fehrest page

back page

رهبری و مديريت

1 - مفهوم رهبری مساوی است با امامت ، هدايت ( ايصال الی المطلوب ) و مفهوم مديريت نوعی رشد است
2 - مفهوم رشد اقتصادی در مورد يتيم و بلكه هر فرد ديگر ، و مفهوم رشد خانوادگی در مورد هر فرد
3 - تعريف رشد : لياقت برای نگهداری و بهره‏برداری از امكانات موجود كه مستلزم آگاهی از يك طرف و قدرت اراده از طرف ديگر است ، آگاهی به‏ معنی و هدف و ارزش و نتايج كار و تشخيص انتخاب
4 - زندگی سراسر سرمايه است . عمر و حيات سرمايه است . نيروهای‏ انسان شگرف و ناشكفته است . اعضا و جوارح و قوا و نيروهای بدنی و روحی‏ سرمايه است. تاريخ و فرهنگ ، زبان ، كتاب ، صنعت ، تمدن سرمايه است
5 - هر رشدی لياقت مديريت است ولی مديريت را اصطلاحا در مديريت‏ انسانها به كار می‏برند . اينجاست كه مفهوم رشد و امامت به هم نزديك می‏شوند
6 - مديريت انسانها و رهبری آنها عبارتست از فن بهتر بسيج كردن و بهتر سامان دادن و بهتر سازمان دادن و بهتر كنترل كردن نيروهای انسانی و به كار بردن آنها
قدرت مديريت است كه از ضعيفترين ملتها قويترين ملتها می‏سازد
رهبران بزرگ جهان آنان نيستند كه بهتر ملت خود را افسار زده‏اند كه‏ صداشان در نمی‏آيد . بهترين رهبرها آنها هستند كه نيروهای افراد خود را بسيج كرده‏اند ، تحريك كرده‏اند ، هماهنگ كرده‏اند ، آرمان واحد برای آنها به وجود آورده‏اند . دو هنر در آرمان واحد يكی اينكه فرد انسانها را آرمانی كردن ، ديگر اينكه گروه انسانها را در يك آرمان جمع كردن
7 - نياز به مديريت انسانها بيش از حيوانهاست . گله گوسفند اداره‏اش‏ با يك چوپان بی‏سواد است كه مراتع را بشناسد ، آبخورها را بشناسد ، مانع‏ تفرق شود ، مانع گرگ شود ، احيانا اگر گوسفندی مريض شد معالجه كند
اما گوسفند دنيای مرموز روحی ندارد ، گوسفند نيروهای سرگردان ذخيره شده‏ ندارد ، گوسفند قوانين پيچيده روحی كه لازم است شناخته شود ندارد
گوسفند خليفة الله و مظهر اسماء و صفات الهی و دارای احسن تقويم نيست
به همين دليل بيش از آنچه گوسفند نيازمند به چوپان است انسان نيازمند به رهبر است و بيش از تفاوت سطحی چوپان و گوسفند تفاوت سطحی رهبر انسان با خود انسان لازم است . يعنی راهنمايان و رهبران الهی
8 - فرق نبوت و امامت كه اولی رهنمايی است و دومی رهبری . اولی ابلاغ‏ است ، اخبار است ، آگاه كردن است ، ارائه دادن راه است ، دومی‏ سرپرستی است ، جلو افتادن و به دنبال خود كشاندن است ، تحريك نيروها و بسيج نيروها و سامان دادن و سازمان بخشيدن‏ نيروهاست
پيامبران برخی راهنمای راهبر بودند مانند ابراهيم و موسی و عيسی و خاتم‏ الانبياء و برخی فقط راهنما بودند ، ولی ائمه رهبرند و راهنمائيشان همان‏ راهنمايی خاتم الانبياست
9 - تفاوت مفهوم رهبری در دنيای امروز و در اصطلاح اسلام
10 - سه اصل ( 1 ) در مورد انسان : ذخائر عظيم . . . « و يثيروا لهم‏ دفائن العقول » . عدم كفايت غريزه ، پيچيدگی قوانين روح انسان كه جز از راه شناخت قوانين حاكم بر زندگی بشر رهبری ميسر نيست . شناخت آن‏ قوانين كليد رمز تسلط بر دلهاست و بساهست [ كه ] نياز به باز كردن‏ گرهها و عقده‏ها و باز كردن غلها و زنجيرهاست كه : « و يضع عنهم اصرهم و الاغلال التی كانت عليهم » . مديريت رسول خدا ، در خانواده ، در ميان‏ اصحاب ، در تجهيز سپاه . آنها متد مديريت انسان را می‏دانستند
دستور آن حضرت به معاذ بن جبل كه : « يسر و لا تعسر و بشر و لا تنفر و صل بهم صلوش اضعفهم » مربوط به حسن تبليغ و حسن مديريت است
داستان اميرالمؤمنين و عاصم بن زياد و اينكه زهد فوق العاده اميرالمؤمنين مربوط به مديريت است

پاورقی : 1 - نياز انسان به رهبر و راهنما به حكم اين سه اصل است كه غير از ملاك نياز به حكومت است

11 - شرائط رهبری چيست ؟ پيشگامی ، قدرت خلاق در سازمان دادن ، قدرت جلب علاقه و مهر و ارادت . ( رك به شماره 15 ) 12 - رهبری رسول خدا ابوسفيان را به اعجاب می‏آورد ، داستان سه نفر مختلف در تبوك ، داستان ابوذر
13 - اهتمام اسلام به مديريت از آنجا فهميده می‏شود كه پيغمبر فرمود اگر سه نفر در سفر بوديد : « فليؤمر احدكم » . ديگر اينكه در يوم الانذار سخن‏ از رهبری است . ديگر اينكه [ خداوند خطاب به رسول اكرم ] فرمود اگر تكليف رهبری را تعيين نكنی رسالتت را ابلاغ نكرده‏ای
14 - خود داستان امام حسين نمونه يك رهبری لايق است
15 - شرائط رهبری : الف - پيشقدمی ب - همدردی - داستان اميرالمؤمنين و عاصم بن زياد، زندگی در سطح عامه
ج - قدرت سازمان بخشی د - شناخت لياقت افراد برای كارهای مرجوعه ه - جلب علاقه و محبت افراد و - مؤمن ساختن افراد به هدف كلی اجتماعی ز - شناخت شرائط زمان . . . « ماء آجن و لقمة يغص بها آكلها » . .
ح - ايمان و اعتماد به هدف ط - ايمان و اعتماد به موفقيت ، عدم ترديد و دو دلی ، اعتماد به نفس‏ ( رسول خدا و ايمان به موفقيتش در رسالت . ايضا ايمان امام حسين به‏ نتيجه كارش ) ی - حسن تشخيص يا - سرعت تشخيص يب - قاطعيت يج - تصميم ( عدم ترديد و دو دلی در انتخاب كارها ، همچنانكه نسبت به‏ اصل هدف نيز نبايد مردد و دو دل باشد ) يد - شهامت و عدم هراس از عواقب اقدام يه - پيش بينی يو - اقدامات احتياطی برای شكست يز - ظرفيت تحمل عقائد مخالف ، سعه صدر ( « آلة الرئاسة سعة الصدر ») يح - شهامت قبول مسئوليت شكست يط - تقسيم مناسب كار و نيروی انسانی ك - از همه بالاتر قوت اراده و شخصيت و تحت تأثير قرار دادن اراده‏ها و تسخير اراده‏ها كه بی‏اختيار از اراده او تبعيت كنند و اين با نوعی‏ قدرت القاء و تلقين همراه است . اين جهت بود كه رسول خدا را دارای‏ قدرت مرموز جادو می‏دانستند و حال آنكه عظمت شخصيت بود

[ يادداشت امامت و خلافت ]

امامت - رهبری از نظر ماركسيسم و اگوست كنت - شرائط رهبری از نظر ماركس . رجوع شود به ورقه‏های " ماترياليسم تاريخی مسائل " ( 1 ) ، آنچه از كتاب تجديد نظر طلبی از ماركس تا مائو صفحه 338 نقل كرده‏ايم ، آنچه درباره نظريه ماركس درباره پيشتازان و پيشاهنگان و برگزيدگان طبقه‏ آورده است از قبيل : الف - برخاستن از درون طبقه ب - نمايندگی مجموع طبقه ج - فعالترين بودن د - جذبه اخلاقی و نفوذ كلام ايضا به همان كتاب ص 351 راجع به سازندگی انقلاب برای رهبری و امامت‏ رجوع شود
ايضا رهبری از نظر اگوست كنت مراحل اساسی انديشه در جامعه شناسی ص‏ . 81

پاورقی : 1 - ( مطالب اين ورقه‏ها به فضل خدا به چاپ خواهد رسيد )

امامت - روايت غدير

ابن ابی الحديد ذيل شرح خطبه 37 ( ج 1 ص 254 )

امامت - زمين از حجت خالی نمی‏ماند

تفسير ملا صدرا ، تفسير سوره حديد ، صفحه 554 ( صفحه شماری چاپی )

امامت

1 - حديث « من مات و لم يعرف امام زمانه » . . . دلائل الصدق ص 6 و 13 2 - عدم شرط عدالت برای امام - دلائل الصدق ص . . . 12 3 - امامت زن - دلائل الصدق ص 15 نهج البلاغه خطبه 151 فی صفة الضال « و هو فی مهلة من الله يهوی مع الغافلين و يغدو مع المذنبين بلا سبيل‏ قاصد و لا امام قائد » 1 - رابطه امامت با عدالت كه هدف از بعثت انبياست سيری در نهج‏ البلاغه و مقاله 10 و مقاله 11 حديث العدل افضل ام الجود 2 - نكته : « و ان لم تفعل فما بلغت رسالته » 3 - نكته آيه : « و ما محمد الا رسول قد خلت ». .
4 - فكر خوارج درباره امامت ( در ابتدا ) كه لا حكم الا لله . .
5 - جمله نهج البلاغه خطاب به ابن عباس كه امارت از اين كفش كهنه‏ پستتر است « الا ان اقيم حقا او ادفع باطلا » 6 - خطبه 214 « و اعظم ما افترض سبحانه من تلك الحقوق حق الوالی علی‏ الرعية و حق الرعية علی الوالی فريضة فرضها الله سبحانه لكل علی كل‏ فجعلها نظاما لالفتهم و عزا لدينهم فليست تصلح الرعية الا بصلاح الولاش و لا تصلح الولاش الا باستقامة الرعية » . .
7 - مقام واقعی حكمران امانتداری است ( سيری در نهج البلاغه مقاله 13 ) 8 - آيه 58 از سورش النساء : « ان الله يأمركم ان تؤدوا الامانات الی‏ اهلها و اذا حكمتم بين الناس ان تحكموا بالعدل ». . . و بلا فاصله‏ « يا ايها الذين امنوا اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولی الامر منكم »( رابطه امامت و تعهد و مسئوليت برای رساندن به مقصد ، آيه « و لنسلن‏ المرسلين »- حديث الامام يؤتی و لا يأتی و توجيهش )
9 - آيه « قل لا اسئلكم عليه اجرا »- با توجه به آنچه در تفسير الميزان‏ و در مقاله ولائها و ولايتها آمده است
10 - حديث ثقلين . . . ( 1 ) 11 - آيا امام مساوی است با رهبر ، يا با پيشوا ، يا حافظ و نگهبان‏ حقوق و عدالت ؟ و يا الگو ؟ و يا مقتدا ؟ و يا مطاع و آمر ؟ و يا هادی ؟ و يا . .

پاورقی : 1 - درباره اين حديث در مقدمه كتاب بحث شده است

12 - از بيان آنچه در بالا گفته شد دو مطلب بيشتر بايد مورد توجه قرار گيرد : عدالت ، هدايت . در حقيقت ايندو هدف بعثت انبياست‏ ، . . . « اليقوم الناس بالقسط . . . و داعيا الی الله و سراجا منيرا . از جهت عدالت امام حافظ و نگهبان و پاسبان و امانتدار است و از جنبه‏ هدايت رهبر و پيشوا و مطاع و آمر است . اما الگو و مقتدا بودن جمع ميان‏ دو صفت است زيرا شخصيت امام هم مظهر كامل عدالت است و هم مظهر كامل‏ حركت و رشد و هدايت بسوی كمال
13 - اساسی‏ترين مسائل در باب امامت اينست كه مولود چه نيازی است ؟ همچنانكه نبوت مولود يك احتياج و نياز است ، امامت نيز [ مولود يك‏ نياز است . ] 14 - شئون چهارگانه رسول اكرم : مرجعيت دينی ، زعامت سياسی ، فيصل‏ بخش قضائی ، شاهد اعمال و ناظر بر احوال و ضمائر بودن
15 - آيه اسوه بودن رسول خدا
16 - حقيقت عصمت و رابطه‏اش با ايمان كامل ، حديث ثقلين و رابطه‏اش‏ با عصمت ، آيه « انما وليكم الله »و رابطه‏اش با عصمت
17 - استعمالات مختلف كلمه امام در مورد مرجعيت دينی ، زعامت سياسی‏ ، امام حق ، امام باطل و جور
18 - برهان عقلی بر امامت و ولايت به معنی ولاء تصرف كه جزء نواميس‏ عالم است و مقايسه ميان براهين متكلمين مثل علامه حلی ، شيخ مفيد و برهان‏ علامه طباطبائی كه در كتاب خلافت و ولايت ( 1 ) ص 380 نقل كرده‏ايم

پاورقی : 1 - در مقاله ولائها و ولايتها كه به طور مستقل نيز چاپ شده است

19 - شيعه مسئله امامت و ولايت را كه طرح می‏كند از سه جنبه طرح می‏كند : مرجعيت دينی ، زعامت سياسی ، ايمان به انسان كامل و حجت زمان
20 - بحث حجت زمان و مسئله يار و ياور خدا و شرك و توحيد ، نسبت‏ تدبير به غير خدا ، حبط به غير خدا ، وحی به غير خدا ، فيض به غير خدا آنكه بحث تفويض در كار نيست. معنی آيه « لا املك لنفسی نفعا و لا ضراغ
21 - بحث قرآن و انسان ، انسان در قرآن چه مقامی دارد ؟ مسجود ملائكه‏ است
22 - بحث لطف و اصوب و از اين راه به وجود امام معصوم استدلال كردن
بحث شناخت انسان ، بحث امامت به معنی ولايت معنوی بحث انسان است
23 - بحث انسان در حقيقت اينست كه انسان دارای دو حيات است : ظاهری و معنوی ، نه اينكه حيات معنوی انسان يك امر قرار دادی و اعتباری‏ حيات ظاهری است
24 - فرق نبوت و ولايت ( كتاب خلافت و ولايت ( 1 ) ص 379 ) 25 - راجع به فلسفه بشر بدون انبيا در قرآن سخنی به ميان آمده است كه‏ مفادش اينست : غير از واسطه ابلاغ بودن مسئله ديگری هم هست و آن واسطه‏ در رساندن است . بشر از غير بشر هم می‏تواند ياد بگيرد ولی به غير بشر عشق نمی‏ورزد و كمال خود را در چهره او نمی‏بيند

پاورقی : 1 - مقاله و لائها و ولايتها

در كتاب امت و امامت ( 1 ) ص 100 می‏گويد : " چرا دين تاريخ ساخته‏ و دين فرهنگ به وجود آورده و دين انسانهای فراوان در نسلهای طولانی‏ تربيت كرده بيش و كم آنچنانكه می‏خواسته . اما يك مدينه فاضله در طول‏ تاريخ ، جامعه شناسان گفتند كه مورخين هم می‏دانند يك مدينه فاضله از زمان افلاطون تا به حال ، حتی از زمان تمدن بين النهرين تا حالا يك مدينه‏ فاضله كه اينجوری ساخته شود وجود ندارد . . . زيرا مدينه فاضله عبارت از دينی است كه امام ندارد ) . ) سؤال اول اينست كه چرا او امام دارد و اين ندارد ؟ البته مربوط به‏ نقص آن مكتب و كمال اين مكتب است . چون آن مكتب ضمانت روحی ندارد ، فقط ضمانت عقلی دارد
[ و در حاشيه اين كتاب استاد شهيد با اشاره به جملات فوق و جملات بعد تا " و نمونه‏اش : امام " می‏نويسد : ] فرق ايدئولوژی دينی با آن ايدئولوژيها تنها در داشتن امام و نداشتن او نيست . به علاوه اينگونه نمونه را در ميان ياران و پيروان بايد نشان داد نه در فرد استثنايی امام يا پيغمبر . اگر امام شدن در امكان همه هست پس‏ چرا فقط يك فرد ؟ و اگر نيست پس نمونه نيست . بلی نمونه به معنی مدل‏ اعلی درست است
به نظر می‏رسد كه تز كتاب " امت و امامت " از كتاب " ديباچه‏ای بر رهبری " دكتر صاحب الزمانی گرفته شده باشد با اين تفاوت كه كتاب امت‏ و امامت يك تعهد مذهبی دارد و می‏خواهد يك نظريه مذهبی را تأييد كند ولی كتاب ديباچه‏ای بر رهبری چنين تعهدی ندارد و صرفا به جنبه‏های روانشناسی تكيه می‏كند و احيانا تصريح‏ می‏كند كه امام خصوصا امام غائب ، صرفا يك تقاضای روح نيازمند انسان به‏ رهبر است

امامت ائمه

از جمله اموری كه به قول كتاب الامام الصادق مظفری ص 150 دليل است بر اينكه علم ائمه ورائی و الهامی بوده ، خضوعی است كه كبار علويين و غير هم در مقابل ائمه در حال كودكی می‏كرده‏اند . وقتی كه به علی بن جعفر عموی‏ پدر امام جواد عليه السلام می‏گويند : " انت فی سنك و قدرك و ابوك‏ جعفر بن محمد تقول هذا القول فی هذا الغلام " فقال [ می‏گويد ] " ما اراك الا شيطانا ثم اخذ بلحيته و قال فما حيلتی ان كان الله راه اهلا لهذا و لم ير هذه الشيبة لها اهلا "

امامت - عترت - حديث ثقلين

" الامام الصادق " جلد 5 صفحه 178 نقل از صحيح مسلم : « عن زيد بن‏ ارقم ، خطبة النبی يوم الغدير : و انا تارك فيكم الثقلين كتاب الله فيه‏ الهدی و النور فخذوا بكتاب الله و استمسكوا فيه و اهل بيتی اذكركم الله‏ فی اهل بيتی اذكركم الله فی اهل بيتی اذكركم الله فی اهل بيتی »
الترمذی : « ان رسول الله ( ص ) قال انی تارك فيكم الثقلين ما ان‏ تمسكتم بهما لو تضلوا بعدی . احدهما اعظم من الاخر : كتاب الله ممدود من‏ السماء الی الارض و عترتی اهل بيتی »
مسند احمد بن حنبل : « عن ابی سعيد الخدری ان النبی ( ص ) » « قال : انی تارك فيكم الثقلين كتاب الله و عترتی اهل بيتی و انهما لن‏ يفترقا حتی يردا علی الحوض »

امامت - خلافت - مخالفين بيعت [ با ] ابوبكر

ابن ابی الحديدج 2 ص 6 امتناع سعد بن عباده خزرجی ابن ابی الحديدج 2 ص 6 اجتماع بنی هاشم در خانه علی ( ع ) ابن ابی الحديدج 2 ص 19 و 25 امتناع خالد بن سعيد بن العاص از بيعت‏ با ابوبكر ابن ابی الحديدج 2 ص 26 اعتراض امام حسن به ابوبكر اعتراض سلمان‏ ابن ابی الحديدج 2 ص 27 كشاندن علی ( ع ) برای بيعت

امامت - خلافت - داستان ابوسفيان و تحريض او بر خلافت

ابن ابی الحديدج 2 ص 10 و ص 24

امامت - علی - انتقاد و شكايت از خلفا

1 - شرح ابن ابی الحديدج 2 صفحه 721 و 722 كلام ابو جعفر علوی 2 - « خطبه شقشقيه » 3 - « مازلت مظلوما منذ قبض » 4 - « مازلت مستأثرا علی » 5 - شرح ابن ابی الحديدج 2 ص 753 6 - داستان فقيه حنبلی و مردی كه از نجف آمده بود و اهانتهای مردم را به خلفا ديده بود و فقيه گفت اينها را از خود علی آموخته‏اند . ابن ابی‏ الحديدج 2 ص 754 7 - ايضا ابن ابی الحديد خطبه 22 جلد 1 صفحه 119 8 - ايضا ابن ابی الحديد خطبه 22 جلد 1 صفحه 119 انتقاد از قريش

امامت - علی عليه السلام - مسائل خلافت

1 - سخن ابن ابی الحديد ذيل خطبه 2 ص 71 كه علی حق خود را به خاطر مصلحت مسلمين رها كرد
2 - داستان عمر و ابن عباس و اعتراف عمر به مظلوميت علی ابن ابی‏ الحديدج 2 ص 27 و ص 30 3 - روايتی كه از اظهار نظر رسول خدا راجع به شيخين و علی عليه‏السلام‏ نقل شده . [ همان كتاب ] ص 31

امامت - خلافت - ابوبكر عمر را توصيف عجيب می‏كند

ابن ابی الحديد ذيل خطبه شقشقيه‏ج 1 ص 83

امامت - خلافت - ابی بكر : و لبثكم و لست بخيركم ، اقيلونی ، ان لی

شيطانا يعترينی مطاعن ابی بكر

1 - ابن ابی الحديدج 1 ص 85 2 - خطبه اول و خطبه دوم ابی بكر در زمان خلافت ابن ابی الحديدج 4 ص‏ 231 3 - خلق و خوی ابوبكر كه تند بود ابن ابی الحديدج 4 ص 232 4 - مطاعن ابی بكر - ابن ابی الحديد ص 232 تا 262

امامت - خلافت ، داستان شورا

ابن ابی الحديدج 1 ص 94

خلافت و امامت - علت كراهت صحابه علی را

احمد امين در يوم الاسلام ص 53 اقرار می‏كند كه كره كثيرا من الصحابة ان‏ يجمع بين النبوش و الخلافة ( رك ابن ابی الحديدج 1 ص 95 وج 2 ص 27 )
علت دوم گريز مردم را از علی می‏گويد : « و لعلمهم بشدش علی فی الحق و عدم تساهله »

امامت - خلافت - كراهت قوم از اجتماع نبوت و خلافت در يك بيت

1 - ابن ابی الحديدج 1 ص 95 2 - ابن ابی الحديدج 2 ص 27 3 - احمد امين " يوم الاسلام " ص 53

امامت - خلافت ، جريان سقيفه و اختلاف مهاجر و انصار

1 - ابن ابی الحديدج 2 ص 3

امامت - خلافت - نقش قرابت

ابن ابی الحديدج 2 ص 6 ابن ابی الحديدج 2 ص 723

امامت - خلافت و جريانات سقيفه

رجوع [ شود به شرح ] ابن ابی الحديدج 1 صفحه 158 142 ذيل خطبه . 26 در آنجا داستان سقيفه و ممتنعين از بيعت و داستان معروف اينكه همكاری‏ ابوبكر و عمر فقط سياسی بود و باطنا عمر مخالف ابوبكر بود و داستان‏ اينكه عمر گفت بيعت ابی بكر فلته بود . داستان انكار عمر موت پيغمبر را و اينكه سياسی بود نه حقيقی . . . و يك سلسله جريانات ديگر [ ذكر شده است . ] ايضا جلد 3 صفحه 57 ذيل خطبه 215

امامت - خلافت - نقش قريش

ابن ابی الحديدج 1 ص 97 ابن ابی الحديدج 2 ص 6 عمر به ارزش و اعتبار قريش تمسك می‏كند ابن ابی‏الحديدج 2 ص 14 نزوع قبيله‏ای قريش ابن ابی الحديدج 18 و 23 حديث : « الائمة من قريش » ابن ابی الحديدج 4 ص 78 كلام اميرالمؤمنين در نامه به عقيل در شكايت‏ از قريش ذيل نامه 36 ابن ابی الحديدج 1 ص 119

امامت - خلافت - نقش انصار ، پشيمانی انصار از بيعت ، حمايت علی

عليه‏السلام از انصار

1 - ابن ابی الحديدج 2 ص 3 : وصيت پيغمبر درباره انصار 2 - ابن ابی الحديدج 2 ص 4 منا امير و منكم امير 3 - ابن ابی الحديدج 2 ص 7 پشيمانی انصار از بيعت با ابوبكر 4 - ابن ابی الحديدج 2 ص 8 بردن علی فاطمه را به خانه انصار 5 - ابن ابی الحديدج 2 ص 13 اقرار زيد بن ارقم به فضل علی ( ع ) 6 - ابن ابی الحديدج 2 ص 13 عامة المهاجرين و الانصار لا يشكون ان عليا صاحب الامر
7 - ابن ابی الحديدج 2 ص 14 پشيمانی انصار از بيعت نكردن با علی‏ 8 - ابن ابی الحديدج 2 ص 19 نعمان بن عجلان انصاری در اشعار خود تصريح‏ 13 - ابن ابی الحديدج 2 ص‏27 اقرار سعد بن عباده كه خلافت حق علی است

امامت - خلافت - بيعت علی ( ع )

ابن ابی الحديدج 2 ص 7 و ص 27

امامت - خلافت - مسئله لزوم تنصيص

سخن مستدل و پخته ابو جعفر علوی استاد ابن ابی الحديد درباره اينكه‏ پيغمبر از نظر حفظ دماء اهل البيت با توجه به كينه عرب لازم بود پست‏ خلافت و حكومت را به اهل البيت بدهد ابن ابی الحديدج 2 ص 722 سخن ابن ابی الحديد كه استناد به نسب و قرابت دليل بر عدم نص است‏ شرح نهج البلاغه‏ج 2 ص 723

امامت - خلافت - مسئله نماز ابوبكر

ابن ابی الحديدج 2 ص 24 ابن ابی الحديدج 2 ص 863 ابن ابی الحديدج 2 ص 863 پس چرا ابوبكر بر جنازه پيغمبر نماز نخواند ؟ ابن ابی الحديدج 2 ص 243 نظر سيد مرتضی كه نماز ابوبكر به امر پيغمبر نبوده است

امامت - خلافت - جيش اسامه

ابن ابی الحديد ذيل خطبه شقشقيه جلد 1 صفحه 81 ابن ابی الحديدج 2 ص 31 ابن ابی الحديد جلد 4 ص 238

امامت - مسئله خلافت و امامت از نظر ابن ابی الحديد

رجوع شود به شرح ابن ابی الحديد ذيل خطبه دوم صفحات 72 - 76 و خطبه شقشقيه صفحه 77 - 102 و خطبه 65ج 2 صفحه . . . 3 و خطبه 160ج 2 ص 717 و خطبه 170ج 2 ص 753 ( در سه قسمت ) و خطبه 195ج 2 ص 860 نامه 6 به معاويه ( در اينجا بحث جالبی ندارد ) نامه 62ج 4 ص 227 بحث بسيار مفصلی است ميان قاضی القضاش و سيد مرتضی‏ و ابن ابی الحديد در مطاعن شيخين

fehrest page

back page