤْمِنينَ وَبِحَقِّ سَيَّدى شَبابِ اَهْلِ الْجَنَّةِ اِلاّ اَذْهَبْتَ عَنّى شَرَّما اَجِدُ بِحَقِّهِمْ بِحَقِّهِمْ بِحَقِّهِمْ بِحَقِّكَ يا اِلهَ الْعالَمينَ چون ايندعا را خواند، در همان ساعت درد ساكن شد.
در حديث ديگر مرويست كه شخصى بحضرت صادق شكايت كرد از عرق النساءِ فرمود، هر گاه اثرش ظاهر شود دست بر آنموضع بگذار و بگو بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ بِسْمِ اللّهِ وَبِاللّهِ اَعُوذُ بِسْمِ اللّهِ الْكَبيرِ وَاَعُوذُ بِسْمِ اللّهِ الْعَظيمِ مِنْ شَرِّ كُلِّ عرقٍ نُعارِ وَمِنْ شَرِّ حَرِ النّارِ آن شخص سه مرتبه اين دعا را خواند، از آن مرض نجات يافت .
در روايت ديگر وارد شده است كه شخصى را لغوه در او عارض شده بود، بخدمت حضرت صادق عليه السلام آمد حضرت فرمود كه برو بروضه رسول خدا عليه السلام دو ركعت نماز بكن ، ودست بر رو بگذار و بگو بِسْمِ اللّهِ وَبِاللّهِ بِهذا اُخْرُجْ اَقْسَمْتُ عَلَيْكَ مِنْ عَيْنِ اِنْسٍ اَوْعَيْنِ جِنٍّ اَوْ وَجَعٍ اُخْرجْ اَقْسَمْتُ عَلَيْكَ بِالَّذى اتَّخَذَ اِبْراهيمَ خَليلاً وَكَلَّمَ مُوسى تَكْليما وَ خَلَقَ عيسى مِنْ رُوح الْقُدُسِ لَمّاهَدَاْتَ وَطَفَئْتَ كَما طُفِئَتْ نارُ اِبْراهيمَ اِطْفِئى بِاِذْنِ اللّهِ اِطْفِئى بِاِذْنِ اللّهِ دو مرتبه چنين كرد، عافيت يافت و در مكارم الاخلاق مذكور است كه براى عرق مدينى كه بفارسى رشته مى گويند پشم شتر را بدست بكند بى كارد و مقراض و بتابد هفت گره برآن بزند و بر هر گرهى سه مرتبه سوره حمد را بخواند، پس سه مرتبه بر آن رشته يا بر آن شخص ايندعا را بخواند بِسْمِ اللّهِ اْلاَبَدِ الْمُحْصِى الْعَدَدِ الْقَريبِ لِما بَعَدَ اَلطّاهِرِ عَنِ الْوَلَدِ اَلْعالى مِنْ اَنْ يُولَدُ اَلْمُنْجِزِ لِما وَعَدَ اَلْعَزيز بِلا عَدَدٍ اَلْقَوِّىِ بِلا مَدَدٍ لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوا اَحدٌ يا خالِقَ الْخَليقَةِ ياعالِمَ السِّر وَالْخَفيَةِ يا مَنِ السَّمواتُ بِقُدْرَتِهِ مُرْخاةً يا مَنِ اْلاَرْضُ بِعِزَّتِهِ مَدْحُوَّةٌ يا مَنِ الْجِبالُ بِاِردَتِهِ مُرْساةٌ يا مَنْ نَجى بِهِ صاحِبُ الْعِرْقِ مِنْ كُلِّ آفَةٍ وَبَلِيَةٍ صَلَّى اللّهُ عَلى مُحَمَّدٍ خَيْرِ خَلْقِكَ وَاشْفِ اللّ هُمَّ فُلانِ بْنِ فَلانَةٍ بِشفائِكَ وَداوِهِ بِدَوائِكَ وَعافِهِ مِنْ بَلائِكَ اِنَّكَ قادِرٌ عَلى ما تَشاءُ وَاَنْتَ اَرْحَمُ الرّاحِمينَ وَصَلَّى اللّهُ عَلى مُحَمَّدِ النّبي وَآلِهِ.
از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام منقول است كه خواندن ايندعا براى دفع بواسير نافع است يا جَوادُ ياماجِدُ يارَحيمُ ياقَريبُ يامُجيبُ يابارِىُء ياراحِمُ صَلِّ عَلى مُحَمَّندٍ وَآلِهِ وَاَرْدُدْ عَلَىَّ نِعْمَتَكَ وَاكْفِنى امْرَ وَجَعى . حديث ديگر منقول است كه شخصى بحضرت امام رضا عليه السلام شكايت كرد از بواسير فرمود كه سوره يس را با عسل بنويس و بشو و بخور.
در حديث ديگر از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه هر كه را ورمى جراحتى بهم رسد كاردى را بگيرد و برآن موضع بمالد و بگويد بِسْمِ اللّهِ اَرْقيكَ مِنْ الْحَدِّو الْحَديدِ وَمِنْ اَثَرِ الْعَمُودِ وَالْحَجَرِ الْمَلْبُودِ مِنَ الْعِرْقِ الْفاتِرِ وَمِنْ لَوازِمِ اْلاَجْرِ منَ الطَّعامِ وَعَقَره وَمِنَ الشَّرابِ وَبَرَدِهِ اَمْضى اِلَيْكَ بِاِذْنِ اللّهِ اِلى اَجَلٍ مُسَّمى فِى اْلاَرْضِ وَاْلاَنْعامِ بِسْمِ اللّهِ فَتَحْتُ وَبِسْمِ اللّهِ خَتَمْتُ پس آن كارد را زمين فرو برد.
در حديث ديگر فرمود كه چون حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم را وامندگى يا درد سرى عارض ميشد دست مى گشودند، و سوره حمد وقل هواللّه احد وقل اعوذ برب الفلق وقل اعوذ برب الناس مى خواندند و دست را بر رو ميكشيدند.
در حديث معتبر منقول است كه از حضرت امام موسى عليه السلام كه براى قولنج و بادها و درد مفاصل و سستى بدن و برودت اندرون يك كف شنبليله را با يك كف انجير خشك بگيرند، آنقدر آب بر آن بريزند كه پوشيده شود و در ديگ پاكيزه بپزند، وصاف كنند و يك روز بخورند تا آنكه در مجموع روزها بقدريك قدح بزرگ خورده شود.
در حديث ديگر منقول است كه شخصى بحضرت صادق عليه السلام عرض كرد كه بادى از سرتا پاى مرا گرفته است فرمود كه عنبر و روغن را ناشتا بدماغ بچكان .
در روايت ديگر منقول است كه صباح بن محارب بحضرت امام موسى كاظم عليه السلام عرض كرد، كه شخصى را باد لغوه در او بهم رسيده است و رو و چشمش را برگردانيده است ، فرمود كه پنج مثقال از قرنفل بگيرد، در شيشه بكند و سرش را محكم ببندد و گل بمالد، در آفتاب بگذارد، بقدر يكروز در تابستان و دو روز در زمستان پس از شيشه بيرون آورد و نرم بكوبد و بآب باران مخلوط كند وبر پشت بخوابد، و برآن طرف بدن كه گشته است بمالد و بر آنحال خوابيده باشد تا آن قرنفل خشك شود چون چنين كند، آنمرض از او برطرف شود.
در حديث ديگر منقول است كه شخصى بحضرت امام محمد باقر عليه السلام شكايت كرد، از آنكه بولش قطع نميشود، و هميشه قطرات بول از او ميآيد فرمود كه اسفند را بگير و شش نوبت بآب سرد بشو و يكنوبت بآب گرم بشو و در سايه خشك كن پس با روغن گل چرب كن و سفوف كن و بخور.
در روايت ديگر منقول است كه براى ريگ مثانه هليله و بليله و آمله وفلفل و دارفلفل و دارچين و زنجبيل و شقاقل وانيسون و خولنجان اجزا را مساوى گرفته بكوبد وبپزند، با روغن گاو تازه ممزوج كنند، در برابر تمام اجزاءِ عسل صاف كرده با شكر پنير داخلش كند، هر مرتبه بقدر فندقى بخورند.
در چند روايت وارد شده است كه خوردن تره بر طرف ميكند بواسير را.
درروايت ديگر فرمود كه برنج و خرماى نارس بواسير را زايل ميكند.
در روايت ديگر منقول است كه حضرت امام رضا عليه السلام اين دوا را براى دفع بواسير فرمود، هليله سياه وبليله وآمله اجزا را مساوى گرفته بكوبند و از حرير بيرون كنند پس قدرى از مقل از رق گرفته در آب تره بخيسانند سه شب پس اين دواها را در ميان آن ريخته و خمير كنند، دست را بر روغن بنفشه چرب كرده آنرا بقدر يكعدس حب كنند و در سايه خشك كنند، اگر در تابستان باشد بقدر يك مثقال بخورد و اگر زمستان باشد بقدر دو مثقال بخورد، و در آن ايام كه آن را ميخورد از ماهى و سركه و سبزيها اجتناب كند.
در حديث ديگر منقول است كه شخصى بحضرت امام على نقى عليه السلام شكايت كرد، از يبوست مزاج فرمود كه خرماى برنى را ناشتا بخور و آب بر بالايش بخور چنان كرد فربه شد و رطوبت بر مزاجش غالب شد، بازاز رطوبت شكايت كرد فرمود كه خرماى برنى را ناشتا بخور و آب بر بالايش مخور چنان كرد مزاجش مستقيم شد.
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه براى دفع زيادتى بلغم بگير قند ران رومى و كندر و آبشم و زنيان و سياه دانه اجزا را مساوى يكديگر و همه را نرم بكوب و بپز و با عسل خمير كن و هر شب وقت خواب بقدر يك فندق بخور.
از حضرت امام رضا عليه السلام منقول است كه بگير از هليله زرد يك مثقال و از خردل دو مثقال و از عاقرقرحا يك مثقال و بسيار نرم بكوب و ناشتا بر دندانها بمال كه بلغم را دفع ميكند و دهن را خوشبو ميكند، دندانها را محكم ميكند.
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه ناشتا بحماز رفتن بلغم را دفع ميكند، بعد از طعام بحمام رفتن صفرا و سودا را دفع مى كند.
حضرت امام محمد باقر عليه السلام فرمود كه بسيار شانه كردن بلغم را كم ميكند.
فصل يازدهم : دربيان قليلى از تعويذات براى دفع سحر و سموم گزندگان وساير بلاها
در حديث معتبر منقول است كه حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود كه براى دفع سحر، اين تعويذ را بر پوست آهو بنويسند، با خود نگاه دارند بِسْمِ اللّهِ وَبِاللّهِ وَماشاءَ اللّهِ بِسْمِ اللّهِ لاحَوْلَ وَلاقُوَّةِ اِلاّ بِاللّهِ قالَ مُوسى ما جِئْتُمْ بِهِ السِّحْرَاِنَّ اللّهَ سَيُبْطِلُهُ اِنَّ اللّهِ لايُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدينَ فَوَقَعَ الْحَقُ وَبَطَلَ ماكانُوا يَعْمَلُونَ فَغْلِبُوا هُنالِكَ وَانْقَلَبُوا صاغِرينَ.
در روايت ديگر فرمود كه اگر از ساحرى يا ظالمى ترسى ، بعد از نماز شب پيش از شروع در نماز صبح رو به جانب خانه او بكن و هفت مرتبه بگو: بِسْمِ اللّهِ وَ بِاللّهِ سَنَشُدُّ عَضُدُكَ بِاءَخيكَ وَنَجْعَلُ لَكُما سُلطانا فَلايَصِلُونَ اِلَيْكُما بِآياتنا اَنْتُما وَ مَنْ اتَبَعَكُما الغالِبُونَ.
در روايت ديگر منقول است كه جبرئيل خبر داد حضرت رسول را كه لبيدبن اعصم يهودى سحر براى آنحضرت كرده است ، پس حضرت رسول حضرت اميرالمؤ منين را طلبيد و فرمود كه برو در فلان چاه و سحر را بيرون آور، حضرت اميرالمؤ منين بآن موضع رفتند و در آنچاه داخل شدند و از ته آب حقه بدر آوردند، بنزد حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم آوردند در آنچاه زه كمانى بود كه يازده گره به او زده بودند، پس جبرئيل سوره قل اعوذ برب الناس و قل اعوذ برب الفلق را آورد از آسمان حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود، كه يا على اين دو سوره را بر اين گرهها بخوان پس هر آيه كه حضرت ميخواندند، يك گره گشوده ميشد چون هر دو سوره تمام شد گرهها گشوده شد وسحر بر طرف شد، پس موافق اين حديث واحاديث معتبره ديگر اين دو سوره را در دفع سحر تاءثير عظيم هست .
در حديث معتبر وارد شده است كه چشم بد را تاءثير ميباشد و فرمودند كه بسا باشد كه چشم بد آدميرا بقبر وشتر را بديگ داخل كند پس ‍ كسى كه خوش آيد او را چيزى از كسى اللّه اكبر بگويد.
در روايت ديگر نام خدا ببرد.
در روايت ديگر از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه چون ترسد كه چشم او در كسى يا در او تاءثير كند، سه مرتبه بگويد ماشاءَ اللّهُ لاقُوَّةَ اِلاّ بِاللّهِ الْعَلِّىِ الْعَظيم و فرمود كه هر گاه كسى با هياءت نيكو خواهد كه از خانه بيرون رود سوره قل اعوذ برب الناس وقل اعوذ برب الفلق بخواند، وبيرون رود تا چشم بد در او اثر نكند.
در روايت ديگر فرمود كه هر كه را اثر چشم باو رسيده باشد دستها را برابر رو بلند كند، و سوره حمد وقل هوالله احد وقل اعوذ برب الفلق و قل اعوذ برب الناس بخواند، دست بر پيش سربكشد.
از حضرت رسول منقول است كه هر كه از شياطين و جادوگران ترسد، آيه سخره را بخواند اِنَّ رَبّكُمُ اللّهُ الَّذى خَلَقَ السَّمواتِ وَاْلاَرضَ فى سِتَّةِ اَيّامِ ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِى اللَّيْلَ النَّهارَ يَطْلُبُهُ حَثيثا وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ وَالنُّجُومُ مُسَخَّراتٍ بِاَمْرِهِ اَلالَهُ الْخَلْقُ وَاْلاَمْرُ تَبارَكَ اللّهُ رَبُّ الْعالَمينَ اُدْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعا وَخُفْيَةً اِنَّهُ لايُحِبُ الْمُعْتَدينَ وَلا تُفْسِدُوا فِى اْلاَرْضِ بَعْدَ اِصْلاحِها وَاْعُوهُ خَوُفا وَطَمَعا اِنَّ رَحْمَة اللّهِ قَريبٌ مِنَ الْمُحْسِنينَ.
در روايت ديگر منقول است كه شخصى بحضرت صادق عليه السلام شكايت كرد، از بسيارى خيالات فاسده و وساوس شيطان كه بر او دست يافته فرمود كه دست بر دل بگذار و سه مرتبه بگو بِسْمِ اللّهِ وَبِاللّهِ اَللّهُمَّ مَنَنْتَ عَلَّىَ بِاْلايمانِ وَاَوْدَعْتَنى الْقُرْآنَ وَرَزَقْتَنى صِيامَ شَهْرِ رَمَضانِ فَاَمْنُنُ عَلَىَّ بِالرَّحْمَةِ وَالرِّضْوانِ وَالرَّاءْفَةِ وَالْغُفْرانِ وَتَمامَ مااَوْلَيْتَنى مِنَ النِّعَمِ وَاْلاِحسانِ يامَنّانُ يامَنّانُ يادائِمُ يارَحْمنُ سُبْحانَك وَلَيْسَ لِىْ اَحَدٌ سِواكَ سُبْحانَكَ اَعُوذُبِكَ بَعْدَ هذِهِ الْكراماتِ مِنَ الْهَوانِ وَاَسْاءَلُكَ اَنْ تجلِىَ عَنْ قَلْبىَ اْلاَحْزانِ پس صلوات بر محمد و آل محمد بسيار بفرست .
در روايت ديگر منقول كه شخصى بآن حضرت شكايت كرد، كه چون تنها ميشوم مرا وجشتى و اندوهى عارض ميشود، وچون بميان مردم ميآيم برطرف ميشود فرمود كه دست بردل بگذار، بگو بِسْمِ اللّهِ بِسْمِ اللّهِ بِسْمِ اللّهِ پس دست بمال بر دل و بگو اَعُوذُ بِعِزَةِ اللّهِ وَاَعُوذُ بِقُدْرَةِ اللّهِ وَاَعُوذُ بِجَلالِ اللّهِ وَاَعَوُذُ بِعَظَمَةِ اللّهِ وَاَعُوذُ بِجَمْعِ اللّهِ وَاَعُوذُ بِرَسُولِ اللّهِ وَاَعُوذُ بِاَسْماءِ اللّهِ مِنْ شَرِّ ما اَحْذَرُ وَمِنْ شَرِّما اَخافُ عَلى نَفْسى هفت مرتبه اين دعا را ميخوانى .
در روايت ديگر وارد شده است كه شخصى بآنحضرت شكايت كرد، از آرزوى بسيار كردن و وسوسه هاى سينه فرمود، كه دست بر سينه بكش و بگو بِسْمِ اللّهِ وَبِاللّهِ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللّهِ ((صلّى اللّه عليه وآله وسلّم )) وَلاحَوْلَ وَلاقُوَّةِ اِلاّ بِاللّهِ الْعَلِىِّ الْعَظيمِ اَللّهُمَّ اُمْحْ عَنّى مااَجِدُ پس دست بر شكم بمال و سه مرتبه بخوان اين دعا را آن شخص چنين كرد، آن حالت از او بر طرف شد وشيخ احمدبن فهد در كتاب عدة الداعى از براى گشودن كسيكه او را بسته باشند بر زنش ايندعا را نقل كرده است ، كه بنويسد و با خود نگاه دارد بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ اِنّا فَتَحْنالَكَ فَتْحا مُبينا لِيَغْفِرَ لَكَ اللّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَما تَاءَخَّرَ وَيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَيَهْدِيَكَ صِراطا مُسْتَقيما بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ اِذا جاءَ نَصْرُاللّهِ وَالْفَتْحِ وَرَاءَيْتَ النّاسَ يَدْخُلُونَ فى دينِ اللّهِ اَفْواجا فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَاسْتَغْفِرْهُ اِنَّهُ كانَ تَوَّابا وَمِنْ آياتِهِ اَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ اَنْفُسِكُمْ اَزْواجا لِتَسْكُنُوا اِلَيْها وَجَعَلَ بَيَنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً اِنَّ فى ذلِكَ لاياتٌ لِقَوْمٍ يَتَفَكَرُونَ اُدْخُلُوا عَلَيْهِمِ الْبابَ وَاِذا دخَلْتُمُوهُ فَاِنَّكُمْ غالِبُونَ فَفَتَحْنا اَبْوابِ السَّماءَ بِماءٍ مُنْهَمِرٍ ثُمَّ فَجَّرْنَا اْلاَرْضَ عُيُونا فَالْتَقَى الْماءَ عَلى اَمْرٍ قَد قُدِرَ رَبِّ اشْرَحْ لى صَدْرى وَيَسِّرْلى اَمْرى وَاحْلُل عُقْدَةً مِنْ لِسانى يَفْقَهُوا قَوْلى وَتَرَكْنا بَعْضَهُمْ يَوْمَئِذٍ يَمُوجُ فى بَعْضٍ وَنُفِخَ فِى الصُّورِ فَجَمَعْناهُمْ جَمْعا كَذلِكَ حَلَلْتُ فُلانِ بْنِ فُلانٍ عَلى فُلانَةِ بِنْتَ فُلانَةِ لَقَدْ جائكُمْ رَسولٌ مِنْ اَنْفُسِكُمْ عَزيزٌ عَلَيْهِ ماعَنِتُّمْ حَريصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنينَ رَؤُفٌ رَحيمٌ فَاِنْ تَوَلَّو افَقُلْ حَسْبِىَ اللّهُ لااِلهَ اِلاّ هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظيمِ.
در حديث معتبر از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام منقول است كه چون زن يهوديه گوسفند زهرآلود آورد بنزد حضرت رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسّم گوسفند بريان بسخن آمد بامر الهى و گفت يا رسول اللّه مخور از من كه مرا بزهر آلوده اند، جبرئيل نازل شد و گفت پروردگارت سلامت ميرساند، ميگويد كه اين دعا را بخوان و بخور كه زهر بتو آسيب نمى رساند، پس حضرت امر فرمود اصحاب را كه همگى اين دعا را خواندند، از آن گوسفند خورد و ايشان تناول كردند، پس امر فرمود ايشان را كه حجامت بكنند، دعا اينست بِسْمِ اللّهِ الَّذى يُسَمّيهِ بِهِ كُلَّ مَؤْمٍ وَبِهِ عَزَّكُلَّ مُؤْمِنٍ وَبِنُورِهِ الَّذى اَضاعَتْ بِهِ السَّمواتِ وَالاَرْضَ وَبِقُدْرَتِهِ الَّتى خَضَعَ لَها كُلُّ جَبّارٍ عَنيدٍ وَانْتَكَسَ كُلُّ شَيْطان مُريد مِنْ شَرِّ السَّمِ وَالسِّحْرِ وَاللُمَمِ بِسْمِ اللّهِ الْعَلِّىِ الْمَلِكِ الْفَرْدِ الَّذى لااِلهَ اِلاّ هُوَ وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرُآنِ ماهُوَ شَفاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنينَ وَلايَزيدُ الظّالِمينَ اِلاّ خَسارا.
در حديث ديگر از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام منقول است كسى كه از شر حيوانات درنده برخود و گوسفندان خود ترسد بر دور خود و آنها خطى بكشد، بگويد اَللّهُمَّ رَبَّ دانِيالٍ وَالْجُبِّ وَرَبَّ كُلِّ اَسَدٍ مُسْتَاءْسَدٍاِحْفِظْنى وَاحْفِظْ غَنَمى و فرمود كه اگر كسى از عقرب ترسد اين آيات را بخواند سَلامٌ عَلى نُوحٍ فِى الْعالَمينَ اِنّا كَذلِكَ نَجْزِى الْمُحْسِنينَ اِنَّهُ مِنْ عِبادِنا الْمُوْمِنينَ.
در حديث معتبر منقول است كه حضرت صادق به شخصى فرمود، كه چون شير را ببينى در روى آن آية الكرسى بخوان و بگو عَزَمْتُ عَلَيْكَ بِعَزيمَةِ سُلَيْمانِ بْنِ داوُدَ عَلَيْهما السَّلام وَعَزيمَةِ عَلِّىٍ اَميرالْمُؤْمِنينَ عليه السلام وَاْلاَئِمَةِ مِنْ بَعْدِهِ اِلاّ تَنَحَّيْتَ عَنْ طَريقتنا وَلَمْ تُؤْذِنا فَاِنّا لانُؤْذيكَ راوى گفت كه بشيرى برخوردم و ايندعا را خواندم ، سر بزير انداخت و دم را در ميان پاهاى خود كشيد، برگشت .
در حديث معتبر منقول است كه شخصى بخدمت امام موسى عليه السلام عرض كرد، كه من جانوران درنده را شكار ميكنم و شب در خرابه ها و جاهاى هولناك بسر ميبرم فرمود، كه چون داخل خرابه شوى پاى راست را پيش گذار وبِسم اللّه بگو و چون بيرون آئى پاى چپ را پيش ‍ گذار و بسم اللّه بگو كه آسيبى بتو نميرسد.
از حضرت امام رضا منقول است كه چون شير را ببينى در برابرش سه مرتبه اللّهُ اَكْبَرُ بگو و بگو اَللّهُ اَعزُّ وَاَكْبَرُ وَاَجَلُّ مِنْ كُلِّ شَيْى ءٍ وَاَعُوذُ بِاللّهِ مِمّا اَخافُ وَاَحْذَرُ و چون سگ بر روى تو فرياد كند، و حمله كند اين آيه را بخوان يا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَاْلاِنْسِ اِنِ اسْتَطَعْتُمْ اَنْ تَنْفُذُوا مِنْ اَقْطار السَّمواتِ وَاْلاَرْضَ فَانْفُذُوا لا تَنْفُذُونَ اِلاّ بِسُلْطانٍ.
از حضرت امام محمد باقر عليه السلام منقول است كه براى دفع ضرر جانوران زمين ايندعا بخوان بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ بِسْمِ اللّهِ وَبِاللّهِ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللّهِ ((صلّى اللّه عليه وآله وسلّم )) اَعُوذُ بِعِزَّةِ اللّهِ اَعُوذُ بِقُدْرَةِ اللّهِ عَلى مايَشاءُ مِنْ شَرِّ كُلِّ هامَّةٍ تَدُبُّ بِاللَّيْلِ وَالنَّهارِ اِنَّ رَبّى عَلى صِر اطٍ مُسْتَقيم .
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه هرگاه از عقرب ترسى نظر كن در شب بستاره سها كه نزديك ستاره دويم بنات النعش است ، و سه مرتبه بگو اَللّهُمَّ يارَبَّ اَسْلَمْ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَسَلِّمْنا مِنْ شَرِّ كُلِّ ذى شَرِّ راوى گفت تا حال يكشب نخواندم ، عقرب در آن شب مرا گزيد.
در حديث ديگر فرمود كه كسيكه از مار و عقرب ترسد، در اول شب اين دعا بخواند بِسْمِ اللّهِ و بِاللّهِ وصَلَّى اللّهُ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ اَخَذْتُ الْعقارِبَ والْحَيّاتُ كُلَّها بِاِذْنِ اللّهِ تَباركَ وَتَعالى بِاَفْواهِها وَاَذْنابِها وَاَسْماعِها وَاَبْصارِها وَقِواها عَنّى وَعَمَّنْ اَحْبَبت اِلى ضَحْوَةِ النَّهارِ.
در روايت ديگر فرمود كه اين دعا بخواند بِسْمِ اللّهِ وَبِاللّهِ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللّهِ وَمَنْ يَتَوَكَّلُ عَلَى اللّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ اِنَّ اللّهَ بالِغُ اَمْرِهِ اَللّهُمَّ اجْعَلْنى فى كَنَفِكَ وَفى جِوارِكَ وَاجْعَلْني فى حِفْظِكَ وَاجْعَلْنى فى اَمْنِكَ.
در روايت معتبر از حضرت امام موسى عليه السلام منقول است كه اصحاب حضرت رسول در بعضى از جنگها بآنحضرت شكايت كردند، از بسيارى كبك فرمود، كه در وقت خواب اين دعا بخوانيد اَيْهَا اْلاَسْوَدُ الْوَثابُ اَلّذي لايُبالي غَلْقا وَلا بابا عَزَمْتُ عَلَيْكَبِاءُمِّ الْكتابِ اءن لاتُودنى وَ اءَصحْابى اِلى اءَنْ يَذْهَبَ اللَّيلُ وَ يَجئ ء الصُّبْحُ بِماجاءَ و از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه برهر كه غضب مستولى شود اگر ايستاده باشد بنشيند تا ساكن شود غضب او و اگر بر خويش خود غضبناك شده باشد، بدن خود را ببدن او برساند تا ساكن شود.
در حديث ديگر فرمود كه در وقت غضب اين دعا بخواند اَللّهُمَّ اذْهِبْ عَنّى غَيْظَ قَلْبى وَاغْفِرْلى ذَنْبى وَاَجِرْنى مِنْ مُضِّلاتِ الْفِتَنِ اَسْئَلُكَ رِضاكَ وَاَعُوذُ بِكَ مِنْ سَخَطِكَ وَاَسْاءَلُكَ جَنَّتَكَ وَاَعُوذُبِكَ مِنْ نارِكَ وَاَسْاءَلُكَ الْخَيْرَ كُلَّهُ وَاَعُوذُ بِكَ مِنَ الشَّرِ كُلِّهِ اَللّهُمَّ ثَبِتّنْى عَلى الْهُدى وَالثَّوابِ وَاجْعَلْنى راضيا مَرْضِيّا غَيْرَ ضالٍّ وَلامُضِّلٍ.
در حديث معتبر از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه چون چيزيرا شيطان از خاطره تو محو كرده باشد، خواهى بياد آورى دست بر پيشانى بگذار و بگو اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ يامُذَّكِرَ الْخَيْرِ وَفاعِلَهُ وَاْلامْرَبِهِ اَنْ تُصَّلِىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تذكرَنى مااَنْسانيهِ الشَّيْطان .
در احاديث معتبرع وارد شده است كه از براى اداى قرض اين دعا بخواند اَللّهُمَّ اَغْنِنى بِحَلالِكَ عَنْ حَرامِكَ وَبِفَضْلِكَ عَمَّنْ سِواكَ.
وشخصى بخدمت حضرت امام محمد تقى عليه السلام نوشت ، كه قرض بسيار دارم حضرت نوشتند، كه استغفار بسيار بكن و زبانت را تر بدار به خواندن سوره اناانزلناه فى ليلة القدر.
در روايت ديگرفرمود كه براى دفع پريشانى هر روز صد مرتبه اناانزلناه فى ليلة القدر بخوان و از حضرت امام موسى عليه السلام منقول است براى دفع فقر و پريشانى كه بعد از نماز صبح ده مرتبه بگويد سُبْحانَ اللّهِ الْعَظيمِ وَبِحَمْدِهِ اَسْتَغْفِرُاللّهِ وَاَسْئَلُهُ مِنْ فَضْلِهِ.
در حديث معتبر از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول است كه هر كه فقر بسيار بر او زور آورد، بسيار بگويد لاحول ولاقوة الا باللّه بدرستيكه اين كلمه گنجى است از گنجهاى بهشت و در آن شفاى هفتاد و دو درد هست كه كمتر از آنها اندوه است .
در حديث بسيار معتبر وارد است كه هر كه روز صد مرتبه لاحَوْلَ وَلاقُوَةَ اِلاّ بِاللّه بگويد، هفتاد نوع از بلا از او دور گردد كه سهل تر آنها غم و اندوه باشد و در حديث معتبر منقول است كه هركه هزار مرتبه ماشاءَ اللّه در يكدفعه بگويد در آن سال او راحج نصيب شود و اگر در آن سال نشود زنده بماند تا توفيق حج بيابد.
در احاديث بسيار وارد شده است كه لاحَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّهِ الْعَلِىِّ الْعَظيمِ دفع اندوه ميكند.
در احاديث معتبره از حضرت على بن الحسين عليه السلام منقول است كه هرگاه من ايندعا را بخوانم پروا ندارم اگر جن وانس جمع شوند، براى ضرر رسانيدن بمن بِسْمِ اللّهِ وَ بِاللّهِ وَمِنَ اللّهِ وَاِلَى اللّهِ وَفى سَبيل اللّهِ اَللّهُمَّ اِلَيْكَ اَسْلَمْتُ نَفْسى وَاِلَيْكَ وَجَّهْتُ وَجْهى وَاِلَيْكَ فَوَّضْتُ اَمْرى وَاحْفَظْنى بِحِفْطِ اْلايمانِ مِنْ بَيْنَ يَدَىَّ وَمِنْ خَلْفى وَعَنْ يَمْين وَعَنْ شِمالى وَمِنْ فَوْقى وَمِنْ تَحْتى وَاْفَعْ عَنّى بِحَوْلِكَ وَقُوَّتِكَ وَلاحَوْلَ وَلاقُوَّهَ اِلاّ بِاللّهِ الْعَلِىِّ الْعَظيمِ.
در روايت ديگر منقول است كه حضرت صادق عليه السلام روزى نزد منصور دوانقى رفتند، و او در نهايت شدت و غضب بود، حضرت در وقت داخل شدن اين دعا خواندند، غضب او ساكن شد ياعُدَّتى عِنْدَ شِدَّتى وَياغَوْثى عِنْدَ كُرْبَتى اُحْرُسْنى بِعَيْنِكَ الَّتى لاتَنامُ وَ اَكْنِفْني بِرُكْنِكَ الَّذى لايُرامُ.
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه براى برگشتن غلام گريخته بر كاغذى آية الكرسى را مدور بنويسيد، و در ميان آن بنويسند، اَللّهُمَّ السَّماءُ لَكَ وَاْلاَرْضُ لَكَ وَما دُونَهُما لَكَ فَاجْعَلْ مابَيْتَهُما اَضْيَقُ عَلى فُلانٍ ونام غلام را بنويسند، مِنْ جِلْدِ جَمَلٍ حَتّى تَرُدَّهُ عَلَّىَ وَتُظْفِرُنى بِهِ و ايندعا را بخواند و آن كاغذ را در موضعى كه شبها در آنجا ميخوابيده دفن كند، و چيز سنگينى بالايش ‍ بگذارد.
در حديث ديگر فرمود، كه كسى را مالى يا حيوانى گم شود، ايندعا را بخواند اَللّهُمَّ اِنَّكَ اِلهُ مَنْ فى السَّماءِ وَاِلهُ مَنْ فى اْلاَرْضِ وَعَدَلَ فيهِما وَاَنْتَ الْهادِىُ مِنَ الضِّلالَةِ وَتَرُدُ الضّالَّةَ رُدَّ عَلَىّ ضالَّتى فَاِنَّها مِنْ رِزْقِكَ وَعَطيَّتِكَ اَللّهُمَّ لا تَفْتِنْ بِها مُؤْمِنا وَلاتُغْنِ بِها كافِرا اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَرَسوُلِكَ وَعَلى اَهْلِ بَيْتِهِ.
از حضرت امام رضا عليه السلام منقول است براى گم شده بگويد وَعِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لايَعْلَمُها اِلاّ هُوَ وَيَعْلَمُ مافى الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ اِلاّ يَعْلَمُها وَلا حَبَّةٍ فى ظُلُماتِ اْلاَرْضِ وَلارَطبٍ وَلايابِسٍ اِلاّ فى كتابٍ مُبينٍ اَللّهُمَّ اِنَّكَ تَهْدى مِنَ الضَّلالَةِ وَتُنْجىِ مِنَ الْعَمى وَتَرُدُّ الضّالَةَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ وَغْفِرْلى وَرُدُّ ضالّتى وَصلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ وَسَلّم .
از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام منقول است كه براى رد گم شده دو ركعت نماز بگذارد در هر ركعت بعد از حمد سوره يس بخواند، بعد از نماز دست بسوى آسمان بردارد، بگويد اَللّهُمَّ رادُ الضّالَةِ وَالْهادى مِنَ الضَّلالَةِ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاحْفَظْ ضالَّتى وَارْدُدْها اِلَىَّ سالِمَةً يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ فَاِنَّها مِنْ فَضْلِكَ وَعَطائِكَ يا عِبادَاللّهِ فى اْلاَرْضِ وَيا سَيّارَة اللّهِ فى اْلاَرْضِ رُدُوا عَلّىَّ ضالَّتى فَاِنَّها مِنْ فَضْلِ اللّهِ وَعَطائِهِ.
در روايتى منقول است كه از حضرت صادق عليه السلام پرسيدند، كه تعويذى با خود ميداريم و جنب ميشويم چونست ؟ فرمود باكى نيست اما زن چون حايض ميشود، بايد كه تعويذى كه با خود نگاه دارد، در ميان پوست باشد و فرمود كه هر چه از دعا وقرآن و تعويذ كه خواهيد براى كوفتها و دردها بخوانيد، اما افسونها كه معنيش معلوم نباشد مخوانيد، فرمود كه بسيارى از تعويذها و افسونها كفر است .

next page

fehrest page

back page