(4) رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود: حيا دو گونه است : حياى عقل و حياى حماقت ، حياى
عقل ، علم است ، و حياى حماقت ، نادانى .(165)
(5) امام صادق (عليه السلام) فرمود: هر كس كم رو باشد، كم دانش است (زيرا از پرسيدن شرم مى كند و مشكلات علمى اش
حل نمى شود).(166)
حرف : خ
خاموشى و حفظ زبان
(1) امام رضا (عليه السلام) فرمود: همانا خاموشى يكى از درهاى حكمت است ؛ همانا خاموشى محبت مى آورد و راهنماى هر امر خيرى مى باشد (زيرا
انسان با تفكر به هر خيرى مى رسد و خاموشى زمينه بسيار خوبى براى تفكر است ).(167)
(2) امام باقر (عليه السلام) فرمود: شيعيان ما بى زيانند (كم گوى و گزيده گويند).(168)
(3) رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود: زبانت را جز از خير، خاموش دار.(169)
(4) رسول خدا (صلى الله عليه و آله) نجات مؤمن در نگهداشتن زبانش باشد.(170)
(5) امام باقر (عليه السلام) فرمود: ابوذر - رحمة الله - مى گفت : اى دانشجو! همانا اين زبان كليد خير و كليد شر است ، پس همچنان كه بر طلا
و نقره ات مهر مى زنى ، بر زبانت هم مهر بزن .(171)
(6) امام صادق (عليه السلام) فرمود: روزى نيست جز آن كه هر عضوى از اعضاى تن در برابر زبان فروتنى كند و بگويد: تو را به خدا
سوگند! مبادا به سبب تو عذاب ببينيم .(172)
(7) رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود: كسى كه سخنش را از عملش نشمارد، خطاهايش زياد شود و عذابش فرا رسد.(173)
(8) رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود: اگر در چيزى نحسى باشد، در زبان است .(174)
(9) رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود: هر كه سخنش را از كردارش بداند، سخن گفتنش كم شود، مگر درباره آنچه برايش سودمند
باشد.(175)
خودبينى و عجب
(1) حضرت صادق (عليه السلام) فرمود: همانا خدا دانست كه ارتكاب گناه براى مؤمن از خودبينى بهتر است و اگر چنين نبود هرگز مؤمنى به
گناه دچار نمى شود.(176)
(2) حضرت صادق (عليه السلام) فرمود: هر كه را خودبينى فرا گيرد، هلاك شود.(177)
خوش خلقى
(1) امام باقر (عليه السلام) فرمود: كامل ترين مردم از لحاظ ايمان خوش خلق ترين آنهاست .(178)
(2) رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود: روز قيامت در ترازوى كسى چيزى بهتر از حسن خلق گذاشته نمى شود.(179)
(3) رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود: آن كه خلق نيكو دارد پاداش روزه گير شب زنده دار دارد.(180)
(4) امام صادق (عليه السلام) فرمود: خداى تبارك و تعالى به يكى از پيغمبرانش وحى فرمود: كه خوش خلقى گناه را آب مى كند، چنان كه
خورشيد يخ را آب مى كند.(181)
(5) امام صادق (عليه السلام) فرمود: اخلاق بخششى است كه خداى به مخلوقش عطا مى كند و بخشى از آن غريزى و فطرى و برخى از آن (وابسته
به ) نيت (آدمى ) است (يعنى با تصميم و اكتساب و تمرين حاصل مى شود و غريزه و فطرت ثانوى مى گردد.)(182)
(6) يكى از اصحاب به امام صادق (عليه السلام) عرض كرد: تعريف حسن خلق چيست ؟ فرمود: اين كه فروتنى كنى و خوش سخن باشى و با
برادرت با خوشرويى برخورد كنى .(183)
خوش رفتارى با پدر و مادر
(1) ابو ولاد حناط (گندم فروش ) گويد: از امام صادق (عليه السلام) از
قول خداى عزّو جل : ((و به والدين احسان كنيد) (اسراء (17) آيه 23) پرسيدم كه اين احسان چيست ؟
فرمود: احسان اين است كه به خوشى با آنها يار باشى ، و آنها را وا ندارى كه آنچه را نياز دارند از تو بخواهند و اگر چه توانگر باشند
(يعنى حوائج آنها را نگفته فراهم كنى ) مگر نيست كه خدا - عزوجل - مى فرمايد: ((به احسان كردن نرسيد تا آنكه از آنچه دوست داريد انفاق
كنيد)) (آل عمران (3) آيه 92) گويد: سپس امام صادق (عليه السلام) فرمود: و اما
قول خدا - عزوجل -: ((اگر چنانچه يكى از آنها يا هر دو نزد تو به دوران پيرى رسيدند به آنها اف مگو و با آنها درشتى مكن )) (اسراء (17)
آيه 23) فرمود: يعنى اگر تو را به تنگ آوردند به آنها مگو اف و اگر تو را زدند با آنها درشتى مكن ، فرمود: ((و به آنها با احترام سخن
بگو)) فرمود: يعنى اگر تو را زدند به آنها بگو: خدا شما را بيامرزد، اين است گفتار كريمانه و محترامانه ، فرمود: ((از روى مهربانى در
برابر آنها زبونى و فروتنى كن ))فرمود: يعنى چشم به آنها خيره مكن و جز با مهر و دلسوزى به آنها نگاه مينداز و او از خود را بر آواز آنها
ميفراز، و دست بالاى دست آنها مدار و بر آنها پيشى مگير.(184)
(2) رسول (الله - (صلى الله عليه و آله) - فرمود: پدر و مادرت را فرمان برو به آنها نيكى كن ، زنده باشند يا مرده ، و اگر دستور دادند كه
از همسر و دارايى ات دورى گزين ، اين كار را بكن كه از ايمان است .(185)
(3) مردى از رسول خدا - (صلى الله عليه و آله) - پرسيد: حق پدر بر فرزندش چيست ؟ فرمود: او را به نامش نخواند و جلوش راه نرود و پيش از
او ننشيند و باعث دشنام او نشود (كارى نكند كه مردم پدرش را دشنام دهند).(186)
(4) امام صادق (عليه السلام) فرمود: چه چيز مانع مى شود كه مردى از شما به پدر و مادرش در حيات و مرگشان نيكى كند: از جانب آنها نماز
بخواند و صدقه و حج گذارد و روزه بگيرد، تا آنچه كرده (ثوابش ) به ايشان برسد و خود نيز همان را دريافت دارد. تا خداوند به سبب نيكى و
صله او خير فراوانى روزى اش كند.(187)
(5) مردى به امام صادق (عليه السلام) عرض كرد: پدر و مادر من مخالف (شيعه ) مى باشند، حضرت فرمود: با آنها خوش رفتارى كن ، چنان كه
با مسلمانهاى دوست خوش رفتارى مى كنى .(188)
(6) امام باقر (عليه السلام) فرمود: همان بنده اى نسبت به پدر و مادر خويش در زمان حياتشان نيكوكار است ، سپس آنها مى ميرند و او بدهى آنها را
نمى پردازد و براى آنها آمرزش نمى خواهد، لذا خدا او را (نسبت به والدين ) عاق و نافرمان محسوب مى كند و بنده ديگر در زمان حيات پدر و مادر
خود عاق آنها است و نسبت به آنها نيكى نمى كند، ولى چون درگذشتند، بدهى آنها را مى پردازد و براى آنها آمرزش مى خواهد و خداوند او را
نيكوكار محسوب مى نمايد.(189)
خير خواهى براى مؤمنان
(1) حضرت صادق (عليه السلام) فرمود: بر مؤمن واجب است كه در حضور و غياب خير خواه مؤمن باشد.(190)
(2) رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود: هر مردى از شما بايد خيرخواه برادرش باشد، همان گونه كه خيرخواه خويشتن است .(191)
(3) رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود: بزرگترين مردم از لحاظ مرتبه نزد خدا در روز قيامت كسى است كه براى خيرخواهى مردم در زمين ،
بيشتر دوندگى كند.(192)
(4) رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود: هر كه در پى انجام حاجت برادر دينى خود برود، ولى براى او خيرانديشى نكند، به خدا و
رسولش خيانت كرده است .(193)
(5) امام صادق (عليه السلام) فرمود: هر كه با برادر (دينى ) خود مشورت كند؛ و او نظر خالص و بى غرضانه اى به او ارائه ندهد، خداوند
عقل و تدبيرش را از او بگيرد.(194)
حرف : د
دروغ گفتن
(1) امام سجاد (عليه السلام) فرمود: از دروغ كوچك و بزرگ - چه جدى و چه شوخى - بپرهيزيد، زيرا كسى كه در چيزى كوچك دروغ گفت ، به
دروغ بزرگ نيز جراءت پيدا كند.(195)
(2) امام باقر (عليه السلام) فرمود: خدا براى بدى قفلهايى قرار داده ، و كليدهاى آنها را شراب قرار داده و دروغ بدتر از شراب است .(196)
(3) امام باقر (عليه السلام) فرمود: دروغ ويران كننده ايمان است .(197)
(4) امام باقر (عليه السلام) فرمود: اولين كسى كه دروغ را تكذيب كند، خداوند است ، سپس دو فرشته كه با او هستند، سپس خود شخص كه به
دروغگويى خود واقف است .(198)
دشنام گويى
(1) رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود: دشنام گوى مؤمن مانند كسى است كه در پرتگاه هلاكت است .(199)
(2) رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود: دشنام گويى به مؤمن نافرمانى و تبهكارى است .(200)
(3) رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود: به مردم دشنام مى دهيد، تا ميان آنان دشمنى ايجاد نشود.(201)
(4) امام موسى كاظم (عليه السلام) فرمود: درباره دو مردى كه به هم دشنام دهند، فرمود: آن كه دشنام آغاز كند ستمكارتر است ، و گناه و او و
گناه رفيقش به گردن اوست تا زمانى كه از ستم ديده معذرت بخواهد.(202)
(5) امام باقر (عليه السلام) فرمود: لعنت چون از دهان كسى بيرون آيد (در هوا) مردد ماند، پس اگر جايى پيدا كرد (در آن قرار گيرد) وگرنه
به گوينده برگردد(203)
6) امام باقر (عليه السلام) فرمود: هيچ انسانى رو در روى مؤمنى به او طعن نزند، جز اين كه به بدترين مرگها بميرد، و سزاوار است ، كه
روى خير (و سعادت ) را نبيند.(204)
دعا
دعا براى برادران دينى در پشت سر آنان
(1) حضرت باقر (عليه السلام) فرمود: دعايى كه بيشتر اميد استجابت آن مى رود و زودتر به اجابت مى رسد، دعا در پشت سر برادر دينى است
.(205)
(2) امام صادق (عليه السلام) فرمود: دعاى انسان در غياب برادر (دينى )اش روزى را فراوان كند و از (امور) نامطلوب جلوگيرى كند.(206)
(3) امام باقر (عليه السلام) فرمود: چيزى نزد خدا بهتر از اين نيست كه از آنچه نزد اوست از او درخواست شود و كسى نزد خدا مغبوض تر نيست از
آن كس كه از عبادت او تكبر ورزد (و سرپيچى كند) و از آنچه نزد اوست درخواست نكند.(207)
(4) حضرت صادق (عليه السلام) فرمود: هر كه از فضل خدا درخواست نكند، نيازمند و فقير گردد.(208)
(5) حصرت صادق (عليه السلام) فرمود: پيوسته دعا كنيد؛ زيرا به هيچ چيز مانند آن به خدا نزديك نشويد.(209)
دعا، سلاح مؤمنان
(6) رسول خدا - (صلى الله عليه و آله) - فرمود: دعا سلاح مؤمن و ستون دين و نور آسمانهاست .(210)
(7) اميرالمؤمنين - (عليه السلام) فرمود: دعا كليدهاى نجات و گنجينه هاى رستگارى است و بهترين دعا آن دعايى است كه از سينه اى پاك و دلى
پرهيزكار برآيد.(211)
(8) اميرالمؤمنين - (عليه السلام) فرمود: دعا سپر مؤمن است و هرگاه درى را بسيار كوبيدى ، به روى تو باز شود.(212)
(9) حضرت رضا - (عليه السلام) هميشه به اصحاب خود مى فرمود: پيوسته ملازم سلاح پيامبران باشيد و آن دعاست .(213)
(10) حضرت صادق - (عليه السلام) فرمود: دعا از نيزه نافذتر است .
دعا، دفع كننده بلا و قضا
(11) حضرت صادق (عليه السلام) فرمود: دعا قضايى را كه از آسمان نازل گرديده ، و به سختى استوار گشته ، باز گرداند.(214)
(12) امام سجاد (عليه السلام) فرمود: همانا دعا و بلا تا روز قيامت با هم رفاقت كنند، و همانا دعا، بلايى را كه به سختى استوار شده
برگرداند.(215)
(13) امام سجاد (عليه السلام) فرمود: دعا، بلا را دفع كند، چه نازل شده باشد و چه
نازل نشده باشد.(216)
ثمرات دعا
(14) حضرت صادق (عليه السلام) فرمود: پيوسته دعا كن ؛ زيرا درمان هر دردى دعاست .(217)
(15) حضرت صادق (عليه السلام) فرمود: دعا مخزن و گنجينه اجابت است ، چنانچه ابر مخزن باران است .(218)
(16) حضرت صادق (عليه السلام) فرمود: دعا در حال راحتى و آسايش ، نيازمنديهاى زمان گرفتارى را برآورده مى سازد.(219)
(17) حضرت صادق (عليه السلام) فرمود: هر كه را خوش آيد كه دعايش در
حال سختى به اجابت برسد، بايد در حال راحتى و آسايش بسيار دعا كند.(220)
(18) حضرت صادق (عليه السلام) فرمود: هر گاه دعا كردى ، گمان كن كه حاجتت بر در خانه است .(221)
(19) حضرت صادق (عليه السلام) فرمود: خداوند دعايى را كه از دل
غافل بر آيد، اجابت نكند؛ پس هر گاه دعا كردى ، از عمق دل دعا كن و يقين داشته باش كه اجابت شود.(222)
(20) حضرت صادق (عليه السلام) فرمود: همانا چون بنده دعا كند، خداوند پيوسته در پى حاجت او باشد، مادامى كه آن بنده شتاب نكند.(223)
(21) حضرت باقر (عليه السلام) فرمود: به خدا سوگند هيچ بنده اى در دعا به درگاه خدا پافشارى و اصرار نكند، جز آن كه حاجتش را
برآورد.(224)
(22) حضرت رضا (عليه السلام) فرمود: يك دعاى بنده در پنهانى ، برابر با هفتاد دعاى آشكار اوست .(225)
(23) حضرت باقر (عليه السلام) فرمود: پدرم هرگاه كه به درگاه خداوند حاجتى داشت ، در اين ساعت آن را مى خواست ، يعنى
اول ظهر (هنگام زوال ، كه خورشيد از ميانه آسمان به طرف مغرب متمايل شود.)(226)
24) رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود: بهترين وقتى كه در آن خدا را بخوانيد (و به درگاهش دعا كنيد) سحرها است : و اين آيه را كه
درباره گفتار حضرت يعقوب (عليه السلام) است تلاوت فرمود: ((گفت به زودى براى شما از پروردگار خود آمرزش خواهم )) (يوسف ((12))
آيه 98) فرمود: (دعا كردن براى آنها را) به سحرگاه تاءخير انداخت (و
موكول به وقتى سحر كرد).(227)
(25) از حضرت باقر (عليه السلام) درباره آيه : ((پس فروتن نشدند براى پروردگار خويش و زارى نكردند)) (مؤمنون ((23)) آيه 76)
سؤ ال شد، فرمود: ((استكانت ))همان فروتنى است ، تضرع ، بلند كردن و زارى كردن به دانهاست .(228)
اجتماع براى دعا و عموميت دادن به آن
(26) حضرت صادق (عليه السلام) فرمود: هيچ گاه چهار نفر با هم اجتماع نكرده اند كه براى مطلبى به درگاه خدا دعا كنند، جز اين كه به
اجابت آن دعا از هم جدا شده اند.(229)
(27) امام صادق (عليه السلام) فرمود: دعا كننده و آمين گو، در مزد و اجر شريكند.(230)
(28) رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود: هرگاه يكى از شماها دعا كند، پس آن را عموميت دهد، (و همه را دعا كند) زيرا كه آن به اجابت نزديك
تر است .(231)
(29) به امام صادق (عليه السلام) عرض شد: دعاى مردى مستجاب مى شود و سپس به تاءخير مى افتد؟ فرمود: آرى تا بيست
سال (ممكن است تاءخير افتد).(232)
(30) حضرت صادق (عليه السلام) فرمود: ميان گفته خدا (كه به موسى و هارون در
مقابل دعا براى نابودى فرعون و پيروانش فرمود:) ((هر آينه دعاى شما به اجابت رسيد (يونس ((10)) آيه 89) تا نابودى فرعون
چهل سال طول كشيد.(233)
دل آدمى و حالات آن
(1) امام صادق (عليه السلام) فرمود: به درستى كه ساعتى از شب و روز بر
دل بگذرد، كه نه در آن كفر است و نه ايمان و مانند پارچه اى كهنه است ، سپس فرمود: آيا تو در نفس خودت چنين چيزى را درك نكرده اى ؟ فرمود:
سپس به دست خداست كه هر طور بخواهد نقطه اى از كفر يا ايمان بر دل زند.(234)
(2) امام موسى كاظم (عليه السلام) فرمود: خداوند دلهاى مؤمنان را پيچيده و بسته به ايمان آفريده (يعنى مانند نامه لوله كرده و خانه بسته كه
جز نويسنده نامه و صاحبخانه كسى نداند كه چه در آن است ) و هنگامى كه بخواهد آنچه در آن است بدرخشد، به باران حكمت آبيارى اش كند، و بذر
علم در آن بكارد، و زارع و سرپرست آن پروردگار جهانيان است .(235)
(3) حضرت صادق (عليه السلام) فرمود: گاهى مردى را مى بينى كه در سخنورى در يك لام يا و او خطا نكند و خطيبى زبردست است ، ولى دلش
از شب تاريك و ظلمانى تاريكتر و سياهتر است و گاهى مردى را مى يابى كه نمى تواند آنچه را كه در
دل دارد به زبان آورد، اما دلش مانند چراغ نورافشانى كند.(236)
(4) حضرت باقر (عليه السلام) فرمود: دلها سه گونه اند: دل وارونه ، كه هيچ خيرى را در خود جا ندهد و آن
دل كافر است ، و دلى كه در آن نقطه سياهى است ، و خوبى و بدى در آن با هم در كشمكش باشند، پس هر كدام از آنها هم سنخ
دل باشد بر ديگرى چيره گردد، و دلى باز و گشاده كه در آن چراغهايى است تابناك و نورش تا روز رستاخيز خاموش نگردد و آن
دل مؤمن است .(237)
(5) حضرت باقر (عليه السلام) فرمود: همانا اين دلها گاهى سخت شود، و گاهى نرم و هموار گردد.(238)
(6) حضرت صادق (عليه السلام) فرمود: هيچ قلبى نيست جز آنكه دو گوش دارد بر سر يكى از آن دو فرشته اى است راهنما و بر سر ديگرى
شيطانى است فتنه انگيز، اين فرمانش دهد و آن بازش دارد، شيطان به گناهان فرمانش دهد، و فرشته از آنها بازش دارد.(239)
(7) حضرت باقر (عليه السلام) فرمود: چيزى تباه كننده تر از گناه براى قلب نيست ، قلب مرتكب گناهى مى شود و بر آن اصرار مى ورزد تا
اينكه بر آن سيطره مى يابد.(240)
دنيا
(1) رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود: دنيا خانه كسى است كه خانه ندارد و آنكه
عقل ندارد، براى دنيا جمع مى كند.(241)
(2) امام باقر (عليه السلام) فرمود: هر روز فرشته اى ندا در مى دهد كه : (اى ) آدميزاد! به دنيا آى براى مردن و گردآورى كن براى نابودى و
بساز براى خرابى .(242)
(3) رسول خدا (صلى الله عليه و آله) مى فرمود: مرا با دنيا چه كار؟ حكايت من و دنيا حكايت سوارى است كه در روز گرمى درختى برايش به پا
شده و او در زير آن درخت خواب كوتاهى مى كند و سپس كوچ مى نمايد و درخت را وا مى گذارد.(243)
(4) امام صادق (عليه السلام) فرمود: در كتاب على - صلوات الله عليه - آمده است كه : حكايت دنيا، حكايت مار است ، كه دست ماليدن به آن بسيار
نرم و خوشايند است ، در حالى كه زهر كشنده اى در درون دارد، مرد عاقل از آن بپرهيزد، و كودك نادان بدان
متمايل گردد.(244)
(5) امام صادق (عليه السلام) فرمود: دنيا مانند آب درياست كه هر چه شخص تشنه از آن بيشتر بياشامد، تشنگى اش بيشتر شود، تا آنكه او را
بكشد.(245)
(6) امام رضا (عليه السلام) فرمود: عيسى بن مريم - صلوات الله عليه - به حواريين گفت :اى بنى
اسرائيل !بر آنچه ، از دنيا، از دست شما رفت ، افسوس مخوريد، چنانچه اهل دنيا چون به دنياى خود رسند بر دين از دست داده افسوس
نخورند.(246)
دورويى و نفاق
(1) امام صادق (عليه السلام) فرمود: هر كه با مسلمان به دو چهره ، و دو زبان برخورد كند، روز قيامت در حالى بيايد كه براى او دو زبان
آتشين باشد.(247)
شرح : مقصود كسانى هستند كه براى جلب نفع دنيوى ، نزد هر كس مطابق تمايلات او سخن گويند و به اصطلاح معروف نان به نرخ
روز خورند، كه اين كار باعث حق كشى هاى فراوان مى گردد و عين نفاق است .
2) حضرت باقر (عليه السلام) فرمود: چه بد بنده اى است آن بنده دو رو و دو زبان ، كه در حضور برادرش او را ستايش كند و در پشت سر او را
بخورد (و از او بدگويى كند) اگر دارا شود (و ثروتى به چنگ آورد) بر او رشك برد، و اگر گرفتار شود، دست از يارى او بردارد.(248)
شرح : مقصود از اينكه حضرت فرمود: ((در پشت سر او را بخوريد)) يعنى غيبت او را كند، چنانچه خداى تعالى فرمايد: ((و غيبت نكند
برخى از شما برخى ديگر را؛ آيا يكى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده خويش را بخورد؟ همانا آن را ناخوش داريد. (حجرات ((49)) آيه
12).
(3) خداى تبارك و تعالى به عيسى بن مريم فرمود:اى عيسى ! بايد كه زبانت در پنهانى و آشكار يكى باشد، و همچنين قلب تو. همانا من تو را
از نفس خودت مى ترسانم و همين بس كه من (بر حال تو) آگاهم . دو زبان در يك دهان نشايد، و دو شمشير در يك غلاف نگنجد، و دو
دل در يك سينه نباشد، نهاد انسان نيز اين چنين است (كه دو عقيده مخالف ، در يك ذهن نتواند جايگير شود).(249)
دورى از گناه
(1) امام صادق (عليه السلام) فرمود: بر شما باد به ورع ، زيرا بدانچه نزد خدا هست جز با ورع نتوان رسيد.(250)
(2) امام صادق (عليه السلام) فرمود: كوشش بدون ورع سود نبخشد.(251)
3) امام باقر (عليه السلام) فرمود: سخت ترين عبادت ورع است .(252)
(4) از حضرت صادق (عليه السلام) سؤ ال شد: مرد با ورع كيست ؟ فرمود: آنكه از حرامهاى خدا دورى گزيند.(253)
(5) امام صادق (عليه السلام) فرمود: در ضمن آنچه خداى عزوجل با موسى عليه السلام مناجات فرمود، اين بود كه فرمود:اى موسى ! تقرب
جويندگان به چيزى مانند پرهيز از محرماتم ، به من تقرب نجسته اند؛ همانا من اقامت در بهشتهاى جاودان را به آنها مباح سازم و كس ديگرى را در
اين كار با آنها شريك نگردانم .(254)
دوستى دنيا و حرص بر آن
(1) حضرت صادق (عليه السلام) فرمود: ريشه و سر هر خطاكارى دوستى دنياست .(255)
توضيح : بايد دانست كه دنيا و دوستى آن به خودى خود مذموم نيست ، آنچه مذموم است دنيايى است كه انسان را از كسب كمالات و
تحصيل آخرت باز دارد و او را به مهالك اندازد و گرنه وسيله بسيارى از سعادتها همين دنيا و دوستى آن است ، دنياست كه
محل نزول فرشتگان رحمت و خانه پيمبران و جاى تجارت اولياى خدا بوده (چنانچه اميرالمؤمنين عليه السلام به آن اشاره فرموده ) و روى همين
اصل پيمبران و ائمه اطهار از خداى تعالى طول عمر و ماندن در دنيا را طالب بودند، چنانچه در كلام سيدالساجدين (عليه السلام) است كه از خدا
طول عمر مى خواهد تا در راه طاعتش صرف نمايد و البته چنين دنيايى عين آخرت است ، چنانچه در روايت صحيح از ابن ابى يعفور حديث
نقل است كه گويد: به حضرت صادق عليه السلام عرض كردم كه ما دنيا را دوست داريم ، فرمود: دنيا را براى چه مى خواهى ؟ عرض كردم : مى
خواهم به وسيله آن تزويج كنم و حج به جاى آورم و بر نان خورهاى خود انفاق كنم ، و به برادران دينى خود برسانم و صدقه بدهم ، فرمود:
اين از دنيا نيست (بلكه ) اين آخرت است ، پس به طور كلى آنچه از اخبار و آيات استفاده مى شود آن است كه اگر دوستى دنيا باعث فراموشى آخرت
و تن پرورى و واگذاردن دستورات الهى و حرص بر لذت و شهوت گناهان و
امثال اينها باشد، مذموم است ، ولى اگر آدمى دنيا را براى درك سعادت و كسب كمالات و آخرت بخواهد، مذموم نيست ، بلكه ممدوح است .
(2) حضرت صادق (عليه السلام) فرمود: شيطان پسر آدم را به هر گناه و لغزشى وا مى دارد، پس چون ناتوان و عاجز شود در كنار
مال كمين مى كند، و چون آدمى بدان جا رسد، گريبانش را مى گيرد.(256)
(3) رسول خدا (صلى الله عليه و آله) درهم و دينار (و دوستى آنها) كسانى را كه پيش از شما بودند، هلاك كردند و هلاك كننده شما نيز همين دو چيز
است .(257)
(4) امام صادق (عليه السلام) فرمود: خداوند درى از دنيا بر بنده نگشايد، جز اينكه همانند آن درى از حرص بر او بگشايد.(258)
(5) امام صادق (عليه السلام) فرمود: دورترين حالى كه بنده از خدا دارد، اين است كه اندوهى جز شكم و غريزه جنسى نداشته باشد.(259)
(6) و نيز آن حضرت (عليه السلام) فرمود: هر كه بيشتر به دنيا آلوده است ، هنگام جدايى از آن حسرت و افسوسش سخت تر است .(260)
(7) حضرت صادق (عليه السلام) مى فرمايد: هر كه به دنيا دل بندد، به سه خصلت
دل بسته است ، اندوهى كه پايان ندارد، و آرزويى كه به چنگ نيايد و اميدى كه به دان نرسد.(261)
دوستى و دشمنى براى خدا
(1) امام صادق (عليه السلام) فرمود: هر كه براى خدا دوستى و دشمنى كند و (از دارايى خود) بخشش نمايد، از كسانى است كه ايمانش
كامل است .(262)
(2) از امام صادق (عليه السلام) سؤ ال شد: آيا حب و بغض از ايمان است ؟ فرمود: مگر ايمان چيزى جز حب و بغض است .(263)
(3) امام باقر (عليه السلام) فرمود: هر گاه خواهى بدانى در تو خيرى هست ، به قلب خود نظر كن ، اگر
اهل طاعت خدا را دوست و اهل معصيت خدا را دشمن دارد، در تو خير است ، و خدا هم تو را دوست دارد، و اگر
اهل طاعت خدا را دشمن و اهل معصيت خدا را دوست دارد، در تو خير نيست و خدا دشمنت دارد و آدمى با كسى (همراه ) است كه او را دوست مى دارد.(264)
|