اى دوستداران فاطمه ! به گوشه هاى چادر بانوى زنان جهانيان چنگ زنيد! و كسى از دوستداران حضرت باقى نمى ماند مگر اينكه به گوشه اى
از اطراف چادر آن حضرت باقى نمى ماند مگر اينكه به گوشه اى از اطراف چادر آن حضرت چسبيده است تا اينكه بيش از هزار فئام و هزار فئام به
آن چنگ مى زنند و مى چسبند. گفتند: يك فئام چقدر است ؟ فرمود: هزار هزار كه به وسيله آن حضرت از آتش نجات مى يابند.(238)
توقف فاطمه (عليها السلام ) در مدخل جهنم
از محمد بن مسلم روايت شده كه گويند: از حضرت باقر (عليه السلام ) شنيدم كه مى فرمود: حضرت زهراء (عليها السلام ) در
مدخل جهنم توقفى ويژه مى نمايد. در روز قيامت بر پيشانى هر كس ((مؤ من يا كافر)) نوشته شده است . به كسانيكه گناهان زيادى انجام داده
اند دستور داده مى شود كه وارد آتش جهنم شوند.
فاطمه زهراء (عليها السلام ) بين دو چشم او مى خواند كه وى ((دوستدار اهل بيت )) است . آنگاه مى گويد: اى خدا و اى مولاى من ! تو مرا فاطمه
ناميدى و به وسيله من آن كس را كه من و ذريه ام را دوست مى دارد، از آتش جدا مى سازى ، و وعده تو راست است و تو از نويدى كه داده اى تخلف نمى
كنى .
خداوند متعال مى فرمايد: راست مى گويى اى فاطمه ! من تو را فاطمه ناميده و به وسيله تو، كسى كه تو را دوست داشته باشد و به ولايت
پذيرفته ، و ذريه تو را دوست داشته و به ولايت پذيرفته باشد، از آتش نجات مى دهم . وعده من حق است و از آن تخلف نمى كنم هر كس را كه بر
پيشانيش بخوانى كه مؤ من است ، دستش را بگير و به بهشت واردش ساز. (239)
سخن گفتن با جبرئيل
امام خمينى (رحمة الله عليه ) در يكى از بيانات خود، در ايام شهادت حضرت زهراء (عليها السلام ) و در ملاقات با زنان مى فرمايند:
((مساءله آمدن جبرئيل براى كسى يك مسئله ساده نيست ، خيال نشود كه جبرئيل براى هر كس مى آيد و امكان دارد بيايد، اين يك تناسب لازم است بين روح
آن كسى كه جبرئيل مى خواهد بيايد و مقام جبرئيل كه روح اعظم است ... و اين تناسب بين
جبرئيل كه روح اعظم است و انبياء درجه اول بوده است .
مثل رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) و موسى و عيسى و ابراهيم و
امثال اينها، بين همه كس نبوده است . بعد از اين هم بين كسى ديگر نشده است . حتى درباره ائمه (عليها السلام ) هم من نديده ام كه وارد شده باشد، اين
طور كه جبرئيل به آنها نازل شده باشد فقط اين كه براى حضرت زهراء (عليها السلام ) است كه من ديده ام كه
جبرئيل به طور مكرر در اين هفتاد و پنج روز وارد مى شده و مسائل آينده اى كه بر ذريه او مى گذشته است اين
مسائل را مى گفته است و حضرت امير هم ثبت مى كرده است ... در هر صورت من اين شرافت و فضيلت را از همه فضائلى بزرگ است - اين فضيلت را
من بالاتر از همه مى دانم كه براى غير انبياء (عليه السلام ) آن هم نه همه انبياء براى طبقه بلاى انبياء كه در رتبه آنهاست ، براى كسى ديگر
حاضر نشده و با اين تعبيرى كه مراوده داشته است جبرئيل در اين هفتاد و چند روز، براى هيچ كس تا كنون واقع نشده و اين از فضائلى است كه از
مختصات حضرت صديقه (عليها السلام ) است .(240)
فاطمه و اهل بيت (عليه السلام ) در كشتى نوح
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: هنگامى كه خداوند متعال اراده فرمود كه قوم نوح را نابود كند، به او دستور داد تا درخت ساج را
قطع كند، بعد جبرائيل فرود آمد و شكل كشتى را به او نشان داد و صندوقچه اى كه در آن صد و بيست و نه هزار ميخ در آن بود برايش آورد. نوح غير
از پنج ميخ تمام آنها را در آن كشتى به كار گرفت .
وقتى كه دستش را به يكى از آن پنج ميخ زد، آن ميخ در دست او همچون ستاره اى نورانى تابيد. نوح متحير و شگفت زده شد. خداوند آن ميخ را به
زبان فصيح و گويا به نطق آورد و گفت : من به نام بهترين پيامبران ((حضرت محمد (لله عليه و آله و سلم ))) مى باشم .
جبرائيل نزد او آمد، نوح به او گفت : اى جبرائيل اين چه ميخى است كه تا كنون چيزى شبيه به آن نديده ام ؟
گفت : اين ميخ به نام ((محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ))) بهترين انسانها از اولين تا آخرين مى باشد. آن را در جلوى راست كشتى به كار
گرفت . بعد دستش را به ميخ دوم زد، نورى از آن درخشيد و اطراف را روشن كرد. نوح پرسيد: اين ميخ چيست ؟
جبرائيل پاسخ داد: ميخ برادر و پسر عمويش على (عليه السلام ) است . آن ميخ را در قسمت جلو سمت چپ كشتى كوبيد. بعد دستش را به ميخ سوم زد، آن
نيز درخشيد و اطراف را روشن كرد، جبرائيل گفت : اين ميخ فاطمه (عليها السلام ) است . آن را در كنار ميخ پدرش كوبيد.
بعد دستش را به ميخ چهارم زد آن نيز درخشيد و اطراف را روشن كرد. جبرائيل به او گفت : اين ميخ حسن (عليه السلام ) است . آن را در كنار ميخ پدرش
على (عليه السلام ) كوبيد. بعد دستش را به ميخ پنجم زد، نورى درخشيد و صداى گريه بلند شد و نمناك گشت ، نوح پرسيد: اى
جبرائيل ! اين نم وترى چيست ؟
پاسخ داد: اين ميخ حسين سيدالشهدا (عليه السلام ) است . آن را در كنار ميخ برادرش كوبيد. آنگاه
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: خداوند متعال فرموده است .
و حملناه على ذات الواح و دسر؛ او را بر چوبها و ميخها سوار كرديم )).
ميخهاى آن ما هستيم و اگر ما نبوديم كشتى ، ساكنانش را حركت نمى داد.(241)
فاطمه سبب سجده ملائكه بر آدم
ابوسعيد خدرى مى گويد: در خدمت رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) نشسته بوديم كه مردى از راه رسيد و از حضرت درخواست كرد تا
درباره قول خداوند: ((استكبرت ام كنت من العالين ))(242) توضيح داده و بفرمايد اينان چه كسانى هستند كه حتى از ملائكه مقربين برتر و
والاترند؟
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: منظور از آنان من ، على فاطمه ، حسن و حسين مى باشيم كه در سراق عرش ، دو هزار
سال پيش از خلقت آدم ، خداوند را تسبيح مى كرديم ، و ملائكه با تسبيح ما تسبيح مى كردند. هنگامى كه خداوند آدم را آفريد به ملائكه دستور
فرمود كه بر او سجده كنند، پس ملائكه ماءمور به سجده نشده بودند مگر به خاطر وجود ما. همه فرشتگان به امر خداوند سر اطاعت نهادند مگر
ابليس كه نافرمانى كرد و از سجده كردن امتناع ورزيد. خداوند متعال به او فرمود: ((اى ابليس ! چه چيز تو را بازداشت از اينكه بر آنچه كه من
با دست قدرت خود آفريدم سجده كنى ؟ آيا استكبار ورزيدى يا از موجودات عالى و برتر بودى ؟)) يعنى از اين پنج تن كه اسامى آنان در
سرداق عرش نوشته شده است .
پس رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمودند: ما هستيم آن باب خدايى كه از آن در وارد مى شوند و هدايت يافتگان به وسيله ما هدايت مى
گردند. هر كس ما را دوست داشته باشد خداوند او را دوست داشته و به بهشت خود واردش مى سازد و هر كس با ما دشمنى كند خداوند او را دشمن داشته
و به آتش داخل مى كند. دوست ندارد ما را مگر كسى كه در دامان پاك و پاكيزه زاده شده باشد.(243)
حضرت فاطمه (عليها السلام ) در آيه مباهله
در كتاب بحارالانوار مرحوم مجلسى (رضوان الله تعالى عليه ) به نقل از اميرالمؤ منين على (عليه السلام ) آمده است : گروهى از نصاراى نجران
پيش رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) آمدند كه سه تن از آنان جزء بزرگان و دو تن از مشاهير يهود بودند. آنها آمده بودند تا
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) را بيازمايند. پس از سؤ ال و جوابهايى كه با پيامبر داشتند، نصارى پيرامون حضرت مسيح (عليه
السلام ) سؤ ال كردند. اسقف كه يكى از بزرگان آنان بود پرسيد: پدر عيسى كه بود؟ پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) ساكت شدند.
جبرئيل فرود آمد و گفت : او روح خدا و كلمه او بود. اسقف گفت : آيا روح بدون بدن مى شود؟
پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) ساكت ماندند، در اين هنگام وحى الهى
نازل شد:
ان مثل عيسى عندالله كمثل آدم خلقه من تراب ثم قال له كن فيكون (244)
اين جواب كه حضرت عيسى از خاك است بر اسقف گران آمد. سپس گفت : اى محمد (صلى الله عليه و آله و سلم )! اين مطلب را به در تورات و نه در
انجيل و نه در زبور يافته ايم ، مطلبى است كه فقط تو مى گويى . پس خداوند وحى فرمود:
فقل تعالوا ندع ابنائنا و ابنائكم و نسائنا و نسائكم و انفسنا و انفسكم ثم
نبتهل فنجعل لعنة الله على الكاذبين .(245)
پس اسقف و همراهان گفتند. وقت مباهله را معين نما پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمودند: انشاء الله فردا صبح .
صبح پس از نماز رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) دست على (عليه السلام ) را گرفت و او را پيش خود قرار داد و فاطمه (عليها السلام )
را از پشت سر و حسن و حسين (عليه السلام ) را در سمت راست و چپ خود قرار داد و به آنان فرمود: وقتى كه من دعا كردم شما آمين بگوئيد. آنگاه به
حالت دعا زانو بر زمين نهادند.
وقتى كه مسيحيان اين حالت و افراد را مشاهده كردند پشيمان گشته و گفتند: سوگند به خدا كه او پيامبر است . يا به عبارتى اسقف نجران (246
) گفت : اى گروه و جماعت نصارى ! من چهره هايى مى بينم كه اگر از خدا بخواهند كوه را نابود كند حتما آن را نابود خواهد شاخت . پس آمدند در
برابر رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) نشستند و گفته : اى اباالقاسم ! ما را از مباهله معاف دار. پيامبر فرمود: بسيار خوب ، ولى به
شما مى گويم كه اگر با شما مباهله مى كردم روى زمين حتى يك نصرانى باقى نمى ماند مگر آنكه هلاك مى شد.(247)
ويژگيهاى خاص حضرت فاطمه (عليها السلام )
حضرت فاطمه زهراء (عليها السلام ) در زندگى خود داراى ويژگى خاصى بودند. از ابتداى خلقت تا پايان عمر، كه عبارتند از:
1 - اولين ويژگى آن حضرت خلقت آن حضرت است از نور خدا امام صادق (عليه السلام ) از پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) روايت مى كنند كه
: خداوند عز و جل فاطمه (عليها السلام ) را از نور خود خلق كرد قبل از آنكه آدم را بيافريند. و نام فاطمه مشتق شده از نام خداوند به پيامبر (صلى
الله عليه و آله و سلم ) دستور مى دهد كه چهل روز در خلوت ، شبها به عبادت و روزها را روزه دارى كند و بعد از اتمام اين مدت براى او طعام بهشتى
مى فرستد.
2 - يكى ديگر از ويژگيهاى منحصر به فرد صديقه طاهره (عليها السلام )، تكلم كردن او در رحم با مادر عزيزش بود كه او را در سختيهاى تسلى
مى داد.
3 - سومين ويژگى آن حضرت اينكه : به هنگام تولدش برترين زنان قابله اش بودند و بعد از تولد نور وجودش تمام خانه هاى مكه را روشن
كرد و او را با آب كوثر شستشو دادند و او لب به سخن گشود كه خدايى جز الله نيست و پدرم پيامبر خدا و شوهرم جانشين او و فرزندانم امامان
بعد از او هستند.
هم چنين در روايت آمده است كه حورالعين و بهشتيان يكديگر را در ولادت آن حضرت بشارت دادند و جشن ميلاد گرفتند.
4 - رشد و نمو آن حضرت : امام صادق (عليه السلام ) فرمود: فاطمه (عليها السلام ) رشد جسمى خود را آغاز نمود به طورى كه در هر روز به
اندازه يك هفته و در هر هفته به اندازه يك ماه و در هر ماه به اندازه يك سال كودكان هم سن خود رشد مى نمود.
5 - ازدواج آسمانى : عقد او در آسمانها بسته شد، پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) به على (عليه السلام ) فرمود: كه يا على عده اى از مردم
مرا در مورد ازدواج فاطمه سرزنش كرده و گفتند: او را به مرد فقيرى دادى ، به آنان گفتم : من او را به همسرى على (عليه السلام ) در نياوردم ،
بلكه خداوند واسطه اين ازدواج بود، همانا خداوند مى فرمايد: اگر على (عليه السلام ) را نيافريده بودم براى دخترت فاطمه بر روى زمين از آدم
تا كنون كفو و همتايى نبود.
6 - مهريه آسمانى : از پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) در مورد مهريه فاطمه در آسمان سؤ
ال شد. حضرت فرمود: مهريه اش در آسمان خمس زمين است و هر كس در آن راه رود و نسبت به او و شوهرش و فرزندانش كينه داشته باشد. تا روز
قيامت به صورت حرام بر آن راه برفته است .
7 - او اولين زن طاهره بود. فاطمه زهراء (عليها السلام ) از همه آلودگيها و پليديها پاك بود و هرگز خون حيض و نفاس نديد و تا زنده بود
خداوند زنان ديگر را بر على (عليه السلام ) حرام كرده بود.
8 - عصمت فاطمه (عليها السلام ): او تنها زن معصوم اسلام است كه آيه قرآن درباره او و
اهل بيت (عليه السلام ) نازل شده است .
انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهر كم تطهيرا(248)
در معصوم بودن او همين بس كه خداوند بواسطه خشم او خشمگين و به واسطه رضاى او راضى مى شود.
9 - فرشتگان خدمتكار فاطمه (عليها السلام ): روايت شده است كه آن حضرت گاهى در نماز بود و فرزندش گريه مى كرد و مشاهده كه فرشتگان
گهواره اش را حركت مى دادند و يا اينكه آسياى دستى آن حضرت را مى چرخانند.
10 - محدثه بود: يعنى با فرشتگان صحبت مى كرد. بعد از رحلت پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرشتگان الهى بر او فرود مى آمدند و
با او صحبت مى كردند و مصحف را بر او نازل كردند.
امام صادق (عليه السلام ) فرمود: فاطمه زهراء (عليها السلام ) را محدثه ناميده اند، زيرا كه فرشتگان آسمان فرود آمده و با ايشان گفتگو كردند
همانگونه كه مريم دختر عمران را مورد ندا قرار داده اند. فرشتگان آسمانى به فاطمه زهراء (عليها السلام ) گفتند: اى فاطمه ! خدا تو را انتخاب
كرده و پاك نموده و بر زنان عالم و برترى بخشيده است .(249)
11 - اولين شخصى كه بعد از پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) وارد بهشت مى شود.
12 - پنهانى بودن قبرش بعد از 1400 سال . اين از ويژگيهاى خاص آن حضرت مى باشد.
محبوبيت نام فاطمه (عليها السلام ) در نزد ائمه (عليه السلام )
اين نام مقدس يعنى ((فاطمه ))نزد اهل بيت (عليه السلام ) بسيار دوست داشتنى و محبوب بود آنان اين نام را گرامى مى داشتند و هر كس را كه به
اين نام ناميده مى شد احترام مى نمودند.
((امام صادق (عليه السلام ) از يكى از يارانش كه خدا به وى دخترى عنايت فرموده بود، سؤ
ال كردند: او را چه نام نهاده اى ؟ عرض كرد: فاطمه اش نام نهاده ام . حضرت فرمودند: فاطمه ! درود خدا بر فاطمه باد.
پس بدان چون اين نام را بر او نهاده اى مواظب باش سيلى بر صورتش نزنى و به او بد نگويى و گراميش بدارى .
همچنين در وسائل الشيعه از سكونى نقل شده است كه :
بر امام صادق (عليه السلام ) وارد شدم در حالى كه گرفته و افسرده بودم . سؤ
ال فرمودند: اى سكونى چه غمى دارى ؟
عرض كردم : دخترى برايم به دنيا آمد. فرمودند: او را چه ناميده اى ؟ عرض كردم : فاطمه . فرمودند: آه ، آه ، آه ، سپس اضافه كردند: بدان اگر
او را فاطمه نام نهاده اى ، لعن و دشنام مده و او را مزن . از امام كاظم (عليه السلام )
نقل شده است كه :
((فقر در خانه اى كه نام محمد و فاطمه در آن باشد وارد نمى شود)).(250)
نرو افشانى حضرت زهراء (عليها السلام )
ابان بن تغلب نقل مى كند كه به امام صادق (عليه السلام ) عرض كردم : اى پسر
رسول خدا! چرا فاطمه دختر پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) زهراء ناميده شد.
آن حضرت فرمودند: براى اينكه فاطمه (عليها السلام ) درخشان مى شد براى على (عليه السلام ) در هر روز سه مرتبه ، با نورى كه در حين نماز
از صورتش درخشان مى شد.
وقت نماز صبح هنگامى كه مردم در خانه ها بسر مى بردند، سفيدى آن نور به خانه هاى مدينه
داخل مى شد به طورى كه اطاقهايشان سفيد مى شد. مردم از اين موضوع تعجب مى كردند، به نزد
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) رفته و از آنچه اتفاق افتاده بود از حضرت سؤ
ال مى كردند. رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) آنها را به طرف منزل فاطمه (عليها السلام ) مى فرستاد. آنها به
منزل حضرت فاطمه مى فرستادند، حضرت را در حالى مى ديدند كه در محرابش به نماز ايستاده و نور از محراب عبادتش ساطع مى شود و آن نور
از صورت حضرت زهراء (عليها السلام ) پخش مى شود. بنابر اين مى فهميدند نورى كه به خانه هايشان
داخل شده ، از نور آن حضرت است .
پس از آن هنگامى كه روز به نيمه مى رسيد و فاطمه مشغول نماز ظهر مى شد از صورتش نور زردى ساطع مى شد. اين نور به حدى بود كه زردى
آن داخل خانه هاى مدينه مى شد، به گونه اى كه لباسها و رنگ رخسار آنها را زرد مى كرد. آنها دوباره خدمت پيامبر رفته و از ايشان درباره اين
نور پرسش مى كردند و حضرت مجددا آنها را به خانه حضرت فاطمه مى فرستاد و آنها حضرت را در محراب عبادت مى ديدند در حالى كه نور
صورتش پرتو افشانى مى كرد. چون روز به پايان مى رسيد و خورشيد غروب مى كرد صورت فاطمه (عليها السلام ) از شادى و شكرگذارى
پروردگار سرخ شده و پرتو افشانى مى كرد و سرخى صورتش خانه هاى مردم را سرخ مى كرد. آنها دوباره نزد پيامبر (صلى الله عليه و آله
و سلم ) مى آمدند و از اين موضوع سؤ ال مى كردند و حضرت آنها را به خانه دخترش رهنمون مى ساخت . آنها پس از ورود به
منزل فاطمه (عليها السلام ) مى ديدند كه آن حضرت نشسته و به تسبيح و تمجيد خداى
متعال مشغول است و نور از صورت مباركش پرتو افشانى مى كند. سپس مى دانستند كه آنچه اتفاق مى افتاده ، از نور صورت فاطمه (عليها السلام
) بوده است .
|
فاطمه نور خدائى داشتست | |
در دلش مهر خدايى كاشتست | |
نور او نور محمد نور حق | |
زين سبب ناميم او را حور حق | |
يك زمان وقت نماز صبح بود | |
موقع راز و نياز صبح بود | |
نورى از وجه جميلش شد نمون | |
جمله اجزاء هستى سبزگون | |
گفت اى پيغمبر كه اين نور جلى | |
از جبين دخترم شد منجلى | |
دخترم نور خدا بودست و هست | |
از شما مردم جدا بودست و هست |
دخترم ، طاهره مطهره است
از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) راجع به كلمه بتول سؤ ال كردند. عرض كردند: يا
رسول الله ! از شما شنيده ايم مريم بتول است و فاطمه نيز بتول است . فرمودند:
بتول كسى است كه هرگز خون نديده ، چون كه خون ريزى ماهانه در دختران انبياء ناپسند است .
اسماء بنت عميس مى گويد: در فاطمه (عليها السلام ) خون حيض نديدم و به هنگامى كه حصن (عليه السلام ) را به دنيا آورد از خون نفاس عارى
بود. رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمودند: آيا نمى دانى كه دخترم طاهره و مطهره است و در او به هنگام حيض و زايمان خون ديده نمى
شود.
هم چنين امام صادق (عليه السلام ) مى فرمايند: خداى متعال تا زمانى كه فاطمه زهراء در قيد حيات بودند ديگر زنان را بر على (عليه السلام )
حرام فرمودند بود. سؤ ال شد، چرا يا بن رسول الله ؟ فرمودند: زيرا كه او طاهره اى بود كه هيچگاه حائض نمى گرديد.(251)
انگشتر دنيايى يا تخت بهشتى ؟
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) از هر فرصتى براى تربيت جسمى و روحى فاطمه (عليها السلام ) استفاده مى كرد تا از او دخترى نمونه
، همسرى نمونه و مادرى نمونه بسازد، تا الگويى ديگران باشد.
ابن شهر آشوب نقل مى كند:
روزى حضرت فاطمه (عليها السلام ) از پدرش رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) تقاضاى انگشترى نمود، پيغمبر به او فرمود: مى خواهى
چيزى به تو ياد دهم كه از انگشتر بهتر باشد؟ سپس به او فرمود: هرگاه نماز شب خود را خواندى از خدا بخواه كه به حاجت خود مى رسى !
فاطمه (عليها السلام ) به دستور پدر اين كار را انجام داد. هاتفى او را ندا داد: اى فاطمه (عليها السلام )! آنچه را خواسته اى در زير ((مصلى
))و جاى نماز تو است . فاطمه حاى نماز را بلند كرد، زير آن انگشتر ياقوتى را كه به قيمت در نمى آمد مشاهده نمود. آن را بر داشته به انگشت
كرد و مسرور شد.
چون شب شد در خواب ديد گويا در بهشت است و سه قصر را مشاهده كرد كه مانند آنها در بهشت نبود، پرسيد: اين قصرها از آن كيست ؟ گفتند: فاطمه
دختر محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ). فاطمه (عليها السلام ) داخل يكى از آن قصرها شد و گردشى كرد. تختى در آنجا ديد كه سه پايه داشت
. پرسيد: اين تخت چرا سه پايه دارد؟ گفتند: چون صاحب اين تخت از خدا انگشترى در خواست كرده ، به همين جهت يكى از پايه هاى اين تخت را
برداشته و براى او انگشتر درست كرده و به او داده اند و از اين جهت اين تخت روى همين سه پايه مانده است . فاطمه (عليها السلام ) از خواب بيدار
شد. چون صبح شد، پيش پدر آمد و خوابى را كه ديده بود براى پدر تعريف كرد. حضرت به او فرمود: دنيا از آن شما نيست و آخرت بهره شما
است و وعده گاه شما بهشت خواهد بود، شما را با دنياى فانى و پر از فريب كارى نيست . سپس به او دستور داد كه به همان ترتيب انگشتر را زير
((مصلى ))و جانماز خود بگذارد. فاطمه (عليها السلام ) طبق دستور پدر
عمل كرد. شب در خواب بهشت را ديد و داخل همان قصر شده و آن تخت را مشاهده كرد كه روى چهار پايه است و چون علت را پرسيد گفتند: انگشتر
برگشت و تخت به حال نخستين روى چهار پايه استوار گرديد.(252)
|
عالم صدف است و فاطمه گوهر اوست | |
گيتى عرض است و اين گوهر جوهر اوست | |
در قدر و شرافتش همين بس كه ز خلق | |
احمد پدر است و مرتضى شوهر اوست |
پوشش در مقابل مرد نابينا
از على بن الحسين امام سجاد (عليه السلام ) نقل شده است كه فرمود:
مردى كورى از فاطمه زهراء (عليها السلام ) اجازه خواست كه به خانه آن حضرت وارد شود. حضرت فاطمه (عليها السلام ) خود را از وى پوشانيد.
پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) با ديدن اين منظره فرمودند: چرا خود را از او پوشاندى و
حال آنكه او تو را نمى بيند. حضرت پاسخ دادند: اگر او مرا نمى بيند من كه او را مى بينم ، و به علاوه شامه او بوى مرا استشمام مى نمايد.
پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمودند: شهادت مى دهم كه تو پاره تن من هستى !.(253)
شفاعت فاطمه (عليها السلام ) از گريه كنندگان حسين (عليه السلام )
روايت شده است هنگامى كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) به دخترش از كشته شدن فرزندش حسين (عليه السلام ) و مصائب آن حضرت
خبر داد، فاطمه (عليها السلام ) بسيار گريست و گفت : پدرجان ! اين حادثه چه وقت اتفاق خواهد افتاد؟ فرمود: هنگامى كه من و تو و على نباشيم .
گريه حضرت فاطمه (عليها السلام ) شدت يافت و گفت : پدرجان ! پس چه كسى بر او گره مى كند و چه كسى عزاى او را بر پاى مى دارد؟
حضرت فرمود: اى فاطمه ! زنان امت من بر زنهاى اهل بيتم و مردانشان بر مردان
اهل بيتم گريه خواهند كرد و نسلى پس از نسل ديگر هر سال عزادارى را تجديد مى كنند. روز قيامت كه بر پا مى شود، تو شفيع زنان مى شوى و من
شفيع مردان و هر يك از آنان كه بر مصيبت حسين (عليه السلام ) گريه كنند دستش را مى گيريم و او را به بهشت وارد مى نماييم .
اى فاطمه ! در روز قيامت همه چشمها گريانند به جز چشمى كه بر مصيبت حسين (عليه السلام ) گريه كرده باشد.(254)
وجه نامگذارى فاطمه (عليها السلام )
امام صادق (عليه السلام ) از رسول (صلى الله عليه و آله و سلم ) نقل مى كنند كه :
پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) به على (عليه السلام ) فرمودند: آيا مردانى فاطمه (عليها السلام ) چرا به اين نام ناميده شده است ؟ على
(عليه السلام ) عرض كردند: نه يا رسول الله . رسول مكرم فرمودند: زيرا كه آتش بر وى و شيعيانش ممنوع گرديده است .
همچون حضرت رضا (عليه السلام ) چنين فرمودند: شنيدم رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) مى فرمودند: فاطمه را فاطمه نايمده اند، زيرا
كه خداى تبارك و تعالى وى و فرزندانش را از آتش باز داشته و بر كنار داشته اند. البته آن فرزندانى از ايشان كه خدا را ملاقات كنند در حالى
كه ايمان به پروردگار داشته و بر آنچه نيز كه بر من نازل گرديده اعتقاد داشته باشند.(255)
نزديكترين حالات زن
روزى رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) از اصحابش سؤ ال فرمود: زن چيست ؟ گفتند عورت (به معناى شرم و حيا)) است . حضرت
فرمود: در چه زمان و چه حالتى او نزديكتر به پروردگار خود مى باشد؟ اصحاب جواب اين سؤ
ال را ندانستند. هنگامى كه حضرت فاطمه (عليها السلام ) اين مطلب را شنيد، فرمود: نزديكترين حالت او به پروردگارش زمانى است كه در اندرون
خانه اش به سر مى برد. رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: همانا فاطمه پاره تن من است .(256)
فاطمه (عليها السلام ) مصداق آيات قرآن
بر اساس رواياتى كه مورد قبول و اتفاق شيعه و سنى است حضرت فاطمه (عليها السلام ) مصداق آيات متعددى از قرآن است كه از آن جمله :
1 - مصداق خير كثير: خداى متعال در قرآن او را كوثر يا خير كثير ناميد.
انا اعطيناك الكوثر...(257).
اساس نزول آن ، سخن مشركان در مورد پيامبر بود كه خداوند پيامبر را به خير كثير از
نسل فاطمه بشارت مى دهد و شماتت كنندگان پيامبر را ابتر مى نامد.
2 - مصداق آيه قدر: امام صادق (عليه السلام ) در تفسير و معنى آيه
((انا انزلناه فى اليلة القدر))(258)
فاطمه (عليها السلام ) را معنى آن دانسته و مصداق كسى مى داند كه در شب قدر
نازل شده است .
3 - مصداق آيه ((نسائنا)) در داستان مباهله كه بين پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) و مسيحيان نجران پديد آمد، پيامبر از ميان زنان و اقوام
فقط حضرت فاطمه (عليها السلام ) را مصداق آيه ((نسائنا)) قرار داد و بقيه را خارج كرد.
4 - مصداق آيه تطهير:
انما يريد الله اليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهر كم تهيرا.(259)
اين آيه در مورد پيامبر و على و فاطمه و حسن و حسين (عليه السلام ) نازل شد. بعد از
نزول آهى - به گفته انس بن مالك - پيامبر شش ماه يا به روايتى تا آخر عمر شريفش هنگام طلوع فجر از خانه بيرون مى آمد و رهسپار مسجد مى شد
و مرتب در آن هنگام مقابل در خانه فاطمه (عليها السلام ) مى ايستاد و مى فرمود:
اهل بيت من ! به ياد نماز باشيد خداوند مى خواهد از شما اهل بيت هرگونه پليدى را دور كند.(260)
5 - مصداق آيه ذى چ :
قل الا اساءلكم عليه اجرا الا المودة فى القرى .(261)
فاطمه (عليها السلام ) از نظر خويشاوندى نزديگترين ذى القربايى است كه در قرآن مودت او در خواست شده است . اين فاطمه است كه خون پيامبر
در رگهاى او جارى است و بضعه رسول و پاره تن رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) است .
6 - مصداق آيه ايثار و اطعام :
و يوثررون على انفسهم و لو كان بهم خصاصة (262)
و مصداق آيه
و يطعمون الطعام على حبه مسكينا و يتيما و اسيرا.(263)
فاطمه است كه به همراه على و فرزندانش و فضه افطارى خود را در راه خدا دادند و با آن روزه خود را افطار كردند. و اين
عمل شايسته سه روز پى در پى ادامه يافت .
7 - مصداق آيه اهل بيت :(264) فاطمه (عليها السلام ) مصداق كامل اهل بيت
رسول خداست كه در دامان وحى پرورش يافته ، و كاملترين افراد و عزيزترين آنها در نزد
رسول خداست . در حديث كساء مى خوانيم كه پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) كسانى خود را روى فاطمه على و حسن و حسين (عليه السلام )
انداخت و فرمود: خدايا اينان اهل بيت و خاندان من هستند و به ام سلمه فرمود: تو به خير و نيكى هستى ولى از
اهل بيت من نيستى .
8 - مصداق آيه :
لن تنالو البر حتى تنقوا مما تحبون .(265)
اين آيه اشاره به هديه دادن آن حضرت در شب عروسى است . كه در شب عروسى فقيرى از آن حضرت درخواست لباس كهنه اى كرد كه آن حضرت
لباس نو خود را به آن فقير هديه داد.
9 - مصداق آيه :
((مرج البحرين يلتفيان ...))(266)
كه اين آيه در امر ازدواج فاطمه و على (عليه السلام ) است كه ثمره اين ازدواج لؤ لؤ و مرجان يعنى امام حسن و امام حسين (عليه السلام ) هستند.
10 - مصداق آيه : ((ذرياتنا)) در تفسير آيه
ربنا هب لنا من ازواجنا و ذرياتنا قرة اعين و اجعلنا للمتقين اماما(267)
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) از جبرئيل درباره كلمات ((ازواج و ذريه و قره عين و اماما پرسيد.
جبرئيل گفت : مصداق ازواجنا، ((خديجه )) و مصداق ذريه ((فاطمه ))و ((حسن و حسين ))قرة عين و على (عليه السلام ) را مصداق ((امام
))ذكر كرد.
11 - مصداق آيه :
((تتجافى جنوبهم عن ...))(268)
مى نويسند اين آيه در شب زفاف فاطمه (عليها السلام ) نازل شده است .
فاطمه (عليها السلام )، نخستين كسى كه وارد بهشت مى شود
در ضمن حديثى طولانى از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) نقل شده كه فرمود: اى فاطمه ! سوگند به آن كسى كه مرا به راستى مبعوث
كرد، ورود در بهشت بر همه آفريدگان حرام است تا اينكه من داخل آن شوم ، و تو نخستين كسى هستى كه پس از من وارد بهشت مى شوى ، در حالى كه
زيورى پوشيده و برخودار از نعمت ، و خوشحالى .
اى فاطمه گوارايت باد! سوگند به آن كسى كه مرا به حق مبعوث كرد، تو بانوى زنان هستى كه وارد بهشت مى شوند. سوگند به آن كسى كه
مرا به راستى مبعوث فرمود، همانا دوزخ چنان فريادى بر مى آورد كه هيچ فرشته مقرب و پيامبر مرسلى باقى نمى ماند مگر آنكه از هوش مى رود.
پس به او خطاب مى شود: اى دوزخ ! خداوند جبار به تو مى گويد: به عزت من ، آرام باش و در جاى خود آرام بگير، تا اينكه فاطمه (عليها السلام
) دختر رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) به سوى بهشت برود، هر آينه حسن و حسين (عليه السلام ) با تو
داخل مى شوند. حسن (عليه السلام ) در سمت راست و حسين (عليه السلام ) در سمت چپ تو، و تو از بالاترين نقطه بهشت در پيشگاه پروردگار، بر
ديگران اشراف دارى .
اى فاطمه ! من به دشمنى و حكومت با دشمنان ، تو به پا مى خيزم و آنان كه حق تو را گرفتند و رشته دوستى با تو را بريده و بر من دروغ
بستند. پشيمان خواهند شد و در مقابل من به زمين كشانيده مى شوند و من مى گويم : پروردگارا، امت من ، امت من ! و گفته مى شود: آنان بعد از تو كلام
حق را تبديل و تحريف نمودند. سپس آنان را به سوى دوزخ مى برند.(269)
آنچه خوبان همه دراند...
در احاديث معتبر از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) نقل شده كه فرمودند:
خداوند در پيامبران بوى ((به )) بهشتى قرار داده ، و در حورالعين بوى
گل ((ياس )) بهشتى ، و در ملائكه بوى گل ((سرخ ))بهشتى ، و در دخترم زهراء (عليها السلام ) هر سه بوى را جمع فرموده است .
در جاى ديگر فرمودند:
خداوند هيچ پيامبر و امامى را مبعوث نكرده مگر آنكه از او بوى ((به )) استشمام مى شده است . پس ((به )) بخوريد و به همسرانتان نيز
بخورانيد تا فرزندانتان خوش بو و خوش سيرت شوند.(270)
اى آدم ! اگر آنها نبودند تو را خلق نمى كردم
ابوهريره از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) روايت كرده است كه آن حضرت فرمود: هنگامى كه خداى
متعال آدم ابوالبشر را آفريد و از روح خود در او دميد، آدم به جانب راست عرش نظر كرد، آنجا پنج شبح غرقه در نور كه در
حال سجود و ركوع بودند مشاهده كرد. به درگاه پروردگار عرضه داشت : خداوند! آيا پيش از آفريدن من كسى را از خاك آفريده اى ؟ خداى
متعال فرمود: نه خلق نكرده ام .
آدم عرض كرد: پس اين پنج شبح كه آنها را در هيئت و شكل خود مى بينم چه كسانى هستند؟
خداوند فرمود: اين پنج تن ، از نسل تو هستند كه عبارتند از محمد و على و فاطمه و حسن و حسين (عليه السلام ) كه اگر آنها نبودند تو را نمى
آفريدم . اگر اين پنج تن نبودند بهشت و دوزخ ، عرش و كرسى و آسمان و زمين و فرشتگان و انسن و جن را خلق نمى كردم .(271)
فاطمه (عليها السلام ) نور آسمان و زمين
در شب معراج رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) از درخت طوبى سيبى گرفت و به دو نيم كرد، از وسط آن سيب نورى ظاهر شد، پيغمبر از
جبرئيل پرسيد: اين نور چيست ؟ عرض كرد: نور منصوره خدا در آسمان و فاطمه (عليها السلام ) در زمين !
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: چرا در آسمان منصوره است ؟ عرض كرد: چون يارى كرده خداست در روز قيامت و در شفاعت ، پس
پيغمبر آن سيب را ميل فرمودند، و ماده نطفه زهراء (عليها السلام ) از آن سيب منعقد شد.(272)
اين بانو كيست ؟
جابر بن عبدالله از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) نقل مى كند:
وقتى كه خداوند آدم و حوا را خلق فرمود آن دو در بهشت از نعمتهاى خداوند لذت مى بردند و مى گفتند: از ما زيباتر كيست ؟ در اين گفتگوها بودند كه
دخترى را مشاهده نمودند كه هرگز مانند وى را نديده بودند، زيرا نورانيت عجيب و درخشندگى فراوانش ، چشمها را خيره مى ساخت . عرض كردند:
خداوند! اين بانو كيست ؟ فرمودند: صورت سيده زنان ، فاطمه (عليها السلام ) است . عرض كردند: پروردگارا! اين تاجى كه بر سر اوست چيست ؟
فرمود: شوهرش على بن ابيطالب (عليه السلام ) است . سؤ ال كردند: اين دو گوشواره ها چه هستند؟ فرمودند: دو فرزندش حسن و حسين (عليه
السلام ) هستند، كه ايشان اين مقام را دو هزار سال پيش از آنكه تو را خلق كنم در علم پنهانم داشته اند.(273)
شفاعت فاطمه (عليها السلام ) از گناهكاران
در اخبار متواتره آمده است كه در روز محضر قبه اى از نور بالاى سر زهراء (عليها السلام ) نصب كنند و هفتاد هزار ملك و حوريه اطراف او را دارند كه
در دست هر يك مجمرى از نور است كه بوى عمود از آن متصاعد است و هر يك شمعدانى مرصع به جواهر در دست دارند كه نور افشانى مى كند و آسيه
و مريم ، و خديجه حاضر مى شوند و تكبير گويان وارد صحراى محشر مى شوند و از آنجا به قصرهاى تزئين شده بهشت مى روند.
در صحراى محشر فاطمه (عليها السلام )، و حسين (عليه السلام ) را مى خواهد و حسين شهيد با همان سر بريده ظاهر و محشور مى شود. فاطمه (عليها
السلام ) به خونخواهى بر مى خيزد. پيغمبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) مى فرمايد: فاطمه جان امروز، روز شفاعت است نه روز انتقام . فاطمه
(عليها السلام ) از پيشگاه ديوان محاسبات الهى تقاضاى عفو گناهان شيعيان خود را مى نمايد و مصداق آيه :
((و لسوف يعطيك ربك فترضى ))
پروردگارت (در قيامت ) آن قدر به تو خواهد داد كه راضى شوى .(274) ظاهر مى شود.(275)
مشاهدات حضرت آدم در بهشت
انس بن مالك از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) روايت مى كند كه آن حضرت فرمودند:
حضرت آدم (عليه السلام ) چون در بهشت به ره سو نگاه كرد صورتى را به
شكل و قيافه خود نيافت . عرض كرد: خدايا، صورتى نظير چهره من نيافريده اى ؟ خداى تبارك و تعالى او را متوجه بهشت فردوس كرد.
حضرت آدم در آنجا قصرى از ياقوت سفيد مشاهده كرد و داخل آن قصر سفيد شد.
داخل قصر پنج تصوير مشاهده كرد كه بر روى هر يك از آن صورتها، اسم آن نيز نوشته شده بود. آن نوشته ها عبارت بودند از: من محمودم و اين
احمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) است . منم اعلى و اين على است . منم فاطر و اين فاطمه (عليها السلام ) است . من محسنم و اين حسن (عليه السلام )
است . من ذوالاحسانم و اين حسين (عليه السلام ) است .(276)
|