عثمان از ارث فاطمه (عليها السلام ) دفاع كرد
زنان پيغمبر مقررى ساليانه از بيت المال دريافت مى داشتند. عايشه و حفصه سالى دو هزار دينار و بقيه زوجات
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) سالانه ده هزار دينار به عنوانه مقدرى مى گرفتند.
در زمان حكومت عثمان ، حفصه و عايشه جهت مطالبه مقررى خود نزد عثمان آمدند. عايشه گفت : اى عثمان ! آنچه پدر و عمربن خطاب به من عطا مى كردند
تو نيز به من بده . عثمان گفت : ابوبكر و عمر به ميل خود به تو چيزى مى دادند، ولى من در كتاب و سنت چيزى نيافتم كه به تو عطايى بدهم ،
من چنين كارى نمى كنم . عايشه گفت : پس ميراث مرا كه از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) به من رسيده ، به من بده .
عثمان گفت : مگر فراموش كرده اى كه فاطمه (عليها السلام ) نزد پدرت آمد و مطالبه ميراث خود كه از پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم )
باقى مانده بود كرد، تو و ((مالك بن اوس )) گواهى داديد كه پيامبر چيزى را به ارث نمى گذارد، تو حق ارث فاطمه (عليها السلام ) را
باطل كردى و اينك آمده اى آن ارث را مطالبه مى كنى ؟ من هرگز چيزى به تو نمى دهم .
به گفته طبرسى : عثمان در اين موقع تكيه داده بود، وقتى سخنان عايشه را شنيد برخاست و نشست و گفت : فاطمه (عليها السلام ) اينك چه خوش
خواهد دانست كه امروز من پسر عمويى هستم پشتيبان او، آيا تو نبودى (عايشه ) كه همراه يك اعرابى كه با
بول خود وضو گرفت ، نزد پدرت شهادت داديد كه كسى از پيامبر ارث نمى برد و فاطمه را از ارث محروم كردى ؟(390)
ديدار ام سلمه با فاطمه (عليها السلام )
مرحوم ابن شهر آشوب در مناقب از ام سلمه نقل مى كند كه :
پس از وفات رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) به دين فاطمه (عليها السلام ) آمدم و
حال آن حضرت را پرسيدم ، فاطمه ، در جواب فرمود:
((صبح كردم در حالى كه ميان غم و اندوه بسيار هستم ، فقدان پيغمبر و ظلمى كه نسبت به وصى او انجام شده ، به خدا سوگند پرده حرمتش را
دريدند. مقام امامت و رهبريش را بر خلاف تنزيل كتاب خدا و تاءويلى كه پيغمبر از آن فرمود از دستش ربوده و از او گرفتند، و انگيزه اى نداشتند
جز كينه هايى كه از جنگ بدر از او داشتند. و انتقامهايى كه بدين وسيله از جنگ احد مى خواستند بگيرند، و آن كينه و انتقامها را در دلهاى نقاق جويانه
خويش پنهان كرده بودند...))(391)
سخنان فاطمه (عليها السلام ) در جمع زنان مدينه
گروهى از زنان مدينه در ايام بيمارى حضرت به ديدنش آمدند و از احوالش پرسيدند حضرت فرمود:
((به خدا سوگند روزى دارم كه از دنياى شما بيزار و از مردان شما خشمناكم ، پيش از آنكه چشم اميدى به يارى و كمك آنها داشته باشم آنان را از
پيش نظر خود به كنارى افكندم و پس از آنكه در معرض آزمايششان در آوردم آنان را دشمن خود دانستم و چه زشت است در ميدان مبارزه شمشير شكسته و
نيز سست و راءى و تدبير پراكنده و مضطرب !
به راستى به دست خود چه كردار زشتى را براى فرداى خويش فراهم كرده كه مرود خشم خداى تعالى قرار گرفته و در عذاب الهى مخلد هستند.
و اى بر اينان ! به چه منظورى و چه اين منصب الهى را از فراز پاياهاى محكم و ستونهاى غير
قابل تزلزل رسالت و نبوت و مهبط وحى امين ، و خبير و ماهر در امر دنيا و دين بر كندند؟
به راستى كه اين كارشان همانا خسران و زيانى است آشكار. آخر اينان از ابوالحسن چه عقده اى در
دل داشتند؟!...(392)
فاطمه (عليها السلام ) يكى از بكائين
ابن بابويه روايت كرده است كه ((بكائون )) (يعنى بسيار گريه كنندگان )
پنج نفر بودند. آدم ، يعقوب ، يوسف ، فاطمه بنت محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) و على بن الحسين (عليه السلام ).
اما حضرت آدم ، پس از در مفارقت بهشت آن قدر گريست كه به روى او اثر گريه مانند دو نهر مانده بود. اما يعقوب پس بر مفارقت يوسف آن قدر
گريست كه نابينا شد. اما يوسف ، او هم در فراق يعقوب آن قدر گريست تا آنكه اطرافيان او در زندان به او گفتند كه يا شب گريه كن يا روز،
تا ما در وقتى آرام بگيريم .
اما فاطمه (عليها السلام ) پس از وفات رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) آنقدر گريه مى كرد كه
اهل مدينه به نزد على (عليه السلام ) آمدند و از گريه فاطمه شكايت كردند، پس آن حضرت روزها به مقبره شهدايى احد مى رفت و در آنجا عزادارى
مى كرد و شب به خانه بر مى گشت .
اما على بن الحسن (عليه السلام )، كه بر مصيبت پدرش بيست سال يا به روايتى
چهل سال گريست و هر وقت طعامى نزد حضرت مى گذاشتند گريه مى كرد هر وقت نگاهش به آن مى افتاد گريه مى كرد تا اينكه به ايشان عرض
كردند يا بن رسول الله ! مى ترسيم كه خود را از گريه هلاك كنيد؟ فرمود: شكايت مى كنم مصيبت و اندوه خود را به سوى خدا و مى دانم از خدا
آنچه شما نمى دانيد. همانا به ياد نمى آوردم شهادت فرزندان فاطمه (عليها السلام ) را مگر آنكه گريه در گلوى من مى گيرد.(393)
فصل دهم : ادعيه و اذكار
عشق فراوان فاطمه به جمال زيباى پروردگار
روزى پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) از فاطمه (عليها السلام ) پرسيد:
فاطمه جان ! چه در خواست و حاجتى دارد؟ هم اكنون فرشته وحى در كنار من است و از طرف خداوند پيام آورده است تا هر چه بخواهى تحقق پذيرد.
فاطمه (عليها السلام ) پاسخ داد:
شغلنى عن مسئلته لذة خدمته ، لا حاجة لى غير النظر الى وجهه الكريم ؛
لذتى كه خدمت حضرت حق مى برم ، مرا از هر خواهشى باز داشته است . حاجتى جز اين ندارم كه پيوسته نظاره گر
جمال زيبا و والاى خداوند باشم .(394)
تسبيح حضرت فاطمه زهراء و فضايل آن (عليه السلام )
طبق روايات وارده :
مشهور آن است كه تسبيح حضرت زهراء در دو جا، يكى پس از نماز و ديگرى به هنگام خوابيدن مستحب است .
رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمودند:
تعقيباتى هست كه هر كس آنها را بعد از تمامى نمازهاى واجب بگويد ناكام و نااميد نشود، آن عبارت است از: 33 مرتبه ((سبحان الله )) ((33
مرتبه ((الحمدلله )) و ((34 مرتبه ((الله اكبر)).
صاحب ((وسائل اشيعه ))از حضرت صادق (عليه السلام ) نقل مى كند كه آن حضرت فرمود: تسبيح فاطمه (عليها السلام ) را بگو! و آن سى و
چهار مرتبه ((الله اكبر)) و سى و سه مرتبه ((سبحان الله ))و سى و سه مرتبه ((الحمدلله )) است . به خدا سوگند كه اگر چيزى
برتر از آن وجود داشت پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) آن را به دخترش آموزش مى داد.
در جاى ديگر از امام صادق (عليه السلام ) نقل كرده اند كه فرمود:
خداوند به هيچ تحميدى برتر از آن عبادت نشده است و اگر برتر از آن چيزى وجود داشت پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) آن را به
دخترش مى بخشيد(395) گفت آن پس از هر نمازى در هر روز نزد امام صادق (عليه السلام ) محبوبتر از هزار ركعت نماز در هر روز است و هر بنده
اى كه ملازم و متعهد نسبت به آن باشد، هيچ گاه شقى و بدبخت نخواهد شد، بنابر اين همان گون كه كودكان را به
اصل خواندن نماز امر كرده ، مى بايد به خواندن اين تعقيبات نيز امر نمود، زيرا هر چند اين ذكر در زبان صد تاست ولى در ميزان الهى هزار تا
به شمار مى آيد، شيطان را دور مى سازد و خشنودى پروردگار را جلب مى نمايد، سنگينى هايى را كه در گوشها وجود دارد بر طرف مى كند و آن
را هيچ بنده اى نمى گويد مگر اينكه قبل از اينكه پايش را از جاى نماز بر دارد و تكان بخورد، خداوند او را مى بخشد و بهشت را بر او واجب مى
گرداند.
مخصوصا پس از نماز صبح و هنگامى كه آن را باگفتن ((لااله الا الله ))
تكميل كند و سپس استغفار نمايد. باگفتن اين تسبيحات است كه بنده خدا در جمله كسانى محشور مى شود كه بسيار ذكر خدا مى گويند. ((الذاكرين
الله كثيرا)) و شايسته آن مى شد كه خداوند از او ياد كند همان گونه كه خداوند وعده كرده و فرموده است : فاذكرونى اذكركم ))(396)
روايت شده است كه : هر گاه حورالعين يكى از فرشتگان را ببيند كه براى كار به سوى زمين مى آورد، با تسبيحى كه از خاك قبر امام حسين (عليه
السلام ) درست شده است راه او را پيدا مى كنند.
از حضرت كاظم (عليه السلام ) نيز روايت شده است كه فرمود:
مؤ من از پنج خصلت خالى نيست : مسواك ، شانه ، سجاده ، تسبيح سى وچهار دانه و انگشتر عقيق .(397)
فضيلت تسبيح حضرت زهراء (عليها السلام ) در شب
در روايت آمده كه :
امام صادق (عليه السلام ) فرمود: ((وقتى كه به رختخواب مى رويد، يك فرشته بزرگار و يك شيطان ناپاك و سركش و شرورى با شتاب به
سويتان مى آيند، فرشته مى گويد: روز خويش را با عمل خير ختم كن و شب خود را با
عمل خوب آغاز نما، اما شيطان مى گويد: ((روز خود را با گناه ختم كن و شب خود را با گناه آغاز كن )).
امام (عليه السلام ) در ادامه افزود: ((اگر شخصى از فرشته بزرگوار اطاعت كند و روز خود را با ياد خدا به پايان برد و وقتى وارد جايى كه
مى خواهد بخوابد شد، شب خود را با ياد خدا آغاز نمايد و سى و چهار بار تكبير، و سى وسه مرتبه تسبيح ، و سى و سه بار حمد خدا را بگويد.
فرشته ، شيطان را از او دور مى كند، و شيطان دور مى شود، و تا هنگام بيدار شدن از خواب آن فرشته از او نگهدارى مى كند.
وقتى بيدار شد، شيطان با شتاب به پيش آمده و مشابه سخنى را كه پيش از خواب به وى گفته بود مى گويد، و فرشته نيز مانند همان سخنى
كه پيش از خوابيدن به وى گفته بود مى گويد، اگر بنده به همان صورتى كه نخست خدا را ياد كرد، خداوند
عزوجل را ياد كند، فرشته شيطان را از او دور مى كند و خداوند در برابر اين
عمل ، عبادت يك شب را براى او مى نويسد.
ور در جاى ديگر فرمود:
هر كس شب را با تسبيح حضرت فاطمه (عليها السلام ) سپرى كند از مردان و زنان باشد كه خدا را زياد ياد مى كند.
همچنين از امام هادى (عليه السلام ) در باره آنچه كه اهل بيت (عليه السلام ) هنگام خوابيدن انجام مى دهند، آمده است :
((ما اهل بيت در هنگام خوابيدن ده كار را پيوسته انجام مى دهم : طهارت ، سى وسه بار تسبيح خدا، و سى و سه بار حمد، و سى و چهار بار تكبير
گفتن و رو به سوى قبله خوابيدن و فاتحة الكتاب و آية الكرسى و... هر كس اين كارها را انجام دهد بهره آن شب را بر گرفته است .(398)
تسبيح حضرت فاطمه از بيان امام صادق (عليه السلام )
در مكارم الاخلاق نقل شده كه در دست حضرت فاطمه (عليها السلام ) تسبيحى از نخ پشمينى كه صد گره خورده بود وجود داشت كه تعداد تكبيرها در
آن باكره موجود بود كه در دست مى گردانيد و تكبير گفته و تسبيح مى كردند، تا اين كه حمزه سيد الشهداء عمومى پيامبر شهيد شد پس از
شهادت حمزه حضرت از تربت حمزه سيد الشهداء براى ساختن دانه هاى تسبيح استفاده كردند. وقتى كه موضوع شهادت حضرت امام حسين (عليه
السلام ) سالار شهيدان واقع شد مردم از خاك و تربت سرور جانبازان عالم براى ساختن دانه هاى تسبيح استفاده نمودند، زيرا فضيلتى عظيمى در
آن وجود دارد.
امام صادق (عليه السلام ) فرمودند: تسبيح از نخهاى آبى درست شده و سى و چهار دانه داشت و آن تسبيح مادر ما فاطمه زهراء (عليها السلام ) بود،
كه بعد از شهادت حمزه از خاك قبر او دانه هاى تسبيح را ساختند و با آن تسبيح مى گفتند. حضرت صادق (عليه السلام ) فرمودند:
هر كسى تسبيحات فاطمه زهراء (عليها السلام ) را بگويد قطعا خداى را فراوان ذكر نموده است .
تعليم دادن تسبيح به فاطمه (عليها السلام ) توسط پدر
على (عليه السلام ) در گفتگويى كه با يكى از مردان بنى اسعد داشت به او فرمود:
فاطمه (عليها السلام ) در خانه تلاش بسيار مى كرد، حمل آب ، آرد كردن جو پختن نان و كارهاى ديگر خانه ، او را آزرده و خسته كرده بود.
روزى شنيدم كه بردگانى (غلام و كنيز) براى رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) آورده اند، من به فاطمه (عليها السلام ) گفتم : خوب است
پيش پدرت بروى و از او درخواست خدمتكارى نمايى تا در امر خانه دارى به تو كمك كند.
فاطمه (عليها السلام ) به خدمت پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) رسيد ولى مشاهده كرد كه جمعى از اصحاب نزد آن حضرت نشسته اند و
گفتگو مى كنند.
از شرم برگشت و چيزى نگفت ، ولى رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) متوجه آمدن فاطمه شدن بود، فرداى آن روز
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) به خانه ما آمد و فرمود: فاطمه جان ! ديروز براى چه كارى آمده بودى ؟ حيا موجب سكوت فاطمه شد.
براى بار دوم پرسيد و باز هم شرم فاطمه مانع شد تا چيزى بگويد. من عرض كردم : اى
رسول خدا! فاطمه آنقدر در خانه من آسياب كرده كه دستش تاول زده و آنقدر آب كشيده كه اثر بند مشك در گردنش مشاهده مى شود، آنقدر خانه را
جاروب كرده كه جامه اش گرد آلود شده و آن قدر آتش روشن كرده كه رنگ لباسهايش تغيير كرده ، و ما شنيديم كه براى شما برده هايى آورده اند،
از اين رو من به او گفتم تا به نزد شما بيايد و از شما تقاضاى كنيز كند.
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) وقتى كه اين سخن را شنيد، فرمود:
دخترم ! مى خواهى چيزى به تو آموزش دهم كه از كنيز و خدمتكار بهتر باشد؟ بعد فرمود:
شب هنگام خواب 33 مرتبه خداى را با ((سبحان الله )) تسبيح كن و 33 مرتبه ((الحمدلله )) بگو، نيز 34 مرتبه ((الله اكبر))را بر
زبان بياور. دخترم ! اگر اين ذكر را هر شب تكرار كنى ، خداوند مشكلات دنيا و آخرت را بر تو آسان مى گزراند.
فاطمه (عليها السلام ) بعد از شنيدن اين سخنان ، سه مرتبه گفت : ((از خدا و
رسول خدا خشنودم )).(399)
نقل شده است بعد از خروج پيامبر اكرم از منزل فاطمه (عليها السلام ) آيه 30 سوره اسراء
نازل شد و حضرت كه همه وجودش رحمت و عطوفت بود. فضه را كه زنى پرهيز كار بود براى كمك به خانه فاطمه فرستاد.(400)
درمان با تسبيح فاطمه (عليها السلام )
مردى خدمت امام صادق (عليه السلام ) رسيد. حضرت با او سخن گفت ، آن مرد كلام حضرت را نشنيد و از سنگينى گوشش به حضرت شكوه نمود.
حضرت به او فرمود: ((چرا از تسبيح فاطمه (عليها السلام ) غافلى ؟))
آن مرد گفت : فدايت گردم تسبيح فاطمه چيست ؟ حضرت فرمود: سى وچهار مرتبه ((الله اكبر)) و سى وسه مرتبه ((الحمدلله )) و سى و
سه مرتبه ((سبحان الله )) مى گويى تا اين به عدد صد برسد و كامل گردد)).
آن مرد مى گويد: پس از مدت كوتاهى به اين تسبيحات مداومت كردم ، سنگينى گوشم بر طرف شد.
تلاوت قرآن فاطمه (عليها السلام )
امام محمد باقر (عليه السلام ) از سلمان (رحمة الله عليه ) روايت مى فرمايد كه :
روزى پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) براى امرى مرا به سوى خانه فاطمه (عليها السلام ) فرستاد. چون به در حجره فاطمه رسيدم ،
ديدم كه آن حضرت آيات قرآن تلاوت مى كند و با دست آسياب مى نمايد. پيغام
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) را گفتم و برگشتم خدمت پيامبر و جريان كار فاطمه را گزارش دادم ، پيغمبران (صلى الله عليه و آله و
سلم ) فرمود:
يا سلمان ان ابنتى فاطمة ملاء الله قلبها و جوار حها اليمانا الى مشاشها الطاعة الله
اى سلمان ! خداوند گوشت و پوست دخترم فاطمه را تا استخوان از ايمان پر فرموده و هيچگاه از فكر خدا دور نيست .(401)
ايمان و عبادت حضرت فاطمه (عليها السلام ) از نگاه پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم )
پيغمبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) درباره حضرت فاطمه (عليها السلام ) مى فرمود: ايمان به خدا در اعماق
دل و باطن روح زهراء (عليها السلام ) چنان نفوذ كرده كه براى عبادت خدا خودش را از همه چيز فارغ مى سازد.
فاطمه (عليها السلام ) دخترم بهترين زن عالم است . پاره تن من و نور چشم من و ميوه
دل من و روح و روان من است . حوريه اى است به صورت انسان . آنگاه كه در محراب عبادت مى ايستد نورش براى فرشتگان آسمان درخشندگى دارد و
خداوند به ملائكه خطاب مى كند: بنده مرا ببينيد! چطور در مقابل من به نماز ايستاده و اعضاى بدنش را خوف مى لرزد و غرق عبادت است ! اى ملائكه
گواه باشد كه پيروان فاطمه را از عذاب دوزخ در امان قرار دادم .(402)
دعاى خلاص شدن از زندان
سيد بن طاووس (رحمة الله عليه ) در ((مهج الدعوات ))فرموده ، روايت شده است كه :
شخصى در شام مدت زيادى محبوس بود، پس شبى حضرت زهراء (عليها السلام ) را در خواب ديد. حضرت دعايى به او تعليم فرمود و به او گفت
اين دعاء را بخوان !
چون شخصى محبوس اين دعاء را خواند از زندان خلاص شد و به خانه خود رفت . و آن دعا اين است :
اللهم بحق العرش و من علاو، و بحق الوحى و من اوحاه و بحق النبى و من نباه ، و بحق البيت و من بناه ، يا سامع
كل صوت ، يا جامع كل فوت ، يا بارى النفوس بعد الموت ، صل على محمد و
اهل بيته و اتنا و جميع الؤ منين و الؤ منات فى مشارق الارض و مغارها، فرجا من عندك عاجلا، بشهادة ان لا اله الا الله و ان محمدا عبدك و رسولك ، صلى
الله عليه و آله و على ذريته الطيبين الطاهرين و سلم تسليما كثيرا
خدا يا به حق عرش و آنكه بر بالاى اوست و به حق وحى و آنكه وحى به او مى رسد و به حق پيامبر و آنكه به او پيام مى دهد و به حق خانه كعبه و
آنكه خانه را بنا كرد. اى شنونده هر صدا، اى جمع كننده هر چه نابود شده ، و اى براگيزاننده جانها پس از مرگ ، درود فرست بر محمد و
اهل بيتش و به ما تمام مرد و زن اهل ايمان در مشرق و مغرب عالم فرج و گشايش عاجلا از جانب خود عطا فرما، به حق گواهى ما بر اينكه خدايى جز
تو نيست و محمد بنده و فرستاده توست كه درود خدا بر او بر آل او و ذريه او باد كه همه نيكان و پاكان عالمند و تحيت
كامل فراوان بر آنان باد.(403)
اضافه شدن يك ركعت به نماز مغرب
از امام صادق (عليه السلام ) سؤ ال شد چرا نماز مغرب سه ركعت است و نافله اش چهار ركعت كه در سفر و حضر تقصير در آن نيست ؟
آن حضرت فرمود: خداوند تبارك و تعالى همه نمازها را بر پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) به صورت دو ركعتى
نازل كرد.
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) (به امر پروردگار) به همه نمازها به جز مغرب و نماز صبح دو ركعت اضافه نمودند، كه در حضر به
صورت تمام و در سفر به طور قصر خوانده شود.(404)
هنگامى كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) مشغول اقامه نماز مغرب بودند، حضرت فاطمه (عليها السلام ) بدنيا آمدند.
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) به شكرانه اين نعمت (به امر پروردگار) يك ركعت به نماز مغرب اضافه فرمودند. پس چون امام حسن
(عليه السلام ) به دنيا آمد، دو ركعت ديگر به عنوان نافله به آن سه ركعت اضافه نمودند و زمانى كه امام حسين (عليه السلام ) به دنيا آمد، به
نافله مغرب دو ركعت ديگر اضافه فرموده و آن را شكرانه تولد آن حضرت قرار دادند.(405)
نماز هديه به حضرت فاطمه (عليها السلام ) و ائمه معصومين (عليه السلام )
در روايت آمده است :
آدمى در روز جمعه هشت ركعت نماز بگذارد، يعنى بعد از هر دو ركعت سلام بگويد، چهار ركعت آن را هديه حضرت
رسول (صلى الله عليه و آله و سلم ) كند و چهار ركعت ديگر را هديه به حضرت فاطمه (عليها السلام ) و در روز شنبه چهار ركعت نماز به جاى
آورد هديه به حضرت على (عليه السلام ) گردانه و همچنين هر روز از هفته را چهار ركعت نماز نمايد و هديه به امامى كند به ترتيب آنها تا آنكه
روز پنجشنبه چهار ركعت و هديه به امام جعفر صادق (عليه السلام ) و دوباره در روز جمعه هشت ركعت نماز گذارد و چهار ركعت آن را به حضرت
رسول (صلى الله عليه و آله و سلم ) و چهار ركعت ديگر آن را هديه حضرت فاطمه (عليها السلام ) گرداند و در روز شنبه چهار ركعت نماز هديه امام
موسى (عليه السلام ) كند و در طول هفته هر روز چهار ركعت نماز هديه امامى به تربيت آنها روز پنجشنبه چهار ركعت نماز هديه امام زمان (عج الله
فرجه ) گرداند و ما بين هر دو ركعت از اين نمازها اين دعا را بخواند:
اللهم انت السلام و منك اسلام و ايك يعود السلام حينا ربنا منك بالسلام اللهم ان هذه الركعات هدية منا الى و اليك فلان .
فصل على محمد و آله و بلغه اياها و اعطنى افصل املى و رجائى فيك و فى رسولك صلواتك عليه و آله و فيه
بار خدايا سلام و از توست سلام و به سوى تو برگردد سلام . ارزانى دار به ما پروردگارا! از خود به سلام . بار خدايا اين ركعت ها هديه من
است به دوستش فلانى (اسم امام را مى آوريم ) پس رحمت فرست بر محمد و آلش و برسان و به او اين را و بده به من بهترين آرزويم را و اميدم را
از خودت و از رسولت . رحمت تو بر او و آلش و از او)).
پس هر دعايى كه مى خواهد بكند به جاى كلمه ((فلان ))اسم آن امام را بگويد كه نماز را هديه ايشان كرده است .
دعاى جامع حضرت زهراء (عليها السلام )
شيخ طبرسى از ((بقطان مقرى )) نقل نموده كه : سيد احمد بن عبدالرحمن حسينى ، والى مدينه را ديدم كه بسيار دعا و زارى مى نمود، پس از
مدتى به سفر رفت و مدت زيادى او را نديدم ، هنگامى كه مراجعت نمود، ديدم گريه و دعايش گاهش پيدا كرده ، پس از علت كاهش گريمه اش سؤ
ال نمودم او گفت : شبى در حرم پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) در روضه آن حضرت ما بين قبر و منبر نافله صبح را خواندم و
قبل از نماز صبح هنگامى كه تضرع و دعا مى نمودم خواب بر من غلبه كرد. پس حضرت فاطمه (عليها السلام ) را در خواب ديدم ، ايشان فرمودند:
فرزندم ! كثرت گريه و دعايت قلبم را مجروح ساخته است ، عرض كردم ، خود شما ما را به تضرع و دعا ارم فرموده ايد، فرمود: درست مى گويى
، اما چرا به دعاى جامع دعاء نمى كنى ؟ گفتم : دعاى جامع چيست ؟ فرمود: چنين بگو:
الهم قنعنى بما رزقتنى و استرنى و عافنى ابدا ما ابقيتنى و اغر اليى و ارحمنى اذا توفيتنى ، الهمى لا تتعبنى فيى طلب ما لم نقدره الى و ما
قدرت الى فاجله سهلا يسيرا الهم كاف عنيى والدى و كل ذى نعمة عليى ، الهم فرغنى الما خلقتنى له و لا تشغلنى بما تكفلت لى به مو لا تذبنى
و انا اسغفرك و لا تحرمنى و انا اسئلك ، اللهم ذل نفسى ليى نفى نفسى ،، و عظم شانك فى قلبى ، و الهمنى طاعتك و
العمل بما يرضيك و التجنب لما يسخطك يا ارحم الراحيمن .(406)
خدايا! مرا به آنچه روزى داده اى قانع گردان ، و عيبهاى مرا بپوشان و به من تا آن زمان كه باقى گذارى سلامتى عطا فرما، و مرا بيامرزد و رحم
كن آنگاه كه مرا ميراندى ، خداى ! مرا در سختى بدست آوردن آنچه برايم مقدر نفرمودى نيازدار و آنچه برايم مقدار فرمودى بدست آوردند را برايم
سهل و آسان گردان ، خدايا! به پدر و مادرم و هر آنگه بر من نعمتى دارد عوض و پاداش عطا كن ، خدايا! مرا به خاطر آنچه آفريدى فراغت
بال ده و به آنچه خود انجامش را برايم بر عهده گرفتى مشغول مساز، و در حالى كه من از تو طلب آمرزش مى كنم عذابم مكن ، و در حالى كه از تو
درخواست مى كنم محورم مساز، خداى ؟ نفسم را در نزد خودم خوار گردان ، و مقامت را در دلم بزرگ نشان ده ، و اطاعتت و آنچه باعث خش تو گردد، اى
مهربان ترين مهربانان .
روايتى از حضرت فاطمه در مورد شخص بيمار
فاطمه زهراء (عليها السلام ) را رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم )
نقل مى كند كه فرمودند:
اذا مرض العبد اوحى الله الى ملائكته ان ارفعوا عن عبدى القلم ما دام فى وثاقى فانى انا حبسته حيت اقبضه او اخلى سبيله
زمانى كه بنده اى مريض مى شود خداوند به فرشتگان خود فرمان مى دهد تا زمانى كه بنده ام در بستر بيمارى است از او قلم را برداريد.(407
)
صلوات بر فاطمه (عليها السلام )
صلوات بر سيده نسوان فاطمه زهراء (عليها السلام )، صلواتى است كه امام حسن عسكرى (عليه السلام ) به يكى از ياران خود تعليم فرمود كه
بسيار مورد تاءكيد است و در ((مفاتيح الجناح ))در قسم صلوات بر حجج طاهره بعد از صلوات بر حضرت
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) و اميرالمؤ منين على (عليه السلام ) چنين آمده است :
اللهم صل على الصديقة فاطمهة الزكية حبيبة حبيبك و نبيك و ام اءصفيائك التى انتجتها و فصلتها و اخترتها على نساء العالمين اللهم كن
الصالب لها ممن ظلمها و استخف بحقها و كن الثائر اللهم بدم اءولادها اللهم و كما جعلتها اءم اءئمة الهدى و حلييلة صاحب الواء و الكريمة عند الملا
الا على فصل عليها و على امها صلاة تكرم بها و جه اءبيها محمد صلى الله عليه و آله و تقربها اءعين ذريتها و اءبلغهم نى فى هذه الساعة
اءفضل التحية و السلام
پروردگارا درود فرست بر صديقه فاطمه ، داراى نفس ذكيه كه مورد علاقه و محبت و دوستى حبيت تو و پيغمبر اكرم تو است و مادر دوستان خاص
تو امامان برگزيده و او منتخب توست كه وى را برگزيدى و فضيلت دادى ، و برترى بر تمام زنان عالم دادى ، پروردگارا! تو از ظلم و بيدادى
كه امت جاهل در حق او كردند و اهانت نمودند دادخواهى كن ، و از آن مردم بى رحم كه خون پاك فرزندانش را به خاك ريختند خونخواهى كن و انتقام بكش ،
پروردگارا! چنانكه آن حضرت را قرار دادى مادر ائمه هدى و همسر على مرتضى صاحب لواء و بيرق فتح و شفاعت ، آنكه در ملا اعلى گرامى است ،
پس تو اى خدا! درود فرست بر آن حضرت و بر مادرش درودهايى كه وجود پدر بزرگوارش حضرت محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) را به آن
درود اكرام مى كنى و چشم ذريه او را روشن مى گردانى و از من هم اى خدا در اين ساعت بهترين سلام و تحيت را به آن بزرگواران برسان
)).(408)
فاطمه و شب قدر
شب قدر براى فاطمه زهراء (عليها السلام ) يك شب عادى جلوه نمى كرد، بلكه آن را شبى فوق العاده و بى نظير و از دست رفتنى مى دانست ، از اين
رونه تنها خويش را براى آن شب آمده مى كرد، بلكه فرزندان خود را براى آن شب آماده مى كرد. بنابر اين در تاريخ مى خوانيم كه :
((فاطمه (عليها السلام )، نمى گذاشت كه احدى از بستگانش در شب قدر ماه مبارك رمضان به خواب روند و
حال آنان را با كمى طعام و غذا، چاره جويى مى كرد و براى آن شب ، از روز آمده مى گرييد و مى فرمود:
((محروم آن كسى است كه از خير اين شب ، محروم بماند.))(409)
برنامه عبادى فاطمه (عليها السلام )
حضرت زهراء (عليها السلام ) براى عبادت برنامه و محل خاص داشتند كه از جمله داشتن محراب و جايگاه خاص در خانه بود.
در روايات آمده است كه امام حسن (عليه السلام ) مى فرمايد:
راءيت امى فاطمة قامت فييى محرابها اليلة جمعتها...
مادرم فاطمه را در شب جمع در محراب عبادتش ديدم كه ...
و همچنين در تاريخ آمده است كه روزى پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) به خانه حضرت زهراء (عليها السلام ) آمدند و سراغ فاطمه (عليها
السلام ) را گفتند و فرمودند: ((اءين ابنتى ؟؛ كجاست دخترم ؟)) جواب دادند: ((فى محرابهاد در محراب عبادتش مى باشد)).
همچنين زمان خاصى را براى دعا داشتند و مى فرمودند: از پدرم شنيدم كه : در غروب جمع ساعتى است كه دعا مستجاب مى شود و لذا شخصى را ماءمور
مى كردند كه در آن وقت به ايشان خبر دهند.
حضرت براى درك شب قدر و احياء آن برنامه ريزى خاصى داشتند. در رواياتى آمده است كه آن حضرت در روز به بچه ها استراحت كافى مى داد و
به آنها شام كمترى مى داد تا براى مراسم شب احياءآماده باشد و مى فرمود: هر كس كه خير اين شب به او نرسد مرحوم است .
از جمله برنامه هاى آن حضرت در مسائل عبادى استفاده از بوى خوش و لباس مخصوص در نماز بود. در تاريخ مى خوانيم كه آن حضرت در واپسين
لحظه هايى زندگى پس از وضو گرفتن به اسماء فرمودند: ((اى اسماء عطر مرا، همان عطرى كه هميشه مى زنم ، و پيراهنى را كه هميشه در آن
نماز مى گزارم بياور و بر بالينم بنشين ، هرگاه وقت نماز شد مرا از خواب بيدار كن ، اگر بيدار شدم كه نماز مى گزارم وگرنه كسى را
دنبال على (عليه السلام ) را بفرست تابيايد.(410)
ساعت و روز مخصوص حضرت زهراء (عليها السلام )
در روايات ، روزهاى هفته و ساعات شبانه روز، هر يك به نام مبارك يكى از معصومين نامگذارى شده است و براى هر روز و هر هفته با توجه به همين
نام گذارى ادعيه و اعمالى در ((مفاتيح الجناح )) آمده است .
از جمله از بين روزها روز يكشنبه متعلق به اميرالمؤ منين و فاطمه زهراء (عليها السلام ) آمده است و زيارت حضرت فاطمه (عليها السلام ) با زيارت
حضرت على (عليه السلام ) خوانده مى شود.
پس قصد زيارت حضرت فاطمه (عليها السلام ) را در اين روز مى كنيم با اين سلام .
السلام عليك با ممتحنة امتحنك الذى خلقك فوجدك لما امتحنك صابرة اءنا لك مصدق صابر على ما اءتى به اءبوك و وصيه صلوات الله عليهما و
اءنا اءساءلك ان كنت صدقتك الا اءلحقتنى بتصديقى لهما لتسر نفسى فاشهدى اءنى ظاهر بو لايتك و ولاية
آل بيتك صلوات الله عليهم اءجمعين
سلام بر تو باد اى آزموده نزد خدايى كه تو را آفريد و در آنچه آزمود صابر يافت من مقام رفيع شما را تصديق مى كنم و صبر كننده ام بر آنچه
پدرت و وصى او آورده اند و من از شما در خواست مى كنم كه هرگاه من شاءن و مقام شما را بحق تصديق كرده ام شما هم مرا بمصدقان و مؤ منان به آن
دو بزرگوار (پيغمبر و وصيش ) ملحق كنيد تا دلشاد گردم و گواه باشيد كه من با اخلاص
كامل متوسلم به دوستى شما و اهل بيت شما صلوات الله عليهم اجمعين .(411)
ساعت خاص آن حضرت (فاطمه ) ساعت آخر شب ، يك ساعت به اذان صبح است كه بهترين ساعات و وقت استجابت دعا است . اين ساعات و وقت استجابت
دعا است . اين ساعات به ملكه اسلام تعلق دارد. وجه اختصاص اين ساعت به حضرت ، مستورى آن بانو است از نامحرمان و اشاره به اين است كه آن
معظمه ، ((ليلة القدر)) حقيقى است و لذا سوره قدر را ده بار در آن ساعت خوانده اثر عميق دارد. ان شاء الله .(412)
دعاى فاطمه (عليها السلام ) براى گنهكاران
اسماء مى گويد: در آخرين لحظه وفات حضرت زهراء ديدم كه حضرت دستهايش را به سوى آسمان بلند كرده و مى گويد:
(( پروردگارا! به حق حضرت محمد مصطفى (صلى الله عليه و آله و سلم ) و شوق و اشتياقى كه او نسبت به من دارد، و به حق شوهرم على
مرتضى (عليه السلام ) و اندوهى كه بر من دارد، و به حسن مجتبى (عليه السلام ) و گريه اش بر من ، و به حسين شهيد (عليه السلام ) و حسرت
افسردگى اش نسبت به من ، و به دخترانم كه دختران فاطمه اند و به حق آه و ماتمشان بر من از تو مى خواهم كه بر گنهكاران امت حضرت محمد
ترحم فرموده و آنان را ببخشايى و به بهشت واردشان سازى كه تو گرامى ترين سؤ
ال شوندگان و مهربانترين مهربانانى !(413)
روايتى از حضرت فاطمه در مورد سستى در نماز
از حضرت زهراء (عليها السلام ) نقل شده كه از پدر گرامى خود رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) پرسيد: پدرم ! چگونه است
حال آن زنان و مردانى كه در نمازشان سستى مى كنند؟ حضرت فرمود: اى فاطمه مردان و زنانى كه نماز را سبك بشمارند، خداوند آنها را به
پانزده چيز مبتلا مى گرداند، شش در دنيا، سه در هنگام مرگ ، سه در قبر، و سه ديگر در روز قيامت ، آنگاه كه از قبر خارج مى شوند.
اما شش چيزى كه در اين دنيا به ايشان مى رسد عبارتند از:
1 - خداوند بركت را از عمرشان دريغ مى دارد.
2 - روزيشان را بى بركت مى گرداند.
3 - سيماى افراد صالح را از چهره آنها بر مى گيرد.
4 - عمل شايسته اى كه انجام مى دهند، اجر و پاداشى برايش محسوب نمى دارد.
5 - دعايشان را به آسمان بالا نمى برد.
6 - برايشان لذت و بهره اى از دعاى صالحين نمى باشد.
اما آنهايى كه هنگام مرگ به ايشان رخ مى نماياند:
1 - در حال ذلت و خوارى مى ميرند.
2 - گرسنه دار فانى را وداع مى گويند.
3 - تشنه از اين سرا رخت بر مى بندند. اگر از آبهاى اين دنيا به آنها بنشانند، تشنگى آنها بر طرف نمى شود.
اما آنچه در قبر به سراغ آنها مى آيد:
1 - خدا ملكى را در قبر براى آزار و اذيت آنان مى گمارد.
2 - قبر را بر ايشان تنگ مى گرداند.
3 - تاريكى گورشان را فرا مى گيرد.
اما آنچه كه هنگام خروج از قبر در روز قيامت با آنان همراه مى گردد:
1 - خدا ملكى را ماءمور مى كند تا آنان را به صورت روى زمين بكشند، آن هم در حالى كه مردم آنها را نظاره مى كنند.
2 - موقع حساب از آنان به شدت حساب پس مى گيرد.
3 - خداوند نگاه خود را از آنان دريغ مى دارد و آنان را پاك نمى گرداند و براى آنان عذاب دردناك است .(414)
دعايى براى رفع بى خوابى
در روايتى از حضرت موسى بن جعفر (عليه السلام ) آمده كه حضرت على (عليه السلام ) فرمود: حضرت فاطمه (عليها السلام ) از بى خوابى به
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) شكايت نمود: حضرت فرمود دخترم عزيزم ، اين دعا را بخوان :
يا مشبع البطون الجائعة ، و يا كاسى الجسوم العارية ، و يا مسكن العروق الضاربة ، و يا منوم العيون الساهرة ، سكن عروقى الضاربة ، و
اءذن لعينى نوما عاجلا
اى سير كننده شكمهاى گرسنه ، و اى پوشاننده تنهاى برهنه ، و اى آرام كننده رگهاى زننده ، و اى به خواب برنده چشمهايى كه به خواب نمى
روند، رگهاى زننده (بدن ) مرا آرام فرما، و زود به چشم اجازه خوابيدن بده )).
پس حضرت فاطمه (عليها السلام ) اين دعا را خواند و از بى خوابى اى كه رنج مى برد آسوده شد(415)
دعاء و تسبيحات آن حضرت
يكى از تسبيحات حضرت زهراء (عليها السلام ) كه همواره آن جملات را مى خواند چنين است :
سبحان الذى من استنار بالحول و القوة
پاك است آن خدايى كه در نورانيت و قدرت ، خودكفاست .
سبحان من احتجب فى سبع سموات فالا عين تراه
پاك است آن كه در هفت آسمان محبوب است و چشمى نتواند او را بنگرد.
سبحان من اذل الخلائق بالموت و اعز نفسه بالحياة
پاك است آن كه آفريدگان را با مرگ به خوارى كشانده و خويش را با حيات عزيز فرمود.
سبحان من يبقى و يفنى كل شى سواه
پاك است آن كه جاويد است و هر چيزى غير او فانى است .
سبحان من استخلص الحمد لنفسه و ارتضاه
پاك است آن كه ستايش را ويژه خود كرد و براى خود برگزيد.
((سبحان الحى العليم ؛ پاك است آن زنده آگاه )).(416)
دعاى معروف حضرت زهراء (عليها السلام ) براى رفع تب
سلمان فارسى (رحمة الله عليه ) نقل مى كند:
حضرت زهراء (عليها السلام ) پس از ملاقات با حوريان بهشتى ، از خرماى خوش بويى كه به آن حضرت تقديم داشتند، مقدارى را به من عطا
فرمود، پس از خدا حافظى از حضرت زهراء (عليها السلام )، در شهر مدينه با هر يك از اصحاب
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) ملاقات مى كردم مى گفت : چه عطر دلنشينى ؟ آيا مشك ناب با خود دارى ؟ من اين ماجراى شگفت آور را براى
حضرت فاطمه (عليها السلام ) بازگو نمودم ، حضرت در حالى كه متبسم و
خوشحال بود فرمود: اين خرماى معطر بهشتى از درختى است كه براى يكى از دعاهاى من آفريده شده و من آن را از
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) آموختم كه براى رفع تب بكار مى رود و آن دعا اين است كه :
بسم الله الرحمن الرحيم
|