تنزل الملائكة و الروح فرود مى آيند فرشتگان و روح بر ((امام عصر)) (عليه السلام )، ((فيها)) در اين شب ((باذن ربهم ))
به فرمان آفريدگارشان ((من كل امر)) از هر امرى كه بندگان را در كار است ، از امور دينيه و دنيويه . ((سلام )) پيوسته مبارك و پى در
پى بركت است ((هى )) اين شب ((حتى مطلع الفجر)) تا دميدن سپيده ((از شامگاه تا بامگاه )) بر هر كه حق تعالى توفيق درك و
دريافت آن را داده است ، از بهترين بندگانى كه به سبب صفاى روح و فضيلت فكر و حسن
عمل ، برگزيده است ايشان را، و اراده كرده است كه بر بعض امور مقضيه و مقتضيه مطلع شوند.
و اين معنى نيز از صحيفه سجاديه ((دعاى دخول ماه رمضان )) مستفاد مى شود و در كافى نيز از آن حضرت
نقل شده است كه ، معنى آنكه : سلام مى كنند بر تو اى ((محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ))) ملائكه من و روح من از نخستين وقتى كه
نازل مى شوند تا طلوع فجر.
سوره توحيد
روايت كنند كه جمعى از كفار، آن حضرت را گفتند كه : نسب و حسب خداى خود را بازگوى تا او را بشناسيم . ((حق تعالى )) اين سوره را
فرستاد:
بسم الله الرحمن الرحيم قل هو الله احد الله الصمد لم يلد و لم يولد ولم يكن له كفوا احد
بسم الله الرحمن الرحيم قل هوالله احد بگو اى ((محمد)) كه : اوست خداى يگانه ، متوحد به ذات و متفرد به صفات . الله الصمد
خدايى كه بى نياز است از همه ، و اوست پناه نيازمندان ، نخورد و نياشامد و پاينده است و جاودان .
|
احد است و شمار از او معزول | |
صمد است و نياز از او مخذول | |
آن احد نى كه عقل داند و فهم | |
وا صمد نى كه حسن شناسد و وهم |
((لم يلد)) نزاده است كسى را، رد يهود است كه گفتند: عزير پسر خداست . ((ولم يولد)) و زاده نشده است رد نصارى است كه گويند: عيسى
بن مريم خداى ماست . ولم يكن له كفوا احد و نيست و نبوده او را همتا، رد مجوس است كه گفته اند: او را همتاست و
قائل به خداى خير و شر شده اند.
كذلك الله ربى چنين است پروردگار من . و خواندن سوره بعد از حمد، مخصوص دو ركعت
اول است و در دوم و سوم اگر حمد نيز، نخوانند و بجاى آن تسبيح و تحميد تو
تهليل و تكبير گويند بر اينگونه : سبحان الله و الحمدالله و لا اله الله والله اكبر هم رواست .
و بايد كه قرآن را به تاءنى و ترتيب و ترتيل خوانند و در آن تدبر كنند و
دل فارغ دارند و توجه كامل بجاى آرند.
|
عروس حضرت قرآن كه نقاب آنگه براندازد | |
كه دارالملك ايمان را مجرد بيند از غوغا |
حضرت امام جعفر صادق (عليه السلام ) فرمود: هر كه قرآن خواند و خاضع نگشت و دلش نرم نشد و بيم در
دل او پديد نيامد، به تحقيق ، خرد پنداشته است بزرگ خداى را جل و علا.
و بايد كه در حال قيام به خضوع و خشوع تمام باشد و جز به سجده گاه خود نظر نيفكند و كف دستها، بر رانها گذارد و قدمها محاذى يكديگر دارد،
به دورى سه انگشت يا يك وجب ، و انگشتان پا را طرف قبله قرار دهد و پس از فراغ ((حمد)) و ((سوره )) كمى درنگ كند.
درِ پنجم : ركوع
مستحب است كه قبل از ركوع تكبير گويد: ((در حال قيام )) و پس از خم شدن ، دستها را بر زانوها گذارد و ((زن بالاتر از زانو)) چنانكه
دست راست بر زانوى راست و دست چپ بر زانوى چپ نهد و دستها را بر پهلوها بچسباند و زانوها پس برد، و پيش نيارد و انگشتان را از هم دور كند و
پشت را راست بدارد، به نوعى كه اگر قطره آبى بر آن ريخته شود، بر جاى ماند و گردن را موازى پشت كند و پيش افكند و نظر بر بين قدمين
اندازد و قبل از تسبيح بگويد: اللهم لك ركعت بار خدايا از بهر تو ركوع كردم . ولك خشعت و براى تو فروتنى نمودم . ولك اسلمت
و مر تو را منقاد و فرمانبردار شدم وبك آمنت و به تو ايمان آوردم و عليك توكلت و بر تو
توكل كردم يعنى : كارهاى خود به تو واگذاشتم ((وانت ربى )) و توئى پروردگار من ((خشع لك )) افتادگى كرد مر تو را ((سمعى
)) گوش من ((و بصرى )) و چشم من ((و شعرى )) و موى من ((و بشرى )) و پوست تن من ((و لحمى )) و گوشت من ((و دمى ))
و خون من ((و مخى )) و مغز استخوان من ((و ما اقلته قدماى )) و آنچه برداشته آن را قدمهاى من ((غير مستنكف )) در حالتى كه نيستم از
پرستش تو شرم آور و نه به ننگ اندر ((ولا مستكبر)) و نه گردنكش ((ولا مستحسر)) و نه از اين بابت تعبناك و خسته و ناخشنود.
|
نپيچم سر ز فرمانت ، به تيغم گر زنى هر دم | |
مرا جان بهر آن بايد كه قربان رهت گردم |
يكى از حضرت اميرالمؤمنين على (عليه السلام ) پرسيد كه : قصد از راست نگاه داشتن گردن در ركوع چيست ؟ فرمود: تاءويلش آنكه : به فرمان
تواءم گرچه به تيغم برزنى گردن :
|
گر تيغ بارد، از كوى آن ماه | |
گردن نهاديم الحكم لله |
سبحان ربى العظيم پاك و پاكيزه مى دانم و منزه و مقدس مى شناسم ، پروردگار بزرگ خود را، از هرچه جناب عظمت و رفعت او را، روا نباشد
و جلال كبريا و جبروت وى را نسزد، و نشايد ((و بحمده )) در حالتى كه
اشتغال به ستايش او دارم كه مرا توفيق عبادت خود داد تا تنزيه او كنم و تقديس او بجا آرم .
و مستحب است كه تسبيح را تكرار كند تا سه نوبت يا پنج نوبت ، يا هفت نوبت يا زياده ... بقدر نشاط و عدم
ملال ، مگر امام كه در نماز جماعت از سه نوبت نمى گذارند و بلكه دعاى مقدم را نيز نمى خواند.
حضرت امام جعفر صادق (عليه السلام ) فرمود: ركوع ، ادب است و سجود، قرب است و كسى كه ادب نيكو بجا نيارد، شايسته قرب نگردد پس ركوع
كن ، ركوع كسى كه بسيار فروتنى كند، خداى را ((عزوجل )) به دل ، و خود را بس خوار دارد و بسى بى مقدار داند، در زير سلطه سلطنت خداى
سبحان . و نگاه دار جوارح خود را نگهداشتن كسى كه ترسان و هراسان باشد بر آنچه او را فوت شود از فوائد بسيار و فزون از شمار، و چون از
ركوع سر برداشت و بر جاى ماند، مى گويد: سمع الله لمن حمده خداى شنود و اجابت نمود و جزاى خير داد مر آن را كه به صدق ، وى را عبادت
كرد و بستود، و غرض از اين كلمه دعاست نه ثنا، و مقصود آنكه : خداى بشنود حمد حامدان را و مشكور گرداناد سعى آنان را، و اين از ماءموم ساقط است
.
و الحمدلله رب العالمين و همه ثناها و ستايش ها، مر خداى راست كه پروردگار جهانيان است .
اهل الكبرياء و العظمة اوست صاحب سرورى صورى و مالك برترى معنوى والجود و الجبروت و داراى بخشش و فرمانروا مر همه خلائق را
به قدرت محض و غلبه كامل :
|
سر سرفرازان ، به درگاه او | |
بماند فرو، تا نماند فرو |
درِ ششم : سجود
مستحب است كه قبل از سجود، تكبير بگويد: ((در حال قيام )) و چون به سجود رود، نخست دو كف دست بر زمين نهد، سپس زانوها و ((زن به عكس
اين كند)) و بايد كه انگشتان هر دو دست را به جانب قبله قرار دهد و از هم نگشايد و هيچيك از دستها را به پهلو نچسباند و زانوها را از هم دور دارد
و از پيشانى ، مقدار يكدرهم يا بيشتر به سجده گاه برساند (نه كمترك ) و بر خاك سجده كند، نه بر چوب و سنگ و
امثال آن ((از چيزهائى كه سجود بر آن جائز است )) و بهتر آنكه بر خاك مزار ائمه معصومين (عليهم السلام ) باشد، به خصوص تربت كربلا.
و اگر اعضاء سجود را، همه را برهنه كند و بر خاك رساند، افضل است .
و قبل از تسبيح بگويد: رب لك سجدت پروردگار من از بهر تو سجده كردم و بك امنت و به تو ايمان آوردم ولك اسلمت و تو را
فرمان بردم و عليك توكلت و كار خود به تو واگذاشتم وانت ربى و توئى پروردگار من . سجد وجهى سجود كرد روى من للذى
خلقه مر آن كسى را، كه آفريده است او را به دانائى و توانائى و شق سمعه و بصره و برگشود گوش و چشم او را به شنوائى و
بينائى ، و الحمدلله رب العالمين و همه ستايش ها و ثناها، بر خداى راست كه پروردگار جهانيان است . تبارك الله احسن الخالقين بزرگ
و برتر و دائم و ثابت خداى ، كه بهترين آفرينندگان است :
|
ز ابر افكند قطره اى سوى يم | |
ز صلب آورد نطفه اى در شكم | |
از آن قطره ، لؤ لوى لالا كند | |
وزين صورتى سرو بالا كند |
سبحان ربى الاعلى منزه و مقدس مى خوانم و پاك و پاكيزه مى دانم ، پروردگار برتر و فراتر خود را، از هرچه جناب
متعال او را نسزد و عزت جلال او را نشايد. ((و بحمده )) در حالتى كه
مشغول ستايش و نيايش اويم كه توفيق بخشيده است مرا كه تنزيه و تقديس او بجاى آرم .
|
حد اين سر نيست او را سجده كردن ، لاجرم | |
سر به زير افكنده ام بيچاره من از شرم دوست |
و تا ملال
حاصل نشده ، مكرر تسبيح گويد، مگر امام كه بر سه نوبت اقتصار مى كند.
امام جعفر صادق (ع) فرمود: ((به خدا كه زيان نكرد، هر كه حقيقت سجود را چنانكه بايد به
فعل آورد، گرچه در همه عمر به يك نوبت باشد. و ظفر نيافت آنكه فريب داد نفس خود را در
مثل اين حال ، غافل و بى خبر از آنچه حق تعالى مهيا كرده است از بهر سجود كنندگان از خير دنيا و سعادت آخرت . و دور نگشت از خداى هرگز هر كه
در سجود، نيكو نزديك شد به خداى ((عزوجل )). و نزديك نگردد به او هرگز، هر كه نيك بجاى نيارد ادب سجود را و نگاه ندارد حرمت آن را و
دل به غير حق تعالى دهد در سجود. در اينصورت ، عبادت چنين كسى چگونه خواهد بود؟
پس سجود كن ، سجود آن كس كه بس به پستى گرايد و بسيار فروتنى نمايد آفريدگار را
((عزوجل )) و خود را خوار و ذليل او گرداند و داند كه از خاكى آفريده شده كه همه بر آن پاى مى نهند و از نطفه اى پديد آمده كه همه آن را
پليد مى شمرند.
در حديث نبوى وارد شده است كه نزديكتر وقتى كه بنده را به خداست ، حالت و فرصت سجود است ، كه حق تعالى درباره آن فرمود: واسجد
واقترب ، ((به سجده درآى و نزديك آى )) و از امثال اين اخبار و غير آن ، مستفاد مى شود كه بهترين
افعال نماز، سجود است . بنابراين ، به درازا كشاندن و فرو ماندن در آن ، به اخلاص و آگاهى و با شوق و ذوق ، بس نيكوست .
بزرگى گويد: ركوع دعوى بندگى است و سجدتين دو گواه است بر آن .
ديگرى گفت : به قدر نيستى تو، هستى حق تو را جلوه گر گردد، ننگرى كه در ركوع سبحان ربى العظيم گويى و در سجود سبحان ربى
الاعلى اگر تو نباشى او باشد و بس . تعالى و تقدس .
|
از هستى خويش ، تا تو غافل نشوى | |
هرگز به مراد خويش ،
واصل نشوى | |
از بحر ظهور، تا به ساحل نشوى | |
در مذهب اهل عشق ، كامل نشوى |
و در اين معنى مترجم گويد:
|
پاى بر سر خود نه ، دوست را در آغوش آر | |
تا به كعبه وصلش ، دورى تو يك گام است |
و مستحب است كه چون سر از سجود بردارد، بر ران چپ نشيند و پشت قدم پاى راست ، بر شكم قدم پاى چپ بگذارد و در خاطر بگذراند كه : بار
خدايا حق را برانگيزان و باطل را تباه گردان .
و چون قرار گيرد، تكبير گويد و استغفار كند، و افضل آن است كه بگويد: اللهم اغفرلى بار خدايا مرا بيامرز ((و ارحمنى )) و مرا رحمت
كن ((و اجبرنى )) و شكستگى هاى مرا درستى ده و نقصانهاى مرا تلافى فرماى ((واهدنى )) و مرا راه بنماى انى لما انزلت الى من خير
فقير همانا من ، بر آنچه كه فرو فرستاده اى برايم از نيكيها سخت نيازمندم .
و اگر اقتصار بر استغفار كند و گويد: استغفرالله ربى و اتوب اليه ((آمرزش مطلبم از پروردگار خود و به سوى او باز مى گردم
)) نيز كافى است .
بعد از آن ، تكبير ديگر گويد، از براى سجود دوم ((در حال جلوس )) و پس از سر برداشتن از سجده نيز، تكبير گويد و اندكى درنگ كند.
اميرالمؤمنين (عليه السلام ) را، از تاءويل سجدتين پرسيدند، فرمود: سجده اولى كه سر بر زمين نهد، اشارت است به آنكه از خاك آفريده شده
است و سر كه برمى دارد، كنايت است به اينكه از زمين برآمده است و سجده ثانيه ، تلويح به اين است كه باز به زمين بازگردد، و به خاك شود و
باز كه سر برمى دارد، رمزى است كه به اين كه بار ديگر از خاك برآيد و برانگيخته گردد در روز رستاخيز.
منها خلقناكم و فيها نعيدكم ومنها نخرجكم تارة اخرى ، ((سوره طه آيه 55)) و چون سر از سجده برداشت ، در همان هنگام كه برمى خيزد
بگويد:
اللهم ربى بار خدايا، اى پروردگار من ((بحولك )) با دگرگونه گرداندنت ((و قوتك )) و نيرو رساندنت ، ((اوقم )) برمى
خيزم ، ((واقعد)) و مى نشينم .
و اگر خواهد نيز بگويد: واركع و اسجد و ركوع و سجود مى كنم :
|
راه او را، به او توان پيمود | |
بار او را، به او توان برداشت |
درِ هفتم : قنوت
مستحب است كه قبل از قنوت ، تكبير گويد و بعد از آن دستها را بالا بدارد، برابر روى ، محاذى آسمان و انگشتان را بهم بچسباند. مگر دو انگشت
بزرگ ...
و چون اشرف اذكار قنوت كلمات فرج است و دعاى عقيب آن ، و اهم دعاها طلب مغفرت و عافيت است از براى دين و دنيا. اينك به ذكر ذكرى كه در
خصوص قنوت وارد شده است ، اكتفاء و بر ترجمه ((كلمات فرج )) و اذكار مخصوصه و ماءثوره آن ، اختصار مى رود.
لا اله الا الله الحليم الكريم ، لا اله الا الله العلى العظيم ، سبحان الله رب السموات السبع ، و رب الارضين السبع ، و ما فيهن و ما بينهن ، و
رب العرش العظيم ، و الحمدلله رب العالمين ، اللهم اغفرلنا وارحمنا، و عافنا واعف عنا فى الدنيا والاخرة ، انك على
كل شى ءقدير
لا اله الا الله الحليم الكريم نيست معبودى جز معبودى بحق ، سزاوار پرستش ، ((مستجمع جميع كمالات )) كه بردبار و بخشنده است .
لا اله الا الله العلى العظيم نيست معبودى بجز خداى يكتا در خور عبادت ((جامع همه صفات
كمال )) كه والا و بزرگ و فرا و سترگ است . سبحان الله پاك و منزه است خداى رب السموات السبع پروردگار آسمانهاى هفتگانه
و رب الارضين السبع و پروردگار زمينهاى هفتگانه ((و ما فيهن )) و آنچه درون آنهاست ((و ما بينهن )) و آنچه ميانه آنهاست و رب
العرش العظيم و پروردگار عرش بزرگ كه : عبارت از احاطه علم حق تعالى است بر همه موجودات يا فلك الافلاك كه محيط است بر
سراسر آفرينش و الحمدلله رب العالمين و همه ستايش ها و نيايشها، مرا خداى راست كه پروردگار جهانيان است .
اللهم اغفرلنا بار خدايا بيامرز ما را ((و ارحمنا)) و بر ما رحم فرما ((و عافنا)) و نگاه دار ما را از تمام كوفت ها و آفت ها و همه
گزندها و آزارها ((واعف عنا)) و درگذر از نارواهاى ما فى الدنيا و الاخره در اين جهان زودگذر و در واپسين سامان پاينده ديگر. انك على
كل شى ء قدير كه توئى فقط، بر انجام همه چيز توانا.
در حديث وارد شده است كه : نمازگزار را هرچه قنوت كاملتر و درازتر، رحمت حق در روز رستاخيز شاملتر و بيشتر.
|
مشو غافل ز الطاف الهى | |
كه بخشد بنده را كوهى به كاهى |
درِ هشتم : تشهد
در تشهد مستحب است كه ، به طرزى نشيند كه در نشستن بين سجدتين مذكور شد و دستها (محاذى زانو) روى سر رانها گذارد و انگشتان را به هم
بچسباند و نظر بر كنار راست خود افكند و بگويد:
بسم الله و بالله ، و الحمدلله ، و خير الاسمآء لله ، اشهد ان لا اله الا الله ، وحده لاشريك له ، و اشهد ان محمدا عبده و رسوله ، ارسله بالحق
بشيرا ونذيرا بين يدى الساعة ، اشهد ان ربى نعم الرب ، وان محمدا نعم
الرسول ، اللهم صلى على محمد و آل محمد، و تقبل شفاعته فى امته ، وارفع درجته وانصر شيعته
و بطور خلاصه بدين نحو گويد: بسم الله و بالله ، الحمدلله ، اشهد ان لا اله الا الله ، وحده لاشريك له ، واشهد ان محمدا عبده و رسوله ،
اللهم صلى على محمد و آل محمد، و تقبل شفاعته
بسم الله بنام بزرگ خداى ، كه سزاى پرستش است ((وبالله )) و به خداى يكتا
جل جلاله و الحمد لله و همه ستايش ها و نيايش ها، مر خداى راست و خير الاسمآء لله و بهترين نامها، ايزد آفريدگار راست .
اشهد ان لا اله الا الله گواهى مى دهم كه نيست معبودى درخور پرستش جز خداى ، كه مستجمع جميع كمالات و مستوجب همه عبادات است .
((وحده )) در حالتى كه يكتا و بى همتاست ((لاشريك له )) نيست همآوردى مر او را در الوهيت ، و نه انبازى به استحقاق عبادت .
|
((وحده لاشريك له )) صفتش | |
((و هو الفرد)) اصل معرفتش | |
شرك را سوى وحدتش ، ره نى | |
عقل از كنه ذاتش ، آگه نى | |
هست در راه كبريا و جلال | |
شرك نالايق و شريك محال |
واشهد ان محمدا عبده و رسوله و گواهى مى دهم كه محمد بنده او، و فرستاده اوست . ارسله بالحق فرستاده است او را به راستى و درستى ،
بى شبهه و بلاشك ((بشيرا)) در حالتى كه مژده فرماى است به رحمت و به
فضل خداى ، كسى را كه به توحيد او اقرار كند، ((و نذيرا)) و بيم نماى است از عقوبت و
عدل خداى ، كسى را كه از شرك احتراز نورزد، بين يدى الساعة پيش از قيام قيامت .
اشهد ان ربى نعم الرب گواهى مى دهم كه پروردگار من ، نيكو پروردگارى است .
و به روايتى ديگر، بر اين لفظ وارد است كه : انك نعم الرب (بر
سبيل خطاب ) بدرستى كه تو، نيكو پروردگارى وان محمدا نعم الرسول و همانا ((محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ))) نيكو فرستاده
ايست . ((اللهم )) بارخدايا ((صلى على محمد)) درود فرست بر ((محمد)) يعنى : او را به رحمت خود بنواز.
و گفته اند، يعنى : تعظيم فرماى او را در دنيا، به اعلاى دين و اظهار دعوت و اعظام ذكر و ابقاء شريعت ، و تكريم نماى او را در آخرت ، به
اضعاف اجر و اعتلاء قدر و اعزاز كامل و ابراز كمال او بر اولين و آخرين و به
تقبل شفاعت در شاءن امت و تقدم او بر كافه انبياء مرسلين ، صلواتك عليهم اجمعين ((و
ال محمد)) و بر اهل بيت ((محمد (صلى الله عليه و آله ))) كه عبارتند از: حضرت فاطمه و دوازده امام معصوم و منصوص صلوات الله و سلامه
عليهم اجمعين و هر كه به روش ايشان گرايد و از علوم لدنى آنان ، درك فيوضات وافره نمايد، همچون وجود مقدس سلمان فارسى رضى الله
عنه كه حضرت مصطفى (صلى الله عليه و آله و سلم ) درباره وى فرمود: سلمان من
اهل البيت
و تقبل شفاعته و بپذير درخواست بخشودگيش را ((فى امته )) درباره امتش وارفع درجته و رفيع گردان درجه اش را در عالم ابديت .
و پس از آن ، حمد خداى گويد دو سه نوبت . و چون بر مى خيزد به ركعت سوم . همان ذكرى را كه در برخاستن از دومين سجود مى گفت ، نيز بگويد.
|
ذكر حق رخصت قرب است و حضور | |
اگر از صدق و ارادت باشد | |
دل اگر با تو نباشد به نماز | |
عادت است آن ، نه عبادت باشد | |
هرچه را دل نگرد، باز بگوى | |
كه چنين گفته ، شهادت باشد | |
به نياز آ، چو در آئى به نماز | |
تا تو را فيض ، زيارت باشد |
پس نمازگزار را بايد كه در شهادت بر زبان ، آن راند كه دل بيند و داند، نه آنكه كلماتى چند بخواند و بگذرد و حقيقت آنچه بگويد بخاطر
نگذراند.
و در تشهد آخر بعد از نعم الرسول بگويد:
التحيات لله همه ثناها و آفرينها مر خداى راست ((و الصلوات )) و همه نمازها، يا دعاها ((الطاهرات )) پاك از شرك جلى و خفى ، همه
مقرون به توحيد و اخلاص و اعتقاد ((الطيبات )) مصون از رخوت و غفلت و حديث نفس و حالت
كسل ، مشحون به نشاط خاطر و طيب نفس و حضور دل ((الزاكيات )) همه ماءمون از اغراض نفسانى و علائق سراى فانى ، همه مرهون به صدق و
صفا و عبوديت و وفا ((الغاديات )) در اوائل روز برآورده شدگان ((يا آينده ها)) ((الرائحات )) در اواخر روز اجراء كرده شدگان ((يا
رفته ها)) ((السابغات )) همه رسا و به انجام يعنى : با شروط تام و آداب تمام ((الناعمات )) همه خوش آيند
دل ، كه با دقت و رقت و وجد و وقار و خشوع و خضوع و ركون و سكون ، گذرانده گردد ((لله )) مر خداى راست . ((ما طاب )) آنچه پاكيزه و
پسنديده شد ((و زكى و طهر)) و از آلايش برى ماند و پاك گشت ((و خلص و صفا)) و بى غش و صافى گرديد. ((فلله )) پس آن ، مر
خداى راست .
اشهد ان لا اله الا الله ، وحده لا شريك له ، و اشهد ان محمدا عبده و رسوله ، ارسله بالحق بشيرا ونذيرا بين يدى الساعة ، اشهد ان ربى نعم الرب
وان محمدا نعم الرسول كه ترجمه اين كلمات گذشت و ان الساعة و همانا كه روز رستاخيز ((اتية )) آينده است لاريب فيها و شك و
شبهه اى در آن نيست و ان الله يبعث و همانا خداى ((عزوجل )) بار دگر برانگيزد و زنده گرداند من فى القبور كسانى را كه در
گورها مدفونند.
الحمدلله الذى هدانا لهذا ثنا و ستايش مر خداى راست كه به فضل خود، ره نمود ما را به اين اعتقادات و عبادات و ما كنا لنهتدى و ما نبوديم
آنكه پيش خود، توانستى هدايت يافت و به راه آمد لولا ان هدانا الله اگر خداى ما را راه ننمودى و رهنمون نبودى .
|
گر بدرقه لطف تو ننمايد راه | |
از راه تو، هيچكس نگردد آگاه | |
آن كس كه به راه آيد و ره پيمايد | |
توفيق ، رفيق او نشد واويلاه |
الحمد لله رب العالمين هر ثنا و نيايش كه بود و هست و باشد، مر خداى راست كه پروردگار جهانيان است .
اللهم صل على محمد و آل محمد بار خدايا درود مرحمت آميز بفرست بر محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) و
اهل بيت محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) و بارك على محمد و آل محمد و بركات و خيرات را زياده كن بر محمد (صلى الله عليه و آله و سلم )
و اهل بيت محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ). و سلم على محمد و آل محمد و سلام فرست بر محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) و
آل محمد (صلى الله عليه و آله و سلم )، و ترحم على محمد و آل محمد و رحمت آور بر محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) و
اهل بيت محمد (صلى الله عليه و آله و سلم )، كما صليت وباركت و ترحمت چنانكه درود و بركت فرستادى و رحمت آوردى و منت نهادى على
ابراهيم و ال ابراهيم بر خليل خود، ابراهيم و اهل بيت او انك حميد مجيد به راستى و درستى كه تو، سخت ستوده اى به اعطاى نعم و بس
بزرگوارى در ايفاى كرم .
تذكره : اگر كسى را اين توهم حاصل شود كه مگر تشبيه درود پيغمبر ما (صلى الله عليه و آله و سلم ) و
آل او، بر (درود) حضرت ابراهيم (عليه السلام ) و آلش ، يادى از اين مى دهد كه حضرت ابراهيم
افضل از پيغمبر ما باشد، اين خلاف واقع است .
جواب آنكه : مراد از اين تشبيه ، آن است كه همانگونه كه درودى بر ابراهيم و
اهل بيت و اهل بيت او فرستادى ، بهتر و برتر از درودى كه بر انبياء پيش از ابراهيم فرستاده اى ، هم بر اينگونه درودى بر محمد (صلى الله
عليه و آله و سلم ) و اهل بيت او فرست كه بس بهتر و برتر باشد از درودى كه بر انبياء سلف روى فرستاده اى ، كه از آن جمله ، يكى همه
حضرت ابراهيم خليل است . على نبينا (عليهم السلام ) و همين معنى دليل بر اين است كه افضليت پيغمبر ما بر حضرت ابراهيم ثابت و قاطع است .
|
يا سيد الانام درود جناب تو | |
ورد زبان ماست مه و سال
و صبح و شام | |
نزديك تو چه تحفه فرستيم ما ز دور | |
مقدور ما همين صلوات است والسلام . |
تسليم
سپس ، براى گشودن نماز و بيرون رفتن از آن ، در خاطر خود ارواح طيبه انبياء و ائمه معصومين و ملائكه و جميع مؤمنين و كليه
اهل طاعت موجود در آسمانها و زمين را خطور داده و آنان را مخاطب قرار دهد و گويد:
السلام عليك ايها النبى و رحمة الله و بركاته . السلام على على اميرالمؤمنين . السلام على الائمه المعصومين . السلام على جميع انبيآء الله
والمرسلين . السلام على جميع ملائكة الله والمقربين . السلام على جميع اهل الطاعة فى السموات و الارضين . السلام علينا و على عبادالله الصالحين
. السلام عليكم و رحمة الله و بركاته
السلام عليك ايها النبى و رحمة الله و بركاته سلام بر شما باد اى پيامبر عظيم الشاءن اسلام ، و رحمت و بركتهاى بى پايان خداوند نيز
بر تو باد.
السلام على على اميرالمؤمنين سلام و درود بر تو باد اى ولى الله الاعظم على بن ابيطالب ، اى امير و سالار مؤمنان .
السلام على الائمة المعصومين سلام و درود بر امامان و پيشوايان پاك و معصوم از هر لغزش و گناه باد.
السلام على جميع انبيآء الله والمرسلين سلام و درود بر تمامى پيامبران خدا و فرستادگانش باد.
السلام على جميع ملائكة الله والمقربين سلام و درود بر تمامى فرشتگان خدا، خصوص فرشتگان بسيار مقرب خدا باد.
السلام على اهل الطاعة فى السموات والارضين سلام و درود بر تمامى
اهل عبادت و اطاعت در آسمانها و زمين باد.
السلام علينا وعلى عبادالله الصالحين سلام و درود بر ما و بر بندگان صالح و شايسته پروردگار باد.
السلام عليكم و رحمة الله و بركاته سلام بر همه شما باد و رحمت خداى و بركتهاى او كه پايان پذير نيست .
حضرت صادق (عليه السلام ) فرمود كه : معنى سلام در آخر هر نمازى ، امان است . يعنى : هر كه ادا كرد امر خداى تعالى و سنت پيغمبر او را از روى
خشوع ، پس او راست امان از بلاهاى دنيا و برات از عذاب آخرت .
و مستحب است كه بعد از تسليم ، ساعتى در جاى نماز قرار گرفته ، ذكر خداى و دعا كند و مراد از تعقيب همين است ، يعنى : بعد از هر نماز، قدرى
مشغول ذكر و دعا كردن باشد.
و در حديث آمده كه دعا بعد از نماز فريضه ، فاضلتر است از نافله و در حديث ديگر آمده كه ، تعقيب در طلب رزق ، ابلغ است از مسافرت در بلاد. و
بهترين اذكار تعقيب : تسبيح حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) است ، بدين نحو كه : 34 مرتبه الله اكبر و 33 مرتبه سبحان الله و
33 مرتبه الحمدلله بگويد. و سپس سه مرتبه سوره توحيد و سه مرتبه صلوات و سه مرتبه آيه مباركه : و من يتق الله
يجعل له مخرجا، و يرزقه من حيث لايحتسب ، و من يتوكل على الله ، فهو حسبه ، قد
جعل الله لكل شى ء قدرا را با اخلاص كامل بخواند.
خاتمه
اين است ترجمه كامل و آداب آن ، چنانكه از ائمه معصومين صلوات الله عليهم اجمعين بما رسيده است .
و از اذكار آنچه واجب است ، بى خلاف :
((تكبيرة الاحرام )) كه بعد از نيت بايد گفت .
((فاتحة الكتاب )) كه قرائت سوره مباركه ((حمد)) در ركعت اول و دوم هر نماز است .
((تسبيح )) در هريك از ركوع و سجود.
((شهادتين )) و صلوات بر پيغمبر و آل اوست كه در ركعت دوم و ركعت آخر هر نماز بعد از دو سجده بايد خواند.
و فقهاء اماميه سوره ديگر بعد از حمد را و همچنين سلام آخر نماز را واجب دانسته اند و اما قنوت مستحب مؤ كد است و شيعه بر آن مداومت مى كند.
از افعال آنچه واجب است به يقين :
((نيت )) است كه مقصود از آن قصد قربت است در اداء هر يك از نمازهاى مفروضه و مسنونه .
((قيام )) كه عبارت است از راست داشتن پشت و تكيه نكردن بر چيزى .
((ركوع )) كه قصد از آن خم شدن است به قدرى كه دستها به زانوها برسد.
((سجود)) بر اعضاء سبعه ، كه عبارتند از: دو سر انگشتان شصت پا و دو سر زانوها و دو كف دست و پيشانى .
((جلوس )) نشستن در تشهد.
((طماءنينه )) كه به منظور از آن درنگ به قدر ذكر واجب در هر يك از مواضع و مواقع معينه است و اين شرط نيز
شامل برخاستن از ركوع و نشستن پس از سجود نخستين نيز هست .
شرط ديگر ((جهر و اخفات )) است كه مراد از آن بلند خواندن قرائت در نماز صبح است و دو ركعت
اول شام و خفتن ، و آهسته گفتن در غير آن ، بجز ((بسملات )) كه بلند خواندن آنها مستحب است .
نيز در صحت نماز، هفت امر بى شبهه شرط است و بدون مجموع آنها نماز صحيح و مشروع نيست
بلاقيل ، كه عبارت از: 1 - عقل 2 - اسلام 3 - طهارت 4 - وقت 5 - مكان 6 - مكان 7 - قبله .
چه نماز مخبط و منكر و ناپاك و نابگاه و در جاى و جامه مغصوب و منحرف از جانب كعبه ، خارج از صحت و خالى از اعتبار است . حق تعالى همه را فيض
عبادت ، عنايت فرمايد.
بمحمد و اله الاطياب ، عليهم سلام الله الملك الوهاب
پايان ،
ملا محسن فيض كاشانى
|