next page

fehrest page

back page

پس اگر پدر و مادر انسان را به چيزى برخلاف رضايت خدا وادار كنند، اطاعت آنها را ننما، اما در غير معصيت الهى حرمت دارى و بتعيت از پدر و مادر لازم است .
امام صادق عليه السّلام فرمود: با پدرم حضرت امام باقر عليه السّلام در خيابان راه مى رفتيم كه يك پدر و پسر هم جلوتر حركت مى كردند. پسر از پدر جلو افتاده و يك مقدارى بى نزاكت حركت مى كرد كه پدرم امام باقر عليه السّلام وقتى آن صحنه را ديد، خيلى متاءثر شد و فرمود: اگر اين جوان بميرد از آيين من خارج است .
پدر و مادر از هر گروه و فرقه اى باشند و هر گونه عقيده اى داشته باشند فرزندان موظفند احترام آنها را نگهدارند. حضرت على بن موسى الرّضا عليه السّلام فرمود:
«بِرُّ الوالِدَينِ واجبٌ و إ ن كانا مشركَينِ، و لا طاعةَ لهما فى معصيةِ الخالِقِ؛»(296)
نيكى و احسان به پدر و مادر واجب است ، اگر چه آن دو مشرك باشند.
البته اگر آنها درخواستى از شما داشته باشند كه لازمه اش معصيت خدا باشد نبايد فرمانشان را اطاعت كنيد.
مشركين از نظر اسلام نجس هستند ولى چون پدر و مادر هستند فرزند حق ندارد آنها را ناراحت كرده و برنجاند.
سه گناه را خداوند در همين دنيا كيفر مى دهد:
«ثلاثةٌ من الذّنوبِ تعجّلُ عقوبَتُهما و لا تُؤَخّرُ إ لى الآخرة :
البغىُ على النّاس ،
و كُفرُ الا حسان ،
و عقوقُ الوالدَينِ؛»(297)
پيامبر بزرگوار اسلام صلى اللّه عليه و آله فرمود: سه گناه است كه كيفرش را خداوند در اين دنيا مى دهد:
1. ظلم به مردم ؛ پس هرگز به كسى ستم نكنيد كه خانه ى ظلم و ظالم ويران مى شود.
پيامبر بزرگوار اسلام صلى اللّه عليه و آله فرمود:
«المُلكُ يَبقى مع الكفر و لا يَبقى مع الظّلم »
قدرت با كفر و شرك دوام پيدا كند، اما با ظلم و ستم باقى نمى ماند.
2. قدر ناشناسى و حق ناشناسى . اگر كسى براى شما و در حق شما و در جامعه ى شما قدم نيك و خيرى برداشت و كار ارزشمندى انجام داد، قدر شناس باشيد.
رسول خدا صلى اللّه عليه و آله مى خواهد بفرمايد روح حق شناسى بسيار خوب و خدا پسندانه است . كار خوب ديگران را در حق خود هرگز فراموش ‍ نكنيد.
3. آنها كه نفرين پدر و مادر را پشت سر دارند و عاق والدين شدند، چنين كسانى هيچ وقت روى خوشبختى و آرامش را نمى بينند. چه بسا ممكن است عاق والدين در آخر عمر ايمانش را از دست بدهد و خيلى خطرناك است .
داستان پيامبر و جوان محتضر
براى رسول خدا صلى اللّه عليه و آله خبر آوردند كه جوانى در حال احتضار است . پيامبر رحمت به بالين او آمد و نشست و فرمود بگو:
«لا إ له إ لّا اللّه »
جوان گفت : يا رسول اللّه ، زبانم به گفتن «لا إ له إ لّا اللّه » باز نمى شود.
رسول خدا صلى اللّه عليه و آله متاءثر شد و فرمود: آيا اين جوان مادر دارد؟
پيرزنى بالاى سر جوان نشسته بود، كه گفت : يا رسول اللّه ، من مادر او هستم .
رسول خدا جريان را متوجه شد و فرمود: مگر از او ناراحتى ؟
گفت : يا رسول اللّه ، شش سال است با هم حرف نمى زنيم .
آن حضرت فرمود: آيا مى شود به وساطت من او را ببخشى ؟
آن مادر گفت : يا رسول اللّه ، به احترام شما بخشيدم ، شما در حق او دعا كنيد.
آن حضرت رو به جوان نمود و فرمود حال بگو: «لا إ له إ لّا اللّه »
جوان محتضر گفت : «اءشهد اءن لا إ له إ لّا اللّه »
پيامبر فرمود: پسرجان ، بگو:
«يا مَن يقبلُ اليسير،
و يعفوا عن الكثير،
إ قبل منّى اليسير، و اعفوا عنّى الكثير؛»(298)
اى خدايى كه عمل كم را مى پذيرى و گناهان زياد را عفو مى كنى ، عمل ناچيز و اندك مرا بپذير و از گناهان زيادى كه با آنها به درگاهت آمده ام ، آنها را عفو كن .
سفارش به صله ى رحم در خطبه ى شعبانيه
يكى ديگر از بيانات روشنگر و جان بخش پيامبر بزرگوار اسلام صلى اللّه عليه و آله در خطبه ى شعبانيه ، سفارش و تاءكيد بر صله ى رحم است .
«و صِلوا اءرحامَكُم ؛»
آن حضرت در اين مورد فرمود: صله ى رحم كنيد.
خداوند در قرآن كريم مى فرمايد:
«وإ ذ اءخذنا ميثاق بنى إ سرائيل لا تعبدون إ لا اللّه و بالوالدين احسانا و ذى القربى و اليتامى و المساكين و قولوا للنّاس حسنا و اءقيموا الصّلاة و آتوا الزّكاة ثمّ تولّيتم إ لا قليلا منكم و اءنتم معرضون# »(299)
و هنگامى را [به ياد آوريد] كه از فرزندان اسرائيل پيمان استوار گرفتيم كه : جز خداى يكتا را نپرستيد، و به پدر و مادر و نزديكان و يتيمان و بينوايان نيكى كنيد، و با مردم [به زبان ] خوش ، سخن گوييد و نماز را به پا داريد و زكات [و حقوق مالى خود را] بدهيد. آن گاه [باز هم ] جز اندكى از شما، همگى پشت كرديد و [از حقيقت ] رويگردان شديد.
پس خدا از بنى اسرائيل چند چيز را تعهد مى گيرد كه اگر به آن تعهد عمل كنند زندگى سعادتمندانه و آبرومندانه و با عزّتى خواهند داشت :
1. جز خدا كسى را پرستش نكنند.
2. به پدر و مادرشان نيكى كنند.
3. نسبت به اقوام و خويشان خوبى كنند.
4. به يتيم ها نيكى كنند.
5. به فقرا هم احسان كنند.
6. وقتى با مردم و يكديگر روبه رو مى شويد، خوب سخن بگويند، يعنى مردم را در رفتار و گفتارشان نرنجانند، با گفتارشان دل مردم را به درد نياورند.
7. نماز بخوانند.
8. و زكات مالشان را بپردازند.
همه ى نكات ارزشمند و درس آموز اين آيه ، جالب است و پيام زندگى سعادت بخش مى دهد، اما دو مطلب مهم تر قبال دقت بيشتر است :
الف : اينكه پس از امر به عبادت خداوند، دستور نيكى و احسان به پدر و مادر را داده است ، يعنى جايگاه پدر و مادر و حرمتشان اين قدر مهم است .
اين مطلب چند پيام دارد:
1. عامل مقبوليت در پيشگاه خداوند، نيكى و احسان به پدر و مادر است .
2. كسب رضايت پروردگار بدون جلب رضايت والدين ممكن نيست .
3. زحمات طاقت فرساى الدين و به ويژه مادر در نشو و نماى جسمى و روحى فرزند خصوصا رشد فكرى ، آن قدر عظيم و بزرگ است كه ، هم چنانكه انسان از پس شكر نعمت خداوند بر نمى آيد، از پس تشكر از زحمات پدر و مادر هم بر نخواهد آمد.
4. همانطور كه حق خداوند بر گردن بندگانش حق عظيم و بزرگى است ، حق حيات و...، پدر و مادر هم حق بسيار زيادى در گردن فرزندان دارند، شبيه حق حياتى كه خداوند بر بنده دارد، تا آنجايى كه حضرت امير المؤ منين على عليه السّلام مى فرمايد:
«فحقّ الوالد على الولد اءن يطيعه فى كلّ شى ء إ لا فى معصية اللّه سبحانه ؛»(300)
آن قدر حق پدر و مادر بر گردن فرزندان عظيم است كه راه جبرانى ندارد جز آنكه در همه ى امور به جز معصيت خداوند بايد از آنان اطاعت كرده و فرمان ببرند. اين دستور جايگاه رفيع و با عظمت پدر و مادر را مى رساند.
2. مطلب دوم اينكه پس از امر به نماز، فرمان اداى زكات را داده است . اين مطلب بسيار مهم هم پيامى دارد:
1. بنده ى خوب خدا كسى است كه حقوق واجب الهى را بپردازد.
2. چنانكه رابطه اش را با عبادت در پيشگاه خداوند تنظيم مى كند بايد با پرداخت زكات به نيازمندان جامعه ، روابط خودش را با بندگان خدا هم اصلاح كند.
3. همانطور كه به وسيله ى نماز و نيايش به ياد خداست بايد با پرداخت زكات به ياد نيازمندان جامعه هم باشد، كه پيامبر عزيز اسلام فرمود:
«مَن اءصبح و لا يهتمّ باءمور المسلمين فليس ‍ بمسلم ؛»(301)
كسى كه صبح كند اما در فكر حلّ امور مردم و مشكلات جامعه ى اسلامى نباشد مسلمان نيست .
4. اگر بدهكاران زكات در جامعه ى اسلامى زكات مالشان را بپردازند، خيلى از نواقص كارهاى فرهنگى و عمرانى به وسيله ى زكات رفع و جبران مى گردد، كه اين جايگاه مهم و نقش اقتصادى زكات را مى رساند.
اين جا است كه مى فرمايد: اگر كسى زكوة ندهد نمازش هم قبول نيست .
«لا صلاة لمن لا زكوة له ؛»(302)
مطلب ديگرى كه در اين آيه ى مباركه قابل بحث و دقّت نظر بيشتر است .
كلمه ى «ذى القربى » است ، يعنى انسان در زندگى بايد نسبت به اقوام و عشيره و فاميل خودش ، چه پدرى باشند و يا مادرى احساس مسئوليت كرده و بى تفاوت نباشد، چرا كه آنها هم بر گردن انسان حقوقى دارند، و اين از امتيازات مهم مكتب اسلام است كه در سايه ى روابط اجتماعى و عاطفى ، افراد جامعه را مانند حلقه هاى زنجير به هم پيوند مى زند و بين آنان صفا و محبت و صميميت ايجاد مى كند، و روابط را حسنه مى نمايد.
در جامعه اى كه غنى به فكر نيازمند، فاميل به فكر فاميل به صورت ويژه و همه به فكر يكديگر باشند، در آنجا غمى نخواهد بود.
چه زيبا و قشنگ اسلام عزيز با ريسمان الهى الفت و محبت و برادرى و صميميت بين افراد جامعه پيوند زده و محكم مى كند.
آن قدر مسئله ى «ذى القربى » يا اقوام و فاميل و رحم مهم است كه پيامبر عزيز اسلام در شب معراج مى بيند كه اصل «ذى القربى » يا احسان و نيكى به نزديكان در آسمان چهارم آويزان است . پرسيد تو كيستى و چيستى ؟
گفت : من «ذى القربى » و صله ى رحم هستم و تا چهل نسل قبل از من هستند.
وقتى معيار ويژگى هاى انسانهاى وارسته و شايسته و پاك و صادق و سالم را از ديدگاه قرآن كريم ارزيابى كرده و مى شمارد، ده صفت مى شود كه عبارتند از: ايمان به خدا و روز قيامت و ملائكه و كتاب و پيامبران و اقامه ى نماز و اداى زكات و وفاى به عهد و صبر و تحمل در برابر سختى ها و شدائد براى رسيدن به هدف نهايى الهى و در ميدان نبرد و مبارزه . يكى از اين ده صفت مهم كه بنيان و اساس صفات يك كرد مؤ من را تشكيل مى دهد، انفاق مال در راه خدا و به عشق خدا براى اهل رحم و فاميل هاى نيازمند است .
مى فرمايد:
«ليس البرَّ اءن تولّوا وجوهكم قِبَل المشرق و المغرب و لكنّ البرَّ مَن آمن باللّه و اليوم الآخرِ و الملائكة و الكتاب و النّبيّينَ و آتَى المالَ على حبّه ذوى القربى و اليتامى و المساكينَ و ابن السّبيل و السّائلينَ و فى الرّقابِ و اءقامَ الصّلاةَ وآتَى الزّكاة و الموفون بعهدهم إ ذا عاهدوا و الصّابرين فى الباءساء و الضّرّاء و حين الباءسِ اؤ لئك الّذين صدقوا و اءولئك هم المتّقونَ#»(303)
خوب فرمان بردارى كردن [از خدا،] آن نيست كه روى خود را به جانب خاور و باختر بگردانيد؛ بلكه فرمانبردار خوب [خدا] كسى است كه به خدا و روز بازپسين و فرشتگان و كتابها و پيام آوران [او] ايمان بياورد، و دارايى [خود] را با وجود دوست داشتن آن ، به نزديكان و يتيمان و بينوايان و در راه ماندگان و گدايان و در راه [آزادى ] بردگان هزينه كند، و نماز را به پا دارد و زكات را بپردازد. [و نيز] آنانند كه چون پيمان بستند، به پيمانشان وفادارند، و در رنج و زيان و به گاه پيكار [در راه عدالت ] شكيبايند؛ [آرى ؛] آنان كسانى هستند كه [در ايمان ] راست گفته اند و آنان همان پروا پيشگانند.
پس قرآن مى گويد: اموالتان را در راه خدا و براى «ذى القربى » و يتيم و فقير و از راه مانده ها و براى آزادى بردگان خرج كنيد.
بعضى ها خيلى جوانمردى دارند. وقتى ببينند وضع برادرشان خوب نيست ، دست او را مى گيرند و يا وضع دامادشان نيست ، دست او را مى گيرند و يا در خصوص تمام فاميل هاى دور و نزديك خودشان اين چنين رفتارى دارند كه خدا پسندانه است .
تاءثير صله ى رحم در سرنوشت مادى و معنوى انسان
پيامبر عزيز اسلام در زمينه ى اثرات صله ى رحم در زندگى مادى و در بالا بردن فضائل و معنويات انسان مطلب مهمى بيان فرموده اند كه درس خوب مى توان براى همه ى ما باشد.
آن درس ارزنده بدين قرار است كه آن حضرت فرمود:
«مَن ضمِنَ لى واحدةً ضمنتُ له اءربعة :
يَصِلُ رَحِمَهُ فَيُحِبَّه اللّه تعالى ،
و يُوَسِّعُ عليه رزقه ،
و يَزيدُ فى عمره ،
و يُدخِلَه الجنّة ؛»(304)
اگر كسى برايم يك چيز را ضمانت كند و انجام دهد، من چهار چيز را براى او ضمانت مى كنم كه داده شود.
صله رحم كند و به اين وظيفه پايبند و متعهد باشد.
اكنون وعده هاى رسول خدا را بنگريد:
1. خدا او را دوست مى دارد. راستى چه عزّت و مقامى بالاتر از اينكه بنده ى خدا به جايى برسد كه خداوند او را دوست بدارد و او را دوست خود انتخاب كند.
2. خداوند روزى او را فراوان مى كند.
3. خداوند عمر او را طولانى مى كند.
3. و او را داخل بهشت مى نمايد.
اينكه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آلهِ و سلّم مى فرمايد يك عملى چون صله ى رحم اين قدر اجر و پاداش و عوض دارد، با اين روش ، جامعه ى اسلامى را به صلح و صفا و صميميت و محبت به يكديگر دعوت مى كند و اين جاست كه جامعه قشنگ و زيبا مى شود.
در بيان ديگرى از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آلهِ و سلّم چنين آمده است :
«مَن مشى الى ذى قرابة بنفسه و ماله ليَصِل رحمه اءعطاه اللّه اءجرَ ماءةَ شهيد،
و له بكلّ خطوه اءربعون اءلف حسنة ،
و يُمحى عنه اءربعون اءلف سيّئة ،
و يرفع له من الدّرجات مثل ذالك ،
و كاءنّما عَبَدَ اللّه ماءة سنة صابرا محتسبا؛»(305)
اگر كسى حركت كند كه به اقوام و خويشان خودش صله ى رحم كرده و آنان را از وجودش و يا از اندوخته هاى خود بهره مند سازد، مثلا فاميلى تصادف كرده و در بيمارستان خون احتياج دارد و يا به كمك مالى نياز دارد، فورا مى رود و همكارى مى كند به چنين شخصى خداوند چند چيز عطا مى كند:
1. ثواب و اجر يك صد شهيد را مى دهد.
2. هر قدمى كه براى انجام آن كار با ارزش صله ى رحم بر مى دارد، چهل هزار حسنه به او عطا مى نمايد.
3. چهل هزار گناه و معصيت را از نامه ى عمل او محو مى كند.
4. به همين ميزان درجات معنويش را در بهشت بالا مى برد.
5. و گويا اينكه با اين صله رحم و به دست آوردن دل فلان فاميل و بستگان ، يكصد سال خدا را عبادت كرده است .
پس شما اى برادر و خواهر، كينه و تكبر را از خود دور كن و به در منزل فاميل و اقوام خودت برو و صله ى رحم بنما، و گوى سبقت را از آنِ خود كرده و پيروز باش .
رهبران دينى ما فرموده اند كه صله ى رحم سبب طولانى شدن عمر و قطع رحم عمر را كوتاه مى كند.
به كلام زيبا و بلند و انسان ساز پيامبر بزرگ اسلام صلّى اللّه عليه و آلهِ و سلّم عنايت كنيد كه چنين است :
«عن على عليه السّلام قال : قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آلهِ و سلّم إ نّ الرّجل لَيَصِلَ رَحِمَه و قد بقى عمره ثلاث سنين ، فيصيّروا اللّه عزّوجلّ ثلاثين سنة ،
و يقطعها و قد بقى من عمره ثلاثون سنة ، فيصيّروا اللّه عزّوجلّ ثلاث سنين ؛»(306)
مردى ، سه سال بيشتر از عمرش باقى نمانده است ، و صله ى رحم مى نمايد و به خاطر همان صله ى رحم ، خداوند سه سال را به سى سال تبديل مى كند، و از عمر شخصى سى سال مانده است ، اما در اثر يك اختلاف و كشمكش و يا هر مشكل فاميلى ديگر قطع رحم مى كند و خداوند عمر سى ساله او را قطع و آن را به سه سال تبديل مى نمايد.
سپس رسول خدا به اين آيه استشهاد كرد كه :
«يَمحوا اللّه ما يشاءُ و يُثبتُ و عنده اءمّ الكتاب #»(307)
خدا آنچه را بخواهد مى زدايد و [آنچه را بخواهد] بر جا مى دارد، و مادر كتابها نزد اوست .
چرا اين كار را كرديد؟
در روايت آمده است كه مردى از سرزمين مغرب و مراكش به خدمت امام صادق عليه السّلام آمد،و پس از عرض سلام و احوال پرسى ، امام صادق به او فرمود: شما دو برادر با هم در سفر دعوا كرديد و به هم ناسزا گفتيد، اين عمل براى دوستان ما زيبنده نيست ؛ چرا اين كار را كرديد؟
به خاطر همين عمل كه از همديگر قهر كرده و بريديد، خدا عمر هر دو نفر شما را كوتاه كرد. اين برادرتان از اين سفر سالم به مقصد نمى رسد و در فلان مكان از دنيا مى رود و تو هم پشيمان مى شوى كه برادر از دست داده اى . مرد مراكشى تكانى خورد و گفت : يابن رسول اللّه ، تاريخ مرگ من چه وقت خواهد بود؟
امام صادق عليه السّلام فرمود: تو هم عمرت كوتاه شده بود، ولى بعد از آن دعوا با برادرت ، عمه اى داشتيد كه رفتى از عمه ات ديدار نمودى و صله ى رحم و دلجويى كردى و در حق او مهربانى و محبت روا داشتى ، و عمه اى خيلى خوشحال شد، و به خاطر همين عمل خداوند دوباره عمرت را بيست سال اضافه كرد.
پس اولين نتيجه ى صله ى رحم در همين دنيا اين است كه عمر شما طولانى و پر بركت مى شود.
از جمله بركات عظيم و تاءثير صله ى رحم اين است كه سبب آسان گرفتن حساب در قيامت گرديده ، و پيشامد و مرگ بد را هم از انسان دور مى كند.
پس از بركات عظيم صله ى رحم :
1. آسان شدن حساب در قيامت ،
2. دور شدن مرگ ناگوار از انسان .
حضرت امير امام على عليه السّلام نقل مى كنند كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آلهِ و سلّم فرمود:
«صلة الرَّحِمِ تُهَوِّنُ الحسابَ و تَقِىَ ميتة السّوءِ؛»(308)
صله ى رحم و دلجويى از اقوام و خويشان ، سبب آسان شدن حساب در قيامت و جلوگيرى از جان دادن و مرگ هاى ناخوشايند مى گردد.
آثار شوم قطع رحم
بوى بهشت به مشام سه دسته از افراد در قيامت نمى رسد.
پيامبر بزرگوار اسلام صلّى اللّه عليه و آلهِ و سلّم در يكى از بيانات انسان ساز و تكان دهنده ى اخلاقى خود چنين فرمود:
«اءخبرنى جبرئيل اءنّ ريح الجنّة توجَدُ مِن مسيرة اءلف عام ما يجِدُها عاق و لا شيخ زان ، و لا قاطع رحم ؛»(309)
جبرئيل امين به من خبر داد كه : بوى بهشت كه از فاصله اى بسيار دور و دراز به اندازه ى هزار سال راه مى آيد، همان عطر دلنواز بهشت با اين بوى خوش ‍ و رسا را اين سه دسته از بندگان خدا در مشامشان نمى يابند:
1. عاق والدين ،
2. پيرمرد زناكار،
3. و كسى كه قطع رحم كند.
«قطيةُ الرَّحِمِ تورثُ الفقرَ؛»(310)
يكى از آثار شوم دنيوى قطع رحم اين است كه فقر و تنگدستى را به زندگى انسان مسلط مى كند.
در قرآن صفت زشت قطع رحم را از نظر پليدى و آثار نامطلوب مادّى و معنوى آن در رديف نفاق و دو رويى قرار داده است و مى فرمايد:
«فهل عسيتم إ ن تولّيتم اءّ تفسدوا فى الاءرض و تُقَطِّعوا اءرحامكم#
اءولئك الّذين لعنهم اللّه فاءصمّهم و اءعمى اءبصارهم# »(311)
پس آيا برخى از شما مردم بر آن هستيد كه اگر سرشته دار و سرپرست مردم شديد در زمين تبهكارى نماييد و پيوندهاى خويشاوندى خود را ببريد؟
آنان كسانى هستند كه خدا لعنت شان كرده و ناشنوايشان گردانيده و ديدگانشان را نابينا كرده است .
پيداست كه آثار خطرناك اين دو صفت ، نفاق و قطع رحم تا آنجا است كه چشم و گوش و دل انسان را كور و كر مى كند كه هرگز حقايق را نمى بيند و نمى شنود.
قطع رحم از ميزان مهربانى و محبت و عطوفت به تدريج مى كاهد و به جايش عداوت و دشمنى و كينه توزى را مى كارد؛ لذا كسى كه صله ى رحم را ناديده بگيرد، در حقيقت دارد فساد ايجاد مى كند و فساد كنندگان در زمين و بين جامعه را خداوند لعنت كرده ، و آنان را كور و كر مى كند؛
«اءولئك الّذين لعنهم اللّه فاءصمّهم و اءعمى اءبصارهم# »(312)
يعنى آنان حقايق الهى و آسمانى و معارف اسلامى و كمالات و فضائل بشرى را پذيرا نيستند.
امام صادق عليه السّلام فرمود:
«الذّنوب اللّتى تُعَجِّلُ الفناء قطيعةُ الرَّحِمِ؛»(313)
از جمله ى گناهانى كه فنا و نيستى انسان پيش مى اندازد و انسان را به سراشيبى سقوط مى كشاند، قطع رحم است .
حضرت امام باقر عليه السّلام از مولا امير المؤ منين امام على عليه السّلام نقل مى كند كه فرمود:
«ثلاثُ خصال لا يموت صاحبُهنَّ اءبدا حتّى يرى وبالَهنَّ:
البَغىُ،
و اليمينُ الكاذبةُ،
و قطعية الرَّحِمِ؛»(314)
سه خصلت است كه در هر كسى باشد، در همين دنيا كيفرش را مى بيند.
1. ظلم و ستم كردن ،
2. قسم دروغ خوردن ،
3. و قطع رحم نمودن .
مسئوليت چشم در خطبه ى شعبانيه
به دنبال بحث از خطبه ى شعبانيه ى پيامبر عزيز اسلام صلّى اللّه عليه و آلهِ و سلّم ، اينك از قسمت ديگرى از آن خطبه و پيام آن استفاده مى كنيم كه چنين فرمود:
«و غضّوا عمّا لا يحلُّ النّظرُ اليه اءبصاركم ؛»
از آنچه خدا بر شما حلال نكرده است ، صرف نظر و چشم پوشى كنيد و چشم را بر حرام ببنديد.
حال اين حرام مى خواهد مال و ثروت حرام باشد، يا زن و مرد اجنبى و نامحرم . بايد حرام را رها كرد و از آن صرف نظر و چشم پوشى نمود.
در اين جا دو مطلب ، مهم و قابل ارزيابى و دقت است :
1. چشم انسان چه وظيفه اى دارد؟
2. اين چشم چه خطراتى را براى انسان ايجاد مى كند؟
همه ى اعضاى بدن انسان وظيفه و ماءموريت ويژه اى دارند. مثلا قلب ، سلّول هاى مغز و مركز فرماندهى بدن ، كليه ها و غده هاى فوق كليوى ، دستگاه هايى كه ياخته و سلّول هاى قرمز و سفيد را مى سازند، همه و همه به فرمان خداوند مرتب و منظم عمل مى كنند و ما چه بخواهيم و چه نخواهيم ، آنها به كارشان ادامه مى دهند. هر كدام وظيفه اى دارند، آن را انجام مى دهند.
از جمله ى اعضا و جوارح انسان دو چشم اوست كه وظيفه اى خطير دارد.
امام صادق عليه السّلام راجع به اين دو عضو حسّاس بدن ، بيانى ارزشمند دارد كه حكيمانه و زيباست .
آن حضرت در اين مورد چنين فرمود:
«و فرض على البصرِ اءن لا يَنظرَ إ لى ما حرّم اللّه عليه ،
و اءن يُعرضَ عمّا نهى اللّه عنه ممّا لا يحلّ له ،
و هو عملُه ، و هو الا يمان ؛»(315)

خداوند بر چشم واجب كرده است كه آنچه خدا نگاه به آن را حرام كرده است ، به آن نظر نكند، و از آنچه كه خدا نهى فرموده است ، از نگاه به آن اعراض و دورى كند و هر چيزى را كه خداوند بر او حلال نكرده است فاصله بگيرد.
آن گاه حضرت امام صادق عليه اسلام فرمود: اين كار درست چشم است و اين نشان ايمان صاحب آن است .
يعنى اين دو نيرو اگر در كسى پيدا شد، كه آنچه را كه خدا نهى كرده است ، چشم پوشى كند و آنچه را خدا حرام كرده به آن نگاه نكند، همين نيرو، ايمان است و اين شخص انسان مؤ منى است .
سپس امام صادق عليه السّلام استشهاد كرد به اين آيه ى كريمه قرآن كه مى فرمايد:
«قل للمؤ منينَ يغُضّوا مِن اءبصارهم و يحفظوا فروجَهم ذلك اءزكى لهم إ نّ اللّه خبير بما يصنعون# (316)»
[اى پيامبر!] به مردان با ايمان بگو: ديدگان خود [از آنچه بر آنان روا نيست ] فرو نهند و پاكدامنى ورزند، كه اين [روش ] براى آنان پاكيزه تر است ، بى گمان خدا از آنچه آنان انجام مى دهند آگاه است .
و باز امام صادق عليه السّلام به اين آيه ى كريمه قرآن استشهاد كرد كه مى فرمايد:
«و قل للمؤ مناتِ يغضُضنَ مِن اءبصارهنَّ و يَحفَظنَ فروجهنَّ و لا يُبدينَ زينتهنّ إ لّا ما ظَهَرَ منها و ليضربن بخمرهنّ عل جيوبهنّ و لا يبدين زينتهنّ إ لا لبعولتهنّ اءو آبائهنّ اءو آباء بعولتهنّ اءو اءبنائهنّ اءو اءبناء بعولتهنّ اءو إ خوانهنّ اءو بنى إ خوانهنّ اءو بنى اءخواتهنّ اءو بنى اءخواتهنّ اءو نسائهنّ اءو ما ملكت اءيمانهنّ اءو التّابعين غير اءولى الا ربة من الرّجال اءو الطّفل الذين لم يظهروا على عوارت النّساء و لا يضربن باءرجلهنّ ليعلم ما يخفين من زينتهنّ و توبوا إ لى اللّه جميعا اءيّها المؤ منون لعلّكم تفلحون# (317)»

next page

fehrest page

back page