next page

fehrest page

back page

بسم الله النور بسم الله نور النور بسم الله نور على نور بسم الله الذى هو مدبر الامور بسم الله الذى خلق النور من النور الحمد لله الذى خلق النور من النور و اءنزل النور على الطور فى كتاب مسطور فى كتاب مسطور فى رق منشور بقدر مقدور على نبى محبور الحمد لله الذى هو بالعز مذكور و بالفخر مشهور و على اسراء و الضراء مشكور و صلى الله على سيدنا محمد و آله الطاهرين
به نام خداى بخشنده مهربان
به نام مبارك خدا كه نور عالم است به نام مبارك خدا كه نور نور عالم است به نام مبارك خدا كه نور بالاى نور عالم است به نام مبارك خدا آن نام كه مدبر امور عالم است به نام مبارك خدا آن نام كه نور را نور آفريد (يعنى عالم و آدم را از نور خود آفريد) ستايس خدا را كه نور (وجود عالم و نور جان آدم ) را از نور (جمال خود) آفريد و نور (تجلى خود) را بر طور سينا در كتاب مسطور تورات نازل كرد در صحيفه گشوده بقدرى كه مقدور نمود بر پيغمبر عالم و صالح خود ستايش خدا را كه نزد تمام موجودات به عزت مذكور و به فخر و جلالت معروف است و در حال آسايش و سختى بايد شكر گزار او بود و درود خدا بر سيد ما حضرت محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) و اهل بيت طاهرينش باد.))(417)
سلمان گفت : چون اين دعا را از آن حضرت آموختم آن را به بيشتر از هراز نفر از اهل مكه و مدينه كه مبتلا به تب بودند آموختم به خدا قسم همه آنها به اذن خداى تعالى شفا يافتند.
نماز فاطمه (عليها السلام )
در روايت آمده است : حضرت فاطمه (عليها السلام ) دو ركعت نماز مى خواند كه جبرئيل به ايشان تعليم نمود بود، در ركعت اول بعد از حمد صد مرتبه سوره قدر و در ركعت دوم بعد از حمد صد مرتبه سوره توحيد مى خواند و چون سلام مى گفت اين دعا را مى خواند:
سبحان ذى العز الشامخ المنيف سبحان ذى الجلال الباذخ العظيم سبحان ذى الملك الفاخر القديم سبحان من لبس البهجة و الجمال سبحان من تردى بالنور و الوقار سبحان من يرى اءثر النمل فى الصفا سبحان من يرى وقع الطهير فى الهواء سبحان من هو هكذا لا هكذا غيره .
منزه است خداى صاحب عزت و مقام بلند منزه است خداى صاحب جلال و كبريايى و عظمت منزه است خداى صاحب ملك فاخر ازلى منزه است خدايى كه لباس حسن و جمال به قامت خود آراسته منزه است خدايى كه رداى - نور وقار در بر دارد منزه است خدايى كه اثر پاى مورچه را در سنگ سخت سياه مى بيند منزه است خدايى كه خط سير مرغ را در هوا مى بيند منزه است خدايى كه تنها او بدين كمال است و غير وى دارى اين كمال نيست .)).
در روايت آمده است كه بعد از اين نماز تسبيح مشهور آن حضرت خوانده شود.(418)
نماز ديگرى از حضرت فاطمه (عليها السلام )
محمد بن على حلبى روز جمعه خدمت حضرت صادق (عليه السلام ) شرفياب شد و سؤ ال كرد كه مى خواهم مرا عملى تعليم فرمايى كه بهترين اعمال باشد در اين روز. حضرت فرمود: من كسى را بزرگتر از فاطمه (عليها السلام ) نزد رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) نمى دانم و نمى دانم چيزى را افضل از آنچه كه تعليم كرد پيغمبر فاطمه را فرمود: هر كه صبح كند در روز جمعه ، غسل كند و قدمهاى را بگستراند و چهار ركعت نماز كند، به دو سلام ، و بخواند در ركعت اول بعد از حمد توحيد را 50 مرتبه و در ركعت دوم بعد از حمد 50 مرتبه ((اذا جاء نصرالله )) را و چون از نماز فارغ شد اين دعا را بخواند:
الهى و سدى من تهياء اءو تعبى اءو اءعد اءو استعد لوفادة مخلوق رجاء رفده و فوائده و نائله و فواضله و جوائزه فاليك يا الهى ...(419)
توسل به آن حضرت (عليه السلام )
از توسلات بسيار مجرب به بى بى دو عالم جملات زير است كه شايسته است با حضور قلب بيان شود:
يا فاطمة الزهراء يا بنت محمد يا قرة عين الرسول يا سيدتنا و مولاتنا انا توجهنا و استشفعنا و توسلنا بك الى الله و قدمناك بين يدى حاجاتنا يا وجيهة عند الله اشفعى لنا عند الله
اى فاطمه زهرا اى دخت محمد اى نور ديده پيغمبر خدا اى سيده و مولاى ما همه ما رو به تو آورده ايم و به حضرتت متوسل شده و تو را شفيع به درگاه خدا آورده ايم و تو را براى انجام حاجاتمان نزد خدا مقدم داشته ايم اى آبرومند نزد خدا ما را پيش حضرت حق شفاعت فرما.(420)
يا بنت محمد يا قرة عين الرسول
تويى فاطمه دخت محمد تو زهرائى و نور چشم احمد
يا سيدتنا و مولاتنا انا توجهنا و استشفعنا
تو ما را سرورى در هر دو دنيا شفاعت خواهمان از حى دانا
و توسلنا بك الى الله و قدمناك بين يدى حاجاتنا
توسل بر تو جويم نزد يزدان بر آور حاجتم با اذن سبحان
يا وجيهة عند الله اشفعى لنا عند الله
تو را در نزد يزدان هست بس جاه شفاعت بهر ما از حضرتش خواه (421)
زيارت حضرت فاطمه (عليها السلام )
السلام عليك يا سيدة نساء العالمين السلام عليك يا والدة الحجج على الناس اءجمعين السلام عليك اءيتها المظلومة الممنوعة حقها (پس بگو) اللهم صل على اءمتك و ابنة نبيك و زوجة وصى نبيك صلاة تزلفها فوق زلفى عبادك المكرمين من اءهل السماوات و اءهل الارضين :
درود بر تو باد اى بانوى زنان جهان درود و سلام بر تو باد اى مادر امامان همه مردم درود باد بر تو اى ستمديداى كه حقت را به زور گرفتند بار خدايا رحمت فرست بر كنيزت و دختر پيغمبرت و همسر وصى پيغمبرت رحمتى كه او را برتر از نزديكى بندگان گراميت از اهل آسمانها و اهل زمينها نزديك گرداند)).(422)
چهار عمل مهم موقع خواب
در خلاصة الاذكار از حضرت فاطمه (عليها السلام ) روايت است كه فرمود:
حضرت رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) بر من وارد شد در وقتى كه رختخواب خود را پهن كرده بودم و مى خواستم بخوابم . حضرت فرمود: اى فاطمه ! مخواب مگر آنكه چهار عمل بجاى آورى :
1 - ختم قرآن كنى ،
2 - پيغمبران را شفيعان خود گردانى .
3 - مؤ منين را از خود خشنود كنى .
4 - حج و عمره كنى .
اين سخنان را فرمود و مشغول نماز شد. من توقف كردم تا نمازش را تمام كرد. عرض كردم : يا رسول الله ! امر فرمودى به چهار چيز كه من قدرت ندارم در اين وقت آنها را به جا آورم ، آن حضرت تبسم كرد و فرمود: دخترم ! هرگاه بخوانى ((قل هوالله احد)) (سوره توحيد) را سه مرتبه پس گويا ختم قرآن كرده اى .(423)
هرگاه صلوات بفرستى بر من و پيغمبران قبل از من ، ماشفيعان تو خواهميم بود در روز قيامت .
و هرگاه استغفار كنى از براى مؤ منين ، پس تمامى ايشان از تو خشنود خواهند شد.
و هرگاه بگويى : سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اكبر پس ‍ حج و عمره كرده اى (424)
سفارش امام زمان (عج ) به ذكر تسبيح حضرت زهراء (عليها السلام )
حضرت آية العظمى سيد شهاب الدين مرعشى نجفى (اعلى الله مقامه ) نقل كرده اند كه :
وقتى در سامراء اقامت داشتم ، شبى براى زيارت حضرت سيد محمد (عليه السلام ) از سامراء بيرون رفته و راه را گم نمودم . بخاطر تشنگى فوق العاده و گرسنگى و وزيدن باد، بيهوش شده روى خاكهاى گرم افتادم . ولى دفعتا چشم باز كردم و سر خود را بر زانوى شخصى ديدم . آن شخص كوزه آبى به لب من رسانيد كه تا كنون نظير آن آب را در گوارايى و شيرينى نياشاميده بودم . پس از خوردن آب ، سفره نان را باز نمودم . پس از صرف غذا، آن مرد عرب به من فرمود: نهرى جارى در اينجا وجود دارد خود را در آن شستشو بده . من گفتم : در اينجا نهرى نيست وگرنه من اين قدر تشنه نمى شدم . آن مرد عرب فرمود: اين آب است كه در اينجا جارى است . به مجرد صادر شدن اين كلمه از آن مرد عرب ديدم در آنجا نهر با صفايى است . تعجب كردم كه نهر آب در كنار من بوده و من از تشنگى و عطش ‍ نزديك به هلاك شدن بودم ! پس آن مرد عرب از من پرسيد: قصد كجا دارى ؟ گفتم حرم مطهر سيد محمد. آن شخص عرب فرمود: اين هم حرم سيد محمد است . ديدم نزديك بقعه سيد محمد هستم و حال آنكه محلى كه در آنجا راه را گم كرده بودم قادسيه بود و مسافت زيادى از آنجا تا حرم سيد محمد وجود داشت . در فاصله مصاحبت با آن مرد عرب مطالبى چند را برايم توضيح داد از سفارشهاى او، تاءكيد بر تلاوت قرآن مجيد، انكار تحريف قرآن ، نيكى به والدين ، رفتن به بقاع متبركه و امامزادگان ، احترام به ذريه علوى ، خواندن نماز شب ، ذكر تسبيح حضرت زهراء (عليها السلام ) و زيارت حضرت سيد الشهداء بود. در اين هنگام به فكرم خطور كرد كه نكند اين شخص محترم همان امام زمان (عج ) باشد. با بروز اين فكر در ذهنم ناگهان آن شخص عرب از نظرم ناپديد گرديد.(425)
دعاى حضرت زهراء (عليها السلام ) در آخرين روزهاى حيات
امام باقر (عليه السلام ) فرمود: فاطمه دخترم رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) پس از گذشت شصت روز از رحلت پيامبر، بيمار و بسترى شد و بيماريش شديد گرديد و دعاى او در شكوه از ظالمان اين بود:
يا حى و يا قيوم برحمتك استغيث فاغثنى ، الهم زحزحنى عن النار و ادخلنى الجنة و الحقنى بابى محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ).
اى خداى زنده و توانا! پناه مى آورم به رحمت تو، پس به من پناه بده و مرا از آتش دوزخ دور گردان و به بهشت وارد كن و مرا به پدرم محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) ملحق فرما)).
على (عليه السلام ) به او مى فرمود: ((خدا به تو عافيت مى دهد و تو را زنده نگهدارد)).
فاطمه (عليها السلام ) مى فرمود: ((اى ابوالحسن ! بسيار نزديك است كه با خدايم ملاقات كنم )).(426)
فضيلت تسبيح حضرت زهراء (عليها السلام )
رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمودند: تعقيباتى هست كه هر كس آنها را بعد از تمامى نمازهاى واجب بگويد ناكام و نااميد نشود، و آن عبارت است از: 33 مرتبه ((سبحان الله ))، 33 مرتبه ((الحمدلله ))، 34 مرتبه ((الله اكبر)).
امام صادق (عليه السلام ) مى فرمايند: هر كس تسبيحات حضرت فاطمه (عليها السلام ) را در نماز واجب و قبل از اينكه از حالت جلوس تشهد و سلام خارج شود، به جا آورد خدا بهشت را بر او واجب كند.
باز مى فرمايند: هر كس شب را با تسبيح حضرت فاطمه (عليها السلام ) سپرى كند. (هنگام خواب تسبيح بگويد) از مردان و زنانى باشد كه خدا را زياد ياد مى كنند.
امام باقر (عليه السلام ) مى فرمايد: خداوند به چيزى برتر از تسبيح حضرت فاطمه (عليها السلام ) حمد و ستايش نشده و اگر چيزى برتر از آن بود هر آينه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) آن را به حضرت فاطمه (عليها السلام ) مى بخشيد.(427)
حرز حضرت فاطمه (عليها السلام )
بسم الله الرحمن الرحيم : يا حى يا قيوم برحمتك اسغيث فاغثنى و لا تكلنى الى نفسى طرفة عين ابدا و اصلح شاءنى كله
به نام خداوند بخشنده و مهربان . اى زنده ، اى برپادارنده ، به رحمت تو فرياد خواهى مى كنم ، به فريادم برس و مرا هيچ گاه و براى هميشه حتى يك چشم بر هم زدن ، به خودم وا مگذار و تمام كارهايم را اصلاح فرما!)).
نماز استغاثه به حضرت زهراء (عليها السلام )
در روايات آمده است :
هر گاه تو را حاجتى باشد و سينه ات از آن تنگ شده است ، پس دو ركعت نماز بخوان و چون سلام نماز را گفتى ، سه مرتبه تكبير بگو و تسبيح حضرت فاطمه (عليها السلام ) را بخوان ، پس به سجده برو و صد مرتبه بگو: ((يا مولاتى يا فاطمة اغيثينى )) و بعد جانب راست صورت را بر زمين بگذار و همين دعا را صد مرتبه بگو و بعد جانب چپ صورت را بر زمين بگذار و همين ذكر را صد مرتبه بگو، و باز دوباره به سجده برو و صد و ده مرتبه اين ذكر را بگو، و حاجت خود را ياد كن . بدرستى كه خداوند بر مى آورد آن را انشاء الله تعالى .(428)
آداب سفره از زبان فاطمه (عليها السلام )
حضرت زهراء (عليها السلام ) درباره آداب غذا خوردن و بهداشت عمومى فرمود:
در سر سفره غذا 12 كار نيك وجود دارد كه سزاوار است ، هر مسلمانى آنها را بشناسد كه چهار مورد واجب و 4 مورد مستحب و 4 مورد نشانه اءدب و بزرگوارى است .
اما چهار عمل واجب :
1 - شناخت و معرفت پروردگار. (بدانيم كه نعمت ها از اوست )
2 - راضى به نعمتهاى خدا بودن .
3 - گفتن ((بسم الله الرحمن الرحيم )) در آغاز غذا.
4 - سپاسگذارى خدا در پايان . (گفتن ((الحمدلله رب العالمين ))).
و چهار عمل مستحب عبارتند از:
1 - وضو گرفتن قبل از غذا.
2 - نشستن به جانب چپ .
3 - در حال نشسته غذا خوردن .
4 - غذا خوردن با سه انگشت .
و آن چهار عمل كه نشانه ادب و بزرگوارى است :
1 - از غذاى پيش روى برداشتن .
2 - لقمه ها را كوچك برداشتن .
3 - غذا را به خوبى جويدن .
4 - كمتر در صورت ديگران نگاه كردن .(429)
نماز شب فاطمه (عليها السلام )
فاطمه (عليها السلام ) از جهت عبادت ، عابدترين و پارساترين زنان عالم بود و با تمام مشاغل و گرفتاريهايى كه در داخل و خارج خانه به عهده داشت علاوه بر فرائض ، نوافل و مستحبات را نيز انجام مى داد.
شيخ صدوق (رحمة الله عليه ) در كتاب ((علل الشرايع )) از امام حسن (عليه السلام ) فرزند بزرگوار آن حضرت روايت كرد كه فرمود:
راءيت امى فاطمة (عليه السلام ) قامت فى محرابها ليلة جمعتها فلم تزل راكعة ساجدة حتى اتضح عمود الصبح و سمعتها تدعو للمؤ منين و المؤ منات و تسميهم و تكثر الدعاء لهم و لا تدعو لنفسها بشى ء فقلت لها يا اماه لم لا تدعون لنفسك كما تدعون لغيرك فقالت يا بنى الجار ثم الدار
مادرم فاطمه را ديم كه در شب جمعه در محراب عبادت ايستاده و تا هنگامى كه سپيده طالع شد پيوسته در حال ركوع و سجده بود و شنيدم پيوسته براى مردان و زنان با ايمان دعا مى كرد و آنها را در دعا نام مى برد و بسيار براى آنها دعا مى كرد. و براى خودش دعا نمى كرد، من گفتم : مادرجان ! چرا همانطور كه براى ديگران دعا مى كنى براى خودت دعا نمى كرد، من گفتم : مادرجان ! چرا همانطور كه براى ديگران دعا مى كنى براى خودت دعا نمى كنى ؟ فرمود: پسرم ! اول همسايه ، سپس خانه !))
در روايات اهل سنت حسن بصرى ، يكى از بزرگان ايشان مى گويد: در ميان امت عبادت كسى از فاطمه (عليها السلام ) بيشتر نبود، زيرا آنقدر روى پاهاى خود در مقام عبادت ايستاد كه قدمهايش ورم كرد.(430)
عبادت فاطمه (عليها السلام ) در كلام پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم )
در حديث نبودى آمده است كه :
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) درباره عبادت حضرت فاطمه (عليها السلام ) فرمود:
فاطمه هرگاه در محراب عبادت به پيشگاه پروردگار خود مى ايستد نور او براى فرشتگان آسمان تابش مى كند، همانند ستارگان كه براى اهل زمينى مى درخشد، و خداى عزوجل در آن وقت به فرشتگان خود مى فرمايد: ((كنيزم فاطمه ، بانوى همه زنان جهان را بنگريد چگونه در پيشگاه من به عبادت ايستاده و بند بند بدنش از خوف من مى لرزد!(431)
در حديث ديگرى به سلمان مى فرمايد:
اى سلمان ! خداى تعالى چنان دل و جان و تمام اعضاء و جوارح دخترم فاطمه را به ايمان پر كرده كه يك سره براى عبادت و فرمانبردارى حق تعالى خود را از همه چيز فارغ ساخته است .(432)
آرى فاطمه به هنگام عبادت چنان غرق در عظمت حق مى گشت و از خود جدا مى شد كه از فكر عزيزان خود: با تمام علاقه اى كه به آنها داشت بيرون مى رفت و خداى تعالى فرشتگان را ماءمور مى كرد تا گهواره كودك او را حركت دهند.
عبادت فاطمه (عليها السلام ) قبل و بعد از تولد
امام صادق (عليه السلام ) از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) روايت مى كند كه آن حضرت فرمودند: خداوند فاطمه را خلق كرد قبل از آنكه آسمان و زمين را خلق كند و او حوريه اى است انسانى كه از نور خدا آفريده شده است قبل از آنكه خدا آدم را خلق كند، آنگاه خداوند فاطمه را در حقه اى زير ساق عرش قرار داد. از رسول خدا سؤ ال شد: ((يا رسول الله ))فما كان طعامها؟))پس در آن زمان غذاى فاطمه (عليها السلام ) چه بود؟
آن حضرت فرمودند: ((التسبيح و التقديس و التهليل و التحميد)). غذاى فاطمه تسبيح و تقديس و تهليل و تمجيد پروردگار بود.
و به هنگام تولد به سجده افتاد و خداوند را شكر كرد و چنين گفت : شهدت مى دهم كه پروردگار و آفريننده من ، كسى نيست مگر خداى بزرگ و بى همتا و گواهى مى دهم به اينكه پدرم سيد و سرور برگزيدگان خدا و رسول خداست و از همين آغاز اقرار مى كنم به اينكه همسرم آقاى پيشوايان و جانشين رسول خداست و فرزندانم (حسن و حسين (عليه السلام ) ) بزرگ اسباط رسول خدايند.(433)
نيز روايت شده كه :
كانت فاطمة تنهج فى الصلاة من خيفة الله تعالى
فاطمه چنان بود كه در نماز از خوف خداى تبارك و تعالى غش ‍ مى كرد.(434)
نقش انگشترهاى حضرت فاطمه (عليها السلام )
حضرت فاطمه (عليها السلام ) داراى چند انگشتر بود كه حلقه اش از نقره و انگشترش از عقيق بود. روى يكى از آنها اين جمله بود:
((الله ولى عصمتى ، خداوند نگهدار و ولى عصمت و پاكى من است )).
و در ديگرى نوشته شده بود:
((نعم القادر))
و روى يكى ديگر از آنها:
((آمن المتوكلون )) بود.(435)
نقش اين كلمات در انگشترى تاءثير عجيبى در دفع دشمنان و نگهدارى اموال و اولاد و بدن از شر انس و جن و شياطين و تمام ناراحتى ها و آفات و بديها دارد.
همچنين گفته شده است كه نقش انگشتر آن حضرت ، نقش انگشتر سليمان بن داود، يعنى سبحان من الجم الجن بكلماته ؛ پاك و منزه است خدايى كه مهار كرد جن را به كلمات خود.)) بوده است .(436)
دعاى حضرت فاطمه (عليها السلام ) براى رفع گرفتارى
امام زين العابدين (عليه السلام ) مى فرمايد: در روز عاشوراء، پدرم مرا در حالى كه خون از بدن مباركش مى جوشيد به سينه اش چسباند و فرمود:
پسرم ! دعايى است براى رفع گرفتارى و نياز شديد و مشكلى كه پيش ‍ مى آيد. اين دعا را مادرم فاطمه زهراء (عليها السلام ) به من آموخته است و او خود از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرا گرفته بود و پيامبر را جبرئيل آموزش داده بود. از من فراگير! آنگاه فرمود: بخوان .
بحق يس و القرآن الحكيم ، و بحق طه و القرآن العظيم ، يا من يقدر على حوائج السائلين ، يا من يعلم ما فى الضمير، يا منفس عن المكروبين ، يا مفرج عن المغمومين ، يا راحم الشيخ الكبير، يا رازق الطفل الصغير، يا من لايحتاج الى التفسير، صل على محمد و آل محمد و افعل بى كذا و كذا؛
خداوند! به حق ((ياسين ))و قرآن حكيم و به حق ((طه )) و قرآن حكيم ، اى كسى كه توانايى بر آوردن نيازهاى درخواست كنندگان و محتاجان را دارى ، اى كسى كه به آنچه در ضمير و باطن است آگاهى دارى ؟ اى برطرف كننده اندوه دل شكسته گان ، اى گشاينده غم افسردگان ! اى مهربان نسبت به پيرمرد كهنسال ، و اى روزى دهنده كودك خردسال ! اى كسى كه نيازمند به تفسير و برهان نيست ، بر محمد و خاندان محمد درود فرست و براى من اين كار را انجام بده )).(437)
توسل ائمه (عليه السلام ) به حضرت فاطمه (عليها السلام )
امام باقر (عليه السلام ) هرگاه تب مى كردند آب خنگى طلب مى كرد و وقتى كه آب به دستش مى رسيد جرعه اى از آن را مى نوشيد، لحظه اى از نوشيدن باز مى ماند و سپس با صداى بلند به حدى كه در بيرون خانه نيز شنيده مى شد از ته دل مادرش زهراء را صدا مى كرد و مى فرمود: ((يا فاطمة بنت محمد؛ فاطمه اى دختر رسول خدا)) و بدين گونه خود را از سوز تب تسلى مى داد و برخود مرحمى مى نهاد و جان و روح خود را با ياد محبوب و توسل به او آرام و عطر آگين مى نمود.
در همين زمينه مرحوم شيخ عباس قمى مى فرمايد: شايد تذكر به نام حضرت زهراء (عليها السلام ) در هنگام تب شديد بيانگر اين بود كه همچنانكه بدنم به آتش تب مى سوزد و آن را با آب سرد خاموش مس سازم قلبم هم به آتش مصيبت مادرم گزاران است ، لذا با ذكر فاطمه (عليها السلام ) دل را آرام مس ساختند.(438)
دعاهاى حضرت زهراء در روزهاى هفته
از دعاهاى وارده منسوب به حضرت فاطمه كه بسيار تاءكيد شده است :
1 - دعاى روز شنبه
اللهم افتح لنا خزائن رحمتك و هب لنا اللهم رحمة لا تعذبنا بعدها فى الدنيا و الاخرة و ارزقنا من فضلك الواسع رزقا حلالا طيبا و لا تحوجنا و لا تفقرنا الى احد سواك و زدنا لك شكرا و اليك فقرا و فاقة و بك عمن سواك غنا و تعففا اللهم وسع علينا فى الدنيا اللهم انا نعوذ بك اءن تزوى و جهك عنا فى حال و نحن نرغب اليك فيه اللهم صل على محمد آل محمد و اءعطنا ما تحب واجعله لنا قوة فيما تحب يا اءرحم الراحمين .
خدايا! گنجينه هاى رحمت را بروى ما بگشا و خدايا! به ما رحمتى ببخش ‍ كه بعد از آن در دنيا و آخرت عذابمان نفرمايى ، و از فضل وسيع خود رزقى حلال و پاك نصيب ما گردان ، و ما را به غير خود محتاج و نيازمند مفرما، و شكر از تو حاجت و نيازمند به تو و بى نيازى از غير خود را براى ما زياد كن ، خدايا؟ در دنيا بر ما وسعت عطا فرما، خداى ؟ ما به تو پناه مى بريم از اينكه روزى خويش را از ما پنهان دارى در حالى كه ما بسوى تو مشتاقيم ، خدايا ! بر محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) و آل محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) درود فرست و آنچه دوست دارى به ما عطا كن و در آنچه علاقه توست به ما نيرو ده ، اى مهربان ترين مهربانان .
2 - دعاى روز يكشنبه
اللهم اجعل اول يومى هذا فلاحا و آخره نجاحا و اءوسطه صلاحا اللهم صل على محمد و آل محمد و اجعلنا ممن اءناب اليك فقبلته و توكل عليك فكفيته و تضرع اليك فرحمته
خدايا! ابتداى اين روز را راستگارى و انتهاى آن را پيروزى و وسط آن را صلاح قرار ده ، خدايا! بر محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) و آل محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) درود فرست و ما را از آنكه بسوى تو بازگشتند و تو قبولشان فرمودى و آنانكه بر تو توكل نمودند و كفايتشان نمودى و آنانكه بسويت زارى نمودند و تو رحمتشان نمودى قرار ده .
3 - دعاى روز دوشنبه
اللهم انى اسئلك قوة فى عبادتك و تبصرا فى كتابك و فهما فى حكمت اللهم صل على محمد و آل محمد و لاتجعل القرآن بنا ماحلا و الصراط زائلا و محمدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) عنا موليا
خدايا! از تو در انجام عبادتت توانايى ، و انديشه در كتاب تو و فهم در حكمتت در خواست بمى كنيم ، خدايا! بر محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) و آل محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) درود فرست و قرآن را دشمن ما و صراط را بى ثبات و محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) را از ما روى گردان قرار مده .
4 - دعاى روز سه شنبه
اللهم اجعل غفلة الناس ذكرا و اجعل صالح ما نقول باءلسنتنا نية فى قلوبنا اللهم ان مغفرتك اءوسع من ذنوبنا و رحمتك اءرجى عندنا من اءعمالنا اللهم صل على محمد و آل محمد و وفقنا لصالح الاعمال و الصواب من الفعال .
خدايا! غفلت مردم را براى ما ياد آورى و يا آنان را براى ما شكر، و آنچه از سخنهاى شايسته و به زبانهايمان مى گوييم و به عنوان نيتى (پاك ) در دلهاى ما قرار ده ، خداى ! همانا كه آمرزشت وسيع تر از گناهان ما، و رحمتت در نزد ما اميدوار كننده تر از كردار ما است ، خدايا! بر محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) درود فرست و در اعمال صالح و انجام كارهاى درست ما را موفق گردان .
5 - دعاى روز چهارشنبه
اللهم احرسنا بعينك التى لا تنام و ركنك الذى لايرام و ياءسمائك العظام و صل على محمد و آل محمد و احفظ علينا ما لو حفظه غيرك ضاع و استر علينا ما لو ستره غيرك شاع و اجعل كل ذلك مطواعا انك سميع الدعاء قريب مجيب .
خدايا! به چشمان تو كه هرگز نخوابد، و ركن و بر محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) و آل محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) درود فرست و از ما حفاظت كن كه اگر غير تو از ما حفاظت كند ضايعمان كند، و عيبهاى ما را بپوشان كه اگر غير تو بپوشاند آشكارش نمايد، و همه آن را براى ما فرمانبردارى قرار ده ، همانا تو شنونده دعا و نزديك و اجابت كننده اى .
6 - دعاى روز پنج شنبه
اللهم انى اسئلك الهدى و التقى و العفاف و الغنى و العمل بما تحب و ترضى اللهم انى اءسئلك من قوتك لضعفنا و من غناك لفقرنا و فاقتنا و من حلمك و علمك لجهلنا اللهم صل على محمد و آل محمد و اءعنا على شكرت و ذكرك و طاعتك و عبادتك برحمتك يا اءرحم الراحمين .
خدايا! من از تو هدايت ، تقوا، پاكدامنى ، بى نيازى از خلق ، و عمل به آنچه موجب خشنودى تو شود در خواست مى كنم ، خدايا! من از تو براستى سستى ما نيروى تو، نيازمندى ما بى نياز تو و نادانى ما بردبارى و دانائيت را درخواست مى كنم ، خدايا! بر محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) و آل محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) درود فرست ، و به رحمت خويش ما را در شكر و ذكر و فرمانبردارى و عبادتت يارى فرما، اى مهربان ترين مهربانان .
7 - دعاى روز جمعه
اللهم اجعلنا من اءقرب من تقرب اليك و اءوجه من توجه اليك و اءنجح من ساءلك و تضرع اليك اللهم اجعلنا ممن كانه يراك الى يوم القيامة الذى فيه يلقاك و لا تمتنا الا على رضاك اللهم و اجعلنا ممن اءخلص لك بعمله و اءحبك فى جميع خلقك اللهم صل على محمد و آل محمد و اغفر لنا مغفرة جزما حتما لا نقترف بعدها ذنبا و لا نكتسب خطيئة و لا اثما اللهم صل على محمد و آل محمد صلاة نامية دائمة زاكية متتابعة متواصلة مترادفة برحمتك يا اءرحم الراحمين (439)
خدايا ما را از نزديكترين كسانى كه به تو نزديك شوند، و آبرومندترين كسانى كه رو به سوى تو نمودند، و كامياب ترين كسانى كه از تو درخواست و به سوى تو زارى كردند قرار ده ، خدايا! ما را تا روز قيامت كه تو را ملاقات كنند از آنان قرار ده كه گويا تو را مى بينند و ما را نميران جز به خشنوديت ، خدايا! ما را از آنان كه كردار خويش را براى تو خالص كرده و تو را در همه آفريدگانت دوست دارد قرار ده ، خدايا! بر محمد و آل محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) درود فرست و ما را بيامرز، آمرزيدنى حتمى كه پس از آن در گناه نيفتيم و خطاء و گناهى كسب ننماييم ، خدايا! به رحمت خويش بر محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) و آل محمد درود فرست درودى هميشگى و پاك پى در پى و متصل ، اى مهربان ترين مهربانان .
فصل يازدهم : سوگنامه فاطمه (عليها السلام )
شكايت امام زمان (عج )
حضرت مهدى (عج ) فرمودند:
اگر نبود كه دوستدار شايستگى و مهر بر شما بوده و اگر نسبت به شما محبت و علاقه نداشتيم ، از گفتگوى با شما روى گردانده و كارى به كار شما نداشته و به آزمايش خود كه درگيرى با يك ستمگر سركش و گمراه است كه عده اى را نيز در گمراهى به دنبال مى كشد مى پرداختيم ، هم او كه با پروردگار خود به نزاع و ضديت برخاسته و مدعى چيزى شده كه مربوط به او نبوده و حق كسى را كه خداوند اطاعت او را واجب نموده منكر شده است ، همان ستمگر غاصب . من از دختر رسول خدا سرمشق نيكويى دارم : انسان نادان به پستى كار خودش گرفتار خواهد شد و به زودى شخصى كافر خواهد دانست كه فرجام كار از آن كيست .(440)
يا على (عليه السلام ) در هيچ امرى مخالف تو را نكردم
در يكى از روزهاى آخر حيات فاطمه (عليها السلام ) كه در بستر بيمارى بود به على (عليه السلام ) گفت : على جان ! هنگام فراق نزديك شده است ، سخنانى دارم كه مى خواهم با تو بگريم .
على (عليه السلام ) فرمود: آنچه دلت مى خواهد بگو، پس بر بالين فاطمه (عليها السلام ) نشست و دستور داد كسى داخل اطاق نباشد. آنگاه دختر پيامبر اين چنين گفت :
((اى پسرم عم ! از شروع زندگى ام با تو در هيچ امرى مخالفت تو را نكردم و هرگز از من دروغ و خيانت سر نزد.
على (عليه السلام ) در حالى كه او را تصديق مى كرد، گفت :
تو باتقواتر و متواضع تر از آن هستى كه من تو را بر چنين امرى سرزنش كنم ، آه چقدر جدايى و دورى از تو بر من دشوار خواهد بود! مصيبت پيامبر برايم زنده مى شود، از دست دادن تو براى من بسيار سخت و ناگوار است . از اين ماتم به خداى خود پناه مى برم و دل به او مى سپارم . مصيبت فراق تو آن قدر تلخ و سنگين است كه تحمل آن براى على مشكل و طاقت فرساست ، مصيبتى كه هيچ چيز نمى تواند آن را جبران كند، اين دردى است كه درمانى براى او نمى بينم .
سپس على (عليه السلام ) سر فاطمه (عليها السلام ) را به سينه چسباند و با هم گريستند. گريه فاطمه (عليها السلام ) براى تنهايى على (عليه السلام ) و گريه على (عليه السلام ) در فراق زهراء (عليها السلام ).(441)
اشك مظلوم ، موجب رحمت است .
روزى حضرت فاطمه (عليها السلام ) رو به حضرت على (عليه السلام ) نمود و گفت : اى اباالحسن ! من از پدرم شنيدم كه مى فرمود: اشك ، خشم خداوند را خاموش مى كند و قبر باغى از باغهاى بهشت نخواهد بود مگر هنگامى كه بنده از ترس خدا گريه كند و خداوند عزيز و جبار مى داند كه من با اين اشكها از خوف خدا مى گريم .
حضرت على (عليه السلام ) گريست ، فاطمه (عليها السلام ) از اشكهاى آن حضرت گرفته و بر چهره خود كشيده و گفت : اى اباالحسن ! اگرغمگينى در بين امت گريه كند خداوند آن امت را مورد بخشايش خود قرار مى دهد. پسر عمو! تو غمگين و محزونى و من اشك چشم تو را به صورت مىكشم تا مشمول رحمت خدا شوم .(442) بيت االاحزان فاطمه (عليها السلام )
بعد از وفات رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) و پيش آمدن مشكلات و مصيبتها بر اهل بيت پيامبر فاطمه زهراء (عليها السلام ) همواره شال عزابر سربسته بود. از نظر جسمى روز به روز به تحليل مى رفت و از فراق پدر گريان و قلبش سوزان بود. ساعتى بيهوش مى شد و ساعتى به هوش مى آمد گريه هاى آن حضرت بر پدرش قطع نمى شد.
منزل زهراء (عليها السلام ) از دو طرف در داشت يكى داخل مسجد باز مى شد و ديگرى در كوچه مجاور باب جبرئيل ، مردى كه در مواقع نماز به مسجد مى آمدند از جلوى درب خانه فاطمه (عليها السلام ) عبور مى كردند و صداى ناله آن حضرت را مى شنيدند و با خود مى گفتند: مگر چه شده كه يگانه دختر پيامبر اين قدر نالان است ؟ مگر چه ظلمى بر او روا داشتند؟! اين موضوع بر سران حكومت گران آمد. لذا افرادى خدمت اميرالمؤ منين على (عليه السلام ) رسيدند و از آن حضرت خواستند تا گريه و عزادارى فاطمه (عليها السلام ) را كنترل نمايد يا شب گريه كند و يا روز، تا ما آرامش ‍ داشته باشيم .
حضرت امير پس از سخنان آنان ، نزد فاطمه (عليها السلام ) آمد و فرمود: فاطمه جان ! گروهى آمده اند و مى گويد: به فاطمه بگو يا شب گريه كند يا روز!
فاطمه (عليها السلام ) جواب داد: اى اباالحسن ! چقدر اندك است ماندن من در ميان مردم و چقدر نزديك است زمان ، پنهان شدن من از جمعشان ... سوگند به خدا هرگز سكوت نمى كنم ، نه در شب و نه در روز، تا اينكه به پدرم رسول الله ملحق گردم . على (عليه السلام ) فرمود: هر طور دوست مى دارى عمل كن ، لذا آن حضرت جايگاهى را در بقيع بنام ((بيت الاحزان )) براى فاطمه درست كرد و حضرت فاطمه هر روز دست حسن و حسين (عليه السلام ) را مى گرفت و به آنجا مى رفت و به عزادارى مشغول مى شد و غروب آنها را به منزل باز مى گرداند.(443)
تقاضاى عيادت از فاطمه (عليها السلام )
شيخ طوسى روايت كرده است :
هنگامى كه بيمارى فاطمه (عليها السلام ) شدت يافت ، عباس (عمومى پيامبر) به عنوان عيادت ، به خانه فاطمه آمد. به او گفته شد كه حال فاطمه بسيار ناگوار است و هيچكس را به خانه اى كه در آن بسترى است راه نمى دهند. عباس به خانه خود مراجعت كرد و براى اميرمؤ منان (عليه السلام ) پيام فرستاد، و به قاصد خود گفت : از قول من به على بگويد: ((اى بردار زاده ، عمويت سلام مى رساند و مى گويد سوگند به خدا از بيمارى و دردمندى حبيبه رسول خدا و نور چشم پيامبر و من ، يعنى فاطمه (عليها السلام ) آن چنان اندوهگين و غم زده شده ام كه وجودم در هم شكسته شده است ، گمان مى برم از نخستين كسى از ما باشد كه به رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) ملحق مى شود و آن حضرت او را براى بهترين مقامات بهشت برگزيده و به پيشگاه خداى بزرگ مى برد.
اگر مى دانى كه فاطمه (عليها السلام ) به رحمت خدا خواهد رفت ، اجازه بده فردا جماعتى از مهاجران و انصار را جمع كنم ، تا در تشييع جنازه و نماز او شركت كنند و به پاداش ثواب آن نائل شوند كه اين كار براى عظمت اسلام ، كار نيكى است )).
حضرت على (عليه السلام ) به قاصد عباس كه به گفته راوى ، ((عمارياسر))بود، فرمود: ((سلام مرا به عمويم عباس برسان ، و بگو: خداوند محبت شما را از ما كم نكند، پيشنهاد شما را دريافتم ، و راءى شما نيكو است ولى مى دانى كه آنها همواره به فاطمه (عليها السلام ) ظلم كردند و او را از حقش باز داشتند و از ميراث پدرش محروم نمودند و سفارش ‍ پيامبر در حق او را رعايت نكردند و رعايت حق الهى را ننمودند و خداوند براى داورى كافى است و از ستمگران انتقام خواهد گرفت . من اى عمو از تو مى خواهم كه مرا ببخشى و مرا در ترك پيشنهاد تو معذور بدارى ، زيرا فاطمه (عليها السلام ) وصيت كرده كه امر او را پنهان سازم .(444)
وداع فرزندان با مادر
وقتى حضرت فاطمه (عليها السلام ) از دنيا رحلت فرمود اسماء خود را روى آن حضرت انداخت و او را مى بوسيد و مى گفت : يا فاطمه وقتى كه بر پدرت رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) وارد شدى سلام اسماء بنت عميس را به او برسان . در اين هنگام حسن و حسين (عليهما السلام ) وارد شدند و ديدند كه مادرشان رو به قبله دراز كشيده فرمودند: اى اسماء! مادرمان هيچ وقت در اين ساعت نمى خوابيد؟ اسماء عرض كرد: اى فرزندان رسول خدا! مادر شما نخوابيده بلكه به جوار حق شتافته است .
با شنيدن اين سخن حضرت امام حسن (عليها السلام ) خود را بر روى مادر افكنده در حالى كه پاهايش را مى بوسيد مى فرمود: مادرجان ! قبل از آنكه جان از بدنم بيرون رود با من سخن بگو.
و همين گونه حضرت امام حسين (عليه السلام ) پاى مادر را مى بوسيد و مى فرمود: مادرجان ! من حسينم ، مادر جان پيش از آنكه قلبم از حركت باز ايستد و بميرم با من حرف بزن .
صاحب كتاب ((ناسخ التواريخ )) مى نويسد:
به هنگام رحلت حضرت زهراء (عليها السلام ) زينب (عليها السلام ) در حالى كه چادرش بر زمين كشيده مى شد، جلو آمده فرياد زد: اى پدر، اى رسول خدا! هم اكنون محروميت ديدار تو برايمان معلوم گرديد و شناخته شد.
علامه مجلسى نقل مى كند: كه ام كلثوم بيرون آمد در حالى كه چادرى بر سرافكنده بود كه قسمت پايين آن بر زمين كشيده مى شد و پيراهنى بر تن كرده كه اندامش را پوشيده بود صداى مى زد: اى بابا، اى رسول خدا! هم اكنون به راستى تو را از دست داديم ، به طورى كه ديدار ديگرى نخواهد بود.

next page

fehrest page

back page