![]() |
مقدمه
" پيرامون جمهوری اسلامی " مجموعه ای است متشكل از چند بخش بخش اول عبارت است از يك مصاحبه مطبوعاتی كه در تاريخ 58 / 1 / 27 يعنی دو هفته قبل از شهادت استاد مطهری با ايشان انجام شده است و متن كامل آن برای اولين بار منتشر میشود بخش دوم مقاله ای است از استاد شهيد پيرامون " وظائف حوزه های علميه " بخش سوم شامل يك مقاله ناقص تحت عنوان " نقش بانوان در تاريخ معاصر ايران " و نيز يك سخنرانی تحت عنوان " نقش زن در جمهوری اسلامی " میباشد كه هر دو بعد از پيروزی انقلاب اسلامی نگارش و ايراد شده است علت نقص آن مقاله را بايد ترور خائنانه استاد شهيد دانست چرا كه آن مقاله آخرين نوشته استاد است به طوری كه پس از شهادت آن بزرگوار در محل كارشان يافت شد و قصد داشتند آنرا به صورت مقدمه در چاپ جديد كتاب " مسئله حجاب " بگنجانندبخش چهارم اين كتاب را يك سخنرانی استاد تحت عنوان " اهداف روحانيت در مبارزات " تشكيل میدهد كه در آبان 1357 يعنی چند ماه قبل از پيروزی انقلاب اسلامی در دانشگاه صنعتی تهران ايراد شده است . اين سخنرانی سرگذشتی دارد كه خوب است بدان اشاره شود : در آن ايام گروههای غير اسلامی و اكثرا چپگرا هفتهای را به عنوان هفته وحدت اعلام كرده بودند و منظورشان وحدت گروههای مسلمان و غيرمسلمان در نهضت موجود و در نتيجه دخالت دادن خود در رهبری نهضت بود سميناری در دانشگاه صنعتی تهران تشكيل داده و از جناحهای مختلف سخنران دعوت كردند از جناح اسلامی نيز چند نفری را دعوت كرده بودند دانشجويان كه از اهداف آنها مطلع بودند نزد استاد شهيد آمده و با اظهار اينكه افرادی كه از جناح اسلامی دعوت شده اند چندان قوی نيستند و احيانا خود انحراف فكری دارند و ممكن است نتوانند حق مطلب را ادا كنند ، ايشان را دعوت به سخنرانی نمودند استاد ابتدا به دليل مشغله زياد نپذيرفت ولی با اصرار فراوان دانشجويان و دوستان سرانجام اين دعوت را اجابت نمود هنگامی كه استاد شهيد در آن مجمع به عنوان سخنران پشت تريبون قرار گرفت بسياری از شركت كنندگان چپگرا به عنوان اعتراض جلسه را ترك كردند استاد در آن جلسه ضمن تأكيد بر رهبری بلامنازع امام ، به طور ضمنی فهماند كه اتحاد جناح عظيم اسلامی با جناح ماركسيستی امكان پذير نبوده و از نظر اسلام مردود است به اين ترتيب تمام رشته های چپگرايان در چند روز قبل سمينار پنبه شد و پس از سخنرانی استاد تظاهرات عظيمی از طرف دانشجويان مسلمان در صحن دانشگاه به حمايت از رهبری امام بر پا شد و آن سمينار برای هميشه تعطيل گرديد
بخش پنجم اين كتاب متشكل از دو سخنرانی استاد شهيد درباره " آزادی عقيده " است كه در پائيز 1348 در حسينيه ارشاد ايراد شده است بخش ششم نيز يادداشتهايی است از استاد شهيد پيرامون " اسلام و انقلاب " و مسائل ديگر ضمنا به تناسب مطالب كتاب ، آنرا با يك شعر و يك نوشته از استاد شهيد درباره امام آغاز كرديم . از خداوند توفيق خدمت مسئلت داريم
انتشارات صدرا
ديباچه
شعری از استاد شهيد در غم فراق امام خمينی
بعد از 15 خرداد كه در زندان شهربانی بوديم آقای بكائی تبريزی اشعار ذيل را كه از مردی بنام ( ذوالقدر ) میباشد در پشت مثنوی من به عنوان يادگار نوشتند : نشد ابرو خم از سنگينی بار قفس ما را كه اين سنگين سبكتر باشد از بال مگس ما را به رغم عدل و آزادی خلاف هر چه در عالم به جرم راستی افكنده در زندان ، عسس ما را تنك پرمايگان توبه فرما را زما برگو گرانجانيم و نتواند خريدن هيچكس ما را خود آزادی به دست آور كه كس نفرستد اين گوهر از آنسوی بحار و ساحل رود ارس ما را دموكراتش لقب بخشند هر خود رای و خودكامی در اين مكتب كه معنی واژگون گرديده اسما را ز بيت المال ملت گنجها سهم تبه كاران بيات آجر و صبحانه آب و عدس ما را اينجانب با اينكه فاقد طبع شعر است يك روز اشعار بالا را با ابيات ذيل استقبال كرد : ز منزلگاه آن محبوب ، ياران را خبر نبود همی آيد به گوش از دور آواز جرس ما را صبا از ما ببر يك لحظه پيغامی به روح الله كه ای ياد تو مونس روز و شب در اين قفس ما را به رغم كوشش دشمن نخواهد بگسلد هرگز ميان ما و تو پيوند تا باشد نفس ما را سزاوار تو ای جان كنج زندان نيست منزلگه سزد گر خون ببارد از دو ديده هر نفس ما را رواق منظر ديده مهيای قدوم تو كرم فرما و بپذير از صفا اين ملتمس ما را تمام ملت ايران فكنده چشم بر راهت به راه عدل و آزادی ، نه باك از هيچكس ما را شعر بعد از 15 خرداد كه در زندان شهربانی بودي م آقای بكائی تبريزی اشعار ذيل را كه از مردی بنام ذوالقدر میباشد در پشت مثنوی من بعنوان يادگار نوشتند : نشد ابرو خم از سنگينی بار قفس ما را كه اين سنگين سبك تر باشد از بال مگس ما را به رغم عدل و آزادی خلاف هر چه در عالم به جرم راستی افكنده در زندان ، عسس ما را تنك پرمايگان توبه فرما را زما برگو گرانجانيم و نتواند خريدن هيچكس ما را خود آزادی به دست آور كه كس نفرستد اين گوهر از آنسوی بحار و ساحل رود ارس ما را دموكراتش لقب بخشند هر خود رای و خودكامی در اين مكتب كه معنی واژگون گرديده اسما را ز بيت المال ملت گنجها سهم تبه كاران بيات آجر و صبحانه آب و عدس ما را اينجانب با اينكه فاقد طبع شعر است يك روز اشعار بالا را با ابيات ذيل استقبال كرد : ز منزلگاه آن محبوب ، ياران را خبر نبود همی آيد به گوش از دور آواز جرس ما را صبا از ما ببر يك لحظه پيغامی به روح الله كه ای ياد تو مونس روز و شب در اين قفس ما را به رغم كوشش دشمن نخواهد بگسلد هرگز ميان ما و تو پيوند تا باشد نفس ما را سزاوار تو ای جان كنج زندان نيست منزلگه سزد گر خون ببارد از دو ديده هر نفس ما را رواق منظر ديده مهيای قدوم تو كرم فرما و بپذير از صفا اين ملتمس ما را تمام ملت ايران فكنده چشم بر راهت به راه عدل و آزادی ، نه باك از هيچكس ما رامتن خير مقدم بازگشت امام خمينی به ايران كه در فرودگاه مهرآباد تهران
قرائت شد . - به قلم استاد شهيد -
بسم الله الرحمن الرحيم " « جاء الحق و زهق الباطل 0 ان الباطل كان زهوقا 0 الا ان حزب الله هم الغالبون »" ای روح خدا و ای ابراهيم بت شكن اسلام و ای بنده پاكباز حق و ای جان عزيز ملت ايران ! به عرض برسانم كه :| رواق منظر چشم من آشيانه توست |
| كرم نما و فرودآكه خانه خانه توست |
ای بنده پاكباز خدا ! ای مسلمان محمدی ! ای شيعه صادق ! ای آيت خدا ! ملت ايران در شخصيت شما و از تجربه زندگی شما بالاخص در شانزده سال اخير زعامت امت كه بر شما سپرده شد مصداق عينی وعده خدا به رزمندگان و پويندگان راهش را مشاهده می كند كه اگر به ياری خدا بشتابيد به ياری شما میشتابد و شما را ثابت قدم نگاه میدارد ، و هر كسی از آن خدا باشد خدا از آن اوست
هجرت شما از وطن عزيز در 14 سال پيش تحت فشار و اجبار سمبلهای استبداد و استعمار ، ياد آور هجرت جد مكرمتان رسول خدا ( ص ) و ياران بزرگوار اوست كه به گناه خواستاری جامعه توحيدی از شهر و ديار خود رانده شدند
" « الذين اخرجوا من ديارهم بغير حق الا ان يقولوا ربنا الله »" و بازگشت امروزتان يادآور فتح مبين و عظيم مكه است كه سمبلهای زر و زور و بتهای فلزی و گوشتی يكی پس از ديگری از مقر حكمرانی به زير آورده شدند و حكومت خدايی جايگزين حكومت طاغوتی گرديد . " « لقد صدق الله الرويا بالحق لتدخلن المسجد الحرام ان شاء الله امنين »"
ملت ايران ، جان بر كف در انتظار فرمان رهبر عظيم الشأن خويش است و تا برقراری جامعه توحيدی ، جامعه ای كه در آن ، انسان از قيد بندگی انسان آزاد باشد و بهره كشی انسان از انسان ، ملغی گردد و از ناهمواريها و نابرابريهای مصنوعی اثری نماند و بتهای سياسی ، اقتصادی و اجتماعی يكسره سرنگون گردند و مساوات ، برابری و برادری به معنی واقعی كلمه برقرار شود و آثار استبداد 2500 ساله و استعمار 400 ساله محو گردد و در يك كلمه ، بندگی از آن خدا و حكومت ، حكومت الهی باشد ، از پای نخواهد نشست
جای چندين هزار شهيد ، شهيدان 15 ساله اخير كه حركت انقلاب مقدس اسلامی ما را با خون سرعت بخشيدند خالی است كه بازگشت مظفرانه رهبر خود و شكوفه های به ثمر رسيده نهال انقلاب را به چشم خود ببينند اگر امروز در ميان ما نيستند ارواح پاكشان ناظر و شاهد خواهد بود
و السلام عليك و علی الارواح التی حلت بفنائك و رحمه الله و بركاته
برقرار باد جامعه توحيدی و جمهوری اسلامی به رهبری امام خمينی
بخش اول مصاحبه با استاد شهيد
بسم الله الرحمن الرحيممصاحبه مطبوعاتی با استاد شهيد دو هفته قبل از شهادت
سؤال : آينده انقلاب اسلامی را چگونه میبينيد ؟ جواب : در مسائل اجتماعی برای آينده نمی توان به صورت قطعی پيش بينی كرد يعنی مسائل اجتماعی پيچيده تر از آن است كه يك نفر آن طوری كه مثلا يك منجم و متخصص ستاره شناسی خسوف و كسوف را پيش بينی میكند بتواند وضع جامعه را پيش بينی كند البته يك مطلب ديگر هست كه درباره آن هم بدون تكيه بر يك نوع ديد الهی يعنی جهان بينی الهی نمی شود نظر داد و آن اينست كه آينده جامعه بشريت چه آينده ای است ؟ ما معتقديم كه حركت جامعه ها و حركت انسانها به سوی استقلال هر چه بيشتر فكری و آزادی بيشتر از جبر محيط طبيعی و محيط اجتماعی و وابستگی بيشتر به ايمان و ايدئولوژی است و البته ما آينده را پيش بينی میكنيم كه آينده بشريت آينده جامعه توحيدی است ، جامعه توحيدی ، هم به مفهوم فكری و اعتقادی و هم به مفهوم اجتماعیو اما آينده بالخصوص انقلاب اسلامی ايران در اين مورد نيز به اصطلاح معروف تنبؤ يعنی پيامبر يگری نمی شود كرد كه به طور جزم آينده ای را پيش بينی نمود ولی به صورت اميدواری ، برای ما وضع حاضر بسيار بسيار اميدوار كننده است كه انقلاب اسلامی در آن جهت خودش به آن ثمر اسلامی ای كه بايد برسد ، در آينده انشاء الله خواهد رسيد
سؤال : يعنی منظورتان اينست كه انقلاب اسلامی ايران در آينده میتواند الگويی برای كشورهای ديگر باشد ؟ جواب : اينچنين ما فكر میكنيم ، ما فكر میكنيم كه میتواند الگويی باشد ، البته بعد از آنكه وضع داخلی خودش را سامان بدهد و از يك نوع نابسامانيها و يك رگه های بيگانه ای كه در آن وجود دارد خودش را خالص بكند
سؤال : استاد ! به نظر شما چه شرايطی برای تداوم انقلاب لازم است ؟ آيا همانطور كه در يك سری از سخنرانيهايتان فرموديد ، عدالت و آزادی ، معنويت و استقلال كافی به نظر میرسد ؟ جواب : نه ، همانطوری كه توجه كرديد آنچه كه من در آن سخنرانيها گفته ام ، به عنوان شرايط است شرايط يعنی چيزهايی كه بدون آنها مشروط امكان پذير نيست اما معنيش اين نيست كه حتما وجود آنها كافی است و هيچ شرط ديگری در كار نيست معمولا وقتی كه میگويند شرائط ، به اصطلاح شرط لازم را بيان میكنند نه شرط كافی آنچه كه من در آنجا گفتم يك سلسله از شرائط لازم بود مقصود من اين بود كه اين انقلاب اسلامی اگر بخواهد سلب كننده آزاديها باشد ، اين يك آفتی است در آن ، و اگر بخواهد نسبت به عدالت اجتماعی به معنی دقيق كلمه حساسيت كافی نداشته باشد به خطر خواهد افتاد اگر تحت تاثير مكتبهای ماترياليستی معنويت را كوچك و ضعيف بشمارد و گرايش مادی زياد پيدا بكند باز به خطر خواهد افتاد اگر استقلال را چه استقلال سياسی ، چه استقلال اقتصادی و چه استقلال مكتبی يعنی اينكه اسلام را به عنوان يك مكتب مستقل بشناسد و معرفی بكند نه اينكه از مكتبهای ديگر قسمتهايی را بگيرد و مخلوط بكند ، كوچك بشمارد باز در خطر است
من در آن جزوه ای كه به نام نهضتهای اسلامی در صد ساله اخير منتشر شد ، بحثی كرده ام تحت عنوان آفات نهضت در آنجا مسائلی را ذكر كرده ام غير از شرائط مذكور ، و هشدارهايی داده ام از آن جمله است مسئله رخنه فرصت طلبان هميشه يك نهضت بعد از آنكه پيروز شد و يا قبل از آنكه پيرز بشود در وقتی كه آثار و علائم پيروزی پيدا میشود و دوران سختيهای محض منقضی میگردد ، فورا افراد فرصت طلب كه از هر فرصتی استفاده میكنند خودشان را میاندازند توی نهضت و بعد هم آنچنان تندتر از ديگران شعار میدهند و داد و فرياد میكنند كه صدای انقلابيون اول را تقريبا تحت الشعاع قرار میدهند و اگر مراقبت نشود و جلوی اين فرصت طلبها اعم از افراد فرصت طلب يا گروههای فرصت طلب گرفته نشود قهرا نهضت به خطر خواهد افتاد همچنين در آنجا گفتهام كه يك نهضت خدايی يعنی يك نهضت مذهبی ضرورتا بايد در آن خلوص حكمفرما باشد و اگر نوعی ناخالصی ، هوا ، هوس ، طمع ، بالخصوص در رهبران نفوذ پيدا بكند ، نهضت مذهبی زود از بين خواهد رفت ، يعنی نهضتهای مذهبی بالخصوص ( همه نهضتها اينچنين است ولی نهضتهای مذهبی بالخصوص ) از نظر رخنه كردن هوا و هوسها و مطامع ، عجيب آسيب پذير است و در همان جزوه اين آيه را ذكر كرده ام كه قرآن میگويد : « اليوم يئس الذين كفروا من دينكم فلا تخشوهم و اخشون »قرآن به گونه ای تهديد میكند كه بعد از اين از من بترسيد يعنی از اينكه كاری بكنيد كه عقوبت الهی طبق سنت الهی شامل حال شما بشود و شما ديگر اين لياقت و استحقاق را از دست بدهيد بترسيد كه آنوقت طبق سنت الهی كه اگر مردمی از نظر اخلاق و روحيه فاسد شدند ، خدای متعال هم وضع اجتماعی آنها را تغيير میدهد ، [ خداند وضع اجتماعی شما را تغيير خواهد داد ] همچنين عوامل ديگری در آنجا ذكر كرده ام از قبيل كوتاهی كردن در عرضه كردن ايدئولوژی اسلامی به طور كامل و جامع ، و كوتاهی كردن در پاسخگويی به معترضها و در مقابله كردن با ايدئولوژيها كه زياد بايد جنبيد و زياد در اين زمينه كار كرد و الا اگر در اين جهت كوتاهی بشود باز نهضت رخنه پيدا میكند چيزهای ديگری هم گفته ام كه درآن كتاب هست
پس بنابراين آنچه كه من در آن سخنرانيها گفتم قسمتی از شرطهای لازم بوده نه همه شرطها
سؤال : استاد ! در حال حاضر به نظر میرسد كه نسل جوان نياز مبرمی به دانستن و فرا گرفتن اسلامی دارد و استقبال بی نظيری هم میكند آيا به نظر شما برای اقناع اين نسل از نظر فلسفه و احكام و دستورات اسلامی صرفا مجالس سخنرانی در محافل و مساجد كافی است و يا بايستی برای اين كار مركزی به همين منظور تاسيس میشود ؟ جواب : ابدا سخنرانی و مقاله و امثال اينها كافی نيست بلكه همين طوری كه توجه داريد مراكزی برای اين منظور لازم است . دانشكده ها و احيانا وجود يك دانشگاه كه در آن به سبك كلاسيك تدريس بشود لازم است ، دانشگاهی كه در آن علوم و معارف اسلامی تدريس بشود و علوم ديگر هم تا آنجا كه مربوط به علوم و معارف اسلامی میشود مثل مسائل روانشناسی ، جامعه شناسی ، مكاتب فلسفی و بالخصوص فلسفه مادی در آن آخرين حد و آخرين نظريه اش تدريس بشود و اسلام بايد به صورت فنی و علمی و كلاسيك رسما تدريس بشود والا سخنرانی كه يك كار آزاد و متفرقه است هرگز كافی نخواهد بود
سؤال : وزارت امر به معروف و نهی از منكر كه امام هم راجع به آن اشاره ای فرمودند چه خواهد بود و يا چه بايد باشد ، آيا با اين دانشگاههايی كه شما فرموديد ارتباطی میتوند داشته باشد ؟ جواب : آنچه ايشان فرمودند وزارت امر به معروف نيست اگر وزارت باشد يعنی اگر اسمش را وزارت بخواهيم بگذاريم معنايش اينست كه دستگاهی وابسته به دولت باشد و از بودجه دولت هم استفاده بكند و قهرا تحت مقررات و ضوابط دولتی باشد و زير نظر نخست وزير وقت و وزيری كه از ناحيه نخست وزير تعيين میشود باشد بلكه مقصودشان يك مؤسسه مستقل و وابسته به روحانيت است و اين نظريه بر اساس نظريه ديگری است كه ايشان درباره روحانيت دارند كه روحانيت بايد مستقل بماند همچنانكه در گذشته مستقل بوده است ، و نهضتهايی كه روحانيت كرده به دليل مسستقل بودنش بوده اينكه روحانيت شيعه توفيق پيدا كرده كه چندين نهضت و انقلاب را در صد ساله اخير رهبری بكند به دليل استقلالش از دستگاههای حاكمه وقت بوده حالا هم كه باز حكومت ، حكومت اسلامی میشود ، با اينكه حكومت اسلامی است ، ايشان معتقدند كه روحانيت بايد مستقل و به صورت مردمی مانند هميشه باقی بماند و روحانيت آميخته با دولت نشود ايشان با اينكه روحانيت به طور كلی وابسته به دولت شود آنچنانكه روحانيت اهل تسنن هست به شدت مخالفند ولو در دوره حكومت اسلامی ، و نيز با اينكه روحانيين بيايند جزء دولت بشوند و پستهای دولتی را رسما اشغال بكنند ، مخالفند اين كارهايی كه بالفعل كميته ها دارند كه در راس كميته ها غالبا روحانيين قرار گرفته اند ، يك امر اضطراری و اجباری است يعنی در شرائطی كه قوای انتظامی از هم پاشيده شد و تنها قوه و قدرتها در مساجد باقی ماند و افراد مسلمان اسلحه ها را در دست گرفتند ، چون اين افراد جز از روحانيين محل از كس ديگر معمولا اطاعت نمی كردند ، خودبخود بدون اينكه طرحی برايش ريخته شده باشد ، به جای اين مراكز انتظامی و كلانتری . . . و كميته ها به وجود آمد و از اول هم اين مطلب عنوان شد و هميشه گفته شده امروز هم گفته میشود كه وجود كميته ها موقت است و بايد هر چه زودتر و هر چه بهتر باز دستگاههای انتظامی دولتی بيايند مشغول كارشان بشوند و كميته ها هم پستها را تحويل آنها بدهند به هر حال روحانيت نه به طور مجموعه و دستگاه روحانيت بايد وابسته به دولت بشود و نه افرادی از روحانيين بيايند پستهای دولتی را به جای ديگران اشغال كنند بلكه روحانيت بايد همان پست خودش را كه ارشاد و هدايت و نظارت و مبارزه با انحرافات حكومتها و دولتهاست ، حفظ بكند در آينده هم همين پست را بايد حفظ بكند البته اين به معنی تحريم نيست ، به معنی پيشنهاد است ممكن است يك وقتی ضرورت ايجاب بكند كه يك فرد [ روحانی ] معينی چون كس ديگری نيست ، [ يك پست دولتی را اشغال كند ] ديگر نمی گوئيم چون بر روحانيين تحريم شده [ نبايد چنين بشود ] مثلا پست وزارت آموزش و پرورش را در نظر میگيريم اگر در شرايطی قرار بگيريم كه اتفاقا يك فرد غير روحانی صالحی [ برای تصدی اين پست ] نباشد ولی افراد صالح روحانی كه ضمنا تجربه در كار آموزش و پرورش هم زياد دارند و بهتر از ديگران میتوانند انجام دهند وجود داشته باشند ديگر نبايد گفت كه اينها به دليل اينكه روحانيند نبايد [ متصدی اين پست شوند ] ، تحريم شده بر اينها نه ، معنای مطلب اينست كه در شرائطی كه روحانی و غير روحانی هر دو وجود دارند و غير روحانی لااقل در شرائطی مساوی با روحانی وجود دارد تا چه رسد كه در شرائط بهتر وجود داشته باشد ، اولويت با غير روحانی است اين مؤسسه ، يعنی همان كاری كه روحانيين بايد انجام دهند ولی با تشكيلات تا حالا هم امر به معروف و نهی از منكر میكردند ولی به وسيله منابر و سخنرانيها و مقاله ها كه يك چيز ناقصی بود اين كار میخواهد به صورت يك تشكيلات منظم در بيايد كه تمام مملكت را بپوشد ، كلاس داشته باشد ، اصلا امر به معروف كلاس داشته باشد ، آموزش ببينند هر كسی كه چهار تا منبر ياد گرفت به خودش حق ندهد كه برود امر به معروف و نهی از منكر كند آن كسی كه میخواهد امر به معروف و نهی از منكر بكند بايد كلاس ببيند و ياد بگيرد و مجاز باشد برای اين كار و محدود باشد به طوری كه آن كسی كه در يك رشته میتواند امر به معروف و نهی از منكر بكند و نه در رشته ديگری ، از حد خودش تجاوز نكند به علاوه همه مراكز امر به معروف و نهی از منكر كه بايد تمام كشور را بپوشاند با يكديگر در ارتباط باشند و از يك مركز دستور بگيرند و يك نوع هماهنگی باشد و در حقيقت يك نوع پرورش دينی و مذهبی هماهنگ وجود داشته باشد
سؤال : آيا قدرت اجرائی هم میتوانند داشته باشند ؟ جواب : البته خود امر به معروف و نهی از منكر به حسب اصل قانون میتواند قدرت اجرائی هم داشته باشد ولی فعلا جزء اين طرح نيست چون قرار است يك طرح ديگری كه اين را هم لابد شنيده ايد اجرا شود و آن اينست كه يك ارتش ملی اسلامی به وجود بيايد كه هسته اش هم ريخته شده به نام پاسداران انقلاب كه آنها بايد تربيت اسلامی و نظامی پيدا كنند و از نظر ايدئولوژيكی تعليمات ببينند اين در كنار امر به معروف و نهی از منكر خواهد بود احيانا يك رابطه ای هم ميان اينها عنداللزوم برقرار شود مانعی ندارد ولی فعلا جزء طرح نيست يعنی فعلا آنهايی كه قدرت اجرائی دارند به صورت يك دستگاه مستقل كه الان شروع به كار هم كرده اند وجود دارند
بخش دوم وظائف حوزه های علميه
بسم الله الرحمن الرحيم وظائف حوزه های علميه حوزه های علميه و محيطهای روحانی ما ، مسؤول پاسداری ايمان جامعه اسلامی و دفاع از اصول و فروع دين مقدس اسلام از ديدگاه مذهب شيعه ، و تعليم و تبليغ آنها ، و عهده دار پاسخگوئی به نيازهای مذهبی مردم مسلماننددشواری و سنگينی اين مسؤوليتها در همه زمانها يكسان نيست ، بستگی دارد به درجه تمدن و سطح فرهنگ جامعه و ميزان آگاهی مردم به مسائل مختلف از يك طرف ، و درجه فعاليت نيروهای مخالف از طرف ديگر
همانطور كه در حديث شريف كافی آمده است : « العالم بزمانه لا يهجم عليه اللوابس » آشنائی با اوضاع و جريانات زمان و شناخت عوامل دستاندركار اجتماع ، امكان پيش بينی میدهد و با پيش بينی ها میتوان به مقابله با حوادث ناگوار شتافت همچنانكه امكان بهره برداری از فرصتهای مساعدی كه تحولات زمان پيش میآورد ، به وجود میآورد
بديهی است كه مفهوم مخالف جمله گرانقيمت فوق اينست : الجاهل بزمانه يهجم عليه اللوابس آنكه نمی داند در جهانی كه زندگانی میكند چه میگذرد ؟ چه عواملی دست اندر كار ساختن جامعه به ميل خود هستند ؟ چه تخمهائی در زمان حاضر پاشيده میشود كه در آينده سر بر خواهند آورد ؟ روزگار آبستن چه حوادثی است ؟ هرگز نمی تواند به مقابله با نيروهای مهاجم برخيزد و يا از فرصتهای طلائی زودگذر اغتنام جويد واضح است كه توجه و بی توجهی قشری كه مسؤوليت هدايت و رهبری و رعايت و پاسداری جامعه خود را دارند از نظر آگاهی به اوضاع اهميت فوق العاده بيشتری دارد
اگر وضع امروز خود را با هشتاد سال پيش ( پيش از مشروطيت ايران ) مقايسه كنيم میبينيم روحانيت آنروز مواجه بوده با جامعه ای بسته و راكد ، با جامعه ای كه هيچگونه واردات فكری نداشته جز آنچه از حوزه علمی دينی صادر میشده است فرضا از آن حوزه ها جز رساله ای عملی يا كتابهائی در حدود جلاء العيون و حليه المتقين و معراج السعاده صادر نمی شده است ، آن جامعه نيز مصرف فكری جز اينها نداشته است
ولی امروز اين توازن به شدت بهم خورده است امروز به طور مستمر از طريق دبستانها ، دبيرستانها ، دانشگاهها ، مؤسسات آشكار و پنهان نشر كتاب ، وسائل ارتباط جمعی از قبيل راديو ، تلويزيون ، سينماها ، روزنامه ها ، مجلات هفتگی و ماهانه و سالانه ، كنفرانسها ، سخنرانيها ، و از طريق برخورد با مردمی كه از سرزمينهای ديگر به كشور ما آمده اند و از طريق مسافرتها به كشورهای خارج ، هزاران نوع انديشه به اين جامعه صادر میشود ، كه اگر انديشه هائی كه از حوزه های علمی دينی و يا وسيله شخصيتهای مبرز مذهبی در خارج اين حوزه ها صادر میشود - با اينكه نسبت به گذشته در سطح بالاتری قرار گرفته است - با آنچه از جاهای ديگر صادر میشود مقايسه شود رقم ناچيزی را تشكيل میدهد و میتوان گفت نزديك به صفر است
حتی خود حوزه های علميه ما هم اكنون يكی از بازارهای پررونق انديشه هائی است كه از كانونهای غير مذهبی و يا ضد مذهب صادر میشود
اينجا است كه هر فرد متدين آگاه ، ضرورت تجديد نظر در برنامه های حوزه های علميه را شديدا احساس میكند
نكته ای كه ضرورت دارد از آغاز مورد توجه قرار گيرد اينست كه هر گونه تجديد نظر و تحول در برنامه های حوزه های علميه بايد بر اساس همان فرهنگ غنی و قديم اسلامی و ادامه همان راه و تسريع در حركت آن و آفت زدائی از آن بوده باشد همين فرهنگ كه از جوهر حياتی نيرومندی برخوردار است و متأسفانه در اثر غفلت پاسداران آن قسمتهای مهمی از آن به فراموشی سپرده شده و دچار زنگ زدگی شده و قسمتهائی از آن به نوعی آفتها دچار شده ، بايد از نو احيا شود و از عناصری كه فرهنگهای جديد به وجود آورده اند تغذيه كند و مسير رشد و توسعه و تكامل خود را طی نمايد
لازم به تأكيد است كه هر گونه تجديد نظر مبنی بر جايگزين ساختن يك فرهنگ ديگر به جای فرهنگ اصيل هزار و سيصد ساله اسلامی ، خيانت به اسلام و مسلمين است و نتيجه ای جز كشاندن امت اسلامی به دامن فرهنگ و تفكر بيگانه شرقی يا غربی ، چپ يا راست ، ندارد
خوشبختانه تحولات جديد و پيشرفتهای علوم جديد ضمن اينكه مسئوليتها را دشوارتر و سنگينتر كرده ، فرصتهای بسيار مناسبی نيز به وجود آورده و اصالت فرهنگ اسلامی را روشنتر و زمينه شكوفائی آنرا فراهمتر كرده است
حوزه های علميه ما اگر از محدوديتهای مصنوعی كه خود برای خود به وجود آورده اند خارج گردند و با استفاده از پيشرفت علوم انسانی جديد به احياء فرهنگ كهن خود و آراستن و پيراستن آن بپردازند و آنرا تكميل نمايند و به پيش سوق دهند ( كه آمادگی تكامل و پيشروی دارد ) میتوانند از اين انزوای حقارت آميز علمی خارج شوند و كالاهای فرهنگی خود را در زمينه های مختلف معنوی ، فلسفی ، اخلاقی ، حقوقی ، روانی ، اجتماعی ، تاريخی با كمال افتخار وسربلندی به جهان دانش عرضه نمايند
بديهی است كه انجام چنين رسالت مقدسی نيازمند به شوراها و طرحهای متعدد ، هر كدام برای مدت معين است آنچه در اين اوراق ذكر میشود ، ارزش اينكه نام طرح به آن داده شود ، ندارد ، يك سلسله تذكرات است كه به نظر نويسنده از نظر " وظائف " و مسؤوليتها رسيده است و در اين اوراق يادداشت میشود
اين وظائف را در دو بخش ذكر میكنيم بخش اول تحت عنوان وظائف اصلی و بخش دوم تحت عنوان وظائف فعلی
منظور از وظائف اصلی مجموع اموری است كه ايده آل و كمال مطلوب در حوزه های علميه محسوب میشود ، كه اگر اين حوزه ها در صدد بر آمدند و امكانش را تحصيل كردند همه آنها را بايد انجام دهند ، و منظور از وظائف فعلی ، مجموع كارهائی است كه در حال حاضر شروع به آنها در امكان مدرسين عاليقدر فعلی حوزه علميه قم است . بديهی است كه هر اندازه به حول و قوه الهی ، بر امكانات تدريجا افزوده شود ، قسمتهائی از وظائف اصلی جزء وظائف فعلی قرار میگيرد
وظائف اصلی
1 - احياء همه علومی كه هم اكنون جزء علوم اسلامی محسوب میشود : از تفسير ، حديث ، درايه ، رجال ، فقه ، اصول ، ادبيات ، تاريخ اسلام ، تاريخ ملتهای مسلمان ، كلام اسلامی ، فلسفه اسلامی ، عرفان اسلامی ، اخلاق اسلامی ، منطق اسلامی ، با توجه به سير تحولی و تاريخی آنها و مشخص ساختن نقش شخصيتهائی كه در پيشبرد اين علوم مؤثر بوده اند يعنی علاوه بر اينكه خود اين علوم مشمول احياء و اصلاح و آرايش و پيرايش قرار میگيرند ، تاريخ تحول اين علوم نيز دقيقا مشخص میشود2 - حفظ و نگهداری و نگهبانی مواريث فرهنگی اسلامی ، اعم از علمی و فنی از طريق فهرست كردن و گردآوردن در حد امكان
3 - برقراری رابطه علمی با همه مراكز علمی اسلامی در كشورهای عربی ، آفريقائی ، آسيائی ، اروپائی ، و اطلاع از فعاليتهای اسلامی در آن مراكز
4 - تقويت و ترويج زبان عربی در حد مكالمه كامل و استفاده وافی از هر نوع كتاب عربی به زبان معاصر
5 - آشنائی هر فرد لااقل با يك زبان خارجی در حد استفاده از كتابها و سخنرانيها
6 - ادبيات فارسی در جنبه های ارتباط با فرهنگ اسلامی و شناختن زبان فارسی به عنوان زبان دوم اسلامی
7 - آشنائی با علوم انسانی جديد از قبيل روانشناسی ، جامعه شناسی ، جغرافی جهانی ، تاريخ جهانی ، در حد بيگانه نبودن . 8 - اطلاع بر فلسفه اخلاق ، تعليم و تعلم مكاتب اخلاقی گوناگون قديم و جديد و مقايسه با اخلاق اسلامی ، در حد اجتهاد و تخصص
9 - اطلاع بر فلسفه تاريخ و تعليم مكاتب مختلف اين فلسفه و روشن ساختن فلسفه تاريخ از نظر قرآن ، در حد اجتهاد و تخصص
10 - اطلاع بر مكاتب و سيستمهای اقتصادی جهان و تعليم و تعلم آن مكاتب و روشن ساختن اصول اقتصاد اسلامی ، در حد تخصص و اجتهاد
11 - شناخت ماهيت تمدن و فرهنگ اسلامی ، توأم با مقايسه با همه تمدنها و فرهنگهای ديگر ، و روشن ساختن اصالت آن و مميزات آن و معرفی روح اين فرهنگ
12 - تاريخ اديان در حد آشنائی و بيگانه نبودن ، و احيانا در حد تخصص و اجتهاد
13 - تعليم مكتبهای رائج الحادی معاصر به صورت بسيار دقيق از قبيل ماركسيسم ، اگزيستانسياليسم ، نهليسم و غيره ، و نقد آنها با موازين اسلامی
14 - تعليم مكاتب حقوقی قديم و معاصر و مقايسه با حقوق اسلامی به عنوان حقوق تطبيقی
15 - فلسفه تطبيقی بر اساس تعليم زنده ترين مكاتب فلسفی معاصر و مقايسه با فلسفه اسلامی
16 - منطق تطبيقی بر اساس تعليم روشهای منطقی جديد ، بالخصوص منطق سمبوليك و مقايسه با منطق اسلامی
17 - سيره نبوی و سيره ائمه اطهار عليهم السلام به صورت تحليلی و تفسيری
18 - مسائل قرآنی شامل تاريخ نزول آيات و سور ، اعجاز قرآن ، محكم و متشابه قرآن ، ناسخ و منسوخ قرآن ، معارف قرآن و غيره
19 - نقش اساسی شيعه در علوم و فرهنگ اسلامی
20 - تاريخ جهادهای علمی و اخلاقی و اجتماعی شيعه
21 - بحثهای مربوط به امامت ، خصوصا با توجه به انحرافات جديد
22 - اثبات امامت به طور عام و امامت هر يك از ائمه به نحو خاص ( جزء كلام است )
23 - مسائل مربوط به وحی و نبوت و اثبات علمی بودن وحی ( جزء كلام است )
24 - مسائل مربوط به معاد ( مندرح در كلام است )
25 - مسائل مربوط به توحيد ( مندرج در كلام است )
26 - رشته ای شدن و تخصصی شدن به علوم و ادبی ، تاريخی ، اصول دينی ، فروع دينی و غيره
وظائف فعلی
آنچه فعلا در امكان آقايان مدرسين است و از هم اكنون بايد شروع به كار شود :1 - كلام جديد - با توجه به اينكه كلام علمی است كه دو وظيفه دارد يكی دفاع و رد شبهات و ايرادات به اصول و فروع اسلام و ديگر بيان يك سلسله تأييدات برای اصول و فروع اسلام ، كلام قديم تماما متوجه اين دو قسمت است ، و با توجه به اينكه در عصر ما شبهاتی پيدا شده كه در قديم نبوده و تأييداتی پيدا شده كه از مختصات پيشرفتهای علمی جديد است و بسياری از شبهات قديم در زمان ما بلاموضوع است همچنانكه بسياری از تأييدات گذشته ارزش خود را از دست داده است ، از اينرو لازم است كلام جديدی تأسيس شود
در كلام جديد حداقل مسائل زير مورد بحث قرار میگيرد : الف - فلسفه دين ، علل پيدايش آن از نظر روانشناسان و جامعه شناسان ، نظريات مختلفی كه در اين زمينه داده شده و همه نقض و طرد شده است ، مسأله فطرت دينی و بحث عميق انسانی درباره فطرت و فطريات ، آينده دين و مذهب ، مهدويت در اسلام
ب - وحی و الهام از نظر علوم روانی جديد ( مسأله نبوت )
ج - بررسی مجدد ادله توحيد با توجه به ايرادات و شبهاتی كه ماديين جديد بر براهين توحيد از آن جمله برهان نظم و برهان حدوث و برهان وجوب و امكان و غيره كرده اند و با توجه به تأييدات جديد در همه آن زمينه ها و همچنين بحث اساسی درباره شبهات ماديين در همه زمينه ها خصوصا در زمينه عدل الهی و عنايت الهی
د - بحث امامت و رهبری از جنبه اجتماعی با توجه به مسائل مهمی كه امروز در مسائل مربوط به مديريت و رهبری گفته شده است ، و با توجه به مسائل مربوط به جنبه معنوی امامت و انسان كامل در هر زمان
ه - مسائل خاص حضرت رسول و قرآن و شبهاتی كه در اين زمينه شده است
2 - فلسفه تاريخ با توجه به مكاتب قديم و جديد از نظريه ابن خلدون گرفته تا نظريه توئن بی در زمان حاضر و مخصوصا نظريه ماركسيسم در اين بخش ، از اسلام و مقتضيات زمان نيز بحث میشود
3 - فلسفه اخلاق ، مشتمل بر بيان همه فلسفه های اخلاق قديم و جديد ، مذهبی و غير مذهبی و تدوين يك فلسفه اخلاق متقن اسلامی و بطور كلی بحثی در تعليم و تربيت اسلامی
4 - اقتصاد اسلامی با تبيين مشخصات اقتصاد سرمايه داری و اقتصاد سوسياليستی و وجوه اشتراك و افتراق اقتصاد اسلامی با هر يك از آنها
5 - فلسفه اجتماع از نظر تطبيقی و بيان اصول اجتماعی اسلام و جامعه ايده آل اسلامی
بخش سوم زنان و انقلاب اسلامی
بسم الله الرحمن الرحيم به عنوان مقدمهنقش بانوان در تاريخ معاصر ايران
از چاپ اول كتاب مسأله حجاب ده سال و اندی و از چاپ اول كتاب نظام حقوق زن در اسلام در حدود شش سال میگذرد در اين دو كتاب وضع و موقع زن ، نقش زن در زندگی ، وظائف زن ، حقوق زن بررسی شد و منطق اسلام در اين مسائل روشن گشت در فاصله اين ده سال تحولی شگرف در زندگی ما ايرانيان پديد آمد ، انقلابی عظيم و خيره كننده رخ داد كه چشم جهانيان را خيره كرد ، همه را به اعجاب و تحسين واداشت ، كشور ايران وارد مرحله نوينی از تاريخ خود شد ، رژيم كهن شاهنشاهی را به دور افكند و دست اندر كار تحقق بخشيدن نظامی اسلامی است و سر آن دارد حوزه وسيع منطقه اسلامی را كه صدها ميليون مسلمان را در بر گرفته است به راه خود بكشاند و جهان سومی به نام جهان اسلامی بيافرينداكنون ضرورت ايجاب میكند كه وضع و موقع زن در اين ده سال و در جريان اين انقلاب عظيم اسلامی مورد بررسی قرار گيرد كه بانوان در اين انقلاب چه سهم و نقشی داشته اند و چه عواملی موجب گشت كه بانوان در اين مقطع تاريخی بی نظير سهم عمده ای به خود اختصاص دهند
انقلاب اسلامی ايران ويژگيهائی دارد كه در مجموع خود آنرا در ميان همه انقلابات جهان بی نظير و بی رقيب ساخته است يكی از آن ويژگيها ذی سهم بودن بانوان است
بانوان سهم بزرگی از انقلاب را به خود اختصاص دادند و اين حقيقتی است كه جملگی برآنند رهبر عظيم الشأن انقلاب اسلامی ايران بارها با تكريم و تحسين از نقش فعال بانوان ياد كرده اند و احيانا سهم آنانرا عظيمتر از سهم مردان شمرده اند رهبر انقلاب اسلامی ايران با تيزبينی و تيزهوشی خاص خود در يافته بودند كه انقلاب اسلامی ايران بدون شركت بانوان به ثمر نخواهد رسيد ، از اينرو شركت آنانرا در مراسم انقلابی واجب و لازم شمردند ، و حتی موافقت پدر يا شوهر را لازم ندانستند
بانوان با ايمان ما ، پس از آنكه از فرمان رهبر آگاه شدند با حفظ اصول و موازين اسلامی از هيچگونه فداكاری در راه به ثمر رساندن انقلاب خودداری نكردند ، پا به پای مردان راهپيمايی كردند ، شعار دادند ، در تظاهرات شركت كردند ، شهيد دادند ، زندان رفتند ، شكنجه كشيدند ، آواره خانه و خانواده شدند ، دربدری كشيدند ، محروميتها متحمل شدند
به نظر میرسد اينچنين نقش تاريخی برای زن در جهان بی سابقه است در تاريخ اسلام خودمان تنها در صدر اسلام است كه میبينيم بانوان نقش مؤثری از نظر سياسی يا نظامی يا فرهنگی ايفا كرده اند ، در دوره های متأخر تدريجا اين نقش ضعيف شده و احيانا به صفر رسيده است و همين جهت ايجاب میكند كه تحقيق كنيم چه عواملی موجب گشت كه زن بار ديگر در صحنه تاريخ ظاهر شود و تاريخ را از ( مذكر ) بودن محض خارج كند و آنرا " مؤنث " ( = مذكر - مؤنث ) نمايد ؟ پيش از آنكه وارد اين بحث شويم ياد آوری اين نكته ضروری است كه منظور ما از نقش داشتن و نقش نداشتن زن در تاريخ ، نقش مستقيم و ظاهر شدن زن در صحنه تاريخ است ، اما نقش غير مستقيم و پشت جبهه و صحنه را زن همواره برای خود محفوظ داشته است
زنان در طول تاريخ تنها مولد و زاينده مردان و پرورش دهنده جسم آنها نبوده اند ، بلكه الهام بخش و نيرو دهنده و مكمل مردانگی آنها بوده اند زنان از پشت صحنه و از پشت جبهه جنگ همواره به مردان مردانگی میبخشيده اند ما در بسياری از اشعار حماسی عربی و فارسی میبينيم كه دليران و دلاوران در حماسه های خود زنانرا مخاطب قرار داده و از مردانگی و شجاعت و دلاوری خود داد سخن داده اند ، گوئی مرد آگاهانه و يا ناآگاهانه از همه دليريها و دلاوريهای خود رضايت و تحسين و جلب رضايت زن را منظور میداشته است اگر فرصتی دست دهد و قطعات ادبی نظم و نثر كه در اين زمينه انشاء شده يك جا گرد آيد يك فراز جالب و قابل مطالعه ای از نظر جامعه شناسی فراهم میگردد اينكه میگويند زن آفريننده عشق است و عشق آفريننده مرد و مرد آفريننده تاريخ ، ناظر به نقش غير مستقيم زن در سازندگی تاريخ است
زن نقش سازندگی غير مستقيم تاريخی خود را مديون اخلاق ويژه جنسی خويش ، يعنی حيا و عفاف و تقوا و دور باش زنانه خويش است آنجا كه زن دور باش حيا و عفاف را حفظ نكرده وخود را به ابتذال كشانده اين نقش تاريخی را از دست داده است به حق در مورد حيا و عفاف زن گفته شده است : " حيا پاداشهای خود را پس انداز میكند و در نتيجه نيرو و شجاعت مرد را بالا می برد و او را به اقدامات مهم وا میدارد ، قوائی را كه در زير سطح آرام حيات ما ذخيره شده است بيرون میريزد " ( 1 )
از اينرو گوئی نوعی تضاد و تعارض ميان اين دو نقش وجود دارد : يا نقش غير مستقيم و از صحنه بيرون بودن و يا نقش مستقيم و پشت جبهه را رها كردن و نقش غير مستقيم نداشتن اما در حقيقت تضاد و تعارض غير قابل جمعی در كار نيست يك راه باريك و ظريف وجود دارد كه زن اگر از آن راه برود هر دو نقش را در آن واحد میتواند ايفا كند آن راه باريك و ظريف همان است كه بانوان ما در ده ساله اخير طی كردند ويژگی دخالت زن در انقلاب اسلامی ايران در اينست كه زن مسلمان ايرانی در عين اينكه در صحنه تاريخ ظاهر شد و مستقيما در كار سازندگی تاريخ با مرد شركت كرد ، پشت جبهه را رها نكرد ، حيا و عفاف و پوشش لازم را از كف نداد ، دور باش خويش و كرامت و عزت زنانه خويش را محفوظ داشت و خويشتن را مانند زن غربی و زن مدل پهلوی به ابتذال نكشانيد
زنان از نظر نقش تاريخی دوره های سه گانه ای را طی كرده اند در برخی دوره ها و بر اساس برخی طرز تفكرها دخالت
پاورقی : 1 - ويل دورانت ، لذات فلسفه ، صفحه . 133
مستقيم زن در ساختن تاريخ منفی است در اين دوره ها زن جز در اندرون خانه كاری ندارد و نمی تواند داشته باشد و صرفا يك كالای اندرونی است طبعا در چنين شرائطی هيچيك از استعدادهای انسانيش يعنی تفكر ، آگاهی ، بيداری ، آزادگی ، اراده و اختيار و انتخاب ، هنر و خلاقيت و ابداع و حتی عبادت و سلوك عارفانه الی الله رشد لازم را طی نمی كند در اينگونه جوامع در حكم يك وسيله و ابزار زندگی خانوادگی است ، يك " شیء " است و به حكم اينكه محيط زندگی زن محدود است به درون خانواده و در بازار به اصطلاح آزاد دسترسی به او ميسر نيست ، برای مرد عزيز و گرانبها است از اينرو زن در چنين دوره ها و چنين محيطها يك " شیء گرانبها " است مانند هر " شیء نفيس و گرانبهای " ديگر از قبيل برليان و الماس و غيره در اينگونه دوره ها تاريخ طبعا " مذكر " است ، زنان نقش مستقيم و محسوس و ملموس در ساختن تاريخ ندارند اگر ما به تاريخ گذشته پيش از نيم قرن اخير خودمان برويم عينا همين وضع را میبينيم ، میبينيم زن وجود دارد اما به صورت يك " شیء عزيز و نفيس و گرانبها " و معمولا بی دخالت در تاريخ و حوادث تاريخیدر برخی جوامع زن خانه را رها كرده و وارد اجتماع شده است ، در شؤون علمی ، هنری ، فكری ، سياسی شريك مرد شده است و به صورت " شخص " در آمده است ، اما نظر به اينكه مدار خويش را به كلی رها كرده و حريم را به كنار زده و خود را رايگان در دسترس مرد قرار داده و در اماكن عمومی ، كاباره ها ، دانسينگها ، حاشيه خيابانها حضور و آمادگی خود را اعلام داشته است ، ارزش و بهای خود را از دست داده است در اين جوامع زن شخص است اما " شخص بی بها " در اينگونه جوامع زن حضور خود را در صحنه تاريخ ثابت كرده در حالی كه پشت جبهه را رها كرده است نقش مستقيم خود را در سازندگی تاريخ به كف آورده اما نقش غير مستقيم را كه از آن كمتر نيست از كف داده است
آنجا كه زن نقش غير مستقيم خود را از دست میدهد هم خود را تباه میسازد و هم مرد را زن " مدل پهلوی " كه نزديك چهل سال قشر عظيمی از جامعه زن ايرانی را تشكيل میداد از اين نوع بود . . . ( 1 )
پاورقی :
1 - افسوس كه منافقان فرصت نگارش بقيه مقاله را به استاد ندادند
نقش زن در جمهوری اسلامی
الحمد لله رب العالمين باریء الخلائق اجمعين و الصلوه و السلام علی سيدنا و نبينا ابی القاسم محمد و آله الطيبين الطاهرين المعصومينموضوعی كه امشب اعلام شده است كه درباره آن سخن گفته بشود " ويژگيهای جمهوری اسلامی " است جمهوری اسلامی ويژگيهايی دارد يكی از آن ويژگيها كه اعلان كرده اند من در اين جلسه درباره اش صحبت بكنم ، " نقش زن در جمهوری اسلامی " است درباره اين مسئله از جنبه های مختلفی میتوان صحبت كرد يكی اينكه نقش زنان در به ثمر رسيدن جمهوری اسلامی و در واقع نقش زنان در انقلاب اسلامی ايران كه منتهی به جمهوری اسلامی میشود چيست ؟ و ديگر اينكه نقش زن در آينده چيست ؟ در رژيم جمهوری اسلامی زنان چه نقش اجتماعی خواهند داشت ؟ در آن جامعه ای كه جامعه اسلامی خواهد بود و با رژيم جمهوری اسلامی اداره میشود ، خانمها چه نقشی خواهند داشت ؟ آيا نقش خواهند مردها را هم چند برابر میكنند يعنی نه تنها ترمزی برای مردها نمی شوند ، نيروی محركی هم برای مردها به شمار میروند ، و اين مطلب در اين نهضت فوق العاده مشهود بود البته عرض كردم اين علاوه بر نقش مستقيم فوق العاده و خارق العاده ای است كه خانمها در اين قضايا داشتند و آن شركتشان در تظاهرات و راهپيمائيها آنهم با حفظ ميزانها و معيارهای اسلامی و با شعارهای اسلامی و از اينها بالاتر جلوی گلوله ها رفتن است كه در روز هفده شهريور در ميدان شهدا آن طوری كه معمولا نقل میكنند و فيلمها نشان میدهد زنها بيشتر از مردها شهيد دادند و اين زنها بودند كه در ميدان شهدا نشستند و مورد رگبار ظالمانه دشمن قرار گرفتند و چقدر زن در آنجا شهيد شد ! و اين فاجعه هفده شهريور نقطه عطف عجيبی در اين انقلاب اسلامی بود ، يعنی جريانی بود كه همان وقت گفته شد كه فرماندار نظامی وقت تهران رفت پيش شاه بعد از اين تيرباران عجيب مردم كه بيش از هزار نفر به شهادت رسيدند و تا سه هزار شهيد هم گفته اند و فكر میكردند كه ديگر انقلاب را خواباندند همانطور كه در پانزده خرداد مشاهده كرديد در پانزده خرداد زنان نقش زيادی نداشتند بعد از پانزده خرداد يك نوع حالت وحشت و عقب نشينی ولو برای مدت موقت در مردم پيدا شد فاجعه خونين پانزده خرداد پانزده سال اين انقلاب را عقب انداخت بعد از فاجعه هفده شهريور كه از نظر كشتار از فاجعه پانزده خرداد مهمتر بود گفتند كه فرماندار نظامی وقت رفت پيش شاه و گفت قربان ! تا بيست و پنج سال ديگر خيالتان راحت باشد ولی از فردايش دو مرتبه قضيه شروع شد اگر زنها شركت نمی داشتند مطمئنا از فردايش هر زنی دست بچه خودش را میگرفت ، دست شوهر خودش را میگرفت می گفت ديگر نمی گذارم از خانه بروی بيرون ، ولی از فردايش بيشتر تشويق و ترغيب كردند و اين فاجعه نه تنها وقفه ای ايجاد نكرد و چوب لای چرخ انقلاب نگذاشت بلكه حركت موتور انقلاب را شديدتر و تندتر كرد حالا ريشه اين قضيه چيست ؟ چه تحولی در طول اين ده بيست سال رخ داد كه زنان توانستند يك چنين نقش اجتماعی انقلابی را ايفا كنند
در اينجا من میخواهم به يك اصل كلی كه هم برای مردها و هم برای زنها مفيد است اشاره كنم و آن اينكه انسان با دو بال حركت میكند يكی بال آگاهی است انسان بی خبر جاهل اصلا از محيط خودش آگاه نيست ، اصلا نمی داند چه میگذرد او به افق حيوان بلكه به افق جماد نزديك است اصلا نمی داند چه خبر است انسان اگر بخواهد حركت بكند ، بايد آگاه باشد و بداند ، بايد بفهمد و درك بكند ، بايد عالم باشد و با دانش آشنايی داشته باشد ، با انواع دانشها از آن جمله دانش اجتماعی آدم بی خبر و ناآگاه كور است آدم كور چه حركت تندی میتواند بكند ؟ آدمی كه از چشم ظاهر محروم است ، وقتی در خيابان راه میرود میبينيد با چه احتياطی عصايش را به زمين میزند و قدم بر میدارد ؟ ! ولی همان آدم اگر چشم داشته باشد ، با چه سرعتی در خيابان حركت میكند ؟ به صورت مارپيچ از لای ماشينها خودش را رد میكند در حالی كه يك آدم كور اگر بخواهد از يك طرف خيابان به طرف ديگر آن برود ، نمی تواند مگر ديگری دستش را بگيرد
مستبدها و استعمارگرها سالهای زياد از ناآگاهی و بی خبری مردم استفاده می كردند مردم ناآگاه و بی خبر بودند ، هر كاری دلش میخواست میكرد ، هر جنايتی مرتكب میشد ، اگر لاقبا ، يك سيد تك ، هيچ چيز هم نداشت ، هيچ وسيله ای نداشت يك طلبه چند سالی در قزوين ، مختصری در تهران ، چهار سالی هم در نجف تحصيل كرد سرپرشوری داشت به فكر آگاه سازی ملل مسلمان افتاد راه افتاد با آن مشكلاتی كه مسافرتها در آن زمان داشت اكثر كشورهای اسلامی را گردش كرد و از نزديك مطالعه نمود ايران را كه خودش ايرانی بود ديده بود به تركيه رفت آن زمان دوره عثمانی بود تركيه مركز خلافت اسلامی بود يعنی در واقع همه كشورهای اسلامی غير از كشور ايران كه شيعه بود زير نفوذ تركيه آنوقت بود ، يا جزئش بودند و يا تحت الحمايه اش بودند مصر رفت ، مدتها در مصر ماند ، سفر مكه رفت ، حجاز را ديد ، هند رفت ، هندوستان را كاملا از نزديك مطالعه كرد ، افغانستان رفت ، همه اين كشورهای اسلامی را پا زد ، از نزديك مطالعه كرد و در همه جا هم به افشاگری و بيدارسازی پرداخت به علاوه به كشورهای اروپايی رفت ، دنيای غرب را شناخت ، به مقاصد و نيات دنيای غرب آگاه شد ، ريشه دردها را شناخت ، ريشه دردها را در استبداد داخلی و استعمار خارجی تشخيص داد بيماری روانی مردم را جدايی دين از سياست دانست ديد عجب فكر خطرناكی را استعمار در ميان مردم تبليغ كرده كه دين يك مسئله است ، سياست مسئله ای ديگر ، كار دين را به دينداران واگذاريد ، كار دين جايش مسجد است دين يعنی در مسجد و معبد بودن ، دعا و نماز خواندن ميدان سياست و ميدان اجتماع چيز ديگری است همين چندی پيش بعد از رفتن شاه و قبل از آمدن امام ، ديديد انورسادات اين عامل استعمار خارجی چه حرفی زد ؟ ! او هم به مردم مصر گفت بايد در مصر جدايی دين از سياست حفظ شود ، دين مال مساجد و معابد است سيد جمال فكر جدايی دين از سياست را به كلی محكوم كرد كه اسلام دين سياست است ، اسلام دين اجتماع است پيغمبر اسلام همين قدر كه از آن اسارت مكه خارج شد و هجرت كرد به مدينه و يك محيط آزاد پيدا كرد ، اول كاری كه كرد حكومت تشكيل داد خودش در رأس يك حكومت قرار گرفت
غرض اينكه يك نفر با نداشتن هيچ وسيله ای توانست به ملتهای مسلمان آگاهی ببخشد تمام نهضتهای اسلامی كه در كشورهای اسلامی رخ داده مثل نهضت مشروطيت در ايران ، انقلاب استقلال در عراق ، نهضتهای آزاديبخش در هندوستان ، در افغانستان ، در تركيه ، در مصر ، در هر يك از كشورهای عربی ، بذرش را سيد جمال در صد سال پيش كاشت
مردم را برای هميشه نمی شود ناآگاه نگه داشت گذشته از اين خود پيشرفت و توسعه تمدن خواه ناخواه منجر به يك سلسله بيداريها میشود ماشين چاپ كه اختراع شد ، مطبوعات خواه ناخواه زياد میشود استعمار چه بخواهد چه نخواهد ، افكار پخش میشود و انواع وسائل ارتباطی ديگری كه هست اين بود كه به فكر نيرنگ ديگری افتادند و آن اينست كه آن بال ديگر را خراب كنند بال ديگر چيست ؟ بال اراده ، بال احساس شرف و كرامت ذات و اينكه من انسان هستم ، بال اخلاق تا وقتی كه مردم جاهل بودند ، برنامه فاسد كردن انسانها از نظر اخلاق چندان برای استعمار مطرح نبود ، نيازی به آن نبود ولی از روزی كه ديدند آگاهی تدريجا دارد پيدا میشود ، نمی شود جلوی آگاهی را گرفت و مردم با برای هميشه در بی خبری گذاشت ، گفتند حالا وقت اينست كه آن بال ديگر را از مردم بگيريم و آن ، بال اخلاق ، بال پاكی و طهارت است اينجا بود كه به مسئله اشاعه انواع فساد اخلاقها به عنوان يك مخدر و يك امر تخدير كننده پرداختند ولی اين مسئله را به اين نام نمی گفتند ، همان را هم به نام تمدن میگفتند ، به نام پيشرفت ، به نام آزادی به نام تمدن و پيشرفت و آزادی ، از راه فساد اخلاق ، بی حسی ايجاد میكردند انسان اگر عالم و آگاه هم بشود ، وقتی كه خلقش ، روحيه اش فاسد شد ، نه تنها آن آگاهی به سود خودش و به سود جامعه اش نيست بلكه همان آگاهی بيشتر به زيان جامعه اش تمام میگردد میشود : ( چو دزدی با چراغ آيد گزيده تر برد كالا ) تا روزی كه دزد نبود چراغ نداشت ، از روزی كه چراغ پيدا كرد ، دزدش كردند كه از آن چراغ به نفع دزدی استفاده كند اين يك برنامه ای بود كه اشخاص آگاه متوجه آن بودند
در حدود هفده سال پيش شايد چند ماهی قبل از انقلاب پانزده خرداد ، در آبادان می خواستند يك سينما بسازند در كنار مسجد بعد از فوت مرحوم آيه الله بروجردی بود در زمان حيات ايشان نمی توانستند اين كار را بكنند هنوز هم مراجع بعدی قوت و قدرتی پيدا نكرده بودند از اين خلا فورا میخواستند اينجور استفاده ها ببرند علمای خوزستان داد و فرياد كردند كه حالا سينما میخواهيد بسازيد چرا كنار مسجد ؟ ! آمدند قم و تهران و علما هم شروع كردند به اقدام كردن به انواع مختلف اقدامها : تلگرافها ، اعتراضها ، انتقادها يكی از روحانيون كه مأمور شده بود برود با يكی از مقامات در اين زمينه صحبت بكند كه آقا آخر اين چه مرضی است كه شما داريد ، خود او برای من نقل كرد كه من به آن مقام گفتم آقا ! من فعلا راجع به سينما حرفی ندارم من نمی خواهم به شما بگويم سينما نداشته باشيد چون گوش نمی كنيد اين كارهای شما از نظر خودتان حساب شده است چه منطقی در اينجا داريد ؟ ( گفت خيلی صريح و رك با او حرف زدم ) گفتم ممكن است بگوئيد كه ما میخواهيم از اين راه تمدن را توسعه بدهيم ممكن است بگوئيد كه ما میخواهيم از اين راه چنين بكنيم آخرش گفتم ممكن است منظورتان از اينكه سينماها را اينقدر كمك میدهيد و امكانات و تسهيلات برايشان فراهم میكنيد اين باشد كه جوانها بروند آنجا و در آن محيط خلوت تعليماتی به آنها بدهيد و آنها را سرگرم يكديگر بكنيد برای چه ؟ منظورتان اينست كه جوانها اعم از پسر و دختر فيلشان ياد هندوستان سياست نكند ، سرشان گرم عياشی و عشقبازيها و معشوقه گيريها و بوی فرند و گرل فرند و امثال اينها بشود و آنچنان سرگرم و بی حس اين مسائل بشوند كه ديگر به فكر سياست نيفتند گفت تا اين را گفتم قاه قاه زد زير خنده ( نخست وزير وقت هم بود يعنی میخواست چند روز ديگر نخست وزير شود ) و گفت همين است
اينهايی كه هروئين وارد میكردند يعنی خاندان [ شاه ] كه هنوز هم دنباله سفارشات وارد میشود ( میگفتند الان دارد لباس بچه از گمرك میرسد ولی داخل آنها هروئين است ) به آدرس همين شاهزاده خانمها ، همينهايی كه آنهمه دم از آزادی و حقوق بشر میزدند و دم از آزادی زن میزدند ببينيد اينها چه نوع آزادی می خواستند ؟ ! برای چه اين كار را میكردند ؟ واقعا فقط به طمع پول بود و می خواستند استفاده پولی ببرند ؟ ! اينقدر اينها پول بلند كردند كه ديگر من خيال نمیكنم كه اين هم از آن نظر باشد ممكن است به اين جهت هم باشد ولی جهت عمده اين بود كه اين اعتيادها مردم را بی حس میكند ، مردم را بی روح میكند ، مردم را بی اراده و بی تصميم میكند ، از انسانيت و اخلاق انسانی ساقط میكند
مسئله آزادی زن را مطرح كردند آيا واقعا اينها میخواستند به زنها آزادی بدهند ؟ اينها كه يك ذره به مردها حاضر نيستند آزادی بدهند ، آيا میخواستند به زنها آزادی بدهند ؟ يا نه ، ديدند جلوی آگاهی مرد و زن هيچكدام را نمی شود گرفت ، بالاخره نمی شود ايران مدرسه نداشته باشد ، بايد داشته باشد تا كلاس شش هم بخوانند چشمهايشان باز میشود ، ديپلمه شوند بيشتر چشمهايشان باز میشود ولی بايد اين عنصر را از نظر اخلاقی فاسد كرد كه آگاهی نه تنها به او نتيجه ندهد بلكه نتيجه معكوس بدهد آنوقت آمدند دبيرستانهای مختلط تأسيس كردند برای چه ؟ هدف چه بود ؟ دانشگاهها كه وضع عجيبی داشت در حدود دوازده سال پيش ، از دانشكده ادبيات ( آنوقت من در دانشكده الهيات تدريس میكردم ) از من دعوت شد كه در دوره فوق ليسانس و دكترای آنجا كه كلاسهای آن معمولا چهار پنج نفر بيشتر نيستند تدريس كنم دعوت رسمی شد ، ابلاغ صادر شد من هم نمی رفتم اصرارهای خيل زيادی شد و دلائل بسياری آوردند كه چنين نيازی به فلسفه اسلامی هست و اگر شما بياييد چنين و چنان میشود و من يك روز روز رفتم تا رفتم داخل سالن دانشكده ادبيات ، واقعا وحشت كردم ( آن كلاس در زير زمين تشكيل میشد ) من سالن سينما را تا آنوقت نديده بودم هنوز هم نديده ام ولی آنچه را كه درباره سالن سينما شنيده بودم آنجا شهود كردم حقيقتا شرمنده شدم از آن اطاق كه بيرون آمدم بروم زير زمين برای درس ، از يك كناری خودم را كشيدم ، سم را پائين انداختم رفتم آنجا چهار كلمه درس گفتم و گفتم خدا حافظ اينجا جای من نيست
ولی در اين بينها جريانهای ديگری رخ داد و آن اينكه با اين فساد اخلاق در ميان پسران آگاه و دختران آگاه و بالخصوص در ميان خانمها مبارزه شد ، مبارزه عجيب و شديدی منطقی در ميان آمد كه خود منطق اسلام بود : ای خانم ! ای زن ! تحصيل بكن ، درس بخوان ولی پوشش اسلامی را هم حفظ كن حجاب در اسلام زندانی شدن زن نيست من می توانم با كمال افتخار سهم خودم را در اينجا ذكر بكنم و خدا را شكر میكنم كتاب ( مسئله حجاب ) را كه من در آنوقت نوشتم و اين منطق معتدل اسلام را ذكر كردم و خوشبختانه تا به حال بيش از بيست بار و هر بار در بيش از ده هزار نسخه چاپ شده و مرتب هم هنوز میخواهند ، نقش بسيار عظيم و فوق العاده ای داشته است من نقش زن را در آنجا روشن كرده ام كه ای زن ! تو بايد پوشش داشته باشی و فلسفه پوششت هم اينست تو نبايد خودآرايی بكنی شركت زن در مجامع به معنی اختلاط با مرد نيست اين همدوشی كه اينها میگويند كلك و حقه است تو میتوانی عفاف و پاكی خودت را حفظ كنی ، پوشش اسلامی خودت را حفظ بكنی ، آگاهی خودت را هم به دست آوری شما ديديد كه در طول اين چند سال كم كم قشری به وجود آمد از خانمهای تحصيلكرده بدون آنكه در دام فساد اخلاق گرفتار شوند يعنی قشری خانم به وجود آمد هم آگاه و هم پاك در پسرها هم همينطور ، يعنی متقابل بود امكان ندارد پسر فاسد باشد و دختر درست پسرها و دخترهای ما آگاهی و پاكی را توأما به دست آوردند يك آدم آلوده كثيف شهوتران ، چه پسر و چه دختر نمی تواند از او مجاهد به وجود بيايد مجاهد مخلوق آگاهی و پاكی هر دو است يك روح آگاه و پاك میتواند مبارز و مجاهد باشد يادتان هست در چند سال پيش چقدر [ با حجاب دختران محصل ] مبارزه میشد ؟ دشمن اينها را خوب حساب كرده بود و خوب آگاه بود و خوب احساس خطر میكرد چرا چند سال پيش اول سال تحصيلی يك دفعه از طرف مأمورين ساواك كه پستهای عالی در وزارت آموزش و پرورش داشتند ريختند در مدارس دخترانه ، بی خبر داخل كلاسها شدند و روسريها را از سر محصلين كشيدند ؟ آيا فقط منظور شهوترانی شخصی داشتند ؟ اينها از اين حرفها خيلی دارند احساس خطر می كردند از نظر آنها دبيرستانهايی ( چه پسرانه و چه دخترانه ) كه در اين كشور به وجود آمد كه هم تعليم میداد و هم تربيت دينی و مذهبی میكرد كانون خطر بود برای آنها و بالاخص از ناحيه دبستانها و دبيرستانهای درست اسلامی دخترانه خطر را بيش از همه جا احساس میكردند آيا در دو سه سال پيش نبود كه دانشگاه تصميم گرفت ( البته همه اطلاع داشتند ، ما هم اطلاع داشتيم كه اين تصميم بعد از فرمانی بود كه از دربار صادر شده بود و آن كسی هم كه بيش از همه جوش و جلای اين كار را داشت خواهر دوقلوی شاه بود ) كه نبايد يك خانم با حجاب وارد دانشگاه بشود ؟ برای چه ؟ اينها آزادی میخواستند ؟ يا ديدند عجب ! دخترها دارند با سواد میشوند ، پاكی خودشان را هم دارند حفظ میكنند و در آينده اينها خطری خواهند بود ، اينها به صورت زنان مبارز در خواهند آمد و چه مقاومت شكوهمندی در همان شرائط اختناق خانمها كردند گفتند ما بايد دانشگاه برويم و بايد هم پوشش اسلامی خودمان را حفظ كنيم اينجا بود كه در جوانان ما اعم از پسر و دختر ، دو بال به موازات يكديگر روئيد : بال آگاهی و بال اراده و عفاف و پاكی ، و با اين دو بال بود كه اينها توانستند در فضای مبارزه پرواز و حركت بكنند
اين مطلب ، مقدمه ای بود برای اين حرف : اينهايی كه در اين ايام اخير كه مسئله پوشش اسلامی مطرح شد باز به نام آزادی و حقوق زن شروع كردند به داد و فرياد كردن كه آزادی ما از بين رفت چه كسانی بودند ؟ من به خودشان كار ندارم كه چه كسانی بودند ، شما بهتر میدانيد چه كسانی بودند اينها همان افرادی بودند كه در دوره سابق رهبری خواهرهای شاه را پذيرفته بودند آيا آنها برای زن آزادی میخواستند ؟ همينهايی بودند كه در دو سه ماه پيش به عنوان حمايت از قانون اساسی داشتند ميتينگ می دادند ، راهپيمايی میكردند چه كسانی مبارزه كردند ؟ فيلمهايش وجود دارد ، همه شما در راهپيمائيها ديده ايد زنان آزاد به قول آنها بودند يا زنان آزاد به قول ما بودند ؟ آيا پوشش اسلامی دارها بودند يا بی پوششهای اسلامی بودند ؟ چه كسانی بودند كه جلوی گلوله رفتند و شهيد شدند ؟ اينها بودند يا آنها ؟ اين بود كه اين آگاهی ای كه در طول اين ده بيست سال به مردم داده شد ، اين اسلام راستينی كه واقعا راستين به مردم تفهيم شد نقش اساسی داشت البته در اينجا رهبری رهبر فوق العاده مؤثر بود میدانيد كه چه چوبهايی لای چرخ انقلاب گذاشتند در سفری كه خود ما رفتيم پاريس ، ايشان با آن تيز هوشی و دوربينی ای كه دارند صريحا و اكيدا گفتند ( قبلا هم گفته بودند ) شركت خانمها در تظاهرات و راهپيمائيها ولو با منع صريح پدران و شوهرانشان مواجه شوند ، واجب است شوهرها و پدرها حق ندارند كه مانع شركت اينها بشوند در ايامی كه در تهران بودند در دبستان علوی ، میدانيد كه پيش از ظهر را اختصاص داده بودند به آقايان و بعد از ظهر را به خانمها و مخصوصا خانمها كه میآمدند همجوم خيلی زياد میشد و خانمهايی كه بيشتر احساساتی میشدند ، بيحال میشدند عده ای در آنجا گفتند ممكن است اين برنامه كم كم منجر به تلفات بشود هر روز چندين نفر از اين خانمها بيهوش میشوند ، بيحال میشوند ، گريه میكنند ، فرياد میكنند و اين برنامه خانمها بايد تعطيل بشود . به آقا پيشنهاد شد كه اين برنامه خانمها را اجازه بدهيد كه تعطيل شود گفتند ما شاه را با همينها بيرون كرديم همينها شده را از مملكت بيرون كردند من برنامه را تعطيل نمی كنم در اعلاميه اخيرشان فرموده اند كه زنان همدوش مردان ، برابر با مردان در اين انقلاب سهيمند بلكه جلوتر از مردان ، كه اين يك واقعيت است
ولی ما بايد كوشش بكنيم كه اين را از دست ندهيم صراط مستقيم باريك است كمی از اين طرف برويم پرت میشويم ، كمی از آن طرف برويم هم پرت میشويم ، اندكی به نام عفت و عصمت و پاكی ، زن را بكشانيم به گوشه صندوقخانه ها ، پرت شده ايم ، يك ذره به نام دخالت خانمها در اجتماعات و فعاليتها حريم ( 1 ) را بشكنيم نيز از آن طرف افتاده ايم شركت ملازم با اختلاط نيست شركت ملازم با نوعی التذاذ جنسی از يكديگر بردن نيست پيغمبر اكرم در مسجد مدينه ، زنها را اجازه میداد میآمدند ، مردها را هم اجازه میداد میآمدند زنها را منع نكرد ولی يك دفعه فرمود ای كاش ما برای خانمها در ديگری از مسجد باز بكنيم ( دلش نمی خواست كه زنها و مردها از يك در داخل و خارج شوند به يكديگر تنه میزنند ، فساد از همين جا پيدا میشود ) كه بعد باب النساء را ساختند و الان هم در همان محل در مسجد مدينه دری هست به نام باب النساء كه مخصوص زنها است زنها و مردها میآمدند در مسجد پيغمبر ، پای وعظ پيغمبر مینشستند ، وقتی كه خارج میشدند چون كوچه های مدينه تنگ بود ازدحام جمعيت ميشد ، زن و مرد با يكديگر مخلوط میشدند ،
پاورقی :
1 - در " مسئله حجاب " اين حدود كاملا مشخص شده
بنابراين شركت زن در فعاليتهای اجتماعی ملازم اينست كه در شرائطی كه فتنه انگيز است مثل ازدحامها [ اختلاط نباشد و حريم رعايت شود ] البته در غير ازدحام اشكالی ندارد مثلا در اتوبوس زنها نشسته اند ، مردها هم نشسته اند ، ازدحام نباشد اشكالی ندارد من هميشه حتی در كتاب مسئله حجاب اعتراض كرده ام به طرز زيارت رفتن در اعتاب مقدسه كه از قديم هم معمول بوده زن و مرد قاطی میروند بعد به يكديگر فشار میآورند ولو اينكه در حرم امام رضا باشد كار درستی نيست در قديم الايام زيارتگاهها اينقدر شلوغ نبوده ولی در اين سالها كه اينقدر شلوغ شده حق اينست كه ساعاتی را مثلا پيش از ظهر را به مردها و بعدازظهر را به زنها اختصاص بدهند يا بالعكس ، يك چنين كاری بكنند لااقل در مواقع ازدحام چنين كاری بكنند اين طرز زيارت رفتن با روح اسلامی چندان سازگار نيست پس ما نه از آن طرف بيفتيم و نه از اين طرف ما بايد حد وسط و حد اعتدال را حفظ كنيم اسلام دين معتدل است
پيغمبر اكرم زنها را در جنگها شركت میداد ولی آنها كاری را كه بيشتر متناسب با زنها بود انجام میدادند احيانا در يك مواقع شدت زنها هم شمشير بر میداشتند چنانكه در جهاد اسلامی اگر موقع دفاع بشود ، زن و مرد و كوچك و بزرگ ، همه بايد شركت بكنند و شركت میكنند ولی رسول اكرم حتی الامكان زنها را به كارهای متناسب با خودشان مثل پانسمان كردن میگماشت نسيبه جراحه زنی است كه در جنگ احد شركت كرد و در جنگها زياد شركت میكرد و يكی از كارهايش جراحی بود به اين معنی كه زخمها را پانسمان میكرد او و زنهای ديگری وسائل پانسمان را با خود به ميدان جنگ میبردند و مجروحين را پانسمان میكردند كه اين خود همكاری است و احيانا اتفاق میافتاد كه همين نسيبه خودش میجنگيد ، در جنگ احد خيلی جنگيده است و خودش جزء مجروحين شد ضربتی روی شانه اش فرود آمد به قدری اين ضربه سنگين و هولناك بود كه بعد از اينكه معالجه شد ، گودالی روی شانه اش باقی ماند و بعد كه پيرزن شده بود دخترهايی كه آن دوره را درك نكرده بودند هی میآمدند از او توضيح میخواستند كه بگو چطور شد كه روی شانه تو اينطور شد ؟ و او هم با طول و تفصيل برايشان نقل میكرد
منطق اسلام يك منطق معتدل است بعد از اين هم جامعه اسلامی و جمهوری اسلامی بدون شركت زنها قابل دوام نيست در پيش نويس قانون اساسی برای زنها موقع بسيار به جا و مناسبی پيش بينی شده است عناوين اوليه با عناوين ثانويه به اصطلاح در آنجا اشتباه نشده است من هنوز آن پيش نويس را نديده ام كه بخواهم از روی ديده خودم اظهار نظر بكنم هنوز فرصت نكرده ام ببينم ولی اجمالا میدانم كه چنين است من در پاريس وقتی كه در جلسه خلوتی در خدمت امام بودم و صحبت میكردم ، داشتم مسائلی را كه امروز مطرح است و بالخصوص برای فرنگيها نسبت به حكومت آينده مطرح است يك يك بيان میكردم ، تا يكی دوتايش را گفتم ، فرمودند مسئله زن ديدم خود ايشان بيش از اينكه من توجه داشته باشم ، به اين مسئله توجه دارند در كمال صراحت در مصاحبه هايشان كه در روزنامه ها هم چاپ شد ، همانوقت اظهار نظر كردند كه زنها حق رأی دادن و حق رأی گرفتن دارند كه يك دفعه در يك مصاحبه كه خبرنگاران اطلاعات و كيهان هر دو رفته بودند پاريس و با ايشان مصاحبه كرده بودند ، اين قسمت افتاده بود بعد ، از آنجا به خود من تلفن شد كه اين قسمت را حتما در آنجا بگنجانيد منتها چون گفتند به اطلاعات بگو من به اطلاعات گفتم و در اطلاعات چاپ شد ولی در كيهان چون از آنجا غفلت شد كه به من گفته شود ، اين قسمت چاپ نشد اينكه اين قسمت در اطلاعات بود ، به خاطر اين بود كه خود آقا پيغام دادند كه حتما اين قسمت بايد چاپ شود
ولی اين را هم توجه داشته باشيد كه اينها به معنی اختلاط نيست وارد شدن زن در اجتماع به معنی اينكه اجتماع محيط شهوترانی بشود نيست و نخواهد بود اين به معنی اينست كه زن و مرد دو انسانند و در انسانيت متساوی و متشابه يعنی در آنچه كه به انسانيت انسان مربوط میشود برابر و همانند يكديگرند ولی در عين حال مرد انسان مذكر است و زن انسان مؤنث در خود طبيعت ميان مرد و زن تفاوتهايی هست ، زن چيزهايی از احساسات ، عواطف ، طرز تفكر ، طرز برداشتها ، توانائيها و استعدادهای بدنی دارد كه مرد ندارد و مرد خصوصياتی دارد كه زن ندارد در عين حال كه در انسانيت با يكديگر متشابه و متساوی هستند ، اين جهت را هم نبايد فراموش كنيم كه در متن خلقت و فطرت ، مدار زن و مدار مرد تفاوتهايی دارند ما نبايد تحت تأثير فرنگيها اختلافات و تفاوتهايی را كه ميان زن و مرد هست كه دست خلفت و دست خدا گذاشته است برای اينكه ايندو مكمل يكديگر باشند ناديده بگيريم يعنی اگر زنها در خلقت جسمی و خلقت روحی عينا مانند مردها بودند نقص بود و اگر مردها عينا مانند زنها بودند نيز نقص بود ايندو طوری خلق شده اند كه مكمل يكديگر هستند ما اين حساب را نبايد فراموش كنيم من در كتاب نظام حقوق زن در اسلام گفته ام كه تساوی حقوق زن و مرد يك مسئله است ، تشابه حقوق زن و مرد مسئله ديگر است اينها از نظر حقوق متساويند ولی متشابه نيستند تساوی توجه به كميت است ارزش كمی حقوق زن و مرد برابر با يكديگر است بلكه من ثابت میكنم كه ارزش كمی حقوق زن بيشتر از مرد است و بايد هم به يك دليل خاص بيشتر باشد ولی از نظر كيفی چطور ؟ از نظر كيفی اينطور نيست وظائف كيفی ايندو در يك قسمتهايی متفاوت است حقوق اينها از نظر كيفيت از يك جنبه هايی متفاوت است مجازاتهای اينها از نظر كيفی در يك مواردی متفاوت است تساوی حقوق زن و مرد و تشابه حقوق زن و مرد نبايد با يكديگر اشتباه شود يكی از افتخارات حقوق اسلامی اينست كه حقوق زن و مرد را متساوی میداند ولی متشابه نمی داند
قانون اساسی پيش نويسی دارد كه عده ای از علما و مدرسين قم ديده اند و قرار است عده زياد ديگری از صاحبنظران ببينند و بعد هم در اختيار همه مردم قرار داده بشود و همه صاحبنظران در آينده روی آن اظهار نظر بكنند تصويب قانون اساسی غير از رفراندم است در رفراندم فعلا ما رژيم را تعيين میكنيم كه آيا رژيم ما جمهوری اسلامی باشد يعنی رژيمی باشد كه شكل رژيم جمهوری است و محتوای آن اسلامی ؟ اما اينكه مواد قانون اساسی بر اساس رژيم جمهوری اسلامی چگونه بايد باشد ، همه صاحبنظران بايد اظهار نظر بكنند كه در كادر اسلامی چگونه بايد نظر داد . الان ما قانون اساسی تمام شده نداريم روی اين پيش نويس همه مردم میتوانند اظهار نظر كنند ولی بر طبق معيارهای اسلامی به هر حال در قانون اساسی آينده آنچه كه من فكر می كنم همين است : از ويژگيهای جمهوری اسلامی در آينده اينست كه زن و مرد دارای حقوق متساوی و نه دارای حقوق متشابه هستند در كتاب " نظام حقوق زن در اسلام " فرق ايندو را با يكديگر تا حدود زيادی توضيح دادهام
وصلی الله علی محمد و آله الطاهرين

