next page

fehrest page

back page

علم و دانش حضرت فاطمه (عليها السلام )
عمار مى گويد: روزى حضرت على (عليه السلام ) وارد منزل شد، حضرت فاطمه (عليها السلام ) فرمود: يا على ! نزديك بيا تا از حوادث گذاشته و آينده برايت سخن بگويم . حضرت على (عليه السلام ) كه از سخن فاطمه (عليها السلام ) در شگفت بود، خدمت پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) شرفياب شد و سلام كرد و نزديك آن حضرت نشست .
پيغمبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: يا على ! آيا تو آغاز به سخن مى كنى يا من بگويم ؟ حضرت على (عليه السلام ) عرض كرد: دوست دارم از سخنان شما استفاده كنم . پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: گويا فاطمه (عليها السلام ) به شما اين چنين و آن چنان فرمود و به همين جهت به نزد من آمدى ؟ حضرت على (عليه السلام ) عرض كرد: يا رسول الله ! مگر نور فاطمه هم از سنخ نور ما است ؟ پيغمبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: مگر نمى دانستى ؟ حضرت على (عليه السلام ) از شنيدن اين سخن به سجده شكر افتاد و خداى را سپاس گفت . سپس به نزد فاطمه (عليها السلام ) برگشت . حضرت فاطمه (عليها السلام ) فرمود: يا على ! گويا نزد پدرم رفتى و اين چنين و آن چنان به تو فرمود؟ حضرت على (عليه السلام ) فرمود: آرى اى دختر پيامبر. فاطمه (عليها السلام ) فرمود: ياابالحسن ! خداوند نور مرا آفريد و خداى را تسبيح مى گفت ، آنگاه او را در يكى از درختان بهشتى به وديعه گذاشت ، آنگاه كه پدرم داخل بهشت شد از جانب خدا ماءموريت يافت كه ميوه هاى آن درخت تناول كند، پدرم از ميوه آن درخت خورد و بدين وسيله نور من به صلب او منتقل گشت و از صلب پدرم به رحم مادرم وارد شدم . يا على ! من از آن نور هستم و حوادث گذشته و آينده را بوسيله آن نور مى يابم . يا ابالحسن ! مؤ من به وسيله نور خدا مى بيند.(328)
عنايات حضرت زهراء (عليها السلام ) به سادات
((ابن عنين )) شاعر قرن هفتم ، سالى به سوى مكه رهسپار شد، در بين راه بعضى از سادات منسوب به بنى داود به او دستبرد زدند و همه اموال او را غارت كردند و حتى لباسهاى تنش را بيرون آورده و چنين زخم بر او وارد نمودند و گريختند.
ابن عنين براى سلطان يمن ((عزيزبن ايوب ))نامه شكايت نوشت و از او دادخواهى كرد و براى او قصيده اى نوشت كه انتقام او را از ساداتى كه اموالش را غارت نمود بودند بگيرد.
وقتى كه ابن عنين قصيده و نامه شكايت آميز را نوشت و براى سلطان يمن فرستاد، در عالم رؤ يا ديد كه در كنار كعبه است و حضرت زهراء (عليها السلام ) مشغول طواف كعبه مى باشد، پيش رفت و سلام كرد، ولى حضرت جواب سلام او را نداد، گريه و زارى كرد و به آن حضرت عرض كرد كه گناه من چيست كه جواب سلام مرا نمى دهى ؟
حضرت زهراء (عليها السلام ) در پاسخ ((ابن عنين )) اشعارى خواند كه مضمون آن چين است :
((حاشا كه همه فرزندان فاطمه پست و زشت باشند، ولى روزگار با مگر و حيله با ما بدى و ستم كرد، اگر يك نفر از اولاد من بدى نمود، تو نبايد عمدا به همه آنها دشنام بدهى ، از كردار خود توبه كن به خاطر جدشان مصطفى (صلى الله عليه و آله ) آنها را گرامى بدار و به آنها توهين مكن ، و هر چه از ناحيه آل رسول به تو رسيد، پاداش آن را در روز قيامت هنگام ملاقات با ما دريافت خواهى كرد)).
ابن عنين مى گويد: در حال گريه و زارى و ترس از خواب بيدار شدم در حالى كه زخمهاى بدنم خوب ده بود و در آن هنگام توبه كردم و اشعارى در عذر خواهى نوشتم .(329)
فضايل فاطمه (عليها السلام )
از ابوذر روايت شده است كه : سلمان نزد پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) آمد و عرض كرد: اى مولاى من ! از تو مى خواهم از فضائل فاطمه (عليها السلام ) در قيامت به من خبر بدهى .
پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) با چهره اى خندان به او نگريست و فرمود: ((سوگند به خدايى كه جانم در دست قدرت اوست ، فاطمه (عليها السلام ) همان بانويى است كه در عرصه محشر، سوار بر شتر عبور مى كند كه سر شتر نمودى از خشيت خدا است ، چشمانش از نور خدا مى باشد، تا اينكه فرمود: جبرئيل در سمت راست آن شتر، و ميكائيل در سمت چپ آن و على (عليه السلام ) در پيشاپيش آن ، و حسن و حسين (عليه السلام ) در پشت سر آن حركت مى كنند. خداوند حافظ و نگهبان اوست ، تا از صحنه محشر عبور كند، در اين هنگام ناگهان از جانب خدا ندا مى رسد:
((اى خلايق ! چشمهاى خود را فرو خوابانيد، و سرهاى خود را پايين آوريد، اين فاطمه دختر پيامبر شما، همسر على (عليه السلام ) امام شما، مادر حسن و حسين (عليه السلام ) است ، پس از پل صراط عبور مى كند در حالى كه دو چادر شفاف و سفيد بر سر دارد.
وقتى كه فاطمه (عليها السلام ) وارد بهشت مى شود و به نعمتهاى و مواهبى كه خداوند براى او آماده ساخته مى نگرد مى گويد:
بسم الله الرحمن الرحيم . الحمد لله الذى اذهب عنا الحزن ان ربنا لغفور شكور احلنا دار المقامة من فضله لا يمسنا فيها لغوب ؛ به نام خداوند مهربان ، حمد و سپاس خداوند را كه : حزن و اندوه را از ما دور ساخت ، البته خداى ما بخشنده و شكرپذير است ، آن خدايى كه ما را در مقام عالى از عطاى خود قرار داد كه در آن هيچ گونه رنج و ناگوارى به ما نمى رسد.(330)
سيبى از طرف خداوند
در خدمت رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) بوديم و على و فاطمه و حسن و حسين (عليه السلام ) نيز حاضر بودند، در اين وقت جبرئيل فرود آمد و سبى آورد و به دست رسول خدا داد آن حضرت سيب را به اميرالمؤ منين على (عليه السلام ) داد على (عليه السلام ) آن را گرفت و بوئيد و به رسول خدا باز گردانيد. رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) آرا گرفت و به دست حسن (عليه السلام ) داد، امام حسن (عليه السلام ) نيز آن را گرفت و بوئيد و باز گردانيد. رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم )، دوباره سيب را گرفت و به دست حسين (عليه السلام ) داد. آن حضرت نيز سيب را گرفت و بوئيد و باز گردانيد. سپس پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) سيب را به فاطمه داد و فاطمه همچنان آن را گرفت و بوئيد و باز گردانيد. رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) دوباره سيب را گرفته به دست على (عليه السلام ) داد و چون على خواست دوباره سيب را دست رسول خدا باز گرداند آن شيب را شكافت و دو نيمه شد و نورى از آن به سوى آسمان ساطع گشت و خطى در دو سطر بدين گونه نوشت :
بسم الله الرحمن الرحيم تحية من الله تعالى الى آل محمد المصطفى ، و على المرتضى ، و فاطمه الزهراء، و الحسن و الحسين سبطى رسول الله ، و اءمان لمحبيهما يوم القيمة من النار؛ اين تحيتى است از خداوند به سوى آل محمد، على مرتضى و فاطمه زهراء و حسن و حسين (عليه السلام ) فرزندان رسول خدا و امانى است از براى دوستان حسن و حسين (عليه السلام ) در روز قيامت از آتش جهنم .(331)
برائتى از سوى خداوند براى شيعه على و فاطمه (عليها السلام )
از بلال بن حمامه روايت شده است كه گفت :
روزى رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) شادان و خندان به ما رسيد، عبدالرحمن بن عوف از جا حركت كرده عرض كرد: اى رسول خدا چه شده كه مى خنديد؟ فرمود بشارتى از سوى پروردگارم به من رسيده است ، خداوندمتعال هنگامى كه اراده كرد على (عليه السلام ) را به فاطمه (عليها السلام ) تزويج كند به فرشته اى دستور داد كه درخت طوبى را تكان دهد، با تكان دادن درخت سكه هايى از آن نثار شد، فرشتگان شروع به جمع آورى آنها كردند، چون روز قيامت شود، فرشتگان آنها را در بين خلايق پخش ‍ خواهند كرد. در آن روز هيچ يك از دوستداران با اخلاص ما ديده نخواهند شد مگر اينكه نامه اى به دستش رسيده كه در آن نوشته شده : ((برائت و بركنارى از آتش ، از سوى برادر و پسر عمو و دخترم ، رها شدن مردان و زنانى از امتم از آتش . (332)
بانوى برگزيده
روزى پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) نشسته بودند، و در كنار ايشان حضرت على و حضرت فاطمه و امام حسن و حسين (عليه السلام ) نشسته بودند. پيامبر عرض كردند: خدايا تو مى دانى كه اينان اهل بيت من هستند، پس بار خدايا آن كسى كه آنان را دوست داشته باشد دوستش بدار، و هر كس كه ياور آنان باشد ياورش باشد و آن كس كه دشمن آنان است با او دشمن باش ... پس فرمودند: اى على ! تو امام امت و خليفه پس از من بر مسلمانان خواهى بود، تو در قيامت پيشواى مؤ منانى هستى كه به سوى بهشت خواهند رفت . و گوئى هم اكنون مى نگرم كه دخترم فاطمه (عليها السلام ) بر مركبى از نور سوار است و به صحراى محشر مى آيد در حالى كه هفتاد هزار فرشته در سمت راست و هفتاد هزار در طرف چپ و به همين تعداد پيش رو و به همين تعداد فرشته نيز در پشت سر او وى را همراهى مى كنند. او هم زنان مؤ منه امت را به سوى بهشت مى برد.
سؤ ال شد: يا رسول الله آيا فاطمه (عليها السلام ) در زمان خويش برترين زنان است ؟ فرمود: برترين زنان در زمان خود مقامى است كه از آن مريم دختر عمران است . در حالى كه دختر من فاطمه سرور و برترين زنان در تمام زمانهاست و به هنگامى كه براى عبادات در محراب مى ايستد هفتاد هزار فرشته بر او درود مى فرستند و او را اينگونه مخاطب قرار مى دهند: اى فاطمه ! خدا ترا برگزيد و پاكت ساخت و بر تمام زنان عالم برترى بخشيد.(333)
در وصف فاطمه (عليها السلام )
فاطمه تكوين يافته از ميوه بهشتى ! فاطمه محل اسرار رب العالمين ، دختر ولى خدا، همسر ولى ديگر خدا و مادر اولياى خدا و معصومان است .
او ذخيره بزرگ الهى و ذخيره دار حجت خداوند است . نور چشم رسول ، دردانه خديجه كبرى است .
معجزه تربيت محمد است و پرورنده امامان و حجت هاى الهى . فاطمه انسان است ، ولى به تعبير رسول خدا او فرشته اى است در صورت انسان !
در جنبه حسب و نسب و فضل و افتخار چه كسى مى تواند چون فاطمه باشد، او دختر بهترين افراد عرب و عجم ، و خود بانوان زنان عالم ، پدرش ‍ بهترين پيامبران و شوهرش بهترين اوصياء و فرزندانش بهترين جوانان اهل بهشت و مهدى امت از نسل اوست .
پدرش در وصف او مى فرمود: فاطمه (عليها السلام ) يك شاخه گل است .
او از نور عظمت خدا خلق شده ، حوراء انسيه است و نطفه او از ميوه بهشتى است . پيامبر بوى بهشت را از او استشمام مى كرد، محور اهل بيت است و از زنان برگزيده جهان است .
زهراء (عليها السلام ) از صابرين است . بهشت براى فاطمه خلق شده و داراى مقام شفاعت است .
با جبرئيل مراوده داشته است ، براى او مائده نازل مى شد، امانتدار خلفاى الهى است ، يادگار خديجه كبرى . هر چند عمرش كوتاه و وجود نازنينش ‍ بهار عمر را نديده ، خزان گشت ولى توانست پرثمرترين و با فضيلت ترين و بهترين الگو براى زنان باشد.
در ادب فاطمه همين بس كه پدر را به حكم قرآن ، رسول الله خطاب مى كرد و خدمتكار خانه را بانوى من و در طول زندگى مشترك با اميرالمؤ منين چيزى از وى نخواست .
عالم صدف است و فاطمه گوهر اوست گيتى عرض است و فاطمه جوهر اوست
در قدر و شرافتش همين بس از ز خلق احمد پدر است و مرتضى شوهر اوست .
فاطمه (عليها السلام ) در آيه مؤ دة فى القربى
زمخشرى گويد: هنگامى كه اين آيه (334) نازل شد، سؤ ال شد: اى رسول خدا! اين خويشاواندان تو كه مودت و محبت نسبت به آنها بر ما واجب شده ، چه كسانى مى باشند؟ فرمود: على و فاطمه و دو پسران او...
رسول خدا در مورد محبت به اهل بيت فرمود: هر كس به محبت آلف محمد بميرد، شهيد مرده است ، آگاه باشيد هر كس بر محبت آل محمد بميرد، آمرزيده شده از دنيا رفته است ، هر كس بر محبت آل محمد بميرد، ملك الموت مژده ورود به بهشت به او مى دهد. آگاه باشيد هر كس بر محبت آل محمد بميرد همان گونه كه تازه عروس به خانه داماد قدم بر مى دارد، او به سوى بهشت گام بر مى دارد.
آگاه باشيد هر كس بر محبت آل محمد بميرد خداوند در قبرش دو در به بهشت قرار مى دهد، آگاه باشيد هر كس بر دشمنى آل محمد از دنيا برود، در روز قيامت در حالى وارد محشر مى شود كه بر پيشانى و بين دو چشمش ‍ نوشته شده است : ((ماءيوس از رحمت خدا)).
آگاه باشيد هر كسى بر دشمنى و بغضى آل محمد بميرد، كافر از دنيا رفته است ، آگا باشيد هر كس بر كينه و بغض نسبت به آل محمد بميرد بوى بهشت به مشامش نمى رسد.(335)
سؤ ال از پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) جواب از فاطمه (عليها السلام )
على (عليه السلام ) فرمودند: من با عده اى از اصحاب نزد رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) نشسته بوديم . آن حضرت فرمودند: آيا مى دانيد كه بهترين خصوصيت و صفت براى زنها چيست ؟ هيچ يك از حاضران نتوانستند جوابى بدهند، بعد از پايان جلسه من به خانه رفته و جريان آن مجلس و سؤ ال پيامبر، و ندانستن جواب آن را با فاطمه زهراء (عليها السلام ) بيان كرديم ، او به من گفت : يا على ! من جواب سؤ ال پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) را مى دانم . ((بهترين چيز براى زن آن است كه نه نامحرمى او را ببيند و نه او نامحرمى را ببيند)).
من نزد پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) بازگشتم و جواب سؤ ال را گفتم ، حضرت فرمود: يا على ! تو وقتى نزد من بودى جواب سؤ ال را نمى دانستى اينك چه كسى جواب را به تو گفته است ؟ عرض كردم : فاطمه جواب را به من ياد داد ! پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) خوشحال شد و فرمود: فاطمه پاره تن من است .(336)
فاطمه (عليها السلام ) يكى از چهار سواران قيامت
در پاره اى از روايات آمده ، فاطمه (عليها السلام ) يكى از سواران چهارگانه روز قيامت است كه سوار بر ((غضبا)) شتر رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) مى گردد و وارد محشر مى شود.
مرحوم ابن شهر آشوب ، روايت مى كند: هنگامى كه پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) در بستر رحلت قرار گرفت ، ناقه غضباء به پيامبر عرض كرد: مرا بعد از خود براى چه كسى وصيت مى كنى ؟
پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: ((اى غضباء)) خدا به تو بركت دهد تو از آن دخترم فاطمه هستى ، كه در دنيا و آخرت بر تو سورار مى گردد. هنگامى كه پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) رحلت كرد، آن ناقه ، شبانه نزد فاطمه (عليها السلام ) آمد و گفت : سلام بر تو اى دختر رسول خدا، اكنون فراق من از دنيا نزديك شده است ، سوگند به خدا پس از رحلت رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) لب به آب و علف نزده ام ، آن ناقه از فراق جانسوز پيامبر سه روز بعد از رحلت پيامبر جان داد.(337 )
همچنين عبدالله بن عباس بن عبدالمطلب گويد: از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) شنيدم كه مى فرمود: اى مردم ! ما تنها چهار نفريم كه در قيامت سواره ايم و سواره ديگرى جز ما نيست . مردى عرض كرد: پدر و مادرم فدايت اى رسول خدا! آن سواران چه كسانى هستند. فرمود: من بر ((براق )) خود سوارم ، و برادرم صالح پيامبر بر همان شترى كه قومش آن را پى كردند، و دخترم فاطمه بر شتر ((غضباى )) من ، و على ابن ابى طالب بر اشترى از اشتران بهشتى سوار است .(338)
وعده بهشت براى صلوات بر فاطمه (عليها السلام )
شخصى بر حضرت فاطمه زهراء (عليها السلام ) وارد شد و سلام كرد. حضرت فرمود: جه مطلبى باعث شده كه صبح به اين زودى به اينجا آمده اى ؟
عرض كرد: براى طلب بركت آمده ام . حضرت زهراء (عليها السلام ) فرمودند: پدرم به من خبر داد، هر كس بر رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) يا بر من سه روز سلام بفرستد خدا بهشت را بر او واجب مى گرداند: عرض كرد: در زمان حيات او و حيات شما؟ فرمودند:
آرى در زمان حيات ما و حتى پس از مرگ ما.(339)
اگر فاطمه نبود درخت نبوت باردار نمى شد
پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) مى فرمايد:
همانا خداوند تبارك و تعالى وجد پيامبران را از درختان متفاوت و متفرق آفريده ولى مرا از يك درخت خلق كرد. من اصل آن درختم و على (عليه السلام ) ساقه آن است و فاطمه (عليها السلام ) مايه باورى آن درخت و حسن و حسين (عليه السلام ) ميوه هاى درخت وجود من هستند. هر كس از آن دور شود. به گمراهى افتاده است ، اگر بنده اى از بندگان خدا سه هزار سال بين صفا و مروه خدا را عبادت كند، ولى محبت ما پنج تن را درك نكرده باشد خداى تبارك و تعالى او را به صورت در آتش افكند.(340)
اهميت پوشش و حجاب
در كافى از جابر بن عبدالله نقل شده كه گويد:
من به همراه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) به در خانه حضرت فاطمه (عليها السلام ) رسيديم . پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) در زدند و فرمودند: ((السلام عليكم ))، فاطمه زهراء (عليها السلام ) پاسخ دادند: ((عليك السلام يا رسول الله )). پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمودن آيا داخل شوم . پاسخ دادند: آرى اى فرستاده خدا. پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمودند آيا من و آن كسى كه همراه من است داخل شويم ؟ عرض كردند: اى پيامبر مكرم ، بر سر من چيزى نيست . فرمودند: فاطمه جان (عليها السلام ) خود را بپوشان . ايان همين كار را انجام دادند، آنگاه رسول اكرم ، فرمودند: ((السلام عليكم )) فاطمه زهراء پاسخ دادند: ((عليك السلام يا رسول الله )) پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمودند: آيا وارد شوم ؟ فاطمه زهراء (عليها السلام ) پاسخ دادند: آرى اى رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) شما و آن كس كه با شماست وارد شويد.(341)
نزول آيه براى خشنودى فاطمه (عليها السلام )
روزى رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) دستور دزدى را قطع كنند، درد گفت : اى رسول خدا من اين دست را در اسلام تقديم كردم و شما دستور مى دهيد آن را ببرند، حضرت فرمود: اگر دخترم فاطمه نيز به جاى تو مى بود، اين دستور را مى دادم . حضرت فاطمه (عليها السلام ) اين سخن را شنيد و غمگين شد، جبرائيل فرود آمد و اين آيه را آورد:
لئن اشركت ليحبطن عملك
اگر شرك بورزى عمل و كار تو بى ارزش خواهد بود)).(342)
رسول خدا غمگين شد، در همين هنگام اين آيه نازل شد:
لو كان فيهما آلهة الا الله لفسدتا
اگر در آسمان و زمين خدايانى غير از ((الله )) وجود مى داشت تباه و فاسد مى شدند.(343)
حضرت رسول از نزول آيه تعجب كرد، جبرئيل نازل شده و گفت : فاطمه زهراء (عليها السلام ) از سخن تو غمگين شده بود، اين آيات براى همراهى با او نازل شد تا خشنود گردد.
مرحوم مجلسى در شرح اين حديث مى گويد: شايد معنا چنين باشد كه اين نازل شد تا فاطمه (عليها السلام ) بداند كه مانند اين گونه كلمات مشروط، با جلالت و مقام مخاطب منافات ندارد.(344)
اين قبه پر نور از آن فاطمه (عليها السلام ) است
حسن بن يزيد مى گويد؛
از امام صادق (عليه السلام ) پرسيدم چرا فاطمه (عليها السلام )، ((زهراء)) ناميده شده است ؟
فرمودند: به دليل اينكه براى فاطمه (عليها السلام ) در بهشت قبه اى از ياقوت سرخ است كه بلندى آن مسير يكسال راه است . آن قبه به قدرت خداى قادر آويزان است ، بدون آنكه از پايين بر هيچ ستونى تكيه زند و از بالا هيچ وسيله نگهدارنده اى آن را نگاه دارد. براى آن قبه هزار در است ، بر هر درى هزار ملك از ملائكه پروردگار قرار دارند، اهل بهشت آن را مى بينند به هيبتى كه هر يك از شما ستاره اى درخشان و نورانى را در آسمان مى بيند، پس اهل بهشت مى گويند: اين قبه پر نور از آن فاطمه (عليها السلام ) است .(345)
چرا فاطمه (عليها السلام ) را زهراء ناميدند؟
از امام محمد باقر پرسيدند: چرا فاطمه (عليها السلام )، به نام زهراء ناميده شد؟ فرمودند: زيرا خداوند او را از نور عظمت خودش آفريد. بواسطه نور آن حضرت آسمان و زمين روشن شد و حدى كه ملائكه تحت تاءثير آن نور قرار گرفتند و براى خدا به سجده افتادند، عرض كردند: خدايا اين نور چيست ؟
حق تعالى فرمود: شعله اى است كه از نور عظمت خودم آفريدم و در آسمانها ساكنش نمودم . او را از صلب بهترين پيغمبران خارج خواهم ساخت و از اين نور ائمه و پيشوايان دين را خارج مى كنم تا مردم را به سوى حق هدايت كنند، آنان جانشينان پيغمبر من خواهند بود.(346)
سنگريزه هايى كه به غذاى خوش طعم مبدل شدند
امام حسن و امام حسين (عليه السلام ) سه روز بود كه چيزى از خوراكى نخورده بودند، از گرسنگى بى تاب شده ، از مادر غذا طلب كردند. چون در خانه چيزى براى خوردن نبود،، لذا فاطمه زهراء (عليها السلام ) آنان را به بهانه اى تسلى داده كه جد بزرگوارتان مى آيد و چيزى برايتان مى آورد. باز آنان ناراحتى مى كردند به حدى كه حضرت دلگير شد و اشكش جارى گرديد. برخاسته قدرى سنگ ريزه جمع نمد، در ديگى ريخت و رويش آب كرد، سر ديگ را نيز پوشانده ، آتش در زير آن روشن نمود تا به جوش آيد و به فرزندانش فرمود: صبر كنيد طعام بار گذاشته ام ، هنوز پخته نشده است . ايشان بيرون مى رفتند و بعد از زمانى مى آمدند و به مادر مى گفتند: اگر آن غذا پخته است برايمان بياور. حضرت فاطمه (عليها السلام ) مى فرمود: هنوز خام است ، ساعتى صبر كنيد تا پخته شود. در اين هنگام امام حسن (عليه السلام ) بر سر ديگ رفته و سر پوش را برداشت و گفت : اى مادر! اگر پخته يا خام است ، قدرى براى ما بردار تا بخوريم . فاطمه (عليها السلام ) كاسته را برداشت و فرمود: عجب كه پخته باد! چون بر سر ديگ آمد مشاهده كرد طعامى در كمال خوبى و خشبوئى است . پس از آن برداشت و نزد فرزندان گذاشت آنان مشغول خوردن شدند. فاطمه زهراء (عليها السلام ) برخاست و وضو تازه نمود و نماز شكر به جاى آورد و چون اين خبر به پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) رسيد، فرمود: الحمدلله ، تو اى فاطمه ! چنان هستى كه در ذريه انبياء و اولياء سابق بوده .(347)
فاطمه (عليها السلام ) برترين مخلوقات
در كتاب ادريس پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) آمده است :
روزى حضرت ادريس اصحاب خود را جمع كرد و به آنها گفت : فرزندان آدم روزى در محضر او اختلاف كردند كه بهترين خلايق چه كسانى هستند؟ بعضى گفتند: پدر ما آدم ، بهترين مخلوقات است ، چرا كه خداوند او را با دست قدرتش آفريد و روحش را در او دميد و به فرشتگان امر كرد كه به عنوان احترام او را سجده كنند؟ او را معلم فرشتگان و خليفه خود در زمين قرار داد و از همه خلايق خواست از او اطاعت كنند.
بعضى گفتند: نه بهترين مخلوقات ، جبرئيل امين است و هر كدام مطلب خاصى گفتند، و در اين باره سخن به درازا كشيد تا اينكه حضرت آدم (عليه السلام ) به آنها رو كرد و فرمود: فرزندانم ! آنچه شما گفتيد هيچ كدام درست نيست ، وقتى كه خداوند مرا آفريد و روحش را در كالبد من دميد، برخاستم و نشستم و به عرش پروردگار نگاه كردم ، ((پنج نور)) كه در نهايت عزت و زيبايى و شكوه و جلال بودند ديدم به گونه اى كه مرا غرق انوار و درخشش ‍ خود كرده بودند.
عرض كردم : پروردگارا! اينها چه كسانى هستند؟ فرمود: اينها بهترين مخلوقات من و بابهاى رحمت من و واسطه هاى بين من و خلق من هستند، اگر اينها نبودند زمين و آسمان و بهشت و دوزخ و خورشيد و ماه را نمى آفريدم .
گفتم : خدايا نام اينها چيست ؟ فرمود: به عرش بنگر!
وقتى كه نگاه كردم اين نامهاى پاك را ديدم : ((فار قليطا))(محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ))، ((ايليا)) (على (عليه السلام ))، ((طيطه )) (فاطمه (عليها السلام ))، ((شبر)) (حسن (عليه السلام )) و ((شبير))(حسين (عليه السلام )) اى خلايق من ! مرا تهليل و تسبيح كنيد، خداى يكتا جز من نيست و محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) رسول من است .(348)
مقصود از نور على نور چيست ؟
موسى بن قاسم از على يبن جعفر روايت كرده است كه از حضرت موسى بن جعفر (عليه السلام ) درباره اين آيه
كمشكاة فيها مصباح ، المصباح فى زجاجة .(349)
پرسيدم ، فرمود: مقصود از ((مشكاة )) فاطمه (عليها السلام ) و ((مصباح )) حسن (عليه السلام ) و ((زجاجه ))، حسين (عليه السلام ) است .
((كوكب درى ))فاطمه (عليها السلام ) است كه در بين زنان جهان مثل ستاره درخشان مى باشد، (( شجره مباركه )) ابراهيم است كه (نه شرقى است و نه غربى ) نه يهودى است و نه نصرانى ، ((روغن چراغ )) آن كه نور مى دهدعلم است كه از آن ظاهر مى شود و بدان سخن مى گويد: و مقصود از ((نور على نور)) در وجود حضرت فاطمه (عليها السلام ) امامانى هستند كه يكى پس از ديگرى مى آيند، خداوند به نورش هر كه را بخواهد هدايت مى كند، يعنى به ولايت ما هدايت مى كند.(350)
مقام فاطمه (عليها السلام ) در بهشت
امام صادق (عليه السلام ) مى فرمايد: حضرت فاطمه (عليها السلام ) مى فرمايد:
بعد از وفات پدر بزرگوارم شبى در عالم رؤ يا ديدم كه گويا پدر به سويم متوجه شد از خود بى اختيار شدم فرياد زدم : ((يا ابتاه ))، يا رسول الله ))، بعد از تو اخبار آسمان و وحى خداوند رحمان از خانه ما قطع شد در اين حال صفهاى ملائكه در جلوى روى من نمودار شد دو ملك مرا به آسمان بلند كردند، در اين وقت سر برداشتم ديدم قصرهاى بلند و نهرهاى جارى ، چنانكه وصف آن نتوان كرد، در اين حال حوريان بهشتى مرا استقبال كردند و به قدوم من يكديگر را بشارت مى دادند و تبسم مى نمودند و مى گفتند: مرحبا به كسى كه بهشت براى او خلق شده و ما را خدا براى پدرش خلق كرده ، از آنجا ملائكه مرا داخل قصرى بردند كه در آن غرفه هايى بود كه هيچ چشمى نديده و وصف آن را فرشهاى سندس ، و استبرق و حرير و ديباج محال است ... و چندان از الوان طعامها در ظرفهاى طلا و نقره و مائده هاى گوناگون و نهرهاى جارى از شير سفيدتر و از مشك خوشبوتر نمودار بود كه وصف آنها ممكن نبود.(351)
زنان مورد شفاعت فاطمه (عليها السلام )
قال رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ):
فائيما امراة صلت فى اليوم و الليلة خمس صلوات ، و صامت شهر رمضان ، و حجت بيت الله الحرام و زكت مالها، و اطاعت زوجها، و والت عليا بعدى دخلت الجنة بشفاعة ابنتى فاطمة و اءنها لسيدة نساء الغالمين
پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) در حديثى فرمودند:
هر زنى كه نمازهاى پنج گانه شبانه را بخواند و ماه رمضان را روزه بگيرد و حج خانه با حرمت خدا را به جا آورد و زكات مالش را بپردازد و از همسرش ‍ فرمان برد و پس از من پيرو على (عليه السلام ) باشد با شفاعت دخترم به بهشت در آيد به راستى كه او خاتون زنان جهانيان است )).(352)
لباس بهشتى فاطمه (عليها السلام )
در بحار از ((خرائج )) نقل مى فرمايد:
روايت شده كه يهود عروسى داشتند. آمدند خدمت پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) و عرض كردند: ما حق جوار و همسايگى با شما داريم ، از شما تقاضا مى كنيم كه دخترت فاطمه (عليها السلام ) را به اين عروسى ما بفرستيد تا اينكه مزيد عيش ما شود و بر اين مطلب خيلى اصرار كردند. حضرت فرمودند: فاطمه زوجه على بن ابيطالب است و به فرمان اوست . يهود از حضرت رسول در خواست كردند كه شفاعت بفرمايد نزد على . از طرفى يهود تمام اسباب عيش را از حلى و خلل آراسته بودند و گمان مى كردند اينكه فاطمه (عليها السلام ) با لباسهاى كهنه و مندرس به عروسى مى آيند و مى خواستند با اين كار آن را خفت بدهند.
ناگاه جبرئيل نازل شد و جامعه هاى بهشتى آورد، پس صديقه طاهره جامعه لباس بهشتى را پوشيد و زينت كرد. وقتى كه وارد مجلس آنان شد تعجب كردند از لباسها و زينت و بوهاى آن حضرت .
چون حضرت زهراء (عليها السلام ) داخل شد به خانه يهود، زنان يهود به سجده افتادند و به سبب ديدن آن حضرت عده زيادى اسلام آوردند و مسلمان شدند.(353)
فاطمه (عليها السلام ) سزاوارترين زنان
زنى خدمت امام صادق (عليه السلام ) رسيد و عرض كرد: من زنى بى همسر هستم .
امام فرمودند: منظورت چيست ؟
عرض كرد: ازدواج نمى كنم و از آن دورى مى نمايم ، و با اين كار مى خواهم به مقام عالى معنوى برسم .
امام صادق (عليه السلام ) فرمودند:
از اين عقيده دست بردار، هرگز ترك ازدواج موجب وصول به مقامات عالى معنوى نيست ، اگر انسان با ترك ازدواج به چنين مقامى مى رسيد حضرت فاطمه (عليها السلام ) سزاوارتر از تو بود كه ترك ازدواج كند. چرا كه هيچ كس در وصول به كمالات معنوى از فاطمه (عليها السلام ) پيشى نگرفته است .(354)
فاطمه (عليها السلام ) حوريه اى انسان نما
امام باقر (عليه السلام ) از پدران بزرگوارش نقل مى فرمايند كه : فاطمه (عليها السلام ) به جهت طاهره ناميده شده است ، از جمله اينكه هرگز خون حيض ‍ و نفاس نديد.(355)
امام صادق (عليه السلام ) فرمود: خداوند تا زمانى كه فرمانى كه فاطمه (عليها السلام ) زنده بود، زنان را بر على (عليه السلام ) حرام كرد، زيرا او زن پاكيزه اى بود كه حيض نمى ديد.(356)
اسماء بنت عميس گفت : در يكى از زايمانهاى فاطمه (عليها السلام ) حضور داشتم ، هنگامى كه وضع حمل كرد، خونى نديدم . به پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) عرض كردم : يا رسول الله فاطمه زايمان كرد، ولى از او خونى نديدم ؟ فرمود: اسماء فاطمه (عليها السلام ) حوريه است كه به شكل انسان آفريده شده است .(357)
فاطمه (عليها السلام ) تمام حقيقت زن
امام خمينى (رحمة الله عليه ) درباره حضرت فاطمه زهراء (عليها السلام ) مى فرمايند:
تمام ابعادى كه براى زن و براى يك انسان متصور است ، در فاطمه زهراء (عليها السلام ) جلوه كرده است . يك زن معمولى نبوده است ، يك زن روحانى ، يك زن ملكوتى ، يك انسان به تمام معنا انسان ، تمام نسخه انسانيت ، تمام حقيقت زن ، تمام حقيقت انسان .
او زن معمولى نيست . او موجودى ملكوتى است كه در عالم به صورت انسان ظاهر شده است ، بلكه موجودى الهى و جبروتى كه در صورت يك زن ظاهر شده است .(358)
فاطمه (عليها السلام ) حقيقت ليلة القدر
مردى نصرانى به خدمت امام موسى كاظم (عليه السلام ) شرفياب شد و در بين سؤ الات متعددى كه بيان داشت ، تفسير باطن آيات اول سوره دخان را جويا شد.
حم و الكتب المبين انا انزلنه فى اليلة مبركة انا كنا منذرين فيها يفرق كل اءمر حكيم حم ، سوگند به اين كتاب روشنگر كه ما آن را در شبى پر بركت نازل كرديم ، ماهمواره انذار كننده بوده ايم در آن شب هر امرى بر اساس حكمت الهى تدبير و جدا مى گردد.(359)
امام در پاسخ فرمود: امام ((حم )) محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) است و ((كتاب مبين )) على (عليه السلام ) مى باشد و اما ((الليلة )) فاطمه (عليها السلام ) مى باشد.(360)
مصحف فاطمه (عليها السلام )
ابوبصير مى گويد: از امام محمد باقر (عليه السلام ) در مورد مصحف پرسيدم ، فرمود: مطالبى است كه پس از در گذشت پدرش ، حضرت رسول بر ايشان نازل شد.
گفتم : آيا از قرآن چيزى در آن هست ؟ فرمود: چيزى از قرآن در آن نيست . عرض كردم : آن را برايم توصيف فرماييد! فرمود: آن داراى دو جلد از جنس ‍ زبرجد قرمز است و به اندازه طول و عرض يك برگ مى باشد. عرض كردم : ورقه و برگ آن از چيست ؟ فرمود: از در سفيد كه با گفتن كلمه ((كن )) به وجود آمده است . عرض كردم : چه چيزى در آن نوشته شده است ؟ فرمود: اخبار آنچه تا به حال بوده است و آنچه كه تا روز قيامت خواهد بود و اخبار هر يك از آسمانها و تعداد فرشتگان هر يك از آنها، نامهاى فرستادگان خدا از انبياى مرسل و غير مرسل و اقوامى كه اينان بر آنها مبعوث شده اند.
اسامى مخالفان و گروندگان به آنها، اسامى تمام مؤ منان و كافران از آغاز تا پايان آفرينش ، نامهاى هر شهر و آمار كافران ... اسامى همه آفريدگان و مدت عمر آنها، تعداد كسانى كه وارد بهشت مى شوند. تعداد جهنميان و نامهاى هر يك از آن دو گروه و نيز علم قرآن به همان گونه كه نازل شده و همچنين علم تورات و انجيل و زبور به همان ترتيب نزول و تعداد درختان و سنگريزه هاى هر شهر و ديار وجود دارد.
حضرت باقر (عليه السلام ) فرمود: خداوند اين مصحف را توسط جبرائيل ، ميكائيل و اسرافيل نزد آن حضرت فرستاد. اين نزول در ثلث دوم شب جمعه در هنگامى كه حضرت در محراب خود به نماز ايستاده بود واقع شد.
فرشتگان پس از اتمام نماز از حضرت به او سلام كردند و گفتند: خداوند به تو سلام مى رساند و سپس مصحف را در دامان آن حضرت گذاشتند، حضرت فرمود: سلام مخصوص خداوند و از سوى او و به سوى اوست و بر شما اى فرشتگان خدا سلام و سلامتى باد. آنگاه فرشتگان به آسمان رفتند، حضرت پس از نماز صبح تا سر ظهر مشغول خواندن و مطالعه آن بود تا اينكه به آخرش رسيد. راوى مى گويد: عرض كردم : فدايتان شوم ، پس ‍ از آن حضرت ، اين مصحف به چه كس منتقل شد؟ فرمود: آن را به على (عليه السلام ) داد و پس از شهادت على (عليه السلام ) به امام حسن (عليه السلام ) و بعد به امام حسين (عليه السلام ) و بعد نزد اهلش باقى مى ماند تا اينكه به صاحب اين امر واگذار كند. عرض كردم :
اين علم بسيار زياد است !! فرمود: اى ابا محمد! آنچه را كه من به تو گفتم ، دو برگ اول آن بود و مطالب پس از ورقه دوم را براى تو نگفتم و حتى يك حرف از آن را هم بازگو نكردم .(361)
پوشش از نامحرم
عمران بن حصين مى گويد:
روزى پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) به من فرمود: با من به ديدن فاطمه (عليها السلام ) نمى آيى ! عرض كردم : چرا يا رسول الله ! مايل به ديدار او هستم . با هم به طرف منزل فاطمه (عليها السلام ) رفتيم . در زديم و پيامبر از فاطمه رخصت خواست و فاطمه (عليها السلام ) اجازه ورود داد. وسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: آيا با كسى كه همراه من است داخل شوم ؟ فاطمه (عليها السلام ) گفت : جز پارچه اى پشمين وسيله اى براى پوشش و ستر خود ندارم .
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) دستور پوشش دادند كه چنين و چنان خود را بپوشان تا وارد شويم . فاطمه (عليها السلام ) عرض كرد: چيزى كه سرم را بپوشاند ندارم ، پيامبر پارچه اى كهنه به همراه داشت ، فرمود: با اين پارچه سرت را بپوشان . پس فاطمه (عليها السلام ) خود را پوشاند و ما وارد شديم .(362)
نور تبسم فاطمه (عليها السلام )
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود:
در آن هنگام كه بهشتيان در بهشت برخودار از نعمت و دوزخيان در آتش ‍ گرفتار عذابند، براى بهشتيان نورى مى درخشد، از يكديگر مى پرسند: اين نور چيست ؟ شايد پروردگار با عزت و اقتدار بر ما توجه فرموده و به ما نظر افكنده است ؟! رضوان (فرشته نگهبان بهشت ) به آنان مى گويد: نه على (عليه السلام ) با فاطمه (عليها السلام ) مزاحى كرده و او(فاطمه لبخند زده است ، اين نور از بين دندانهاى او درخشيده است .(363 )
فصل نهم : پس از رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم )
ناله هاى حضرت زهراء (عليها السلام ) در فراق پدر
كسى از اهل زمين نمى تواند گريه كننده اى گريان تر و نالانتر از فاطمه زهراء (عليها السلام ) بيابد. مدت هفت روز از رحلت رسول گرامى مى گذشت كه حضرت در منزل نشسته بود و هر روز گريه اش از روز قبل زيادتر مى گرديد. روز هشتم از خانه بيرون آمد، زنها هم او را همراهى مى كردند، و چراغها را خاموش كردند تا چهره آنان مشخص نباشد. صديقه طاهره پدر را صدا مى زد و ناله مى كرد و زنان هم او را همراهى مى كردند.
و ابتاه ! و اصفياه ! وا محمداه ! وا ابالقاسماه !
آنگاه حركت كرد و نحوه حركت كردن و لباس پوشيدن آن حضرت درست مانند رسول خدا بود تا به قبر پدر نزديك شد. وقتى كه نگاهش به جاى اذان افتاد بى هوش شد بعد از اينكه به هوش آمد چنين گفت :

next page

fehrest page

back page