|
شورش عشق تو در هيچ سرى نيست كه نيست نيست يك مرغ دلى كش نفكندى به قفس ز فغانم ز فراق رخ و زلفت ، به فغان نه همين از غم او سينه ما صد چاك است موسى اى نيست كه دعوى اناالحق شنود چشم ما ديده خفاش بود ورنه تورا گوش اسرار شنو نيست وگرنه ((اسرار))#
| |
منظر روى تو زيب نظرى نيست كه نيست تير بيداد تو تا پر به پرى نست كه نيست سگ كويت همه شب تا سحرى نيست كه نيست داغ او لاله صفت ، بر جگرى نيست كه نيست ورنه اين زمزمه اندر شجرى نيست كه نيست پرتو حسن به ديوار و درى نيست كه نيست برش از عالم معنى خبرى نيست كه نيست
|