next page

fehrest page

back page

8. نبايد ميزبان غذا آوردن را بيش از اندازه تاءخير اندازد.
9. طعام به مقدار لازم باشد به اندازه اى كه ميهمان سير شود؛ زيرا طعام كم نشان خست و زيادى بيش از حد نيز اسراف و تضييع نعمت است .
10. اسباب رفتن ميهمان را فراهم نكند، مثلا با بستن ساك يا جفت كردن كفش . امامان معصوم عليهم السلام از شدت علاقه به ميهمان و ميهمان نوازى هيچ گاه ميهمان را هنگام رفتن يارى نمى دادند، تا نشان تمايل آنان به باقى ماندن ميهمان در خانه باشد. نقل شده است ميهمانانى بر امام صادق (عليه السلام ) وارد شدند و امام از ايشان پذيرايى كردند. وقتى قصد رفتن كردند. امام زاد و توشه راه و هدايايى به ايشان عطا كردند و به خدمتكاران خود فرمودند از آنان كناره بگيريد و كمكشان نكنيد، آنگاه فرمود: انا اءهل بيت لا نعين اءضيافنا على الرحلة من عندنا.(388)
11. ميزبان نبايد غذا را تحقير كند؛ زيرا نعمت خدا هر چه باشد عزيز است . هستند افرادى كه در برابر ميهمان غذاهاى مناسب را هم تحقير مى كنند و مى گويند: اينكه چيزى نيست ، قابلى ندارد، لايق شما نيست و... اين تعارف ها هم دروغ است ، هم تحقير نعمت خداوند.
12. ميزبان بايد حال خانواده خود را نيز رعايت بكند و نبايد به حدى ميهمان دعوت كند كه خانواده او از آمدن ميهمان خسته شوند.
13. اسباب اذيت و رنجش ميهمان را فراهم نكند هر چند با شوخى كردن ، و نيز نبايد ناراحتيهاى خانوادگى را به ميهمان منتقل نمود.
14. ميزبان به حدى از ميهمان پذيرايى نكند كه براى او سخت باشد؛ مثلا با اصرار او را وادار كند كه او بيشتر غذا بخورد و يا چيزى را كه دوست ندارد به اصرار به او بدهد.
15. ميهمان عزيز است و لازم است با گشاده رويى پذيرايى شود؛ چه ثروتمند باشد چه فقير، چه فاميل باشد چه غريبه ؛ زيرا تا او ميهمان است ، محترم است .
سلمان رحمة الله عليه گويد: خدمت پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) رسيدم در حالى كه حضرت بر بالشى تكيه داده بود. پيامبر آن را به عنوان احترام به من داد و فرمود: يا سلمان ! ما من مسلم يدخل على اخيه المسلم فيلقى له و سادة اكراما له الا غفر الله له .(389)
16. ميزبان اطعام و پذيرايى را قرض حساب نكند و توقع عكس العمل از ميهمان نداشته باشد، بلكه براى خشنودى خدا ميهمان دارى كند.
17. شايسته است ميزبان با ميهمان كنار سفره غذا بخورد و پيش از آن كه ميهمان كنار رود دست از غذا نكشد.
امام صادق (عليه السلام ) فرمود: كان رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ) اذا اءكل مع القوم طعاما كان اءول من يضع يده و آخر من يرفعها؛ لياءكل القوم .(390)
18. به استقبال ميهمان رفتن .
19. بدرقه ميهمان تا در منزل . پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: من حق الضيف اءن تمشى معه فتخرجه من حريمك الى الباب .(391 )
17. آداب ميهمان
مهمان نيز به نوبه خود در قبال ميزبان ، وظايفى دارد كه به اختصار به آنها اشاره مى كنيم :
1. مهمانى رفتن يا بايد با دعوت ميزبان باشد و يا به مناسبت خاصى از قبيل : صله رحم و ديدار با خويشاوندان ، زيارت و ديدار برادر مومن ، تبريك و شاد باش ، تسليت و دلدارى ، اصلاح ذات البين . در صورت دوم مهمان ، بايد فرصت ، امكانات و آمادگى ميزبان را براى پذيرايى در نظر بگيرد و طورى عمل كند كه برنامه كار و زندگى ميزبان را مختل نسازد، او را در تنگنا قرار ندهد.
2. ادب و نزاكت را در وارد شدن ، نشستن ، سخن گفتن ، غذا خوردن و... رعايت كند و از اعمالى نظير شوخيهاى دور از ادب ، خنده با صداى بلند، چشم چرانى ، دراز كردن پا، پرخورى ، پرگويى ، غيبت ، سخن چينى و... بپرهيزد.
3. سزاوار است در صورت زيادى مهمان و كمى جا، قدرى جابجا شود تا حتى المقدور جا براى مهمان تازه وارد باز شود.
4. در پذيرش دعوت ميان ثروتمند و فقير فرقى نگذارد. پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: من لم يجب الدعوة فقد عصى الله و رسوله .(392)
5. به خاطر دورى منزل ميزبان ، از پذيرفتن دعوت ، خوددارى نكند.
6. هدف او از پذيرفتن دعوت ، خشنود كردن ميزبان باشد، نه سير كردن شكم .
7. دير به ميهمانى رود و ميزبان را منتظر بگذارد.
8. زود عازم منزل ميزبان نشود و او را قبل از آمادگى كامل غافلگير نكند، بلكه در زمان تعيين شده وارد شود.
9. اگر ميزبان محلى را براى نشستن او نشان داد تعارف نكند و همانجا بنشيند، چنانكه امام صادق (عليه السلام ) فرمود:
اذا دخل اءحدكم على اءخيه فى رحله فليقعد حيث ياءمره صاحب الرحل ؛ فان صاحب الرحل اءعرف بعورة بيته من الداخل عليه .(393)
10. مقابل درى كه رفت و آمد زنان پيداست ننشيند.
11. ابتدا با نزديكترين كسى كه كنار او نشسته سلام و احوالپرسى كند.
12. درخواستى نكند كه ميزبان نتواند فراهم كند و شرمنده شود.
13. منزل را با خوشحالى ترك كند و اگر از موضوعى ناراحت شده از آن درگذرد.
14. بدون اطلاع ميزبان از خانه خارج نشود و در صورت امكان ، هر اندازه كه صاحب خانه مايل است در آنجا بماند.(394)
15. ميهمان بيش از سه روز در منزل ميزبان نماند، همان طور كه پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود:
الضيافة ثلاثة ايام فما زاد فهو صدقة .(395)
16. در پذيرايى تابع باشد، هر چه آوردند استفاده كند و بر ميزبان تكليف نكند كه بايد براى من فلان غذا يا فلان ميوه ... را آماده كنى . و از تحقير غذايى كه نزد او آورده اند بپرهيزد.
17. كارى كه باعث تنفر ديگران است انجام ندهد، مثلا دستش را در ظرف غذا داخل نكند. و باقى مانده لقمه اى را كه با دندان جدا كرد در ظرف نبرد خصوصا ظرف مشترك .(396) نيز در برابر ديگران دندانهايش را خلال نكند و آروغ نزند.
18. به غذا خوردن ديگران چشم ندوزد.
19. از آوردن همراه بدون اذن ميزبان خوددارى كند. امام صادق (عليه السلام ) فرمود: اذا دُعى احدكم الى الطعام فلا يستتبعن ولده فانه ان فعل اكل حراما، و دخل غاصبا.(397)
20. بيش از حد مقدار متعارف در منزل ميزبان نماند. قرآن مى فرمايد: فاذا طعمتم فانتشروا و لا مستاءنسين لحديث .(398)
21. از غذايى كه براى او آماده شده به قدر كافى بخورد و خجالت نكشد. در روايت است : علامت دوست داشتن برادر دينى بسيار خوردن نزد اوست .(399)
22. براى تصرف در وسايل ميزبان اجازه بگيرد، مانند استفاده از كتاب ، تلفن ، و...
23. نبايد براى ميزبان خرج تراشى كند. برخى با آوردن كمترين هديه بيشترين توقع را از ميزبان دارند.
18. حق الناس
توجه به حق الناس از مهمترين دستورهاى اسلامى است و طولانيترين آيه قرآن درباره حق الناس است .(400) در بسيارى از ابواب فقه سخن از حق الناس است : در نماز تاءكيد بر آن است كه لباس و مكان نمازگزار غصبى نباشد، در معامله و كسب سخن از رضايت طرفين است و... بحث از حق الناس است . مال و جان و عرض مسلمانان حرمت خاصى دارد و اگر تضييع شود تنها با ندامت و پشيمانى جبران نمى شود. امير مؤ منان على (عليه السلام ) يكى از شرايط توبه را اداى حقوق مردم ذكر نموده است .(401)
اگر كسى از راه حرام مالى به دست آورده بايد برگرداند و اگر آبروى كسى را برده بايد حلاليت بطلبد. براى اين منظور لازم است انسان براى رسيدگى به حقوق ديگران دفترى داشته باشد تا آنجا كه مى داند و مى تواند حقوق ديگران را ادا كند و اگر نمى تواند وصيت كند تا بعد از او بدهى اش را بدهند يا حلاليت بطلبند. نقل شده است كه پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) از يارانش سوال كرد: آيا مى دانيد مفلسان امت من چه كسانى هستند؟ گفتند: يا رسول الله ، مفلس ما كسى است كه پول و مال ندارد. حضرت فرمود:
المفلس من امتى من ياءتى يوم القيامة بصلاة و زكاة و صيام ، و ياءتى قد شتم هذا، و قذف هذا، و اءكل مال هذا، و سفك دم هذا، فيعطى هذا من حسنانه و هذا من حسناته ، و ان فنيت حسناته قبل اءن يقضى ما عليه اءُخذ من خطاياهم ، فطرحت عليه ، ثم طرح فى النار.(402)
از امام صادق (عليه السلام ): در تفسير آيه (ان ربك لبالمرصاد) آمده است : قنطره على الصراط لا يجوزها عبد بمظلمه .(403)
امام خمينى رحمه الله خطاب به فرزند خود مرقوم فرمودند:
پسرم ! سعى كن كه با حق الناس از اين جهان رخت نبندى كه كار بسيار مشكل مى شود سر و كار انسان با خداى تعالى كه ارحم الراحمين است بسيار سهل تر است تا سر و كار با انسانها. به خداوند تبارك و تعالى پناه مى برم از گرفتارى خود و تو و مومنين در حقوق مردم و سر و كار با انسانهاى گرفتار.(404)
همه احترام به حق الناس را به ظاهر مى پذيرند. اما در عمل بسيارى از حقوق مردم را تضييع مى كنند. در اينجا به چند نمونه از آنها اشاره مى شود:
بى اجازه در كتاب و دفتر و وسايل ديگرى تصرف كردن و كفش و دمپايى ديگرى را پوشيدن و سهل انگارى در اداى بدهى و امانت و عاريه و مزاحمتهاى گوناگون براى ديگران فراهم نمودن ، تصرف در مال مشترك بدون رضاى شريك ، تصرف در مال غير مخمس ، غيبت ، تهمت ، شايعه پراكنى ، توهين و ريختن آبروى ديگران .
19. آداب و حقوق همسايه
از آيات قرآن كريم و احاديث معصومين عليهم السلام بر مى آيد كه همسايه ، جايگاه خاصى دارد. خداوند متعال مى فرمايد: و اعبدوا الله و لا تشركوا به شيئا و بالوالدين احسانا و بذى القربى و اليتامى و المساكين و الجار ذى القربى و الجار الجنب ...(405)
در اين آيه ، حق تعالى پس از توصيه به بندگى و عبوديت و نفى شرك ، به احسان و نيكى به همسايگان دستور مى دهد و به دليل اهميت مساءله ، مطلب را باز كرده و بيان مى دارد: ((هم همسايه نزديك و هم همسايه دور.))
پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: ما زال جبرئيل (عليه السلام ) يوصينى بالجار حتى ظننت اءنه سيورثه .(406)
اميرالمؤ منين على (عليه السلام ) نيز در آخرين لحظه هاى عمر مبارك خود به رعايت حقوق همسايگان سفارش مى فرمود: الله الله ! فى جيرانكم ، فانهم وصيه نبيكم ، ما زال يوصى بهم حتى ظننا اءنه سيورثهم .(407)
نيز پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: من كان يؤ من بالله و اليوم الاخر فليكرم جاره فوق ما يكرم به غيره .(408) و من مات و له جيران ثلاثه كلهم راضون عنه غفر له .(409)
به پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) خبر دادند كه زنى روزها روزه مى گيرد و شبها عبادت مى كند و صدقه مى دهد و همسايه اش را با زبانش آزار مى دهد. فرمود: لا خير فيها، هى من اهل النار. قالوا: فلانة تصلى المكتوبه و تصوم شهر رمضان و لا تؤ ذى جارها. فقال رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ): هى من اهل الجنه .(410)
همچنين امام صادق (عليه السلام ) فرمود: حسن الجوار يزيد فى الرزق .(411) و حسن الجوار يعمر الديار و يزيد فى الاعمار.(412)
نيز رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود:
اءتدرون ما حق الجار؟ قالوا: لا، قال : ان استغاثك اءغثه ، و ان استقرضك اءقرضه ، و ان افتقر عدت اليه ، و ان اءصابه خير هناته ، و ان مرض عدته و ان اءصابته مصيبه عزيته و ان مات تبعت جنازته ، و لا تستطيل عليه بالبناء، فتحجب عنه الريح الا باذنه ، و اذا اشتريت فاكهه فاهدها له ، و ان لم تفعل فادخلها سرا، و لا يخرج بها ولدك يغيض بها ولده ، و لا تؤ ذه بريح قدرك الا اءن تغرف له منها.(413)
از امام كاظم (عليه السلام ) روايت شده است : ليس حسن الجوار كف الاذى ، و لكن حسن الجوار الصبر على الاذى .(414)
گرچه بسيار مناسب است كه همسايه ها همديگر را بشناسند و به ديدار يكديگر بروند تا از مشكلات يكديگر باخبر شوند، اما نبايد به حدى باشد كه آسايش همسايه از بين برود.
از ديگر وظايف همسايه ها رسيدگى به يكديگر است ، به طورى كه اگر يكى از آنها نياز به وسيله اى پيدا كرد، از اثاث منزل در اختيارش بگذاريم ، ولى نبايد براى هر چيزى در هر زمانى در خانه همسايه را بزنيم و موجبات ناراحتى او را فراهم كنيم .
همچنين همسايه نبايد در امور داخلى همسايه دخالت كند و اگر نياز به مشاوره شد، بهترين را را به آنان ارائه دهد.
20. آداب بيمار و عيادت
الف ) آداب بيمار
1. صبر و شكر در برابر بيمارى .
2. عدم شكوه و شكايت از بيمارى نزد ديگران .
3. پنهان كردن بيمارى تا سه روز.
4. صدقه دادن .
5. وصيت كردن به خيرات براى فقراى ارحام و ديگر فقرا.
6. اقرار به توحيد و ساير عقايد حقه در حضور مؤ منان .
7. حسن ظن به خدا.
ب ) آداب عيادت
عيادت بيماران يكى از وظايف دينى است . اين سنت مذهبى و الهى مانند هر كار ديگرى آدابى دارد كه اگر رعايت نشود چه بسا آثار بدى براى بيمار و اطرافيان داشته باشد. در اينجا به گوشه اى از آداب عيادت بيمار اشاره مى كنيم :
1. عيادت بيمار را با قصد قربت انجام دهيد.
2. با روحيه شاد بر بيمار وارد شويد.
3. بر بالين بيمار زياد سخن نگوييد.
4. در كنار بيمار سخنان اميدوار كننده بر زبان جارى كنيد.
5. از سخن گفتن در مورد مرگ و بيماريهاى خطرناك بپرهيزيد.
6. عوامل ايجاد كننده سر و صدا را به ويژه در بيمارستان از اطراف بيمار دور كنيد.
7. از توقف زياد بر بالين بيمار بپرهيزيد مگر آنكه خود او تمايل به ماندن شما داشته باشد.
8. از نگاهها و سخنان و حركاتى كه موجب نگرانى بيمار مى شود خوددارى كنيد.
9. نزد بيمار از نجوا و آهسته حرف زدن گرچه در مورد بيمار نباشد احتراز كنيد.
10. بيمار و اطرافيان او را آرامش دهيد.
11. براى بيمار هديه اى مناسب ببريد.
12. براى شفاى بيمار سوره حمد بخوانيد و صدقه بدهيد.
13. اگر بيمار بيمارى واگيردار دارد به او نزديك نشويد.
14. به هنگام عيادت بيمار منسوب به خود، از بيماران هم اتاقى او هم ديدن كنيد.
15. از دادن خبرهاى ناگوار به بيماران بپرهيزيد.
16. از وسايل و ظروف بيمار استفاده نكنيد.
17. چهره خود را شاد و باطراوت نشان دهيد، اگر چه وضع بيمار را نامناسب مى بينيد.
18. اگر كمكى از شما ساخته است در حد ممكن دريغ نكنيد.
19. زمان عيادت را طورى تنظيم كنيد كه براى بيمار و اطرافيان او مشكل آفرين نباشد.
فصل چهارم : آداب تعلم و دانش پژوهى
1. آداب تحصيل (415)
تحصيل علم ، آداب و شرايطى دارد كه در صورت ندانستن آنها يا عمل نكردن به آنها تلاش و كوشش طلبه ثمرى نخواهد داشت . طلبه براى آنكه از فرصت اندك تحصيلى بيشترين بهره را ببرد بايد آدابى را بداند و عمل كند. در اينجا به پاره اى از اين آداب اشاره مى كنيم :
1. طالب علم بايد نيت خود را تصحيح ، و قلبش را از هر گونه آلودگى و نيت پليد تصفيه كند تا براى پذيرش علم و حفظ و استمرار آن شايستگى پيدا كند. پاك سازى دل براى تحصيل همانند پاك سازى زمين براى كشت و زرع است و بذر دانش در دل انسان بدون تطهير رشد نمى كند.
2. مداومت بر تحصيل و مطالعه از ديگر آداب تحصيل است . طالب علم نبايد خود را به مسائلى سرگرم كند كه به تحصيل ارتباطى ندارد. به عبارت ديگر طلبه بايد يكدل باشد.
تحصيل دوام خواهد و جد و طلب پيوسته به روز درس و تكرار به شب
طاعات و رياضات و عبادات و ادب بى اين همه ، تحصيل محال است و عجب
يكى از شاگردان علامه شعرانى رحمه الله مى فرمود:
روزى از روزهاى زمستان كه برف سنگين مى باريد براى حضور در مجلس ‍ درس دودل بودم ، هم به لحاظ مراعات حال استاد و هم حال خودم . سرانجام روى شوق تحصيل به راه افتادم تا به در خانه استاد رسيدم . مدتى كنار در خانه مكث كردم . سپس كوبه در را زدم . چون به حضور استاد رسيدم عذرخواهى كردم كه در چنين سرماى سوزان مزاحم شدم . استاد فرمود: از مدرسه تا بدين جا كه آمدى آيا گدايانى كه روزهاى گذشته در كنار خيابانها و كوچه ها مى نشستند و گدايى مى كردند، امروز تعطيل كرده بودند؟ عرض ‍ كردم : بازار كسب و كار آنان در چنين روزهايى گرم است . فرمود: ((وقتى گداها دست از كارشان نكشيدند ما چرا تعطيل كنيم ؟))
هنگامى كه در خدمت آيه الله شعرانى بودم در طول سال تعطيلى نداشتيم . بنده يادم نمى رود سالى بر ما گذشت كه دو روز را تعطيل كرديم : يكى روز عاشورا بود و ديگر روز شهادت حضرت امام مجتبى (عليه السلام )، و بقيه روزها را درس خوانديم . چه بسا پيش آمده بود كه بين الطلوعين خدمت ايشان مى رفتم و همچنان درس ادامه داشت تا اينكه مى ديدم اذان ظهر را مى گويند.
در روزى برفى عده اى از شاگردان آيه الله آخوند ملا على معصومى همدانى قدس سره در درس استاد حاضر نشده بودند. استاد سوال كردند: چرا عده اى در درس حاضر نشده اند. برخى از طلاب گفتند: چون برف زيادى باريده است آنان نتوانسته اند بيايند. استاد فرمود: ((آيا كسبه و مغازه دارها هم سر كسب و كارشان نيامده اند؟))
مرحوم آيه الله بروجردى قدس سره روزى در جلسه درس به مناسبتى فرمودند:
من از اول تحصيل يك شغل داشتم و آن تحصيل بود تا به اينجا رسيده ام ، اما شما چندين شغل داريد كه يكى از آنها تحصيل است و همه كارها را هم بر تحصيل مقدم مى داريد، با اين حال به كجا خواهيد رسيد!
آيه الله اراكى رحمه الله مى گويد:
آيه الله حاج شيخ عبدالكريم حايرى رحمه الله مى فرمود: طلبه بايد ((اعمى مسلك )) و ((بى قيد و ساده )) باشد، اگر بخواهد به شرط شى ء و اخصى باشد و بگويد حتما بايد غذايم ، لباسم ، منزلم آن چنان باشد، كارش ‍ لنگ است . بايد اعمى باشد، هر پيشامدى كه شد نبايد درسش را رها كند. خود حاج شيخ هم اعمى مسلك بود. تنها پيشامدها و ناملايمات دينى به او صدمه مى زد.(416)
3. طلبه بايد تعطيلى را تعطيلى نداند بلكه تغيير شكل برنامه تحصيلى بداند و به نحو احسن از آن استفاده كند.
4. طلبه بايد از گذران بيهوده وقت در امور غير ضرورى بپرهيزد. مانند صرف وقت مفيد خود براى حل جدول ، ديدن فيلم ، سريال ، بازى فوتبال و شركت در جلسات غير ضرورى .
5. طلبه بايد داراى همتى بلند و اراده اى قوى باشد. زيرا آدمى با بال همت پرواز مى كند.
6. موانع كسب علم را از خود دور كند؛ موانعى همچون مهمانى رفتن و مهمانى دادنهاى بيش از اندازه ، معاشرتها و رفت و آمدها و اشتغالات مادى .
7. تا آنجا كه ضرورت ايجاب نكرده از تشكيل خانواده خوددارى كند تا بتواند به راحتى به تحصيلات خود ادامه دهد.
8. نوشتند مطالب يكى از راههاى يادگيرى و حفظ معلومات است . شاگردان ائمه عليهم السلام قلم و كاغذ همراه خود داشتند و سخنان ائمه را مى نوشتند. طلبه نبايد هيچ نكته سودمندى را كه به آن برخورد كرد، ناچيز بشمارد، بلكه بايد به نگارش و حفظ آن مبادرت ورزد.
9. بايد در قيام به شعائر دينى و عمل به ظواهر احكام ، از قبيل شركت در نماز جماعت ، نماز اول وقت ، پاى بند و مراقب باشد.
10. بايد درس و بحث و مطالعه اش منظم و روى حساب باشد. امام خمينى رحمه الله افزون بر اينكه خود منظم بود از اينكه طلبه اى بى نظم به درس ‍ حاضر مى شد به شدت ناراحت مى شد و مى فرمود: ((من نمى گويم به درس من بياييد ولى اگر مى خواهيد بياييد منظم بياييد.))
11. طلبه بايد به آنچه فرا مى گيرد عمل كند. امام صادق (عليه السلام ) فرمود:
تعلموا ما شئتم اءن تعلموا، فلن ينفعكم الله بالعلم حتى تعملوا به ؛ لاءن العلماء همتهم الرعايه ، السفهاء همتهم الروايه .(417)
علم چندان كه بيشتر خوانى چون عمل در تو نيست نادانى
نه محقق بود نه دانشمند چارپايى بر او كتابى چند
عالم بى عمل همچون درخت بى ثمر است .
عالم بى عمل گرسنه اى است كه روى گنج خوابيده باشد.
عالم بى عمل تشنه اى است در كنار دريا.
عالم بى عمل كسى است كه كارت ورود دارد ولى پاى ورود ندارد.
12. طلبه بايد اوقات و فرصتهاى شبانه روزى خود را طبق برنامه تحصيلى خود تقسيم كند؛ زيرا برنامه روزانه داشتن و تقسيم اوقات ، موجب بركت و ازدياد عمر علمى و فرصتهاى تحصيلى مى شود.
طالب علم بايد با بهره گيرى درست و بجا لحظه هاى خود را برپا سازد. كسانى كه امام خمينى قدس سره را از جوانى تا آخرين روزهاى حيات پربركتشان درك كرده اند حتى يك ساعت بيكارى يا وقت كشى در زندگى ايشان سراغ ندارند. ايشان براى هر ساعتى برنامه اى داشتند، حتى فرصتهاى كوتاه ، مثلا در فاصله بعد از نماز ظهر و عصر تا صرف ناهار قرآن مى خواندند.
علم نافع
حضرت على (عليه السلام ) در سفارش به امام حسن (عليه السلام ) فرمود: و اعلم اءنه لا خير فى علم لا ينفع ، و لا ينتفع بعلم لا يحق تعلمه .(418)
و پيامبر در دعاهايش از علم غير نافع به خدا پناه مى برد: ((اللهم انى اعوذ بك من علم لا ينفع ))(419)
ما دو گونه علم داريم : علم نافع و علم زيان آور. چنين نيست كه مطلق علم آموختن يا مطلق عالم شدن مطلوب و ممدوح باشد. آموختن علم نافع ممدوح است و آموختن علم غير نافع مذموم . يكى از مصاديق مهم علم غير نافع ، علمى است كه آدمى به آن عمل نكند، حتى اگر ظاهر آن علم شريف و محترم باشد. علمى ، كه در كتابها نوشته شده يا در اذهان است ، چندان مورد توجه نيست مهم احوال شخص عالم است . عالمى كه عامل به علم خود نيست ، موجود خيرى نيست . از سوى ديگر شخصى كه علم اندكى دارد اما به همان اندك عمل مى كند موجود خيرى است . علمى كه به آن عمل نشود بيش از هر چيز منجر به خودبينى مى شود. چنين علمى به جاى اينكه شخص را سبك كند، سنگين خواهد كرد و به جاى اينكه او را آماده پرواز كند بيشتر به زمين مى چسباند.
علمهاى اهل دل حمّالشان علمهاى اهل تن احمالشان
علم چون بر دل زند يارى شود علم چون بر تن زند بارى شود(420)
شيخ بهايى رحمه الله درباره علم مفيد چنين سروده است :
علمى بطلب كه تو را فانى سازد ز علايق جسمانى
علمى بطلب كه به دل نور است سينه ز تجلى آن طور است
علمى كه از آن چو شوى محفوظ گردد دل تو لوح المحفوظ
علمى بطلب كه كتابى نيست يعنى ذوقيست خطابى نيست
علمى بطلب كه نمايد راه وز سر ازل ، كندت آگاه
علمى بطلب كه جدالى نيست حالى است تمام و مقالى نيست
علمى كه مجادله را سبب است نورش ز چراغ ابولهب است
علمى كه دهد به تو جان نو علم عشق است ، ز من بشنو
به علوم غريبه تفاخر چند؟ زين گفت و شنود، زبان در بند
سهل است نحاس ، كه زر كردى زر كن مس خويش ، اگر مردى
بگذر ز همه به خودت پرداز كز پرده برون نرود آواز
عشق است كليد خزاين جود سارى در همه ذرات وجود
غافل تو نشسته به محنت و رنج و اندر بغل تو كليد گنج
جز حلقه عشق ، مكن در گوش از عشق بگو، در عشق بكوش
آن علم ، ز تفرقه برهاند آن علم ، تو را ز تو بستاند
آن علم ، تو را ببرد به رهى كز شرك خفى و جلى برهى
آن علم ، ز چون و چرا خالى است سرچشمه آن على عالى است
ساقى ! قدحى ز شراب الست كه نه خستِش پا، نه فشردِش دست
در ده به ((بهايى )) دل خسته آن دل به قيود جهان بسته
تا كنده جاه ، ز پا شكند وين تخته كلاه ، ز سر فكند(421)

next page

fehrest page

back page