|
تصوير لا به صورت مقراض بهر چيست | |
يعنى ز بهر قطع تعلق به ماسوا است |
|
نور قدم ز رخنه لامى كند طلوع | |
خوش خانه دلى كه ازين رخنه پرضيا است |
|
فقر است راحت دو جهان زينهار از آن | |
ميل غنا مكن كه غنا صورت عنا است |
|
عاريتى است هر چه دهد گردش سپهر | |
عارض بود بياض چه از گرد آسيا است |
|
تيرى است كج شده كه به آتش بود سزا | |
آنرا كه قد به خدمت همچون خودى دو تا است |
|
نفس تو را خريد حق از بهر بندگى | |
تصديق اين معامله ان الله اشترى است |
|
ره را(31) ميان خوف و رجا رو كه در خبر | |
خيرالامور اوسطها
قول مصطفى است |
|
مستلزم ممات بود زهر و قيمتى است | |
سرمايه حيات بود آب و كم بها است |
|
بهر فراغ دل طلب گنج مى كنى | |
آن گنج را كه مى طلبى كنج انزوا است |
|
گردى به ديده از ره بى خوابى ار كشى | |
روشن شود دو چشم دلت كان چو توتيا است |
|
جوع است و عزلت و سهر و صمت چهار ركن | |
زين چهار ركن قصر ولايت قوى بنا است |
|
زين چهار چاره نيست كسى را كه همتش | |
در ساحت زمين دل اين طرفه قصر خواست (32) |