معاد يكي از سه اصل دين
چنانكه در آغاز كتاب تذكر داده شد يكى از سه اصلى كه دين مقدس اسلام بر آنها استوار است اعتقاد به معاد مىباشد يعنى ايمان به اينكه خداى متعال همه را پس از مرگ دوباره زنده مىكند و به حساب اعمالشان رسيدگى فرموده نيكوكاران را پاداش نيك و نعمت جاويد مىدهد و بدكاران را به سزاى كردارشان مىرساند و اين روز «قيامت» ناميده مىشود.
همه اديان و مذاهبى كه به پرستش خداى متعال دعوت مىكنند و بشر را به نيكوكارى امر و از بد كارى نهى مىنمايند، براى انسان معاد و زندگى ديگرى پس از مرگ قائلند زيرا هرگز ترديد نمىكنند كه نيكوكارى وقتى ارزش خواهد داشت كه پاداش نيكى به دنبال خود داشته باشد و چون اين پاداش در جهان مشهود نيست ناگزير پس از مرگ در جهان ديگرى و با زندگى ديگرى خواهد بود.
گذشته از آن، در مقابر بسيار باستانى كه كشف مىشود علائم و آثارى ديده مىشود كه دلالت دارد بر اينكه انسان قديم به زندگى ديگرى پس از مرگ ايمان داشته و به حسب اعتقاد خود براى اينكه مرده در آن جهان آسايش داشته باشد تشريفاتى انجام مىداده است.
معاد در قرآن
قرآن كريم در صدها آيه معاد را به مردم تذكر مىدهد و هر گونه شك و ريب را از آن نفى مىكند و در موارد زيادى براى افزايش بصيرت و رفع استبعاد آفرينش نخستين اشياء، قدرت مطلقه خداوندى را به مردم ياد آورى مىنمايد چنانكه مىفرمايد:
«اولم ير الانسان انا خلقناه من نطفه فاذاً هو خصيم مبين و ضرب لنا مثلاً و نسى خلقه قال من يحيى العظام و هى رميم قل يحييها الذى انشاها اول مره و هو بكل خلق عليم»(سوره يس آيه 79)
خلاصه ترجمه: آيا انسان نمىبيند كه ما او را از قطره آبى آفريديم؟ آنگاه به مقام مخاصمه بر مىآيد و آفرينش خود را فراموش مىكند و براى ما مثل آورده مىگويد اين استخوانهاى پوسيده را چه كسى زنده مىكند؟ بگو: آنها را كسى زنده مىكند كه روز نخستين از نيستى بوجود آورده است، چنانكه روز نخستين آفريده دوباره نيز مىتواند وجود دهد.
و گاهى افكار مردم را به زنده شدن زمين در بهار پس از مرگ زمستانى هدايت كرده قدرت خدا را تذكر مىدهد چنانكه مىفرمايد:
«و من آياته انك ترى الارض خاشعه فاذا انزلنا عليها الماء اهتزت و ربت ان الذى احياها لمحيى الموتى انه على كل شى قدير» (سوره حم سجده آيه 39)
خلاصه ترجمه: يكى از نشانههاى خداى متعال اينست كه زمين را مانند مردهاى بى حس و بى حركت مشاهده مىكنى و همينكه بارانى نازل كرديم به جنبش در آمده سر سبز مىشود، خدائى كه اين زمين مرده را زنده مىكند مردگان را نيز زنده خواهد كرد زيرا وى به همه چيز قادر و توانا است. و گاهى از راه استدلال عقلى پيش آمده نهاد خدادادى انسان را براى اعتراف به اين حقيقت بيدار مىكند چنانكه مىفرمايد:
«و ما خلقنا السماء و الارض و ما بينهما باطلاً ذلك ظن الذين كفروا فويل للذين كفروا من النار. ام نجعل الذين آمنوا و عملوا الصالحات كالمفسدين فى الارض ام نجعل المتقين كالفجار» (سوره ص آيه 28)
خلاصه ترجمه: آسمان و زمين و آنچه را در ميان آنها است بيهوده (و بازيچه) نيافريديم (زيرا اگر همين بود كه انسان مثلاً بوجود آيد و چند روزى بگردد و بخواهد و بميرد و باز يكى ديگر به همين ترتيب مكرر شود، آفرينش جهان كارى بيهوده و بازيچه بيش نبود با اينكه كار بيهوده از خداى حكيم سر نمىزند) آنان كه به معاد كافرند آفرينش را بيهوده پنداشتهاند. آيا مردمان مؤمن و نيكوكار را با مردمى مفسد و تبهكار يكسان قرار مىدهيم؟ (زيرا در اين جهان نيكوكار و زشت كردار به پاداش كامل اعمالشان نمىرسند اگر جهان ديگرى در بين نباشد كه در آن هر كدام از اين دو دسته به پاداش مناسب رفتار و كردار خودشان برسند هر دو دسته پيش خدا يكى خواهند بود و اين منافى عدل الهى است)
آنچه مىميرد تن است نه روان
از نظر اسلام انسان آفريدهايست كه از تن و روان (روح و بدن) تشكيل يافته است تن انسان خود يكى از تركيبات ماده و محكوم قوانين مىباشد يعنى حجم و وزن دارد و زندگانى او در زمان و مكانى است و از سرما و گرما و غير آنها متأثر مىشود و تدريجاً كهنه (پير ) و فرسوده مىگردد و بالاخره چنانكه روزى به امر خداى متعال پيدايش يافته روزى نيز تجزيه شده از بين مىرود.
ولى روان مادى نيست و هيچ يك از خاصيتهاى نامبرده ماده را ندارد بلكه صفت علم و احساس و فكر و اراده و صفات ديگر روحى مانند مهر و كينه و شادى و اندوه و بيم و اميد و مانند آنها از آن اوست و چنانچه روان خاصيتهاى نام برده ماده را ندارد صفات روحى نيز ازين خاصيتها دورند بلكه قلب و مغز و ساير اجزاء بدن در فعاليتهاى بيشمار خود فرمانبردار روان و صفات روانى مىباشد و هيچيك از اجزاء بدن را بعنوان مركز فرماندهى نمىتوان تعيين كرد.
خداى متعال مىفرمايد:
و لقد خلقنا الانسان من سلاله من طين ثم جعلناه نطفه فى قرار مكين ثم خلقنا النطفه علقه فخلقنا العلقه مضغه فخلقنا المضغه عظاما فكسونا العظام لحماثم انشاناه خلقا آخر» (سوره مومنون - آيه 14)
خلاصه ترجمه: ما براى نخستين بار انسان را از مادهاى كه از گل گرفته شده بود ساختيم پس از آن او را نطفهاى قرار داديم كه در جايگاه آرامى قرار مىگيرد پس از آن نطفه را بصورت قطعه خونى در آورديم و سپس آنرا مانند گوشت جويده شده (مضغه) ساختيم. و از مضغه استخوانها را خلق كرديم و بر استخوانها گوشت پوشانديم (صورت بدن را درست كرديم) پس از آن او را آفرينش اساسى و بىسابقه ديگرى داديم.
معنى مرگ از نظر اسلام
روى اصل نام برده، معنى مرگ از نظر اسلام نه اين است كه انسان هيچ و نابود شود بلكه اينست كه روان انسان كه فناناپذير است علاقه و رابطه خود را از تن قطع كند و در نتيجه تن از بين برود و روان بدون تن به زندگى خود ادامه دهد.
خداى متعال مىفرمايد:
«و قالو ءاذا ظللنا فى الارض انا لفى خلق جديد بل هم بلقاء ربهم كافرون قل يتوفا كم ملك الموت الذى و كل بكم» (سوره سجده - آيه 11)
خلاصه ترجمه: چگونه شود كه پس از اينكه مىميرم و بدنهاى ما در زمين متلاشى شده گم مىشود، دوباره با آفرينش تازهاى موجود شويم؟ در پاسخ آنان بگو: فرشته مرگ كه به شما موكل است شما را از تنها دريافت مىدارد و متلاشى شدن تنها شما را نابود نمىكند.
پيغمبر اكرم (ص) مىفرمايد: شما نابود نمىگرديد بلكه از خانهاى به خانه ديگر منتقل مىشويد.
برزخ - اسلام معتقد است كه انسان پس از مردن به طرز خاصى زنده مىباشد اگر نيكوكار است از نعمت و سعادت برخوردار و اگر بدكار است معذب خواهد بود و هنگامى كه قيامت بر پا شود براى حساب عمومى حاضر مىشوند، عالمى كه انسان پس از مرگ تا روز قيامت در آن زندگى مىكند برزخ ناميده مىشود.
خداى متعال مىفرمايد:
«و من ورائهم برزخ الى يوم يبعثون» (سوره مؤمنون - آيه 101)
خلاصه ترجمه: بدنبال مردم پس از مرگ تا روز قيامت برزخ است.
و نيز مىفرمايد:
(و لا تحسبن الذين قتلو فى سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون» (سوره آل عمران - آيه 169)
خلاصه ترجمه: چنين مپندار كه گشتگان راه خدا مرده و نابود مىشوند بلكه آنان زنده هستند و پيش خداى خود روزى مىخورند
|