امام صادق عليه السلام :
فوالله يا مفضل ! ليرفع على الملل و الاءديان الاختلاف ، و يكون الدين كله
واحدا....(116)
-... مفضل ! (امام قائم عليه السلام ) از ميان ملتها و آيينها اختلاف را بر ميدارد، و يك دين
به همه حاكم مى گردد....
امام مهدى عليه السلام كه در آموزش منسجم و هماهنگ خود، جامعه را به انسجام و يگانگى
رهنمون مى شود، دستياران و كارگزارانى ندارد كه هر كدام به شيوه اى دين خدا را
تفسير كنند، و كارها را به تفرقه و تضاد بكشانند، و مردمان را به حيرت و سردرگمى
دچار سازند، بلكه كارگزاران و مجريان امور، در جامعه الهى مهدوى عليه السلام نيز در
مسائل اصلى و فرعى ، در پرتو تعاليم امام خويش ، به شناختى دست مى يابند كه هيچ
اشتباه و اختلافى در آن نيست ، آنان راه و روش دين خدا و امام بزرگ خويش را يكدست و
يكسان و منسجم تبيين مى كنند، و هم راءى و هماهنگ به نشر تعاليم اسلامى و برنامه
ريزى و ساختن جامعه و انسان مى پردازند.
امام صادق عليه السلام :
ابوبصير: جعلت فداك ليس على الارض يومئذ مؤ من غيرهم (اصحاب المهدى )؟
قال : بلى ولكن هذه التى يخرج الله فيها القائم ، و هم النجياء و القضاة و الحكام و
الفقهاء فى الدين ، يمسح الله بطونهم و ظهورهم ، فلا يشتبه عليهم حكم .(117)
- ابوبصير گويد: به امام صادق گفتم : فدايت گردم در آن روزگار (روزگار ظهور)
مؤ منانى جز ياران مهدى عليه السلام وجود ندارند؟ امام فرمود: آرى مؤ منانى جز آنان
هستند، ليكن آن گروه كه قائم هنگامى كه قيام مى كند با او كار مى كنند، نجيبان و
قاضيان و حكم گزاران و فقيهان و دين شناسانى هستند كه مسحه (و بركت ) الهى يافته
اند، به گونه اى كه هيچ حكمى بر آنان اشتباه نمى شود.
اين حديث ، به تعاليم الهى امام مهدى عليه السلام نظر دارد، كه به شاگردان خويش
مى آموزد، و آنان را در مسائل پيچيده حيات بشرى و پاسخ اسلامى به آنها، يارى ميدهد، و
انديشه هاشان را بارور مى سازد تا با نورى الهى توان يابند كه در مشكلات و
دشواريهاى اقتصادى ، سياسى ، فرهنگى ، تربيتى ، اجتماعى ، خانوادگى ، فردى و...
نظر بدهند، هم قانون خدا و آيين سره و خالص اسلام را بيان كنند، و هم يك جهت و يك سو
راهنما و راهگشاى اجتماعات بشرى گردند.
در پرتو تعاليم چنين امام ، و چنين يارانى ، دوران تضادها و برداشتهاى ناسازگار از
دين ، و تفسيرهاى گوناگون و متضاد از احكام خدا سپرى مى گردد، و در برابر اين
تعاليم خالص اسلامى و قرآنى ، ديگر ايدئولوژيهاى بشرى از هر نوع و هر سوى
عالم رنگ مى بازد و بى اصالت مى گردد. و همه مدعيان فكر و فرهنگ و مرام در مى مانند
و ناتوان مى گردند. و سرانجام همه انسانها پس از دوران توان سوز و سراسر اندوه
حيرت و گمراهى و سرگردانى و تاريكى و نادانى - بويژه نسبت به
مسائل اصلى حيات بشرى - به سپيده دم سعادت و دانايى مى رسند، و به
زلال تعاليم مهدوى دست مى يابند، و پذيراى آنها مى كردند. وحدت واقعى و يكپارچگى
درونى و عقيدتى و مرامى در جامعه ها پديد مى آيد، و جهان بينى و ايدئولوژى واحدى بر
سراسر آباديها حاكم مى گردد.
بخش 7 : رفاه اقتصادى ( و معيشتى )
از برنامه ها و اقدامهاى امام مهدى عليه السلام پديد آوردن رفاه در
كل جامعه بشرى است . در آن دوران طبق ترسيم آيات و احاديث ، جامعه بشرى واحدى
تشكيل مى گردد كه مانند خانواده اى زندگى كنند، و مسئله ناهنجار جوامع پيشرفته و ابر
قدرت ، و جامعه هاى در حال رشد، و جامعه هاى عقب مانده و محروم ، از ميان مى رود(118)
و بشريت بطور كلى به رفاه اقتصادى و بى نيازى دست مى يابد، و همين چگونگى
زمينه اساسى رشد و تعالى معنوى و فكرى انسان را مى سازد.
طبق تحقيقات كارشناسان و متخصصان ،(119) بخش عظيم و مهمى از
مسائل عقب ماندگى و وابستگى و كمبود مواد غذايى و معيشتى (اگر نگوييم تمام آن ) به
دو عامل بستگى دارد، و اين هر دو عامل با هم در ارتباطند:
1. نظام اقتصادى حاكم بر جهان .
2. نظام سياسى حاكم بر جامعه .
1- ((نظام اقتصادى حاكم بر ميان )) ، يعنى نظام و سيستمى كه قدرتهاى اقتصادى
جهان در كشورهاى استعماگر پديد آورده اند، و هدف و آرمان آنها دستيابى به قدرت
اقتصادى روز افزون و سلطه بر منابع ثروت جهان است . اين قدرتهاى سلطه گر، با
برنامه ريزيهاى دقيق خود، مانع هر گونه استقلال ، خود كفايى و رشد توليد و
پيشرفت اقتصادى در كشورهاى عقب نگه داشته شده اند. اين قدرتها از راههاى گوناگون
و شيوه هاى تبليغى و برنامه ريزيهاى گسترده و عميق ، در سايه سلطه نظامى و
سياسى و فرهنگى ، آزادى فكر و عمل را از آحاد مردم در جهان سوم مى گيرند، و روشها و
شيوه هايى در همه مسائل زندگى من جمله در توليد و مصرف تكنولوژى و فرهنگ و
راههاى معيشت ، بر آنان تحميل مى كنند كه به سود سرمايه داران بزرگ و سلطه بيشتر
جهان پيشرفته است . در سايه اين سلب فكر و سلب شخصيت و سلب آزادى و آزاد فكرى
، پديده عقب ماندگى و نيازمندى تحقق مى يابد، و خود كفايى و خوديابى و اعتماد به
نفى مى ميرد، و وابستگى روز به روز در اعماق اجتماعات و عقب مانده گسترش مى يابد. از
اين رو، صاحب نظران مسائل اقتصادى - اجتماعى مى گويند: كمك به كشورهاى عقب مانده
(120) تنها در اين است كه آنها را به خودشان واگذارند.(121)
2- ((نظام سياسى حاكم بر كشورها)) نيز نوعا
عامل و دست نشانده قدرتهاى جهانى هستند، همواره به زيان ملتهاى خود گام بر ميدارند، و
براى كسب هر گونه فكر و انديشه از مردم و نفى حس خودشناسى و خوديابى در مردم
خويش مى كوشند، و جريانهاى فكرى و فنى فرمايشى را در ميان ملت خويش نشر مى
دهند، و با رسانه ها و ابزارهاى تبليغاتى هرگونه
استقلال فرهنگى و اقتصادى را از جامعه سلب مى كنند، و توده ها را برده وار به اسارت
و پيروى كور كورانه وا مى دارند.
در نتيجه اين دو جريان مسلط و حاكم - يكى بيگانه و ديگرى خودى - نخستين موضوعى كه
صدمه مى بيند و يا به كلى نفى ميگردد، اصالت فكر و فرهنگ خودى و حس اعتماد به
نفس و بازيابى و باز شناسايى نيروهاى نهفته در دورن خود و جامعه خودى است .
در رستاخيز ظهور امام منجى عليه السلام ، اين بندها و دامها از سر راه برداشته مى شود،
و عوامل سلطه بر فكر و فرهنگ و اقتصاد و سياست جهان و كشورها نابود مى گردد. و
انسانها آزاد مى شوند، و با هدايت آن امام بخود مى آيند و ديگر بار خويشتن خويش را باز
مى يابند و باز مى شناسد، و آزادانه فكر مى كنند، و راههاى تحميلى و تبليغى را از راه
اصلى و درست جدا مى سازند. و اين است آزادى و آزادگى واقعى ، آزاديى كه در سراسر
دنياى كنونى تنها واژه آن وجود دارد و از محتوا و مفهوم آن خبرى نيست .
در دنيايى كه تقسيم بندى جهانى با معيارهاى ظالمانه صورت مى گيرد، و امتهاى ضعيف
، به حال خود واگذار نمى شوند، و از راههاى مرئى و نامرئى در شبكه هاى پيچيده
نظامهاى سلطه و سرمايه دارى جهان گرفتار مى آيند، سخن از آزادى واقعى و آزاد فكرى
، بازى با كلمات است . و گفتگو بر سر استقلال اقتصادى و انتخاب شيوه و راه زندگى
و معيشت و دستيابى به رفاه و بسندگى بيهوده است . زيرا در چنين شرايطى ، بخشهاى
عظيمى از بشريت مواد لازم زندگى را در اختيار ندارند و دچار كمبود و فقرند، و بخشهاى
ديگر نيز طبق الگوها و معيارهايى كه سرمايه داران و توليد كنندگان بزرگ بر جامعه
تحميل مى كنند پايه زندگى كنند، و از مواد و كالاها بهره گيرند، و خود قدرت اختيار و
انتخاب ندارند.
از اين رو در رستاخيز امام مهدى عليه السلام ، انسان در آغوش آزادى به معناى واقعى كلمه
مى آرامد، و در پرتو اين آزادى همه بندها و زنجيرهايى را كه بر پايش نهاده اند مى
گسلد، و اسارت در بند نظامهايى كه جهان را به دو بخش پيشرفته و عقب مانده تقسيم
كرده اند از ميان مى رود، و پديده شوم فقر و نياز نيز نفى مى گردد، و رفاه اقتصادى در
پرتو چنين معيارهايى به جامعه و افراد داده مى شود. ترديدى نيست كه بدترين و
ناهنجارترين اسارت براى بشريت ، فقر و نياز روزانه به غذا، لباس ، مسكن ، دارو و
ديگر لوازم زندگى است . اين اسارت براى انسان لحظه اى آسايش و فراغت باقى
انسان را در انديشه سير كردن شكم و پوشاندن بدن و دست يابى به سايبان و
بهبودى از درد و بيمارى و... فرو مى برد، و فرصتى باقى نمى گذارد تا به مفاهيم
بالا و برتر زندگى بينديشد، و پايگاه انسانى خود را درك كند، و از عروج و
تكامل نوع انسان سخن بگويد.
در دوران رفاه اقتصادى و رفع همه نيازها، آدمى از اين بردگى و اسارت هستى سوز
رهايى مى يابد، و از بند مشكلات آن آزاد مى گردد، و به
مسائل متعالى و برتر و تكامل و رشد و صعود مى انديشد و در آن راستا گام بر مى دارد.
احاديث درباره رفاه اقتصادى دوران ظهور بسيار است ، و شايد از جمله مسائلى باشد كه
بيشترين تاءكيد بر آن شده است . و اين اهميت موضوع و نقش آن را در ساختن جامعه سالم
قرآنى مى رساند، و شايد پس از اصل عدالت دومين موضوعى باشد كه در آن دوران در
جامعه ها پديد مى آيد. و اين هر دو با يكديگر پيوندى ناگسستنى دارند، زيرا كه اجراى
دقيق عدالت براى از ميان بردن روابط ظالمانه و غاصبانه
آكل و ماءكولى است تا اقويا حق ضعيفان را نخورند و آنان را محروم نسازند. بنابراين ،
رفاه اقتصادى براى همه ، با اجراى اصل عدالت اجتماعى و بر پايى قسط قرآنى امكان
پذير است ، بلكه رفاه و بى نيازى از ميوه هاى درخت تناور
عدل است ، و امام با تحقق بخشيدن به اصول دادگرى و عدالت اجتماعى ، همگان را به
زندگى درست و سامان يافته مى رساند.
امام صادق عليه السلام :
... ان الناس يستغنون اذا عدل بينهم ....(122)
-.... مردمان بى نياز مى گردند آنگاه كه عدالت ميانشان حاكم باشد....
امام كاظم عليه السلام :
ان الله لم يترك شيئا من صنوف الاموال الا وقد قسمه ، واعطى
كل ذى حق حقه ، الخاصه و العامه ، و الفقراء و المساكين ، و
كل صنف من صنوف الناس ... فقال : لو عدل فى الناس لاستغنوا...(123)
- خداوند همه ثروتها را (از همه منابع در آمد) ميان مردم تقسيم كرده است ، و به هر كس
حقش را داده است : كارگزاران و توده مردم و بينوايان و تهيدستان و هر گروهى از
گروههاى مردم . سپس امام گفت : اگر عدالت اجتماعى برقرار شده بود همه مردم بى نياز
شده بودند....
بنابراين در سايه عدالت است كه به رفاه اقتصادى و بى نيازى مادى مى توان دست
يافت .
همچنين از نظر تعاليم اسلامى ، حاكميت اگر درست و اسلامى باشد و برنامه ها و
مجريانى قرآنى و اسلامى به كار گمارده شوند، محروميت و نيازمندى در جامعه باقى
نمى ماند، زيرا كه اصول عدل و حق اجرا مى گردد، و در پرتو آن اجراى
اصول ، همه مردم به رفاه و بى نيازى مى رسند.
امام على عليه السلام :
اما والذى فلق الحبه ، و برا النسمه ، او اقتبستم من معدنه ، و ادخرتم الخير من موضعه
، و اخذتم الطريق من وضحه ، و سلكتم من الحق نهجه ، لنهجت بكم
السبل ، وبدت لكم الاعلام ، و اضاء لكم الاسلام ، و اكلتم رغدا، و ما
عال فيكم عائل ، و لاظلم منكم مسلم و لامعاهد....(124)
- سوگند به خدايى كه دانه را (در دل خاك ) بشكافت ، و آدميان را آفريد، اگر علم را از
معدن آن اقتباس كرده بوديد، و خير را از جايگاه آن خواستار شده بوديد، و از ميان راه به
رفتن پرداخته بوديد، و راه حق را از طريق روشن آن پيموده بوديد، راههاى شما هموار مى
گشت ، و نشانه هاى هدايتگر پديد مى آمد، و فروغ اسلام شما را فرا مى گرفت ، و به
فراوانى غذا مى خورديد، و ديگر هيچ عائله مندى بى هزينه نمى ماند، و بر هيچ مسلمان و
غير مسلمانى ستم نمى رفت .
در پرتو حاكميت قرآنى و محمدى صلى الله عليه و آله و علوى عليه السلام امام مهدى
عليه السلام ، و با اجراى اصل عدالت اجتماعى كه سيره انكارناپذير آن امام بزرگ است
، تمام نابسامانيها سامان مى يابد، و نيازها برآورده مى گردد، و رفاه اقتصادى و
آسايش معيشتى بر تمام بخشها و زواياى زندگى خانواده بشرى پرتو مى افكند.
با اينكه موضوع رفاه اقتصادى از شاخ و برگهاى عدالت اجتماعى است ، در احاديث
جداگانه مطرح گرديده است . و اين اهميت موضوع را آشكار مى سازد.
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله :
يكون فى امتى المهدى ... يتنعم امتى فى زمانه نعيما لم يتتعموا مثله قط، البر و
الفاجر، يرسل السماء عليهم مدرارا، و لاتدخر الارض شيئا من نباتها.(125)
- در امت من مهدى قيام كند.... و در زمان او مردم به نعمتهايى دست مى يابند كه در هيچ
زمانى دست نيافته باشند.(همه ) نيكوكار و بدكار.
آسمان بر آنان ببارد و زمين چيزى از روييدنيهاى خود را پنهان ندارد.
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله :
يكون فى امتى المهدى .... و المال يومئذ كدوس ، يقوم
الرجل فيقول : يا مهدى اعطنى ، فيقول : خذ.(126)
-... در زمان مهدى عليه السلام ... مال همى خرمن شود. هر كس نزد مهدى آيد و گويد:
((به من مالى ده !))، مهدى بيدرنگ بگويد: ((بگير)).
امام على عليه السلام :
و اعلموا انكم ان اتبعتم طالع المشرق سلك بكم منهاج
الرسول ... و كفيتم مؤ ونه الطلب و التعسف ، و نبذتم
الثقل الفادح عن الاعناق ....(127)
-... بدانيد اگر شما از قيامگر مشرق (امام مهدى عليه السلام ) پيروى كنيد، شما را به
آيين پيامبر در آورد... تا از رنج طلب و ظلم (در راه دستيابى به امور زندگى ) آسوده
شويد، و بار سنگين (زندگى ) را از شانه هاتان بر زمين نهيد...
رفاه تا اين پايه و تاءمين سطح زندگى تا اين سطح ، آرمانى است الهى كه به دست
مبشر راستين عدل و انصاف و سعادت آسايش ، امام مهدى عليه السلام ، به پيدايى آيد.
امام على عليه السلام :
ثم يقبل الى الكوفه فيكون منزله بها، فلا يترك عبدا مسلما الا اشتراه و اعتقه ، و لا
غارما الا قضى دينه ، و لا مظلمه لاحد من الناس الا ردها، و لا
يقتل منهم عبد الا ادى ثمنه ، ديه مسلمه الى اهلها، و لا
يقتل قتيل الا قضى عنه دينه و الحق عياله فى العطاء، حتى يملا الارض قسطا و
عدلا....(128)
...سپس (امام مهدى ((عج ((- به كوفه ، در آيد، و در آنجا مسكن گزيند، و هر برده
مسلمانى را (در صورتى كه باقيمانده باشد) بخرد و آزاد كند و دين بدهكاران را
بپردازد، و مظلمه ها و حقهايى كه بر گردن كسان است (به صاحبان حق ) باز گرداند،
كسى كشته نشود مگر اين كه بهاى آن را (كه ديه است ) به صاحبانش تسليم كند، و آن
كس كه كشته شد بدهيش را بپردازد، و (زندگى ) خانواده او را تاءمين كند، تا سراسر
زمين را از عدل و داد بيآكند...
تاءمين زندگى و رفاه تا اين پايه است كه اگر از مسلمانان كسى هنوز در بردگى مانده
بود به دست امام خريده مى شود و آزاد مى گردد. اگر كسى بدهكارى داشت بدهى او
پرداخت مى شود. هر كس حقى و حقوقى از ديگران بر گردن داشت رد مى شود. اگر بنده
اى قصاص شد ديه او به صاحبش پرداخت . هر كس به
دليل جرمى به اعدام محكوم شد بدهكاريهاى او پرداخت مى شود، پس از اعدام وى زندگى
خانواده اش همسان و هم سطح ديگر مردم تاءمين مى گردد. و اينها همه براى اجراى عدالت
دقيق در سراسر آباديهاى زمين است . يعنى عدالت در آن دوران چنين مفهومى عميق و گسترده
و انسانى دارد، كه هر مشكل و ناهنجارى و گرفتارى را بر طرف مى سازد.
امام باقر عليه السلام :
و يعطى الناس عطايا مرتين فى السنة و يرزقهم فى الشهر رزقين ... حتى لاترى
محتاجا الى الزكاة و يجبئى اءصحاب الزكاة بزاكاتهم الى المحاويج من شيعته فلا
يقبلونها، فيصرونها و يدورن فى دروهم ، فيخرجون اليهم ، فيقولون : لاحاجُة لنا فى
دراهمكم ...فيعطى عطاء لم يعطه احد قبله .(129)
- (امام مهدى عليه السلام ، در سال دوبار به مردم
مال ببخشيد و در ماه دوبار امور معيشت بدانان دهد... تا نيازمندى به زكات باقى نماند. و
صاحبان زكات ، زكاتشان را نزد محتاجان آورند، و ايشان نپذيرند. و پس آنان زكات
خويش در كيسه هايى نهند و در اطراف خانه ها بگردند (براى دستيابى به محتاجى )، و
مردم بيرون آيند و گويند:
ما را نيازى به پول شما نيست ... پس دست به بخشش گشايد، چنانكه تا آن روز كسى
آنچنان بخشش اموال نكرده باشد.
امام صادق عليه السلام :
ان قائمنا اذا قام اشرقت الاءرض بنور ربها... و يطلب
الرجل منكم من يصله بماله و ياءخذ منه زكاتة ، فلا يجد اءحدا
يقبل منه ذلك و اءستغفى الناس بما رزقهم الله من فضله .(130)
هنگام رستاخير قائم ما زمين با نور خدايى بدرخشد... و شما به جستجوى اشخاصى بر
مى آييد كه مال يا زكات بگيرند، و كسى را نمى يابيد كه از شما
قبول كند، و مردمان همه به فضل الهى بى نياز مى گردند.
سطح زندگى در اين حد بسيار متعالى و آرمانى و رفاه اقتصادى تا اين پايه ، در دنياى
سراسر ظلم و جامعه هاى طبقاتى و سرشار از تضاد بر سر منافع و با روابط ظالمانه
استثمارى براى ما، قابل درك نيست ، ليكن وعده خدا است و تحقق خواهد يافت .
آيا چنين هدفى با اين بزرگى و عالم گسترى ، با شيوه هاى اخلاقى و پند و موعظه
پديد مى آيد، يا امام مهدى عليه السلام تنها با اعجاز و قدرت معنوى اين چگونگيها را در
زمين پديد مى آورد؟ يا شيوه هاى و روشهايى ويژه براى رشد ثروت و توليد كافى
كالاها به كار مى برد كه تاكنون نبوده است ؟
روشن است كه ايجاد رفاه اقتصادى در اين حد و براى يكايك افراد خانواده بشرى ، كارى
بزرگ و مشكلى بسيار عظيم است ، و به دشوارى مى توان تصور كرد كه در آن روزگار
چه مسائل و عواملى پديد مى آيد كه چنين زيستى نصيب انسانها مى گردد.
با مطالعه در وضعيت زندگى كنونى بشر و با بررسى دقيق منابع طبيعى و ذخاير
موجود در زمين و محاسبه استعداد انسان و محاسبه مقدار مصرف زائد و مسرفانه و تجملى
در اجتماعات مختلف بشرى به سه اصل دست مى يابيم :
1. منابع طبيعى و ذخاير زمين اين استعداد را دارد كه پاسخگوى مجموعه نيازهاى انسانها
باشد (در هر مقوله از مقولاتى كه در زندگى بدانها نيازى هست )، و كمبودها را برطرف
سازد و آدميان را به رفاه و آسايش و تاءمين معاش برساند.
2. محاسبه مقدار مصرف تجملى و مسرفانه اجتماعات بشرى (131) روشن مى سازد كه
اگر اين اسرافكاريها و شادخواريها به صورتى درست و اصولى مهار گردد، و با
انضباط و قانونى سازش ناپذير جلو عياشى و ريخت و پاشهاى زايد گروه اشراف
رفاه طلب و شادخوار گرفته شود، نيازهاى
كل بشريت برآورده مى شود و زندگى همگان در روى زمين تاءمين مى شود.
3. با بررسى استعداد خلاق و هوش مبتكر انسانى ، روشن مى شود كه انسانها مى توانند
در پرتو پيشرفت دانشها، به فور مولها و
اصول تازه اى دست يابند كه معاش آنان بهتر تاءمين شود، و نيازها و خواسته ها بيشتر
بر آورده گردد، و رفاه و آسايشى عمومى و همگانى پديد آيد. با توجه به اين سه
محور، امكان پديد آمدن دوران رفاه مطلق و تاءمين زندگى در سطحى متعالى براى همه
مردم روى زمين ، روشن مى گردد. در اين بخش از اين رساله ، به بررسى برخى از
علل و عواملى مى پردازيم كه ممكن است در رستاخيز قيام و انقلاب امام مهدى ((عج ))
به كار گرفته شود، و با تكيه بر آنها بودجه و مواد و منابع عظيم و كلان براى چنين
اقدامى عظيم تاءمين گردد، و در فروغ آن زندگى بشريت سامانى در خور يابد:
1- برقرارى عدالت اجتماعى
عدالت اجتماعى به معناى تعادل و توازن در كليه جريانهاى اقتصادى جامعه است ، و نظام
توليد و توزيع مصرف را در بر مى گيرد. عدالت به اين معنا، اگر گستره اى جهانى
يابد و دقيق و بى استثنا حدود آن مشخص شود و درست اجرا گردد.
تعادل و توازنى در كل جامعه بشرى پديد مى آورد كه آرمان همه عدالتخواهان الهى و
بشرى بوده است . در پرتو چنين عدالتى ، فاصله هاى اقتصادى به معناى اسراف و
تكاثر در بخشهايى و كمبود و محروميت در بخشهاى فراوان ديگر ريشه كن مى گردد. و
چنانكه در بخش نخست (132) ديديم ، اجراى
اصل عدالت موجب بى نيازى همگان است .
2- اجراى اصل مساوات
رعايت قاطع اصل مساوات نيز موجب تعديل ثروتها و برابرى در توزيع كالاها و مواد
مورد نياز همه مردم است ، و از تراكم و ذخيره سازى و كنز و اسرافكارى نزد طبقات و
گروههايى مانع مى گردد، و زمينه هاى اصلى كمبود و نيازمندى را بر طرف مى سازد.
در فصل بعد روشن خواهد شد كه با اجراى اصل مساوات نيازها بر آورده مى گردد، و
محتاج و تهيدست باقى نمى ماند. در اين باره چنين تعاليمى بر مى خوريم : و يسوى
بين الناس حتى لاترى محتاجا الى الزكاة :(133) (امام مهدى عليه السلام ) ميان مردم
(در تقسيم اموال ) به مساوات رفتار مى كند به طورى كه ديگر نيازمند و محتاجى يافت
نمى شود)).
و اين همان سطح متعالى زندگى و رفاه عمومى است كه زكات مورد مصرف نداشته باشد،
و همه چيز به همه مردم برسد. اين موضوع در
اصل ((مساوات )) روشن خواهد گشت .
3- عمران و آبادى زمين
عمران و آبادى زمين ، و بهره بردارى از امكانات آن تا سر حد امكان ، از ديگر اقدامات امام
است . اين كار، در دوران پيش از ظهور با همه پيشرفت علوم و تكنولوژى در همه زمينه ها
بطور كامل انجام نشده است . طبق نظر متخصصان ، بسيارى از زمينها
قابل عمران و آبادى و كشاورزى و توليد است ، بسيارى از آبها داراى استعداد ذخيره شدن
و بهره بردارى است ، و بسيارى از مناطق زمين متروك و رها شده مانده است ، و بسيارى از
مناطق به علت نفوذ سياستهاى استعمارى و ايجاد وابستگى و محروميت بطور
كامل از آنها بهره بردارى نمى شود، و سيستمهاى توليد و كشاورزيى بر آنها
تحميل مى گردد كه به سود طبقات محروم نيست ، بلكه براى كشورهاى سلطه طلب
سودمند است .
اين موضوع نيز از نظر متخصصان و آمار گيران ثابت است كه زمين استعداد اداره و تاءمين
چند برابر جمعيت كنونى را دارد به سه شرط:
الف - از همه امكانات بهره بردارى شود.
ب - از اسرافكارى و شادخوارى و كامروايى فزون از حد گروههايى اندك مانع گردند.
ج - تكنيكهاى دقيق علمى و فنى و متناسب با محيط و سرزمين ها به كار رود.
4- پيشرفت فنون
چنانكه در فصل ((تكامل علم و عقل )) در دوران ظهور خواهيم گفت ، علم و دانش بشر در
رستاخيز امام مهدى عليه السلام به تكامل نهايى مى رسد، و امام با برنامه ريزيهاى
دقيق كه از دانش بيكران الهى او برخاسته است ، همه مناطق زمين را آباد مى كند، و براى
تاءمين زندگى و ايجاد رفاه همگانى راه و روشهايى را عرضه مى كند كه آن روز براى
بشر ناشناخته بوده است . با توجه به اينكه راه اصلى رشد توليد و خود كفايى ،
بهره بردارى از علوم و فنون و تخصصهاى ويژه و طرحها و برنامه هاى ماهرانه است .
علوم و فنون بشرى در رستاخيز ظهور با علوم و فنون در دوران پيش از ظهور
قابل مقايسه نيست ، از اين رو، پيشرفتها و رشد توليد و سرمايه در آن دوران با هيچ
دوره ديگر همانند نيست . امام مهدى عليه السلام در همه زمينه ها به دانش بشر
تكامل مى بخشد. و چنانكه در علوم الهى و ماوراى طبيعى همه اشتباهات و جهلهاى بشرى را
بر طرف مى سازد و معيارهاى درست در شناخت مبداء و معاد را به انسان مى دهد، در علوم
مادى و تكنيكهاى رشد اقتصادى و سامانيابى زيست فيزيكى نيز راه و روشهايى شگفت
آور به انسانيت عرضه مى كند، و با شيوه هاى بسيار دقيق ، نظام توليد و بهره
بردارى از منابع طبيعى را رشدى توصيف ناپذير مى بخشد و بدينگونه
مشكل كمبودها و نارساييها را بكلى برطرف مى كند.
فاصله پيشرفت علمى و عقلانى و وضع دانش انسان در آن دوره با وضع كنونى ، بسى
افزونتر است از فاصله دانش امروز بشرى با دورانهاى گذشته تاريخ .
5- بارانهاى مفيد و پياپى
از علل و عوامل مهم و اساسى رشد توليد، بويژه در بخش كشاورزى - كه مادر توليد در
بخشهاى ديگر است - نزولات آسمانى و بارانهاى مناسب و به موقع است . طبق تعاليم
قرآن و احاديث پارسايى و نيكوكارى و احسان و بخصوص دادگرى موجب
نزول رحمتهايى الهى و وفور نزولات آسمانى است (134) و گناه بويژه ظلم در
روابط انسانى موجب خشكسالى و محروميت از رحمت الهى و قلت نزولات است . در دوران
ظهور چون نيكى و احسان و عدل و انصاف بر سراسر گيتى پرتو مى افكند، و روابط
انسانى بر اصل عدل و انصاف استوار مى گردد، و مردمان همه به نيكى و نيكوكارى و
پارسايى مى گرايند، و ظلم و ستم را يك سو مى نهند، از اين رو، شايسته
فضل بيشتر و رحمت بيشتر مى گردند، و بارش بارانهاى مناسب و به موقع سبب رشدى
وصف ناپذير در توليد خواهد گشت و بسيارى از مشكلات و كمبودها و نيازمنديها را
برطرف خواهد ساخت .
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله :
...يتنعم امتى فى زمن المهدى ((عج )) نعمة لم يتنعموا قبلها قط
يرسل السماء عليهم مدرارا و لا تدع الارض شيئا من نباتها الا اخرجته ...(135)
-... امت من در زمان (رستاخيز) مهدى عليه السلام به نعمتهايى دست يابند كه پيش از آن و
در هيچ دوره اى دست نيافته بودند. در آن روزگار، آسمان باران فراوان دهد، و زمين هيچ
روييدنى را در دل خود نگاه ندارد...
چون مردمان به تقوا و پارسايى روى مى آورند، خداوند بركات و بارانها را فرو مى
فرستد و خشكى و كم آبى در مناطق بسيارى بر طرف مى شود؛ و اين وعده الهى كه
درباره جامعه تقوا پيشگان مژده داده است آشكار مى گردد:
فقلت استغفروا ربكم انه كان غفارا. يرسل السماء عليكم مدرارا و يمددكم
باءموال و بنين و يجعل لكم جنات و يجعل لكم اءنهارا(136) سپس گفتم از
پروردگارتان آمرزش بخواهيد كه او آمرزنده است . تا از آسمان برايتان پى در پى
باران فرستد. و شما را به اموال و فرزندان مدد كند. و برايتان بستانها و نهرها
بيافريند.
امام على عليه السلام :
...و لو قد اقام قائمنا لانزلت السماء قطرها، و لاخرجت الارض نباتها...حتى تمشى
المراءة بين العراق الى الشام لا تضع قدميها الا على النبات ..(137)
-... چون قائم قيام كند، آسمان - چنانكه بايد - باران بارد و زمين گياه روياند... به
گونه اى كه زن ، از عراق در آيد و تا شام برود و جز بر زمينهاى سر سبز گام ننهد...
6- برنامه ريزى درست و از يك نقطه
چنانكه در آغاز اين فصل يادآور شديم عامل محروميت و عقب ماندگى اكثريت كشورها و
اجتماعات بشرى ، كشورهاى قدرتمند و سلطه طلب است . اگر سلطه طلبان از ميان
بروند و تقسيم جامعه بشرى به دو يا سه طبقه : پيشرفته و در
حال رشد و عقب مانده ، نفى شود و همه برنامه ريزيها و فكر و تخصصها و سرمايه ها و
مديريتها تا سر حد امكان بطور يكسان در همه مناطق زمين ، تقسيم گردد و تبعيض و
تفاوتى در كار نباشد، و جهان داراى مركزيتى يگانه و واحد شود كه بر اساس
عدل و مساوات به همه انسانها يكسان بنگرد، و تقسيم بنديهاى ظالمانه جامعه بشرى را
محو سازد، و همه امكانات طبق طبيعى مشكلات و نابسامانيهاى زندگى انسانها بر طرف مى
شود و رفاه و آسايش بر سراسر زمين سايه مى افكند.
امام باقر:
...القائم منا... تطوى له الارض ... فلا يبقى فى الاءرض خراب الا عمر...(138)
-... زمين براى قائم ما در هم پيچيده مى شود (و به لحظه اى از هر نقطه به نقطه ديگر
مى رسد)... و در زمين جاى ناآبادى باقى نمى ماند...
7 - بهره بردارى از معادن و منابع زيرزمينى
براى دستيابى به خود كفايى و رفاه در سطح جامعه بشرى ، شناسايى معادن و منابع
زيرزمينى و استخراج و بهره بردارى از آنها كارى ضرورى است ، و چاره اى جز اين نيست
كه از همه امكانات وطن انسان يعنى زمين بهره بردارى شود. بسيارى از ثروتها و مواد
لازم براى زندگى ، از معادن به دست مى آيد. اين معادن و مواد ديگرى كه براى بشر
امروزى شناخته شده نيست ، در دوران ظهور مورد بهره بردارى قرار مى گيرد
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله :
...و يظهر الله له كنوز الاءرض و معادنها...(139)
-... خداوند براى قائم عليه السلام گنجها و معادن زمين را آشكار مى سازد..
امام على عليه السلام :
...و تخرج له الاءرض اءفاليد كبدها و تلقى اليه سلما مقاليدها...(140)
-... زمين آنچه را در اعماق خويش دارد براى وى بيرون دهد، و همه امكانات و بركات خويش
را در اختيار او گذارد...
امام باقر عليه السلام :
...و تظهر له (القائم عليه السلام ) الكنوز...(141)
-... براى قائم ما گنجها آشكار مى گردد...
در دوران پيش از ظهور بسيارى از معادن شناخته شده است و بشر كنونى و آينده بسرعت
آنها را استخراج مى كند و در زندگى به كار مى گيرد. بنابراين از تاءكيد فراوان
احاديث بر موضوع معادن و آشكار شدن آنها براى امام قائم عليه السلام مى توان حدس
زد كه آنچه شناخته شده و قابل اكتشاف براى بشر كنونى است (به علت محدوديت دانش
بشرى نسبت به دوران ظهور و تكامل علم و عقل انسان با راهنمايى و تعليم معلم بزرگ
الهى حضرت مهدى عليه السلام ) بسيار ناچيز است ، و در دوران رستاخيز عظيم مواد و
معادنى شناخته و اكتشاف مى شود كه چهره زندگى ها را بكلى دگرگون مى سازد. و
بايد چنين باشد زيرا كه ايجاد رفاه براى كل جامعه بشرى كارى ساده نيست ، و سرمايه
هاى كلان و عظيمى لازم دارد. يكى از منابع تاءمين اين سرمايه ها معادن است و بايد از آنها
كاملا استفاده شود. با توجه به بيكرانى و فراوانى منابع و معادن زيرزمينى - بويژه
نسبت به بخشهاى ناشناخته آن براى امور بشر امروز - روشن مى گردد كه اين بخش از
منابع درآمد دولت حضرت مهدى عليه السلام ، سرمايه اى درخور و كار آمد دارد. و از اين
راه اگر همه مشكلات بشرى حل نشود بخشهاى عمده اى از آن را به سامانى در خور و
شايسته مى رساند.
مانع عظيم اكثريت اجتماعات بشرى امروز نبود شناخت و دانش كافى است ، يا برنامه
ريزيهاى حساب نشده و نادرست است و دوران ظهور، دوران سراسر آگاهى و شناختهاى
ناب و خالص است ، كه همه زواياى زندگى انسان را روشن مى سازد، و در برنامه
ريزيهاى فرهنگى ، هنرى ، فنى ، اجتماعى ، اقتصادى ، و... نقطه ابهام و عقب ماندگى
نمى ماند، و شيوه ها و روشهاى اصولى و درست و مقرون به صرفه و به سود انسان
ارائه مى شود، و زندگى در همه جاى زمين چهره اى زيبا و انسانى و سرشار از رفاه به
خود مى گيرد.
8 - بازپس گيرى ثروتهاى غصب شده
امام مهدى عليه السلام ، از راه ديگرى كه اهميت فراوانى برخوردار است نيز سرمايه هاى
بزرگ و كلانى به دست مى آورد، و از آن راه بودجه هنگفت سامان بخشيدن به جامعه
انسانى و ايجاد رفاه عمومى را تاءمين مى كند. امام با از ميان برداشتن جباران و طاغوتان
و سرمايه داران مانع اجراى عدالت ، پولها و سرمايه ها و همه امكانات آنها را كه از
راههاى نامشروع ، استثمار، غصب ، احتكار، ظلم ، تعدى ، و تجاوز، تصاحب به ناحق
اموال عمومى و انفال ، گرانفروشى ، ارزان خريدن مواد خام و كار و كالاى مردمان محروم
و... به دست آورده بودند، باز پس مى گيرد و در اختيار توده هاى محروم بشرى قرار مى
دهد.
بيگمان اقليتى از بشريت در تمام دوران پيش از ظهور، به ثروت اندوزيهاى كلان دست
يازيده اند، و سرمايه هاى كلانى در همه كشورهاى جهان كنز و گنج كرده اند، كه بخش
اعظم ثروتها و سرمايه هاى كشورها را تشكيل مى دهد و اينها همه از راههاى نادرست و
شيوه هاى استثمارى و ظالمانه ، روانه جيب عده اى خاص از افراد انسان شده است .(142) امام مهدى عليه السلام ، در رستاخيز ظهور، اين مالكيتهاى دروغين و صورى را
ابطال مى كند ((مهدى - عليه السلام - حق هر حقدارى را بگيرد و به او دهد، حتى اگر حق
كسى زير دندان ديگرى باشد، از زير دندان انسان متجاوز و غاصب بيرون كشد، و به
صاحب حق باز گرداند.))(143)
از جمله اموال عمومى كه غاصبانه به افرادى خاص داده شده است ((قطايع )) است
يعنى زمينهايى از اراضى خراجى ، كه از راه امتياز به نزديكان حكام داده مى شد. اين
اموال بذل و بخشش هايى است كه موجب تشكيل طبقه اى ممتاز در جامعه است . در دوران
گذشته پادشاهان و حكومتها به درباريان و اطرفيان خود قطعه زمينهايى پيشكش مى
كردند. و اين زمينها قطيعه و قطايع نام داشت ، و آغاز كار
تشكيل طبقه اى بود ثروتمند و وابسته به حكومتها و در كنار آنان ، و زمينه نابرابرى و
تبعيض طبقاتى . حكومتهاى فاسد و خودكامه با امتياز بخشى و جانبدارى عملى و قانونى
موجب مى گردند كه طبقات ممتازى در سرمايه رشد يابند، و منافع و
اموال عمومى را به سود خود به كار گيرند، و بر توان اقتصاد خود بيفزايند. اين
مسائل و نظاير آن در دوران ظهور نابود مى شود، و اين زمينها چون ديگر
اموال غصب شده به مردم باز مى گردد:
امام صادق عليه السلام :
اذا قام قائمنا اضمحلت القطائع فلا قطائع ...(144)
- چون رستاخيز قائم بيآغازد، قطايع از ميان مى رود و ديگر اقطاعى در ميان نخواهد
بود...
امروزه در كشورهاى دنيا، شيوه هاى درآمد - با اكثريت قاطع - نامشروع و ظالمانه است .
بيشتر درآمدهاى پولى با شيوه هاى ربوى است ، بسيارى از زمينها غصب شده است .
بسيارى از مبادلات بازرگانى با سودهاى زياد و غير منصفانه انجام مى گيرد، و يا با
انحصار گراييها و اعمال اجبارها و اضطرابهايى است كه همه مستلزم ظلم است ، و سود
حاصل از آن غصب و حق محرومان است . شركتهاى بزرگ با شيوه هاى انحصاراتى و بر
اساس ((بخس )) و كم بها دادن به كار و كالاى مردم ، پولهايى به دست مى آورند
كه حق ديگران است . تبانيها و قراردادهايى پنهانى صورت مى گيرد. و حقوق كارگر و
كشاورز پايين دست بسيار كمتر از حقشان پرداخت مى شود. كالاهايى توليد مى شود و از
آن راه درآمدهايى تحصيل مى گردد كه به زيان جامعه و مردم است . و اينها نيز درآمدهاى
بزرگ و ظالمانه اى است كه رايج است و بدينسان است ديگر به خزانه دولت حق و
عدل باز مى گردد و به مصرف اصلى مى رسد.
9 - استفاده از همه اموال
(اموال عمومى ، خصوصى )
امام مهدى عليه السلام براى پيش برد اهداف انقلاب - طبق تعبير برخى از احاديث - از همه
اموال خصوصى و عمومى بهره گيرد.
در احاديثى آمده است كه همه اموال دنيا نزد امام مهدى عليه السلام گرد مى آيد، و امام آنها
را ميان مردمان طبق قانون عدل و بر اساس نياز و رسيدن به رفاه و بى نيازى تقسيم مى
كند:
امام باقر عليه السلام :
...و تجمع اليه (القائم ) اءموال الدنيا من بطن الاءرض و ظهرها،
فيقول للناس : تعالوا الى ما قطعتم فيه الارحام و سفكتم فيه الدماء الحرام ، و ركبتم
فيه ما حرم الله عزوجل ...(145)
-... همه اموال جهان ، در نزد مهدى موعود عليه السلام گرد آيد، آنچه در
دل زمين است و آنچه بر روى زمين ، آنگاه مهدى به مردمان بگويد: ((بيائيد! و اين
اموال را بگيريد! اينها همان چيزهايى است كه براى به دست آوردن آنها قطع رحم كرديد
و خويشان خود را رنجانديد، خونهاى بناحق ريختيد، و مرتكب گناهان شديد، بياييد و
بگيريد!.(146)
|