آن كسانى كه دعا در زندگيشان نيست دو درد بى درمان دارند، يك درد بى درمانشان اين است كه زندگى ناخوشى دارند؛ ديگر اين است كه كور وارد
صف محشر مى شوند.
بنابراين دعا در زندگى شما باشد، حال ياس براى شما پيدا نشود، روى مصيبتها، غمها، غصه ها خيلى پافشارى نكنيد. دعا مستجاب است ، به اين
خيلى اهميت ندهيد، كارى كنيد كه فوايد ديگر دعا براى شما پيش بيايد.
بخش اول : گفتار بيست و يكم
دعا
چيزى را كه امشب بايد به آن توجه داشته باشيم اين است كه از نظر قرآن دعا حتما مستجاب مى شود. قرآن مى فرمايد: ((ادعونى استجب لكم ))
شرط و قيد ندارد؛ دعا كنيد حتما مستجاب مى كنم . يا در آيه اى كه در جلسه
قبل خوانديم با آن همه تاكيد و عنايتى كه در آيه شريفه هست مى فرمايد: فليستجيبوا لى و ليؤ منوا بى لعلهم يرشدون حتما حرف مرا
بپذيريد. به در خانه من بياييد، با من راز و نياز داشته باشيد و حتما به اين ايمان داشته باشيد كه مستجاب مى كنم و بدانيد دوست مى دارم كه به
مطلوب برسيد، به مقصود برسيد و اگر مى خواهيد به مطلوب و مقصود برسيد بايد دعا كنيد. حرف اينجاست كه چرا دعا مى كنيم ولى مستجاب نمى
شود؟ قبلا اشاره اى كردم و از استاد بزرگوارم علامه طباطبايى - عليه الرحمه - در الميزان استفاده كرديم كه ايشان مى فرمايند دعا مستجاب است در
صورتيكه با فطرت انسان بخواند نه با تخيل او. و بگفته علامه طباطبايى گاهى ما تخيلى داريم كه واقعيت ندارد
مثل خيال مى كنيم كه مال براى ما خوب است ، اولاد براى ما خوب است ، تشكيل خانواده براى ما خوب است ، اين چيزهايى كه عرف پسند است ، اين
چيزهايى كه تمايل انسان مى پسندد، روى اينها دعا مى كنيم اما اگر پرده عقب برود مى بينيم اين كه براى آن داريم راز و نياز مى كنيم ، اين كه
داريم برايش دعا مى كنيم كه تخيلى هم بيش نيست ، به ضرر من است ولى من نمى دانم ضرر دارد و اگر پرده عقب برود به جاى اينكه دعا كنم
خدايا، به من عنايت كن ، دعا مى كنم كه خدايا به من عنايت نكن . از اين جهت است كه دعا مستجاب نمى شود.
چرا دعا مستجاب نمى شود؟ براى اين كه لطف خدا و عنايت و رافت خدا با ماست و پروردگار عالم روى تخيلات ما كار مى كند بلكه روى واقعيتها و
فطرت ما كار مى كند. اگر راستى دعاى ما به مصلحت ما باشد حتما مستجاب مى شود و اگر مصلحت نباشد و بر ضرر ما باشد به
قول علامه طباطبايى - رحمه الله عليه - اگر پرده ها عقب برود مى بينيم ضرر دارد، الان نمى فهميم و مرتبا جزع و فزع مى كنيم كه خدا، چرا
دعايم را مستجاب نمى كنى ؟ اين دعا مستجاب نمى شود، چرا؟ چون صلاح او نيست و قرآن شريف راجع به همين جمله علامه طباطبايى - رحمه الله عليه -
اشاره ها دارد و عسى ان تكرهوا شيئا و هو خير لكم و عسى ان تحبوا شيئا و هو شر لكم و الله يعلم و انتم لا تعلمون .(211)
چه بسيار چيزهايى كه شما كراهت داريد اما براى شما خير است و چه بسيار چيزهايى كه شما دوست داريد اما و هو شر لكم و الله يعلم و انتم لا
تعلمون شما نمى دانيد، او مى داند؛ اگر دعايت را مستجاب نمى كند او مى داند اين كه مى خواهى براى تو شر است . فعسى ان تكرهوا سيئا و
يجعل الله فيه خيرا كثيرا،(212) چه بسيار چيزهايى كه ما كراهت داريم اما در آن خيرى است و خير بسيارى است ، ما نمى فهميم .
چيزى بايد اينجا تذكر بدهم اين است كه اگر صلاح ما نباشد دعا مستجاب نمى شود اما دعا بى نتيجه نمى ماند. مثلا اگر الان كسى زن خوب ،
شوهر خوب مى خواهد و الان براى او صلاح نيست يكى دو سال ديگر آنچه بخواهد خدا به او مى دهد يا مثلا
مال مى خواهد و صلاحش اين نيست كه پولدار بشود به جاى آن خدا به او عزت مى دهد، حكومت بر دلها مى دهد و اگر در دنيا صلاح او نباشد در عالم
آخرت به او مى دهد.
در روايات مى خوانيم كه افرادى كه دعايشان مستجاب نشده در روز قيامت خيلى خوشحالند براى اين كه پروردگار عالم به آنها پاداش مى دهد مى
گويند اى كاش هيچ كدام از دعاهاى ما مستجاب نمى شد.
درباره فقرا و مستضعفين داريم كه در روز قيامت پروردگار عالم به قدرى به اينها پاداش عنايت مى كند كه مى گويند اى كاش همه عمرمان در فقر
بوديم .
بنابراين ، ممكن است صلاح شخص نباشد كه دعايش مستجاب شود، بايد اين را حتما بداند كه معنا ندارد دعا و راز و نياز به خدا بدون نتيجه بماند.
تذكر ديگرى كه در اينجا بايد بدهم اين است كه هيچ وقت بحث قبلى را فراموش نكنيم كه آقا، خانم ، آن فوائدى كه بر دعاست استجابت و عدم
استجابت در مقابلش پوچ است ، پوچ .
يك بنده يك عارف اصلا نبايد اين دعا كند كه دعايش مستجاب شود. در اين دعاى
كميل مى بينيد كه تا ((يا نور يا قدوس )) اصلا مسئول منه ذكر نشده ، فقط مى گويد خدا اللهم انى اسئلك برحمتك التى وسعت
كل شى خدايا، به در خانه ات آمد، رحمت واسعه ات را هم شفيع آورده ام . حالا، براى چه آمدى ؟ نمى دانم .
اين دعاى سحر كه ماه مبارك رمضان مى خوانيد، دعا خيلى عالى است . به حدى عالى است كه به آن دعاى مباهله مى گويند.
اگر شما در دعا دقت كنيد امام باقر (عليه السلام ) از اول تا آخر نمى گويد خدايا چيزى به من بده ،
مسئول مه در دعا نيست ، فقط مى گويد: خدايا، به در خانه ات آمدم ، به ذات مقدس تو قسمت مى دهم . خدايا، به در خانه ات آمدم و تو را به اسماء و
صفاتت قسم مى دهم . خدايا، به در خانه ات آمدم و تو را به پيغمبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) و
اهل بيت پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) قسمت مى دهم و... تا آخر دعا اين است .
شما در دعاى سحر نمى توانيد موردى را پيدا كنيد كه بگويد خدايا، به من چيزى بده . حتى ندارد كه خدايا، بر پيغمبر (صلى الله عليه و آله و
سلم ) صلوات بفرست . اين را هم ندارد.
عارف نبايد از خدا چيزى بخواهد يك بنده بزرگترين افتخارش اين است كه مولا او را پذيرفته ، به او توفيق داده كه مى تواند خدا خدا بگويد.
براى يك عاشق بزرگترين لذت اين است كه معشوق او را دعوت كند، به حرفهايش توجه كند؛ او بگويد يا الله ، جواب بشنود لبيك لبيك . قرآن
مى فرمايد نه فقط دعوتت كردم ، اگر نيايى به تو بى اعتنايى مى كنم ، از تو قهر مى كنم
قل يعبوا بكم ربى لولا دعاءكم .
دعا براى اين نيست كه مستجاب شود. مگر رهبر عظيم الشان انقلاب بارها به شما نگفته كه شما براى شكم ، انقلاب نكرديد؟
استاد بزرگوار ما رهبر عظيم الشان انقلاب (ره ) در يكى از بحثهاى دعا مى فرمود: مرگ باد بر آن بنده اى كه به در خانه خدا برود و خدا را به
خاطر شكم به پيغمبر بخواند براى رياست و پول ، براى اينكه بر شهرى تسلط پيدا كند، براى اينكه بر دنيايى تسلط يابد، بالاتر بگويم
به قول ايشان يعنى اين عارف كامل ، مرگ بر آن بنده اى كه به در خانه خدا برود و از خدا بهشت بخواهد. بنده آن است كه از هر چه رنگ تعلق
پذير آزاد است . حافظ شيرازى گفته است :
|
غلام همت آنم كه زير چرخ كبود | |
ز هر چه رنگ تعلق پذيرد آزاد است . |
دعا براى اين وضع شده كه انسان را به اينجا برساند كه به در خانه خدا برود، پشت پا به عالم هستى بزند و ديگر در دلش هيچ كسى و هيچ
چيزى حتى بهشت هم نباشد جز خدا.
بنابراين ، اگر ما از اين مايوس مى شويم كه دعايمان مستجاب نمى شود اولا معنى دعا را نمى فهميم ؛ ثانيا - بدون تعارف - آدمهاى شكم پرستى
هستيم ، آدمهاى هوى و هوس دارى هستيم ، هوى و هوس بر ما مسلط شده و چون هوى و هوس بر ما تسلط دارد يك روز
پول مى خواهيم ، يك روز عزت مى خواهيم ، يك روز رياست مى خواهيم ، روز ديگر
تشكيل خانواده مى خواهيم ، فلان فلان مى خواهيم هر چه خدا خدا مى گوييم براى شكم است . گويى اين فرد حيوان است ، اين كه انسان نيست .
امسال در اين بحث بوديم كه اين بعد مادى را مغلوب كنيم ؛ حالا بياييم بگوييم خدايا، اين بعد مادى را قى كن ، اين كه دعا نيست .
بنابراين ، دعا مستجاب است ، اگر صلاح باشد عنايت مى كند و اگر صلاح نباشد و به
قول استاد بزرگوار ما علامه طباطبايى - رحمه الله عليه - دعاى ما اگر با فطرت نخواند پاداش مى دهد،
پول مى دهد و اگر در دنيا صلاحش نباشد حتما در آخرت پاداش مى دهد اما اين را فراموش نكنيد كه اصلا دعا در اسلام براى اين وضع نشده كه
براى تمايلات و غرايزمان چيزى بخواهيم و اگر اين چنين دعايى را به دست رهبر عظيم الشان انقلاب بدهند مى گويد مرگ بر تو باد با دعايت .
(اين را توجه داشته باشيد، بلى اين حرف مال من و شما نيست اما براى اين مجلس همين اندازه خوب است تا اين اندازه بالا برود كه از دعا مايوس
نشويم .)
اگر دعا مستجاب نشد حال ياس پيدا نشود كه اگر حال ياس پيدا شد قرآن مى فرمايد كه در سر حد كفر است : ولا تايئسوا من روح الله انه لا
ياءيئس من روح الله الا القوم الكافرون (213) اين يك علت عدم استجابت دعا بود.
علت ديگر عدم استجابت دعا گناه است . گناه انسان را به سقوط مى كشاند. گناه ولو خيلى كوچك اما از اين كه انسان را به سقوط مى كشاند فوق
العاده بزرگ است .
گناه مخالفت با خداست ؛ طغيانگرى در مقابل خداست و اين گناه انسان را به سقوط مى كشاند؛ بين عبد و مولا پرده مى شود؛ بين گفتار عبد و مولا
پرده مى شود. لذا مى بينيم در مناجات شعبانيه كه مناجات خيلى عالى است . خيلى عالى است و از افرادى كه خيلى عاشق اين مناجاتند استاد بزرگوار
ما رهبر عظيم الشان انقلاب است و حتى در درسهاى اخلاقشان دو سه جمله از اين مناجات شعبانيه را به نام خطبه مى خواندند، بارها به دعا استشهاد
مى كردند.
در اول مناجات شعبانيه مرتبا مى گويد: خدايا، اسمع دعائى ، اسمع ندائى ، و اسمع مناجاتى ... و مرتبا مى گويد: خدايا، حرفم را بشنو،
بشنو حرفم را يعنى چه ؟ دعايم را، مناجاتم را بشنو يعنى خدايا به من توفيق بده كه بين حرفهاى من و تو پرده اى نباشد و اين از باب تشبيه
معقول به محسوس است .
اگر شما اينجا باشيد و همه روزنه ها بسته باشد، اگر مرتبا داد بزنيد كسى حرف شما را نمى شنود چون پرده است ؛ اين است كه در دعاى
كميل اميرالمومنين (عليه السلام ) به اين امر تذكر مى دهد اللهم اغفرلى الذنوب التى تحبس الدعاء خدايا، بيامرز گناهانى را كه موجب حبس دعا
مى شود؛ بين من و گفته من پرده مى شود.
شيخ بزرگوار ما ثقه الاسلام كلينى (ره ) در كتاب كافى - كتاب دعا - رواياتى
نقل مى كند. در باب ذنوب هم روايات را نقل مى كند. در روايات مى خوانيم بنده دعا مى كند و بناست كه دعايش مستجاب شود اما گناه مى كند. خطاب مى
شود اى ملك مامور استجابت دعا، دعايش را مستجاب نكن . چرا خطاب مى شود؟ براى اينكه او گناه كرد، خود را در معرض سخط در آورد لياقت ندارد به
اين كه به او لبيك بگويم . روى اين اصل در شيعه رسم شده در شبهاى قدر وقتى كه مى خواهند قرآن به سر بگذارند،
قبل از آن منبرى مى گويد توبه كنيد صيغه توبه مى خواند بعد قرآن به سر مى گذارند.
در روايات زياد سفارش شده كه از شرايط مهم دعا اين است كه قبل از آن انسان توبه كند. از اين جهت است كه مى بيند معمولا دعاها با توبه ، با
انابه و با استغفار از گناه شروع مى شود. اولش توبه است ، وسطش توبه است و آخرش توبه است .
معمولا دعاى كميل ، دعاى عرفه امام حسين ، مناجات شعبانيه و دعاى مكارم الاخلاق ، اين دعاهايى كه در ميان دعاها امتياز دارند اين طور هستند. بنابراين ،
اگر دعاى ما مستجاب نمى شود تقصير خود ماست ، تقصير گناه ماست ، گناه نمى گذارد، گناه موجب سقوط انسان مى شود، گناه موجب مى شود كه خدا
به حرف ما گوش ندهد؛ چنانچه بچه شما مطلوب شماست خيلى بدى كرده - مخصوصا شما آقايان و خانمهاى معلم اين را خوب درك مى كنيد - بچه
خيلى بد از كار در آمده و در سرحد رفوزگى است ، هم از نظر اخلاق و هم از نظر درسى ، حالا هر چه او به شما التماس كند شما حرف او را نمى
پذيريد، مطرود است ، حتى پسر شما وقتى مطرود شما شد ديگر گوش به حرفهايش نمى دهيد، توجه نمى كنيد كه او چه گفت ، چرا؟ چون مطرود
است ، گناه موجب طرد انسان است .
تكرار مى كنم گناه هر چه كوچك اما براى اين كه انسان را طرد كند، انسان را به سقوط بكشاند،
دل انسان را خراب كند، آن دلى را كه جاى خداست آلوده كند، اين دلى كه جاى رافت و رحمت ملائكه است جاى شيطان بكند خيلى بزرگ است .
تقاضا دارم در زندگى شما گناه نباشد ولو كوچك ، مخصوصا حق الناس . زبان شما نيش نداشته باشد. مواظب باشيد پشت سر مردم عيب جو نباشيد،
تعريف ديگران را بكنيد. اين را مواظب باشيد دروغ در زندگى شما نباشد، اين گناهان كه در ميان مردم مشهور است نباشد. يقين داشته باشيد بسيارى
از دعاهايى كه مستجاب نمى شود از اينجا سرچشمه مى گيرد. بنابراين گر گدا
كاهل بود تقصير صاحبخانه چيست !
از طرف ذات مقدس ربوبى كه فياض على الاطلاق است كرم سر تا پاست ؛ ذات او كرامت است ، ذات او رافت است ، ذات او عطوفت است .
در روايات مى خوانيم خداوند از هفتاد پدر و مادر مهربانتر است . اين از باب
مثال است هفتصد، هفت هزار، هفت ميليون ، هفت ميليارد بيشتر از آن . براى اين كه ما
معلول او هستيم و او علت است ، ما مخلوق خدا هستيم ؛ وقتى مخلوق او هستيم پروردگار عالم عاشق صد در صد واله و حيران ماست اما به شرط اين كه ما
خود را به دست خود مطرود نكنيم .
مواظب باشيد گناه در زندگى شما نباشد.
سومين چيزى كه نمى گذارد دعاى ما مستجاب شود دل ناپاك است كه استاد بزرگوار ما رهبر عظيم الان انقلاب (ره ) روى همين يكى پافشارى دارد.
استاد بزرگوار ما علامه طباطبايى (ره ) روى اولى پافشارى دارد، لذا در الميزان علت عدم استجابت دعا در چند جا تكرار مى شود و مطلب
اول را كه گفتم تكرار مى كند. در روايات ما روى امر دوم پافشارى هست كه عرض كردم . اما رهبر عظيم الشان انقلاب (ره ) روى امر سوم پافشارى
دارد؛ ايشان مى فرمايد: دعا حتما مستجاب است . معنى ندارد كه كسى دعا كند اما مستجاب نشود ولى شرطش اين است كه دعا با استعداد ما بخواند اما اگر
در استعداد ما نقصى باشد، دعا با استعداد نمى خواند از اين جهت دعا مستجاب نمى شود. بعد مى فرمايند كه اگر صفت رذيله اى بر
دل حكمفرما باشد حسد دارد، سوءظن به ديگران دارد، بخيل است ، خودپسند است ، لجوج است و بالاخره صفت رذيله اى بر
دل حكمفرما شده ديگر اين دل استعداد اين را ندارد كه خدا به لبيك بگويد؛ ديو بايد بيرون برود تا فرشته در آيد.
دل جاى خداست ، دل جاى اين است كه بشنود لبيك خدا را اما شرط دارد، دل باشد نه به
قول آن آقا كفه گل ؛ اى كاش كفه گل باشد نه لانه شيطانها، نه لانه درنده ها.
لولا ان الشياطين يحرمون على قلوب بنى آدم لنظروا الى ملكوت السموات والارض .(214)
اگر دل چراگاه شيطان نباشد، اگر لانه شيطانها نباشد، اين دل جاى خداست ؛ اين دلى است كه لبيك خدا را مى شنود؛ اين
دل دلى است كه وقتى مى گويد خدا، كارش به اينجا مى رسد كه لبيك خدا را درك مى كند، مى شنود اما با گوش
دل ؛ اين دعا مستجاب است و اما اگر در استعداد قصور باشد، دل ما جاى شيطانها باشد معلوم است كه ديگر نور پروردگار عالم در اين
دل تابيده نمى شود.
مثالى بزنم تا شايد اين جمله رهبر عظيم الشان انقلاب (ره ) خيلى واضح بشود، شما يك شيشه درباز را به اقيانوس بيندازيد فورا پر از آب مى
شود. اما در اين شيشه را ببنديد و به اقيانوس بيندازيد، اگر يك سال هم اين شيشه در اقيانوس باشد يك ذره آبى در آن خواهد بود. آيا فيض دريا
جايى رفته ؟ آيا ممانعت از دريا بود؟ نه ، شيشه در بسته لياقت ندارد كه فيض دريا به آن برسد و آن در آن جاى بگيرد.
به اتاقى كه روزنه اى ندارد تشريف ببريد و در آن اتاق هم روزنه اى نداشته باشد، در را به روى خود ببنديد؛ حالا آفتاب به شما نمى رسد،
سايه هم به شما نمى رسد، اتاق تاريك است تاريك . آيا اتاق كه تاريك تاريك است تقصير خورشيد است ؟ نه ، در را باز كن نه فقط سايه
خورشيد به تو مى رسد، آفتاب هم به تو مى رسد، اگر آفتاب به اتاق نمى آيد تقصير او نيست اين ديوارهاست ، تقصير خود ماست كه به اين
اتاق رفته ايم و در را به روى خود بسته ايم . دل ناپاك به منزله در بسته است .
حسد دل را ناپاك مى كند مخصوصا كه اين صفت رذيله در ميان بسيارى از ما هست و به شما بگويم كه در ميان
اهل علم يعنى شما معلمها بيشتر است .
بدانيد، حسد رذيله اى است كه موجب مى شود برادرى برادرش را بكشد. آن كه
اول گناهى كه در روز زمين واقع شد زير سر اوست ؛ حسد است كه نمى گذارد انسان فيض بگيرد. بعضى اوقات حرف هايى در ميان مردم مى بينيم
كه خيلى پوچ است و سر منشاء آن حسادت است .
در روايات مى خوانيم اگر اهل علم به جهم بروند براى حسد است . يكى از مراجع مى گفت همان كه شترش در خانه ما خوابيده است .
اگر حسد بر دلى حكمفرما باشد دل درش بسته مى شود. مثل شيشه در بسته است ، ديگر نمى شود افاضه از طرف خدا به اين
دل بتابد. ديگر حرفهاى او حرفى نيست كه خدا بشنود؛ دل ناپاك است . دل بايد پاك باشد تا اين حرف او به عالم ملكوت برود. اگر
دل ناپاك بود، اگر هم حرف بالا برود به غير از لعن براى او چيز ديگرى نيست .
در روايات مى خوانيم آدم دروغگو وقتى دروغ بگويد بوى گندى از دهان او به آسمان مى رود. ملائكه آزرده خاطر مى شوند او را لعن مى كنند. چنانچه
در روايات مى خوانيم بوى دهان روزه دار گرچه ممكن است براى من و شما متعفن باشد اما براى عالم ملكوت عطر است ؛ ملائكه بوى دهان روزه دار را
مى شنوند و براى او مغفرت مى طلبند و برايش طلب رحمت مى كنند.
بنابراين دعا حتما مستجاب است . اگر ديديم كه دعاى ما استجابت نيست يا از اين نظر است كه صلاح ما نيت ؛ اگر اين باشد خوب است براى اين كه
اگر چه مستجاب نيست اما پاداش دارد. يا به خاطر اين است كه گناه مانع است . پاداش اين هم به جايى نمى رود، دعا مستجاب نمى شود اما پاداش آن
هم جايى نمى رود ((البته مورد اول نيست ولى بالاخره به او پاداش مى دهند)).
معنا ندارد كه كسى بگويد: ((يا الله )) و به او پاداش ندهند. مثل اين است كه پسر مطرود شما يك كار عالى انجام بدهد. ولو اينكه به او بارك
الله نگويى (لياقت ندارد به او بارك الله بگويى ) ولى بالاخره خشنود مى شوى .
ممكن است مستجاب نشدن دعاى ما به قول رهبر عظيم الشان انقلاب در اثر قصور استعداد باشد يعنى
دل ناپاك باشد. از اين جهت اگر مى خواهيم دعاى ما مستجاب شود بايد دلمان پاك شود، بايد گناه در زندگى ما نباشد، بايد دست كم از نظر سير
و سلوك به مرحله اى برسيم كه دعا براى ما از الذ لذات باشد.
بخش اول : گفتار بيست و دوم
توسل به اهل بيت (ع)
پيرو عرايض هفته گذشته يكى از شرايط مهم در باب دعا، ((توسل )) است . چنانچه از بحثهاى گذشته استفاده كرديم راز و نياز انسان با خدا،
دعا در زندگى انسان مخصوصا براى تسلط انسان بر نفس اماره يعنى پيروز شدن در جنگ درون فوق العاده تاثير دارد. درباره دعا فى الجمله
صحبت كرديم و هفته گذشته درباره اين كه دعا حتما مستجاب است بحث كرديم و فهميديم كه نمى شود كه دعا مستجاب نشود و اگر ديديم كه دعايى
مستجاب نشد عللى دارد كه هفته قبل درباره علل عدم استجابت دعا فى الجمله صحبت شد.
بحث امشب (كه خيال مى كنم براى همه مخصوصا براى روشنفكرها يعنى براى شما زن و مرد بحث مفيدى باشد). اين است كه
توسل به اهل بيت (عليهم السلام ) از شرايط اساسى دعاى است و شما در مفاتيح شيخ عباس قمى كم دعايى را پيدا مى كنيد كه در آن
توسل به اهل بيت (عليهم السلام ) نباشد.
مرحوم صاحب كتاب وسائل الشيعه (ره ) در ((وسائل )) قريب هفتاد روايت در باب
توسل ذكر مى كند و آن هفتاد روايت تقريبا مى گويد كه شرط اساسى براى دعا و استجابت دعا
توسل به اهل بيت عليهم السلام است .
قرآن شريف هم درباره دعا مى فرمايد كه بايد وسيله قرار بدهى ، بايد
توسل به اهل (عليه السلام ) داشته باشى يا ايها الذين آمنوا اتقوا الله و ابتغوا اليه الوسيله (215) اى افرادى كه با تقوا هستيد، اگر
به در خانه خدا مى رويد با وسيله برويد؛ اگر سعادت دنيا و آخرت از خدا مى خواهيد با وسيله بخواهيد.
در روايات فراوانى از اهل بيت (عليهم السلام ) مى خوانيم كه مى فرمايند: ((نحن الوسيله )) يعنى آن وسيله كه در قرآن به آن امر شده ما هستيم ،
اگر مى خواهى به در خانه خدا بروى بايد با ما به در خانه بروى .
قرآن شريف مى فرمايد: ولله الاسماء الحسنى فادعوه بها،(216) براى پروردگار عالم اسمهاى زيبا و نيكويى است ، وقتى دعا مى كنيد با
آن اسماء دعا كنيد.
امام صادق (عليه السلام ) مى فرمايد: نحن والله الاسماء الحسنى (217) يعنى اسماء حسنى كه در قرآن امر شده تا هنگام دعا با آن دعا كنيد ما
هستيم .
وقتى دعا مى كنيد به وسيله ما، با واسطه ما خدا را بخوانيد؛ خدا را به ما قسم بدهيد تا دعاى شما مستجاب شود.
لذا از نظر روايات و از نظر قرآن شريف ، توسل به اهل بيت (عليهم السلام ) چيز مسلمى است . سيره پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) و
ائمه طاهرين (عليه السلام ) هم چنين بوده است .
درباره پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) داريم كه از اول شب تا به صبح دعا مى كرد و خدا را به حق على (عليه السلام ) قسم مى داد و
درباره ائمه طاهرين (عليه السلام ) داريم كه دعا مى كردند و خدا را به پنج تن
آل عبا (عليه السلام ) قسم مى دادند، لذا مى توانيم بگوييم سيره اهل بيت هم اين است كه در وقت دعا
توسل داشتند.
از نظر علماء بزرگ توسل به اهل بيت توسل به روح علماى بزرگ چيز مسلمى است .
وحيد بهبهانى - عليه الرحمه - يكى از علماى بزرگ اسلام است ، اين آقا بزرگ و براى شيعه مايه افتخار است كه در عالم
رجال به نام ((آقا)) ناميده شده است .
ايشان در فوائد حائريه به طلبه ها اصرار زيادى دارد كه از روح بزرگان ، از روح كسانى كه در پيش خدا جاه و مقامى دارند استمداد كنند. پس از
اصرار روى اين حرف مى فرمايد: مواظب باش مبادا يك مرتبه به علما جسارت كنى كه اگر
حال تنفرى از عالم پيدا كردى ، پروردگار ديگر عنايتى به تو ندارد، و مى فرمايد: به تجربه براى ما به اثبات شده آن افرادى كه با عالم
سر و كارى ندارند، آن افرادى كه دلشان از علم متنفر است يا لااقل سر و كارى با عالم ندارند و محبت علماء و فقهاء در دلشان نيست يك حالت جهلى
در دلشان حكمفرماست . مى فرمايد:
به تجربه براى ما اثبات شده كه اين افراد، سرگردانى دارند و به همين سرگردانى هم
مثل كرم ابريشم در خود مى تنند تا خفه شوند. درباره مرحوم ملا صدرا (ره ) دارد كه مرحوم ملا صدرا اسفار آنچنانى را در كهك قم نوشت . ايشان از
شيراز به كهك آمد و مدتى در همين كهك بوده است . مرحوم ملا صدرا مى فرمود: وقتى شبهه اى براى من جلو مى آمد به قم مى آمد و سر قبر حضرت
معصومه (سلام الله عليه ) مى رفتم و از روح حضرت معصومه (سلام الله عليه ) استمداد مى گرفتم و شبهه فلسفى برايم
حمل مى شد.
مرحوم ملا صدرا براى عالم تشيع افتخار است ؛ نه فقط در فلسفه متخصص بوده ، در تفسير و روايات
اهل بيت (عليهم السلام ) نيز تخصص داشته ، به علاوه در حكمت متعاليه هم تخصص داشته و مختص به ايشان است ، يعنى مى توانيم بگوييم سير
فلسفه را ملا صدرا عوض كرد. اين آقايى كه مى تواند سير فلسفه را عوض كند و حكمت متعاليه را به جامعه عرضه بدارد خود مى فرمايد:
وقتى شبهه اى براى من پيش مى آمد سر قبر خانم معصومه (سلام الله عليه ) مى آمدم و از حضرت معصومه (سلام الله عليه ) استمداد مى كردم و
شبهه براى من حل مى شد.
|