سر آغاز باب اول: در بيان وجوب وجود امام (عليه السلام) در هر عصر فصل اول: در وجوب امامت و آنكه هيچ زمانى خالى از امام نمى باشد فصل دوم: در بيان آنكه امام بايد معصوم باشد از جميع گناهان فصل سوم: در بيان آنكه امامت به نص خدا و رسول (صلى الله عليه و آله و سلم) مى باشد نه به بيعت و اختيار مردم، و آنكه واجب است بر هر امام كه نص كند بر امام بعد از خود و بعضى از دلايل اين مطلب در فصل اول مذكور شد فصل چهارم: در بيان وجوب معرفت امام است، و آنكه مردم معذور نيستند در ترك ولايت امام حق، و آنكه هر كه بميرد و امام خود را نشناسد مرده خواهد بود با كفر و نفاق فصل پنجم: در بيان آنكه هر كه انكار يك امام كند چنان است كه انكار همه كرده باشد فصل ششم: در بيان وجوب اطاعت ائمه حق است فصل هفتم: در بيان آنكه هدايت نمى توان يافت مگر از جهت ائمه حق، و ايشانند وسيله ميان خدا و خلق، و بدون معرفت ايشان نجات از عذاب الهى حاصل نمى گردد فصل هشتم: در حديث ثقلين و امثال آن فصل نهم: در بيان ساير نصوص متفرقه ايشان كه مجملا در ضمن اخبار مختلفه وارد شده است باب دوم: در بيان آياتى كه در شاءن ائمه (عليهم السلام) مجملا نازل شده و در آن چند فصل است فصل اول: در تأويل (سلام على اِل ياسين) فصل دوم: در بيان آنكه اهل ذكر، اهل بيت (عليهم السلام) اند؛ و آنكه بر شيعه سؤال از ايشان واجب است و بر ايشان جواب واجب نيست فصل سوم: در بيان آنكه ايشانند اهل علم قرآن و راسخون در علم و انذار كنندگان به قرآن فصل چهارم: در بيان آنكه آيات خدا و بينات خدا و كتاب خدا ايشانند در بطن قرآن فصل پنجم: در بيان آنكه برگزيده بندگان و آل ابراهيم، ائمه (عليهم السلام) اند و در اين باب چند آيه است فصل ششم: در بيان وجوب مودت و محبت اهل بيت (عليهم السلام) است و آنكه مودت ايشان مزد رسالت است فصل هفتم: در تأويل والدين و ولد و ارحام و ذوى القربى به رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) و ائمه هدى (عليهم السلام) فصل هشتم: در بيان آنكه در قرآن امانت به معناى امامت است و آن در دو آيه است فصل نهم: در بيان آياتى كه دلالت بر وجوب متابعت اهل بيت (عليهم السلام) مى كند فصل دهم: در تأويل آيات نور در اهل بيت (عليهم السلام)، و بيان آنكه ايشانند انوار سبحانى و تأويل مساجد و بيوت مقدسه به خانه هاى ايشان و تأويل ظلمت به اعداى ايشان فصل يازدهم: در بيان آنكه ايشانند شهدا و گواهان بر خلق و آنكه اعمال عباد بر ايشان عرض مى شود فصل دوازدهم: در بيان اخباى كه مشتمل است بر تأويل آيات مؤمنين و ايمان و مسلمين و اسلام به اهل بيت (عليهم السلام) و ولايت ايشان، و تأويل آيات كفار و مشركين و كفر و شرك و اصنام به اعداى ايشان و ترك ولايت ايشان فصل سيزدهم: در بيان احاديثى كه دلالت مى كند بر آنكه ايشان ابرارند و متقيان و سابقان و مقربان، و شيعيان ايشان اصحاب يمينند؛ و دشمنان ايشان اشرار و فجار و اصحاب شمالند فصلچهاردهم: در بيان اخبارى كه در باب تأويل صراط و سبى و اشباه اينها به ائمه هدى (عليهم السلام) وارد شده است فصل پانزدهم: در تأويل آياتى كه مشتمل است بر صدق و صادق و صديق فصل شانزدهم: در بيان اخباى كه در تأويل حسنه و حسنى به ولايت و سيئه به عداوت ايشان وارد شده است و در آن چند آيه هست فصل هفدهم: در بيان آنكه نعمت و نعيم در آيات كريمه مفسر است به ولايت اهل بيت (عليهم السلام)، و بيان آنكه ولايت ايشان اعظم نعم است و در اين باب آيات بسيار است فصل هيجدهم: در بيان اخبارى است كه در تأويل شمس و قمر و نجوم و بروج وامثال آنها به ائمه (عليهم السلام) وارد شده است فصل نوردهم: در بيان آن است كه آنها حبل الله المتين و عروة الوثقى و امثال اينهايند؛ و در اين باب آيات بسيار است فصل بيستم: در تفسير حكمت به معرفت ائمه (عليهم السلام) و اولوالنهى به ايشان فصل بيست و يكم: در تفسير صافون و مسبحون و صاحب مقام معلوم و حَمَله عرش و سفره كرام برره به ائمه (عليهم السلام) فصل بيست و دوم: در تأويل اهل رضوان و درجات به ائمه (عليهم السلام) و اهل سخط و عقوبات به اعداى ايشان، و در آن چند آيه است فصل بيست و سوم: در آنكه ناس، اهل بيت (عليهم السلام)؛ و شبيه به ناس، شيعيان ايشانند؛ و غير ايشان، نسناسند فصل بيست و چهارم: در تأويل بحر و لؤ لؤ و مرجان به ايشان (عليهم السلام) فصل بيست و پنجم: در تأويل ماء معين و بئر معطله و قصر مشيد و سحاب و مطر و ظل و فواكه و ساير منافع ظاهره است به ائمه (عليهم السلام) و علوم و بركات ايشان و آيات در اين باب بسيار است فصل بيست و ششم: در بيان تأويلنحل است به ائمه (عليهم السلام) فصل بيست و هفتم: در بيان تأويل سبع مثانى است به ائمه (عليهم السلام) فصل بيست و هشتم: در بيان آنكه علما در قرآن، ائمه (عليهم السلام) اند و اولوالالباب، شيعيان ايشانند فصل بيست و نهم: در بيان آنكه ايشانند متوسمون و به روى هر كس نظر كنند مى دانند ايمان و نفاق او را و ايشانند آنان كه خدا مى فرمايد: ان فى ذلك لايات للمتوسمين فصل سى ام: در تأويل آيات آخر فرقان در شاءن ائمه (عليهم السلام) فصل سى و يكم: در تأويل شجره طيبه به اهل بيت (عليهم السلام) و شجره خبيثه ملعونه به دشمنان ايشان فصل سى و دوم: در بيان تأويل آيات هدايت به ائمه (عليهم السلام) است و در اين معنى آيات بسيار است فصل سى و سوم: در تأويل آيات كه مشتملند بر امام و امت در شاءن ائمه (عليهم السلام) و آن چند آيه است فصل سى و چهارم: در نزول سلم و استسلام در ائمه (عليهم السلام) و شيعيان ايشان و در آن چند آيه است فصل سى و پنجم: در بيان آنكه ايشانند خلفاى خدا كه مى خواهد ايشان را متمكن گرداند در زمين و وعده نصرت به ايشان داده است و بعضى از آيات كه در شاءن قائم آل محمد (عليه السلام) نازل شده و در آن آيات بسيار است فصل سى و ششم: در بيان آنكه كلمه و كلمات در قرآن مجيد مؤول است به اهل بيت (عليهم السلام) و ولايت ايشان و آيات در اين مقام بسيار است فصل سى و هفتم: در بيان آنكه ايشان داخلند در حرمتهاى الهى فصل سى و هشتم: در تأويل آيات عدل و معروف و احسان و قسط و ميزان به ولايت ائمه (عليهم السلام)، و تأويل كفر و فسوق و عصيان و فحشاء و منكر و بغى به عداوت و ترك ولايت ايشان و آيات در اين باب بسيار است فصل سى و نهم: در تأويل جنب الله و وجه الله و يد الله و امثال اينها به رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) و ائمه (عليهم السلام) و آيات در اين باب بسيار است فصل چهلم: در آنكه ائمه (عليهم السلام) خانه هاى علمند و معدن حكمتهايند، و شيعيان ايشان محل رحمت الهى اند، و آنكه ايشانند حزب الله و بقية الله اند و محل علوم انبياء و آيات در اين مضامين بسيار است فصل چهل و يكم: در بيان آياتى كه در محبت ملائكه نسبت به ايشان و شيعيان ايشان نازل شده فصل چهل و دوم: در بيان آنكه آيات صبر و مرابطه و عسر و يسر در شاءن ائمه و شيعيان ايشان است و آيات در اين باب بسيار است فصل چهل و سوم: در بيان آياتى است كه در مظلوميت ائمه عليهم السلام نازل شده و آنها بسيار است