next page

fehrest page

back page

فصل شانزدهم: در بيان اخبارى كه در تأويل حسنه و حسنى به ولايت و سيئه به عداوت ايشان وارد شده است و در آن چند آيه هست
آيه اول: من جاء بالحسنة فله خير منها و هم من فزع يومئذ آمنون # و من جاء بالسيئة فكبت وجوههم فى النار هل تجزون الا ما كگنتم تعملون (1189) يعنى: ((هر كه بيايد در قيامت با حسنه و خصلت نيكى پس مر او را هست بهتر از آن، و ايشان از فزع و ترس عظيم در آن روز ايمنند؛ و هر كه بيايد با سيئه و با خصلت بد پس روهاى ايشان سرنگون مى افتند در آتش جهنم؛ آيا جزا داده مى شويد مگر به آنچه بوديد شما كه بعمل آوريد.))
و در جاى ديگر فرموده من جاء بالحسنة فله خير منها و من جاء بالسيئة فلا يجزى الذين عملوا السيئات الا ما كانوا يعملون (1190) و مضمونش ‍ نزديك است به مضمون آيه سابقه.
ابن ماهيار و ابن شهر آشوب و ابن بطريق در عمده و مستدرك از تفسير ثعلبى و حليه حافظ ابو نعيم روايت كرده اند به چندين سند از ابو عبدالله جدلى كه حضرت امير المؤمنين (عليه السلام) به او گفت: مى خواهى تو را خبر دهم به حسنه كه هر كه به آن حسنه به محشر بيايد ايمن مى گردد از فزع و ترس روز قيامت، و به سيئه كه هر كه با آن سيئه بيايد بر رو مى افتد در آتش ‍ جهنم؟ گفت: بلى يا اميرالمؤمنين. حضرت فرمود: آن حسنه، محبت ما اهل بيت است؛ و آن سيئه، بغض ما اهل بيت.(1191)
و ابن ماهيار به سند معتبر ديگر روايت كرده است از عمار ساباطى كه گفت: ابن ابى يعفور از حضرت صادق (عليه السلام) سؤال كرد از تفسير اين آيه، حضرت فرمود كه: حسنه در اين آيه شناختن امام است، و اطاعت او اطاعت خداست.(1192)
و به روايت ديگر: فرمود كه: حسنه، ولايت اميرالمؤمنين (عليه السلام) است.(1193)
و به سند معتبر ديگر از حضرت باقر (عليه السلام) روايت كرده است كه: حسنه، ولايت على (عليه السلام) است؛ و سيئه، عداوت و بغض او.(1194)
و شيخ طوسى در مجالس روايت كرده است به سند معتبر از عمار ساباطى كه حضرت صادق (عليه السلام) فرمود كه: قبول نمى كند خدا از بندگان اعمال صالحه كه مى كنند هرگاه ولايت امام جور كننده اى اختيار كنند كه از جانب خدا منصوب نشده باشد. ابن ابى يعفور گفت: خدا مى فرمايد: من جاء بالحسنة فله خير منها تا آخر آيه، پس چگونه نفع نمى كند عمل صالح از كسى كه ولايت امام جائر داشته باشد؟ حضرت فرمود: مى دانى حسنه اى كه خدا در اين آيه فرموده است:كدام است؟ آن شناختن امام است و اطاعت كردن او، و سيئه كه بعد از اين فرموده است:انكار كردن امامى است كه از جانب خدا منصوب گرديده. پس حضرت فرمود كه: هر كه بيايد در روز قيامت با ولايت امام جور كننده اى كه از جانب خدا نباشد و منكر حق ما اهل بيت باشد و انكار كند امامت و ولايت ما را، خدا او را سرنگون در آتش جهنم مى اندازد در روز قيامت.(1195)
آيه دوم: و من يقترف حسنة نزد له فيها حسنا(1196) يعنى: ((هر كه كسب كند عمل نيكوئى را زياد مى گردانيم از براى او نيكى او را.))
ثعلبى و غير او از مفسران عامه از حضرت امام حسن (عليه السلام) و ابن عباس و ديگران روايت كرده اند كه: اقتراف حسنه، محبت و ولايت اهل بيت (عليهم السلام) است از آل محمد (عليهم السلام).(1197)
و عامه و خاصه روايت كرده اند كه: حضرت امام حسن (عليه السلام) بعد از صلح با معاويه خطبه اى خواند و در آن فرمود كه: ما از اهل بيتيم كه خدا واجب گردانيده بر هر مسلمانى محبت و مودت ما را، پس فرمود: قل لا اسئلكم عليه اجرا الا المودة فى القربى و فرموده است:و من يقترف حسنة نزد له فيها حسنا اقتراف حسنه، محبت ما اهل بيت است.(1198)
آيه سوم: لا تستوى الحسنة ولا السيئة (1199) يعنى: ((برابر نيست نيكوئى و نه بدى)).
از حضرت كاظم (عليه السلام) منقول است كه: مائيم حسنه و بنى اميه سيئه اند،(1200) زيرا كه منشاء جميع نيكيها مائيم و بنى اميه منشاء جميع بديهايند.
و در روايت معتبر ديگر روايت شده است كه: حسنه، تقيه است؛ و سيئه، فاش كردن اسرار ائمه (عليهم السلام) است.(1201)
آيه چهارم: فاما من اعطى و اتقى # و صدق بالحسنى # فسنيسره لليسرى # و اما من بخل و استغنى # و كذب بالحسنى # فسنيسره للعسرى (1202) مفسران گفته اند: يعنى اما آن كه عطا كند اموال خدا را و بپرهيزد از معصيت خدا و تصديق كند به حسنى يعنى به كلمه نيكوتر يا وعده نيكوتر، پس زود باشد كه او را مهيا گردانيم براى امرى كه مودى به آسانى و راحت مى شود كه دخول بهشت باشد؛ و اما كسى كه بخل ورزد به مال خدا و مستغنى شود به شهوات دنيا از نعيم آخرت و تكذيب كند به حسنى كه گذشت، پس زود باشد كه مهيا كنيم از براى او طريقه اى را كه مودى به دشوارى باشد كه دخول جهنم است.))
و احاديث بسيار وارد شده است كه: مراد به ((حسنى)) در هر دو موضع ولايت است چنانچه در تفسير على بن ابراهيم و در بصائر الدرجات از حضرت صادق (عليه السلام) روايت كرده است،(1203) و در تأويل الايات از آن حضرت روايت كرده است كه در تفسير آيات اين سوره فرموده: فاما من اعطى يعنى: پس اما كسى كه عطا كند خمس آل محمد را، و اتقى يعنى: و بپرهيزد از دوستى و و لايت طواغيت يعنى خلفاى جور و ائمه باطل، و صدق بالحسنى و تصديق كند به ولايت و امامت ائمه حق، فسنيسره لليسرى پس اراده نمى كند هيچ امرى از امور خير را مگر آنكه به توفيق خدا ميس رمى گردد از براى او، و اما من بخل يعنى: هر كه بخل ورزد به خمس و ندهد، و استغنى يعنى: مستغنى گردد براى خود از دوستان خدا كه ائمه حقند و در علم رجوع به ايشان نكند، و كذب بالحسنى و تكذيب كند به ولايت ائمه حق، فسنيسره للعسرى يعنى اراده نمى كند هيچ شر و بدى را مگر آنكه ميسر مى گردد از براى او، فسنيسره للعسرى يعنى اراده نمى كند هيچ شر و بدى را مگر آنكه ميسر مى گردد از براى او، و سيجنبها الاتقى (1204) ((و زود باشد كه دور كرده شود از آتش جهنم كسى كه پرهيزكارتر است))، حضرت فرمود: مراد از پرهيزكارتر رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) است و هر كه متابعت او نمايد در همه اقوال و افعال، الذى يؤ تى ماله يتزكى (1205) يعنى: ((آن كه مى دهد مال خود را يا آنكه زكات مى دهد يا آنكه براى تزكيه نفس و مال خود مى دهد نه از براى ريا و سمعه))، حضرت فرمود: مراد حضرت امير (عليه السلام) است كه در ركوع زكات داد، و ما لاحد عنده من نعمة تجزى (1206) يعنى: ((نيست هيچكس را نزد او نعمتى و منتى كه مكافات كرده شود)) حضرت فرمود: مراد رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) است كه هيچكس را نزد او نعمتى نيست كه جزا دهد و نعمت او جارى است بر همه خلق.(1207) و فرات بن ابراهيم روايت كرده است از حضرت صادق (عليه السلام) در تفسير و كب بالحسنى يعنى: تكذيب كند به ولايت على (عليه السلام)، فسنيسره للعسرى يعنى: براى آتش جهنم، و ما يغنى عنه ماله اذا تردى (1208) يعنى: ((فائده نمى بخشد او را مال او چون بميرد به جهنم در افتد)) حضرت فرمود: يعنى فائده نمى بخشد علمش چون بميرد. ان علينا للهدى (1209) حضرت فرمود كه: در قرائت اهل بيت چنين است و ان عليا للهدى (1210) يعنى: بدرستى كه على و ولايت او هدايت است، فانذرتكم نارا تلظى (1211) يعنى: ((پس مى ترسانيم شما را از آتش كه زبانه زند، حضرت فرمود: مراد از آن آتشى كه زبانه زند حضرت قائم (عليه السلام) است در وقتى كه قيام نمايد به شمشير از هزار نفر نهصد و نود و نه نفر را بكشد، لا يصليها الا الاشقى # الذى كذب و تولى (1212) فرمود: يعنى نمى سوزد مگر كسى كه تكذيب كند به ولايت و روى بگرداند از او، و سيجنبها الاتقى الذى يؤ تى ماله يتزكى فرمود: يعنى دور كرده مى شود از آن آتش مؤمنى كه علم را عطا مى كند به اهلش، و ما لاحد عنده من نعمة تجزى (يعنى: ((نيست هيچكس ‍ را نزد او منتى كه مكافات كرده شود))، الا ابتغاء وجه ربه الاعلى (1213)) فرمود: يعنى از براى محض تقرب به خدا مى كند، ولسوف يرضى (1214) فرمود: يعنى زود باشد كه راءى شود چون ببيند ثواب خدا را.(1215)
فصل هفدهم: در بيان آنكه نعمت و نعيم در آيات كريمه مفسر است به ولايت اهل بيت (عليهم السلام)، و بيان آنكه ولايت ايشان اعظم نعم است و در اين باب آيات بسيار است
آيه اول: الم تر الى الذين بدلوا نعمة الله كفرا و احلوا قومهم دار البوار # جهنم يصلونها و بئس القرار(1216) يعنى: ((آيا نديدى و نظر نكردى بسوى آنان كه تبديل كردند شكر نعمت خدا را به كفران و فرمود آوردند قوم خود را به سراى هلاكت كه آن جهنم است، مى سوزند به آن و بد قرار گاهى است جهنم.))
بدان كه اكثر مفسران گفته اند كه: مراد، كافران قريشند كه حضرت رسول (صلى الله عليه و آله و سلم) نعمتى بود، به عوض شكر اين نعمت، كفران اختيار كردند و با او در مقام محاربه و عداوت در آمدند؛ و اين تفسير را از حضرت امير (عليه السلام) و ابن عباس و ابن جبير روايت كرده اند.(1217)
و بعضى گفته اند: اصل نعمت را بدل به كفر كردند، زيرا كه چون كفران نعمت كردند نعمت از ايشان مسلوب شد و كفر با ايشان ماند.(1218)
و صاحب كشاف و ساير مفسران از حضرت امير (عليه السلام) و از عمر روايت كرده اند كه: اين آيه در شاءن دو فاجرترين قريش نازل شد كه فرزندان اميه اند و فرزندان مغيره، اما بنى اميه پس مهلت يافتند تا وقتى كه مقدر شده است براى فناى ايشان، و اما بنو مغيره پس كفايت شر ايشان شد در جنگ بدر - زيرا كه ابو جهل و خويشان او در روز بدر كشته شدند - و اين حديث را عياشى و ديگران نيز به سندهاى بسيار روايت كرده اند.(1219)
و به سند معتبر ديگر روايت كرده كه: از آن حضرت پرسيدند از تفسر اين آيه، حضرت فرمود: سنيان چه مى گويند در اين آيه؟ راوى گفت: مى گويند: در شاءن بنى اميه و بنى مغيره نازل شده است؛ حضرت فرمود: بخدا سوگند كه در حق جميع قريش نازل شده است، حق تعالى خطاب كرد پيغمبرش را كه: من فضيلت دادم قريش را بر ساير عرب و تمام كردم بر ايشان نعمت خود را و پسنديدم اسلام را از براى دين ايشان و فرستادم بسوى آنها رسولى پس بدلى نمودند نعمت مرا به كفر و در آوردند قوم خود را به دار هلاكت كه جهنم است.(1220)
و در صحيفه كامله به روايت حسن از حضرت صادق (عليه السلام) روايت نموده است كه: خدا پيغمبرش را خبر داد به آنچه به اهل بيت آن حضرت و دوستان و شيعيان ايشان خواهد رسيد از بنى اميه در ايام پادشاهى آنها، پس خدا فرستاد الم تر الى الذين بدلوا نعمة الله كفرا تا آخر آيه؛ و نعمت خدا، محمد (صلى الله عليه و آله و سلم) است و اهل بيت او (عليهم السلام)، محبت ايشان ايمان است و داخل بهشت مى گرداند، و بغض و دشمنى ايشان كفر و نفاق است و داخل جهنم مى گرداند.(1221)
آيه دوم: ثم لتسئلن يومئذ عن النعيم (1222) يعنى: ((پس سؤال كرده مى شويد در روز قيامت از نعمتها كه در دنيا به آنها متنعم بوديد))؛ چنين گفته اند اكثر مفسران كه: مراد از نعيم، جميع نعمتهاى دنيا است؛ و بعضى گفته اند ايمنى و صحت بدن است.(1223) و از حضرت باقر و حضرت صادق (عليهما السلام) نيز اين را روايت كرده اند.(1224)
و شيخ طبرسى و عياشى و قطب راوندى در دعوات روايت نموده اند كه: ابو حنيفه از حضرت صادق (عليه السلام) سؤال كرد از تفسير اين آيه، حضرت فرمود: نعيم به اعتقاد تو چيست؟ گفت: خوردنى از طعام و آب سرد، حضرت فرمود: اگر خدا تو را بازدارد در پيش خود در روز قيامت تا سؤال كند از تو از هر طعامى كه خورده اى و هر آشاميدنى كه آشاميده اى هر آينه بسيار بايد بايستى نزد خدا. گفت: پس نعيم چيست فداى تو شوم؟
حضرت فرمود: ما اهل بيت، نعيميم كه انعام كرده است خدا به ما بر بندگان و به ما الفت داده است ميان ايشان بعد از آنكه مختلف بودند، و به ما دلهاى ايشان را صاحب الفت گردانيده است و ايشان را برادران گردانيده است بعد از آنكه دشمنان يكديگر بودند، و به ما هدايت نموده است ايشان را بسوى اسلام، و اين است نعمتى كه منقطع نمى شود و خدا سؤال مى كند از آنها از حق نعمتى كه بر آنها انعام كرده و آن محمد (صلى الله عليه و آله و سلم) است و عترت او.(1225)
و در عيون اخبار الرضا روايت كرده ابراهيم بن عباس كه: روزى جمعى در خدمت حضرت على بن موسى (عليه السلام) بوديم، آن حضرت فرمود كه : در دنيا نعيم حقيقى نيست، يكى از علماى عامه كه در آن مجلس حاضر بود گفت: پس قول خدا كه مى فرمايد: ثم لتسئلن يومئذ عن النعيم آيا اين نعيم كه آب سرد است در دنيا نيست؟ حضرت به آواز بلند فرمود كه: شما چنين تفسير مى كنيد آيه را و بر چند قسم تعبير كرده ايد: جمعى گفته اند آب سرد است؛ و بعضى گفته اند طعام لذيذ است؛ و بعضى گفته اند خواب نيكو است، بدرستى كه خبر داد پدرم از پدرش ابى عبدالله (عليه السلام) كه اين اقوال شما نزد جدم حضرت صادق (عليه السلام) مذكور شد در تفسير اين آيه، پس آن حضرت به غضب آمده گفت: خدا سؤال نمى كند بندگانش را از آنچه تفضل كرده است بر ايشان و منت نمى گذارد به اين نعمتها بر ايشان و منت گذاشتن به نعمت از مخلوقين قبيح است، پس ‍ چگونه به خداوند خالق مهربان نسبت توان داد چيزى را كه مخلوقات به آن راضى نباشند كه به ايشان نسبت دهند؟! وليكن نعيم، محبت ما اهل بيت و اقرار به امامت ماست، خدا سؤال مى كند از آن بعد از سؤال از توحيد و نبوت، زيرا كه اگر بنده وفا كند به اين اعتقاد او را مى رساند به نعمتهاى بهشت كه هرگز زوال ندارد، و بتحقيق كه خبر داد مرا پدرم از پدرانش از على (عليه السلام) كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود: يا على! بدرستى كه اول چيزى كه از بنده بعد از مردن سؤال مى كنند شهادت لا اله الا الله و محمد رسول الله است و آنكه تو امام و آقاى مؤمنانى به سبب آنچه خدا و من از براى تو قرار داده ايم، پس كسى كه اقرار به اين كند و در دنيا به آن اعتقاد داشته باشد مى رود بسوى نعيمى كه هرگز زايل نگردد.
ابو ذكوان كه يكى از راويان اين حديث است گفته است كه: بعد از شنيدن اين حديث چون مشغول لغت و اشعار بودم، نقل اين حديث نكردم، پس ‍ رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) را شبى در خواب ديدم كه مردم بر او سلام مى كردند و جواب مى فرمود، چون من سلام كردم جواب نفرمود، گفتم: مگر من از امت شما نيستم يا رسول الله؟ فرمود: بلى هستى وليكن خبر ده مردم را به حديث نعيم كه شنيدى از ابراهيم.(1226)
و شيخ طوسى در مجالس از حضرت صادق (عليه السلام) روايت كرده است در تفسير اين آيه كه: مراد از نعيم كه سؤال مى كنند از آن، ولايت است.(1227)
چنانچه در جاى ديگر فرموده وقفوهم انهم مسئولون (1228) يعنى: ((بازداريد ايشان را بدرستى كه ايشان سؤال كرده مى شوند)) يعنى سؤال از ولايت اهل بيت مى كنند.(1229)
و ايضا از حضرت صادق (عليه السلام) روايت كرده است در تفسر اين آيه كه: سؤال مى كنند اين امت را از آنچه خدا بر ايشان انعام كرده به رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) پس به اهل بيت او.(1230)
و ابن ماهيار از حضرت صادق (عليه السلام) روايت كرده است كه: مراد آن نعيمى است كه خدا انعام كرده به آن بر شما به ولايت ما و محبت محمد و آل محمد (عليهم السلام).(1231)
و از حضرت امام موسى (عليه السلام) روايت كرده است كه فرمود: مائيم نعيم در كام مؤمن، و حنظل در گلوى كافر.(1232)
و ايضا روايت كرده است از ابو خالد كابلى كه گفت: به خدمت حضرت باقر (عليه السلام) رفتم پس فرمود طعامى از براى من آوردند كه هرگز بهتر از آن طعامى نخورده بودم، پس فرمود: اى ابو خالد! چگونه ديدى طعام ما را؟ گفتم: چه بسيار نيكو بود اما آيه اى از قرآن را به ياد آوردم كه به من ناگوار شد، فرمود: كدام است؟ من آيه را خواندم، حضرت فرمود كه: بخدا سوگند كه هرگز از تو از اين طعام سؤال نخواهند كرد، پس خنديد چنانچه دندانهاى مباركش نمايان شد و فرمود: مى دانى كه كدام است نعيم؟ نه، فرمود: مائيم نعيمى كه سؤال كرده خواهيد شد از آن.(1233)
و در مناقب از حضرت باقر (عليه السلام) روايت كرده است كه: نعيم، امنيت و صحت است و ولايت على بن ابى طالب (عليه السلام)؛ و در روايت ديگر از حضرت باقر و صادق (عليه السلام) روايت كرده است كه: نعيم، ولايت جناب امير (عليه السلام) است.(1234)
و در كافى به سند معتبر از ابو حمزه ثمالى روايت كرده كه گفت: با جماعتى در خدمت حضرت صادق (عليه السلام) بوديم، پس طعامى حاضر كرد كه ما هرگز مانند آن را نديده بوديم در لذت و خوشبوئى، و خرمائى آوردند كه از غايت صفا و نيكوئى و لطافت روى خود را در آن مى توانستيم ديد، پس ‍ مردى گفت كه: از شما سؤال خواهند كرد از اين نعيمى كه تنعم مى كنيد به آن نزد فرزند رسول خدا، حضرت فرمود: خدا كريمتر و بزرگوارتر است از آنكه طعامى را به شما بدهد و بر شما حلال گرداند پس در قيامت سؤال از آن بكند وليكن سؤال از شما مى كند از آنچه انعام كرده است به آن بر شما به محمد و آل محمد (عليهم السلام).(1235)
و حضرت باقر (عليه السلام) نيز نزديك به اين مضمون را روايت كرده است و در آخرش فرمود: سؤال نمى كند خدا مگر از دين حقى كه شما بر آن هستيد.(1236) و بر اين مضامين احاديث بسيار است.
و در بعضى از روايات عامه وارد شده است كه: از پنج چيز سؤال مى كنند: از سيرى شكم، و آب سرد، و خواب لذيذ، و خانه ها كه در زير آنها مى باشيد، و از اعتدال خلقت كه در آن عيبى نباشد.(1237)
آيه سوم: و اسبغ عليكم نعمه ظاهرة و باطنة (1238) يعنى: ((كامل گردانيد بر شما نعمتهاى خود را بعضى ظاهر و بعضى باطن.))
و بعضى از قراء ((نعمته)) را به تاء خوانده اند و بعضى به صيغه جمع و اضافه به ضمير خوانده.(1239)
و نعمت ظاهره، بعضى گفته اند آن است كه محسوس باشد، و باطنه آن كه معقول باشد و به عقل يابند؛ يا ظاهره آنچه دانند، و باطنه آنچه ندانند.(1240)
و در اكمال الدين و مناقب به سند معتبر از موسى بن جعفر (عليه السلام) روايت كرده اند كه: نعمت ظاهره، امام ظاهر است؛ و نعمت باطنه، امام غايب است.(1241)
و على بن ابراهيم از حضرت باقر (عليه السلام) روايت كرده است كه: نعمت ظاهره، رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) است و آنچه از جانب خدا آورده از معرت خدا و اقرار به يگانگى او؛ و نعمت باطنه، ولايت ما اهل بيت است و در دل محبت ما را قرار دادن است، پس بخدا سوگند گروهى اعتقاد نموده اند اين نعمت را ظاهر و باطن و گروهى اعتقاد كرده اند به ظاهر و در باطن اعتقاد نكرده اند، پس خدا اين آيه را فرستاد يا ايها الرسول لا يحزنك الذين يسارعون فى الكفر من الذين قالوا آمنا بافواههم و لم تؤ من قلوبهم (1242) يعنى: ((اى رسول! تو را به اندوه نياورند آنان كه مسارعت و مبادرت مى نمايند در كفر از آنها كه به دهنهاى خود گفتند كه : ايمان آورديم و ايمان نياورده دلهاى ايشان.)) حضرت فرمود: پس شاد شد حضرت رسول (صلى الله عليه و آله و سلم) در وقت نزول اين آيه به سبب آنكه قبول نمى كند خدا ايمان آنها را مگر به اعتقاد ولايت و محبت ما.(1243)
آيه چهارم: فباى آلاء ربكما تكذبان (1244) يعنى: ((پس به كداميك از نعمتهاى پروردگار خود تكذيب مى كنيد و نسبت به دروغ مى دهيد اى گروه جن و انس؟)).
على بن ابراهيم در تفسير گفته است كه: اين خطاب در ظاهر با جن و انس ‍ است و در باطن با ابوبكر و عمر است.(1245)
و از حضرت صادق (عليه السلام) روايت نموده است كه: معنى آيه آن است كه: به كداميك از اين دو نعمت كافر مى شويد، به محمد يا به على ؟(1246)
و به روايت كلينى: آيا به پيغمير كافر مى شويد يا به وصى او؟(1247)
و به روايت ابن ماهيار: به كداميك از دو نعمت من تكذيب مى كنيد، به محمد (صلى الله عليه و آله و سلم) يا به على (عليه السلام) كه من به ايشان انعام كرده ام بر بندگان.(1248)
و كلينى به سند معتبر روايت كرده است كه: حضرت صادق (عليه السلام) اين آيه را تلاوت نمود فاذكروا آلاء الله لعلكم تفلحون (1249) يعنى: ((پس به ياد آوريد نعمتهاى خدا را شايد رستگار شويد))، پس حضرت فرمود: مى دانيد آلاء خدا چيست؟ راوى گفت: نه، حضرت فرمود: مراد عظيمترين نعمتهاى خداست بر خلق و آن ولايت ماست.(1250)

next page

fehrest page

back page