|
بيا با ياد او مى باش دمساز
| |
بيا خود را براى او بپرداز |
|
گرت حفظ ادب باشد مع الله
| |
شوى از سر سر خويش آگاه |
|
بر آن مى باش تا با او زنى دم
| |
چه مى گويى سخن از بيش و از كم |
|
لبانت را گشا تنها به يادش
| |
هر آنچه جز به يادش ده به يادش |
|
برون آيكسر از وسواست و پندار
| |
كه تا بينى حقيقت را پديدار |
|
چو رستى از مناهى و ملاهى
| |
بتابد در تو انوار الهى |
خودش فرمود: