با اينكه شراب اين چنين ستمى دارد. (( الكذب شر من الشراب )) دروغ بدتر از شراب است ، براى اينكه شراب
عقل شرابخوار را در خطر مى اندازد؛ ولى دروغ عقول ذوى العقول را در معرض خطر قرار مى دهد ممكن است به خاطر يك دروغ هزاران نفر به اشتباه
بيفتند، پس دروغ وضعش بدتر از شراب است . انشاء الله موفق شويد كه جزء صديقين شويد.
تولى و تبرى كسى كه به خالق و مخلوق متيقن و معتقد باشد و با انبياء و اوصياء صلوات الله عليهم جميعا مرتبط و معتقد باشد و توسل اعتقادى و عملى به آنها داشته باشد و مطابق دستور آنها حركت و سكون نمايد و در عبادات قلب را از غير خدا خالى نمايد و فارغ القلب نماز را كه همه چيز تابع آن است انجام دهد و با مشكوك ها تابع امام عصر (عجل الله الفرج ) باشد، يعنى هر كه را امام مخالف خود مى داند با او مخالف باشد و هر كه را موافق مى داند با او موافق ، لعن نمايد ملعون او را ترحم نمايد و بر مرحم او على سبيل الاجمالى ، هيچ كمالى را فاقد نخواهد بود و هيچ وزر و وبالى را واجد نخواهد بود. در خانه اگر كس است يك حرف بس است گفتم كه الف ، گفت دگر، گفتم هيچ ، در خانه اگر كس است يك حرف بس است بارها گفته ام و بار دگر مى گويم كسى كه بداند هر كه خدا را ياد كند خدا همنشين اوست احتياج به هيچ وعظى ندارد. مى داند چه بايد بكند و چه بايد نكند، مى داند كه آنچه را كه مى داند بايد انجام دهد و آنچه كه نمى داند بايد احتياط كند. ذكر عملى هيچ ذكرى بالاتر از ذكر عملى نيست ، هيچ ذكر عملى بالاتر از ترك معصيت در اعتقادات نيست ، و ظاهر اين است كه : ترك معصيت به قول مطلق و بدون مراقبه دائميه ما صورت نمى گيرد. ياد خدا همه مى دانيم كه رضاى خداوند اجل با آنكه غنى با لذات و احتياج به ايمان بندگان و لوازم ايمان آنها ندارد در اين است كه بندگان هميشه در مقام تقرب به او باشند. پس مى دانيم كه براى حاجت بندگان به تقرب به مبدا الطاف و به ادامه تقرب ، محبت به ياد او ادامه ياد او دارد پس مى دانيم كه به درجه اشتغال به ياد او انتفاع ما از تقرب به او خواهند بود. و در طاعت و خدمت او هر قدر كوشا باشيم به همان درجه مقرب و منتفع و به قرب خواهيم بود و فرق ما و سلمان (سلام الله عليه ) در درجه طاعت و ياد او كه موثر در درجه قرب ماست خواهد بود و آنچه مى دانيم كه اعمالى در دنيا محل ابتلاء ما خواهد شد و بايد بدانيم كه آنها هر كدام مورد رضا خداست . ايضا خدمت و عبادت و طاعت او محسوب است ، پس بايد بدانيم كه هدف بايد اين باشد كه تمام عمر صرفا در ياد خدا و طاعت او و عبادت بايد باشد تا به آخرين درجه قرب مستعد خودمان برسيم و گرنه بعد از آنكه ديديم بعضى ها به مقامات عاليه رسيدند و ما بى جهت عقب مانديم پشيمان خواهيم شد و وفقنا الله لترك الاشتغال بغير رضاه بمحمد و آله صلوات الله عليهم اجمعين به معلومات عمل كنيد آقايانى كه طالب مواعظ هستند از ايشان سوال شود آيا به مواعظى كه تا حال شنيده ايد عمل كرده ايد يا نه ؟ آيا مى دانيد كه هر كس عمل كرد به معلومات خود خداوند مجهولات او را معلوم مى فرمايد آيا اگر عمل به معلومات اختيارا ننمايد شايسته است توقع زيادتى معلومات ؟ آيا بايد دعوت به حق از طريق لسان باشد؟ آيا نفرموده با اعمال خودتان دعوت به حق نماييد آيا طريق تعليم را بايد بدهيم يا آنكه ياد بگيريم ؟ آيا جواب اين سوال ها از قرآن كريم (( و الذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا )) (43) و از كلام معصوم : من عمل بما علم ورثه الله علم ما لم يعلم (44) روشن نمى شود؟ خداوند توفيق مرحمت فرمايد كه آنچه را مى دانيم زير پا نگذاريم و از آنچه نمى دانيم توقف و احتياط نماييم تا معلوم شود نباشيم از آنها كه گفته اند:
سوال - چندى است كه اسير محبت به شخصى شده ام و عنان از كفم ربوده شده ، چه كنم ؟ ج : عاقل به اكمل و اجمل و انفع و ادوم محبت پيدا مى كند و ترجيح مى دهد محبت او را بر محبت غير، با اينكه محبت اكمل ، دافع شرور بليات است و به خلاف غير. سوال : مستدعى است جمله كوتاه ، و رسائى درباره نماز، مرقوم فرماييد كه نصب العين ما قرار گيرد؟ جواب : بسمه تعالى از بيانات عاليه در فضيلت نماز در مرتبه عليا كلام معروف از معصوم (عليه السلام ) است : (( الصلوه معراج المومن )) براى كسانى كه يقين به صدق اين بيان نمايند و ادامه دهند طلب اين مقام عالى را: و از يقينيات خارج نشوند. سوال : خواهشمندم بفرماييد چطور مى توان بهتر به خداوند و ائمه اطهار (عليه السلام ) انس گرفت ؟ ج : با طاعت خداى تعالى و رسول (صلى الله عليه و آله ) و ائمه (عليهم السلام ) و ترك معصيت در اعتقاد و عمل . سوال : براى اينكه در انجام فرمان الهى مخصوصا نماز با خشوع باشيم چه كنيم ؟ ج : در اول نماز، توسل حقيقى به امام زمان عجل الله تعالى فرجه كردن كه عمل را با تماميت مطلقه انجام بدهيد. سوال : براى دورى از رياء چه بايد كرد؟ ج : با عقيده كامل اكثار حوقله (لا حول و لا قوه الا بالله ) گفتن . سوال : براى درمان عصبانيت چه كنيم ؟ ج : با عقيده كامل زياد صلوات فرستادن (اللهم صل على محمد و آل محمد). سوال : بعضى از طلاب از ما در مورد درمان (( ريا )) و عجب و كبر و سمعه و شهوت و غير آن سوال نموده اند، نظر شريف چيست ؟ ج : همه اين رذائل از ضعف در شناخت خداوند سرچشمه مى گيرد و آنها به وسيله اش با انس گيرنده ترين انس گيرندگان در عبادت رفع و دفع مى شوند، اگر انسان بداند كه خداوند متعال در همه حالات و زمان ها از هر خوبى خوب تر است از انس با او تعالى منصرف نخواهد شد. سوال : يا در سير به سوى خداوند، بايد استاد داشت و با فرض نبودن استاد چاره چيست ؟ ج : استاد تو، علم توست ، به آنچه مى دانى عمل كن ، آنچه را كه نمى دانى ، كفايت مى شود. سوال : زهد حقيقى چيست و چگونه زاهد حقيقى باشيم ؟ ج : (( زهد )) آن است كه مالك نفس خودت باشى و در هر عملى و ترك آن مراقب اذن خداى متعال باشى . سوال : بالاترين ذكر و بهترين ذكر چه ذكرى است ؟ ج : بسمه تعالى - بالاترين ذكر به نظر حقير (( ذكر عمل )) است ، يعنى ترك معصيت در اعتقاد و در عمل ، همه چيز محتاج به اين است و اين ، محتاج به چيزى نيست و مولد خيرات است . سوال : اين جانب تصميم دارم كه قرب الهى پيدا كنم . لطفا مرا راهنمايى فرماييد: آيا اين كار نياز به استاد دارد؟ ج : بسمه تعالى - استاد، علم و معلم واسطه است ، عمل به معلومات بنمائيد و معلومات را زير پا نگذاريد، كافى است . سوال : علاج غرور، چه راهى است توصيه فرماييد؟ ج : بسمه تعالى - اكثار (( حوقله )) علاج غرور است يعنى (( لا حول و لا قوه الا بالله )) سوال : براى حضور قلب در نماز و تمركز فكر چه بايد كرد؟ ج : بسمه تعالى - در آنى كه متوجه شديد، اختيارا منصرف نشويد. سوال : اين جانب به وسواس ، مبتلا هستم ، لطفا جهت برطرف شدن آن مرا راهنمايى فرماييد؟ ج : اكثار تهليل ، علاج وسواس (وساوس ) است (لا اله الا الله ) سوال : با نذر و قسم ، تصميمات اخلاقى مى گيرم ، بعد از مدتى عزمم سست مى شود و شكست مى خورم چه كنم ؟ ج : يك دقيقه خود را در ياد خدا ديديد، اختيارا منصرف نشويد، و به انصراف و غفلت غير اختيارى ، اهميت ندهيد. سوال : اين جانب تصميم دارم كه به خداوند، قرب پيدا كنم و سير و سلوك داشته باشم ، آن چيست ؟ ج : بسمه تعالى - چنانچه طالب ، صادق باشد (( ترك معصيت )) كافى و وافى است براى تمام عمر، اگر چه هزار سال باشد. (45) فصل يازدهم : دستور العمل هاى اخلاقى از رهبر معظم انقلاب ، حضرت آيت الله خامنه اى مد ظله العالى فرمايشات سيزده گانه 1- تقوى در اسلام به معناى مراقبت دائمى انسان از خود، انگيزه ها و مسيرى است كه براى حركت خود انتخاب كرده است و اين مراقبت ، مستلزم نوعى هوشيارى ، خوديابى ، پرهيز و برحذر بودن است . 2- اصلاح نفس وظيفه اى است كه روحانيون و علماى دين بر دوش خود دارند. 3- روحانيون و علماء به عنوان مرزداران عقيده در هر نقطه اى از كشور بايد مراقب خطر بزرگ وارد شدن خرافات به دين باشند و هر موضوع انحرافى را با كمال قدرت و بدون هيچ ملاحظه اى بيان كنند. 4- براى تامين عزت ، آبرو، رفاه ، اقتدار جهانى و پيشرفت ملى بايد از طريق علم وارد شويم . 5- در راس روحانيت فقها و مراجع بزرگ تقليد هستند كه دشمن نمى تواند آنان را از لحاظ علمى و تقوايى تخطئه كند. 6- كسانى كه اهل سلوك طريق خدا هستند بر سر قدرت جنگ نمى كند، بلكه تمامى هم و غم آنان دستيابى به هدفهاى خدايى است . 7- همه برادران و خواهران را به رعايت تقواى الهى در عمل ، در بيان ، در انديشه و فكر، در شنيدن و در گفتن دعوت مى كنم . 8- بايد خودمان را اصلاح كنيم ، اخلاق خودمان را درست كنيم ، خودمان را از لحاظ باطن به خدا نزديك كنيم ، به عنوان يك فرد مجاهدت شخصى بكنيم . 9- تحول انقلابى يعنى اين كه انسان هر رذيلت اخلاقى ، هر اخلاق زشت ، هر روحيه بد و ناپسندى كه موجب آزار ديگران يا عقب ماندگى خود انسان است ، آن را كنار بگذارد و به فضايل و زيبايى اخلاقى ، خود را آراسته كند. 10- گناه ميان ما و رحمت و تفضلات الهى ، حجاب مى شود، استغفار، اين حجاب را بر مى دارد و راه رحمت و تفضل خدا به سوى ما باز مى شود. 11- اخلاق اسلامى ركن اساسى براى تربيت انسان هاست و انسان مسلمان بايد در سه بعد، تربيت ، دانش و عمل اسلامى بارز باشد. 12- روح تعاون و كمك و دست گيرى از نيازمندان يك روش اسلامى است كه بايد روز به روز در جامعه تقويت شود. 13- انسان همواره در معرض ابتلاء و امتحان قرار دارد و تنها با رعايت و حفظ تقوا مى تواند به خود مصونيت بدهد. (46) فصل دوازدهم : دستور العمل هاى اخلاقى از علامه حسن زاده آملى اجتناب از هرزه خوارى و هرزه كارى آن كه روزى خود را از هرزه خوارى و هرزه كارى ، و از گزاف و ياوه سرائى ، بلكه زياده گويى خلاصه از مشتهيات و تعشقات حيوانى باز بدارد، مى بيند كه اقتضاى تكوينى نفس اين است كه از رياضت ، ضياء و صفا مى يابد و آثار او را نور و بهايى است . پس اگر رياضت مطابق دستور العمل انسان ساز، اعنى منطق وحى (( ان هذا القرآن يهدى للتى هى اقوم )) بوده باشد، اقتضاى تكوينى نفس به كمال غائى و نهايى خود نائل آيد. (47) يونسى مشرب ، ايوبى مشهد انسان يونسى مشرب خداى جل جلاله را ذكر به يونسى بخواند كه : لا اله الا انت سبحانك انى كنت من الظالمين و چون ايوبى مشهد شده است حق تعالى را به نداى ايوبى ندا كند كه : رب انى مسنى الضر و انت ارحم الراحمين و على هذا القياس (48) قرآن حكيم است انسان كامل بايد در قرآن و انسان تعقل كند، قرآن را سفره پرنعمت رحمت رحيميه الهى و وقف خاص انسان يابد، هم آن را بى پايان يابد كه كتاب الله است . چرا كه قرآن حروف آن اسرار، كلمات آن جوامع كلم ، آيات آن خزائن ، سوره هاى آن مدائن حكم ، مدخل آن باب رحمت بسم الله الرحمن الرحيم وقف خاص مخلوق فى احسن تقويم واقف آن رحمن و موقوف عليه آن انسان است . قرآن حكيم است و آيات او حكمت و حكمت بهشت است و درجات بهشت به عدد آيات قرآنند و جايى كه حكمت اندوخته است شهر بهشت است و ولايت در اين شهر آرى ولايت بهشت است ، ولايت زبان قرآن است ، ولايت معيار و مكيال انسان سنج است و ميزان تقويم و تقدير ارزش انسانهاست . پس هر كس صحيفه وجود خود را مطالعه كند كه تا چه پايه قرآن است . يعنى مدينه حكمت و شهر بهشت است . مشاهده محبوب آن كه در ارتباط بى تكيف و بى قياس خود با پروردگارش درست بينديشد، دريابد كه صلوه سبب مشاهده است و مشاهده محبوب قره عين محب است لذا رسول الله (صلى الله عليه و آله ) فرمود: (( جعلت قره عينى فى الصلوه ))
|