308- قرآن در مورد حضرت عيسى عليه السلام مى فرمايد:...انى اخلق لكم من الطين
كـهـيـئة الطـيـر فـاءنـفـخ فيه فيكون طيرا باذن الله و ابرى ء الاكمه و الابرص و احى
المـوتـى بـاذن الله و اءنـبـئكـم بـمـا تـاءكـلون و مـا تدخرون فى بيوتكم .... سوره
آل عـمـران ، آيـه 49.
309- غـيـبـت شيخ طوسى ، ص 1398 و بحارالانوار، ج 25، ص
329.
310- سوره نساء، آيه 59.
311- غيبت شيخ طوسى ، ص 172 و بحارالانوار، ج 53، ص 179.
312- قـرآن كـريم از مردم باايمان به (اصحاب يمين ) تعبير مى كند و از كافران
بـه (اصحاب شمال )، بنظر مى رسد حضرت مهدى عليه السلام به اين واقعيت اشاره
دارد.
313- اين فراز، ممكن است اشاره به (جعفر كذاب ) و يا(خليفه جنايتكار عباسى )
باشد.
314- در ايـنـجـا آن حـضرت ، اشاره به غصب حق فاطمه عليه السلام و ستم در حق او و
نشاختن مقام و عظمت او مى نمايد.
315- غيبت شيخ طوسى ، ص 171 و بحارالانوار، ج 51، ص 327.
316- غيبت شيخ طوسى ، ص 188 و بحارالانوار، ج 51، 324.
317- بـا ايـنـكه حضرت مهدى عليه السلام مى توانست خودش دعا كند و بى درنگ شفا
بخشد، اما دلها را متوجه كربلا ساخت . در روايت صحيح آمده است كه :(خداوند، سرزمينها
و مكانهاى مقدسى دارد كه دوست مى دارد در آنجا خوانده شود... و از جمله آنها كنار قبر منور
حسين عليه السلام است .)
318- غيبت شيخ طوسى ، ص 188 و بحارالانوار، ج 51، ص 323.
319- غيبت شيخ طوسى ، ص 184 و بحارالانوار، ج 51، ص 321.
320- غيبت شيخ طوسى ، ص 179، و بحارالانوار، ج 51، ص 316.
321- غـيـبـت شـيـخ طـوسـى ، ص 291 كـه ايـنـطـور آمـده :(عـليـكـم ). امـا در
اكـمـال الديـن ، ج 2، ص 484 و بـحارالانوار، ج 53، ص 181، اينطور آمده است :(و انا
حـجـة الله عـليـهـم ). و در احـتـجـاج طـبـرسـى ، ج 2، ص 470 و
وسـائل الشـيـعـه ، ج 18، ص 101، نـه اولى آمده و نه دومى ، همينطور است :(و انا حجة
الله ).
322- اكمال الدين ، ج 1، ص 253، و بحارالانوار، ج 52، ص 92.
323- اكمال الدين ، ج 1، ص 207، و بحارالانوار، ج 52، ص 92.
324- الامامه ، احمد محمود صبحى ، ص 413، رجوع شود به : معجم احاديث الامام المهدى
عليه السلام ج 3، ص 7.36
325- اكـمـال الديـن ، ج 2، ص 485، غـيـبـت شيخ طوسى ، ص 177، و بحارالانوار، ج
52، ص 92.
326- جـامـع صـغـيـر، ج 2، ص 189، ذخـايـر العـقـبـى ، ص 17، مـنـتـخـب كـنـز
العمال ، ج 5، ص 92، فرائد السمطين ، ج 2، ص 241، بحارالانوار، ج 27، ص 309،
الصـواعـق المـحـرقة ، ص 185و معجم احاديث الامام المهدى عليه السلام ، ج 5، ص 74، و
دهها منبع ديگر....
327- مـسـتـدرك الصـحـيـحـين ، ج 2، ص 448، رجوع شود به معجم احاديث الامام المهدى
عليه السلام ، ج 5، ص 74.
328- الصواعق المحرقه ، ص 150 و معجم احاديث الامام المهدى عليه السلام ، ج 5، ص
74.
329- الصـواعـق المـحـرقه ، ص 150، بحارالانوار، ج 27، ص 310، ذخائر العقبى ،
ص 17، اسعاف الراغبين ، ص 144، فرائد السمطين ، ج 2، ص 253، و بحارالانوار، ج
27، ص 309.
330- مجمع البيان ذيل آيه 16 از سوره نحل و بحارالانوار، ج 24، ص 67 و 308.
331- اكـمـال الديـن ، ج 2، ص 485، غيبت شيخ طوسى ، ص 177، احتجاج طبرسى ، ج
2، ص 471، بـحـارالانـوار، ج 52، ص 92، و مـعجم احاديث الامام المهدى عليه السلام ، ج
4، ص 294.
332- فـرائد السـمـطـيـن ، ج 1، ص 45، يـنـابـيـع المـودة ، ص 21،
اكـمـال الديـن ، ج 1، ص 207، احـتـجاج ، ج 2، ص 317، و بحارالانوار، ج 23، ص 5، و
معجم احاديث الامام المهدى عليه السلام ، ج 5، ص 270.
333- اكـمـال الديـن ، ج 1، ص 206، فـرائد السـمـطـيـن ، ج 2، ص 253، بـصـائر
الدرجات ، ص 63 و بحار الانوار، ج 26، ص 248.
334- اكمال الدين ، ج 2، ص 205، و بحار الانوار، ج 27، ص 309.
335- اكمال الدين ، ج 2، ص 202، و بحار الانوار، ج 23، ص 5.
336- اكـمـال الدين ، ج 1، ص 204، بحار الانوار، ج 23، ص 29، و معجم احاديث الامام
المهدى عليه السلام ، ج 1، ص 489.
337- اكمال الدين ، ج 1، ص 204، و بحار الانوار، ج 23، ص 37.
338- اكمال الدين ، ج 1، ص 202 و بحار الانوار، ج 23، ص 24.
339- اكـمـال الدين ، ج 1، ص 202، اصول كافى ، ج 1، ص 170، غيبت نعمانى ، ص
139، و بحار الانوار، ج 23، ص 34.
340- سوره انفال ، آيه 33.
341- سوره نساء، آيه 59.
342- علل الشرايع ، ص 52 و بحار الانوار، ج 23، ص 19.
343- (عمان ) همان كشورى است كه اينك به سلطنت عمان شهرت دارد.
344- الفوائد الرجاليه ، معروف به رجال بحرالعلوم ، ج 1، ص 220.
345- رجال بحر العلوم ، ج 2، ص 220.
346- احـتجاج طبرسى ، 2، ص 497، بحارالانوار، ج 53، ص 175و معجم احاديث الامام
المهدى (ع )، ج 4، ص 460.
347- سوره اعراف ، آيه 172.
348- بحارالانوار، ج 44، ص 139.
349- سوره مائده آيه 33 و 34.
350- بـحـار الانـوار، ج 53، ص 176 و مـعـجم احاديث امام مهدى عليه السلام ، ج 4 ص
462
351- بحارالانوار، ج 53، ص 34.
352- سوره بقره ، آيه 87 و 253.
353- بحارالانوار، ج 52، ص 77 ـ 1.
354- نجم الثاقب ، ص 375، چاپ مسجد مقدس جمكران .
355- براى نمونه : 1ـ تبصرة الولى فيمن راءى القائم المهدى ، سيدهاشم بحرانى
2ـ تـذكرة الطالب فيمن راءى الامام المهدى الغائب ، ميثمى عراقى 3ـ دارالسلام فيمن فاز
بـسـلام الامـام ، مـرحـوم نـورى 4ـ بـدائع الكـلام فـيـمـن اجـتـمـع بـالامـام ، سـيـد
جـمـال الديـن مـحمد طباطبايى 5ـ البهجة فيمن فاز بلقاء الحجة ، ميرزا محمد نقى الماسى
اصفهانى 6ـ العبقرى الحسان ، على اكبر نهاوندى .
356- بحارالانوار، ج 52، ص 178.
357- شـهـرى است در پانزده كيلومترى كربلا كه اينكه به منطقه هنديه معروف است و
در آن روزگـار، زائران بـوسـيـله قـايـق از كـربـلا بـه سـوى نـجـف از(طـويرج ) مى
گذشتند.
358- آيت الله سيدمهدى قزوينى ، از علماى بزرگ و پرواپيشه آن عصر بوده است .
359- بحارالانوار، ج 52، ص 239.
360- (هـرقـل ) نـام روستايى در منطقه حله بود و (حله ) شهرى است در عراق كه
در 40 كيلومترى كربلا است .
361- خليفه خودكامه عباسى آن روز(مستنصر) بوده است .
362- بحارالانوار، ج 52، ص 61.
363- بحارالانوار، ج 52، ص 70.
364- بحارالانوار، ج 52، ص 175.
365- (جنة الماءوى ) در آخر جلد 53 بحارالانوار چاپ شده است .
366- مسجد بزرگ و پربركتى است در شهر كوفه كه تا نجف فاصله چندانى ندارد.
اميرمؤ منان عليه السلام در اين مسجد نماز مى خواند و همانجا هم به شهادت رسيد.
367- جنة الماءوى (بحارالانوار، ج 53، ص 240).
368- آن روزهـا عـراق جـزو دولت عثمانى بود و(احمد پاشا) بر ضد حكومت مركزى
سركشى مى كرد.
369- جنة الماءوى (بحارالانوار، ج 53، ص 283) حكايت 44.
370- جنة الماءوى ، داستان 24، چاپ شده در بحارالانوار، ج 53، ص 288.
371- مـسـجـدى است نزديك قم كه به دستور امام عصر عليه السلام ساخته شده است و
مردم دسته دسته بدانجا مى روند و نماز بجاى آورده و براى برآورده شدن حاجات خويش
به حضرت ولى عصر (ارواحنا فداه ) توسل مى جويند.
372- كتاب (پاسخ به ده پرسش )، آيت الله صافى دامت بركاته .
373- سوره بقره ، آيه 282.
374- بـه نـقل ابن شهر آشوب ،(سليمان بن مهران اعمش ) از اصحاب خاص حضرت
صادق عليه السلام بود.
فـقـيـه فرزانه و رجالى توانا، حضرت آيت الله العظمى خوئى مى گويد:(يكفى فى
الاعـتـمـاد عـلى روايـتـة ، جـلالتـه و عـظـمـتـه عـنـد الصـادق عـليـه السـلام ) مـعـجـم
رجال الحديث ، ج 8، ص 281.
يـعـنى : در اعتماد به روايات او همين بس كه نزد امام صادق عليه السلام داراى شخصيت و
عظمت گرانقدرى بوده است .
عـلامـه مـامقانى مى نويسد:(وى در آخرين روزهاى زندگى خويش به سختى مريض بود.
ابـن شـبـرمـة ابـوليـلى و ابـوحـنـيـفـه سـه تـن از شـخـصـيـتـهـاى عـلمـى
اهـل سـنـت ، بـه عـيـادت او رفـتـنـد. ابـوحـنـيـفـه بـه وى گـفـت :
(حال كه آخرين لحظات زندگى خويش را طى مى كنى ،اى كاش از احاديثى را كه درباره
عـلى عـليـه السلام نقل مى كردى ، مانند(انا قسيم الجنة و النار) و...، توبه مى كردى
)
سليمان اعمش به شدت عصبانى شد و گفت :(اى يهودى ! با چه جراءتى با من اين چنين
سخن مى گويى ؟ قسم بخداوندى كه اينك به سوى او مى شتابم او موثق ترين اساتيد
شنيدم كه على عليه السلام فرمود: فرداى قيامت كار تقسيم بهشت و جهنم به دست من است .
و من به آتش فرمان مى دهم كه دوستان مرا آزار مده و آنان را رها ساز و دشمنان مرا به كام
خويش فرو بر....) تنقيح المقال ، ج 2، ص 66.
جـهـت آگـاهـى بـيشتر مراجعه شود به : اتقان المقال ، ص 194، اعيان الشيعه ، ج 7، ص
315، جـامـع الرواة ، ج 2، ص 439، مـنـتهى المقال ، ص 156، تهذيب التهذيب ، ج 4 ص
195، تـهـذيـب الكـمـال ، ج 12، ص 76، الجـرح و
التـعـديـل ، ج 4، ص 146، سـير اعلام النبلاء، ج 6، ص 226 و الوافى بالوفيات ، ج
15، ص 429.
375- بحار الانوار، ج 45، ص 402، يعنى : زائران امام حسين (ع ) در شب جمعه از آتش
سوزان جهنم در امان هستند. آنان تا روز واپسين قيامت از آتش در امان مى باشند.
376- يـعـنـى هـر كس در شب جمعه امام حسين (ع ) را زيارت كند، همواره از هراسها در امان
است .
377- نجم الثاقب ، داستان 31 و بحار الانوار، ج 53، ص 315.
378- بحارالانوار، ج 53، ص 175.
379- مصدر ياد شده .
380- بحارالانوار، ج 53، ص 177.
381- مصدر ياد شده .
382- در روايـتـى از امـام رضـا (ع ) آورده انـد كـه :(خـضـر عليه السلام از آب حيات
نـوشـيـده و ايـنـك زنـده است و تا روز رستاخيز و دميده شدن صور، زنده خواهد بود. او هر
سال در مراسم حج حاضر مى گردد و در عرفه مى ايستد و به دعاى مردم با ايمان آمين مى
گـويـد و خـداوند بوسيله او و همراهى او تنهايى قائم ما را در دروان غيبتش ، برطرف مى
كند و او به قائم ما مى پيوندد.) اكمال الدين ، ج 2، ص 390.
و از حضرت صادق (ع ) آورده اند كه (...اما آن بنده صالح خدا(خضر) خداوند، عمر او
را نـه بـخـاطـر رسـالتـش طـولانـى گـردانـيـد و نـه بـخـاطـر كـتـابـى كـه بـدو
نـازل كـند و نه بخاطر اينكه بوسيله او و شريعت او، شريعت پيامبران پيش از او را نسخ
كند و نه بخاطر امامتى كه بندگانش بدو اقتدا نمايند و نه بخاطر طاعتى كه خدا بر او
واجـب سـاخـتـه بـود، بـلكـه ، خـداى جـهـان آفـريـن ، بـدان
دليـل كه اراده فرموده بود عمر گرامى قائم (ع ) در دوران غيبت او بسيار طولانى سازد و
مـى دانـسـت كـه بـنـدگـانـش بـر طـول عـمـر او، ايـراد و
اشـكـال خـواهند نمود، به همين جهت عمر اين بنده صالح خويش (خضر) را طولانى ساخت
كـه بـدان اسـتـدلال شـود و عـمـر قـائم (ع ) بـدان تـشـبـيـه گـردد و بـديـنـوسـيـله
اشـكـال و ايـراد دشـمـنـان و بـدانـديـشـان بـاطـل گـردد...)
اكمال الدين ، ج ، 3، ص 357 و بحار الانوار، ج 51، ص 223.
383- سوره عنكبوت ، آيه 14.
384- تفسير برهان ، ذيل آيه شريفه و اكمال الدين ، ج 2، ص 523.
385- اكـمـال الديـن ، ج 1، ص 322 و 524 و مـعـجم احاديث الامام المهدى (ع )، ج 3، ص
192.
386- سوره صافات ، آيه 144 ـ 142.
387- تفسير كشاف ، ج 3، ص 311. چاپ دارالمعرفة ـ بيروت
388- تفسير بيضاوى ج 3، ص 471. چاپ مؤ سسه اعلمى ـ بيروت .
389- مـرحـوم صـدوق ، در سـال 381 از دنـيـا رفـت و سـاخـتمان موجود بر آرامگاه او در
سـال 1238 تـجـديد و تعمير گشت و در همين تاريخ جسد او را تر و تازه يافتند. براى
تـوضـيـح بـيـشـتـر بـه (روضات الجنات ) خوانسارى ،(قصص العلماء) تنكابنى
و(تنقيح المقال ) مامقانى مراجعه شود.
390- مـجـله مـصـرى المـقـتـطـف ، در شـمـاره سـوم
سـال 1379 هـجـرى قـمرى در مقاله اى تحت عنوان :(آيا انسان مى تواند در دنيا جاودانه
شود؟)
391- امـام صـادق (ع 9 فـرمـود:(در زمـان نـوح ، مـردم 300
سال عرم مى كردند) اكمال الدين ، ج 2، ص 523.
392- جـهـت اطلاع بيشت و دقيقتر رجوع شود به : كتاب گرانسنگ (خورشيد مغرب )،
ص 240، تاءليف دانشمندان و نويسنده فرزانه و معاصر، محمد رضا حكيمى و كتاب (او
خواهد آمد)، ص 89، هم چنين كتاب امام مهدى (ع ) حماسه از نور) از شهيد صدر،(نويد
امن و امان ) و (امامت و مهدويت )9 از آيت اله صافى ،(دير زيستى حضرت مهدى (ع ) از
مـهـدى كـامران ، (منتظر جهان و راز طول عمر) از سيد احمد علم الهدى ،(چند مقاله ) از
عـلامـه طـبـاطـبـائى ، (مـهـدى (ع ) رهـبـر بـزرگـتـريـن انـقـلاب جهان ) از حسن شجاعان
و(طول عمر امام زمان (ع ) از على اكبر مهدى پور.
393- بـراى تـوضـيـح بـيـشـتـر بـه : اكـمـال الدين ، ج 2، ص 523 به بعد و كتاب
بحارالانوار، ج 51، ص 225 به بعد مراجعه شود.
394- فـايـة الاثـر، ص 463، اكـمال الدين ، ج 2، ص 378، بحارالانوار، ج 51، ص
151 و معجم احايث الامام المهدى عليه السلام ، ج 4، ص 186.
395- غـيبت شيخ طوسى ، ص 262 و كافى ، ج 1، ص 368، بحارالانوار، ج 53، ص
103 و معجم احاديث الامام المهدى عليه السلام ، ج 3، ص 260.
396- غيبت شيخ طوسى ، ص 262 و كافى ، ج 1، ص 368، بحار الانوار، ج 53، ص
103 و معجم احاديث الامام المهدى عليه السلام ، ج 3، ص 377.
397- غـيبت طوسى ، ص 262 و كافى ، ج 368، بحارالانوار، ج 52، ص 103 و معجم
احاديث الامام المهدى عليه السلام ، ج 3، ص 379.
398- اكـمـال الديـن ، ج 2، ص 644، فـرائد السـمـطـيـن و مـنـتـخـب الاثـر، ص 496،
بحارالانوار، ج 52، ص 122 و معجم احاديث الامام المهدى عليه السلام ، ج 4، ص 249.
399- اكـمال الدين ، ج 2، ص 645، بحار الانوار، ج 52، ص 123 و معجم احاديث الامام
المهدى عليه السلام ، ج 3، ص 75.
400- اكـمـال الديـن ، ج 2 ص 338، بـحارالانوار، ج 52، ص 146 و معجم احاديث الامام
المهدى عليه السلام ج 3، ص 403.
401- كافى ، ج 1، ص 336، بحارالانوار، ج 51، ص 150 و معجم احاديث الامام المهدى
عليه السلام ، ج 4،ص 138.
402- سوره عنكبوت ، آيه 3 ـ 5.
403- سوره نساء، آيه 165.
404- اكمال الدين ، ج 2 ص 352، بحارالانوار، ج 52، ص 148.
405- كـافـى ، ج 1، ص 337، اثبات الهداة ، ج 7، ص 31 و بحارالانوار، ج 53، ص
187.
406- بحارالانوار، ج 7، ص 59 و ج 52، ص 279.
407- كشف الغمه ، ج 3، ص 534، باب 4 و بحارالانوار، ج 52، ص 235.
408- غـيـبـت نـعـمـانـى ، ص 282، اثـبـات الهداة ، ج 7، ص 31 و عقد الدرر، ص 65 و
بحارالانوار، ج 52، ص 290.
409- بحارالانوار، ج 52، ص 220.
410- اكمال الدين ، ج 2، 525 و 526.
411- ارشاد مفيد، ص 356 و بحارالانوار، ج 52، ص 220.
412- مستدرك الصحيحين ، ج 4، ص 464، سنن ابن ماجه ، ج 2، ص 1366 باب خروج
المهدى عليه السلام و معجم احاديث الامام المهدى عليه السلام ، ج 1، ص 382.
413- كـلام ابـن كـثـيـر ار سـيـوطـى در كـتـابـش : العـرف الوردى فـى
احوال المهدى ، ص 60، آورده است .
414- كـنـزالعـمـال ، ج 6، ص 68 و مـعـجم احاديث الامام المهدى عليه السلام ، ج 3، ص
79.
415- مـلاحـم ابن طاووس ، ص 104 و معجم احاديث الامام المهدى عليه السلام ، ج 3، ص
270.
416- الزام الناصب ، ج 2، ص 205، عقد الدرر، ص 97 و معجم احاديث الامام المهدى ، ج
3، ص 97.
417- اكـمال الدين ، ج 2، ص 655 و معجم احاديث الامام المهدى عليه السلام ، ج 3، ص
251.
418- غـيـبـت نعمانى ، ص 271، غيبت شيخ طوسى ، ص 270، عقدالدرر، ص 65 و 66،
سنن دارقطنى ، ج 2، ص 65 و معجم احاديث الامام المهدى عليه السلام ، ج 3، ص 252.
419- غـيـبت نعمانى ، ص 272، اكمال الدين ، ج 2، ص 655 و معجم احاديث الامام المهدى
عليه السلام ، ج 3، ص 251.
420- سوره نساء، آيه 65.
421- سوره فرقان ، آيه 48.
422- سوره فاطر، آيه 9.
423- سوره انعام ، آيه 6.
424- سوره حجر، آيه 22.
425- سوره عنكبوت ، آيه 63.
426- سوره ق ، آيه 9.
427- سوره انفال ، آيه 11.
428- سوره مومنون ، آيه 18.
429- الزام النـاصـب ، ج 2، ص 159 و مـعجم احاديث الامام المهدى عليه السلام ، ج 4،
ص 79.
430- عـقـدالدرر،ص 63، بـاب 4 و مـعـجم احاديث الامام المهدى عليه السلام ، ج 3، ص
21 از منابع متعدد.
431- عـقـدالدرر، ص 65، غـيـبـت شـيـخ طـوسـى ، ص 267، غـيـبـت نعمانى ، ص 278،
اكـمـال الديـن ، ج 2، ص 655، بحارالانوار، ج 52، ص 207، و معجم احاديث الامام المهدى
عليه السلام ، ج 3، ص 440.
432- بـحـار الانـوار، ج 52، ص 274. در مـخـتـصـر بـصـائر الدرجـات ص 199 و
بحارالانوار، ج 3، ص 84 از حضرت امير عليه السلام آورده كه :
فيقتل يومئذ فيما من المشرق و المغرب ثلاثة آلاف من اليهود و النصارى .)
به هنگام ظهور، سه هزار يهودى و نصارى در شرق و غرب عالم به كام مرگ مى روند.
ظاهرا عدد(سه هزار) كنايه از كثرت آمار كشته شدگان است به تعيين مقدار آنان .
433- سوره انبيا، آيه 15.
434- اكمال الدين ، ج 2، ص 655، و بحارالانوار، ج 52، ص 207.
435- اكمال الدين ، ج 2، ص 656 و بحارالانوار، ج 52، ص 113 و 207.
436- نام يكى از بلاد بحرين است .
437- (ابـله ) نام محله اى است در چهار فرسخى بصره كه اكنون جز شهر گرديده
است .
438- نـام يكى از دره هاى شهر افكان است كه منسوب به يعلى بن محمد است . مراصد
اطلاع ، ج 1، ص 100، و ج 2، ص 844.
439- نام محله اى است در شهر لبيد. مراصد اطلاع ، ج 2، ص 661.
440- نـام يـكـى از بـخشهاى بطيحه است كه ميان واسط و بصره قرار گرفته است .
مراصد اطلاع ، ج 1، ص 204، و 320.
441- ظـاهـرا صـحـيح آن تاران است كه اسم يكى از جزائر درياى سرخ است . مراصد
اطلاع ، ج 1، ص 249.
442- الزام الناصب ، ج 2، ص 189 ـ 191.
443- اكـمال الدين ، صدوق ، ج 2، ص 649، غيبت طوسى ، ص 267، با اندك تفاوت
در ترتيب علائم پنجگانه و بحارالانوار، ج 52، ص 203.
444- اكمال الدين ، ج 2، ص 650 و بحار الانوار، ج 52، ص 204.
445- غيبت نعمانى ، ص 252 و 257، و بحارالانوار، ج 52، ص 233.
446- غـيـبت شيخ طوسى ، ص 266 و بحارالانوار، ج 52، ص 288. در روايت ديگرى
بدين صورت آمده است كه :(يسمع كل قوم بلسانهم .) بحارالانوار، ج 52، ص 205 و
ص 244.
447- سوره اسراء، آيه 85.
448- اكمال الدين ، ج 2 ص 650 و بحارالانوار، ج 52، ص 204.
449- غـيـبـت شـيـخ طـوسى ، ص 266، اكمال الدين ، ج 2، ص 652 و بحارالانوار، ج
52، ص 288.
در يـك نـسـخـه آمـده است كه :(حق در راه و رسم عثمان و پيروان اوست ....) كه بنظر مى
رسد منظور از عثمان ، همان سفيانى باشد چرا كه نام پليد او(عثمان بن عنبسه ) است .
450- غـيـبـت نـعـمـانـى ، ص 254، بـاب 14، روايـت 13، عـقـداالدرر، ص 105 و
بحاراالانوار، ج 52، ص 230.
451- غيبت نعمانى ، ص 255 و بحارالانوار، ج 52، ص 230.
452- بحاراالانوار، ج 52، ص 285.
453- سوره نحل ، آيه 1.
454- غيبت طوسى ، ص 268 و بحاراالانوار، ج 52، ص 289.
455- غيبت نعمانى ، ص 244، باب 14، روايت 28 و بحاراالانوار، ج 52 ص 294.
456- الزام الناصب ، ج 2، ص 200.
457- بـحـاراالانـوار، ج 52، ص 186، عـقدالدرر، ص 74، باب 4 و معجم احاديث الامام
المهدى (عليه السلام )، ج 1، ص 481.
458- الزام الناصب ، ج 2، ص 180.
459- شهرى است در يمن .
460- جزيره اى بزرگ در بحرين .
461- قريه اى است در شرق غوطه .
462- باغهايى كه دمشق را احاطه كرده اند.
463- شهرى كه ميان دمشق و حلب ، واقع شده است .
464- شهرى است بزرگ از نواحى سودان .
465- شهرى است بين بصره و كوفه .
466- شهرى در كنار رود فرات .
467- شهرى در سوريه .
468- شهرى است بر سر جاده موصل به شام .
469- شهرى است در منطقه شمال عراق .
470- سوره اسراء، آيه 81.
471- بـحـارالاءنـوار، ج 52، ص 205.(ذات قـرار) در روايـت ، مـسـجـد كـوفه است
،(معين ) نهر فرات .
472- غيبت نعمانى ، ص 279 و بحارالانوار، ج 52، ص 237.
473- سوره نساء، آيه 47. تاءويل آيه ، مورد نظر است .
474- غيبت شيخ طوسى ، ص 273 و بحارالانوار، ج 52، ص 215.
475- غيبت نعمانى ، ص 300 و بحارالانوار، ج 52، ص 248.
476- غيبت نعمانى ، ص 300، و بحارالانوار، ج 52، ص 249.
477- غيبت نعمانى ، ص 305، عقدالدرر، ص 53 و بحارالانوار، ج 52، ص 216.
478- (حـرسـتـا) نـام مـنـطـقـه بـزرگ و آبـادى در اطـراف دمـشق است كه بر سر راه
(حمص ) مى باشد. معجم البلدان .
479- بحارالانوار، ج 52، ص 273.
480- ظاهر اين است كه (خزيمه ) فرمانده سپاه سفيانى خود در قرارگاه مدينه مى
ماند و گروهى را براى دستگيرى امام عصر (عليه السلام ) به مكه مى فرستد.
481- سوره سباء، آيه 51. على بن ابراهيم در تفسير خود از امام باقر (عليه السلام
) ذيـل ايـن آيـه شـريفه روايتى آورده است كه مى فرمايد:(ولوترى اذ فزعوا فلافوت
.) من الصوت و ذلك الصوت من السماء:(واخذوا من مكان قريب .) من تحت اقدامهم ، خسف
بهم .)
482- عقد الدرر، ص 93 و بحار الانوار ج 52 ص 253
483- غيبت نعمانى ص 306 و بحار الانوار ج 52 ص 254.
484- فـتـن ابـن حماد ص 89 عقدالدرر ص 54 باب 4 و معجم احاديث الامام المهدى عليه
السلام ح 1 ص 422.
485- جـهـت اطلاع كامل رجوع شود به : معجم احاديث الامام المهدى عليه السلام ج 1، ص
400 ـ 424
486- بـه اعـتـبـار ايـنـكـه از نسل بنواميه است و آنان خود را پسر عموهاى بنى هشام مى
پندارند.
487- بحارالانوار ج 52، ص 388 و معجم احاديث الامام المهدى عليه السلام ، ج 3، ص
316.
488- عقدالدررص 133 و معجم احاديث الامام المهدى عليه السلام ج 1، ص 505.
489- عقد الدررص 85و معجم احاديث الامام المهدى عليه السلام ج 3، ص 313.
490- سوره يس آيه 82
491- الزام الناصب ، ج 2، ص 259 و بحارالانوار ج 53 ص 10.
492- بحار الانوار ج 52 ص 232 و غيبت نعمانى ، ص 255 باب 14 ح 13.
493- در قـرآن از زبـان مـوسـى خـطـاب بـه خضر مى خوانيم كه :(اقتلت نفسا زكية
...؟) آيا بيگناهى را كشتى ؟ سوره كهف آيه 74.
494- بـحـارالانـوار ج 52 ص 307 بـه نـقـل از
اكمال الدين ج 2 ص 330
495- بـحـارالانـوار ج 52 ص 192 بـه نـقـل از
اكمال الدين ج 2 ص 649
496- بـحـارالانـوار ج 52 ص 203 بـه نـقـل از
اكمال الدين ج 2 ص 649 غيبت طوسى ص 271.
497- رجوع شود به : غيبت نعمانى ، ص 228، باب (كونه عليه السلام ابن سبية ،
اى خيرة الاماء).
در غـيـبـت نـعـمـانـى از ابـوالصباح نقل نموده كه خدمت امام صادق (عليه السلام ) رسيدم و
حضرت فرمود:(ماوراءك ؟)
چه خبر؟
فقلت :(عمك زيد خرج ، يزعم انه ابن سبية و هو قائم هذه الامة و انه ابن خيرة الاماء.)
عـرض كـردم :(خـبـر خـوشحالى قيام عمويت زيد است كه مى پندارد فرزند كنيز اسير و
قائم امت و از نسل بهترين كنيزان است .)
فقال :(كذب ليس هو كما قال ، ان خرج ، قتل .)
فرمود:(اين دروغ است ! آنگونه كه آن تصور مى كند، نيست . اگر قيام كند، كشته خواهد
شد.)
غيبت نعمانى ، ص 229، باب 13 و بحارالانوار، ج 51، ص 42.
498- بحارالانوار، ج 36، ص 292.
499- جـهـت اطـلاع بيشتر رجوع شود به : معجم احاديث الامام المهدى (عليه السلام )، ج
1، ص 168.
500- ولايتى از ولايات عثمانيه (تزكيه جديد).
501- بـه يـادداشـتـهـاى (داگوركى ) جاسوس روس در كشورهاى اسلامى ، صفحه
61، مراجعه گردد.
502- غيبت نعمانى ، ص 182، باب 10، روايت 30 و عقد الدارر، ص 133.
503- لازم به ذكر است كه مؤ لف بر طبق الفباى شهرها آورده ولى ما طبق الفباى نام
ياران حضرت آورديم .
504- نـام قـريـه اى اسـت نـزديـكى كربلاء و همچنين نام روستايى است ميان تكريت و
موصل .
505- ظاهرا(معاذ) باشد كه نام منطقه اى است در نيشابور كه در مراصد الاطلاع آمده
و يا (معاذى ) است كه نام خاندان بزرگى است در مرو كه لباب الانساب آمده .
506- ظاهرا(معاذ) باشد كه نام منطقه اى است در نيشابور كه در مراصد الاطلاع آمده
و يا (معاذى ) است كه نام خاندان بزرگى است در مرو كه لباب الانساب آمده .
507- نام شهرى است بر ساحل
بحرين . رجوع شود به : لغت نامه دهخدا، ج 6، ص 8505.
508- ظاهرا(معاذ) باشد كه نام منطقه اى است در نيشابور كه در مراصد الاطلاع آمده
و يا (معاذى ) است كه نام خاندان بزرگى است در مرو كه لباب الانساب آمده .
509- ظاهرا(معاذ) باشد كه نام منطقه اى است در نيشابور كه در مراصد الاطلاع آمده
و يا (معاذى ) است كه نام خاندان بزرگى است در مرو كه لباب الانساب آمده .
510- كه در ايران ، مغرب عربى ، ليبى و جنوب يمن هم روستاهى به اين نام آمده است
. خدا مى داند كه منظور كدام است .
511- ظاهرا(معاذ) باشد كه نام منطقه اى است در نيشابور كه در مراصد الاطلاع آمده
و يا (معاذى ) است كه نام خاندان بزرگى است در مرو كه لباب الانساب آمده .
512- شـايـد صحيح (ضيق ) باشد كه نام منطقه اى در نجد در شبه جزيره عربى
است .
513- ظاهرا(معاذ) باشد كه نام منطقه اى است در نيشابور كه در مراصد الاطلاع آمده
و يا (معاذى ) است كه نام خاندان بزرگى است در مرو كه لباب الانساب آمده .
514- شـايـد صحيح (ضيق ) باشد كه نام منطقه اى در نجد در شبه جزيزه عربى
است .
515- ظاهرا(معاد) باشد كه نام منطقه اى است در نيشابور كه در مراصد الاطلاع آمده
و يا (معاذى ) است كه نام خاندان بزرگى است در مرو كه لباب الانساب آمده .
516- ظاهرا(معاذ) باشد كه نام منطقه اى است در نيشابور كه در مراصد الاطلاع آمده
و يا (معاذى ) است كه نام خاندان بزرگى است در مرو كه لباب الانسان آمده .
517- ظاهرا(معاذ) باشد كه نام منطقه اى است در نيشابور كه در مراصد الاطلاع آمده
و يا (معاذى ) است كه نام خاندان بزرگى است در مرو كه لباب الانساب آمده .
518- (عمر) هم ثبت شده است .
519- (عزبان ) يا(عريان ) هم ثبت شده است .
520- ظاهرا(معاذ) باشد كه نام منطقه اى است در نيشابور كه در مراصد الاطلاع آمده
و يا (معاذى ) است كه نام خاندان بزرگى است در مرو كه لباب الانساب آمده .
521- ظاهرا(معاذ) باشد كه نام منطقه اى است در نيشابور كه در مراصد الاطلاع آمده
و يا (معاذى ) است كه نام خاندان بزرگى است در مرو كه لباب الانساب آمده .
522- نام شهرى است بر ساحل
بحرين . رجوع شود به : لغت نامه دهخدا، ج 6، ص 8505.
523- ظاهرا(معاذ) باشد كه نام منطقه اى است در نيشابور كه در مراصد الاطلاع آمده
و يا (معاذى ) است كه نام خاندان بزرگى است در مرو، كه لباب الانساب آمده .
524- ظاهرا(معاذ)باشد كه نام منطقه اى است در نيشابور كه در مراصد الاطلاع آمده
و يا (معاذى ) است كه نام خاندان بزرگى در مرو كه لباب الانساب آمده .
525- الزام الناصب ج 2 ص 116 و نوائب الدهور ج 2، ص 292 ملاحم و فتن سيد بن
طاووس 145.
526- بحارالانوار، ج 52، ص 326.
527- زيارت عاشورا غير معروفه .
528- بحارالانوار، ج 101، ص 292.
529- بـحـارالانـوار، ج 101، ص 83، زيـارت
آل يس .
530- بحارالانوار، ج 101، ص 103.
531- سوره صف ، آيه 4.
532- مصباح كفعى ، ص 551 و 552 و بحارالانوار، ج 53، ص 96، 86، 61.
533- در اين مورد، در بخش 24، بحث خواهيم كرد.
534- بحارالانوار، ج 53، ص 91.
535- سوره هود، آيه 8.
536- يـنـابـيـع المـودة ، ج 3، ص 79 و تـفـسـيـر بـرهـان
ذيل آيه شريفه .
537- واژه (امـة ) از مـاده (ام ) اسـت و در
اصـل بـه مـفـهـوم انـضمام چيزهايى به يكديگر است . به همين جهت به هر گروهى كه در
هـدف يـا زمـان و مـكـان واحـدى گرد آيند نيز، امت گفته مى شود. اما اين واژه گاه به معناى
(وقـت ) هـم آمـده اسـت از جـمله در سوره يوسف ، آيه 45 و نيز ظاهر همين آيه شريفه كه
بـه مـعـنـاى وقت است ، اما تفسير حقيقى و تاءويل آن ، طبق روايات رسيده از خاندان پيامبر
صلى الله عليه و آله (ياران حضرت مهدى هستند.) بنابراين (امة معدوده ) مى شود:
گروهى كه ، شمارشان محدود است .
538- سوره بقره ، آيه 148. يعنى :
پـس در نيكى كردن به يكديگر سبقت گيريد، هر كجا كه باشيد خداوند شما را گرد مى
آورد.
539- ينابيع المودة ، ج 3، ص 76 و بحارالانوار، ج 51، ص 55.
540- غـيـبـت نـعـمـانـى ، ص 315، بـاب 20، ح 2، يـنـابـيـع المـودة ، ج 3، ص 76 و
بحارالانوار، ج 53، ص 91.
541- غيبت نعمانى ، ص 312، باب 20، ح 8 و بحارالانوار، ج 52، ص 369.
542- بحارالانوار، ج 52، ص 333 و غيبت نعمانى ، ص 315، باب 20، ح 10.
543- مـعجم احاديث الامام المهدى عليه السلام ، ج 3، ص 100 و مستدرك الصحيحين ، ج
4، ص 554.
544- الفـصـول المـهمة ، بخش 12، بحارالانوار، ج 52، ص 334 و معجم احاديث الامام
المهدى عليه السلام ج 3، ص 290 از منابع متعدد.
545- غيبت نعمانى ، ص 3 باب 20 و بحارالانوار، ج 52، ص 368.
546- سوره بقره ، آيه 148.
547- بحارالانوار، ج 52، ص 308.
548- غيبت نعمانى ، ص 314 باب 20، ج 6.
549- غيبت نعمانى ، ص 316، باب 21، ح 11.
550- الزام الناصب ، ج 2، ص 200، نوائب الدهور ميرجهانى ، ج 2، ص 114.
551- مـجـمـع البـحـريـن مـى گـويد:(ابدال ) گروهى از شايستگان هستند كه زمين
هـيـچـگـاه از آنان تهى نيست و هرگاه يكى از آنان از جهان رخت بربست ، خداوند ديگرى را
جايگزين او خواهد ساخت .
فـيروزآبادى در قاموس آورده :(ابدال ، گروهى هستند كه خداوند به بركت آنان زمين را
بـرپـا داشـتـه اسـت ، شـمـار آنـان 70 نـفـر اسـت ، و 40 نـفر آنان از سوريه و لبنان و
فـلسـطـيـن و اردن خـواهند بود و 30 نفرشان از ديگر نقاط گيتى . هرگاه يكى از آنها از
دنيا برود، خداوند ديگرى را جايگزين او سازد.)
برخى نيز گفته اند:(ابدال ، يعنى برترين ها و با فضيلت ترينها).
552- بحارالانوار، ج 52، ص 304 و اختصاص ، ص 208.
553- بحارالانوار، ج
52، ص 304.
554- بحارالانوار، ج 52، ص 368.
555- ينابيع المودة ، ص 437.
|