next page

fehrest page

back page

يعنى اى شيطان حالا كه به دنيا آمدى كارت چيست ؟ با صوت و ندايم مردم را مى برم ، براى آدمهاى باسواد مكتبهاى انحرافى بوجود مى آورد اين صورت شيطان و نداى اوست يعنى مكتب يكى از نداهاى شيطان است و استفزر من استطعت منهم بصوتك مكتب ماركس نداى شيطان است و اتفاقا اين مكتبهاى خرافى براى انسانها خيلى ضرر دارد، اين مكتبهايى را كه استثمارگرها در غرب آوردند و غالب آنها را يهوديها آوردند. يعنى تا آن اندازه كه من مطالعه دارم مكتبها مال يهودى هاست همين حزب يهوديت كه ما الان مبتلاى به شعبه اى از آن هستيم كه اين جنگ تحميلى شعبه اى از آن حزب است . غالب اين مكتب ها را اين حزب به وجود مى آورد يعنى مكتب ماركس ، ماركس يهودى است مكتب فرويد، فرويد يهودى است ، مكتب دوركيم ، دوركيم يهودى است ، مكتب نيچه ، نيچه يهودى است ، و اين مكتبها كه هر كدامش چه ذلتها آورد اين موشكها از مكتب نيچه پيدا شده ، حرف تاثير دارد، اين را به شما عزيزان بگويم مواظب حرفهايتان باشيد، كلمه ، در لغت عرب به معنى ((جرح )) است يعنى شما اگر با چاقو خراشى به پشت دست وارد كنيد اين جرح است ، اين كلمه است و كلمه را كلمه مى گويند، بكلام كلام مى گويند براى خاطر اين است كه در دل مى چسبد ولو شما بدانيد كه با واقع مخالفست اما در شما بالاخره اثر مى گذارد، اين مثالى است كه مشهور است واقعيت دارد، مى گويند ملا نصرالدين (مى دانيد كه ملا نصرالدين اصلا خرافى است اما مثل جامعى است .) آمد و به افراد گفت پاى كوه دارند حليم تقسيم مى كنند همه ظرفهايشان را برداشتند و رفتند، رفتند پاى كوه ديدند دروغ است ، بر مى گشتند ديدند خود ملا هم كاسه اى در دست دارد و دارد مى رود به او گفتند آقاى ملا تو ما را گول زدى خودت كجا مى روى ؟ گفت وقتى ديدم شما داريد مى رويد گفتم نكند حرفم حقيقت داشته باشد! از نظر روانشناسها تلقين گر چه مخالف با واقع است اما موثر است يعنى اگر شما نشستيد و پست سر يك آدم وارسته به او تهمتى زديد و مخاطب شما مى داند كه مقدس است اين تاثير دارد، اگر آن آقا ارادتش صد برابر باشد گرچه مى داند حرف شما دروغ است اما ارادتش به او نودونه مى شود، كلام تاثير دارد. مكتب فرويد باطل شد. شاگردانش آن را باطل كردند فرويد مى گويد تمام غرائز از غريزه جنسى سرچشمه مى گيرد و حتى مى گويد اگر بچه پستان مادر را مى مكد آنهم از غريزه جنسى سرچشمه مى گيرد. يعنى غريزه جنسى بچه است كه او را وادار به مكيدن پستان مادر مى كند!! خوب . اين آقا حرفى زد، كتابى هم نوشت ، شاگردان فرويد آمدند و او را رد كردند كتابش را باطل و مسخره اش ‍ كردند، مكتب فرويد باطل شد، حال كارى به اين نداشته باشيد كه مسلمان نماها نيمه خورده غربى ها را مى گيرند و در كتابهاى خود مى نويسند و به بچه ها مى دهند، مكتب فرويد باطل شد، چنانچه مكتب داروين باطل شد، حالا در كتابهاى ما هست ، يا شرقى ها دارند نيمه خورده هاى آنها را تدريس ‍ مى كنند و يا غربيها، اين براى غربزدگى آنهاست ولى مكتب فرويد باطل شد. اما مكتب در دنيا اثر دارد، بقدرى اثر گذاشت كه الان دنياى غرب ، همچنين شرق در لجنزارى از شهوت غوطه ور است ، دادش بلند است اما نمى داند چه كند. مكتب نيچه مى گويد رحم از ضعف است ، اگر ببيند كه كسى رئوف است . مهربان است ضعيف است لذا چون زنها ضعيفند راءفت و عاطفه آنها بيشتر است بعد مى گويد انسان بايد قوى باشد. انسان وقتى انسان است كه بتواند استثمارگرى كند بتواند مسلط بر ديگران شود. ديگران را بتواند غلام خود كرده از آنان استفاده كند اين مكتب نيچه است ، خودش ‍ هم مى داند كه اين حرفها باطل است ، خود حزب صهيونيست هم مى داند اين مكتب باطل است اثرش موشك و بمبم شيميايى است ، اثرش بمب اتم و اسلحه روز است . اثرش را گذاشت و اگر هم مكتب نيچه را حزب صهيونيست به وجود آورد، براى همين آوردند كه دنيا را بى عاطفه كنند براى اين آوردند كه موشكهاى خود را بتوانند بفروشند، براى اين آوردند كه ملت مستضعف را بتوانند ضعيف تر كنند، بتوانند از آنها كار بكشند. اين صورت شيطان است و استفزز من استطعت منهم بصوتك يعنى مى آيم ، با نداهايم مى آيم ، اين كه در ميان عوام مشهور است قبل از آمدن امام زمان (عليه السلام ) دجال مى آيد، يك الاغى دارد، هر موى آن الاغ صداى يمى دهد، اين از باب مثال است ، اين آواى شيطان است ، هر كسى براى خود صدا و مكتبى دارد، اين صورت شيطان است ، اين صورت شيطان در خانه هاى ما هم هست ، ساز و آوازها، موسيقى ها، صورت شيطان است ، اتفاقا در روايات هم مى خوانيم در ذيل همين آيه شريفه صورت شيطان ، صدا و نداى شيطان يعنى موسيقى ، يعنى غنا و ساز و آواز، خوب الان الحمدلله مى دانيد كه وضع رسانه هاى گروهى ما خيلى خوب شده ، اگر زمان طاغوت را با الان بسنجيم هيچ قابل قياس نيست اما اين راه هم مى دانيم كه هنوز اشكالى دارد و ان شاء الله بمرور زمان اشكالات آن برطرف مى شود. اما حرف اينجاست كه اين شيطان است خانم را روى موج راديو مى برد و مى برد آنجا كه ساز و آواز هست ، دست آقا را مى گيرد و مى برد روى آن موجى كه ترانه هاست ، اين خانم را وا مى دارد، نه شماها را، حقوقش را بدهد و نوار بگيرد، چه نوارى ؟ نوار طاغوتى ، يك ضبط صوت هم بخرد، ديگر مى شود يك راديوى زمان طاغوتى ، اين صورت شيطان است ، و اين الان هست ، معلوم است در خانه هاى شما كه نيست ، اما خيلى جاها هست ، يعنى بجاى اينكه صحبت را گوش كند، به ترانه گوش مى دهد، ترانه چه كسى ؟ چه ترانه اى ؟ در راديو كه نيست خود او راديو دارد، ضبط صوتش و خريدن نوار و اين مصيبت است ، اتفاقا در روايات ما براى اين ترانه ها و موسيقى ها، براى اين ساز و آوازها بقدرى گناه قائل شده است ، به قدرى اثر سوء دارد كه انسان اگر مقدار كمى توجه كند وحشت مى كند.
راوى مى گويد خدمت امام صادق (عليه السلام ) رفتم . به امام صادق (عليه السلام ) عرض كردم يابن رسول الله من خودم ساز و آواز ندارم . اما همسايه ام ترانه دارد، موسيقى و غنا دارد و من وقتى به مستراح مى روم ، مستراح نزديك منزل آنهاست . آنجا به ترانه ها گوش مى كنم . اين چه طور است ؟ تا اسم ترانه و موسيقى و ساز و آواز و زن مغنيه را امام صادق (عليه السلام ) شنيدند رنگ مباركشان تغيير كرد، فرمودند فلانى ، هر چيزى اهلى دارد و شيعه اهل اين چيزها نيست ، اگر در خانه زنى ، در خانه مردى يك نوار ترانه اى باشد امام صادق (عليه السلام ) مى فرمايد اين شيعه نيست اين مال يهودى ها و نصرانى هاست ، بعد امام صادق (عليه السلام ) فرمودند بلند شو برو غسل كن ، يعنى اگر زنى ترانه اى بشنود از نظر امام صادق (عليه السلام ) بايد برود غسل كند، بعد از غسل فرمود نماز بخوان و بعد از نماز توبه از گناه كن ، بعد فرمود واى بر تو اى قبل از توبه بميرى و گوش و مغز تو پر از ترانه و ساز و آواز و موسيقى باشد، حتى به شما بگويم يكى از آثار سوء اين ترانه ها و موسيقى ها و غنا كه اسلام جلوش را گرفته تحريك شهوت است ، اگر شهوت تحريك شود ديگر چيزى نمى تواند جلوى آن را بگيرد لذا عفت زن ديگر نمى تواند جلويش را بگيرد، خدا نكند تحريك شود اين مرد ديگر نمى تواند جلويش را بگيرد، لذا اسلام در مورد تحريم شهوت ((دفع )) دارد نه ((رفع )) يعنى مى گويد به زن نامحرم نگاه مكن به زن مى گويد به مرد نگاه شهوت آميز نكن ، مى گويد آنجا كه زن نشسته است اگر بلند شد و رفت به جاى زن ننشين . مى گويد حتما در يك خانه يك زن و مرد خلوت نكنند، حتما اختلاط بين زن و مرد نباشد، موسيقى ، ترانه و ساز و آواز نباشد، اين نباشدها يعنى چه ؟ يعنى اينها تحريك شهوت مى كند كه اگر تحريم شهوت شد ديگر جلوى شهوت را گرفتن مشكل است ، مشكل .
مى گويد: و لقد همت به وهم بها لولا ان رءا برهان ربه يعنى وقتى بين من و زليخا خلوت شد قرآن مى گويد زليخا رفت ، يوسف هم مى رفت اگر عصمت نداشت . يعنى آقا خانم كه معصوم نيستى ، اگر در يك خانه فقط تو باشى و يك نامحرم مى روى . قرآن مى گويد من نمى گويم ! قرآن مى گويد خانم ، ترانه ترا مى برد، مواظب باش ، مى گويد آقا موسيقى و ساز و آواز تو را مى برد مواظب باش ، نگاه شهوت آميز تو را بيچاره كرده مى برد مواظب باش ‍ بحث طول كشيد، بحث ناقص است ، انشاء الله هفته آينده درباره راه ششمى كه شيطان در قرآن به آن اشاره دارد با شما صحبت مى كنم .
شب مصيبت است ، دو كلمه مصيبت هم بخوانم ، امام على النقى (سلام الله عليه ) امشب كه شب شهادتش است تقريبا چهل و دو ساله است سى و سه سال تقريبا مدت امامت آقا بوده و ده يازده ساله بود كه پدر بزرگوارش را از دست داد و همان وقتى كه امام شد در مضيقه عجيبى واقع شد، در اين سى و سه ساله گاهى در تبعيد بود، گاهى زندانى بود، زندانهاى آقا هم خيلى مختلف بود بعضى از زندانها شكنجه داشت ، حتى راوى مى گويد ديدم در مقابل آقا امام على النقى (عليه السلام ) قبرى كندند كه مى خواهند بگويند ترا زنده زنده در اين قبر خواهند گذاشت ، در يك اطاق تاريكى آقا را زندانى كرده بودند و آقا روى حصيرى ايستاده بود و نماز مى خواند، سه چهار تا از خلفاى بنى عباس را ديدم و هر كدامشان به آقا اذيتها كردند، زجرها به آقا دادند، مخصوصا متوكل كه به آقا امام دهم خيلى اذيت روحى كرد، از جمله چيزها كه گفتن آن هم شرم آور است اين است كه نصف شب امام دهم را خواست ، به خانه ريختند و امام دهم را با پاى برهنه سر برهنه به جلسه آوردند، در چه جلسه اى آوردند در جلسه شراب و قمار، در جلسه اى كه ساز و آواز بوده معلوم است كه اين جلسه از هر شكنجه اى براى آقا امام دهم مشكل تر است ، متوكل مست بود اهل مجلس مست بودند آقا را در چنين جلسه اى آوردند، تا اينكه به دست يكى از خلفاى بنى عباس آقا را شهيد كردند. بايد بگوييم راحت شد و از اين دنيا رفت مصيبتى كه براى شما بخوانم اين كه تحمل آن براى اهل بيت خيلى مشكل است و اتفاقا براى اهل بيت جلو آمده ، و از جمله كسانى كه برايش جلو آمد براى اهل بيت ابا عبدالله الحسين (عليه السلام ) بود، در جلسه ابن زياد بود، خود امام سجاد (سلام الله عليه ) تعريف مى كند مى فرمايد همه ما را به يك طناب بسته بودند و ما را با اين حال وارد مجلس ابن زياد كردند در آن جلسه شراب بود، در آن جلسه قمار بود، عيش و نوش بود، مى گفتند و مى خنديدند و ما را وسط جلسه نگاه داشتند، خيلى مشكل است ، زينب مظلومه چند سال قبل همين مجلس ، دارالاماره ، مقر حكومتش بود، حالا آمده و در جلسه اى كه دشمن نشسته بالاتر از همه اينها كه براى زينب خيلى سخت آمد سر بريده ابى عبدالله (عليه السلام ) بود در مقابل دشمن ، سر در مقابل ابن زياد بود لذا زينب با آن مقاومتش ، با آن شجاعتش ، مثل اينكه زانوها لرزيده مثل اينكه ديگر نتوانست روى پا بايستد، مى دانست اگر بنشيند ابن زياد غضب مى كند، اما خيال مى كنم زانوهايش لرزيد، ديگر نتوانست بايستد، ابن زياد فهميد كه زينب نشست لذا خواست نمكى به دل زينب بپاشد رو كرد و گفت اين زن كه نشسته بود؟ جوابش را ندادند، دفعه دوم و سوم يك وقت زنى از ميان اسرا مى خواست تحريك عاطفه كند تا شايد بتواند ابن زياد را ساكت كند لذا گفت كه ابن زياد اين زينب خواهر حسين (عليه السلام ) است يعنى ابن زياد اگر زينب نشست بخاطر اين نبود كه بخواهد بر تو جسارت كند آخر سر بريده برادر در مقابلش است ، نمى تواند سر بريده برادرش را ببيند از اين جهت نشست ، ابن زياد بجاى اينكه سر سلامتى بدهد بجاى اينكه بگويد زينب را از مجلس بيرون ببريد رو به زينب كرد و گفت الحمدلله كه برادرت را كشتند، الحمدلله كه شما را اسير كردند.
ولا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم و سيعلم الذين ظلموا اى منقلب ينقلبون .
بخش دوم : گفتار بيستم
فضايل امام على (عليه السلام )
چون اين روزها و اين شبها مربوط به مولى الموحدين مولا اميرالمومنين (سلام الله عليه ) است بايد اظهار ارادتى خدمت اميرالمومنين (سلام الله عليه ) كرده شود و تصميم داشتم كه از اميرالمومنين (عليه السلام ) استجازه كنم و در بحث شبهاى گذشته با شما صحبت كنم اما يك نفرى خواست كه درباره اميرالمومنين (عليه السلام ) صحبت شود. بنابراين بحث امشب درباره اميرالمومنين (عليه السلام ) است و اميدوارم كه رنگ اخلاقى هم داشته باشد و بايد جلسه سازندگى داشته باشد و اميد است خود اميرالمومنين (سلام الله عليه ) لطفى بفرمايد جلسه براى من و شما مفيد باشد.
بحث درباره اميرالمومنين (سلام الله عليه ) و سخن گفتن درباره على (عليه السلام ) كارى بسيار مشكل است و اگر شما بخواهيد پل صراطى را كه مى گويند از مو باريكتر است ، از شمشير برنده تر از آتش سوزنده تر است نمونه اش در دنيا چيست بايد بگويم سخن گفتن درباره على (عليه السلام ) است . لذا يكى از علماى اهل تسنن مى گويد سخن گفتن درباره على (عليه السلام ) كارى بسيار مشكل است براى اينكه اگر بخواهيم حق سخن را ادا كنيم و اگر حق سخن ادا نشود ظلم درباره اميرالمومنين على (عليه السلام ) است ، درباره اميرالمومنين (سلام الله عليه ) سخن ها و شعرها گفته شده ، كتابها نوشته شده ، نه فقط از شيعه ، از شيعه هم شعر كمتر گفته شده و هم كتاب كمتر نوشته شده ، اهل تسنن درباره على (عليه السلام ) كتابها نوشته اند، غير مسلمانها درباره على سخنها گفته اند و بالاخره مثل جرداق نصرانى كتاب الامام على صوت العداله الانسانيه نوشته كه اسم فوق العاده لطيف و دقيق و باطراوتى است و در اين كتاب در بعضى جاها حق سخن را ادا كرده است و بايد بگوييم يك نصرانى درباره على خوب كتاب نوشته است ، به خليل نحوى كه يكى از علماى اهل تسنن است گفتند درباره على سخن بگو، گفت درباره على (عليه السلام ) من چه بگويم ، على آن كسى است كه فضائل او را دوست و دشمن مخفى كرد اما دوست مخفى كرد براى خاطر ترسى كه داشت و نمى توانست براى على (عليه السلام ) سخن بگويد اما دشمن مخفى كرد براى خاطر دشمنى كه با على داشت ، با فرضى كه دوست و دشمن فضائل على را مخفى كردند اما عالم از فضائل على ابن ابى طالب (عليه السلام ) پر شد، اين كلام مال خليل نحوى است . يك شاعر نصرانى اشعار خوب و باطراوت و آبدار و دقيقى درباره اميرالمومنين (سلام الله عليه ) گفته است ، جرداق نصرانى در اول كتابش آن اشعار را آورده است ، در ضمن اين اشعار شعار نصرانى مى گويد اگر كسى به من اعتراض كند كه تو نصرانى هستى بايد براى پاپ شعر بگويى نه براى على ، براى علماى نصرانى بايد شعر بگويى نه براى على ، من جواب مى دهم كه من عاشق فضيلت هستم و در اين جهان گشتم و ديدم سرچشمه فضايل على است ، هر فضيلتى را كه ريشه يابى كردم ديدم سرچشمه اش از على است ، نظير اين جمله ها در كلمات سنى ها و در سخنان نصرانيها و يهوديها حتى افرادى كه متدين هم نيستند نظير كمونيست ها ديده مى شود و انصافا هم قطع نظر از اينكه ما شيعه هستيم و على (عليه السلام ) را دوست داريم با يك دقت مختصرى در تاريخ ، انسان خوب متوجه مى شود كه على (عليه السلام ) يعنى سرچشمه فضيلت يعنى اگر شجاعت مجسم شود على (عليه السلام ) مى شود، اگر عاطفه را هم مجسم كنند على (عليه السلام ) مى شود، اگر علم را، سخاوت و ايثار و گذشت و فداكارى را هم مجسم كنند على مى شود و بالاخره هر فضيلتى از فضائل انسانها را اگر مجسم كنند مى شود على (عليه السلام )! درباره اميرالمومنين (سلام الله عليه ) قرآن خيلى صحبت كرده است و بيشتر از سيصد آيه درباره على نازل شده است . شيعه مى گويد بيشتر از سيصد آيه ، سنى كمتر و بيشتر و بالاخره آنهم مى گويد آيات فراوانى از قرآن درباره على است . بنابر تفسيرى كه از موسى بن جعفر بن جعفر (سلام الله عليه ) راجع به آيه شده ، آيه يعنى قرآن ، حق سخن را درباره على (عليه السلام ) ادا كرده است و ديگر هر چه كتاب بنويسند، هر كه هر چه بگويد بهتر از قرآن ، دقيق تر و لطيف تر از قرآن نمى شود گفت ، قرآن مى فرمايد:
ولو انما فى الاءرض من شجره اقلام والبحر يمده من بعده سبعه ابحر ما نفدت كلمات الله .(420)
بنابر روايات فراوانى اين كلمات الله يعنى على ، ائمه طاهرين ، چهارده معصوم و اين جمله عن كلمات الله در روايات زياده ديده مى شود و اميدوارم به نجف برويد و در مقابل قبر آقا اميرالمومنين (سلام الله عليه ) بايستيد و زيارتهائى كه شيخ عباس قمى عليه الرحمه ذكر كرده ، زيارت اول و دوم ،... تا ششم و هفتم و هشتم مفاتيح ، اين زيارات را شبها آنجا بخوانيد و در آن زيارات زياده ديده مى شود كه على (عليه السلام ) كلمه الله است معناى كلمه ، اصلا اين كلمه على كلمه الله مى گويند براى خاطر اين است كه كلمه دلالت بر معنا دارد يعنى مثلا شما مى نويسيد زيد تشنه است ، حسن تشنه است ، اين يك كلمه است ، اين يك كلام است ، چرا به آن كلام مى گويند براى اينكه بر يك معنائى دلالت مى كند يك آدم باسواد وقتى چشمش به آن مى افتد از آن معنا مى فهمد لذا به آن (كلمه ) مى گويند على (عليه السلام ) كلمه الله است ، آيه الله است يعنى وقتى انسان به على (عليه السلام ) نگاه كند و فضائلش را بنگرد به وجود خدا پى مى برد، بهترين نشانه ها براى خدا، على (عليه السلام ) و فضائل اوست ، اين آيه شريفه مى فرمايد: اگر تمام چوبهاى عالم قلم شود، آب دريا مركب شود فضائل على را بنويسند آب دريا تمام مى شود اما فضيلت و فضائل على تمام نمى شود، باز قرآن مى فرمايد كه دريا مركب شود و فضائل على را بنويسند تا بالاخره قرآن مى فرمايد هفت مرتبه (سبعه البحر) هفت مرتبه دريا را آب كنند، مركب بشود و فضائل على را بنويسند ما نفدت كلمات الله .
كتاب فضل ترا آب بحر كافى نيست كه تر كنى سر انگشت و صفحه بشمارى
شاعرى درباره آقا اميرالمومنين (سلام الله عليه ) شعرى گفته : شعرى عالى است و معلوم است الهامى از خود اميرالمومنين (سلام الله عليه ) به اين شاعر است كه مى گويد يا على (عليه السلام ) اگر بخواهيم ترا بشناسيم تو اين چنين هستى .
توئى آن نقطه بالاى مافوق ايديهم كه در وقت تنزل تحت بسم الله را بائى
خوب عالى گفت ، از روايت هم گرفته شده ، يدالله فوق ايديهم ، يدالله يعنى على (عليه السلام )، خدا قسمت همه شما كند برويد. هنوز از دور به نجف نرسيده گنبد اميرالمومنين (سلام الله عليه ) پيداست و در آنجا با خط خواناى عالى نوشته است يد الله فوق ايديهم مى گويند نادرشاه وقتى گنبد را مرمت كرد و طلا كرد آمدند و به او گفتند بالاى گنبد چه بنويسيم . گفت بنويسد يدالله فوق ايديهم آمدند به يكى از بزرگان ، به عالمى گفتند نادرشاه اين طور گفته بنويسيم يا نه ؟ جواب داد حرف خيلى متين است اما اين حرف از نادرشاه نيست ، اين بلند گو براى عالم غيب است ، اين را على به دهان او گذاشته ، اين مال خودش نيست برويد دوباره از او بپرسيد نمى تواند بگويد، اتفاقا آمدند و به نادرشاه گفتند گفتى چه بنويسيم بر روى گنبد يادش رفت و گفت همان را كه گفتم بايد بنويسيد و الا چه ها مى كنم از آن طرف هم خود اميرالمومنين (سلام الله عليه ) مى فرمايد كه اين روايت مشهور است ، در كتابهاى تفسيرى هست در كتابهاى عرفانى هست و از جمله افرادى كه روى آن پافشارى دارند روى آن حرف دارند و در كتابهاى عرفانى خودشان دارند استاد بزرگوار ما رهبر عظيم الشاءن انقلاب ادام الله ظله مى باشند، ايشان هم در شرح دعاى سحر اين روايت را نقل مى كنند كه اميرالمومنين (سلام الله عليه ) فرموده است تمام قرآن در سوره قل هو الله احد است و تمام سوره قل هو الله احد در بسم الله الرحمن الرحيم نهفته است و تمام بسم الله الرحمن الرحيم و معنايش در باء بسم الله الرحمن الرحيم نهفته است و آن باء بسم الله الرحمن الرحيم من هستم ، اين شاعر كه خدا رحمتش كند، درجاتش عالى است خدا درجاتش را عالى تر كند از اين دو روايت گرفته است كه مى گويد يا على :
توئى آن نقطه بالاى ما فوق ايديهم كه در وقت تنزل تحت بسم الله را بائى
اين على است ، چيزى كه ما مسلمانها كوتاهى مى كنيم سر مشق گرفتن از اين على است ، از صبر اميرالمومنين از سخنان و ايثار و گذشت على است ، از رسيدگى به ديگران ، از تواضع و علم على ما مسلمانها مخصوصا ما شيعيان اصلا استفاده نكرديم با توجه كه قرآن شريف امر مى كند كه الگوى در كارهايتان الگوى در گرفتاريهايتان بايد على باشد، بايد اهلبيت و پيغمبر باشد.
لقد كان لكم فى رسول الله اسوة حسنه لمن كان يرجوا الله واليوم الاخر.(421)
امشب جمله اى را براى شما عرض كنم و از اين جمله انسانيت على را بدست بياوريم شايد براى ما نتيجه مطلوبى داشته باشد.
آلام و لذاتى كه انسان دارد به سه قسم منقسم مى شود يعنى انسان سه نوع الم و ناراحتى و سه نوع هم راحتى و لذت دارد يك قسمت از آلام و لذت مربوط به جسم انسان است مثل خوردن ، آشاميدن ، اطفاء شهوت استراحت و امثال اينها، خوردن و آشاميدن لذت براى انسان است . گرسنگى و تشنگى الم و ناراحتى براى انسان است ، اطفاء غريزه جنسى لذت براى انسان است ، غزوبت از اين غريزه رنج بردن الم براى انسان است اين قسمت از آلام و لذات مشترك بين انسان و همه حيوانهاست يعنى هر حيوانى هم از خوردن و آشاميدن لذت مى برد، هر حيوانى هم از اطفاء شهوت لذت مى برد، هر حيوانى از گرسنگى و تشنگى و نبود جنسى مخالف براى او ناراحت مى شود و براى او درد است لذا چون با ساير حيوانها مشترك است نمى شود اين گونه لذات براى انسان افتخار باشد يعنى انسان چون خوب مى خورد پس آدم خوبى است ، هر كه خوب مى خورد خوب مى آشامد و خوب استراحت مى كند، و زن يا شوهر دارد انسان خوبى است ، نه ، الاغ هم خوب مى خورد بسيارى از حيوانها در بيابان بدون دردسر خوب مى خورند و خوب مى آشامند و خوب اطفاء شهوت مى كنند دردسر هم ندارند شما عزيزان اگر بخواهيد غذائى تهيه كنيد چقدر دردسر دارد، زن بايد از صبح تا ظهر در آشپزخانه زحمت بكشد از ظهر به بعد هم ظرفهايش را بشويد تا يك غذاى خوب بخورد و بخوراند اما يك آهو در بيابان علفش موجود، خانه اش موجود، زن يا شوهرش هم موجود است بدون دردسر مى خورد، مى آشامد، استراحت مى كند و اطفاء شهوت مى كند. يكى از شما اگر بخواهيد يك خانه تهيه كنيد بقدرى در اين زمان مشكل است كه بايد قرض خانه را بعد از مرگ فرزندان بدهند يك زن بخواهد شوهر كند يك مرد بخواهد زن بگيرد خيلى مشكل است با زمان امروز. لذا انسانيت انسان به اين بعد حيوانى نيست ، اگر كسى يك خانه خوب دارد و بخواهد به آن بنازد اين خيلى احمق است ، خانه خوب ، همسر خوب ، مشرب خوب و مسكن خوب اينها هيچ كدام دليل بر انسانيت انسان نيست اين يك قسمت از آلام و لذات است .

next page

fehrest page

back page