و ليقولوا قولا سديدا از اين آيه چه استفاده مى كنيد؟ آيه دو طرفه قضيه را بيان كرده است ؛ اگر مى خواهى خود و اولادت سعادتمند شويد،
زبان مؤ دبى داشته باش ، كارهايت مطابق با عقل و شرع باشد، به عكس ، قرآن مى گويد كه اگر در زندگيت گناه باشد ولم يلبسوا ايمانهم
بظلم اگر ايمانت با گناه توام باشد، بدان كه زندگى خوشى ندارى ، براى ما به تجربه ثابت شده كه آدمهاى رباخوار، آدمهاى متجاوز، نه
فقط خودشان بدبختند بلكه بچه هايشان هم بدبخت هستند.
در اصفهان يك نفر متجاوز بود؛ علاوه بر گرانفروشى ، رباخوار بود و احتكار هم مى كرد، بالاخره
مثل زالو خون مردم را مى مكيد، بچه ها و طايفه اينها فعلا به نكبتها و بدبختيها گرفتارند؛ قضيه اى از او
نقل مى كند كه در اصفهان قحطى آمده بود و گندم كم شده و گرانى بود نانواهاى اصفهان فهميدند كه او گندم دارد، پيش او آمدند كه گندمهايت را
به مردم بده گفت يك من چند مى خريد؟ (مثلا) گفتند: نرخش دو تومان است . گفت برو بالا، 22 قران ، نه ، برو بالا، مرتب نرخ را بالاتر مى برد
تا جايى كه نشد لذا گفت : صبر كنيد تا فردا فكرى بكنم . فردا هم گندم را به مردم نداد؛ بالاخره
مشكل گذشت ، آن كسانى كه از ظلم ديگران بايد بميرند، مردند و كسانى هم زنده ماندند، قحطى نيز تمام شد، طولى نكشيد كه پاى آن فرد درد
گرفت ، دكترها آوردند، خوب نشد، بالاخره شوراى پزشكى تصميم گرفت كه پايش را ببرد، دست گذاشت روى انگشت پا، گفت : از اينجا؟ دكتر
گفت : نه برو بالا، قدرى بالاتر آمد، گفت : از اينجا. گفت : نه ، برو بالا، دلش نمى آيد،
مثل همان گندم كه خودش مى گفت برو بالا، الان تجسم عمل مى گويد برو بالا، خلاصه تمام پولها را داد و پا را قطع كردند.
قرآن مى فرمايد: ((وليخش الذين ...))
اگر به خودت رحمى نمى كنى ، به اولادت ، به جامعه ات رحم كن ؛ گناه براى جامعه ضرر دارد، آيات يكه خواندم راجع به اقربا و اولاد بود، اما
آيات ديگر مى گويد كه گناه آتش است ، جامعه را آتش مى زند: و اتقوا فتنته لا تصيبن الذين ظلموا منكم خاصه .(96)
اى بشر، از گناه بپرهيز كه گناه فقط دست و پاگير تو نمى شود، بلكه جامعه ات را نيز در بر مى گيرد. مى دانيد كه يك ملت چه وقت نابود مى
شود؟ نابودى ملت به اين نيست كه زلزله بيايد و آنها را نابود كند، بلكه بالاترين نابودى براى يك ملت آن است كه ضعف اعصاب در آن ملت
حكمفرما شود، ايمان از آن ملت رخت بربندد و بالاتر اين كه ضعف فكرى پيدا مى شود؛ چه مصيبتى از اين بالاتر كه استثمارگر
مثل آب او را بخورد و او افتخار كند.
و اذا اردنا ان نهلك قرية امرنا مترفيها ففسقوا فيها فحق عليها القول فدمرناها تدميرا.(97)
خلاصه بحث امشب :
صبر در گناه براى بحث فوق العاده مفيد است و اگر مى خواهيد در اين جنگ درون پيروز شويد، بايد در
مقابل گناه صبر داشته باشيد.
مطلب ديگرى كه استفاده كرديم اين است كه گناه براى ما و زندگى ما خيلى ضرر دارد، براى ما و اولاد ما و جامعه ما ضرر دارد. برعكس آن ، رابطه
با خدا تقويت اراده مى آورد، زندگى خوش و عاقبت به خيرى مى آورد؛ رابطه با خدا در زندگى خود ما و اولاد و جامعه تاثير دارد.
بخش اول : گفتار نهم
توبه (1)
چون اين روزها و شبها، روزها و شبهاى مصيبت است ، شهادت رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) و شهادت امام دوم ، حضرت امام مجتبى (سلام
الله عليه ) و امشب نيز شب شهادت حضرت امام رضا (عليه السلام ) است لذا به همه شما عزيزان و به ساحت مقدس حضرت بقية الله
(عجل الله تعالى فرجه الشريف ) اين مصيبتها را تسليت مى گويم ، و اميدوارم پروردگار عالم به واسطه اين بزرگواران نظر لطفى به همه ما
بفرمايد.
قبل از آن كه وارد بحث شويم ، تذكرى را خدمت شما عرض مى كنم كه اميدوارم مفيد باشد.
پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) و ائمه طاهرين (سلام الله عليه ) در دنيا خيلى اذيت شدند، خصوصا پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله
و سلم ) را به قدرى اذيت كردند كه ايشان فرمود: ما اوذى نبى مثل ما اوذيت .(98)
هيچ پيغمبرى مانند من اذيت نشده است .
در تاريخ مى خوانيم كه حضرت زكريا را با اره دو سر، نصف كردند، با اين
حال ، پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) مى فرمايد: ((هيچ پيغمبرى
مثل من اذيت نشده است )).
مصيبتهايى كه به امام دوم (سلام الله عليه ) و ترد شده ، مسلم بزرگتر از مصائب حضرت امام حسى (عليه السلام ) است . مصائبى كه براى حضرت
رضا (عليه السلام ) پيش آمده ، خيلى بزرگ است ، به قدرى است كه راوى مى گويد: هر وقت امام رضا (عليه السلام ) از نماز جمعه بر مى گشتند،
با يك حال تاثرى از خدا طلب مرگ مى كردند. ساير ائمه طاهرين (عليه السلام ) نيز به نوبه خود مظلوم واقع شدند؛ حضرت زهراء (سلام الله
عليه ) و حضرت پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) را خيلى اذيت كردند.
تحمل تمام اين مصائب براى يك مطلب بود و آن اين كه اسلام حقيقى به دست من و شما برسد. بنابراين ، اگر ما بخواهيم چهارده معصوم (عليه
السلام ) از ما راضى باشند، اولا بايد خود ديندار و متقى باشيم و ثانيا شما معلمين عزيز كه نخبه هاى جامعه هستيد و
نسل جوان مرهون زحمات شماست ، بايد كوشش كنيد و دين را زنده گردانيد.
نگه داشتن دين ، براى عموم مردم يك مطلب است ، اما زنده كردن دين به دست روحانيت و به وسيله فرهنگ ، امرى ديگر است . پس ما بايد مواظب باشيم
تا اندازه اى كه ممكن است ، اولا ديندار باشيم و ثانيا به نام چهارده معصوم (عليه السلام ) در كلاس درس دين را زنده گردانيم ، و به نام پيغمبر
اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) قرآن را زنده كنيم ، احكام اسلام را احياء كنيم و اين براى همه ما وظيفه بزرگى است .
رهبر عظيم الشاءن انقلاب (ره ) جمله اى نصيحت آميز داشتند كه بارها به عنوان نصيحت به ما مى فرمودند: براى من به تجربه اثبات شده كه اگر
دِه يا شهرى مردم سالمى داشته باشد، مردم متدينى داشته باشد، پى مى بريم كه در آن
محل عالمى متعهد و متدين وجود دارد، و بر عكس ، اگر ده يا شهرى مردم ناسالمى داشته باشد، متوجه مى شويم كه يا در آنجا عالم نبوده و يا اگر
عالم داشته اند، ناسالم بوده است . به راستى اين چنين است . همين سفارش را نيز من به شما معلمين عزيز بكنم ؛ اگر شما معلمين محترم ، متدين
باشيد و اگر به فكر زنده گردانيدن دين باشيد، يقين داشته باشيد كه
نسل آينده ما سالم خواهد بود و در آينده ، ما جوانانى متعهد و ديندار خواهيم داشت .
بنابراين ، بايد به شما بگويم كه نسل آينده مرهون فعاليت شما عزيزان است . اگر مى خواهيد
نسل آينده متعهد و متدين باشد، شما بايد متدين و متعهد باشيد. بايد به فكر دين و اخلاق و فرهنگ اسلامى باشيد و بايد فعاليت كنيد. ناگزير
نسل آينده بايد عالم بشود، چه اگر نسل آينده عالم نشد، به دام استعمار و استثمار خواهد افتاد. به تجربه ثابت شده كه ممالكى كه به دام
استعمار افتاده اند، ابتدا فرهنگ آنها را تهى كرده اند و سپس خود به خود در آغوش استعمار رفته اند. اگر ما در آينده عالم و دانشمند و متخصص
نداشته باشيم ، يقينا به دامان استعمارگران خواهيم افتاد. نه اينكه آنها ما را ببرند، بلكه برنامه را طورى تنظيم كرده اند كه ما خودمان مى رويم
.
بنابراين ، نسل آينده بايد عالم و دانشمندان و آگاه بشود، و اين به دست شما معلمين عزيز است . و نيز علم بدون تعهد الهى فايده ندارد؛ بايد همره
علم ، تدين و تعهد نيز باشد و علم منهاى دين و دين منهاى علم هيچ كدام به تنهايى نمى تواند مفيد باشد؛ اگر دين باشد ولى علم و آگاهى نباشد،
آن دين فايده اى ندارد، و نيز اگر علم و تخصص باشد، ولى همراه با دين نباشد، آن علم نه تنها بى فايده است بلكه زيان هم دارد.
پس نسل آينده ما بايد هم متدين و متعهد باشد و هم عالم و متخصص . و اين مرهون زحمات شما معلمين عزيز مى باشد. خيلى بايد مواظب باشيد. اميدوارم
پروردگار عالم ، از راه لطف نظر كند و هميشه دست عنايتش روى سر شما عزيزان باشد، تا موفق باشيد و بتوانيد
نسل آينده را زنده كنيد و بتوانيد جوانانى متعهد و آگاه و متخصص به جامعه را
تحويل دهيد.
يكى از چيزهايى كه براى تقويت روح بسيار مفيد است و در جنگ درون (جهاد اكبر) فوق العاده مى تواند ما را يارى كند و براى تقويت اراده بسيار
موثر است ، توبه از گناه است .
توبه از گناه براى تقويت روح ، تقويت اراده ، سير الى الله و پيروز شدن در جهاد اكبر خيلى موثر است . حتى عرفا مى گويند: ((اگر كسى
بخواهد سير ملكوتى داشته باشد، منزل اول آن تخليه است ، و براى اينكه به اولين
منزل عرفان برسد، يكى از مقدماتش ، توبه از گناه است .))
يكى از امتيازهاى اسلام اين است كه هيچ وقت به بن بست نمى رسد، يعنى هيچ وقت نمى گويد: ((نمى دانم )). شما نمى توانيد جايى را پيدا
كنيد كه در آنجا اسلام گفته باشد نمى دانم .
حضرت امام صادق (عليه السلام ) درباره رهبرى مى فرمايد: ((علاوه بر آن كه رهبر بايد حد اعلاى عدالت را دارا باشد، مى بايستى در علوم
اسلامى نيز متخصص و جوابگوى جامعه بشريت باشد.))
بنابراين ، اگر كسى موردى از اسلام را بگويد نمى دانم ، لياقت رهبرى ندارد و نمى تواند مرجع تقليد مسلمين باشد.
از نظر عمل افراد نيز اسلام هيچ وقت به بن بست نمى رسد، يعنى هيچگاه اسلام به تابعين خود نمى گويد كه ديگر تو را نمى پذيرم . در اسلام
طرد شدن افراد نيست ؛ هر چه گناه بزرگ باشد، اگر براى گناهكار تلاطم درونى پيدا شود و از گذشته پشيمان شده و توبه كند و تصميم
بگيرد كه ديگر آن گناه را مرتكب نشود، خداوند متعال او را مى بخشد. در اسلام نمى توان گناهى پيدا كرد كه توبه گناهكارش پذيرفته نشود.
پس اسلام هميشه توبه گناهكاران را مى پذيرد.
همانطور كه اشاره شد، معناى توبه ، تلاطم درونى و پشيمان شدن از ارتكاب به گناه است و گناهكار بايد تصميم بگيرد كه ديگر آن گناه را
انجام ندهد، ولو اين كه بعد، توبه شكسته شود، زيرا خداوند تواب است و توبه توبه شكن ها را نيز مى پذيرد.
اگر كسى مرتكب گناهى شود (گناهش هر چه باشد) و بعد از گناه ، تلاطم درونى برايش پيدا شود، يعنى ناراحت و پشيمان شود كه چرا گناه
كرده است ، و تصميم بگيرد كه آن گناه را تكرار نكند، پروردگار عالم آن گناه را مى بخشد.
آنچه را از نظر قرآن و روايات اهل بيت (عليهم السلام ) استنباط مى شود، اين است كه خداوند نه تنها گناه را مى آمرزد، بلكه خيلى زود آشتى مى
كند. در دعاى كميل مى خوانيم كه خداوند ((سريع ارضاء)) است يعنى زود آشتى مى كند. همچنين از قرآن و روايات
اهل بيت (عليهم السلام ) استفاده مى شود كه خداوند نه تنها زود آشتى مى كند بلكه كسى كه توبه مى كند، پروردگار عالم به او سلام مى كند؛
كسى كه توبه مى كند، خداوند علاوه بر آنكه گناهش را مى آمرزد، حسنه هم به او مى دهد، گناهان او را محو مى كند و به جاى آن گناهان ، براى او
حسنه نوشته مى شود، و به واسطه توبه ، پروردگار عالم زندگى مرفهى به توبه كننده عطا مى كند. همانطور كه گناه اثر وضعى دارد و
براى گناهكار بدبختى و نكبت به بار مى آورد، توبه و توجه به خدا موفقيت و زندگى خوشى در پى خواهد داشت .
بحثى در ميان عرفا و بزرگان مى باشد كه آيا كسى كه از گناه توبه مى كند، گناهان او كه تجسم
عمل پيدا كرده ، به چه صورت در مى آيد؟ آيا نابود مى شود؟ و يا به صورت ((لعان )) در مى آيد؟ بين بزرگان اختلاف است .
بعضى ها از جمله رهبر عظيم الشاءن انقلاب (ره ) مى گويند كه اگر كسى از گناه توبه كرد، پروردگار عالم گناهان او را نيز نابود كرده و از
بين مى برد و در نتيجه نكبت هايى كه اثر وضعى گناهان بوده ، از بين خواهند رفت .
قرآن كريم نيز اين نظر را تاييد مى كند.
اما بعضى ديگر، از جمله مرحوم كمپانى - عليه الرحمه - كه يكى از عرفا و فلاسفه و از علماى بزرگ اسلام است ، مى فرمايند كسى كه از گناه
توبه كند، ما زندگى ناخوشى را كه گناه براى او به وجود آورده ، به يك زندگانى خوش
تبديل مى كنيم . قبل از اين كه آيات شريفه مربوط به اين قسمت را بخوانم ، در رابطه با صفت ((سريع و الرضا)) بودن خداوند، نكته اى را
تذكر مى دهم كه براى پدران و مادران و معلمين محترم خيلى مفيد است . در روانشناسى ، يكى از راه هايى كه به عنوان تنبيه كودك براى تربيت ذكر
شده ، قهر كردن با كودك است ، اما توصيه مى شود كه زمان قهر كوتاه باشد و مربى بايد سريع الرضا باشد؛ بعد از مدت كمى كه از قهر
كردن مى گذرد، مربى بايد بهانه اى پيدا كرده و با كودك آشتى كند. روايات
اهل بيت (عليهم السلام ) نيز اين روش را تائيد مى كنند. اين روش در تربيت كودكان بسيار موثر است ، به شرط اين كه زود آشتى در كار باشد.
بسيار مشاهده شده كه از صفت ((سريع الرضا)) استفاده شده ، و اين روش در تربيت آنان موثر بوده است . بنابراين ، تقاضا دارم اگر با
افرادى لجوج و ناسازگار مواجه هستيد و مى خواهيد آنها را تربيت كنيد، از كلمات زشت و نامربوط استفاده نكنيد، شخصيت آنها را نكوبيد كه رفتارى
اين چنين ، در تربيت ناموفق بوده و به شكست منجر مى شود؛ تنبيه بدنى در تربيت كودكان اثر مطلوبى ندارد.
با كتك و كلمات توهين آميز نمى توان كودكان را تربيت كرد، بايد ((سريع الرضا)) بود. اين اخلاق كريمه را از خداوند بياموزيم و براى
بچه ها ((سريع الرضا)) باشيم ؛ در خانه و دبستان و آموزشگاه ، زبان توهين آميز نداشته باشيم كه فوق العاده مضر است و نتيجه معكوس
مى دهد.
اصولا در اسلام بد زبانى شديدا مورد مذمت قرار گرفته و نهى شده است . براى نمونه ، دو مورد از برخوردهايى را كه پيشوايان اسلام نسبت به
اين رفتار داشته اند، ذكر مى كنيم :
چند تا يهودى توطئه كردند كه پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) را مسخره و استهزاء كنند؛ يكى از آنها آمد و از حضرت
رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ) عبور كرد و به جاى اين كه بگويد: ((سلام عليكم )) گفت : ((سام عليكم ))(99) پيغمبر (صلى
الله عليه و آله و سلم ) در جواب فرمود: عليكم يعنى بر تو باد. دومى آمد و او نيز به پيغمبر گفت : ((سام عليكم )). پيامبر (صلى الله عليه
و آله و سلم ) در جواب فرمود: ((عليكم )).
عايشه خدمت پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) بود، از مشاهده اين وضعيت ناراحت شد و به آنها گفت يا ابناء القردة و الخنازير يعنى
از فرزندان بوزينه ها و خوكها، چرا با پيامبر اين چنين حرف مى زنيد؟
نسبتى را كه عايشه به آنها داد، از نظر قرآن شريف نيز درست بود،(100) اما عايشه مى گويد: پيامبر اكرم رنگش تغيير كرد و رو به من كرده و
گفت : اى عايشه ، چرا فحش دادى ؟ عايشه مى گويد گفتم : يا رسول الله ، اينها توطئه كرده اند و يكى پس از ديگرى مى آيند و به شما ((سام
عليكم )) مى گويند.
پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمودند: من كه جواب ايشان را دادم ؛ آنچه به من گفتند، گفتم ((عليكم )) يعنى بر شما باد.
سپس فرمود: اى عايشه ، مگر نمى دانى گفتار و كردار ما مجسم مى شود؛ اين فحش ها به صورتهاى زشتى مجسم مى شوند و در روز قيامت با انسان
محشور مى گردند. حرف بد، حتى با لفظ ((پدر سوخته )) و امثال اينها، در روز قيامت به صورت سگ ، خوك و حيوانات وحشتناك در مى آيد و
اطراف انسان را مى گيرد.
در روايت است كه امام صادق (عليه السلام ) دوستى داشت كه هميشه با امام ملازم بود و امام صادق (عليه السلام ) نيز او را دوست مى داشت . هر جا امام
صادق (عليه السلام ) مى رفت ، او نيز همراه امام بود.
روزى همچنان كه همراه امام حركت مى كرد و غلام آن شخص نيز با آنها ملازم بود، اتفاقا غلام به عللى از آنها عقب افتاد. اين شخص غلام را صدا كرد،
از غلام جواب نشنيد؛ بار دوم و سوم نيز غلام را صدا كرد، باز هم جواب نيامد. مرد عصبانى شد و به غلام گفت : ((يابن الفاعله )) يعنى اى
ولدالزنا. تا اين جمله از دهان مرد بيرون آمد، امام صادق (عليه السلام ) با شنيدن آن ايستاد و به قدرى ناراحت شد كه دست به كمر گذاشت ،
مثل اين كه كمر مبارك ايشان به درد آمده بود. فرمود: چه گفتى ؟ آن مرد دانست كه امام ناراحت شده ، گفت : يابن
رسول الله ، اين غلام از هندوستان است و پدر و مادر معلومى ندارد، نسبتى را كه من به او دادم به اين جهت بود كه معلوم نيست پدر و مادرش كيستند.
امام صادق (عليه السلام ) فرمود: من نمى خواهم اين سخن تو را از نظر حكم شرعى بررسى كنم . بلكه مى خواهم بگويم چرا عفت زبان ندارى ، و
چرا زبانت به فحش آلوده است ؟
روايت مى نويسد كه امام صادق (عليه السلام ) ادامه دوستى او را نپذيرفت و او را از خود دور كرد.
با توجه به اين دو نمونه معلوم مى شود كه مسلمان بايستى خيلى مؤ دب باشد و عفت زبان داشته باشد. كسى كه زبان داشته باشد. كسى كه
زبانش آلوده به حرفهاى زشت باشد، نمى تواند مربى خوبى به حساب آيد؛ مخصوصا خانم هاى محترم متوجه باشند كه با فحش دادن ، داد و
فرياد كشيدن ، عصبانى شدن و اعصاب خرد كردن نمى توان بچه ها را تربيت كرد و اين گونه
عمل كردن ، به جز بدبختى براى خود و كودكان ، نتيجه ديگرى نخواهد داشت .
يكى از راه هاى تربيت اين است كه در مقابل عمل خلاف كودك با او قهر كنيد و زود هم آشتى نماييد، يعنى ((سريع الرضا)) باشيد.
كار مربى بسيار مشكل است ، اما وقتى كار براى خدا بود، سختى آن آسان مى شود. حضرت امام حسين (عليه السلام ) براى رضاى خدا در روز عاشورا
هرچه داشت داد تا دين خدا بماند، از مال و مقام و فرزند گذشت تا دين خدا زنده بماند. در راه خدا ناملايمات ، ملايم مى شوند. معلمى كه براى خاطر
خدا هم بايد زود با او آشتى كند. يكى از دوستان من مى گفت : وقتى براى تبليغ به روستايى مسافرت كردم . مردم آنجا به سراغ من نيامدند؛ به
مسجد رفتم و چاى درست كردم و از آنها دعوت كردم ، ولى كسى به مسجد نيامد. به ناچار از آنها قهر كردم و روستا را ترك نمودم ؛ هيچ كس به من
نگفت كجا مى روى ؟ چند قدمى كه از ده دور شدم ، با خود گفتم اين چه كارى است كه من مى كنم ؛ از قهر كردن پشيمان شدم . پيش خود مى گفتم به
چه بهانه اى برگردم ، تا اين كه چشمم به دختر بچه اى افتاد كه آمده بود از قنات آب ببرد. تصميم گرفتم همراه دختر بچه به ده برگردم .
وقتى به روستا برگشتم ، ديدم مردم در كنارى ايستاده اند، تا آنها مرا ديدند، همگى با هم با صداى بلند مى گفتند: ((آخوند رفت و خودش آمد،
آخوند رفت و خودش آمد)) صبر كردم تا آنها آرام شدند و همانجا كار تبليغى خودم را شروع كردم . خلاصه صفت سريع الرضايى خداوند مرا
يارى كرد و من در تبليغم موفق شدم .
در امر تبليغ دين خدا همه بايد چنين باشيم . روش قرآن شريف نيز در امر تبليغ چنين است ؛ در سوره انعام آيه 54 مى فرمايد:
و اذا جائك الذين يومنون باءياتنا فقل سلام عليكم كتب ربكم على نفسه الرحمة انه من
عمل منكم سوء بجهالة ثم تاب من بعد و اءصلح فانه غفور رحيم .
خداوند به پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) مى فرمايد: اى پيامبر، اگر گنهكار آمد،
اول سلام مرا به او برسان - تقاضا دارم روى اين نكته خوب توجه كنيد، ارحم الراحمين خدا را ببينيد، مبادا گاهى
حال ياس از رحمت خداوند بر كسى پيدا شود كه در حد كفر است ، و بكوشيد تا با استفاده از اين آيات خود را بسازيد. بخشنده و مهربان و سريع
الرضا باشيد.
آيه مى فرمايد: وقتى كه بنده گنهكار من آمد، اول به او سلام كن و قبل از آن كه توبه اش را
قبول كنى ، به او بگو كه خداوند بر خود نوشته است كه گنهكار را بيامرزد و رحمتش را نصيب گنهكار نوشته است كه گنهكار را بيامرزد و رحمتش
را نصيب گنهكار نمايد. بعد مى فرمايد: به او بگو هر كسى از روى نادانى گناه كند و بعد توبه كرده و خود را اصلاح نمايد، بداند كه خدا حتما
او را مى آمرزد، براى اين كه خدا خيلى آمرزنده و مهربان است .
دقت بفرمائيد، برنامه اين آيه از صفت سريع الرضايى در دعاى كميل بالاتر است ؛ در دعاى
كميل مى گوييم :
يا سريع الرضا اغفر لمن لايملك الا الدعا
اما اين آيه مى فرمايد: ((اگر به در خانه خدا رفتى ، خداوند اول به تو سلام مى كند و بعد مى فرمايد: واجب است كه تو را بيامرزم ، و خيلى زود
مى آمرزد)).
در آيه ديگر خيلى روشنتر اين مطلب بيان مى شود؛ خداوند مى فرمايد:
... الا من تاب وامن و عمل صالحا فاولئك يبدل الله سيئاتهم حسنات و كان الله غفورا رحيما.(101)
اين آيه درباره كسى است كه زنا بدهد و يا زنا بكند، ولو زناى محصنه باشد، ما
قبل اين آيه مى فرمايد: ((مومن زنا نمى كند، و اگر كسى زنا كرد، به خوارى وارد آتش جهنم مى شود)). در روايات مى خوانيم : زنى كه زنا
بدهد و مردى كه زنا بكند، اگر بدون توبه از دنيا بروند، در جهنم گرفتار عذاب سختى خواهند شد و از بوى تعفن و عورتين آنها،
اهل جهنم آزرده خاطر مى شوند. گناه خيلى بزرگ است ، اما همين گناه بزرگ حتى اگر زناى محصنه باشد، خداوند مى فرمايد: الا من تاب و آمن و
عمل صالحا... مگر اين كه توبه كند. و اگر توبه كرد نه فقط آمرزيده مى شود، بلكه
يبدل الله سيئاتهم حسنات خدا گناه را از نامه عملش پاك كرده و به جايش ثواب مى نويسد.
ارفاق اين آيه از آيه اول بيشتر است . در آيه اول مى گفت : به گناهكار سلام كن و بگو كه خدا بر خودش واجب كرده تا گنهكار را بيامرزد. ولى در
آيه دوم بالاتر از اين را مى فرمايد: يبدل الله سيئاتهم حسنات ...
به راستى خدا چقدر رئوف مهربان است .
مى گويد:
|
بازاى بازاى هر آنچه هستى بازاى | |
گر كافر و گبر و بت پرستى بازاى | |
اين درگه ما، درگه نوميدى نيست | |
صد بار اگر توبه شكستى بازاى |
اين شاعر نسبت به قرآن كم گفته است ، آيه مى فرمايد: گنهكار بازاى ، توبه ات را دوست دارم ، ناله و شرمت را نيز دوست دارم ، نه تنها گناهت
را مى آمرزم ، بلكه گناه را از نامه عملت پاك مى كنم و به جاى آن حسنه مى نويسم .
اين آيه خيلى اميدوار كننده است و براى ما سازندگى فراوان دارد.
همچنين در جاى ديگر مى فرمايد: ان الله يحب التوابين و يحب المتطهرين ،(102) سازندگى و اميدوار كنندگى اين آيه از دو آيه
قبل بيشتر است . مى دانيد كه تواب صيغه مبالغه است ؛ مانند عَلام يعنى كسى كه بسيار علم دارد؛ تواب هم به كسى مى گويند كه بسيار توبه مى
كند. ظاهرا تفسير آن چنين مى شود كه اگر صد بار توبه شكستى بازاى . ((ان الله يحبك )) خدا تو را دوست دارد. و ((يحب المتطهرين ))،
دست آلوده به خون را اگر با آب تطهير كنى ، پاك مى شود و مانند دستى مى شود كه اصلا خونى نبوده است . و نيز كسى كه توبه مى كند
تطهير مى شود، يعنى از گناه پاك مى شود.
پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) مى فرمايد: التائب من الذنب كمن لا دنب له .(103) آن كه از گناه توبه مى كند، مانند كسى است
كه گناه نكرده باشد، لذا آيه مى فرمايد: نه فقط گنهكار تائب را دوست دارم . بلكه كسى را كه كرارا آلوده شده و توبه مى كند هم دوست دارم .
توبه انسان را پاك مى كند، و خدا پاك شدگان را نيز دوست مى دارد.
چهارمين آيه كه در اين رابطه با اين بحث انتخاب كرده ام مى فرمايد:
و يا قوم استغفروا ربكم ثم توبوا اليه يرسل السماء عليكم مدارا و يزدكم قوة الى قوتكم .(104) يعنى اى گناهكار، بازاى و توبه كن
كه خدا تو را مى آمرزد، علاوه بر اين كه تو را مى آمرزد نعمت و سعادت ، مانند باران در اين دنيا برايت مى بارد.
در گذشته گفتم كه گناه مانند باران بر سر انسان ، نكبت مى بارد. حال اگر مى خواهى آن نكبتها از بين برود و به
قول رهبر عظيم الشاءن انقلاب (ره ) اثر وضعى گناه از بين برود، و يا به
قول مرحوم كمپانى (ره ) ((لعان )) شود، بايد از گناه توبه كرد، كه خداوند مى فرمايد: ما نه فقط گناه را از بين مى بريم ، بلكه به جاى
آن ، مانند باران بر سر توبه كنند رحمت مى باريم .
پس :
باز آى باز آى هر آنچه هستى باز آى .
آيه زير همين معنا را تائيد مى كند كه مى فرمايد:
|