نه تنها جسد بى جان فرعون براى مردم آن روز كه پس از مرگ وى زنده بودند مايه
عبرت بود، بلكه هم اكنون با گذشت قرن هاى متمادى براى مردم كنونى جهان نيزآموزنده
وعبرت انگيز است دهها سال قبل ، يكى از روزنامه ها خبرى ررانوشته بود كه ضمن
حفاريهاى علمى كه در مصر انجام مى شد به سردابى دست يافتند كه جنازه موميايى شده
فرعون عصر موسى (ع ) درآنجا بود وبه ديوارهاى آن سرداب متجاوز از صد كيلو ورق
طلا با وضع مخصوصى نصب شده بود ودر اطراف جسد فرعون چيزهايى كه متعلق به
شخص او يا در عصر سلطنت او بوده ، قرار داشت . دولت مصر طلاهاى اطراف سرداب را
به خزانه مملكت برد وجسد فرعون را با تمام آنچه در اطرافش بود، به موزه اى
منتقل نمود وهم اكنون كسانى كه براى تماشاى آثار حيرت انگيز كشور مصر به آن
سرزمين مى روند، ضمن مشاهده آن آثار موزه فرعون عصر موسى (ع ) رانيز مى بينند. يكى
از شعراى قوى ايران چندين سال قبل به مصر رفته ، آن موزه را ديده وبا ذوق سر شار
خويش ، اشعارى آموزنده وعبرت انگيز سروده ومنظره داخلى موزه را مجسم ساخته است وچون
محتواى اشعار مايه تنبه است ، براى استفاده شنوندگان محترم دراينجا
نقل مى شود:
به مصر رفتم وآثار باستان ديدم
|
به چشم ، آنچه شنيدم به داستان ديدم
|
بسى چنين وچنان خوانده بودم از تاريخ
|
چنين فتاد نصيبم كه آن چنان ديدم
|
گواه قدرت شاهان آسمان درگاه
|
بسى هرم به زمين برسرآسمان ديدم
|
زروزگار كهن در حريم الاهرام
|
نشان روز نو ودولت جوان ديدم
|
گذشته در دل آينده هرچه پنهان است
|
به مصر ازتو چه پنهان كه بر عيان ديدم
|
تو كاخ ديدى ومن خفتگان در دل خاك
|
تو نقش قدرت ومن نعش ناتوان ديدم
|
تو تخته ديد ومن بخت واژگون ازتخت
|
توصخره ديد ومن سخره زمان ديدم
|
تو چشم ديدى ومن ديده حريصان باز
|
هنوز در طمع ملك جاودان ديدم
|
تو سكه ديدى ومن در رواج سكه سكوت
|
تو حلقه ، من به نگين نام بى نشان ديدم
|
تو آزمندى فرعون ومن نياز حكيم
|
تو گنج خسرو ومن رنج ديهقان ديدم
|
ميان اين همه آثار خوب وبد به مثل
|
دو چيز ازبد وازخوب تواءمان ديدم
|
يكى نشانه قدرت يكى نشانه حرص
|
كه بازمانده زميراث خسروان ديدم
|
تفاوت انسانها درايام مهلت
خلاصه ، ايام مهلت حضرت بارى تعالى براى كسانى كه به او ايمان دارند بسيار
مغتنم است وهمه آنها مى توانند از اين مهلت گرانقدر به نفع انسانيت وتعالى معنوى
خويش استفاده نمايند. اما بهره گيرى مردم به اعتبار تفاوت ايمان وچگونگى اعمالشان
متفاوت است . بعضى براى جبران لغزشهاى گذشته خويش متوجه پروردگار مى شوند
وبا حال تضرع وزبان استغفار از پيشگاه او درخواست عفو وبخشش مى نمايند. بعضى كه
بالنسبه صحيح العمل ودرستكار بوده اند، به پيروى از اولياى دين ، هر روز مكرر
استغفار مى كنند، ولى قسمت اعظم اوقات مهلتشان در مباحات و اعمالى كه فاقد ارزش
معنوى وروحانى است مى گذرد. اما امام سجاد(ع ) در جمله دعاى مورد بحث امروز ازپيشگاه
خداوند درخواست مى نمايد كه موجباتى رافراهم نمايد تا اوقات مهلتش در طاعت ذات
اقدس الهى مصروف گردد.
واستعملنى بطاعتك فى ايام المهلة .
بار الها! درايام عمر كه مهلت خود سازى ونيل به
كمال انسانى است مرا به طاعت وفرمانبرى ذات اقدست وادار ساز.
در آغاز سخن به عرض رسيد كه مهلت در لغت عرب به معناى مدارا ورفق
است وچون رفق از صفات حميده انسان است و رعايت آن در روابط اجتماعى بسيار
سودمند ومفيد است ، برآن شدم كه نيمه اول بحث را به مهلت اختصاص دهم ودر
نيمه دوم مطالبى را باستفاده از روايات وآثار اجتماعى آن به عرض شنوندگان محترم
برسانم .
مدارا حاوى خير دنيا وآخرت است
عن النبى (ص ) قال : امرنى ربّى بمدارا الناس كما امرنى باداء الفرائض .
(532)
رسول اكرم (ص ) فرمود: پروردگارم مداراى با مردم را به من امر نمود، همان طور كه
به اداى فرايض ماءمورم فرمود.
از اين روايت استفاده مى شود كه مداراى با مردم در تبليغ اسلام همان اندازه مهم است كه
اداى فرايض اسلامى در قوام دين اهميت دارد؛ با ترك واجبات ، اسلام به ضعف مى گرايد
وبا ترك مدارا، تبليغ دين از پيشروى وگسترش بازمى ماند.
وعنه (ص ): ما وضع الرفق على شى ء الّا زانه ولا وضع الخرق على شى ء الّا
شاءنه ، غفمن اعطى الرفق اعطى خير الدنيا والآخرة ، ومن حرمه خيرالدنيا والآخرة .
(533)
ونيز فرموده است : رفق ومدارا در چيزى قرار داده نمى شود، مگر آن رازينت مى دهد وخشونت
وتندى برچيزى قرار داده نمى شود مگر آن را زشت مى كند، پس اگر به كسى رفق
ومدارا عطا شود، خير دنيا وآخرت به وى عطا شده است وكسى كه از مدارامحروم باشد از
خير دنيا وآخرت محروم خواهد بود.
عن موسى الكاظم (ع ) قال : ياهشام ! عليك بالرفق فان الرفق يمن والخرق شوم . انّ
الرفق والبرّ وحسن الخلق يعمر الديار ويزيد فى الرزق . (534)
امام كاظم (ع ) به هشام فرمود: بر تو باد به رفق ومدارا كه رفق مبارك است وخشونت
شوم . مدارا ونيكوكارى وحسن خلق ، شهر هارا آباد مى كند وارزاق را افزاى شم يدهد.
عن على (ع ) قال : الرفق ييسر الصعاب ويسهل
شديد الاسباب . (535)
على (ع ) فرموده : رفق ومدارا مشكلات را سهل مى كند واسباب
ووسايل سخت راآسان مى سازد.