next page

fehrest page

back page

فصل هشتم : در فوائد سبزى ها و ميوه ها و ساير ماءكولات  
از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام منقول است كه نيكو طعامى است برنج روده ها را گشاده مى كند و بواسير را قطع مى كند و در چند روايت وارد شده است كه ما بيماران خود را ببرنج دوا ميكنيم .
در حديث موثق منقول است كه شخصى بخدمت حضرت صادق عليه السلام از درد شكم شكايت نمود حضرت فرمود كه برنج را بشوى و در سايه خشك كن و اندكى بريان كن و نرم بكوب و هر صبح يك كف بخور.
در روايت ديگر منقول است كه آنحضرت را درد شكم بود فرمود كه برنج را با سماق بپزيد و چون تناول نمود برطرف شد.
در حديث معتبر منقول است كه حضرت امام رضا عليه السلام نخود بريان كرده پيش از طعمام و بعد از طعام تناول ميفرمودند.
در روايت معتبره بسيار وارد شده است كه خوردن عدس دل را نرم مى كند و آب ديده را جارى مى كند.
در روايت معتبره منقول است كه خوردن باقلا ساق را پر مغز مى كند و دماغ را زياد مى كند و توليد خون تازه مى كند.
در روايت ديگر مرويست كه باقلا رابا پوست بخوريد كه معده را دباغى مى كند و منقول است كه خوردن لوبيا بادهاى اندرونى را دفع مى كند ومنقول است كه شخصى بحضرت امام موسى عليه السلام شكايت كرد از بهق فرمود كه ماش در طعام خود داخل كن .
در حديث معتبر منقول است كه اگر چند طعام بنزد حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ميآوردند كه در ميان آنها خرما بود ابتدا بخوردن خرما مينمود.
حضرت على بن الحسين عليه السلام خرما را دوست ميداشتند.
از سليمان بن جعفرى منقول است كه رفتم بخدمت حضرت امام رضا عليه السلام نزد آنحضرت خرماى برنى گذاشته بود و آنحضرت باهتمام از روى خواهش تناول مينمود و فرمود كه اى سليمان نزديك بيا و بخور پس گفتم فداى تو شوم بسيار بجد تناول ميفرمائيد فرمود بلى دوست ميدارم كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم و اميرالمؤ منين عليه السلام و امام حسن و امام حسين وامام زين العابدين و امام محمد باقر و امام جعفر صادق عليهماالسلام و پدرم همگى خرما را دوست ميداشتند و من دوست ميدارم و شيعيان ما دوست ميدارند زيرا كه از طينت ما خلق شده اند و دشمنان ما شراب را دوست ميدارند زيرا كه از آتش خلق شده اند.
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه هر كه هرروز هفت دانه خرماى عجوه كه از خرماهاى اطراف مدينه است تناول نمايد ناشتا هيچ زهرى و سحرى و شيطانى باو ضرر نرساند.
در حديث ديگر فرمود كه هر كه هفت دانه خرماى عجوه در هنگام خواب بخورد كرمهاى شكمش را مى كشد.
در احاديث معتبره منقول است كه پنج ميوه است كه از بهشت آمده است انار ملس وسيب شامى و به و انگور رازقى و رطب مشان .
در حديث معتبر از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه كراهت دارد پوست ميوه را كنده و درحديث ديگر فرمود كه بر روى هر ميوه زهرى هست پس چو بياورند براى شما بآاب فرو بريد وبخوريد.
درحديث صحيح منقول است كه از حضرت موسى بن جعفر عليه السلام پرسيدند از انجير و خرما وساير ميوه ها دو دانه با هم خوردن چونست ؟حضرت فرمود كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم نهى فرمود از اين پس اگر تنها باشى بهر روسى كه خواهى بخور و اگر با جمعى از مسلمانان خورى چنى مكن ويك دانه يك دانه بخور و در حديث ديگر فرمود كه اگر خواهى دو تا دوتا بخورى رفيق خود را اعلام كن و از او رخصت بگير و بخور.
در روايت معتبر منقول است كه روزى امام رضا عليه السلام ديدند كه غلامان ميوه را نيم خورده انداخته اند فرمود:سُبْحانَ اللّهِ اگر شما مستغنى شده ايد ديگران مستغنى نيستند بكسى كه محتاج باشد بخورانيد.
درحديث موثق از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه دو چيز است كه بدو دست ميبايد خورد انگور وانار.
حضرت امام موسى عليه السلام فرمودند سه چيز است كه ضرر نمى رساند انگور رازقى و نيشكر وسيب .
دراحاديث معتبره از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه چون حضرت نوح عليه السلام از كشتى فرود آمد از ديدن استخوان مرده ها غم عظيم او را عارضى شد پس حق تعالى باو وحى فرمود كه انگور سياه بخور تا غمت زايل شود.
در حديث ديگر فرمود كه پيغمبرى از پيغمبران بخدا شكايت نمود از اندوه و غم باو وحى رسيد كه انگور بخورد.
در حديث حسن منقول است كه حضرت على بن الحسين عليه السلام انگور را بسيار دوست ميداشتند روزى روزه بودند چون وقت افطار شد اُم ولد آنحضرت خوشه انگورى بنزد آنحضرت گذاشت و اول انگور بود پس سائلى رسيد حضرت آن انگور را بسائل دادند پس ام ولد بتنهائى رفت و آن انگور را از سائل خريد وبنزد آنجناب گذاشت پس سائل ديگر رسيد باز حضرت آن را بسائل دادند و باز كنيزك رفت و خريد و آورد تا چهار مرتبه پس در مرتبه چهارم تناول فرمودند.
منقول است كه ابوعكاشه بخدمت حضرت امام محمد باقر عليه السلام آمد انگورى بنزد او گذاشتند حضرت فرمود كه مرد پير وطفل خورد يك دانه يك دانه ميخوردند و كسى كه ميترسد كه سير نشود سه دانه و چهار دانه ميخورد و تو دو دانه دو دانه بخور كه مستحب است .
بدو سند از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام منقول است كه بيست و يكدانه مويز سرخ ناشتا خوردن جميع مرضها را دفع ميكند مگر مرض ‍ مرگ را.
بدو سند از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه مويز طائف عصبهاى بدن را محكم ميكند و كلال و ماندگى را ميبرد و نفس را خوشخال ميكند.
در حديث معتبر از آنجناب منقولستكه ميوه صد و بيست قسم است و بهتر از همه اناراست و فرمود برشما باد بخوردن انار كه گرسنه را سير ميكند و سيررا هضم طعام مى كند و فرمود كه هيچ ميوه نزد حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم محبوبتر از انار نبود و نميخواست كه با او در خوردن كسى شريك شود.
در احاديث معتبره بسيار وارد شده است كه در هر انارى دانه از بهشت هست و چون كافر ميخورد ملكى ميآيد وآن دانه را برميدارد كه او نخورد و باين سبب مستحب است كه انار را تنها بخورند.
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه هر مؤ منى كه يك انار را تمام بخورد خدا شيطان را از روشنى دل او چهل روز دور كند و هر مؤ منى كه دو انار تمام بخورد خدايتعالى شيطان را از روشنى دل او صد روز دور كند و هر مؤ من كه سه انار تمام بخورد خداى تعالى شيطان را از روشنى دل او يكسال دور گرداند و هر كه يك سال شيطان از او دور گردد گناه نمى كند و هر كه گناه نكند داخل بهشت ميشود.
در حديث صحيح از آن حضرت منقول است كه بر شما باد بخوردن انار شيرين كه هيچ حبه ازآن در معده مؤ من نميافتد مگر آنكه دردى را برطرف مى كند و سوسه شيطان را از او دور ميكند.
در حديث حسن منقولست كه هر كه يك انار ناشتا بخورد دلش تا چهل روز روشن باشد و در حديث ديگر فرمود كه انار را با پيهش بخوريد كه دباغى معده ميكند و شعور را ميافزايد وفرمود كه انار ترش و شيرين شايسته تر است در شكم .
از حضرت امام موسى عليه السلام منقول است كه هركه در روز جمعه يك انار ناشتا بخورد تا چهل روز دلش را روشن كند واگر دو تا بخورد تا هشتاد روز و اگر سه تا بخورد تا صد وبيست روز وسوسه شيطان را از او دور گرداند و هر كه وسوسه شيطان از او دورشود معصيت خدا نكند و هر كه معصيت خدا نكند داخل بهشت شود.
در حديث ديگر فرمود كه دود چوب درخت خرما حشرات و گزندگان زمين را برمياندازد.
بسند معتبراز حضرت صادق عليه السلام منقول است كه سيب معده را جلا ميدهد.
حضرت امام موسى عليه السلام فرمود كه خوردن سيب نافع است براى زهر و سحر و استيلاى اجنه و غلبه بلغم و هيچ چيز منفعتش از آن تندتر نيست .
در روايات معتبره وارد شده است كه خوردن سيب دفع تب و رعاف وطاعون مى كند.
در روايت معتبره ديگر منقول است كه سويق سيب خشك قطع رعاف مى كند و فرمود كه هيچ دوائى در دفع زهرها بهتر از سويق سيب نيست و فرمود كه اگر مردم بدانند كه چه منفعتها در سيب هست هر آينه بيماران خود را دوا نكنند مگر بسيب .
از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام منقول است كه بخوريد سيب را كه دباغى ميكند معده را.
از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام منقول است كه خوردن بِهْ دل ضعيف را قوى ميكند و معده را پاكيزه مى كند و دل را زيرك و مرد ترسان را شجاع ميكند. و از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه بِه رنگ را صاف مى كند و فرزند را نيكو مى كند.
در حديث ديگر فرمود كه هر كه بِهْ ناشتا بخورد آب منى او پاكيزه ميشود و فرزندش وجيه ميشود.
در حديث معتبر ديگر فرمود هر كه يك بِهْ بخورد حق تعالى حكمت رابرزبان او گويا گرداند چهل صباح و فرمود كه خداى تعالى هيچ پيغمبر را نفرستاده است مگر آنكه بوى بِهْ با او بوده و فرمود كه بِهْ غم اندوهگين را ميبرد چنانچه دست عرق چبين را ميريزد.
در حديث حسن از حضرت امام رضا عليه السلام منقول است كه انجير، گند دهان را زايل ميكند واستخوان را سخت مى كند و مورا ميروياند و با آن بدواى ديگر حاجت نيست و شبيه ترين ميوه هاست بميوه هاى بهشت .
بسند معتبر از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام منقول است كه بخوريد امرود را كه جلا ميدهد دل را و دردهاى اندرونى راساكت ميكند بامرالهى .
در حديث معتبر ديگر از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه امرود دباغى معده ميكند و قوت ميدهد معده را و باسيرى خوردن نافع تر است از ناشتا خوردن .
در حديث ديگر فرمود كه براى دفع قولنج نافع است .
از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام منقول است كه خوردن انجير سده ها را نرم مى كند و براى بادهاى قولنج نافع است در روز بخوريد وبسيار بخوريد و درشب بخوريد وبسيار مخوريد و منقول است كه دفع ميكند بواسير و نقرس را وقوت مجامعت را مى افزايد.
از زياد قندى منقول است كه رفتم بخدمت حضرت امام موسى ديدم كه نزد آنحضرت ظرف آبى گذاشته و درميان آن آلوى سياه ريخته اند پس فرمود كه حرارتى بر من غالب شده بود وآلوى تازه حرارت را فرو مى نشاند وصفرا را ساكن ميگرداند و آلوى خشك خونرا ساكن ميكند و دردهاى كهنه را از بدن مى كشد.
در حديث معتبر منقول است كه حضرت صادق عليه السلام از شخصى سئوال نمود كه اطباى شما چه ميگويند در باب ترنج ؟ گفت كه مى گويند پيش از طعام بايد خورد فرمود كه من مى گويم بعد ازطعام بخوريد.
در حديث ديگر فرمود كه بخوريد ترنج كه آل محمد ميخوردند آنرا و فرمود كه نان خشك هضم ميكند ترنج را.
از حضرت امام رضا عليه السلام منقول است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم راخوش ميآمد نگاه كردن بسوى ترنج سبز و سيب سرخ بدانكه عرب ليمو و نارنج را همه ترنج مى گويند و در بعضى احاديث مدح مويز وارد شده است .
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه سنجد مغزش گوشترا ميروياند و پوستش پوسترا ميروياند و استخوانش استخوانرا و خوردن سنجد گردها را گرم ميكند و معده را دباغى مى كند وامان ميدهد از بواسير واز تقطير بول وساق پا را قوت ميدهد و رك خوره را قطع مى كند.
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه بخوريد خربزه كه در آن ده خصلت هست :دردى و فسادى در آن نيست و خوردنى است و آشاميدنى است و ميوه است و گل است واشنان است كه دهانرا پاك مى كند و نان خورش است و قوت جماع را زياد ميكند ومثانه را ميشويد و ادرار بول ميكند و ريگ مثانه را دفع ميكند.
از حضرت امام رضا منقول است كه خزيزه خوردن ناشتا مورث فالج است و حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم خربزه را با رطب ميل ميفرموند و دوست ميداشتند و گاهى شكر و قند با خربزه ميخوردند.
بسند معتبر از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه چون حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ميوه تازه ميديدند ميبوسيدند و بر هر دو ديده ميگذاشتند و ميگفتند:اَلّلهُمَّ كَما اَرَيْتَنا اَوَّلَها فى عافيةٍ فَاءَرِنا آخِرَها فى عافية يعنى خداوندا چنانكه نمودى بما اولش را در عافيت پس بنما بما آخرش را در عافيت .
در حديث ديگر از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول است كه هركه ميوه بخورد و اول بِسْمِ اللّهِ بگويد باو ضرر نرساند.
از حضرت صادق منقول است كه هرگز خوانى نزد حضرت اميرالمؤ منين نميآوردند مگر آنكه سبزى در آن بود و فرمود كه دلهاى مؤ منان سبز است وبسبزى مايل است و فرمود كه هر كه شب بخوابد وهفت برگ كاسنى در معده او باشد در آنشب از قولنج ايمن گردد و فرمود كسيكه خواهد مال و فرزندش زياد شود بسيار بخورد برگ كاسنى را.
در حديث ديگر فرمودكه نيكو سبزيست كاسنى ، هيچ برگى نيست از آن مگر آنكه قطره از آب بهشت بر روى آن هست پس در وقت خوردن حركت مدهيد كه قطراتش بريزد و فرمود كاسنى بهترين سبزيها است و فرزندان را بسيار نيكو ميكند و پسر ميآورد و فرمود كه فضيلت آن بر سبزيها مانند فضيلت ما است برجميع خلايق .
حضرت امام رضا عليه السلام فرمود خوردن كاسنى شفاى همه دردها است هيچ دردى در اندرون فرزند آدم نيست مگر آنكه كاسنى آنرا از بيخ ميكند و شخصى را تب عارض ميشد و صداع داشت حضرت فرمود كاسنى را بكوبند و بر روى كاغد پهن كنند و روغن بنفشه بر آن بريزند و بر پيشانيش بيندازند كه تب و صداع را برطرف ميكند.
حضرت صادق فرمود كه كاسنى سبزى حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم است و بادروج سبزى اميرالمؤ منين است و برگ خرفه سبزى حضرت فاطمه عليهماالسلام است .
احاديث بسيار در تعريف بادروج مرويست و آنكه بايد در اول طعام خورده شود كه فتح سده ميكند و اشتهاى طعام را زياد ميكند وسل را ميبرد و آروق را خوشبو مى كند و امان است از خوره و چون در شكم ساكن شود همه دردها را زايل ميكند.
در روايت معتبر از حضرت موسى بن جعفر عليه السلام منقول است كه شخصى را علت سپرز عارض شده بود فرمود كه سه روز باو تره بخورانيد چنان كردند بصحت مبدل شد.
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه بخور تره را كه در آن چهار خصلت هست گند دهان را برطرف ميكند و بادها را دفع ميكند و بواسير را قطع مى كند و هر كه مداومت كند بر آن از خوره ايمن است .
منقول است كه حضرت اميرالمؤ منين تره را با نمك سائيده تناول ميكردند.
در حديث معتبر از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود كه برشما باد بخوردن كرفس ‍ كه خوراك حضرت الياس ويسع و يوشع بن نون است .
از حضرت امام موسى مرويست كه خوردن سيب ترش و گشنيز مورث فراموشى است .
از حضرت امام جعفر منقول است كه بر روى زمين سبزى شريفتر و نافعتر از برگ خرفه نيست و آن سبزى حضرت فاطمه است .
درحديث ديگر فرمود كه برشما باد بخوردن كاهو كه خونرا صاف مى كند.
درحديث معتبراز حضرت امام جعفر عليه السلام منقول است كه هر كه تره تيزك را بعد از نماز خفتن سير بخورد تا صبح نفس او را كشد بسوى خوره و در حديث ديگر فرمود كه كاسنى و بادروج از ما است و تره تيزك از بنى اميه است .
در روايت ديگر از خادم حضرت امام موسى منقول است كه هرگاه آنحضرت ما ار امر ميكرد بخريدن سبزى ميفرمود كه تره تيزك بسيار بخريم و ميفرمود كه چه بسيار احمقند بعضى از مردم كه مى گويند كه تره تيزك در كنار رودخانه جهنم ميرويد و حال آنكه حقتعالى ميفرمايد كه آتش افروز جهنم مردمند و سنگهاى بتان يا سنك كبريت پس چون تواند بود كه سبزى در جهنم برويد.
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه حقتعالى از يهودان دفع كرد خوره از بخوردن چغندر و بيرون آوردن رگهاى گوشت .
حضرت امام موسى فرمود كه نيكو سبزيست چغندر.
حضرت امام رضا عليه السلام فرمود كه بخورانيد به بيماران خود برگ چغندر را كه آن شفاست و درآن درد نيست و مضرت ندارد و بيمار را بخواب راحت مياندازد و اصلش سودا را بحركت ميآورد و در حديث ديگر فرمود كه داخل شكم صاحب ذات الجنب نشده است چيزى مثل برگ چغندر.
در حديث معتبر منقولست حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم كه دمبلان داخل من است كه بربنى اسرائيل نازل شد و من از بهشت آمده و آبش شفاى چشم است .
در چندين حديث معتبر منقولست كه حضرت رسول دوست ميداشتند كدو را درميان ديگ و از ميان صحن برميچيدند كدورا و امر ميفرمودند زنان خود را كه كدو در طعام بسيار بكنند و وصيت نمود بحضرت اميرالمؤ منين عليه السلام كه يا على برتوباد بخوردن كدوكه دماغ و عقل را زياد ميكند.
از حضرت صادق منقول است كه در ترب سه خصلت هست تخمش طعام را هضم ميكند و ريشه اش قطع بلغم ميكند و در روايت ديگر فرمود كه رگش مورث ادرار وبول است و در روايت ديگر تخمش ادرار بول ميكند.
در حديث معتبر از امام جعفر و امام موسى عليهماالسلام منقول است كه خوردن گرزقوت جماع را زياد ميكند و امان ميدهد از قولنج و دفع بواسير مى كند.
در چهار حديث معتبر وارد شده است كه بخوريد شلغم و مداومت برخوردنش بكنيد كه هيچكس نيست مگر آنكه در او رگ خوره هست و شلغم آن رگ را ميگذارد.
در حديث معتبر منقول است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم خيار را با نمك ميخوردند.
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه خيار را از تهش ابتدا بخوردن كنيد كه باعث زيادتى بركت آن ميگردد. و در حديث معتبر از آنجناب منقول است بخوريد بادنجان را كه درد را ميبرد وبا آن درد نيست و احاديث بسيار درمدح و منافعش وارد شده است .
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه بچندين سند كه پياز گند دهن را ميبرد و بلغمرا زايل ميگرداند و سستى وواماندگى را برطرف ميكند و پيهاى بدنرا محكم ميكند و بن دندانرا سخت ميكند و قوت مجامعت را ميافزايد ونسل را زياد ميكند و تب را ميبرد و بدنرا نازك مى كند.
از حضرت رسول منقول است كه چون داخل شهرى بشويد پياز آنشهر ار بخوريد كه طاعون آنشهر را از شما دور مى كند.
در حديث حسن از حضرت امام محمد باقر منقولست كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود كه هر كه سيربخورد بجهة بوى بدش داخل مسجد ما نشود اما اگر كسى بمسجد نرود باكى نيست كه آنرا بخورد.
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه پياز و تره را خام و پخته خوردن باكى نيست اما كسى كه بخورد داخل مسجد نشود زيرا كه كراهت دارد بسبب آزار كسى كه در پهلوى او مى نشيند.
احاديث در مدح ابشم وارد شده است كه تقويت معده مى كند و اگر در صبح ناشتا سفوف كند و بخورد رطوبت معده را دفع ميكند.
در حديث معتبر از حضرت صادق عليه السلام منقول است حق تعالى آدم رااز خاك آفريد پس خوردن خاك را بر فرزندان او حرام گردانيد.
از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول است كه هر كه گل بخورد و بميرد در خون خود شريك شده است .
از حضرت امام محمد باقر منقولست كه بزرگترين دامهاى شيطان خوردن خاك و گل است و دردها در بدن حادث مى كند و خارش بدن و بواسير از آن بهم ميرسد و دردهاى سوداوى از آن متولد ميشود و قوت را از ساق وقدم ميبرد و هر چه از قوتش بسبب آن كم شده است و از اعمال خير كاسته است در قيامت او را بر آن حساب و عذاب ميكنند.
حضرت امام موسى عليه السلام فرمود كه چهار چيز است كه از وساوس شيطانست خوردن گل و گل را بدست خورد كردن و ناخن را بدندان گرفتن و ريش را خائيدن .
در احاديث معتبره وارد شده است كه خوردن هرگلى حرام است مانند مردار و خون و گوشت خوك مگر گل قبر حضرت امام حسين عليه السلام كه خوردن آن بقدريك نخود شفاست از هر دردى و امان است از هر خوفى .
فصل نهم : در فضيلت ضيافت مؤ منان و آداب آن 
از حضرت امام جعفر صادق منقول است كه چون برادر مؤ من بخانه تو بيايد او را تكليف خوردنى بكن اگر قبول نكند تكليف آشاميدنى بكن اگر قبول نكند تكليف دست و روشستن بآب يا بعرق خوشبو بكن .
از حضرت رسول منقول است كه از جمله گرامى داشتن آدمى برادر مؤ منش را آنست كه تحفه او را قبول كند وآنچه حاضر داشته باشد براى او بتحفه بياورد و چيزى كه نداشته باشد براى او تكليف نكند.
حضرت صادق عليه السلام فرمود كه هلاك شد كسى كه حقير شمارد آنچه را حاضر دارد از براى آوردن نزد برادر مؤ من خود و هلاك شد هر كه حقير شمارد آنچه را برادر مؤ من او مى آورد و بسند حسن از آنحضرت منقول است كه هرگاه برادر مؤ من تو نطلبيده وبنزد تو آيد آنچه حاضر دارى براى او بياور و اگر طلبيده باشى او را براى او تكلف كن .
در حديث حسن از هشام منقول است كه با اين ابى يعفور بخدمت حضرت صادق عليه السلام رفتم آنحضرت چاشت طلبيد هشام گفت كه من كمتر چيزى ميخورم حضرت فرمود مگر نميدانى كه محبت مؤ من نسبت به بردار مؤ من او بقدر آنست كه از طعام او ميخورد يعنى هر چند او را بيشتر دوست دارد طعامش را بيشتر ميخورد و براين مضمون احاديث بسيار وارد شده است .
حضرت امام رضا عليه السلام فرمود كه سخى و صاحب همت ازطعام مردم ميخورد تا مردم از طعام او بخورند وبخيل طعام او نخورند.
حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود كه وليمه و مهمانى سنت در پنج چيز ميباشد در عروسى و عقيقه و ختنه كردن پسر و خانه نو خريدن يا بنا كردن و در وقتى كه از سفر بخانه خود برگردد.
در حديث ديگر وقتى كه از سفر حج برگردد و منقول است كه آنحضرت نهى فرمود او وليمه كه مخصوص توانگران باشد و فقرا را در آنجا نطلبند.
دراحاديث معتبره وارد شده است كه هر كه داخل شهرى شود مهمان برادر مومن و اهل دين خود است تا از آن شهر بيرون رود و سزاوار نيست كه مهمان روزه دارد مگر برخصت صاحبان خانه كه مبادا طعامى براى او بعمل آورند ضايع شود و سزاوار نيست اهل خانه را روزه داشتن مگر برخصت مهمان كه مبادا بسبب روزه ايشان شرم كند وطعام نخورد.
بسند معتبر منقول است از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم كه حد ضيافت سه روزه است و بعد از سه روز تصدق و تبرعيست كه نسبت باو مى كنى و فرمود كه آنقدر نمانيد نزد برادر مومن خود كه او را درهم شكنيد كه ديگر چيزى نداشته باشد كه خرج شما كند.
ابن ابى يعفور رويات كرده است كه در خانه حضرت امام جعفر صادق (ع ) مهمانى ديدم كه برخاست پى كارى حضرت او را منع كردند و خود برخاستند و آن كار را بجا آوردند و فرمودند كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم نهى فرموده است از خدمت فرمودن مهمان .
در حديث ديگر منقول است كه مهمانى در خدمت حضرت امام رضا(ع ) بود دست دراز كرد كه چراغ را اصلاح كند حضرت او را منع كردند و خود اصلاح چراغ كردند وفرمودند كه اما اهل بيت خدمت نميفرمائيم مهمان خود را.
از حضرت امام محمدباقر عليه السلام منقول است كه از جمله ضعف وسستى آنستكه كسى بتو احسانى كند و تو بعوض مكافات او نكنى و از خلاف آدابست خدمت فرمودن مهمان پس چون مهمان بيايد او را اعانت ويارى كنيد در فرود آمدن و وقتى كه خواهد بار كند و برود او را مدد نكنيد بر رفتن كه اين دليل برخسّت نفس است و در رفتن توشه همراهش بكنيد و توشه نيكو و حوشبو بعمل آوريد كه اين دليل جوانمرديست .
بسند معتبر از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول است كه از جمله حق مهمان آن است كه همراه او برويد تا در خانه و از حضرت امام محمدباقر عليه السلام منقول است كه چون شخصى بخانه كسى برود هر جا كه صاحب خانه امر ميكند بنشيند كه صاحب خانه امور مخفى خانه خود را بهتر ميداند.
از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول است كه هشت كسند كه اگر بايشان مذلتى و خوارى برسد ملامت نكنند مگر خود را كسيكه بر سفره حاضر شود كه او را نطلبيده باشند و كسيكه بر صاحب خانه تحكم كند و كسيكه طلب خيراز دشمنان خود بكند و كسيكه طلب فضل و احسان از لئيمان و بخيلان بكند و كسيكه خود را داخل كند در رازى كه ميان دو كس باشد بى رخصت ايشان و كسى كه استحفاف كند بپادشاهان و صاحبان حكم و كسيكه در مجلسى بنشيند كه سزاوار آنمجلس نباشد وكسيكه با شخصى سخن گويد گوش باو ندهد.
در حديث ديگر فرمود كه بطعام خود صيافت كن كسيرا كه از براى خدا او را دوستدارى .
حضرت امام محمدباقر عليه السلام فرمود كه يك برادر مؤ من را كه از براى خدا با او برادرى كنم سيركنم بهتر است نزد من از آنكه ده مسكين را سير كنم و فرمود كه چون حضرت رسول با مهمانان طعمام تناول ميفرمودند پيش از همه شروع ميكردند و بعد از همه دست ميكشيدند.
حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ميفرمود كسيكه بجماعتى آب دهد بايد كه خودش بعداز همه آب بخورد.
از حضرت صادق عليه السلام بسند صحيح منقول است كه چون برادر مؤ من تو بخانه تو بيايد مپرس كه امروز چيزى خورده وليكن هر چه حاضر دارى بنزد او بياور كه جواد و جوانمرد آنستكه هر چه دارد حاضر سازد.
در حديث ديگر فرمود اگر كسى هزار درهم صرف طعامى كند و مؤ منى از آن بخورد اسراف نكرده است .
دراحاديث معتبره بسيار وارد شده است كه هر كه ايمان بخدا و روز قيامت دارد بايد كه مهمان خود را گرامى دارد.
حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود كه از جمله حق مهمان آنست كه او را گرامى دارند و خلال براى او حاضر كنند.
دراحاديث بسيار وارد شده است كه هرگاه مهمان ميآيد با روزى خود ميآيد و چون طعام خورد خدا صاحبخانه راميآمرزد و در روايت ديگر چون بيرون ميرود گناه تو وعيال تو را بيرون ميبرد.
در حديث صحيح از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه يك لقمه كه برادر مؤ من نزد من بخورد دوست تر ميدارم از بنده آزاد كردن و از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام منقول است كه هر مؤ منى كه صداى مهمانى را بشنود و به آن شاد شود گناهانش آمرزيده شود اگر چه ميان زمين و آسمان را پر كرده باشد.
از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول است كه هر خانه كه مهمان به آن خانه نميرود ملائكه داخل آن خانه نميشوند.
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه از حقوق واجبه مؤ من بر مؤ من آنست كه او را اگر بضيافت بطلبد قبول كند.
حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود كه وصيت مى كنم حاضران و غائبان امت خود را كه دعوت مسلمانان را قبول كنند بضيافت اگر چه پنج ميل راه باشد كه اين از اموريست كه در دين لازمست و هر ميل يك ثلث فرسخ است و فرمود كه اگر مؤ منى مرا براى دست گوسفندى بطلبد ميروم و فرمود كه بدترين عجزها آنست كه شخصى برادرش او را بطعامى بخواند و او قبول نكند.
فصل دهم : درفضيلت خلال و آداب آن  
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه جبرئيل عليه السلام براى حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم مسواك وخلال و حجامت راآورد و فرمود كه خلال بن دندان را باصلاح مى آورد و روزى رازياد مى كند.
حضرت امام موسى عليه السلام فرمود: خلال مكنيد بچوب گُل و بچوب درخت انار كه هردو رگ خوره رابحركت مى آورند.
حضرت صادق عليه السلام فرمود هر كه به نى خلال كند تا شش روز حاجتش برآورده نشود و فرمود كه : حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله وسلّم بهر چه مى يافتند خلال مى كردند بغيرازبرگ درخت خرما و نى .
در حديث ديگر فرمود كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نهى فرمود از خلال كردن بچوب درخت انار و درخت مورد و نى و فرمود كه بحركت مى آورند عرق خوره را.
از حضرت اميرالمؤ منين صلوات اللّه عليه و آله منقول است كه خلال كردن بچوب گز مورث فقر و بى چيزيست .
در حديث ديگر فرمود كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله وسلّم امر مى كرد ما را كه چون خلال كنيم آب نحوريم تا سه نوبت مضمضه كنيم دهن را بآب .
از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول است كه از جمله حق مهمان آنست كه خلال از براى او مهيا كنى و فرمود خلال كنيد كه ملائكه هيچ چيز را دشمن نميدارند مانند آنكه ببينند در دندان بنده طعامى .
در حديث صحيح از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام منقول است كه هر چه از طعام در بن دندان مانده باشد بخورد و آنچه در ميان دندان مانده باشد بيندازد.
از حضرت امام موسى عليه السلام مرويست كه هر چه را بزبان از ميان دندانها بدر مى آورى بخور و آنچه را بخلال بدر ميآورى ميخواهى بخور و ميخواهى بينداز.
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه آنچه بخلال بيرون مياورد فرو نبرد كه جراحتهاى اندر ونى بهم ميرسد.
در احاديث ديگر وارد شده است كه هر چه را بخلال بيرون ميآورى بينداز و در احاديث معتبره وارد شده است كه اندرون وبيرون دهان را بعد از طعام بسعد و اشنان بشوئيد.
فصل يازدهم : در فضيلت آب وانواع آن 
در احاديث معتبره وارد شده است كه بهترين آشاميدنيهاى دنيا و آخرت آب است .
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه هر كه محظوظ و ملتذ باشد از آب دنيا خدا او را آخرت ملتذ گرداند ازآشاميدنيهاى بهشت و شخصى از آنحضرت پرسيد كه آب چه مزه دارد فرمود كه مزه زندگانى حق تعالى ميفرمايد كه از آب آفريده ايم هر چيز صاحب حيوتى را آيا ايمان نمى آورند بخدا كافران .
از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام منقول است كه در تفسير آيه كريمه ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعيمِ يعنى پس سئوال كرده خواهيد شد در روز قيامت از نعمتهاى دنيا فرمود كه مراد از آن نعمتها رطب و آب سرد است .
در حديث ديگر از آنحضرت منقول است كه آب زمزم بهترين آبها است بر روى زمين و بدترين آنها بر روى زمين آبيست كه در برهوت است در بلاديمن كه ارواح كافران در آنجا وارد ميشوند در شب و معذب ميباشد.
در حديث ديگر فرمود كه آب زمزم دواست از براى هر دردى كه از براى آن بخورند.
حضرت صادق عليه السلام فرمود كه آب زمزم شفا است از هر دردى و در روايت ديگر از براى هر مطلبى كه بخورند آن مطلب حاصل شود.
حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود كه بخوريد آب باران بدرستى كه بدن راپاك مى كند و بيماريها و دردها را ازبدن دفع مى كند.
از حضرت صادق عليه السلام نهى وارد شده است از خوردن تگرگ و در روايت ديگر وارد شده است كه خوردن تگرگ براى دندان نافع است . مصادف روايت كرده است كه شخصى از ياران ما در مكه بيمار شد تا آنكه بحال مرگ افتاد بخدمت حضرت صادق عليه السلام عرض ‍ كردم حال او را فرمود كه اگر من بجاى شما بودم از آب ناودان كعبه باو ميخورانيدم پس ما طلب كرديم ، نزد هيچ كسى نيافتيم ناگاه ابرى بلند شد ورعد و برق ظاهر شد و باران آمد قدحى گرفتم واز آن ناودان پر كردم و آوردم بنزد بيمار و از آن آب آشاميد و در ساعت شفا يافت .
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه گمان ندارم طفلى را كه كامش را از آب فرات بردارند مگر آنكه دوست ما اهل بيت باشد و فرمود كه پيوسته دو ناودان از آب بهشت در آن مى ريزد فرمود كه اگر ميان من و آب فرات راه بسيار باشد براى شفا بنزد كن مى روم .
در حديث ديگرفرمود كه اگر نزديك فرات ميبودم دوست ميداشتم كه هر صبح و شام بنزد آن بروم .
از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام منقول است كه اگر اهل كوفه كام فرزندان خود را از آب بردارند هر آينه همه شيعه ما باشند.
از حضرت امام زين العابدين عليه السلام منقول است كه ملكى در هر شب ميايد و سه مثقال از مشك بهشت در آب فرات مى ريزد و هيچ نهرى در مشرق و مغرب عالم بركتش زياده از نهر فرات نيست .
در احاديث بسيار وارشد شده كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم نهى كرد از شفا طلبيدن از آبهاى گرم كه در كوهها ميباشد وبوى گوگرد ميده و فرمود كه گرمى آنها از گرمى جهنم است .
حضرت امام حسن وامام حسين عليهماالسلام فرمودند كه ولايت و دوستى ما را بر همه آنها عرض كردند هر آب كه قبول كرد شيرين و نيكو شد و هر آب كه قبول نكرد تلخ و شور شد.
حضرت امام محمد باقر عليه السلام كراهت داشتند از آنكه كسى طلب شفا كند از آب تلخ و آبى كه بوى گوگرد از آن شنيده ميشود و ميفرمود كه حضرت نوح در وقت طوفان آبها را طلبيد همه اجابت او كردند بغير از آب تلخ و آب گوگرد پس نفرين كرد ولعنت كرد هر دو را.
حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود كه آب نيل مصر دلها را مبى ميراند.
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه آب سرد حرارت را فرو مى نشاند و صفرا را ساكن مى كند و طعام را در معده مى گدازد و تب را زايل مى كند و فرمود كه آب جوشانيده براى همه دردى نافع است و بهيچ جهة ضرر ندارد.
حضرت امام موسى عليه السلام فرمود كه خوردن آب سرد لذتش بيشتر است .
حضرت امام رضا عليه السلام فرمود كه آب جوشانيده كه هفت مرتبه بجوشد و از ظرف بظرف ديگر برگردانند تب را زايل ميكند وقوت ميدهد ساق و قدم را.
از ابن ابى طيفور منقول است كه بخدمت امام موسى عليه السلام رفت آنحضرت را نهى كرد از خوردن آب حضرت فرمود كه خوردن آب بد نيست ،طعام را در معده مى گرداند و غضب را فرو مى نشاند و عقل را زياد ميكند و صفرا را كم مى كند.
شخصى ديگر بخدمت حضرت صادق عليه السلام رفت حضرت خرما تناول فرمودند و آب بعد از آن خوردند گفت اگر آب بعد از خرما نخوريد بهتر است حضرت فرمود كه خرما از براى اين ميخورم كه لذت آب را بيابم .
فصل دوازدهم : در آداب آب خوردن 
از حضرت امام جعفرصادق عليه السلام منقول است كه هر بنده كه آب بخورد و حضرت امام حسين صلوات اللّه عليه و اهلبيت او را ياد كند و لعنت كند كشندگان آنحضرت را حق تعالى صد هزار حسنه براى او بنويسد وصد هزار گناه از او بيندازد و صد هزار درجه براى او بلند كند و چنان باشد كه صد هزار بنده آزاد كرده باشد وحق تعالى در قيامت او را خوشحال و مطمئن خاطر محشور گرداند و اگر باين نحو بگويد خوبست :صَلَواتُ اللّهِ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ اَهْلِ بَيْتِهِ وَ اَصْحابِهِ وَ لَعْنَةُ اللّهِ عَلَى قَتَلَةِ الْحُسَيْنِ وَاَعْدائِهِ.
در حديث صحيح از آنحضرت منقول است كه گاه باشد كه شخصى يك شربت آب بخورد و خدا او را بهمان آب خوردن ببهشت برد باينكه آب بخورد و هنوز خواهش داشته باشد كه از لب بر دارد و حمد خدا بگويد پس بخورد و هنوز سير نشده از لب باز گيرد و حمد خدا بگويد پس باز بخورد پس حقتعالى بسبب اين بهشت را بر او واجب گرداند.
در حديث معتبر ديگر از آنحضرت منقول است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم چون آب ميخوردند ايندعا ميخواندند: اَلْحَمْدُلِلّهِ الَّذى سَقاناعَذْبَا زُلالاً وَلَمْ يُسْقِنا ملِْحا اءجا وَلَمْ يُؤ اخِذْنابذُنُوبِنا.
در روايت ديگر از آن حضرت منقول است كه هرگاه كسى پيش از آب خوردن بِسْم اللّهِ بگويد پس باز بِسْمِ اللّهِ بگويد و بخورد پس بعد از خوردن اَلْحَمْدُلِلّهِ بگويد مادام كه آن آب درشكم او باشد تسبيح خدا گويد و ثوابش از براى او باشد.
در حديث ديگر فرمود كه هرگاه خواهى در شب آبخورى ظرف را بردار حركت بده وبگو ياماءُ، ماءَ زَمْزَم وَ ماءَ فرٌاتٍ يَقْراآنِكَ السَّلام .
در روايت ديگر فرمود هر كه در شب آب بخورد و سه مرتبه بگويد عَلَيْكَ السَّلام مِنْ ماءِ زَمْزَمٍ وَماءِ الْفُراتِ آب خوردن شب باو ضرر نرساند.
در روايت ديگر منقول است در وقت آب خوردن اين دعا بخواند اَلْحَمْدُلِلّهِ الَّذى سَقانى فَاَرُوانى وَاَعْطانى فَاَرْضانى وَعافانى وَ كَفانى اَللّهُمَّ اجْعَلْنى مِمَّنْ تَسْقيهِ فى الْمَعادِ مِند حَوْضِ مُحَمَّدٍ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم وَتُسْعِدُهُ بِمُرافَقَتِهِ بِرَحْمَتِكِ يااَرْحَمَ الرّاحمِينَ.
حضرت صادق عليه السلام فرمود كه آب بسيار مخور كه هر دردى را بسوى تو ميكشد و تا تاب درد دارى دوا مخور و حضرت امام رضا عليه السلام فرمود كه بر بالاى طعام آب بسيار خوردن ضرر ندارد اما در غير آن حال آب بسيار مخور و فرمود كه اگر كسى بقدر دو كف طعام بخورد و آب بعد از آن نخورد و عجب دارم كه چرا معده اش ششق نميشود و مشهور ميان علماء آنستكه آب ايستاده خوردن مكروه است و سنت است كه بسه نفس خورده شود.
احاديث بسيار وارد شده است كه ايستاده خوردن خوبست و آب بيك نفس خوردن خوبست و بهتر آنستكه بسه نفس خورده شود و در روز ايستاده بخورد و در شب نشسته چنانچه از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام منقول است كه آب ايستاده خوردن باعث غلبه زرداب و صفرا ميشود و در حديث ديگر فرمود كه آب ايستاده خوردن بيشتر باعث قوت و صحت بدن ميشود.
از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام منقول است كه آب ايستاده مخوريد كه باعث دردى ميشود كه دوا نداشته باشد مگر آنكه خدا عافيت دهد.
در حديث صحيح از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام منقول است كه ايستاده آب مخور و بر دور هيچ قبر مگرد و در آب ايستاده بول مكن پس هر كه چنين كند و بلائى باو رسد ملامت نكند مگر خود را.ابن بابويه عليه الرحمه گفته است كه مراد از اين احاديث آب خوردن شبست .
بدو سند حسن از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه آبرا بسه نفس خوردن بهتر است از خوردن بيك نفس .
در حديث ديگر منقول است كه شخصى بخدمت آنحضرت عرض كرد كه اگر كسى دم از آب برندارد سيراب شود چون است ؟ حضرت فرمود كه مگر لذت هست در غير اين ؟ گفت مردن ميگويند كه اين شرب هيم است يعنى شتر تشنه حضرت فرمود كه شرب هيم آنستكه در وقت آشاميدن نام خدا نبرد.
در روايت ديگر منقول است كه اگر آنكسى كه آب بتو ميدهد بنده تو باشد بسه نفس آب بخور و اگر آزاد باشد بيك نفس آب بخور.
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه حضرت رسولخدا دوست ميداشتند آبخوردن در قدح شامى را و ميفرمودند كه پاكيزه ترين ظرفهاى شما است و براى آنحضرت قدحها از شام بهديه ميآوردند.
در حديث ديگر منقول است كه حضرت امام محمد باقر عليه السلام از كوزه سفالى آب مى خوردند.
در روايت معتبر منقول است كه حضرت رسول گذشتند بر جماعتى كه دهان به آب گذاشته بودند و ميخوردند حضرت فرمود كه بدست بخوريد كه بهترين ظرفهاى شما است .
در احاديث معتبره از حضرت امام محمد باقر عليه السلام منقول است كه آداب آب خوردن آنستكه در ابتدابِسْمِ اللّهِ بگو و چون فارغ شوى اَلْحَمْدُلِلّهِ بگو و از پيش دسته كوزه واز جائيكه شكسته باشد يا رخنه داشته باشد نخورى كه اين دو موضع جاى شيطان است .
حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم نهى فرمود از دميدن بدهان در آب .
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه دميدن در آب وقتى مكروهست كه ديگرى حاضر باشد كه خواهد از آن آب بخورد كه مبادا او را خوش نباشد و در حديث ديگر از آنحضرت نهى وارد شده است از آب خوردن بدست چپ و فرمود كه آبرا بمكيد و كم كم بخوريد ودهانرا پر مكنيد كه باعث درد جگر ميشود.
منقول است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم گاهى در قدحهاى آبگينه كه از شام ميآوردند آب تناول ميكردند و گاهى در قدح چوب و گاهى در پوست و گاهى در خزف و اگر ظرف حاضر نبود آب در كف ميكردند و ميآشاميدند.
باب چهارم : دربيان فضيلت تزويج و آداب : مجامعت و معاشرت زنان : و كيفيف تربيت فرزندان : و معاشرت ايشان
فصل اول : در فضيلت تزويج كردن و نهى از رهبانيت  
بسندهاى معتبر از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه از اخلاق پيغمبرانست دوست داشتن زنان و فرمود كه گمان ندارم كسيرا كه درايمان چيزى زياد شود او را مگر آنكه محبت زنان او را زياده ميشود و فرمود كه هر كه محبت زنان او را زياده ميشود فضيلت ايمانش ‍ بيشتر ميشود.
در حديث صحيح از حضرت امام رضا منقول است كه سه چيز است كه از سنت پيغمبرانست بوى خوش كردن وموهاى زيادتى بدنرا ازاله كردن وزنان بسيار داشتن يا بسيار با ايشان مقاربت كردن .
بسندهاى معتبر بسيار از حضرت رسول منقول است كه فرمود از دنياى شما اختيار كرده ام زنان وبوى خوش را و روشنى ديده من در نماز است .
در حديث معتبر منقول است كه سكين نخعى اختيار عبادت كرده بود و ترك زنان و بوى خوش و طعامهاى لذيذ كرده بود و در اين نامه بحضرت صادق نوشت آنحضرت در جواب نوشتند اما زنان ، پس ميدانى كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم چند عدد از زنان داشتند و اما طعام لذيذ پس رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم گوشت و عسل تناول ميفرمودند و حضرت رسول فرمود كه هر كه زنى بعقد خود در ميآورد نصف دين خود را حفظ كرده است از خدا بپرهيزد و نصف ديگر و فرمود كه بدترين مردهاى شما عزبانند و فرمود كه چه چيز مانع است مؤ من را از آنكه زنى بگيرد شايد خدا او را فرزندى روزى كند كه سنگين كند زمين را بگفين لااِلهَ اِلاّاللّهُ وفرمود كه هر كه خواهد متابعت سنت من بكند از سنت من زن خواستن است .
حضرت امام محمدباقر فرمود كه خوشم نميآيد كه دنيا و آنچه در دنياست داشته باشم و يكشب بى زن بخوابم پس فرمود كه دو ركعت نماز كه كدخدا بكند بهتر از عزبيكه شبها تمام نماز بكند و روزها روزه باشد.
حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود كه هر كه ترك كدخدائى بكند از ترس پريشانى پس بتحقيق كه گمان بد برده است بخدا زيرا كه حقتعالى ميفرمايد اِنْ يَكُونُوا فُقَراءَ يُغْنِهِمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ يعنى اگر ايشان فقيران باشند بى نياز ميگرداند ايشان را خدا از فضل خود.
در حديث معتبر از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه زن عثمان بن مظعون آمد بخدمت رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم و گفت يا رسول اللّه عثمان روزها روزه مى باشد و شبها نماز ميكند و بنزد من نميآيد حضرت غضبناك بنزدى عثمان آمدند وفرمودند كه اى عثمان خدا مرا برهبانيت نفرستاده وليكن بدين مستقيم سهل آسان فرستاده است روزه ميگيرم و نماز ميكنم و با زنان خود نزديكى ميكنم پس هر كه دين مرا خواهد بايد كه بسنت من عمل كند و از سنت من نكاح زنان است .
در حديث ديگر از آنحضرت منقول است كه سه زن آمدند بنزد رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم يكى گفت كه شوهرم با زنان نزديكى نميكند پس حضرت بيرون آمدند و از روى غضب رداى خود را برزمين ميكشيدند تا برمنبر آمدند و حمد وثناى الهى گفتند و فرمودند كه چرا جماعتى از اصحب من گوشت نميخورند و بوى خوش نميبويند و نزديك زنان نميروند من گوشت ميخورم و بوى خوش ميبويم و بنزد زنان ميروم و هر كه سنت مرا نخواهد از من نيست .
در حديث ديگر منقول است كه زنى آمد بخدمت حضرت رسول و شكايت كرد كه شوهرم بنزديك من نميآيد حضرت فرمود كه خود را خوشبو كن تا بنزديك تو بيايد گفت هيچ بوى خوش را نگذاشتم مگر آنكه خود را بآن خوشبو كردم و از من دورى ميكند حضرت فرمود كه اگر ميدانست چه ثواب دارد در آمدن بنزد تواز تو دورى نميكرد پس فرمود كه چون متوجه جانب تو ميشود دو ملك باو احاطه ميكنند وثواب آن دارد كه شمشير كشيده و در راه خدا جهاد كند پس چون با تو مجامعت كند گناهان از او ميريزد چنانچه برگ از درخت ميريزد پس چون غسل ميكند از گناهان بدر ميآيد.
حضرت صادق عليه السلام فرمود كه دوركعت نماز كه كدخدا ميكند برابر است با هفتاد ركعت نماز كه عزب بكند.
فصل دوم : در اصناف زنان و صفات پسنديده و ناپسنديده ايشان 
از حضرت صادق منقول است كه زن بمنزله قلاده ايست كه در گردن خود ميافكنى پس ببين كه چگونه قلاده براى خود ميگيرى و فرمود كه زن صالحه و غير صالحه هيچ يك قيمت ندارند، زن صالحه طلا و نقره قيمت و قدر او نيست بلكه او بهتر است او بهتر است از طلا و نقره و زن غير صالحه بخاك هم نميارزد خاك بهتر از اوست و حضرت رسول فرمود كه دختر بكفو و مثل خود بدهيد و از كفو و مانند خود دختر بخواهيد و از براى نطفه خود زنيرا پيدا كنيد كه شايسته آن باشد كه فرزند از او بهمرسانيد.
درحديث صحيح از حضرت امام جعفر صادق منقول است كه هر كه زنى بخواهد براى حسن و جمال يا از براى مال از هر دو محروم ماند واگر ازبراى دين دارى وصلاح او بخواهد حق تعالى مال وجمال او را روزى كند.
حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود كه زن باكره بخواهيد كه فرزند بسيار آورد و زن مقبولى كه فرزند نياورد مخواهيد كه من مباهات ميكنم بشما با امتهاى پيغمبران ديگر در روزقيامت مگر نميدانى كه فرزندان در زير عرش الهى از براى پدران خود طلب آمرزش ‍ ميكنند و حضرت ابراهيم ايشان را نگاهدارى ميكند و حضرت ساره ايشان را تربيت مينمايد در بالاى كوهى از مشك و عنبر و زعفران .
در حديث ديگر فرمود كه دختران باكره بخواهيد كه دهنهاى ايشان خوشبوتر و رحمهاى ايشان خشك تر و پستانهاى ايشان پرشيرتر است و فرزندان آورنده ترند مگر نميدانيد كه مباهات ميكنم ببسيارى شما در روز قيامت حتى بفرزندى كه ناتمام از شكم افتاده باشد او ميآيد و خشمناك بر در بهشت مى ايستد پس حق تعالى ميفرمايد كه داخل بهشت شو، مى گويد كه نميروم تا پدر و مادرم پيش از من نروند، پس حق تعالى بملكى امر ميفرمايد كه پدر و مادرش را بياور داخل بهشت كن پس بطفل خطاب ميفرمايد كه ايشانرا داخل بهشت كردم براى زيادتى رحمت من نسبت بتو.
از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام منقول است كه بخواه زن گندم گون فراخ چشم سياه چشم بررگ سر ميانه بالا پس اگر نخواهيش بيا مهر رااز من بگير.
در حديث ديگر منقول است كه حضرت رسول صلّى اللّه وآله وسلّم چو بخواستگارى زنى ميفرستاد ميفرمود كه گردنش را بو كنند كه خوشبو باشد و غوزك پايش پر گوشت باشد.
از حضرت امام رضا عليه السلام منقول است كه از سعادت آدمى است كه زن سفيدى داشته باشد وحضرت صادق فرمود كه چون خواهيد زنى را خواستگارى كنيد از مويش بپرسيد چنانچه از رويش ميپرسيد كه نصف حسن مو است .
بسند معتبر ازحضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقولستكه بهتر بن زنان شما زنيست كه فرزند بسيار آورد و دوست شوهر باشد وصاحب عفت باشد ودرميان خويشان خود عزيز باشد و نزد شوهرش ذليل باشد و از براى شوهر خود زينت و بشاشت كند و از ديگران شرم كند و عفت ورزد، هر چه شوهر گويد شنود و آنچه فرمايد اطاعت كند و چون شوهر با او خلوت كند آنچه از او خواهد مضايقه نكند اما بشوهر در نياويزد كه او را به تكلف بر جماع بدارد بعد از آن فرمود كه بدترين زنان شما زنيست كه درميان قوم خود خوار باشد وبرشوهر مسلط باشد و فرزند نياورد و كينه ورز باشد و از اعمال قبيحه پروانكند و چون شوهر غايب شود زينت كند و خود را بديگران نمايد و چون شوهر آيد مستورى اظهار كند وسخنش را نشنود و اطاعتش نكند و چون شوهر با او خلوت كند مانند شتر صعب مضايقه كند از آنچه شوهر باو اراده دارد قبول نكند و از تقصيرش در نگذرد.
در حديث ديگر منقول است كه شخصى بخدمت حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم آمد و گفت زنى دارم كه هرگاه بخانه ميروم مرا استقبال ميكند و چون بيرون مى آيم مشايعت ميكند و چون مرا غمگين ميبيند مى گويد كه چه غم دارى اگر از براى روزى غم ميخورى خدا متكفل روزى تو و ديگران شده است و اگر براى آخرت غم ميخورى خدا غم تو را زايل ميكند. حضرت فرمود كه خدا كاركنان دارداينزن از كاركنان خداست و نصف ثواب شهيد دارد. در حديث ديگر فرمود كه بهترين زنان امت من آنستكه خوش روتر و مهرش كمتر باشد.
حضرت صادق عليه السلام فرمود كه خوبى زن آن است كه مهرش كم باشد و زائيدنش آسان باشد و شومى زن آنست كه مهرش گران و زائيدنش دشوار باشد.
حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود كه بهترين زنان شما زنان قريشند و مهربانترين زنانند بشوهران و رحيم ترين ايشانند بفرزندان و امانند بشوهران و باعفتند از ديگران و مصداق قريش در اينزمان ساداتند.
در حديث معتبر ديگر از آنحضرت منقول است كه خداوند عالميان ميفرمايد كه چون خواهم جمع كنم براى مسلمانى نيكيهاى دنيا و آخر ترا باو ميدهم دل شكسته خاشع و زبان ذكر كنند و بدنى صبر كننده بر بلا و زن مؤ منه كه هر گاه باو نظر كند شاد شود و چون غايب شود شوهر خود را نگاهدارى كند ومال شوهر را ضايع نكند.
در حديث صحيح از حضرت امام محمد باقر عليه السلام منقول است كه در بنى اسرائيل شخصى بود بسيار عاقل بيشمار داشت و يك فرزند داشت از زن عفيفه كه در شكل و شمايل باو شبيه بود و دو فرزند داشت از زن ديگر كه عفتى نداشت چون وقت فوت او شد گفت كه همه مال من ازيكى ازشماها است ، چون مرد هر يك دعوى كردند كه مال از من است بنزد قاضى رفتند قاضى گفت كه بنزد آنسه برادر كه بعقل مشهورند برويد پيش يكى از آنها رفتند مرد پيرى بود گفت كه برويد به نزد فلان برادر من كه از من بزرگتر است ، بنزد او كه رفتند نه پير بود و نه جوان او گفت كه بنزد برادر بزرگتر از من برويد چون بنزد او رفتند او را جوان يافتند پس اول سئوال كردند بچه سبب برادر كوچكتر از همه پيرتر و تو از همه بزرگترى و از ايشان جوانترى گفت اما آن برادر كوچك زن بسيار بدى دارد و بربديهاى او صبر مى كند كه مباداببلاى ديگر مبتلا شود كه صبر نتواند كرد باين سبب از همه پيرت مينمايد و اما آنبرادر ديگر زنى دارد كه گاه گاهى خوشحالش مى كند باين سبب ميانه حال مانده است و من زنى دارم كه هميشه مرا خوشحال دارد و هرگز آزرده ام نمى كند باين سبب جوان مانده ام پس برادران حال خود را نقل كردند گفت اول برويد و استخوان پدر خود را بدر آوريد و بسوزانيد و بعد از آن بيائيد تا در ميان شما حكم كنم چون رفتند پسر كوچك شمشيرى برداشت و برادرانش كلنگها برداشتند و چون بر سرقبر رسيدند آندو برادر كلنگ بر قبر زدند كه قبررا بشكافند برادر كوچك شمشير كشيد كه نمى گذارم قبر پدرم را بشكافيد ومن از حصه خود گذشتم و مال را بشماها گذاشتم چون بنزد قاضى آمدند قاضى مالها را بپسر كوچك داد و بآنها گفت كه اگر شماها هم فرزند او ميبوديد چنانچه برادر كوچك را شفقت فرزندى مانع شد از در آوردن و سوختن پدر، شما را هم مانع ميشد.
فصل سوم : در آداب نكاح و اراه آن 
در حديث حسن از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه هرگاه كسى اراده خواستگارى نمايد دو ركعت نماز بگذارد و حمد الهى را بگويد واين دعا بخواند اَللّهُمَّ اِنّى اُريدُ انْ اَتَزَوَّجُ فَقَدّرْلى مِنْ اِلنّسآءَ اَعَفَّهُمَّ فَرْجَا وَاَحْفَظَهُمَّ لى فى نَفْسِها وَ مال وَ اَوْسَعْهُنَّ رِزْقَا وَاَعظَمَهُمَّ بَرَكَةً وَ قَدّرْ لى وَلَدا طيّبا تَجْعَلَهُ خَلَفا صالِحا فى حَيوتى وَبَعْدَ مَوْتى .
در حديث معتبر منقول است كه سنتست تزويج در شب واقع شود.
درحديث موثق منقول است كه بحضرت امام محمد باقر عليه السلام خبر رسيد كه شخصى زنى خواست در ساعتى كه هوا گرم بوده است ، درميان روز، حضرت فرمود كه گمان ندارم كه ميان ايشان اتفاق و الفت بهم رسد پس بزودى از هم جدا شدند.
درحديث معتبر ديگر منقول است كه عقد كردن در ماه شوال خوبست .
درحديث معتبر از حضرت صادق منقول است كه هر كه عقد كند يا زفاف كند وماه در عقرب باشد عاقبت نيكو نبيند.
در روايت ديگر منقول استكه هر كه در تحت الشعاع عقد يا زفاف كند بداند كه فرزندى كه منعقد شود پيش از تمام شدن سقط ميشود.
از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام منقول است كه روز جمعه روز خواستگارى و نكاح است . و بدانكه مؤ منان را طلبيدن و ميهمانى كردن در نكاح سنت است و پيش از عقد نكاح خطبه خواندن سنت است .
از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول است از سنت پيغمبرانست طعام دادن در وقت تزويج و حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم چون ميمونه را تزويح نمود وليمه فرمود وحلس بمردم خورانيد و آن چنگالى بوده است كه از خرما و روغن و كشك ميساخته اند.
از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود كه وليمه روز اول لازم است و در روزدوم نيكى است ودر روز سوم ريا و سمعه است و منقول است كه حضرت امام محمد تقى عليه السلام چون دختر ماءمون را عقد كردند اين خطبه را خواند اَلْحَمدُ لِلّهِ اِقْرارا بِنِعْمَتِهِ وَلا اِلهَ اِلاّاللّهُ اِخْلاصا لِوَحْدانِيَّته وَصَلَّى اللّهُ عَلى سَيّدِ بَرِيَّتِهِ وَالاَْصْفِيآءِ مِنْ عِتْرَتِهِ اَمّا بَعْدُ فَقَدْ كانَ مِنْ فَضْلِ اللّهِ عَلَىِ الاَنامِ اِنْ اَغْناهُمْ بِالْحَلالِ عَنِ الْحَرامِ فَقالَ سُبْحانَهَ وَاَنْكِحُو الاَْيامى مِنْكُمْ وَالصّالِحينَ مِنْ عِبادِ كُمْ وَاِمائِكُمْ اِنْ يَكُونُوا فُقَرآء يُغْنِهِمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللّهُ واسِعٌ عَليمٌ.
ساير خطبه هاى طولانى در كتب مبسوطه مذكور است واين رساله گنجايش ذكر آنها را ندارد و در باب آداب صيغه نكاح رساله جدائى تاءليف كردم .
فصل چهارم : در بيان آداب زفاف و مجامعت  
بدانكه زفاف كردن در وقتى كه ماه در برج عقرب باشد يا تحت الشعاع باشد مكروه است و جماع كردن در فرج زن در وقتى كه حايض باشد يا با خون نفاس باشد حرام است و ازمابين ناف تا زانو از ايشان تمتع بردن مكروه است و بعد از پاك شدن و پيش از غسل كردن جماع را نيز بعضى حرام ميدانند و احوط اجتنابست مگر آنكه ضرورتى باشد پس امر كند زن را كه فرج را بشويد و با او مقاربت كند و زن مستحاضه اگر غسل وساير اعماليكه او را ميبايد كرد بجا آورد با او جماع ميتوان كرد ودر وطى دبر زن خلافست بعضى حرام ميدانند و اكثر علماء مكروه ميدانند و احوط اجتناب است و بهتر آنست با زن خود كه جماع كند وآزاد باشد منى خود را بيرون فرج نريزد و بعضى علماء حرام ميدانند بيرخصت زن و در كنيز باكى نيست .
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه نبايد مرد رادخول كردن بزن خود در شب چهارشنبه .
حضرت امام موسى عليه السلام فرمود كه هر كه جماع كند با زن خود در تحت الشعاع پى با خود قرار دهد افتادن فرزند را از شكم پيش از آنكه تمام شود.
حضرت صادق عليه السلام فرمود كه جماع مكن در اول ماه و ميان ماه و آخر ماه كه باعث اين ميشود كه فرزند سقط شود و نزديكست كه اگر فرزندى بهم رسد ديوانه باشد يا صرع داشته باشد نمى بينى كسى را كه صرع مى گيرد اكثر آنست كه يا در اول ماه يا در آخر ماه ميباشد.
حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود كه هر كه جماع كند با زن خود در حيض پس فرزنديكه بهم رسد مبتلا شود بخوره يا پيسى پس ملامت نكند مگر خود را.
حضرت صادق عليه السلام فرمود كه دشمن ما اهلبيت نيست مگر كسيكه والدازنا يا مادرش در حيض باو حامله شده باشد.
در چندين معتبر از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول است كه چون كسى خواهد بازن خود جماع كند بروش مرغان بنزد او نرود بلكه اول با او دست بازى و خوش طبعى بكند و بعد از آن جماع بكند.
در حديث صحيح از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه در وقت جماع سخن مگوئيد كه بيم آنست فرزندى كه بهم رسد لال باشد و در آن وقت نظر بفرج زن مكنيد كه بيم آنست فرزندى كه بهم رسد كور باشد ودر روايات ديگر از آنحضرت منقول است كه باكى نيست نگاه كرده بفرج در وقت جماع .
در چندين حديث معتبر وارد شده است كه مرد و زن در حالتى كه خضاب بحنا و غير آن بسته باشند جماع نكنند.
از حضرت امام موسى عليه السلام پرسيدند كه اگر در حالت جماع جامه از روى مرد وزن دور شود چيست ؟ فرمود باكى نيست باز پرسيدند اگر كسى فرج زنرا ببوسد چون است ؟ فرمود باكى نيست .
از حضرت صادق عليه السلام پرسيدند كه اگر كسى زن خود را عريان كند و باو نظر كند چونست ؟ فرمود كه مگر لذتى از اين بهتر ميباشد و پرسيدند كه اگر بدست و انگشت با فرج زن و كنيز خود بازى كند چونست ؟ فرمود باكى نيست اما بغير اجزاى بدن خود چيزى ديگر در آنجا نكند. و پرسيدند كه آيا ميتواند درميان آب جماع بكند فرمود باكى نيست .
در حديث صحيح از حضرت امام رضا عليه السلام پرسيدند ازجماع كردن در حمام فرمود باكى نيست .
حضرت صادق عليه السلام فرمود كه مرد با زن و كنيز خود جماع نكند در خانه كه طفل باشد كه آن طفل زناكار ميشود يا فرزنديكه از ايشان بهمرسد زناكار باشد.
از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول است كه فرمود بحق آن خداوندى كه جانم در فبضه قدرت اوست اگر شخصى با زن خود جماع كند ودر آن خانه شخصى بيدار باشد كه ايشان را ببيند يا سخن و نفس ايشان را شنود فرزندى كه از ايشان بهم رسد رستگار نباشد وزناكار باشد.
چون حضرت امام زين العابدين عليه السلام اراده مقاربت زنان مينمودند خدمتكاران را دور مى كردند و درها را ميبستند و پرده ها را مى انداختند.
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه كسى با كنيزى جماع كند و خواهد كه با كنيز ديگر پيش از غسل جماع كند، وضو بسازد.
در حديث صحيح وارد شده است كه باكى نيست باكنيز و طى كند و در خانه ديگرى باشد كه بيند وشنود و مشهور ميان علماء آنست كه باكى نيست كه مرد در ميان دو كنيز خود بخوابد اما مكروهست كه در ميان دو زن آزاد بخوابد.
در حديث موثق از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه باكى نيست مرد ميان دو كنيز و دو آزاد بخوابد وفرمود كراهت دارد مرد روبقبله جماع كند و در حديث ديگر از آنحضرت پرسيد كه آيا مرد عريان ، جماع ميتواند كرد، فرمودند كه نه ، و روبقبله و پشت بقبله جماع نكند و در كشتى جماع نكند.
حضرت امام موسى عليه السلام فرمود دوست نميدارم كسيكه در سفر آب نيابد براى غسل كردن جماع كند مگر آنكه خوف ضررى داشته باشد بر خود و بعضى از علماء قايل بحرمت شده اند.
حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم نهى فرمود از آنكه كسيكه محتلم شده باشد پيش از آنكه غسل كند جماع كند و فرمود اگر بكند و فرزندى بهم رسد ديوانه باشد ملامت نكند مگر خود را.
حضرت صادق عليه السلام فرمود مكروه است جنب شدن در وقتيكه آفتاب طلوع ميكند و زرد ميباشد و همچنين در زردى آفتاب وقت فرو رفتن .
حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود كه مستحب است در شب اول ماه رمضان جماع كردن و از ابوسعيد خدرى منقول است كه حضرت رسالت پناه وصيت نمود بحضرت اميرالمؤ منين عليه السلام يا على چون عروسى داخل خانه تو شود كفشهايش را بكن تا بنشيند و پاهايش ‍ را بشو و آن آب را از درخانه تا منتهاى خانه بپاش چون چنين كنى خدا هفتاد هزار نوع رحمت بر تو بفرستد كه بر سر عروس فرود آيد تا آنكه آن بركت بهر گوشه آن خانه برسد و ايمن گردد عروس از ديوانگى و خوره و پيسى تا در آن خانه باشد. و منع كن عروس را تا هفت روز از خوردن شير وسركه و گشنيز و سيب ترش پس حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام گفت يا رسول اللّه بچه سبب منع كنم او را اينها؟ فرمود زيرا كه رحم بسبب خوردن اينها سرد و عقيم ميشود و فرزند نمى آورد و حصيريكه در ناحيه خانه افتاده باشد بهتر است از زنى كه فرزند از او بوجود نميآيد، پس فرمود كه : يا على جماع مكن با زن خود در اول ماه و ميان ماه كه ديوانگى و حوره و خبط دماغ راه مى يابد بآنزن و فرزندانش . يا على جماع مكن بعد از پيشين كه اگر فرزندى بهم رسد احول خواهد بود. يا على در وقت جماع سخن مگو كه اگر فرزندى حاصل شود ايمن نيستى كه لال باشد و نگاه نكند احدى بفرج زن خود و چشم بپوشد در آنحالت كه نظر كرده بفرج در آنحالت باعث كورى فرزند ميشود. يا على بشهوت و خواهش زن ديگرى با زن خود جماع مكن كه اگر فرزندى بهم رسد مخنث يا ديوانه باشد. يا على هر كه جنب با زن خود در فراش خوابيده باشد قرآن نخواند كه ميترسم آتشى از آسمان بر هر دو نازل شود و بسوزاند ايشان را. يا على جماع مكن با زن خود مگر آنكه تو دستمالى از براى خود داشته باشى و او دستمالى از براى خود داشته باشد و هر دو خود را به يك دستمال پاك نكنيد كه دشمنى در ميان شما پيدا ميشود و آخر بجدائى ميكشد. يا على ايستاده با زن خود جماع مكن آن فعل خران است و اگر فرزندى بهم رسد مانند خران بر رختخواب بول ميكند.
يا على در شب عيد فطر جماع مكن كه اگر فرزندى بوجود آيد شر بسيار از او بظهور آيد. يا على در شب عيد قربان جماع مكن كه اگر فرزندى بهم رسد شش انگشت يا چهار انگشت در دست داشته باشد. يا على در زير درخت ميوه دار جماع مكن كه اگر فرزندى بهم رسد جلاد و كشنده مردم باشد يا رئيس و سركرده ظلم باشد.
يا على در برابر آفتاب جماع مكن مگر آنكه پرده بياويزى كه اگر فرزندى بوجود آيد هميشه در بدحالى و پريشانى باشد تا بميرد. يا على در ميان اذان و اقامه جماع مكن كه اگر فرزندى بوجود آيد جرى باشد در خون ريختن . يا على چون زنت حامله شود با او جماع مكن بى وضو كه اگر چنين كنى فرزندى كه بهم رسد كوردل و بخيل باشد. يا على در شب نيمه شعبان جماع مكن كه اگر فرزندى حاصل شود شوم باشد و در رويش نشان سياهى باشد. يا على در روز آخر ماه شعبان جماع مكن كه اگر فرزندى بهم رسد عشار و ياور ظالمان باشد و هلاك بسيارى از مردم بر دست او بود. يا على بر پشت بام جماع مكن كه اگر فرزندى بهم رسد منافق و ريا كننده و صاحب بدعت باشد. يا على چون بسفرى بروى در آنشب كه ميروى جماع مكن كه اگر فرزندى بوجود آيد مالش را بنا حق صرف كند و اسراف كنندگان برادر شياطين اند و اگر بسفرى روى كه سه روزه راه باشد جماع مكن كه اگر فرزندى بهم رسد ياور ظالمان باشد. يا على در شب دوشنبه جماع بكن كه اگر فرزندى بهم رسد حافظ قرآن و راضى بقسمت خدا باشد.
يا على اگر جماع كنى در شب سه شنبه و فرزندى بهم رسد بعد از سعادت اسلام او را روزى شود و دهانش خوشبو ودلش رحيم و دستش ‍ جوانمرد و زبانش از غيبت و بهتان پاك باشد. يا على اگر جماع كنى در شب پنجشنبه و فرزندى بهم رسد حاكمى از حكام شريعت يا عالمى از علماء باشد و اگر در روز پنجشنبه وقتى كه آفتاب در ميان آسمان باشد نزديكى كنى با زن خود و فرزندى بهم رسد شيطان نزديك او نشود تا پير شود و خدا او را روزى ميكند سلامتى در نيا و دين . يا على اگر جماع كنى در شب جمعه و فرزندى بهم رسد خطيب و سخنگو باشد و اگر در روز جمعه بعد از عصر جماع كنى و فرزندى بهم رسد از دانايان مشهور باشد و اگر جماع كنى در شب جمعه بعداز نماز خفتن اميد هست آن فرزند از ابدال باشد. يا على در ساعت اول شب جماع مكن كه اگر فرزندى بهم رسد ايمن نيستى كه ساحر باشد و دنيا را بر آخرت اختيار نمايد. يا على اين وصيت را از من بياموز چنانچه از جبرئيل آموختم .
در حديث معتبر منقول است كه در روز عقد فاطمه صلوات اللّه عليها حقتعالى امر فرمود سدرة المنتهى را كه آنچه دارى فرو ريز براى نثار حضرت فاطمه پس آنچه داشت از مرواريد و مرجان و جواهر براهل بهشت نثار كرد پس حوران نثار را بردند و تا روز قيامت مفاخرت ميكنند و بهديه بيكديگر ميفرستند و ميگويند كه اين نثار حضرت فاطمه است و در شب زفاف استر اشهب حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم را آوردند و قطيفه بر روى آن انداختند و حضرت فرمود كه اى فاطمه سوار شو و سلمان لجام استر را ميكشيد وحضرت رسول از عقب روان شد ودر اثناى راه صداى ملائكه بگوش مبارك حضرت رسيد جبرئيل با هزار ملك و ميكائيل با هزار ملك فرود آمدند و گفتند كه حقتعالى ما را بجهة زفاف حضرت فاطمه فرستاده است پس جبرئيل و ميكائيل اللّه اكبر ميگفتند و ملائكه با ايشان موافقت مى نمودند و باين سبب سنت شد كه در شب زفاف اللّه اكبر بگويند.
در روايت ديگر منقول است كه شخصى بحضرت صادق عليه السلام عرض كرد كه ما طعامها بعمل مى آوريم و بسيار پاكيزه و خوشبو ميكنيم وبوى طعام عروسى از هيچ طعامى نميآيد فرمود زيرا كه برطعام عروسى نسيم بهشت ميوزد چون طعامى است كه براى حلال مهيا ميشود.
در احاديث معتبره وارد شده است كه سنتست عروسى در شب واقع شود و طعام در چاشت پخته شود و در بعضى از اخبار وارد شده است كه نثار عروسى را ميتوان برداشت اما چون غارت ميكنند و ازيكديگر مى ربايند كراهت دارد و علما گفته اند وقتى جايز است برداشتن كه بقرائن معلوم باشد كه صاحبانش راضى اند كه مردم بردارند.
از حضرت امام محمد باقر عليه السلام منقول است كه هر گاه شما را بعروسى بطلبند دير برويد زيرا كه دنيا را بياد شما ميآورد وچون شما را بجنازه بخوانند زودتر برويد چون آخرت را بياد شما مى آورد.
در حديث ديگر منقول است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم نهى فرمود از جماع كردن در زير آسمان و بر سر راه كه مردم تردد كنند و فرمود كه هر كه در ميان راه جماع كند خدا و ملائكه و مردم او را لعنت كنند.
حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود كه بياموزيد از كلاغ سه خصلت را:جماع كردن پنهان و بامداد بطلب روزى رفتن و بسيار حذر كردن .
حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود كه هر گاه كسى خواهد با زن خود نزديكى كند تعجيل نكند كه زنان راكارها ميباشد پيش از جماع و هر گاه كسى زنى ببيند و خوشش آيد پس برود با اهل خود جماع كند كه آنچه با اين هست با آن هم هست و شيطان را بر دل خود راه ندهد و اگر زنى نداشته باشد دو ركعت نماز بكند و حمد خدا را بسيار بگويد وصلوات بر محمدوآل محمد بفرستد پس از فضل خدا زنى سئوال كند كه البته باو عطا ميفرمايد آنچه او را حرام بى نياز گرداند.
در حديث معتبر از حضرت رسول منقول است كه چون مرد وزن جماع كنند عريان نشوند مانند دو خر زيرا كه اگر چنين كنند ملائكه از ايشان دور ميشوند.
در حديث معتبر ديگر از حضرت امام محمد باقر عليه السلام منقول است كه جايز نيست جماع كردن با دختر پيش از آنكه نه سال تمام شود پس اگر بكند وعيبى رسد بآن زن ضامن است .
در حديث معتبر ديگر منقول است كه مكروه است جماع كردن ميان طلوع صبح تا طلوع آفتاب و از وقت فرو رفتن آفتاب تا بر طرف شدن سرخى طرف مغرب و در آن روزى كه در آن روز آفتاب بگيرد و در شبيكه در آنشب ماه بگيرد و در شب يا روزيكه درآن باد سياه يا باد سرخ يا باد زرد حادث شود واللّه اگر جماع كند در اين اوقات پس او را فرزندى بهم رسد نبيند در آن فرزند چيزى را كه دوست دارد زيرا كه آيات غضب الهى را سهل شمرده . در فقه الرضا مسطور است كه چون بعد از غسل دادن ميت پيش از آنكه غسل كنى خواهى كه جماع كنى وضو بساز بعد از آن جماع بكن .
از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام منقول است كه هرگاه كسى را دردى در بدن بهم رسد يا حرارت بر مزاجش غالب شود پس با زن خود جماع كند تا ساكن شود.
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه هر كه درحالت خضاب با زن خود جماع كند فرزنديكه بهم رسد مخنث باشد.
حضرت امام محمدباقر عليه السلام فرمود كه زن آزاد را در برابر زن آزاد ديگر جماع مكن اما كنيز را در برابر كنيز ديگر جماع كردن باكى نيست .
در حديث صحيح از حضرت امام رضا عليه السلام منقول است كه حضرت صادق عليه السلام هرگاه بعد از جماع و پيش از غسل اراده جماع ميكردند وضو مى ساختند.
در روايت ديگر منقول است كه اگر كسى انگشترى با او باشد كه برآن نام خدا نقش كرده باشند جماع نكند.

next page

fehrest page

back page