next page

fehrest page

back page

1ـ غـسـل 2ـ چـون هـلال را بـيـنـد، بـگـويـد:اللهـم اهله علينا بالامن و الايمان و السلامه و الاسلام ، ربى و ربك الله عزوجل 3ـ زيارت كند، امام حسين عليه السلام را. 4ـ احيا كند ايـن شـب را، بـه دعـا و تـلاوت قـرآن مـجـيد و نماز. 5ـ بعد از مغرب بيست ركعت نماز كند، بـحـمـد و تـوحـيـد تـا مـحفوظ بماند خود و اهل و مال او، و از عذاب قبر، در پناه باشد و از صـراط، مانند برق ، بگذرد. 6ـ بعد از نماز عشاء بخواند دعاى : اللهم انى اسئلك بانك مـليك ... 7ـ بعد از نماز شب و بعد از وتر بخواند دعاهاى وارده را و بدان كه علما، براى هر شب اين ماه ، نماز مخصوص ذكر كرده اند، (كه ) اين مختصر، گنجايش ذكر آن را ندارد. روز اول : روز شريفى است و در آن چند عمل است : 1ـ روزه گرفتن ، روايت شده كه حضرت نـوح عـليـه السـلام در ايـن روز، بـه كـشـتـى سوار شد و امر فرمود كسانى را كه با او بـودنـد، روزه بـدارنـد و هـر كـه ايـن روز را روزه بـدارد، آتـش جـهـنـم يـك سـال راه ، از او دور شـود. 2ـ غسل كند. 3ـ زيارت امام حسين عليه السلام كند تا حق تعالى او را بـيـامـرزد. 4ـ بـخـوانـد دعـاى طـويـلى را كـه سـيـد نقل فرموده 5ـ شروع كند به نماز سلمان ـ رضى الله عنه ـ به اين طريق كه : پنج ، دو ركـعـت نـمـاز گـذارد و در هر ركعت ، يك مرتبه حمد و سه مرتبه توحيد و سه مرتبه جحد بخواند و بعد از هر سلام ، دستها را بلند كند و بگويد:لا اله الله وحده لاشريك له له المـلك و له الحـمـد يـحـيـى و يـمـيـت و هـو حـى لا يـمـوت بـيـده الخير و هو على كلى شى ء قـديـرسـپـس بـگـويـد:اللهـم لا مـانع لما اعطيت و لا معطى لما منعت و لا ينفع ذالجد منك الجد.پس دستها را بر روى خود بكشد و در روز نيمه ماه نيز اين نماز را به همين كيفيت ، بـخـوانـد لكـن عوض اين دعا، بعد از تهليل بگويد،الها واحدا احدا فردا صمدا لم يتخذ صـاحـبـه و لا ولدا.و در روز آخـر مـاه نـيـز چـنـيـن كـنـد، لكـن بـعـد از تـهـليـل مـذكـور بـگـويـد: و صـلى الله عـلى مـحـمـد و آله الطـاهـريـن و لا حـول و لا قـوه الا بالله العلى العظيم .پس دستها را به روى خود بكشد و حاجت خود را بطلبد و از فوايد اين نماز، نبايد غفلت نمود كه آن بسيار است و سيد (بن طاووس ) نيز بـراى ايـن روز، چـهـار ركـعـت نـمـاز نـقـل كـرده هـر كـه خـواهـد، بـه اقبال مراجعه كند.
و در ايـن روز، سـنـه 57 بـه قـولى ولادت حضرت باقر عليه السلام واقع شده ولكن ، مـخـتـار داعـى ، سـيـم صـفر است و در روز دوم يا پنجم سنه 212(دويست و دوازده )، ولادت حـضـرت امام على نقى عليه السلام به روايت ابن عباس واقع شده ولكن مشهور بين علماء، در نـيـمـه مـاه ذى الحـجـه اسـت و از دعاى (اللهم انى اسئلك بالمولودين فى رجب )، ظـاهر شود كه ولادت شريف ، در اين ماه بوده ،والده ماجده اش ، جليله نجيبه ، معروفه به (سـيـده ) و مـكـنـاه به (ام الفضل مغربيه ) است و فى الدر النظيم ، للشيخ يـوسـف بـن حـاتـم الشـامـى ، تـلمـيـذ المـحـقـق ، قـال فـى احـوال ابـى الحـسن على الهادى عليه السلام و روى محمد بن الفرج و على بن مهزيار، عن السـيـد عـليـه السـلام انـه قـال :امـى عـارفـه بـحـقـى و هـى مـن اهل الجنه لايقر بها شيطان مارد و لاينالها كيد جبار عنيد و هى مكلؤ ه بعين الله التى لاتنام و لا تـخـلف عـن امـهـات الصديقين و الصالحين .و مكان ولادت ، موضعى بوده در حوالى مـدينه كه آن را (صريا) گويند و اسم آن حضرت على كنيه اش ابوالحسن است و چون امام مـوسـى و امـام رضـا را نـيـز ابـوالحـسن مى گفتند از جهت تعيين ، آن جناب را (ابوالحسن الثـالث ) مـى گـويـنـد و امـام رضـا را (ابوالحسن الثانى ) و گاهى به جاى ثالث ، ماضى يا هادى يا عسكرى ، ذكر مى كنند و چون آن جناب و فرزندش امام حسن ، در سامره سكنى فرمودند، در محله اى كه عسكر نام داشت ، از اين جهت اين دو امام را نسب به آن مـكـان داده و عـسـكـرى مى گفتند و آن جناب گندمگون بوده و نقش نگينش (الله ربى و هو عصمتى من خلقه ) بوده و در روز وفات آن حضرت اختلاف است و آنچه مختار داعى است ؛ روز سـيـم 254 (دويـسـت و پـنـجـاه و چـهـار)، وفـات آن حـضـرت اسـت بـه سـن چـهـل و يـك سـالگـى تـقـريبا و در اين مدت كم ، درك فرمود، زمان سلطنت معتصم و واثق و مـتـوكـل و مـنتصر و معتز را و در ايام معتز، آن حضرت را زهر دادند و شهيد نمودند و در وقت شـهـادت آن امـام غـريـب ، غـير از امام حسن عسكرى عليه السلام كسى نزد بالين آن حضرت نـبـود و چـون رحـلت فـرمـود جميع امراء و اشراف حاضر شدند و امام حسن عليه السلام در مـصـيـبـت پـدر بـزرگـوار خـود، گـريـبـان چـاك زد و خـود مـتـوجـه غـسـل و كـفـن و دفـن آن جـنـاب شـد و آن بـزرگـوار را در حـجـره اى كـه مـحـل عـبـاد آن حـضـرت بـود، دفـن كردند و جمعى از جاهلان احمق ، بر آن حضرت ، اعتراض كردند كه گريبان چاك زدن در مصيبت ، شايسته نبود، حضرت به آنها فرمود كه : (چه مـى دانـيد، احكام دين خدا را، حضرت موسى عليه السلام پيغمبر خدا بود و در ماتم برادر خـود هـارون ، گـريبان چاك زد) و مسعودى در مروج الذهب گفته كه ؛ آن حضرت در روز دوشنبه ، چهار روز به آخر جمادى الاخر مانده ، وفات كرد و هنگامى كه جنازه آن حضرت را بـه جـانب قبر حركت مى دادند، شنيدند كه ، كنيزكى مى گفت :ماذا لقينا فى يوم الاثنين قديما و حديثايعنى ما چه كشيديم ، از نحوست روز دوشنبه ، از قديم الايام تا اين زمان ، و اشـاره كـرد بـه روز وفـات پـيغمبر صلى الله عليه و آله پس آن حضرت را در خانه خود، در سامره دفن نمودند. فقير گويد: كه صدمات و اذيتهايى كه به آن جناب رسيد در زمـان خـلفـاى بـنـى عـبـاس ، خـصـوصـا در زمـان رجـس پـليـد، مـتـوكـل عـنـيـد، چـه بـه خـود آن حضرت ، چه به شيعيان و دوستان و علويين و اولاد فاطمه عـليهاالسلام چه به قبر امام حسين عليه السلام و زائران آن قبر مطهر كه بازگشت تمام به آن حضرت است ، زياده از آن است كه در حوصله بيان بگنجد.
ابـوالفـرج نـقـل كـرده كه ، متوكل عمر بن فرج را والى مدينه مشرفه و مكه معظمه كرده بود، عمر منع كرد مردم را از احسان به آل ابوطالب و سخت در عقب اين كار شد (پيگير اين كار شد.)، به حدى كه اگر خبر مى رسيد به او كه يكى احسانى كرده به ايشان ، اگر چـه بـه چيز كمى بوده ، او را عقوبت مى كرد، لاجرم مردم دست از رعايت ايشان برداشته و ايشان را به حال خود گذاشتند پس به حدى كار بر ايشان سخت شد كه زنهاى علويات ، تـمـام لبـاسـهـاى ايـشـان ، كهنه و پاره شده بود و لباس درست نداشتند كه نماز در آن بـخـوانـنـد، مـگـر يـك پـيـراهـن درست كه براى ايشان مانده بود، هرگاه مى خواستند نماز بـخـوانـنـد، يـك يك به نوبت آن پيراهن را مى پوشيدند و نماز مى خواندند و چون هر يك فـارغ مـى شـد، از تن بيرون مى كرد و به ديگرى مى داد بپوشد و خود به چرخ ريسى مـى نـشـسـت . و پـيـوسـتـه بـه آن عـسـرت روزگـار، گـذرانـيـدنـد، تـا مـتـوكـل هـلاك شـد و حـكـايـت مـنـع شـدن مـردم ، تـوسـط مـتـوكـل از زيـارت قبر امام حسين (ع ) و پدر بزرگوارش و آن كه ، همت خود را گماشت كه آثار قبر مطهر حسينى را محو و نابود كند، مشهورتر از آن است كه ذكر شود و گفته شده كـه هـفـده مـرتـبـه آن قـبـر شـريف را خراب كرد و باز به صورت اولى برگشت و شيخ اجل ؛ على بن الحسين المسعودى (ره ) روايت كرده كه در مورد امام على نقى عليه السلام نزد متوكل ، سعايت كردند و گفتند كه : در منزل آن جناب اسلحه بسيار و كاغذهاى زياد است كه شـيـعـيـان او از قـم بـراى او فـرسـتـاده انـد و آن جناب عزم آن دارد كه بر تو خروج كند، مـتـوكـل جـمـاعـتـى از تـركـان را بـه خـانه آن حضرت فرستاد، ايشان در شب به خانه آن حضرت ريختند و هر چه تفتيش كردند، چيزى نيافتند و ديدند آن حضرت ، در حجره اى است و در را بـر روى خـود بـسـتـه و جـامـه اى از پـشـم پـوشـيـده و بـر روى زمـيـن كـه رمـل و ريـگ ريـزه بـود نـشـسـتـه و تـوجـهـش بـه سـوى حـق تـعـالى اسـت و مـشـغـول خـوانـدن آيـات قـرآنـى اسـت ، پـس آن جـنـاب را بـا آن حـال بـه نزد متوكل بردند و گفتند: در خانه او ريختيم و چيزى نيافتيم و ديديم او را كه رو بـه قـبـله نـشـسـتـه بـود و قـرآن تـلاوت مـى نـمـود. و مـتوكل در آن حال در مجلس شراب بود، پس آن امام معصوم را در آن مجلس ميشوم وارد كردند، در وقـتـى كـه مـتوكل ، جام شراب در دستش بود، پس از براى آن حضرت تعظيم كرد و آن جـنـاب را در پـهـلوى خـود نـشـانـيـده و جـام شراب را خواست به آن حضرت بدهد. آن جناب فـرمـود: (والله هـرگـز شـراب داخـل گوشت و خون من نشده ، مرا معفو دار) پس او را مـعـفـو داشـت ، آن گـاه گـفـت : (بـراى مـن شـعـر بـخـوان ) فـرمـود: (انـى قـليل الروايه للشعر) من از شعر، چندان روايت نشده ام گفت : از اين چاره اى نيست پس آن حـضـرت انـشـا فرمود، آن اشعارى را كه مشتمل است بر بى وفايى دنيا و مرگ ملوك و سـلاطـيـن و ذلت و خـوارى ايـشـان پـس از مـرگـشـان ، و اولش ايـن اسـت :بـاتـوا عـلى قـلل الاجـبـال تـحـرسـهـم غـلب الرجـال فـمـا اغـنـاهـم القـلل مـتـوكـل از شـنيدن اين اشعار، چندان گريست كه اشك چشمش ‍ ريشش را تر نمود و حاضرين نـيـز گـريـسـتـنـد و بـه روايـتـى مـتوكل ، جام شراب را بر زمين زد و عيشش منقص شد و آن حضرت را با احترام به خانه اش ‍ برگرداند.
روز دهم سنه 195 (صد و نود و پنج ) بنا به روايت ابن عباس ولادت با سعادت حضرت امـام مـحمد تقى عليه السلام واقع شده لكن مشهور بين علماء و مشايخ آن است كه ولادت در مـاه رمـضـان واقـع شـده اسـت ، والده مـاجـده آن حـضـرت (ام ولدى ) بـوده نـوبـيـه ، از اهـل بـيـت مـاريـه قـبـطـيـه مـادر ابـراهـيـم فـرزنـد رسـول خـدا صـلى الله عـليـه و آله و افضل زنهاى زمان خود بوده و حضرت رسول صلى الله عليه و آله اشاره به اين مخدره و فرزندش ‍ جواد فرموده در آنجا كه فرموده بابى ابن خيره الا ماء النوبيه الطيبه و حضرت موسى بن جعفر عليه السلام در خبر يزيد بن سليط سلام خود را براى اين مخدره فرستاده و آن معظمه سبيكه يا خيزران است و اما كيفيت ولادت چنان است كه ابن شهر آشوب از حـكـيـمـه خاتون دختر امام موسى عليه السلام روايت كرده است كه روزى امام رضا عليه السـلام مـرا طـلبيد و فرمود: اى حكيمه امشب فرزند مبارك خيزران متولد مى شود بايد كه در وقـت ولادت او حاضر شوى ، من در خدمت آن حضرت ماندم چون شب در آمد مرا با خيزران و زنـان قـابله به حجره در آورد و از حجره بيرون رفت و چراغى نزد ما افروخت و در را به روى مـا بـبـست و چون او را درد زاييدن گرفت و او را بالاى طشت نشانيديم چراغ ما خاموش شـد و مـا بـه خاموشى چراغ مغموم شديم كه ناگاه ديديم كه آن خورشيد فلك امامت طالع گرديد و در طشت نزول فرمود و بر آن حضرت پرده نازكى مانند جامه احاطه كرده بود و نورى از آن جناب ساطع بود كه تمام آن حجره منور شد و ما از چراغ مستغنى شديم پس آن نـور مـبـين را برگرفتم و در دامن خود گذاشتم و آن پرده را از خورشيد جمالش دور كردم نـاگـاه امـام رضـا (ع ) بـه حـجـره در آمـد بـعـد از آنـكـه ابو جعفر را در جامه هاى پاكيزه پوشانيده بوديم ، پس آن گوشواره عرش امامت را از ما گرفت و در گهواره عزت و كرامت گذاشت و آن مهد شرف و عزت را به من سپرد و فرمود كه : از اين گهواره جدا مشو و چون روز سيم ولادت آن جناب شد ديده حق بين خود را به سوى آسمان گشود و به جانب راست و چـپ نـظـر كـرد و بـا زبـان فـصـيـح گـفـت :اشـهـد ان لا اله الا الله و اشـهـد ان مـحـمـدا رسـول الله چـون ايـن حـالت غـريـبه را از آن (نور ديده ) مشاهده كردم به خدمت پدرش شـتـافـتـم و آنـچـه ديده و شنيده بودم عرض ‍ كردم حضرت فرمود كه آنچه بعد از اين از عـجائب احوال او مشاهده خواهى كرد زياده است از آنچه اكنون مشاهده كرده اى ، و از كلثم بن عـمـران روايـت شـده كـه به خدمت حضرت امام رضا عليه السلام عرض كردم كه دعا كن حق تـعـالى بـه تـو فرزندى كرامت فرمايد. فرمود كه : حق تعالى به من يك پسرى كرامت خواهد كرد و او وارث امامت من خواهد بود. چون امام محمد تقى متولد شد، حضرت فرمود كه : حق تعالى به من فرزندى عطا كرده كه شبيه است به موسى ابن عمران كه درياها را مى شكافت و نظير عيسى بن مريم است كه حق تعالى مقدس گردانيده بود مادر او را و طاهر و مـطهر آفريده شده بود. پس فرمود كه ، اين فرزند من به جور و ستم كشته خواهد شد و بـر او خـواهـنـد گـريست اهل آسمانها و حق تعالى غضب خواهد كرد بر دشمن او و كشنده او و سـتم كنده بر او و بعد از قتل او از زندگانى بهره اى نخواهند ديد و به زودى به عذاب الهـى واصل خواهند گرديد و در شب ولادت آن حضرت تا به صبح در گهواره با او سخن مـى گـفت و اسرار الهى را به او مى فرمود. علامه مجلسى فرموده كه بعضى از روايات در خـصـوص فـضـيلت روز دهم وارد شده است . بدان كه : مستحب است در هر يك از ماه رجب و شـعـبان و رمضان ، آن كه در شب سيزدهم هر يك ؛ دو ركعت نماز بگذارند در هر ركعت حمد و يـس و تـبـارك المـلك و تـوحـيد بخوانند و در شب چهاردهم چهار ركعت به دو سلام به همين كيفيت و در شب پانزدهم شش ركعت به سه سلام به همين كيفيت .
از حضرت صادق عليه السلام مرويست هر كه چنين كند جميع فضيلت اين سه ماه را بيابد و جميع گناهانش آمرزيده شود به غير از شرك .
سيزدهم رجب (ولادت اميرالمؤ منين على عليه السلام )
روز سـيـزدهـم اول (ايـام البـيـض ) است و ثواب بسيار براى روزه اين روز و دو روز بعد وارد شـده و اگـر كسى خواهد عمل ام داود به جا آورد بايد امروز روزه بگيرد و در اين روز بـنـا بـر مشهور بعد از سى سال از عام الفيل ولادت با سعادت حضرت اميرالمومنين عليه السـلام در مـيـان كـعـبـه مـعـظـمـه واقـع شـده اسـت و كـيفيت آن چنان است كه روزى عباس بن عـبـدالمطلب با يزيد بن قعنب با گروهى از بنى هاشم و جماعتى از قبيله بنى عبدالغرى در بـرابـر خـانـه كـعـبـه نـشـسـتـه بـودند كه ناگاه فاطمه بنت اسد به مسجد در آمد در حـاليـكـه حـامله بود به حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام و نه ماه از حملش گذشته بود پس او را درد زاييدن گرفت آن مخدره در برابر خانه كعبه ايستاد و نظر به جانب آسمان افـكـنـد و گـفـت پـروردگـارا مـن ايـمـان آورده ام به تو و به هر پيغمبرى و رسولى كه فـرسـتاده اى و به هر كتابى كه نازل گردانيده اى و تصديق كرده ام به گفته هاى جدم ابـراهيم خليل عليه السلام كه خانه كعبه بنا كرده اوست پس درخواست مى كنم از تو به حـق اين خانه و به حق آن كسى كه اين خانه را بنا كرده است و به حق اين فرزندى كه در شكم من است و با من سخن مى گويد و به سخن گفتن خود مونس من گرديده است و يقين دارم كه او يكى از آيات جلال و عظمت توست كه آسان كنى بر من ولادت او را. عباس و يزيد بن قـعـنـب گـفـتـنـد كـه چـون حضرت فاطمه از اين دعا فارغ شد ديديم كه ديوار خانه كعبه شـكـافـته شد و فاطمه از آن موضع داخل خانه شد و از ديدهاى ما پنهان گرديد و شكاف ديوار به هم پيوست به اذن خدا، پس ‍ ما خواستيم كه در خانه را بگشاييم چندان كه سعى كـرديـم در گشوده نشد دانستيم كه اين امر، از جانب خدا واقع شده است . و فاطمه سه روز در انـدرون كـعـبـه مـانـد، اهـل مـكـه در كـوچـه و بـازارهـا و زنـهـا در خـانـه ها اين واقعه را نـقـل مـى كـردنـد و تـعـجـب مـى نـمـودنـد تـا روز چـهـارم رسـيـد دوبـاره هـمـان محل از ديوار خانه شكافته شد و فاطمه بيرون آمد در حالى كه اميرالمؤ منين عليه السلام را در دسـت خـود داشـت و مـى گـفـت : (اى گـروه مـردم بـه درسـتـى كـه حـق تـعـالى مـرا برگزيده از ميان خلق خود و فضيلت داد مرا بر زنان برگزيده كه پيش از من بوده اند، زيـرا كـه حـق تـعـالى بـرگـزيده آسيه دختر مزاحم را و او خدا را پنهانى عبادت كرد، در مـكـانـى كـه عـبـادت خـدا در آن جـا سـزاوار نـبـود مـگـر در حال ضرورت ، يعنى خانه فرعون و برگزيد مريم دختر عمران را و ولادت عيسى را بر او آسـان گـردانـيـد و در بـيـابان درخت خشك را جنبانيد و رطب تازه از براى او، از آن درخت فـرو ريـخـت و حق تعالى مرا بر هر دو نفر آنها برترى داد و همچنين بر تمام زنان عالم كه پيش از من گذشته اند، زيرا كه من فرزندى آورده ام در ميان خانه برگزيده او و سه روز در آن خـانـه ، مـحـتـرم مـانـدم و مـيـوه هـا و طـعـامـهـاى بـهـشـتـى تناول نمودم .
و بـالجـمـله ولادت بـه ايـن كيفيت و فضيلت ، از خصائص آن حضرت است . زيرا كه متولد نـشد مولودى در روز جمعه ، (سيد ايام ) در ماه رجب (شهر الله الحرام ) در خانه كعبه (بيت الله الحـرام ) بـه جـز امـيـرالمـؤ مـنـين عليه السلام ، ابوالائمه الكرام (عليه و على اولاد افضل التحيه و الآف السلام )
هذه من علاهه احدى المعالى
و على هذه فقس ما سواها

(يعنى : اين ، يكى از فضايل فراوانى است كه او دارد و بر همين يك فضيلت مقايسه كن ما بقى فضائل و درجات عاليش را)
اى سنايى به قوت ايمان
مدح حيدر بگو پس از عثمان
با مديحش مدايح مطلق
زهق الباطل است و جاء الحق
در پس پرده آنچه بود آمد
(اسدالله ) در وجود آمد

فقير گويد:
كـه چـون ايـن روز، روز ولادت حـضـرت امـيـرالمؤ منين عليه السلام است مناسب است كه چند شعر ديگر از حكيم سنايى كه در منقبت آن حضرت است ذكر كنم و هديه دوستان نمايم .
سنايى رحمت الله گفته است :
هم نبى را وصى و هم داماد
جان پيغمبر از جمالش شاد
نايب مصطفى به روز غدير
كرده در شرع خود مر او را، مير
خوانده در دين و ملك ، مختارش
هم در علم و هم علمدارش
بـهـر او گـفـت مـصـطـفـى بـه اله
كـى خـداونـد وال من والاه
كدخداى زمانه ، چاكر او
خواجه روزگار قنبر او
آنكه تن دشمن است و يزدان دوست
وانكه و الراسخون فى العلم ، اوست
مرتضايى كه كرده يزدانش
همره جان مصطفى جانش
هر دو يك قبله و خردشان دو
هر دو يك روح و كالبدشان دو
دو رونده چه اختر گردون
دو برادر چو موسى و هارون
هر دو يك در ز يك صدف بودند
هر دو پيرايه شرف بودند
تا نه بگشاد علم حيدر در
ندهد سنت پيمبر، بر
مهر و كينش دليل منبر و دار
حلم و خشمش نشان جنت و نار
عقد او با بتول در سلوى
بود در زير سايه طوبى
تنگ از آن شد بر او جهان سترگ
كه جهان تنگ بود و مرد بزرگ

شب نيمه اين ماه :
شب شريفى است و در آن چند عمل است :
1ـ غسل 2ـ احياء 3ـ زيارت امام حسين عليه السلام 4ـ شش ركعت نماز كه در شب سيزدهم ذكر شد. 5ـ سى ركعت نماز در هر ركعت حمد و ده مرتبه توحيد و اين نماز را سيد (بن طاووس ) از حـضـرت رسـول صـلى الله عـليـه و آله بـا فـضـيـلت بـسـيـار، نـقـل كـرده اسـت . 6ـ دوازده ركـعـت نـمـاز، هر دو ركعت به يك سلام و در هر ركعت ، هر يك از سـوره هـاى حـمـد و تـوحـيد و فلق و ناس و آيه الكرسى و قدر را چهار مرتبه بخواند و بعد از سلام چهار مرتبه بگويد: (الله الله ربى لا شريك به شيئا و لا اتخذبه وليا) و هـر چـه مـى خـواهـد بـخواند و اين نماز را به اين طريق سيد از حضرت امام صادق عليه السلام روايت كرده و شيخ به نحو ديگر به طورى كه در (زاد المعاد) است .
روز نيمه : (ماه رجب )
روز مباركى است و در آن چند عمل است :
1ـ غـسـل 2ـ زيـارت امـام حـسـيـن عـليـه السـلام 3ـ نـمـاز سـلمـان بـه نـحـوى كـه در روز اول گذشت . 4ـ چهار ركعت نماز بخواند و بعد از نماز دستها را پهن كند و بگويد: اللهم يا مذل كل جبار... و اين دعا را هر كه براى رفع شدت و غم ، بخواند انشاء الله رفع مى شـود. 5ـ عـمـل ام داوود كه عمده اعمال اين روز است و براى برآمدن حاجات و كشف كربات و دفـع ظـلم ظـالمـان مـؤ ثـر اسـت . و شـيـخ فـرمـوده كـه : در مـثـل ايـن روز رسـول خـدا صلى الله عليه و آله از شعب (ابى طالب ) بيرون آمد و در چنين روزى ، در مـاه پـنـجم از هجرت رسول خدا صلى الله عليه و آله فاطمه را براى اميرالمؤ منين عليه السلام عقد بست .
و در ايـن روز در سال دوم هجرى قبله مسلمين از بيت المقدس به كعبه معظمه تغيير يافت . و در اين روز در سال شصت هجرى قمرى ، معاويه ابن ابى سفيان ، وفات كرد.
روز هجدهم :
وفات حضرت ابراهيم فرزند رسول الله صلى الله عليه و آله واقع شد.
روز بيست و سوم :
خـنـجـر بـه ران مـبـارك حـضـرت امام حسن عليه السلام زدند، زيارت آن حضرت و لعن بر قاتلان و ظالمان آن جناب در اين روز مناسب است .
روز بيست و چهارم :
در سـال هـفـتـم هـجـرى قمرى فتح خيبر و قتل مرحب به دست معجزنماى حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام واقع شد. شيخ ازرى در اين مقام در مدح آن حضرت سروده :
و له يوم (خيبر) فتكات
كبرت منظرا على من رآها
يوم قال النبى انى لاعطى
رايتى ليثها و حامى حماها
فاستطالت اعناق كل فريق
ليروا اى ماجد يعطاها
فدعى اين وارث الحلم و الباس
مجير الايام من باساها
اين ذوالنجده العلى لودعته
فى الثريا مروعه لباها
فاتاه الوصى ارمد عين
فسقاها من ريقه فشفاها
و مضى يطلب الصفوف فولت
عنه علما بانه امضاها
و برى (مرحبا) بكف اقتدار
اقوياء الاقدار من ضعفاها
و دحى بابها بقوه باس
لوحمته الا فلاك منه دحاها
عائذ للموملين مجيب
سامع ماتسر من نجواها(39)(40)

روز بيست و پنجم :
سـال 183 هـجـرى قـمـرى ، شـهـادت حـضـرت مـوسـى ابـن جـعفر عليه السلام در سن 55 سـالگـى در بـغـداد واقـع شـد و روزى اسـت كـه احـزان آل محمد عليهم السلام و شيعيان ايشان تازه مى شود.
روز بيست و ششم :
بـه قـول ابن عباس ، وفات سيد بطحا، حضرت ابوطالب عليه السلام واقع شده است و جـلالت شـاءن ابـوطـالب و نـصـرت او از حـضـرت رسـول صـلى الله عـليـه و آله و خدماتش نسبت به آن جناب ، مشهورتر از آن است كه ذكر شود. ابن ابى الحديه گفته :
و لو لا ابو طالب و ابنه
لما مثل الدين شخص فقاما
فذاك بمكه آوى و حامى
و ذاك بيثرب جس الحماما (41)

ابـن ابـى الحـديـد مـى گـويـد: كه اگر ابوطالب و پسرش ، اميرالمؤ منين عليه السلام نـبـودنـد ديـن پـيـغـمـبـر به پيروزى نمى رسيد. قيام دين به واسطه حمايت ابوطالب از پيغمبر و شمشير على عليه السلام (واقع ) شد.
فقير گويد كه : حضرت عباس بن على بن ابى طالب به دو پدر خود اقتدار كرد در مقام نـصـرت از ديـن خـدا و حمايت از پسر پيغمبر صلى الله عليه و آله در كربلا و شاهد بر ايـن مطلب ، اين عبارت زيارت آن حضرت است : فالحقك الله بدرجه ابائك . خوب ملاحظه كن در اشعار ابوطالب در مقام حمايت خويش از حضرت پيغمبر كه مى فرمايد:
فلا تحسبونا خاذلين محمدا
لدى غربه منا و لا متقرب
ستمنعه منا يد هاشميه
و مركبه فى الناس اخشن مركب (42)

ابـوالفـضـل (عـليـه السـلام ) نيز در روز عاشورا در مقام حمايت خود از پسر پيغمبر (امام حسين عليه السلام ) قريب به همين (مضمون ) مى فرمايد:
و الله ان قطعتم يمينى
انى احامى ابدا عن دينى
و عن امام صادق اليقين
نجل النبى الطاهر الامين (43)

بـالجـمـله وفـات ابـوطـالب روز آخـر سـال دهـم از بـعـثـت حـضـرت رسـول صـلى الله عـليـه و آله واقـع شد و بعد از سه روز حضرت خديجه - رضى الله عـنـهـا- وفـات كـرد، پـس جـمـع بـراى حـضـرت پـيـغـمـبـر دو مـصـيـبـت و آن سـال عـام الحـزن نـامـيـده شـد بـراى حـضـرت پـيـغـمـبـر دو مـصـيـبـت و آن سال عام الحزن ناميده شد و حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام در مرتبه پدر فرمود:
اباطالب عصمه المستجير
و غيث المحول و نور الظلم
لقد هد فقدك اهل الحفاظ
لقد كنت للمصطفى خير عم (44)

شب بيست و هفتم (ماه رجب ):
شـب مـبـعث است و از ليالى متبركه است و آن شبى است كه بهتر است از براى مردم از آنچه آفـتـاب بـر او مـى تـابـد و عـبـادت در آن اجـر شـصـت سال عبادت دارد و از براى آن چند عمل است :
1ـ غـسـل چـنـانـچـه شـيـخ فـرمـوده . 2ـ زيـارت حـضـرت امـيـرالمـؤ مـنـيـن عليه السلام كه افـضـل اعـمـال اين شب است چنانكه سيد (بن طاووس ) فرموده و از براى آن حضرت در اين شـب سـه زيـارت است . زيارت رجبيه :الحمد لله الذى اشهدنا مشهد اوليائه فى رجب . لقول الشيخ محمد بن المشهدى فى (المزار الكبير) و مما يستحب ان يزار به اميرالمؤ منين عـليـه السـلام فـى ليـله المـبـعـث هـذه الزيـاره مـشـيـرا الى زيـاره المـشـار اليـهـا و كل امام حضرت عنده فى رجب .
(يـعـنـى زيـارت رجـبـيـه كـه بـا جـمـله الحـمد الله الذى اشهدنا مشهد اوليائه فى رجب شـروع مـى شـود مستحب مى باشد چنانچه در كتاب مزار الكبير، شيخ محمد بن المشهدى مى گويد: و از آن چه مستحب است كه در شب مبعث با آن اميرالمومنين عليه السلام و هر امامى كـه در مـاه رجـب بـراى زيـارت در حـرم او حـاضر باشد زيارت شود همين زيارت است كه اشاره مى فرمايد به زيارت مذكور (رجبيه ))
دوم : زيـارت هـفـتـم (اسـت از كـتـاب ) تـحـفـه لمـا فـى المزار القديم زياره اخرى لمولانا امـيـرالمـؤ مـنـين على بن ابيطالب عليه السلام المختصه بليله سبعه و عشرين من رجب تقف عـلى ضـريـحـه عـليـه السـلام و تقول السلام على ابى الائمه و معدن النبوه ....
و اين هـمـان زيـارتى است كه علامه مجلسى رحمت الله زيارت هفتم تحفه الزاير آن را قرار داده است .
سـوم : زيـارت مختصه معروفه كه از براى شب و روز مبعث در كتب مزاريه ذكر شده است و احقر هر سه زيارت را در هديه الزائرين ذكر نموده ام .
3ـ خـوانـدن : اللهم انى اسئلك بالنحل الاعظم ... 4ـ دوازده ركعت نماز نمايد هر وقت از شب كـه بـاشـد بـخـوانـد در هـر ركـعـت حـمـد و دو قـل اعـوذ و قل هو الله احد را چهار مرتبه يعنى بعد از آنكه حمد خواندى هر يك از اين سوره ها را چهار مـرتـبـه بـخـوان چنانكه مجلسى رحمت الله معنى فرموده است و چون از همه فارغ شدى در همان مكان چهار مرتبه بگو:
لا اله الا الله و الله اكـبـر و الحـمـدلله و سـبـحـان الله و لا حول و لا قوه الا بالله العلى العظيم
پس هر حاجت كه خواهى بطلب .
روز بيست و هفتم (از ماه رجب )
از جـمـله اعـيـاد عـظـيـمـه اسـت و روزى اسـت كـه حـضـرت رسـول صـلى الله عـليـه و آله در آن روز بـه رسـالت مـبـعـوث گـرديـد و جـبـرئيـل بـه پـيـغـمـبـرى بـر آن حـضـرت نـازل شـد و از بـراى آن چـنـد عمل است :
1ـ غـسـل 2ـ روزه و آن يـكـى از چـهـار روز اسـت كـه در تـمـام سـال امـتـيـاز دارد بـراى روزه گـرفـتـن و بـرابـر اسـت بـا روزه هـفـتـاد سـال . 3ـ بـسـيـار صـلوات فـرسـتـادن . 4ـ زيـارت حـضـرت رسول و اميرالمؤ منين عليهما السلام 5ـ دوازده ركعت نماز به طريقى كه سيد ذكر فرموده 6ـ بـخـوانـد: يـا مـن امـر بالعفو و التجاوز... ـ و اين دعا را حضرت موسى بن جعفر عليه السلام خواند در آن روزى كه آن جناب را به جانب بغداد حركت دادند و آن روز بيست و هفتم رجـب بـوده اسـت و ايـن دعـا از ذخـائر ادعيه رجب است . 7ـ بخواند (دعاى ) اللهم انى اسئلك بالنحل الاعظم ... .
روز آخر ماه (رجب )
غـسل در آن وارد شده است و روزه اش سبب آمرزش گناهان گذشته و آينده است و نماز سلمان به نحوى است كه در روز اول گذشت .
باب دوم در اعمال و ادعيه ماه شعبان
باب دوم در ماه شعبان است و در آن دو فصل است :
فصلاول : در اعمال مشتركه اين ماه شريف است
. بـدان كـه شـعـبـان مـاه بـسـيـار شـريـفـى اسـت و مـنـسـوب اسـت بـه حـضـرت رسول خدا صلى الله عليه و آله و ماهى است كه زياد مى شود در آن روزى هاى بندگان ، از براى ماه رمضان و زينت مى كنند در آن بهشت ها را و در فضيلت روزه اش روايات بسيار است ، حتى وارد شده كه نفع مى بخشد براى كسى كه العياذ بالله مرتكب خون حرام شده باشد با آن كه روايت شده از حضرت امام صادق عليه السلام كه هر كه بكشد مرد مؤ منى را بـه او گـويـند بمير به هر طورى كه مى خواهى به مذهب يهود يا نصارى يا مجوس و عـنـه عـليـه السلام قال :من اعان على مؤ من بشطر كلمه جآء يوم القيامه مكتوب بين عينيه آيس من رحمه الله .(45)
(ترجمه - از امام صادق عليه السلام روايت شده كه فرمود: هر كسى بر عليه مؤ منى به يـك كـلمـه (بـدگويى ) كمك نمايد روز قيامت در حالى محشور مى شود كه بر پيشانى او نـوشـتـه شـده اسـت (مـايـوس از رحـمـت خـداونـد.) و بـالجـمـله اعـمـال مـشـتركه اين ماه چند امر است : 1ـ در هر روزى هفتاد مرتبه بگويد: (استغفرالله و اسـئله التـوبـه ) 2ـ در هـر روز هـفـتـاد بـار بگويد: استغفر الله الذى لا اله الا هو الرحـمـن الرحـيـم الحـى القـيـوم و اتـوب اليه ، و در بعضى روايات (الحى القيوم ) پـيـش از (الرحـمن الرحيم ) است و عمل به هر دو خوب است . و از روايات مستفاد مـى شـود كـه بـهـتـريـن دعـاهـا و اذكـار در ايـن مـاه اسـتـغـفـار اسـت . 3ـ در هـر روز در وقـت زوال و در شـب نـيـمـه ايـن صـلوات را بـخـوانـد:اللهـم صـل على محمد و آل محمد شجره النبوه ...4ـ بخواند مناجات مرويه از حجج طاهره عليهم السلام اللهم صل على محمد و آل محمد و اسمع دعائى ...5ـ تصدق كند در اين ماه اگر چه به نصف دانه خرما باشد تا حق تعالى بدن او را به آتش جهنم حرام گرداند و روايت است كه بهترين اعمال در اين ماه تصدق كردن و طلب آمرزش نمودن است . 6ـ در مجموع اين مـاه هـزار بـار بـگـويـد:لا الله الا الله و لا نـعـبـد الا ايـاه مـخـلصـيـن له الديـن ولو كره المـشـركـون .كـه ثـواب بـسـيـار دارد و از جـمـله آنـكـه عبادت هزار ساله در نامه عملش بـنـويـسند. 7ـ روزه دوشنبه و پنج شنبه اين ماه براى حوائج دنيا و آخرت نافع است . 8ـ در هـر پـنـج شـنبه اين ماه ، دو ركعت نماز كند در هر ركعت بعد از حمد صد مرتبه توحيد و بـعـد از سلام صد بار صلوات بفرستد. و روزه اش نيز فضيلت دارد و روايت شده كه در هـر روز پـنـج شـنـبه ماه شعبان زينت مى كنند آسمانها را پس ملائكه عرض مى كنند خداوند بـيـامـرز روزه داران ايـن روز را و دعـاى ايـشـان را مـستجاب گردان . 9- در اين ماه صلوات بـسـيـار بـفرستد. 10ـ از روز جمعه آخر ماه تا آخر ماه (اين دعا را) بخواند: اللهم ان لم تكن غفرت لنا فيما مضى من شعبان فاغفرلنا فيما بقى منه .
فصل دوم : در ذكر ايام و ليالى ماه شعبان است .
روز اول : روزه اش فضيلت دارد و وارد شده كه بهشت براى او حتما واجب مى گردد.
روز سـوم : روز مـبـاركـى اسـت و مـوافق مشهور روز ولادت با سعادت حضرت سيدالشهداء عـليـه السـلام اسـت ، در سـال سـوم هجرى قمرى در مدينه طيبه و بنابر ولادت (اين روز) روزى اسـت كـه مـلائكـه آسـمـانـهـا بـه تهنيت پيامبر صلى الله عليه و آله به اين مولود مسعود آمدند و از خاك قبرش براى جدش ‍ آوردند و آن جناب را تعزيت نيز گفتند و فطرس مـلك يـا (دردائيل ) پناه به آن طفل معصوم و امام مظلوم برد و حق تعالى او را ببخشيد و به جـاى خـودش ‍ بـرگـردانـيـد و از بـراى روز سـوم چـنـد عـمـل اسـت : 1ـ روزه 2ـ خـوانـدن دعـاى : اللهـم انـى اسـئلك بـحق المولود فى هذا اليوم ....3ـ خـوانـدن دعـاى (اللهـم انـت مـتـعـالى المـكان ..) و اين آخرين دعائى است كه حضرت امام حسين عليه السلام خواندند در آن روزى كه كفار دور او را احاطه كرده بودند و عـلمـاء ايـن دعـا را از دعـاهـاى روز سـوم ايـن مـاه گـرفـتـه انـد و بـدان كـه سـه دعـا نـقـل شـده كـه امـام حـسـيـن عـليـه السـلام هـر سـه را در روز عـاشـوراء خـوانـدنـد. اول دعـائى اسـت كـه در وقـت صـبح عاشوراء خواندند و دست به درگاه الهى بلند كرد و فـرمـود: (اللهـم انـت ثـقـتـى فـى كـل كـرب ...) دوم اين دعا است كه تعليم امام زين العـابدين عليه السلام فرمود در آن روز در وقتى كه آن حضرت را (خون ) در برگرفت و خونها از بدن مباركش مى جوشيد:بحق يس و القرآن الحكيم و بحق طه و القرآن العظيم يا من يقدر على حوائج السائلين يا من يعلم ما فى الضمير يا منفس عن المكروبين يا مفرج عـن المـغـمـومـين يا راحم الشيخ الكبير يا رازق الطفل الصغير يا من لا يحتاج الى التفسير صل على محمد و آل محمد و افعل بى كذا و كذا.
سـوم دعـاى (اللهـم انـت مـتـعـالى المكان ...) است كه آخرين دعاى حضرت بوده است . عـلامـه مـجـلسـى فـرمـوده كـه زيـارت آن حـضـرت عـليـه السـلام و غـسـل زيـارت در ايـن روز مـسـتـحـب اسـت و بـدان نـيـز كـه در مثل چنين روزى از سال شصتم هجرى قمرى جناب سيدالشهداء وارد مكه معظمه شد.
روز پنجم :
در سـال چـهـارم هجرى قمرى بنابر روايتى ولادت امام حسين عليه السلام واقع شده است ، عـلامـه مـجـلسـى فـرمـوده ، كـه اگـر احـتـيـاطـا امـروز و روز سـوم را حـرمـت بـدارنـد و اعـمـال آن روز را در ايـن روز (روز پـنـجـم ) نـيـز بـه عمل آورند خصوصا زيارت ، بهتر است .
شب نيمه (ماه شعبان )
شـب بـسـيـار مـبـاركـى اسـت و بـعـد از شـب قـدر افـضـل ليـالى اسـت و حـق تـعـالى بفضل خويش در اين شب به بندگان خود عطا مرحمت فرمايد و گناهان ايشان را بيامرزد و سـائلى را از درگـاه خويش رد نكند مگر آنكه معصيتى از خدا طلب نمايد و روايت است كه ؛ از اول ايـن شـب تـا آخـر آن از جانب حق تعالى ندا مى رسد كه آيا استغفار كننده اى هست كه طـلب آمرزش كند از گناهان خود تا من او را بيامرزم آيا كسى هست كه طلب روزى كند تا من او را روزى دهم . و از جمله بركات اين شب مبارك آن است كه ولادت با سعادت سلطان عصر امـام زمـان ــارواحـنـا له الفـداءـ در سـحـر ايـن شـب (در) سال 255 (دويست و پنجاه و پنج ) در سر من راى (سامراء) واقع شده و باعث مزيد شرافت ايـن ليـله مـبـاركـه شـده و از بـراى ايـن شـب چـنـد عـمـل اسـت : 1ـ غـسـل اسـت كـه بـاعث تخفيف گناهان مى شود. 2ـ احياء اين شب است به نماز و دعا و استغفار چـنـانچه امام زين العابدين عليه السلام عمل مى نمودند. 3ـ زيارت حضرت امام حسين عليه السـلام اسـت كـه افـضـل اعـمـال ايـن شـب و بـاعث آمرزش گناهان است و هر كه خواهد با او مـصـافـحـه كـنـد روح صـد و بيست چهار هزار پيامبر زيارت كند آن جناب را در اين شب ، و اقـل زيـارت آن حـضرت آن است كه به بامى يا صحنى باز در آيد و به جانب راست و چپ خـود نـظـر كـند پس سر به جانب آسمان كند، پس زيارت كند آن حضرت را به اين كلمات :السـلام عـليـك يـا ابـا عـبـدالله السـلام عـليـك يـا بـن رسول الله السلام عليك و رحمه الله و بركاته .و هر كس در هر كجا كه باشد در هر وقـت كـه آن حـضـرت را بـه ايـن كـيـفيت زيارت كند اميد است كه ثواب حج و عمره براى او نـوشـتـه شـود و مـا دو زيـارت مخصوص اين شب را در هديه (الزائرين ) ذكر نموديم . 4ـ خواندن اين دعا كه به منزله زيارت امام زمان عليه السلام است اللهم بحق ليلتنا هذه و مـولودهـا...5ـ بـخـوانـد دعـاى اللهـم اقسم لنا من خشيتك ... 6ـ بخواند دعاى : اللهم انت الحـى القـيـوم ... 7ـ بـخـوانـد صـلوات هـر روز را كـه در وقـت زوال مـى خواند. 8ـ دعاى كميل است كه ورودش در اين شب است و در شبهاى جمعه نيز خوانده مـى شـود. 9ـ آن كـه بـگـويـد هـر يـك ازسـبحان الله و الحمدلله و الله اكبر و لا اله الا الله را صـد مـرتـبـه كـه سبب آمرزش گناهان و برآمدن حوايج است . 10ـ بعد از نماز خـفـتـن (مـغـرب ) دو ركـعـت نماز كند در ركعت اول (سوره ) حمد و جحد و در (ركعت ) دوم حمد و تـوحـيـد بـخـوانـد و بـعـد از سـلام تـسبيح حضرت زهرا عليهاالسلام را بگويد به عكس ترتيب مشهور (يعنى ابتدا 33 مرتبه سبحان الله و بعد 33 مرتبه الحمدالله و بعد 34 مـرتبه الله اكبر بگويد) پس بگويد: (يا من اليه ملجاء العباد فى المهمات ) 11ـ شـيـخ و كـفـعـمـى فـرمـوده بـخـوانـد دعـاى : الهـى تـعـرض لك فـى هـذا الليل المتعرضون .. و اين دعايى است كه شبها در عقب نماز شفع خوانده مى شود. 12ـ (از اعمال شب نيمه شعبان ) بخواند بعد از هر دو ركعت از نماز شب و شفع و وتر دعائى را كه شـيـخ و سـيـد ذكـر فـرمـوده انـد. 13ـ بـجـا آورد سجده ها و دعاهايى را كه شيخ و سيد از رسـول خـدا صلى الله عليه و آله روايت كرده اند 14ـ نماز جعفر انجام دهد چنانكه شيخ از حـضرت امام رضا عليه السلام روايت كرده 15ـ انجام دهد نمازهاى اين شب را و آنها بسيار اسـت از جـمله چهار ركعت است كه سى نفر از اصحاب صادق عليه السلام به اين طريق از آن حـضـرت روايـت كـرده اند، در هر ركعت بعد از حمد صد مرتبه توحيد بخواند و بعد از نـمـاز بـخـوانـد:اللهـم انـى اليـك فـقـيـر و مـن عـذابـك خـائف و بـك مـسـتـجـيـر رب لا تـبـدل اسـمى و لا تغير جسمى رب و لا تجهد بلائى و لاتشمت بى اعدائى اعوذ بعفوك من عـقـابـك واعـوذ بـرحـمـتـك مـن عـذابـك و اعـوذ بـرضـاك مـن سـخـطـك و اعـوذ بـك مـنـك جل ثناوك انت كما اثنيت على نفسك و فوق ما يقول القائلون فيك .
روز نيمه (ماه شعبان )
در سـال 255 هـجـرى قمرى در اين روز ولادت با سعادت امام زمان حضرت حجه ابن الحسن بـن عـلى عـسـكرى - صلوات الله عليه و على آبائه - واقع شده و والده ما جده اش حضرت نـرجـس خـاتـون از اولاد حـوارى حـضـرت عـيسى عليه السلام است ويستحب زيارته فى كـل زمـان والدعـاء بـتـعجيل الفرج عند زيارته و تتاءكد زيارته فى السر داب بسر من راى و هو المتقين ظهوره ، و تملكه و انه يملاء الارض قسطا و عدلا كما ملئت ظلما و جورا.
(يـعـنـى و مستحب است در هر زمان زيارت امام زمان عليه السلام و مستحب است در وقت زيارت آن حـضـرت دعـا نـمودن براى تعجيل در فرج آن بزرگوار و مؤ كد است زيارت ايشان در سـرداب امـام زمان عليه السلام در شهر سامراء و به يقين روزى ظهور و حكومت آن حضرت واقـع خـواهـد شـد و زمـيـن را پـس از آن كـه از سـتـم و بـيـداد پـر گـشـتـه پـر از عـدل و قـسـط خـواهـد نـمـود) و در مـثـل چـنـيـن روزى در سـال 329 (سـيـصـد و بـيـسـت و نـه ) هـجـرى قـمـرى شـيـخ جـليـل مـعظم ابوالحسن على بن محمد سمرى رحمت الله كه آخرين (نفر از) نواب امام عصر ـ عـجـل الله فـرجـه - بـود، وفـات كرد و غيبت كبرى شروع شد و تا اين زمان هزار و دوازده سال (46) است كه از غيبت كبرى گذشته و اين نور عالمتاب از انظار محجوب گشته و ما مـنـتظران امام منتظر هستيم و در توقيع شريف حضرت عسكرى عليه السلام است براى على بـن بـابـويـه قمى و عليك بالصبر و انتظار الفرج فان النبى صلى الله عليه و آله قـال : (افـضـل اعـمـال امـتـى انتظار الفرج ) (يعنى بر تو باد به صبر و انتظار كـشـيـدن بـراى فـرج ، كـه پـيـامـبـر اكـرم صـلى الله عـليـه و آله فـرمـود: بـهـتـريـن اعـمـال امـت مـن (انتظار فرج ) است ) قبر جناب سمرى در بغداد است نزديك قبر شيخ كلينى در نزديكى پل بغداد.
شب آخر (ماه شعبان )
شـيـخ از حـضـرت صـادق عليه السلام روايت كرده كه آن حضرت در شب آخر شعبان و شب اول ماه مبارك رمضان مى خواند: (اللهم ان هذا الشهر المبارك ... .)

next page

fehrest page

back page