ثلتك امك اتدرى ما الاستغفار؟ ان الاستغفار درجة العليين هو اسم وقع على ستة معان
: اولها: الندم على ما مضى و الثانى : ترك العود اليه ابدا و الثالث : ان تؤ دى الى
المخلوقين حقوقهم حتى تلقى الله املسا ليس عليك تبعة و الرابع : ان تعمد الى
فريضة عليك ضعيتها تؤ دى حقها والخامس : ان تعمد الى اللحم الذى نبت الى السحت
فتذيب بالاحزان حتى تلصق الجلد بالعظم و ينشى ء منهما لحما جديدا و السادس : ان
تذيق الجسم الم الطاعة كما اذقته حلاوة المعصية فعند ذلك
تقول : استغفرالله
يعنى : مادر به سوكت نشيند، آيا مى دانى كه استغفار چيست ؟ مرتبه بلند پايگان است
اين كلمه ، شش معنى دارد: نخست : آنكه آدمى از كار و كرده خود، پشيمان شده باشد دوم :
آنكه مصصم شود كه ديگر به كردار بد گذشته خود، باز نگردد. سوم : آنكه حقوقى
كه از مردم بر ذمه دارد، ادا كند و پاك و صافى به ملاقات حق تعالى رود و عهده اش از
بار حقوق ديگران ، فارغ و آسوده باشد. چهارم : آنكه واجباتى كه
عمل نكرده و تباه و ضايع ساخته است بنحو شايسته به انجام رساند پنجم : آنكه
فربهى تن خود را به نامشروع حاصل گرديده ، به آتش اندوه ، آب كند تا آنگاه كه
پوستى و استخوانى بيش از او به جاى نماند و پس از آن ، گوشت تازه از راه
حلال و مشروع بر آن برويد. ششم : آنكه به جبران حلاوت و لذتى كه از ارتكاب
معاصى احساس كرده ، تلخى و مرارت طاعت را در ذائقه جان خود بچكاند در چنين وضعى ،
آدمى شايسته آمرزش مى گردد و بجاست كه كلمه استغفار بر زبان آورد.
تو زتوبه دل به اين خوش كرده اى
|
ز امر و نهى كردگار انس و جان
|
جنس عصيان را چو جنس زهردان
|
رد حكم از هر گناهى حاصل است
|
زهر هر نوعى كه باشد قاتل است
|
توبه آوردن ز يك جرم اى دغل
|
از يكى زهر اجتناب آوردن است
|
باز قصد زهر ديگر كردن است
|
آنچه در تو اصل نافرمانى است
|
چيست دانى هستى نفس است و بس
|
كوش تا زان توبه جويى زان سپس
|
هستى تست اصل هر چرم و خطا
|
نيت شو تا خود نماند، جز خدا
|
آنچه بشكستى و بستى توبه نيست
|
اى برادر تا تو هستى توبه نيست
|
توبه خواهى نشكند خود را شكن
|
از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام روايت شده است كه :
جهل المرء بعيوبه اكبر ذنوبه يعنى بزرگترين گناه آدمى ، عدم آگاهى او از
عيوب خويش است .
بيت :
سبحه بر كف توبه بر لب دل پر از شوق گناه
|
معصيت را خنده مى آيد ز استغفار ما
|
در كتاب كافى از امام صادق عليه السلام از
رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت شده است كه : اربع من كن فيه و كان من
قرنه الى قدمه ذنوبا بدلها الله حسنات : الصدق و الحياء و حسن الخلق و الشكر