next page

fehrest page

back page

يعنى به تحقيق در اين عالم وجود موثرى جز من نيست يعنى خدا. پس ‍ عبادت مرا بكن و نماز بخوان .
براى چه ؟ لذكرى - فاعبدنى - و اقم الصلوة لذكرى . اگر به تو گفتم عبادت بكن براى خاطر ذكرش است ، اگر به تو گفتم نماز بخوان براى خاطر ذكرش است اين آيه هم مى فرمايد علت غايى براى همه عبادات ياد خدا است از نظر زبان يا از نظر دل در همان سوره مزمل كه خطاب به پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) است پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) بار سنگينى بر گرده ات آمده و اگر بخواهى اين بار سنگينى را به منزل برسانى نيرو از خارج بايد بگيرى يكى از نيروها كه در سوره المزمل ذكر شده همين ذكر است : و اذكر اسم ربك و تبتل اليه تبتيلا(221) پيغمبر، اى كسى كه بار نبوت به دوشت آمده ((يا ايها المزمل )) اى كسيكه خطاب به تو شده : انا سنلقى عليك قولا ثقيلا(222) بار سنگين به دوشت آمده ((و اذكر اسم ربك )) اگر مى خواهى اين بار سنگينى را به منزل برسانى بايد در زندگى ات ذكر باشد بايد ياد خدا در زبانت باشد و در دلت باشد. امام صادق (عليه السلام ) مى فرمايد: پروردگار عالم در همه واجبات و مستحبات اكتفا كرده است به يك حد معينى گفته است نماز بخوان پنج وقت خوب نوافلش را هم بخوان پنجاه و يك ركعت مى شود فرموده است ماه مبارك رمضان روزه بگير، يك مرتبه در عمر حج برو فرموده است خمس بده ، زكات بده ، همه حدى دارد اما يك چيزى در قرآن داريم كه حد ندارد بعد امام صادق (عليه السلام ) تمسك مى كردند به اين آيه :
يا ايها الذين آمنوا اذكروالله ذكرا كثيرا و سبحوه بكرة و اصيلا.(223)
يعنى اى كسانى كه ايمان آورديد اگر بخواهيد اين ايمان به سر حد منزل برسد با ايمان از اين دنيا برويد اگر بخواهيد در آن جنگ درون پيروز شويد بايد هميشه به ياد خدا باشيد در زبان شما ذكر باشد يا ايها الذين آمنوا اذكر والله ذكرا كثيرا ذكر بگوئيد و سبحوه و بكره و اصيلا هميشه صبح و شام تسبيح خدا كنيد، ذكر بگوييد هم از نظر زبان هم از نظر دل ، لذا از نظر قرآن و روايات اهل بيت وظيفه بزرگى براى همه مخصوصا افرادى كه يك كار اجتماعى دستشان است (مثل شما حضار محترم ) بايد يك ذكرى در زندگيشان باشد و بواسطه او كمك و مدد بگيرند هم براى كارهاى دنيايشان ، هم براى آخرتشان ، براى اينكه توفيق پيدا كنند و منجمله براى بحث امسال ما اين آياتى كه خوانديم مثل اينكه بما مى فهماند كه از همه آن هشت نيرو كه درباره اش صحبت كردم اين نيرو مهمتر است بهتر مى تواند به انسان كمك بدهد اين از نظر ذكر در قرآن ، در روايات هم شايد بيشتر از هزار روايت از اهل بيت در اين باره و تاكيد در ذكر وارد شده ، صاحب وسائل عليه الرحمه در جمله صلوه بيشتر از دويست روايت از ائمه طاهرين سلام الله عليهم اجمعين نقل مى كند كه مضمونش همين بوده و پيغمبر دائم الذكر بود اميرالمومنين (سلام الله عليه ) مثل شير در ميدان ، اما زبانش هم مرتب بنام خدا گويا بود. امام حسين (عليه السلام ) حتى در روز عاشورا با ياد خدا بود و ذكر داشت و اينكه گرفتار است و يا نه اينها هم براى آنها اهميت نداشته .
لذا حضرت زينب سلام الله عليها با فرض اينكه دائم الذكر بوده نماز شب ايشان تعطيل نشد حتى شب عاشورا، حتى شب سيزدهم محرم پشت دروازه كوفه نماز خواند، نماز شب نشسته خواند. امام صادق (سلام الله عليه ) مى فرمايد: پدر من هميشه زبانش به ذكر خدا گويا بود در راه لبهايش ‍ مى جنبيد، سر غذا، وقت خواب مى ديدم زبانش گويا است و بالاخره مى ديدم هميشه زبانش گوياى به ذكر خداست ، راجع به ساير ائمه طاهرين منجمله خود امام صادق (عليه السلام ) هم دارد و به خوبى از تاريخ استفاده مى كنيم كه ائمه طاهرين و پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) آنها دائم الذكر بودند؛ يك ذكرى انتخاب كرده بودند. لذا مرحوم محدث قمى عليه الرحمه در مفاتيح (در اين كتاب كارخانه آدم سازى ) در اين كتاب از كارى كه مخصوص ائمه طاهرين است ياد مى كند و مى گويد: ذكر پيغمبر اين بوده ، ذكر اميرالمومنين اين بوده ، ذكر امام حسن اين بوده ، ذكر امام حسين اين بوده تا آخر هر كدام اينها يك ذكرى داشتند كه نقش خاتمشان هم بوده روى انگشترشان هم ذكر خدا، ياد خدا، اسم خدا مى نوشتند. ما هم بايد دائم الذكر باشيم . اين مطلب تا اينجا مسلم است از نظر قرآن خيلى سفارش شده علت غايى براى همه عبادات از نظر روايات بيشتر از هزار روايت از نظر سيره ، اهل بيت اين است كه زبان گويا بوده دل متوجه بوده هميشه اگر شيعه هستيم بايد يك شباهتى به آنها داشته باشيم بايد زبانمان گوياى به ياد خدا باشد دلمان متوجه به خدا باشد لااقل اگر دائم الذكر نيستيم ، يك طورى بشود كه در عالم ملكوت به ذاكر بودن قلمداد بشويم . و سبحوه بكره و اصيلا صبح و شام ، اين صبح و شام كنايه است يعنى هميشه ، اما معمولا وقتى كه شما از خانه بيرون مى آييد تا مدرسه برويد اگر پياده راه برويد مى توانيد هزار مرتبه ((لا اله الا الله )) بگوئيد و هزار مرتبه لا اله الا الله گفتن خيلى مقام دارد خيلى ثواب دارد بدون اينكه كسى متوجه باشد مخصوصا كلمه لا اله الا الله مخرج ندارد همه مخارجش در دهان است . لذا ممكن است شما هزار مرتبه لا اله الا الله بگوئيد پيش مردم ، توى جمعيت ، هيچكس هم نفهميد كه لا اله الا الله گفتيد و بكنيد اين كار وظيفه است و اگر بخواهيد در اين جنگى كه در درون داريد به نام جهاد اكبر پيروز بشويد، تقاضا دارم يك فكرى انتخاب كنيد و اين ذكرها خيلى به درد مى خورند، اما چه ذكرى خيلى خوب است اين سوال جوابش اين است كه تا ببينيم ذكر را براى چه مى خواهيد و چه كسى انتخاب مى كند ذوق ها و افراد و حالات تفاوت دارند چنانچه كارها هم تفاوت دارند اگر براى استمداد بخواهيد براى بحثمان براى اينكه پيروز شويم . بر نفس اماره كلمه لا اله الا الله و لا حول و لا قوه الا بالله العلى العظيم بسيار ذكر بسم الله الرحمن الرحيم بسيار عالى است اينها نيرو و قوه مى دهد انسان را در بن بست هاى معنوى آنجا كه شيطان مى خواهد غلبه كند شيطان انسى ، شيطان جنى ، نيرو مى دهد براى وسوسه ها براى تخيلها، براى دلهره ها، براى اضطراب خاطرها، خيلى موثر است . روايت مى نويسد يك نفر آمد پيش پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) گفت يا رسول الله هلكت ، گفت هلاك و نابود شدم پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: مى خواهى بگويم چرا هلاك شدى ؟ خيال مى كنى هلاك شدى ! بعد پيغمبر اكرم آن قضيه اى كه برايش واقع شده بود فرمودند كه : شيطان آمد وسوسه بازى در آورد بتو گفت چه كسى تو را خلق كرده گفتى خدا، گفت خدا را چه كسى ، ماندى نتوانستى جوابش را بدهى همين است كه گفت بله يا رسول الله ، شك و وسوسه برايم جلو آمد، حضرت فرمودند نه اينها وسوسه است . ((هذا محض الايمان ))، ايمانت از بين نرفته و وقتى كه چنين وسوسه ها برايت جلو مى آيد بى تفاوتى بخرج بده و بگو ((لا اله الا الله )).
از اين كلمه و اين روايت بخوبى استفاده مى كنيم كه ((لا اله الا الله )) براى وسوسه ها، رفع وسوسه ها و رفع اضطراب خاطرها براى رفع دلهره ها و نگرانيها و بالاخره براى تسلط بر شيطان درون و شيطان بيرون شيطان نفس ، شيطان جنى ، شيطان انسى خيلى موثر است و اگر كسى روزى هزار مرتبه مثلا بگويد ((لا اله الا الله ))، اساتيد ما ذكر داشتند و از بزرگان هم معمولا نقل مى كنند ذكر دارند و عرفا روى اين ذكر براى تقويت نفس خيلى پافشارى دارند و براى افراد و حالات ذكر مخصوصى دارند براى اشخاص ‍ ذكر مخصوص دارند و نيز براى زمانها و مكانها ذكر مخصوص دارند و بالاخره كلمه ((لا اله الا الله )) براى بحث ما خيلى مفيد است خيلى ، چنانچه ((لا حول و لا قوه الا بالله العلى العظيم )) هم براى تقويت اراده براى تقويت قلب براى رفع ضعف عصب ، اين درد بى درمان كه همه مان داريم خيلى مفيد است آنهم براى رفع نگرانيها، دلهره ها، اضطرابها و اضطراب خاطرها رفع شيطان انسى و شيطان جنى و تسلط بر نفس اماره خيلى مهم است و حتى بعضى اوقات ثوابهاى خيلى عجيبى هم برايش ‍ نقل كرده اند مثلا: كسى كه هفت مرتبه بعد از نماز صبح يا بعد از نماز مغرب بگويد:
بسم الله الرحمن الرحيم ، لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم .
مرحوم شيخ عباس قمى در مفاتيح ثواب بزرگى برايش نقل كرده كه عقل حيران مى شود، اگر روح تعبد باشد بسيار ثواب دارد اگر روح تعبد نباشد منكر مى شود خيلى ثواب دارد اين كلمه لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم . هم كسى توى راه از مدرسه اش بر مى گردد تا خانه مى تواند صد مرتبه بگويد و اينها در زندگى است و منجمله مفيد در بحث ما، كلمه بسم الله الرحمن الرحيم براى همه چيز مهم است حتى مى رسد به اينجا كه راستى اگر عقيده به بسم الله الرحمن الرحيم باشد يعنى بسم الله رسوخ در دلش هم كرده باشد مى تواند روى آب راه برود چنانچه گفتند و رفتند، مى تواند در هوا راه برود چنانچه گفتند و كردند و اين كلمه مخصوصا براى حفظ، خيلى عالى است وقتى از خانه بيرون مى آيى نه مرتبه بگوئى كه عرفا مى گويند نوزده مرتبه براى اينكه بسم الله الرحمن الرحيم نوزده حرف است مى گويند به عدد حروفش نوزده مرتبه اين بسم الله تو را حفظ مى كند تا برگردى خانه ات حفظ هم دو قسم است يكى حفظ از آفات و بليات كه خيلى موثر است بالا از اين حفظ دين مخصوصا در دوره آخر الزمان و براى شما با سوادها، شما روشنفكرها، در روايت مى خوانيم بعض ‍ اوقات جوان صبح از خانه اش مى آيد بيرون متدين است وقتى كه بر مى گردد به خانه كافر است يك شبهه ، يك نق زدن ، يك حرف حق به جانب زدن ، صبح از خانه مى روى بيرون ، خيلى با انقلاب خوبى ، عصر بر مى گردى نگرانى ، روز دوم و سوم يك وقت بطور ناخودآگاه بدبين به انقلابى ، كم كم بدبين به خدا سوءظن به خدا و به اسلام اين جوان هاى بيچاره ما كه به اين بدبختى ها كشيده شده اند اينها بچه مسلمانند. چرا به اين بدبختى كشانده شدند رفيق بد وسوسه است كه به شما گفتم مى تواند نجاشى شاعر خاص اميرالمومنين را بكشاند در خانه ، در ماه مبارك رمضان شرابش بدهد روزه اش را بخورد آنهم با شراب ! به شما مى گفتم اين دو تا سوره آخر قرآن زنگ خطر است مخصوصا براى جوانها كه مى گويد پناه بر خدا ببر، پناه بر خدا ببر، پناه بر خدا ببر از وسوسه رفيق بد از وسوسه شيطان انسى ، شيطان جنى . شيطان مخصوصا زهر را در كپسول مى ريزد، زهر را در يك آلو، در يك الفاظ بسيار شيرين و حق بجانب مى ريزد؛ زهر را به نام مستضعف و اين كه انقلاب مثلا چه كرد براى مستضعفين ؟ مخصوصا اگر توجيه گر باشد و بتواند آن سم را در يك الفاظ عالى بريزد چه بايد كرد با اين وسوسه ها؟ بسم الله الرحمن الرحيم هزار مرتبه موثر است اگر نوزده مرتبه اش براى حفظ موثر باشد حفظ آفات و بليات و حفظ اين وسواس ، معلوم است ديگر صد مرتبه اش چه مى كند ذوق انسان هم متفاوت است استاد بزرگوار ما رهبر عظيم الشاءن انقلاب مى فرمودند: بسم الله الرحمن الرحيم نه فقط در همه سوره ها متفاوت است يعنى بسم الله سوره حمد غير از بسم الله سوره بقره است بسم الله سوره بقره غير از بسم الله سوره آل عمران است همچنين تا آخر مى فرمودند كه خوب اين را كه فقها گفتند، عرفا گفتند درست است بسم الله افراد هم غير يكديگرند. بسم الله هايى كه من مى گويم با بسم الله شخص واحد با حالاتش تفاوت دارد ممكن است يك وقت يك حالى باشد يك كلمه ((لا اله الا الله )) بتواند زير و رو بكند عالم را يك كلمه يا الله بتواند كوه را از پا بركند يك بسم الله الرحمن الرحيم در يك حالت با يك بسم الله الرحمن رحيم در حال ديگر، اينها با هم تفاوت دارند لذا ذوقها، دلها، عقلها فكرها، ايمانها اينها ذكرهايشان تفاوت دارد از اين جهت ممكن است شما با ذوقتان يك ذكرى انتخاب بكنيد عرضه بداريد به فطرت به طور ناخودآگاه ببينيد چه مى پسنديد يك دفعه يا الله مى پسندد يك دفعه ، يا على مى پسندد فرق نمى كند يا على يا حسين يا رسول الله يا فاطمه اينها همه اسماء الله است در قرآن شريف مى خوانيم و الله الاسماء الحسنى فاءدعوه بها(224) يعنى وقتى مى خواهيد دعا كنيد خدا را به اسماء حسنى قسم دهيد امام صادق (عليه السلام ) مى فرمايد: نحن والله الاسماء الحسنى بخدا قسم اسماء حسنى الهى ما هستيم لذا بگو يا على نتيجه مى گيرى بگو يا زهرا چنانچه شما با ياد على به اين دنيا آمديد مواظب باشيد اينها را زا دست شما نگيرند اين كه استاد بزرگوار ما رهبر عظيم الشان انقلاب اين اواخر مرتب پافشارى دارند روى اين حرفها براى اينكه مى ترسند يك وقت اين انقلاب اين نعمت به اين بزرگى موجب بشود دست بعضى نا اهلها بيافتد و اسم يا على را از شيعه بگيرد اين را مواظب باشيد وقتى سنتى را از حوزه نگيرند اين را مواظب باشيد اين است كه رهبر عظيم الشان انقلاب مرتب روى اينها پافشارى دارند. روى گريه ، روى گريه لذا عمدا مى آيد مى نشيند پاى تلويزيون روضه مى خواند اين هم مثل زن بچه مرده گريه مى كند عملا مى خواهد نشان بدهد شيعه يعنى گريه . انقلاب اگر تا اينجا آمده به خاطر گريه براى حسين بوده همين حسينيه ها همين زنجير زدن ها اينها شعارهاى شيعه است . يك اختلافى است درباره اين كه در اقامه و در اذان اشهد ان عليا ولى الله جزء است يا نه . اختلاف بين فقها است كه شيعه مى گويد بگوئيد الا اينكه جزء نيست از باب تبرك و تيمن بگوئيد مرادم اينجاست يك فتواى مرحوم حضرت آيت الله حكيم رحمه الله عليه داشت كه مرحوم آيه الله بهبهانى هم امضاء مى كردند عقيده من هم اين است درست هم هست بسيار فتواى عالى است . آقاى حكيم رحمه الله عليه مى فرمايد: اشهد ان عليا ولى الله در اذان و اقامه مستحب است ، اما اگر مى خواهيد اذان و اقامه بگوئيد بايد اشهد ان عليا ولى الله ، اشهد ان عليا حجة الله داشته باشد. اذان مستحب است اما اگر مى خواهيد اذان بگوئيد واجب است بگويى اشهد ان عليا ولى الله چرا؟ مى گويد براى اينكه شعار شيعه است اگر يك كسى اذان بگويد اسم على در آن نباشد اين چه شيعه گرى است شعار شيعه است چون شيعه است به عنوان ثانوى مى شود واجب چقدر فتواى عالى است ! مادرها ما را به اسم على به دنيا مى آورند، كام بچه هايش را كام شماها را به تربت حسين برداشتند. اين شعار بايد به مانند آنها كه دادند دست ما، ما بايد بدهيم بدست ديگران . تا زمانى كه صاحب بيايد آقا بيايد، واسطه فيض ان شاء الله بيايد. لذا يا الله يا على براى شيعه تفاوت ندارد هر دو اسم خداست يا على اسم ولى خداست اسم آن كسى است كه مظهر صفات خداست اسم آن كسى است كه پروردگار عالم او را واسطه فيض اين عالم قرار داده لذا در رواياتى مى خوانيم (در روايات زياد است ) در رواياتى مى خوانيم وقتى كه جنگ مغلوبه مى شد پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) گاهى مى گفت اصحابى ، اصحابى اصحابى الصلوه الصلوه بعضى اوقات هم وقتى جنگ مغلوب مى شد متوسل به على مى شد يا على يا على يا على . راجع به شيعه دارد در زمان غيبت متوسل شويد به امام زمان به صاحبتان به واسطه فيضتان يعنى حضرت بقيه الله (عجل الله تعالى فرجه الشريف ) لذا در روايات مى خوانيم پيغمبر فرمودند به كلمه (غوث ) اين لقبى است كه پيغمبر به امام زمان داده است ، يعنى فرياد درس با اين جمله متوسل مى شويد به امام زمان يا ابا الصالح المهدى ادركنى كه بسيار گفتند. و آقا آمد لذا تا ببينيم ذوقها چه مى پسندد.
گاهى ((بسم الله )) مى پسندد. ذكرش بسم الله باشد. ((يا الله )) مى پسندد ((يا الله )) باشد. ((يا ارحم الراحمين )) باشد. عرضه بدهد به ذوقش ، هر چه ذوق قبول كرد او را ذكر انتخاب مى كند. اين يك بحث .
بحث سوم ما امشب اين است كه ذكر دو قسم است : يك ذكر از نظر زبان و خيلى موثر است ، روانشناسها مى گويند بسيار موثر است روايات و قرآن مى گويد و علماى علم اخلاق مى گويند موثر است عرفا حرفها دارند ولى مى گويند خيلى موثر است ذكرها دارند و تلقين است . چيزهايى است و ذكر لسانى تقريبا يك نحوه تلقينى است يعنى مثلا هزار مرتبه ((لا اله الا الله )) ممكن است خود متوجه نشويد چه مى كنى ، اما به طور ناخودآگاه روى دل اثر مى گذارد مثل آتش است و ذغال ، ذغال در وسط آتش بالاخره كم كم مرتبا اثر مى گذارد آتش روى ذغال اثر مى گذارد ناگهان ذغال آتش مى شود. ذكر از نظر زبان اين است كه اگر بتو مى گويم قرآن بخوان همين طور قرآن بخوان و برو جلو، اين براى اين است كه خيلى موثر است كم كم به طور ناخود آگاه آيه قرآن اثر مى گذارد روى دل ، قرآن رسوخ در دل مى كند و اگر قرآن رسوخ در دل معلوم است آدم به كجا مى رسد ذكر هم اين است تقاضا دارم اين تسبيحات حضرت زهرا (سلام الله عليه ) را فراموش نكنيد خيلى عالى است كه امام صادق (عليه السلام ) مى فرمايد تسبيح جده ام زهرا (سلام الله عليه ) پيش من از هزار ركعت نماز افضل است . خوب اين خيلى كم زمان مى برد بعد از نماز 34 مرتبه الله اكبر 33 مرتبه الحمد لله 33 مرتبه سبحان الله . بعدش هم اگر بگويد ((لا اله الا الله )) يك استغفار هم بكنيد ديگر عال العال مى شود خيلى عالى مى شود 34 مرتبه الله اكبر ممكن است از نظر شما بى اهميت باشد ولى خيلى اهميت دارد و همين روى دل اثر مى گذارد.
علماى علم نحو در ادبيات مى گويند: كلمه از جرح است ، يعنى همين طور كه چاقو مثلا روى دست بكشيد دست را مى برد جريحه دار مى كند اگر چاقو برنده باشد و آهسته روى دست بكشيد يك خط پيدا مى شود مى گويند كلمه از جرح است اثر مى گذارد روى دل .
هر كلامى كه مى خواهد باشد كلام خوب و بد اثر مى گذارد شما العياذ بالله يك فحش بدهيد نه يك شوخى بكنيد ولو شوخى حلال ، بالاخره اثر مى گذارد روى دل او، قساوت مى آورد ذكر نورانيت مى آورد و اثر دارد. كلام اثر دارد 34 مرتبه الله اكبر آنهم به نام زهرا (سلام الله عليه ) اثر دارد 33 مرتبه الحمدلله اثر مى گذارد 33 مرتبه سبحان الله اثر مى كند و تاثيرش هم زياد است لذا شايد اينكه لفظى را اينقدر اسلام به آن اهميت مى دهد براى چيز ديگر باشد. براى اين است كه دل هميشه به ياد خدا باشد اين مرتبه سوم از ذكر كه من خيال مى كنم همه اين سر و صداها براى اين حالت است براى اين است كه دل هميشه توجه اش به خدا باشد، رجال لا تلتيهم تجاره و لا بيع عن ذكر الله (225) يك وقت برسد به اينجا كه سر كلاس ‍ است اما متوجه به خداست در خانه است ، در راه مى رود تمام توجه اش به خداست ، غذا مى خورد تمام توجه اش به خداست حتى مى رسد به اينجا كه خواب است اما توجه به خدايش قطع نشده ، خوشا به حال اينها، افرادى را سراغ داريم كه خوابند اما دل متوجه به خداست و اگر اين حالت پيدا شد ديگر انسان گمشده اش را پيدا كرده است و قرآن مى گويد هيچ چيزى نمى تواند انسان را سير كند جز اين آيه الا بذكر الله تطمئن القلوب (226) شما مى دانيد در ادبيات (الا) براى تاكيد است تقديم جار و مجرور مقدم شده معنايش اين مى شود يقين داشته باش بلاشك اين است هيچ چيزى نمى تواند انسان را سير كند آنچه مى تواند سيرش كند آنچه مى تواند گمشده اش را به او برساند فقط ياد خداست توجه به خداست ديگر نگرانيها مى رود دلهره ها و اضطراب خاطرها مى رود ديگر اصلا در اين عالم چيزى نمى بيند جز خدا ديگر اين جور مى گويد راستى انسان يك وقت مى رسد به اين جا كه مى گويد:
به صحرا بنگرم صحرا تو بينم به دريا بنگرم دريا تو بينم
به هر جا بنگرم كوه و در و دشت نشان از روى زيباى تو بينم
سنريهم اياتنا فى الافاق و فى انفسهم حتى يتبين لهم انه الحق .(227)
اينهم اتفاقا تاكيد روى تاكيد دارد يعنى اين همه سر و صداها براى چيست ؟ كه انسان درك كند، در عالم هستى به غير از خدا چيزى نيست ديگر همه اينها باطل است ، همه اينها پوچ است ، وجود نماست ربط است چه چيز آدم را به اينجا مى رساند؟ همين ذكرهاى لفظى يك وقت مى رسد به اين كه استاد بزرگوار ما رهبر عظيم الشاءن انقلاب دائما دارند آنوقتها هم دائما به ما نصيحت مى كردند اين بوده كه هميشه خود را در محضر خدا ببينيد همه جا محضر خداست چه كنيم بتوانيم به اين وصيت رهبر عظيم الشاءن عمل كنيم فقط و فقط ذكر لفظى روى دل اثر مى گذارد. دل به خدا توجه پيدا كند، وقتى دل متوجه به خدا شد همه جا را محضر خدا مى بيند هميشه بحث خيلى مفصل است اما چيزى ديگر به تعطيلات نمانده بحث ما هم ناقص ‍ است و دلم مى خواهد امسال اين بحث را تمام كنم لذا به همين مقدار راجع به ذكر اكتفا مى كنيم و ان شاء الله هفته آينده درباره مطلب ديگر با شما صحبت مى كنم .
بخش اول : گفتار بيست و چهارم
توكل بر خدا
بحث امسال ما درباره موضوع مهمى بود كه نزد علماى سير و سلوك و علماى اخلاق موضوعى مهمتر از اين در بحث سير و سلوك و اخلاق نداريم و اگر بحث امسال ما از نظر عمل به جايى برسد تقريبا مى توان گفت كه همه دردهاى معنوى درمان مى شود. موضوع بحث ما از نظر اسلام ((جهاد اكبر)) بود يعنى جنگ درون ، مبارزه بعد معنوى با بعد مادى و از بحث امسال فهميديم كه اگر در اين جنگ انسان پيروز شود سرافراز است ، هم در دنيا سرافراز است و هم در آخرت . برعكس اگر در اين جنگ شكست بخورد، خيلى سرافكندگى دارد هم در دنيا و هم در آخرت .
درباره اين جنگ از بحثهاى گذشته فهميديم كه خود ما به خودى خود نمى توانيم پيروز شويم يعنى آن جنبه معنوى ما خودبخود نمى تواند غلبه كند و چرايش را هم فهميديم و بحث به اينجا رسيد كه بايد نيرو از خارج به كمك جنبه معنوى ما بيايد تا بر بعد حيوانى و ناسوتى غالب شود.
لذا بحث در مسير پيدا كردن نيرو جريان يافت و تا كنون از نُه نيرو از قرآن شريف و اهل بيت (عليهم السلام ) بحث شد كه هر كدام از آن نيروها مى تواند ما را پيروز كند و اگر همه آن نه نيرو بيايد معلوم است كه خيلى پيروزمنديم . و انسان با داشتن اين نيروها مى تواند نفس اماره را براق كند و نه فقط از عالم ماده بگذرد. نه فقط تسخير عالم ملكوت كند، عالم جبروت را مى تواند تسخير كند.
نيروى دهم كه موضوع بحث امشب ماست و از قرآن شريف اين نيرو فهميده مى شود و انصافا بايد گفت كه بحث شيرين و مفيدى است و اگر بتوانيم به بحث امشب بپردازيم و همه ما بتوانيم به كار بنديم خيلى از نگرانى ها، دلهره ها و اضطراب خاطرها حل مى شود اين نيرو از نيروهاى خيلى مهم براى پيروزى است ، نيروى ((اعتماد به خداست )) كه در اصطلاح علم اخلاق به آن ((توكل )) مى گويند و قرآن شريف هم به آن ((توكل )) مى گويد. اين نيرو در آيات بسيارى آمده است ، از جمله در سوره المزمل كه خطاب به پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) است آمده : اى پيغمبر بار سنگينى بر دوشت آمده و اگر بخواهى اين بار سنگين را منزل بريانى ، نيرو مى خواهد كه يكى از نيروهايش را ((توكل )) قرار داده مى فرمايد: رب المشرق و المغرب لا اله الا هو فاتخذه وكيلا.(228)
يعنى اى پيغمبر، اگر بخواهى اين بار سنگين نبوت را - قرآن مى فرمايد: سنگين است ، و بدوشت آمده انا سنلقى عليك قولا ثقيلا(229) به منزل برسانى ، در اين راه پيروز بشوى ((فاتخذه وكيلا)) خداى را وكيل خود بگير يعنى در كارهايت اعتمادت به خدا باشد.
ببينيم توكل يعنى چه ؟ اعتمادت به خدا يعنى چه ؟ و بعد معلوم شود كه اعتقاد به خدا چه كار براى ما مى تواند بكند؟ بحث سوم اين است كه اعتماد به خدا و اين حال توكل از كجا پيدا مى شود.

next page

fehrest page

back page