معنى بحث گذشته به تعبير ديگر اين بود كه هر نياز و نقصى كه اشياء در وجود و بقاء وجود خود دارند خودشان نمى‏توانند آنرا رفع كنند و از راه اتفاق و تصادف نيز رفع نمى‏شود بلكه از يك مقامى كه مافوق جهان مشهود است تأمين مى‏گردد.
اوست كه هر نياز و نقصى را رفع مى‏كند و البته خودش از هر نياز و نقصى منزه است و گرنه مبدء ديگرى لازم بود كه نياز و نقص او را رفع كند و در اينصورت خودش نيز يكى از اجزاء نيازمند جهان خواهد بود. اوست كه با قدرت و علم نامتناهى خود هر پديده از پديدهاى جهان را هستى مى‏بخشد و جهان و جهانيان را در شاهراه تكامل انداخته با قوانينى استثناناپذير بسوى هدف وجود و سر منزل كمال رهبرى مى‏كند. از اين بيان نتيجه گرفته مى‏شود كه:
1- خداى متعال در جهان هستى سلطنت مطلقه دارد و هر موجودى كه بوجود مى‏آيد و هر حادثه‏اى كه تحقق مى‏پذيرد از حكم و فرمان او سرچشمه مى‏گيرد چنانكه مى‏فرمايد: «له الملك و له الحمد» خلاصه ترجمه: سلطنت و پادشاهى مطلق مخصوص اوست و هر ستايشى در حقيقت در خور و سزاوار اوست (زيرا نيكى و خوبى از آفرينش او برخاسته است). و نيز مى‏فرمايد: «ان الحكم الا الله» خلاصه ترجمه: به حقيقت هر حكم از آن خداى متعال مى‏باشد.
2- خداى متعال عادل است زيرا عدالت در حكم يا در اجراء آن اينست كه استثنا و تبعيض بر ندارد در مواردى كه مشمول حكمند بطور يكنواخت اجراء شود، و چنانكه معلوم شد جهان هستى و اجزاء آن در شعاع يك سلسله قوانين استثناناپذير كه جامع آنها قانون عليت و معوليت است اداره مى‏شود مثلاً آتش با شرائط خاصى جسمى را كه قابل احتراق است خواهد سوزانيد ذغال سياه باشد يا الماس، هيزم خشك باشد يا جامه نيازمندى بينوا.
گذشته از آن كسيكه عدالت را ترك گفته به ظلم و ستم مى‏پردازد براى رفع يك نوع نيازمندى دست به اين كار شوم مى‏زند خواه نياز مادى داشته باشد مانند كسيكه مال ديگران را مى‏ربايد و به اندوخته خود مى‏افزايد يا نيازمندى معنوى مانند كسيكه از تعدى به حقوق ديگران يا از اظهار قدرت و نفوذ و سلطه لذت مى‏برد.
و چنانكه معلوم شد هيچگونه نيازمندى را بساحت مقدس آفريدگار جهان راه نيست و هر حكمى كه از مصدر جلال صادر مى‏شود اگر حكمى است تكوينى براى تأمين مصالح عامه است كه در محيط آفرينش مراعات آن لازم مى‏باشد و اگر حكمى است تشريعى براى سعادت و نيك بختى بندگان است و منافعش بخودشان برمى گردد. خداى متعال در كلام خود مى‏فرمايد:
«ان الله لا يظلم مثقال ذرة» خلاصه ترجمه: خداى متعال به اندازه سنگينى يك ذره ظلم نمى‏كند. و نيز مى‏فرمايد : «و ما الله يريد ظلماً للعباد» خلاصه ترجمه: خداى متعال نمى‏خواهد به بندگان خود ظلم كند.