از دير زمان شعر و سرود در خدمت تعليم و تربيت بوده و متوليان و مربيان و حكيمان و
عقلاى جامعه و سخنوران نامدار از آن به عنوان يكى از روش هاى جذاب و دلنشين تربيتى
بهره گرفته اند. آنان به وسيله اشعار مثبت و سروده هاى گويا و زيبا، مضامين و پيام
هاى تربيتى را هر چه شيرين تر و دلپذيرتر به مخاطبين خود
منتقل نموده اند. امام مجتبى عليه السلام نيز بعضى از گفتارهاى تربيتى خويش را در
قالب شعر ارائه نموده است كه برخى از آن اشعار حكيمانه عبارتند از:
لكسره من خسيس الخبر تشبعنى
|
و شرنه من فراح الماء تكفينى
|
مقدار كمى نان نامرغوب مرا سير مى كند و اندكى آب مرا بس است .
و طمره من رقيق الثوب تسترنى
|
حيا و ان مت تكفينى لتكفينى .
|
و پاره اى از جامه نازك در صورت زنده ماندن مرا مى پوشاند و چنانچه بميرم ، كفنم
براى پوشش من كافى است .
و در جاى ديگر مى فرمايد:
يا اهل لذات دنيا لا بقاء لها
|
اى مردم ! لذت هاى دنيا پايدار نيستند، نشستن در زير سايه اى كه ناپايدار است حماقت و
سبكسرى است .
و در شعر ديگرى مردم را به سخاوت ترغيب مى كند:
ان السخاء على العباد فريضه
|
سخاوت و احسان كردن بر بندگان يك فريضه خدايى است . اين خصلت زيبا در كتاب
محكم خداوند تلاوت مى شود.
وعد العباد الاسخياء جنانه
|
خداوند بر بندگان نيكوكار وعده بهشت داده ، چنان كه براى افراد
بخيل و تنگ نظر وعده جهنم داده است .
من كان لا تندى يداه بنائل
|
الراغبين فليس ذاك بملسم (122)؛
|
كسى كه دستان او مشتاقانه براى بخشش به سوى نيازمندان دراز نمى شود، او را نمى
توان در رديف مسلمانان به شمار آورد.
هنگامى كه امام مجتبى عليه السلام در دوران طفوليت بود، مادرش حضرت فاطمه عليها
السلام آن جناب را سرگرم نموده و با او بازى مى كرد و در آن
حال با بهره گيرى از سروده هاى پرمحتوا در تربيت و پرورش روح و جسم آن حضرت
به اين وسيله تلاش مى كرد. از جمله مى فرمود:
اى حسن ! شبيه پدرت باش ، و از گردن حق بند اسارت را بگشاى .
خداوند بخشنده را ستايش نما و با كينه توزان و ستمگران دوست مباش .
نمايش
امام حسن عليه السلام روزى با برادر گرامى اش حضرت امام حسين عليه السلام در ايام
كودكى پيرمردى را مشغول وضو گرفتن ديدند. آنان متوجه شدند كه وى روش صحيح
وضو را نمى داند. امام حسن عليه السلام با هماهنگى برادرش امام حسين عليه السلام
خواستند وضوى صحيح را به او ياد بدهند. اما اگر مستقيما به وى مى گفتند، گذشته از
اينكه رنجيده خاطر مى شد و ذهنيت تلخ احساس حقارت و سرشكستگى در مورد وضو برايش
تا آخر عمر مى ماند، احتمال داشت اصلا قبول نكند. زيرا تذكر اين دو كودك را براى خود
نوعى تحقير تلقى مى نمود. آنان در يك حركت نمايشى با يكديگر به مباحثه پرداختند
به طورى كه پيرمرد صداى آنان را مى شنيد، آنان به همديگر مى گفتند:
وضوى من از وضوى تو كاملتر و بهتر است .
بعد توافق كردند كه در حضور پيرمرد هر دو نفر وضو بگيرند و قضاوت نهايى را
به عهده پيرمرد بگذارند. طبق قرار هر دو نفر وضوى صحيح و كاملى را در
مقابل پيرمرد انجام دادند، پيرمرد با مشاهده اين صحنه متوجه شد كه وضوى هر دوى آنان
صحيح است و با فكر نافذ خود مقصود واقعى آن دو كودك را دريافت و شديدا تحت
تاثير بزرگوارى و محبت و هوش و فطانت آنان قرار گرفت . سپس خاضعانه به آنان
گفت : فرزندانم ! وضوى هر دوى شما كاملا صحيح است . من پيرمرد نادان ، هنوز وضوى
صحيح را نمى دانم و به بركت محبتى كه به امت جدتان داريد، وضوى صحيح را الان از
شما آموختم . (124)
تمثيل
حضرت مجتبى عليه السلام در مجلس مناظره با بنى اميه با بيان قصه ها و داستان هاى
تاريخى به عظمت و شخصيت و امتيازات ويژه پدر بزرگوارش پرداخته و مخالفين
خويش را محكوم نموده و مردم ناآگاه را از تاريخ صدر اسلام مطلع ساخت ، آن حضرت در
جواب اهانت ها و سخنان نامناسب و زشت عمرو بن عثمان از يك
تمثيل گويا استفاده كرده و در پاسخ به وى فرمود:
اى عمرو بن عثمان ! تو با آن جهالتى كه دارى صلاحيت اظهار نظر در
مسائل سياسى و حكومتى و رهبرى مسلمانان را ندارى و اصلا تو شايسته پاسخ نيستى !
مثل تو مثل پشه ايست كه به درخت خرما بگويد: خودت را نگه دار و تكان نخور، مى خواهم
از روى تو برخيزم ، درخت خرما به او مى گويد:
من نشستن تو را نفهميدم تا حركت تو مرا به زحمت بياندازد (125).
11. ايجاد ارتباط صميمانه
ارتباط قلبى و عاطفى بين مربى و متربى يكى از ضرورى ترين
اصول تعليم و تربيت مى باشد. اين رابطه هر قدر محكم تر و ريشه دارتر باشد
مربيان در تربيت توفيق بيشترى به دست خواهند آورد. در واقع نزديكترين پيوند ميان
مربيان و شاگردان و بين والدين و فرزندان همان ارتباط محبت آميز قلبى است و اين غير
از ارتباط رسمى و تشريفاتى است كه با ادب و احترام ظاهرى توام است ، اما خشك و بى
روح و عارى از صفا و صميميت مى باشد و بيشتر به روابط رئيس و مرئوس نزديكتر
است . ما با كسانى كه روابط صميمانه داريم به راحتى ارتباط برقرار نموده و از
معاشرت آنان لذت برده و تاثير مستقابل روى همديگر مى گذاريم و از همديگر تاثير
مى پذيريم . امام مجتبى عليه السلام گفتارى نغز در اين زمينه دارند كه اين سخن را كاملا
روشن مى كند.
آن حضرت مى فرمايد:
القريب من قربته الموده و ان بعد نسبه ، و البعيد من بعدته الموده و ان قرب نسبه ،
و لا شى ء اقرب الى شى ء من يد الى جسد، و ان اليد
تغل فتقطع و تقطع فتحسم (126)؛ نزديكترين فرد به انسان كسى است كه مهر و
محبت قلبى او را به انسان نزديك كند گرچه از نظر نسبى دور باشد؛ و دورترين فرد
به انسان ، كسى است كه نبودن مهر و صفا و ارتباط قلبى او را دور كرده است ، گرچه
از حيث نسب نزديكترين فرد به انسان باشد. همانا هيچ چيز مانند نزديكى دست به جسد
نيست ولى در صورت خيانت دست ، آن را از بدن جدا مى كنند (و اين نزديكترين عضو به
بدن بيگانه مى شود.)
چنان كه ملاحظه مى شود امام عليه السلام ارتباط صميمى و محبت قلبى را بر ارتباط
ظاهرى و نسبى مقدم مى شمارد و آن را ريشه دارتر از ساير ارتباطات قلمداد مى كند.
اين ارتباط را مى توان با روش هاى مختلفى ايجاد نمود يا تقويت كرد.
برخى از آن شيوه ها به قرار زير است :
الف : هديه دادن
والدين در مناسبت هاى گوناگون مى توانند با اهداى هداياى مناسب رابطه قلبى و عاطفى
خود را با فرزندان تقويت كنند. امام حسن عليه السلام فرمود:
كرامت و بزرگوارى آن است كه انسان قبل از درخواست و بدون اينكه طرف
مقابل از او انتظار هديه داشته باشد به او هديه عطا كند. (127)
هديه دادن يكى از خصلت هاى زيباى انسانى است كه موجب تقويت و استحكام دوستى ها و
روابط صميمانه طرفين مى شود. هديه دادن به ويژه آن كه توقع قبلى هم در ميان
نباشد ديگران را جذب مى كند. امام مجتبى عليه السلام در
طول زندگى پربركت خويش از اين شيوه در جذب و تربيت افراد بهره مى گرفت تا
اينكه آن حضرت را كريم اهل بيت عليهم السلام لقب دادند. هديه دادن احترام به شخصيت
ديگران است و هديه شونده از اينكه مورد توجه و عنايت قرار گرفته احساس لذت و
نشاط مى كند و به اين طريق مربى به راحتى ، در شخصيت طرف
مقابل نفوذ مى كند و در منظر او جايگاه رفيعى براى خود باز مى كند. خيلى از كدورت ها و
دشمنى و كينه و عداوت ها را مى شود با هديه و بخشش برطرف كرد.
در مورد هديه ، عطيه و هبه بحث هاى مفصلى در كتب فقهى آمده و روايات زيادى در متون
دينى ما در اين زمينه وارد شده است كه در صورت
تمايل مى توان به كتاب هاى مربوطه مراجعه نمود.
ب : مربى در جايگاه دوست صميمى
در حاشيه كتاب ارزشمند تحف العقول آمده است : در مواردى كه امام حسن عليه السلام در
گفتارهاى خويش از يك دوست شايسته و داراى سجاياى پسنديده و ستودنى ياد مى كند،
مقصود آن بزرگوار، پدر ارجمندش مى باشد.
اين سخن اشاره به يك نكته مهم در امر تربيت است ، و آن اين كه فرزند به پدر و مادر
خويش به عنوان دوست صميمى بنگرد. همچنان كه انسان دوست صميمى خويش را محرم راز
خود مى داند و او را آيينه خويش مى انگارد.
همين طور پدر و مادر و مربى را محرم اسرار و تكيه گاه امن خود بداند و ارتباط بين
مربى و متربى همان ارتباط دوست صميمى و حقيقى قوى ، محكم و ريشه دار باشد.
آرى پدر و مادر آگاه ؛ دلسوز، بصير، مهربان ، صبور، عاطفى ، منطقى و مطلع از
اصول فرزند پرورى آنچنان در دل و جان نوجوان خود نفوذ كرده و جايگاه خود را باز مى
كند، كه كودك او را همانند يك دوست صميمى و رفيق شفيق مى شناسد. ناگفته پيداست كه
مراد اين نيست كه كودك و نوجوان وابسته به پدر و مادر بوده و از خود شخصيت مستقلى
نداشته باشد چنان كه در بعضى خانواده ها به جهت كثرت محبت و افراط در مهرورزى به
فرزندان ، كودكانى عاجز و بى اراده و بى هويت به وجود مى آيند. بلكه مقصود ارتباط
معقول و متوسطى است كه بتوان از آن به عنوان پلى براى
انتقال ارزش ها و سجاياى پسنديده اخلاقى و انسانى به وجود كودك و نوجوان بهره
گرفت .
با توجه به گفتار بالا، مربيان و والدين آگاه ، همدم امين ، تكيه گاه امن و استوار و
دوستان صميمى براى فرزندان نوجوان خود محسوب مى شوند.
نتيجه يك بررسى آمارى نشان مى دهد، آن دسته از دانش آموزانى كه
مايل بودند در صورت نياز، راز دلشان را با پدر و مادر و يا معلم محبوب خود در ميان
بگذارند، عمدتا از سالم ترين ، متعادل ترين و موفق ترين دانش آموزان مدرسه به
شمار مى آمدند (128).
بنابراين يكى از بهترين زمينه هاى تربيت ، ايجاد ارتباط سالم و صميمى بين مربى و
متربى است .
باز هم تاكيد مى كنيم كه ايجاد ارتباط صميمانه و ابراز عشق و علاقه و محبت به
فرزندان نبايد جنبه افراط به خود بگيرد و شخصيت كودكان تحت شعاع شخصيت والدين
قرار گرفته و آنان از خود هويت مستقلى نداشته باشند و اراده آنان همان اراده والدين
باشد و بدون والدين و در دورى از والدين ، آنان نتوانند تصميمى گرفته و يا انجام
كارى را اراده كنند. چنان كه در روايات ائمه اطهار عليهم السلام بدترين پدر و مادر آن
كسانى معرفى شده اند كه در اثر افراط در محبت فرزندان خود را عاجز و نازپرورده
به بار مى آورند. امام باقر عليه السلام فرمود:
شر الاباء من دعاه البر الى الافراط؛ بدترين پدران كسانى هستند كه در نيكى و محبت
نسبت به فرزندان از حد تجاوز نمايند و به زياده روى و افراط گرايند (129).
و به قول
معروف :
نازپرورده تنعم ، نبرد راه به جاى
|
عاشقى شيوه رندان بلاكش باشد
|
همچنان كه تفريط در محبت و اعتنا نكردن به نيازهاى عاطفى و قلبى فرزندان و بى
توجهى در بذل محبت صدمات جبران ناپذيرى به شخصيت كودكان و نوجوانان وارد مى
سازد.
ج : مشاركت در بازى
قبلا در مورد ايجاد عزت نفس و خودباورى سخنى در مورد بازى كردن كودكان بيان
كرديم . در اين جا نيز به مناسبت ايجاد ارتباط صميمانه سخنى ديگر داريم . بازى با
كودكان و مشاركت والدين و مربيان در بازى آنان يكى از راه هاى ارتباط نزديك با
كودكان است . والدين آگاه و برتر در حين بازى رفتارهاى مطلوب و دلخواه خود را به
كودك منتقل مى كنند. آنان با مشاركت در بازى و ايجاد نشاط در كودكان در
دل آنان نفوذ كرده و ارتباط قلبى و عاطفى قوى ترى برقرار مى نمايند. جابر مى
گويد:
روزى به محضر رسول اكرم صلى الله عليه و آله وارد شدم ديدم كه پيامبر صلى الله
عليه و آله با حسن و حسين عليهم السلام كه كودكى بيش نبودند،
مشغول بازى است . و حضرت پيامبر صلى الله عليه و آله چهاردست و پا راه مى رود و
آنان بر پشت آن بزرگوار سوار شده اند و مى فرمايد: فرزندانم ! مركب شما چه
زيباست و شما چه سواران خوبى هستيد (130).
پيامبر عظيم الشان اسلام با مشاركت در بازى كودكان گذشته از تقويت خودباورى و
عزت نفس در آنان ، ارتباط قلبى و عاطفى با آنان را قوى تر و محكم تر مى نمود. همچنين
در اخبار آمده است كه :
روزى امام حسن عليه السلام در كودكى به حضرت
رسول صلى الله عليه و آله گفت : اى جد بزرگوار! دوست دارم كه بر شترى سوار
شوم و به هر طرف برانم . حضرت فرمود: چون باشد كه من شتر تو شوم ؟ كودك گفت
: بسيار نيكو باشد! پس حضرت وى را بر دوش مبارك خود نشاند و از اين گوشه اطاق
به آن گوشه مى رفت و از سرگرم ساختن كودك ، بسيار
خوشحال و مسرور گشته بود. در آن حال ، امام حسن عليه السلام گفت : اى جد بزرگوار!
شتران را مهار باشد و شتر من مهار ندارد.
پيامبر صلى الله عليه و آله دو گيسوى عطرآگين را به دست وى داد و گفت : اين مهار تو
باشد. پس آن كودك ، هر دو گيسوى پيامبر صلى الله عليه و آله را به دست گرفت ، و
حضرت از آن حال بسيار خوشحال بود.
باز نگار مى كشد چون شتران مهار من
|
ياركشى است كار او، باركشى است كار من
|
اشتر مست او منم ، خارپرست او منم
|
گاه كشد مهار من ، گاه شود سوار من . (131)
|
د: جبران فقر عاطفى
امروزه با صنعتى شدن اكثر جوامع ، فقر اقتصادى به وسعت زمان هاى ديگر، دامنگير
خانواده ها نيست . بلكه عمده ترين فقر و تشنگى بشريت فقر فرهنگى و خلا عاطفى است
. كودكان و نوجوانان امروزى از كمبود محبت و فقدان روابط عاطفى رنج مى برند. عمده
ترين دليل ناسازگارى در خانواده ها، فرار كودكان از خانه ها، فروپاشى اركان
خانواده ، ناپيوستگى اعضاى خانواده ، نااميدى و ياس و نگرانى فرزندان ، ريشه در
فقر عاطفى و فرهنگى دارد. چرا كه نياز انسان به محبت و عطوفت كمتر از نياز وى به آب
و غذا نيست ، بلكه بيشتر هم هست . روح لطيف و روان ظريف و حساس آدمى ،
قابل مقايسه با جسم مادى وى نيست و فرق اساسى انسان با حيوان در داشتن همين روح
متعالى است كه از روح الله نشات گرفته است (132).
در هر صورت براى ايجاد رابطه صميمانه با فرزندان لازم است كه فقر عاطفى وى را
برطرف نمود. سلام كردن به اعضاى خانواده و به ويژه كودكان ، برقرارى ارتباط
كلامى و گفتگوى محبت آميز با فرزندان ، احترام به افكار و انديشه هاى فرزندان ،
ابراز علاقه و اظهار محبت به آنان از طريق بوسه زدن ،
بغل كردن ، توجه به خواسته ها و گفتارهايشان ، فقر عاطفى آنان را جبران مى كند.
ارتباط كلامى و گفتگو با فرزند بسيار مهم است . زيرا كودكان و نوجوانان به رابطه
كلامى بسيار حساس هستند. لحن و صوت والدين در صحبت با فرزند بايد بار عاطفى و
مثبت داشته باشد. آنان مى توانند با سخنان نرم ، نيكو و محبت آميز و كلماتى شيوا،
دلپذير و فرح انگيز از مشكلات و ناهنجارى هاى روحى و جسمى كودكان بكاهند، و رنج
هاى درونى و آلام فكرى آنان را مداوا كنند. بسيارى از تندخويى ها، خشونت ها، لج
بازيها، زورگويى ها، بدبينى ها، افسردگى ها، گوشه گيرى ها، نااميدى ها و
ناسازگارى ها با جبران فقر عاطفى و سيراب كردن كودكان و نوجوانان از مهر و محبت
حل مى شود. رفتار حضرت مجتبى عليه السلام در مهرورزى به كودكان و جبران فقر
عاطفى آنان از اين طريق نمونه خوبى براى مربيان و اولياء مى با
روزى آن حضرت از محلى عبور مى كردند. كودكانى را در كوچه
مشغول بازى ديدند كه آنان مشغول خوردن خرده نان هايى بودند. كودكان از روى شوق و
علاقه ، امام عليه السلام را به جمع كوچك و ساده خود دعوت نمودند.
حضرت دعوت آنان را پذيرفته و به همراه آنان
مشغول تناول نان گرديد.
آن گاه كودكان را مورد تفقد قرار داده و به منزل خود آورده و بعد از اطعام
كامل ، لباس هاى مناسبى نيز به آنان اهداء نمود. سپس به يارانش فرمود:
باز هم برترى در اين تعامل از آن كودكان است ، زيرا آنان هرچه داشتند با ما قسمت
كردند، ولى ما بيشتر از آنچه به آنان داديم موجودى داريم (133).
حضرت مجتبى عليه السلام به عنوان مربى و الگوى
كامل بشر، با كودكان آن چنان انس و الفت برقرار كرده بود و ارتباط مستحكمى با
نسل جديد داشت كه آنان در موارد گوناگون به حضرت رجوع كرده و رازهاى درونى
خويش را ابراز مى داشتند. چنان كه روزى دو كودك
خردسال ، هر كدام خطى نوشته بودند و براى داورى در ميان آن ها و انتخاب بهترين خط،
به حضور امام حسن عليه السلام آمدند. على عليه السلام كه ناظر اين صحنه بود به
فرزندش امام حسن عليه السلام گفت :
يا بنى انظر كيف تحكم فان هذا حكم الله سالك عنه يوم القيامه ؛ فرزندم ! دقت
كن كه چگونه داورى مى كنى ؟ چرا كه اين خود يك نوع قضاوت است و خداوند در روز قيامت
درباره آن از تو سوال مى كند. (134). در روايت ديگرى آمده است كه : روزى پيامبر
صلى الله عليه و آله حسن و حسين عليه السلام را در دوران كودكى روى زانوان خود
نشانده و آنان را نوازش نموده و مى بوسيد و مى بوييد. اقرع بن حابس - كه ناظر مهر و
عطوفت پيامبر صلى الله عليه و آله نسبت به فرزندان خود بود، - گفت : من ده فرزند
دارم و هرگز آن ها را نبوسيده ام . پيامبر خطاب به جمع حاضر فرمود:
هر كس رحم نكند مورد رحمت قرار نخواهد گرفت . و در روايت ديگرى آمده است كه : پيامبر
مهربان از اين همه بى مهرى مرد نسبت به كودكان خويش ناراحت شده و به خشم آمد و رنگ
چهره اش متغير شد. در آن حال به آن مرد گفت :
اگر مهر و عاطفه از دل تو برداشته شده ، من چه كنم ؟ بعد در ادامه فرمود:
هر كس از نثار مهر و عطوفت به كودكان دريغ ورزد و آنان را مورد محبت قرار ندهد و از
احترام به بزرگان سرباز زند از ما نيست (135).
ه : تكريم فرزندان
هر كس خودش را دوست دارد و طبيعتا انسان به سوى كسى
مايل مى شود كه به شخصيت و آبروى او بيشتر ارزش
قائل شود. كودكان و نوجوانان هم بيشتر افرادى را دوست دارند و به سويشان جذب مى
شوند كه به آن ها احترام كرده ، و تكريم نمايند. كسانى كه آنان را مورد توجه و عنايت
قرار مى دهند، جايگاه ويژه اى در قلب آنان كسب مى كنند. كودكان دوست ندارند كه كسى
دائما آنان را سرزنش كرده و در زير رگبار دستورات و فرامين خشك قرار بدهد و او را
مانند يك رباط و آدم آهنى فرض كرده ، و هر لحظه بايدها و نبايدها و اين را بكن و آن را
نكن نثارش كند، با توجه به اين ويژگى مربيان و والدينى در ارتباط سالم و عميق با
كودكان و نوجوانان موفق مى شوند كه شخصيت آنان را مورد توجه قرار داده ، و بر
اساس اصل كرامت و حرمت انسان با آنان رفتار كند.
احترام به كودكان و تكريم شخصيت آنان يكى از شيوه هاى تربيتى آيين حيات بخش
اسلام است . رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله روزى با مردم نماز مى خواند. امام
حسن عليه السلام طفلى خردسال بود. پيامبر
طفل را پهلوى خود نشاند و به نماز ايستاد. آن حضرت يكى از سجده هاى نماز را خيلى
طول داد. راوى حديث مى گويد: من سر از سجده برداشتم ، ديدم حضرت حسن عليه السلام
از جاى خود برخاسته و روى شانه پيامبر نشسته است . وقتى نماز تمام شد،
نمازگزاران گفتند: يا رسول الله ! چنين سجده اى از شما نديده بوديم ، گمان كرديم
وحى به شما رسيده است . فرمود: وحى نرسيده بود، فرزندم حسن در
حال سجده بر دوشم سوار شد، نخواستم تعجيل كنم و كودك را به زمين بگذارم ، آنقدر
صبر كردم تا طفل ، خودش از دوشم پايين آمد (136).
و: تحسين كودكان
يكى ديگر از راه هاى ارتباط صميمانه و تقويت روحيه اعتماد به نفس در فرزندان تحسين
و تقدير از كودكان است . روزى امام على عليه السلام به امام حسن عليه السلام كه دوران
صباوت و كودكى را مى گذراند، فرمود: فرزندم ! بلند شو و يك خطبه اى بخوان تا
سخنرانى تو را بشنوم . امام حسن عليه السلام فرمود: پدر جان ! چطور من در
مقابل شما خطبه بخوانم و سخنرانى كنم ؟! هنگامى كه نظر من به چهره شما مى افتد
خجالت مى كشم . در اين هنگام على عليه السلام اعضاى خانواده را جمع كرده و خودش در
جايى قرار گرفت كه امام حسن عليه السلام او را نمى ديد، اما سخنانش را مى شنيد. در
اين هنگام امام حسن عليه السلام با اين كه كودكى بيش نبود بلند شد و گفت : الحمدلله
الواجد بغير شبيه ، الدائم بغير تكوين ... اما بعد فان عليا باب من دخله كان آمنا ... ؛
حمد خداى يگانه را كه مانند ندارد، او كه هميشگى است و كسى او را پديد نياورده است . اما
بعد على عليه السلام درى است كه هر كس وارد شود در امان خواهد بود و هر كس از آن
بيرون رود كافر است ، اين سخن من است و من براى خود و شما از خداوند طلب آمرزش مى
كنم .
بعد از اتمام سخنان كودك ، امام على عليه السلام از جاى خود حركت نموده و فرزندش را
بغل كرده و پيشانى او را بوسيد و آن گاه فرمود: ذريه بعضها من بعض والله سميع
عليم (137).
12. ايجاد محبت اهل بيت عليهم السلام در كودكان و نوجوانان
افرادى كه وابستگى معنوى داشته و به مظاهر دينى و گفتار و رفتار ائمه اطهار عليهم
السلام دلبسته باشند، زمينه بهترى براى تربيت صحيح و كسب سجاياى اخلاقى و
انسانى دارند. آنان كه پاى بند روش هاى مذهبى و
عامل به احكام دينى هستند به مراتب كمتر در معرض انحراف و كارهاى خلاف و خصلت هاى
ناپسند، آلودگى هاى اخلاقى قرار مى گيرند. بنابراين ايجاد و تقويت ايمان و عشق
اهل بيت عليهم السلام در دل هاى كودكان و نوجوانان مى تواند، زمينه تربيت را در وجود
آنان شكوفا نموده و از انحرافات و كجروى ها باز دارد. اگر اين عشق و محبت در
دل هاى نسل نو عميق و ريشه دار باشد، در هدايت صحيح و تربيت مطلوب نقش بسزايى
خواهد داشت . در مقابل با سست شدن ايمان در وجود آنان و گسسته شدن ارتباط قلبى را
ائمه اطهار عليهم السلام ، آنان آسيب پذيرترين قشر جامعه در برابر فسادهاى اخلاقى
و انحرافات اجتماعى خواهند بود.
ما عشق به اهل بيت عليهم السلام را از ديدگاه پيشواى دوم در اين فراز و ايمان مذهبى را در
فراز بعدى مطرح مى كنيم . حضرت امام حسن مجتبى عليه السلام در تربيت افراد بر
ايجاد عشق و محبت اهل بيت عليهم السلام توجه خاصى داشته و از فرصت هاى بدست آمده در
اين مورد كمال استفاده را مى نمود. چند نمونه از سخنان آن حضرت را در اين رابطه مى
خوانيم :
1. الزموا مودتنا اهل البيت فانه من لقى يوم القيامه و هو يودنا
دخل الجنه بشفاعتنا و الذى نفسى بيده لا ينفع عبد عمله الا بمعرفتنا و آداء حقنا
(138)؛ دوستى ما اهل بيت را بر خود لازم بدانيد، زيرا هر كس عاشق و دوستدار ما
اهل بيت باشد در روز قيامت با شفاعت ما وارد بهشت خواهد شد. سوگند به خدايى كه جان من
در دست اوست ، عمل هيچ بنده اى سودى به حالش نخواهد داشت مگر اينكه ما
اهل بيت را بشناسد و حق ما را ادا كند.
2. ما يضر الرجل من شيعتنا اى ميته مات ، اكله سبع او احرق بنار او غرق او صلب
اوقتل ، هو والله صديق شهيد (139) ؛ فرقى نمى كند شيعه ما چطور از دنيا برود،
درنده اى او را بخورد، يا در آتش بسوزد، يا در دريا غرق شود، يا به دار آويخته گردد؛
به خدا سوگند او صديق و شهيد است .
3. من احبنا بقلبه و نصرنا بيده و لسانه فهو معنا فى الغرفه التى نحن فيها، و من
احبنا بقلبه و نصرنا بلسانه فهو دون ذلك بدرجه ، و من احبنا بقلبه و كف بيده و
لسانه فهو فى الجنه (140)؛ هر آن كس كه ما را در
دل دوست بدارد و با دست و زبانش يارى دهد، روز قيامت در جايگاه ما با ما هم نشين خواهد
بود، و هر كس كه ما را در دل دوست و با زبانش يارى دهد، يك درجه پايين تر از اوست ،
و هر كس كه ما را در دل دوست بدارد، ولى دست و زبان خود را از يارى ما بازدارد او نيز
در بهشت خواهد بود.
4. امام مجتبى عليه السلام در يك خطبه مهم ، ضمن تبيين جايگاه
اهل بيت عليهم السلام و شناخت مقام آنان مى فرمايد: ماييم حزب خدا كه غالبيم ، ماييم
عترت رسول خدا صلى الله عليه و آله كه از همه كس به آن حضرت نزديكتريم ، ماييم
اهل بيت رسالت كه از گناهان و بدى ها معصوم و مطهريم ، ماييم يكى از دو چيز گران بها
كه حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله به جاى خود در ميان امت به امانت گذاشت و
فرمود: انى تارك فيكم الثقلين كتاب الله و عترتى ؛ ماييم كه حضرت پيامبر
صلى الله عليه و آله ما را به همراه كتاب خدا گردانيد و علم
تنزيل و تاويل قرآن را به ما داد و در قرآن به يقين سخن مى گوييم و به ظن و گمان
آيات را تاويل نمى كنيم .
پس اطاعت كنيد ما را كه اطاعت ما از جانب خداوند بر شما واجب و لازم شمرده شده است ، و
اطاعت ما را به اطاعت خود و رسولش مقرون گردانيده است و فرموده : يا ايها الذين آمنوا
اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولى الامر منكم (141).
و به اين طريق حضرت مجتبى عليه السلام عشق و محبت
اهل بيت عليهم السلام در دل هاى مردم جاى داده و آنان را از راه هاى انحراف و پيروى از
افراد منحرف و پست باز مى دارد.
والدين و مربيان شايسته مى توانند از راه هاى مختلف ، زمينه دوستى
اهل بيت عليهم السلام را در كودكان و نوجوانان به وجود آورند و از اين طريق فرزندان
خود را به سوى فضائل و سجاياى ستوده اخلاقى سوق داده و از آلوده شدن آنان به
خصيصه هاى ناپسند و رذائل و مفاسد و انحرافات اجتماعى ممانعت به
عمل آورند.
نامگذارى كودك با نام هاى زيباى اهل بيت عليهم السلام ، بردن به زيارت و مجالس آن
بزرگواران ، دقت در غذاى كودكان ، ذكر فضائل و آشنا نمودن فرزندان با مقام والاى
اهل بيت عليهم السلام ، ارتباط دادن خاطرات خوش زندگى با خاندان نبوت و ساير
مواردى كه مى توانيم به وسيله آن خود و فرزندانمان را در رديف ارادتمندان
آل پيامبر صلى الله عليه و آله و شيفتگان حضرات معصومين عليهم السلام قرار دهيم
(142).
13. پرورش ايمان مذهبى
ايمان مذهبى و علاقه به اعتقادات دينى در فطرت انسان ها نهفته است .
والدين و مربيان مى توانند با پرورش آن و جهت دادن به فطريات كودكان ، آنان را در
شكوفايى اين حس درونى يارى نموده و بدين وسيله كودك را در مسير تربيت سالم قرار
دهند.
يكى از بهترين راه هاى تقويت ايمان مذهبى و علاقه مند كردن كودكان به شعائر دينى و
انجام اعمال عبادى ، ايجاد جوى مذهبى و فضائى جذاب در اين زمينه مى باشد. شايد اين
موضوع به نظر ضعيف و جزئى بيايد ولى جاذبه محيط مذهبى تاثير زيادى در تربيت
دينى دارد. سيره امام مجتبى عليه السلام در اين مورد بهترين شيوه الگويى براى
مربيان و اولياء مى باشد. آن حضرت هنگامى كه به نماز بر مى خواست بهترين لباس
هاى خود را مى پوشيد، سوال كردند چرا در نماز بهترين و تميزترين لباس خود را مى
پوشيد؟ فرمود:
ان الله جميل يحب الجمال فاتجمل لربى و هو
يقول : خذوا زينتكم عند كل مسجد ؛ (143) خداوند زيباست و زيبايى را دوست دارد و
به همين جهت ، من لباس زيبا براى راز و نياز با پروردگارم مى پوشم و هم او دستور
داده است كه زينت خود را به هنگام رفتن به مسجد برگيريد.
اين رفتار تربيتى امام حسن عليه السلام به عنوان يك مربى
كامل و شايسته ، اين نكته روانى را به عموم القاء مى كند كه بايد فضاى عبادت را
جذاب و دوست داشتنى نمود و پاكيزگى والا و تربيت صحيح نشات مى گيرد، و انسان ها
به طور فطرى زيبايى و پاكيزگى را دوست دارند. نظافت ظاهرى و پوشيدن لباس
پاكيزه دعوت عملى و تربيت عينى است . امام مجتبى عليه السلام با پوشيدن لباس زيبا
مردم را به نماز و مسجد ترغيب مى نمود و به ديگران مى فهمانيد كه يك مسلمان در موقع
نماز بايد خود را معطر كرده و با روى خوش و گشاده با فرزندان برخورد نمايد. بايد
فضايى به وجود آورد كه در هنگام نماز و ايام مذهبى و در ساعت هايى كه متعلق به امور
دينى و معنوى است فرزندان به راحتى بتوانند با والدين ارتباط برقرار نموده و
والدين خود را صميمى تر و نزديك تر به خود احساس كنند و خاطرات خوشى از آن
لحظات داشته باشند.
14. ايجاد فضاى تربيتى
ايجاد فضاى سالم تربيتى ، مى تواند شاگردان و فرزندان را ناخودآگاه به سوى
اهداف مطلوب سوق دهد، و بدون اينكه مربى سخنى بگويد و يا عملى را مستقيما انجام دهد،
از محيط خانه و يا مدرسه و يا مسجد متاثر مى شود و بدون اينكه خودش بداند كه علت
تمايل او به صفات خوب و اخلاقيات چيست به سوى آن مى رود. نوشتن بعضى از سخنان
و اشعار تربيتى و كلمات حكمت آميز با خط زيبا و نصب آن در
محل هاى مناسب ، در ديوار اطاق ، بالاى درب ها، آويختن تابلوهاى نفيس در مورد مناظر دينى
و نشان دادن قدرت الهى در بعضى مناظر زيباى طبيعت ، نصب سخنان ساده و
قابل فهم ائمه اطهار عليهم السلام براى كودكان و نوجوانان در معرض ديد آنان ، در
منازل و مدارس و وسائل نقليه عمومى و خصوصى ، نصب پرچم هاى سياه در روزهاى عزاى
اهل بيت و چراغانى و نورافشانى و نصب پرچم هاى رنگارنگ در روزهاى شادى و اعياد
مسلمانان ، فضاى جامعه ، شهر، محله ، مدرسه ، كوچه و خانه را تغيير مى دهد و كودكان و
نوجوانان احساس ديگرى در آن موقع خواهند داشت و اين شيوه
نسل جديد را خود به خود با اهداف و ايده هاى تربيتى آشنا خواهد نمود. آوردن كتاب هاى
مفيد و در دسترس قرار دادن سجاده هاى زيبا و لباس هاى مناسب و چادرهاى خوب براى
كودكان و نوجوانان دختر فضاى ذهن آنان را تغيير مى دهد. نوارها، سرودها، و تابلوهاى
نفيس مذهبى و دل انگيز، عكس هاى بزرگان دينى ، و فيلم هاى آموزنده ، اگر در اختيار
كودكان و نوجوانان قرار گيرد و آنان در چنين فضا زندگى كنند، بى ترديد در روح و
روان آنان موثر است .
نقل شده است كه استاد شهيد آيه الله مطهرى در اطاق شخصى خود يك تابلوى الله با
نئون سبز يا با اين شب نماها نصب كرده بود و آن كلمه الله هميشه در منظر ديد استاد
روشن بود، اين رفتار نشانگر توجه آن استاد شهيد به اين نكته بوده ، و نصب العين
قرار دادن كلمه جلاله الله در تاريكى هاى شب جلوه اى خاص داشته و او را در يك فضاى
معنوى قرار مى داد (144).
شايد حكمت اينكه در روايات فراوانى آمده است : آيه الكرسى را در بالاى درب ورودى
نصب كنيد يا نام پنج تن آل عبا عليهم السلام را بزرگان و گذشتگان ما در جايگاه
مناسبى نصب مى كردند و يا پرچم لا اله الا الله را در بالاى گنبدها و مناره ها به اهتزاز
در مى آوردند، ايجاد يك فضاى تربيتى و معنوى بوده است . امام مجتبى عليه السلام نيز
به اين شيوه تربيتى توجه كامل داشته و افراد را در اين طريق رهنمون مى داد. ابن
عساكر مى نويسد: در يكى از انگشترهاى امام حسن عليه السلام عليه السلام ابيات حكمت
آميز زير نقش بسته بود:
قدم لنفسك من استطعت من التقى
|
احباب قلبك فى المقابر و البلى ؛ (145)
|
هر قدر مى توانى تقوا و پاكدامنى را بر هواى نفس خويش مقدم بدار، مطمئنا روزى پيك
اجل به سراغت خواهد آمد، اى جوان !
تو با شادكامى زندگى مى كنى (و سرمست لذت هاى زودگذر دنيا مى باشى )، گويا
نمى بينى كه دوستان صميمى و قلبى تو در قبر و بلاها گرفتارند.
گفتنى است هم چنان كه ايجاد فضاى تربيتى و محيط اخلاقى تاثير مطلوبى در اخلاق و
رفتار و منش فرزندان دارد. همان طور به وجود آوردن فضا و محيطى فاسد و ناپسند
كودكان و نوجوانان را در منجلاب زشتى ها و صفات ناستوده و فساد، گرفتار خواهد كرد.
افرادى كه عكس هاى متسهجن و تابلوهاى فسادانگيز در
منزل و محل كار و وسائل نقليه خود نصب مى كنند و يا نوارهاى
مبتذل و فيلم هاى آنچنانى را در اختيار خانواده و فرزندان خود قرار مى دهند، دانسته يا
ندانسته ، فرزندان خود را به دره هاى هولناك هواى نفس و فساد و خودپرستى و شهوت
رانى سوق مى دهند و به زودى نتيجه اين رفتار نامطلوب را ديده و مزه تلخ آن را خواهند
چشيد.
15. تربيت عقلانى
تجربه زندگى بشر نشان مى دهد كه آگاه بودن از نتايج امور و تفكر در عواقب
بسيارى از كارها انسان را در تصميم گيرى ها يارى مى كند. تقويت نيروى فكر و
انديشه در راهيابى به هدف ها يكى از مناسب ترين و
معقول ترين راه ها است . زيرا اگر قوه تعقل در انسان
فعال باشد و در تصميم به انجام كارها بيشتر از هر چيز به نيروى خرد تكيه شود،
درصد خطا و اشتباه در امور زندگى به حداقل ممكن خواهد رسيد. در مساله تربيت هم مى
توان از نيروى فكر و انديشه كودكان بيشترين بهره را برد. به اين ترتيب فهماندن
نتايج رفتارهاى خوب و بد و واداشتن اطفال به تفكر و انديشه در عواقب آن ، در تغيير
رفتار موجود به رفتار مطلوب ، موثر خواهد شد. زيرا علم و آگاهى در حد خود مى تواند،
مانع از انجام كارهاى خلاف باشد، دانش و آگاهى در موارد بسيارى انسان ها را از قانون
شكنى ، گناه و تجاوز به حقوق ديگران ، مصون مى دارد.
در اكثر كشورهاى پيشرفته جهان ، با اينكه مقررات كيفرى شديدى براى خلافكاران و
قانون شكنان وجود دارد و آنان از آن به عنوان نيروى بازدارنده استفاده مى كنند، ولى
تاكيد بيشتر انديشمندان جهان بر تمركز فعاليت هاى سازنده و اصلاحى بر روى
نيروهاى فرهنگى و تربيتى است .
تجربه تاريخى بشر نشان مى دهد كه شكوفايى نيروى
تعقل و حس وظيفه شناسى و تربيت صحيح افراد، در اجراى قوانين و مقررات كشورها به
مراتب بيشتر از تاثير مقررات كيفرى و مجازات هاى سنگين است .
بر اين اساس پيشنهاد مى شود كه مربيان ، مهم ترين فعاليت خود را بر روى
شكوفايى و به فعليت رساندن نيروى تفكر و انديشه كودكان و نوجوانان متمركز
نمايند. اگر ما بتوانيم با زبان كودكانه و منطق نوجوان پسند، آنان را به تفكر و
انديشه واداشته و از عواقب زيانبار رفتارهاى ناپسند آگاه سازيم و يا آنان را به
منافع و ثمرات بى شمار خصلت هاى پسنديده راهنمايى نماييم ؛ بى ترديد آنان در اين
صورت با عشق و علاقه ، خواسته هاى مربى را خواهند پذيرفت . امام حسن مجتبى عليه
السلام در يك گفتارى مى فرمايد:
صاحب الناس مثل ما تحب ان يصاحبوك به (146)؛ با مردم آنگونه رفتار كن كه
دوست دارى آن ها همان گونه با تو رفاقت و برخورد نمايند.
آن حضرت در اين حديث ، مخاطب را با بازتاب رفتار خويش مواجه كرده و او را به تفكر
در نتيجه كار وا مى دارد. اگر ما بتوانيم همين پيام را در برخورد با فرزندان
عمل كنيم ، نتيجه مطلوبى خواهد داشت به عنوان
مثال به كودك و نوجوانى كه حقوق دوستان و همسالان خود را مراعات نمى كند، يا آنان را
در بازى شركت نمى دهد و يا رفتار ناخوشايندى با دوستان همسالان و خواهر و برادر
خود دارد بفهمانيم كه : فرزندم ! تو خود را به جاى او بگذار.
و او را در جريان بازتاب رفتار ناپسندش قرار دهيم و در انديشيدن به عواقب كار و
نتيجه رفتارش عادت دهيم ، نتيجه مطلوبى بدست خواهد آمد.
پرورش حس وظيفه شناسى و احياء وجدان اخلاقى و استفاده از نيروى
عقل و آگاهى در تربيت كودك ، از جمله عواملى هستند كه دانشمندان تربيتى روى آن تاكيد
مى كنند. آنان مى گويند آشنايى افراد با وظايف خود و شناختن مرزها و حقوق هر كس ، مى
تواند در اجراى صحيح قوانين و مقررات و احياء حق و فضيلت و عدالت و تربيت نسلى
دلخواه ، تاثير بسزايى دارد. امام مجتبى عليه السلام در مورد تقويت و پرورش نيروى
انديشه مى فرمايد:
بالعقل تدرك الداران جميعا (147)؛ سعادت هر دو جهان در گرو بهره گيرى از نيروى
عقل و انديشه است . در سخن ديگرى آن حضرت افراد را به كسب دانش و تعليم آن به
ديگران ترغيب نموده و آثار مثبت آن را يادآور مى شود و مى فرمايد:
علم الناس علمك و تعلم علم غيرك فتكون قد اتقنت علمك و علمت ما لم تعلم (148)؛
دانسته هاى خود را به ديگران بياموز و دانش هاى ديگران را هم ياد بگير، زيرا در نتيجه
اين رفتار، دانش خود را محكم و متقن نموده و از آگاهى هاى ديگران بهره مند شده اى .
بنابراين بايد قوه عقلانى فرزندان را تقويت نمود و آنان را به فراگيرى علم و دانش
و تفكر هدايت كرد، تا در نتيجه رشد عقلانى ، زمينه تربيت اخلاقى ، اجتماعى و دينى
آنان فراهم شود. بر اين اساس تربيت كودك بايد همه جانبه باشد. پرورش بعد
عقلانى و شكوفا نمودن منطق و استدلال در فرزند يكى از مهم ترين ابعاد تربيت است .
اگر فرزند در پرتو منطق و عقل و خرد تربيت يافت ، او مى تواند درست بينديشد،
منطقى تصميم بگيرد، از روى انديشه رفتار كند و از ديدگاه هاى منطقى خود دفاع نمايد.
با توجه به گفته هاى بالا تربيت عقلانى زيربناى تربيت در ابعاد ديگر است . امام
مجتبى عليه السلام مى فرمايد: لا ادب لمن لا
عقل له (149)؛ كسى كه از نيروى خرد برخوردار نباشد ادب نخواهد داشت . طبق اين سخن
حكيمانه ، مبناى تربيت بر قوه تعقل و انديشه استوار است .
آن حضرت بر اين باور است كه انسان هاى تربيت يافته اساسا كسانى هستند كه از
نيروى فكر و انديشه برخوردارند. چنانكه در حديث ديگرى مى فرمايد:
اوصيكم بتقوى الله و ادامه التفكر فان التفكر ابو
كل خير و امه (150)؛ شما را توصيه مى كنم به تقواى الهى و تفكر دائمى ، زيرا
انديشيدن پدر و مادر (ريشه و سرچشمه ) هر خوبى و خير است . يعنى انديشه منشا و
سرچشمه تمام خوبى ها و زيبايى ها است .