12- اجتماع براى دعا. جاهايى كه دعا كردن از ريا و خودنمايى ايمن باشد، بهتر است به صورت دسته جمعى باشد؛ زيرا در
قبول آن موثرتر است . امام صادق (عليه السلام ) فرمود: كان ابى (عليه السلام ) اذا حزنه اءمر جمع النساء و الصبيان ثم دعا و اءمنوا(234
)
13- حسن ظن داشتن به اجابت دعا. امام صادق (عليه السلام ) فرمود: هرگاه دعا كردى از عمق
دل توجه كن و گمان تو اين باشد كه حاجتت بر در خانه است .(235)
14- دعا كردن در زمانها و احوال مناسب . برخى از زمانها و احوالى كه دعا كردن در آنها به اجابت نزديكتر است ، عبارتند از: دعا بعد از نمازهاى واجب
، هنگام اذان ، اول ظهر، هنگام قرائت قرآن ، در نماز وتر، سحرها و بعد از سپيده صبح . دعا كردن بويژه در سحرگاهان از اهميت خاصى برخوردار
است .
عمر بن اذينه مى گويد: از امام صادق (عليه السلام ) شنيدم كه فرمود:
ان فى الليل ساعه ما يوافقها عبد مسلم ثم يصلى و يدعو الله عز و جل فيها، الا استجاب الله تعالى له فى
كل ليله . قلت : اصلحك الله و اءى ساعه هى من الليل ؟ قال : اذا مضى نصف
الليل ، و بقى السدس الاول من اءول النصف .(236)
15- اصرار و پافشارى در دعا. از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم )
نقل شده است : رحم الله عبدا طلب من الله حاجه فاءلح فى الدعا، اءستجيب له اءو لم يستجيب له (237) همچنين پيامبر (صلى الله عليه و آله و
سلم ) فرمود: ان الله يحب السائل اللحوح (238) امام صادق (عليه السلام ) فرمود: خداوند خوش ندارد كه مردم در حاجتهاى خود به
يكديگر اصرار كنند، ولى پافشارى و اصرار و خواهش از خود را دوست دارد.(239)
|
دست از طلب ندارم تا كام من برآيد | |
يا جان رسد به جانان يا جان ز تن برآيد |
16- دعا كردن با گريه و زارى . خدا دوست دارد انسان در درگاه او خشوع كند و اوج خشوع ، لرزش
دل انسان در برابر خدا و حاصل آن اشك و آه است . قرآن بندگان خوب خود را چنين وصف مى كند: و يخرون للاذقان يبكون و يزيدهم خشوعا(240
)
17- به زبان آوردن حاجت يكى ديگر از آداب دعاست . امام صادق (عليه السلام ) فرمود: ان الله تبارك و تعالى يعلم ما يريد العبد اذا دعاه ولكن
يحب ان يبث اليه الحوائج .(241)
18- دعا بايد استمرار داشته باشد؛ همچون دعاهاى كميل ، ندبه ، دعاى عهد.
19- صحيح خواندن دعا. گاهى آنها كه عهده دار خواندن دعا هستند، دعا را اشتباه مى خوانند به طورى كه معناى دعا عوض مى شود.
مرحوم آيه الله حاج سيد مهدى روحانى قدس سره در نوشته اى با عنوان ((اءدب الدعاء)) مى نويسد:
المستفاد مما ورد عن اهل بيت العصمه عليهم السلام اءنه ينبغى للداعى اءن يبتداء دعاءه بالبسمله ، ثم يحمد الله على نعمه و آلائه و يشكره تعالى
عليها، ثم يصلى على النبى و آله صلى الله عليهم و يستغفر الله لذنوبه و يستعيذ بالله من ذنوبه . و عن اميرالمؤ منين (عليه السلام ): ((ان
المدحه قبل المساله ، فاذا دعوت الله عز و جل فمجده . قال السائل : كيف امجده ؟
قال (عليه السلام ): تقول : يا من هو اءقرب الىّ... و كيفيته على ما سنذكره . و عن الصادق (عليه السلام ): من
قال (الدعاء الآتى ) ثلاث مرات استجيب له . ثم يختم الدعاء بقوله : ما شاء الله (على من سنذكره ) وليكن آخر دعائه الصلاه على محمد و
آل محمد (صلوات الله عليه و عليهم اجمعين ).
و لعل الصوره الاتيه جامعه لما اءمروا عليهم السلام به : بسم الله الرحمن الرحيم . الحمد لله على نعمائه و آلائه كما هو اهله ، و نشكره معترفين
بالعجز من شكره . اللهم صل على محمد و آل محمد كاءفضل ما صليت على ابراهيم و
آل ابراهيم ، انك حميد مجيد. ربنا اننا ظلمنا انفسنا، فان لم تغفر لنا و ترحمنا لنكونن من الخاسرين . ربنا اننا نستغفرك لذنوبنا فاغفر لنا و
نستعيذك من سيئاتنا فاءعذنا. يا من هو اءقرب الىّ من حبل الوريد. يا من يحول بين المرء و قلبه ، يا من هو بالمنظر الاعلى ، يا من ليس كمثله شى ء و
يقول ثلاث مرات : يا من يفعل ما يشاء و لا يفعل ما يشاء اءحد غيره ثم يدعو الله تعالى و يذكر حوائجه ، و بعدها
يقول : ما شاء الله كان و ما لم يشاء لم يكن ، و صلى الله على محمد و آله الطاهرين .(242)
15- آداب ورود به قبرستان
1- با وضو وارد قبرستان شويد.
2- در آغاز ورود سلام قبرستان را بخوانيد: السلام على اهل لا اله الا الله ...
3- از روى قبرها نرويد.
4- در قبرستان حرف دنيا نزنيد.
5- در قبرستان نخنديد.
6- از حال اموات عبرت بگيريد و به ياد آخرت باشيد.
7- روى قبر يا موازى قبر نماز نخوانيد.
8- موقع خواندن فاتحه رو به قبله بنشينيد و دست روى قبر بگذاريد.
9- براى اموات صدقه و خيرات بدهيد.
10- روى قبر ننشينيد.
16- آداب انفاق كننده
انفاق و بخشش يكى از مستحبات است . در اينجا به برخى از آداب انفاق اشاره مى كنيم :
1- وقتى قصد كرد كه مالى را در راه خدا انفاق كند، بداند كه شيطان از او دور شده است لذا زود انفاق كند و فرصت را غنيمت شمارد كه در تاخير آن ،
آفات بسيارى وجود دارد.
2- قبل از اينكه كسى سوال كند، به او انفاق كند و آبروى او را حفظ كند و نگذارد كه او مجبور به
سوال كردن شود؛ زيرا آنچه بعد از سوال داده مى شود، قيمت آبرويى است كه از
سائل ريخته مى شود.
حضرت صادق (عليه السلام ) فرمود:
براى مردى اميرالمؤ منين (عليه السلام ) پنج بار شتر خرما فرستاد و او شخصى آبرومند بود كه جز از على (عليه السلام ) از ديگرى درخواست
نمى كرد. يك نفر خدمت حضرت بود گفت : يا على آن مرد از شما تقاضايى نكرد، و از پنج بار شتر يكى او را كفايت مى نمود ايشان فرمودند: لا
كثر الله فى المؤ منين مثلك ، من مى بخشم و تو بخل مى ورزى ، اگر به كسى كمك كنم بعد از آنكه
سوال نمايد، در اين صورت آنچه به او داده ام قيمت همان آبرويى است كه ريخته و سبب آبروريزى او شده ام .(243)
3- در وقت صدقه دادن ، تواضع و فروتنى كند. امام باقر (عليه السلام ) مى فرمود: سمّوهم باءحسن اءسمائهم .(244)
4- صدقات خود را در اوقات با فضيلت ، مثل جمعه ، عيد غدير، ماه ذى الحجه يا ماه رمضان بپردازد. عن ابى عبدالله (عليه السلام ): كان ابى
(عليه السلام ) يتصدق كل جمعه بدينار، و كان يقول : الصدقه يوم الجمعه تضاعف
لفضل يوم الجمعه على غيره من الايام (245)
5- صدقات واجب را آشكارا بدهد، اما صدقات مستحب را پنهان دادن بهتر است .
6- از منت نهادن احتراز كند. خداوند مى فرمايد: يا ايها الذين آمنوا لا تبطلوا صدقاتكم بالمن و الاذى ...(246) و عن
رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ) من اصطنع الى اخيه معروفا فامتن به احبط الله عمله و ثبت وزره و لم يشكر له سعيه ...(247) ان الله
كره لى ست خصال و كرهتها للاوصياء من ولدى و اتباعهم من بعدى ... المن بعد الصدقه .(248)
اما راه دورى از منت نهادن آن است كه انفاق كننده بداند دست فقير در گرفتن صدقه ، نايب دست خداست و آنچه به فقير مى رسد،
اول به دست خدا رسيده است . صدقه دهنده ، دست خود را بر بالاى دست فقير نگيرد، بلكه دست خود را بگشايد تا فقير بردارد تا دست او كه نايب
دست خداست ، بالا باشد.
7- آنچه را به فقير مى پردازد، به نوعى باشد كه باعث ذلت فقير نگردد، مثلا اگر دادن
پول نقد به او باعث شرمسارى وى مى شود، مى تواند كالا بدهد و آن را هديه نام نهد. عن اسحاق بن عمار
قال :
قال لى ابوعبدالله (عليه السلام ): يا اسحاق ! كيف تصنع بزكاه مالك اذا حضرت ؟
قال : ياءتونى الى المنزل فاءعطيهم ، فقال لى : ما اءراك يا اسحاق الا قد اءذللت المؤ منين ، فاياك ؟ اياك ان الله تعالى
يقول : من اءذل وليا فقد اءرصد لى بالمحاربه .(249)
8- آنچه را در راه خدا مى دهد، بزرگ نشمارد و يقين نكند كه خدا را از خود راضى كرده است .
9- آنچه را انفاق مى كند، از بهترين مال و باارزشترين آنها باشد، چنانكه خداوند در قرآن مى فرمايد: يا ايها الذين آمنوا انفقوا من طيبات ما كسبتم
...(250)
10- اگر توان داشته باشد، به اندازه اى به فقير بدهد كه رفع فقر از او شود، و غنى گردد.
11- بعد از صدقه دادن ، دست خود را ببوسد؛ چون در واقع با خدا معامله كرده است : كان زين العابدين (عليه السلام )
يقبل يده عند الصدقه . فقيل له فى ذلك . فقال : انها تقع فى يد الله قبل اءن تقع فى يد
السائل .(251) و عن ابى عبدالله (عليه السلام ): ما من شى ء الا وكل به ملك الا الصدقه ؛ فانها تقع فى يد الله تعالى .(252)
12- وقتى به فقير چيزى داد، از او طلب دعا كند، زيرا دعاى فقير در حق او مستجاب مى شود. حضرت سجاد (عليه السلام ) به خادم خود مى فرمود:
چون به سائل چيزى دادى ، بگو دعا كند.(253)
13- در انفاق ، استحقاق را منظور دارد.(254)
14- ترتيب فقرا و مستحقين را ملاحظه كند و كسانى را كه ثواب عطا به آنان بيشتر است ، مقدم دارد. همچنين عطا به
اهل تقوا و علم و صاحبان ايمان كامل را مقدم بدارد.
17- آداب انفاق شونده
براى كسى كه صدقه مى گيرد، در روايات آدابى ذكر شده است :
1- براى چيزى كه بدان نياز ندارد، سوال نكند و آنچه را كه گرفت ، در آن اسراف نكند و فقط به اندازه ضروريات زندگى خود بخواهد.
2- بعد از آن كه چيزى را گرفت ، شكر خداوند را به جا آورد، حق انفاق كننده را بشناسد و او را دعا كند. از معصوم
نقل شده است : اذا اعطيتموهم فلقّنوهم الدعاء فانه يستجاب الدعاء لهم فيكم و لا يستجاب لهم فى اءنفسهم (255) امام كاظم (عليه السلام )
فرمود: لا تحقروا دعوه اءحد؛ فانه يستجاب لليهودى و النصرانى فيكم و لا يستجاب لهم فى اءنفسهم .(256)
3- هر چه را به او بدهند كوچك نشمارد و انفاق كننده را مذمت نكند مسمع بن عبدالملك گويد:
در منى خدمت حضرت صادق (عليه السلام ) بوديم سائلى آمد و تقاضاى كمك كرد. حضرت فرمود: خوشه انگورى به او بدهيد، خوشه را به او
دادند. گفت : اگر درهمى باشد مى گيرم . حضرت فرمود: يسع الله عليك .
سائل رفت و براى مرتبه دوم برگشت ، گفت : همان خوشه انگور را بدهيد، حضرت صادق (عليه السلام ) به او چيزى نداد و فرمود: خداوند تو را
وسعت عنايت كند. فقير ديگر آمد. امام (عليه السلام ) سه دانه از انگورها را برداشت و به او داد.
فقير گرفت ، گفت : الحمد لله رب العالمين الذى رزقنى . حضرت فرمود بايست . آنگاه دو دست خود را پر از انگور كرد و به او داد. باز گرفت و
گفت : الحمد لله رب العالمين . فرمود بايست رو به غلام خود نمود و پرسيد: از درهم چيزى پيش تو هست ؟ به طورى كه ما حدس زديم نزديك بيست
درهم همراه غلام بود، همان را به سائل داد. اين مرتبه گرفت و گفت : الحمد لله هذا منك وحدك لا شريك لك . باز حضرت صادق (عليه السلام )
فرمود: بايست . فقير جاى خود ايستاد و حضرت (عليه السلام ) پيراهن از تن بيرون كرد و به او داد. فرمود: اين را بپوش اين بار گرفت و گفت
: الحمد لله الذى كسانى و سترنى ، يا اباعبدالله او قال : جزاك الله خيرا. فقط همين دعا را براى حضرت (عليه السلام ) نموده و از آن
محل رفت ، ما با خود گمان كرديم كه اگر فقير براى حضرت دعا نمى كرد و در هر مرتبه فقط خدا را حمد و ستايش مى نمود حضرت هم به او چيزى
مى داد.(257)
4. از كسانى كه از حرام احتراز نمى كنند، چيزى قبول نكند.
5. آشكارا درخواست نكند.
6. چيزى را كه گرفت ، آشكار نكند، تا آبرويش نرود، مگر اينكه غرض از اظهار، شكرگزارى و اظهار فروتنى باشد.(258)
فصل سوم : آداب اجتماعى
1. آداب و اهميت سلام و تحيت
از آيات (259) و روايات (260) برمى آيد كه ((سلام )) تحيت مخصوص و شعار شريعت اسلامى است . خداوند
متعال ، پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) را به اين سنت پسنديده موظف كرده و فرموده است :
و اذا جاءك الذين يومنون باياتنا فقل سلام عليكم ...(261)
پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) در سيره عملى خود، مروج اين سنت پسنديده و انسانى بود و در سلام بر مسلمانان پيش دستى مى كرد، تا آنجا
كه از سلام كردن به كودكان نيز خوددارى نمى ورزيد و مى فرمود: ((پنج چيز است كه آنها را انجام مى دهم تا پس از من در ميان امتم سنت شود:
يكى از آنها سلام به كودكان است .))(262)
شايسته است مسلمانان نيز به اين شعار اسلامى عمل كنند و هنگام ديدار برادر دينى ، با سلامى آرام بخش ، آنان را مسرور و روابط اجتماعى خود را
محكم كنند، چنانكه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) سفارش مى كند: اذا تلاقيتم فتلاقوا بالتسليم ...(263)
((تحيت )) از ماده حيات و در حقيقت نوعى دعا و درخواست ادامه زندگى براى مخاطب است . گويا در
اصل ، رسم بر اين بوده كه در برخوردها و ملاقاتها براى اداى احترام به يكديگر مى گفتند: ((حيّاك الله )) و به تعبير فارسى ((زنده
باشى )) چنانكه در شعارها هم ((زنده باد)) مى گويند. كلمه تحيت در
اصل ، به معناى گفتن همين جمله حياك الله يا زنده باد است ؛ اما بعدها توسعه داده شده و اصطلاحا به هر سخنى كه در برخوردها براى اداى احترام
گفته مى شود بلكه به هر عملى كه به منظور اداى احترام انجام شود، كلمه تحيت اطلاق شده است . در فرهنگ و آداب اسلامى تحيت در ملاقاتها چيزى
جز سلام نيست . از اين رو، در آيات متعدد قرآن كريم كلمه تحيت همراه با كلمه سلام آمده است .(264)
اهميت سلام :
سلام كردن در فرهنگ اسلامى از نشانه هاى تواضع شمرده شده است . سلام دهنده خود را در سطح همكيشان خود مى بيند، براى خويش ، شخصيت كاذب
و دروغين نمى سازد و خود را يك سر و گردن بالاتر از ديگران نمى بيند، به آسانى با آنان انس مى گيرد، با صفا و صميميت با آنها ديدار مى
كند و بدين وسيله به تكبر و خودبزرگ بينى دچار نمى شود. امام صادق (عليه السلام ) مى فرمايد: من التواضع ان تسلم على من لقيت (265
)
سلام ، روح اخوت و برادرى را در جامعه اسلامى حكم فرما مى كند، از اين رو، بيشترين پاداش ، از آن كسى است كه ابتدا به ديگرى سلام كند،
اميرالمؤ منين عليه افضل صلوات المصلين مى فرمايد: للسلام سبعون حسنه تسع و ستون للمبتدى و واحده للراد(266) پس سلام كننده به
رحمت الهى نزديكتر و از عنايت بيشترى برخوردار است . رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) مى فرمايد: ان من موجبات المغفره
بذل السلام و حسن الكلام (267) و نيز ان اولى الناس بالله و برسوله من بدا بالسلام (268)
مسلمانان بر اساس تعاليم اسلامى ، موظفند در ديدار با برادران دينى ، قبل از شروع به سخن ، به آنان سلام كنند. بر اين اساس ، كسى كه
قبل از سلام ، شروع به سخن كند، شايسته پاسخ نيست . رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) مى فرمايد: من بداء بالكلام
قبل السلام فلا تجيبوه (269)
به طور كلى ، سلام كردن ، كمترين ابراز احترام و محبت هر مسلمان ، به ديگران است و كارى بى دردسرتر و بى زحمت تر از آن نيست .
حال اگر كسى آن قدر به برادر دينى خود بى اعتنا و بى توجه باشد كه حتى از سلام كردن هم دريغ ورزد، آيا مى توان براى اين حالت او نامى
جز بخل گذاشت ؟ رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) مى فرمايد: ان
ابخل الناس من بخل بالسلام (270)
آداب سلام :
سلام كردن مانند هر سنت اسلامى ، داراى آدابى است كه رعايت آنها، تاثير آن را بيشتر مى كند. برخى از آنها عبارتند از:
الف ) چه كسى سلام كند؟ پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: كوچك به بزرگ ، يك نفر به دو نفر، گروه اندك به گروه بسيار،
سواره به پياده ، عابر به ايستاده و ايستاده به نشسته سلام كند.
ب ) افشاى سلام : از آنجا كه سلام از شعارهاى اسلامى است و مسلمانان بدان شناخته مى شوند، افشاى سلام اهميت خاصى پيدا مى كند. پيامبر خدا
(صلى الله عليه و آله و سلم ) مى فرمايد: الا اخبركم بخير اخلاق اهل الدنيا والاخره ؟ قالوا: بلى يا
رسول الله ، فقال : افشاء السلام فى العالم .(271)
ج ) پاسخ شايسته : هر چند سلام كننده با آغاز به سلام ، بيشترين ثواب را به خود اختصاص مى دهد، ليكن طرف
مقابل نيز بايد پاسخ شايسته بدهد. قرآن كريم مى فرمايد: و اذا حُيِّيتم بتحيه فحيوا باحسن منها اءو ردوها.(272)
د) تساوى در سلام : مسلمان نبايد در سلام ، تفاوتى ميان افراد از جهت دارايى و فقر
قائل شود. امام رضا (عليه السلام ) مى فرمايد: من لقى فقيرا مسلما فسلم عليه خلاف سلامه على الغنى ، لقى الله
عزوجل يوم القيامه و هو عليه غضبان (273)
ه ) پرهيز از افراط و تفريط: نكته ديگر ميانه روى در اسلام است . گاهى سلام به قدرى همراه با احترام است كه بيشتر به تظاهر و ريا و
چاپلوسى مى ماند و گاهى نيز به تناسب موقعيت معنوى افراد، سلام مناسبى به آنها داده نمى شود كه هر دو نارواست ، بايد به تناسب موقعيت
معنوى ، هر كس به او سلام كرد. اگر سلام فقط احترام ظاهرى باشد و در دل ، به مومنان ارادت نداشته باشيم ، اين نفاق و دورويى است . نيز اگر
به آنها بى اعتنايى كنيم و در حد ارادت قلبى ، به شايستگى سلام ندهيم ، كوتاهى كرده ايم . پس شايسته است كه حد هر كسى مراعات ، و از
افراط و تفريط در سلام پرهيز شود. اميرالمؤ منين على (عليه السلام ) مى فرمايد: لا تبلغ فى سلامك على الاخوان حد النفاق ، و لا تقصرهم عن
درجه الاستحقاق (274)
سلام ممنوع :
در فرهنگ اسلامى سلام كردن به چند گروه مكروه است :
1- سلام كردن به كسانى كه از جرگه دين و ملت و مسلمانان ، خارجند؛ زيرا سلام به آنها ممكن است به معناى تاييد دين و آيين نادرست آنها باشد،
البته اگر انسان بتواند با سلام كردن و ابراز محبت ، آنها را به راه راست هدايت كند، چنانكه در سيره اولياى دين ، چنين مواردى ديده مى شود،
شايسته است در هدايت آنها كوتاهى نكند.
در حالت عادى ، نبايد به غير مسلمانان سلام ، و با آنها دوستى برقرار كرد، مگر اينكه آنها خود ابتدا سلام كنند كه در اين صورت پاسخ لازم است
، آن هم به صورت ((عليكم )) نه ((سلام )) يا ((سلام عليكم ))
رسول گرامى اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: لا تبدووا اهل الكتاب بالسلام فان سلموا عليكم فقولوا عليكم (275)
2- كسانى كه به سبب كارهاى ناشايست و نامشروع ، لياقت دوستى و سلام برادران و خواهران دينى خود را ندارند، مانند افراد شراب خوار، قمار
باز، رباخوار و متجاهر به فسق ؛ يعنى كسانى كه آشكارا، مرتكب كارهاى خلاف مى شوند...(276)
شايد سلام و احوال پرسى با اين افراد نوعى تاييد اعمال زشتشان محسوب شود. از اين رو، شايسته است كه هر مسلمانى براى جلوگيرى از فساد،
گناه و اعمال زشت و نامشروع ، از سلام به اين افراد خوددارى ، و با چهره اى گرفته و نگاهى نامهربان با آنها برخورد كند. اين كمترين كارى
است كه در حق تبهكاران مى توان انجام داد. مگر اينكه سلام و احوالپرسى در هدايت آنها موثر باشد و انسان بخواهد آنها را با اين شيوه امر به
معروف و نهى از منكر كند.
3- گاهى مخاطب ، فردى است كه شايد سلام به او مفسده آميز باشد و يا تاثير نامطلوبى بر روحيه معنوى بگذارد، مانند سلام كردن به زن جوان .
امير مومنان (عليه السلام ) از سلام كردن به زنان جوان پرهيز مى كرد و مى فرمود: اءتخوف ان يعجبنى صوتها
فيدخل على اءكثر مما اطلب من الاجر.(277) گرچه ساحت مقدس آن حضرت ، بسى برتر از وهم و انديشه ماست و حتى تصور گناه در ذهن چنين
انسان بلند مرتبه اى خطور نمى كند، اما براى حفظ آن مقام معنوى و توجه شديد به حضور خدا و تذكر دادن به ديگران كه چنين موقعيتى براى آنها
مى تواند خطر آفرين باشد، چنين شيوه اى را برگزيد.
4- سلام به بعضى به جهت اشتغال به برخى كارها و دشوار بودن جواب سلام در آن
حال نهى شده است ، مانند سلام به نمازگزار.(278) چون جواب سلام ، واجب است و افرادى كه
مشغول نماز هستند، با جواب به مشكل مى افتند و دست كم ، جواب موجب حواس پرتى آنها مى شود و حضور قلب آنها را از بين مى برد. همچنين است
سلام كردن در حال استحمام ، تخلى و يا هر كار ديگرى چون مسواك زدن كه جواب سلام ،
مشكل است يا مناسب وضعيت جواب دهنده نيست .
جواب سلام :
از آداب معاشرت در اسلام ، جواب سلام است كه از يك نظر اهميت بيشترى از سلام دارد. قرآن كريم مى فرمايد: و اذا حييتم بتحيه فحيوا باءحسن
منها او ردوها ان الله كان على كل شى ء حسيبا(279) تحيتى كه شعار اسلام شده سلام است و گفتن آن مستحب ، اما جواب دادن به آن واجب است .
پاسخ هر تحيتى در آداب و فرهنگ اسلام بايد كامل
تر از آن و يا دست كم مطابق آن باشد، مثلا اگر كسى بگويد: سلام عليكم در پاسخ او بايد گفت : سلام عليكم و رحمه الله و يا اگر بگويد سلام
عليكم و رحمه الله در پاسخ او بايد گفت : سلام عليكم و رحمه الله و بركاته .
2- آداب برخوردها
در برخوردها چيزى به زيبايى و جذابيت ادب نمى رسد؛ بايد آن را به كار بست تا روابطى سالم و احترام آميز در ميان افراد، حاكم شود. در اينجا
اهم آداب برخورد را ذكر مى كنيم :
الف ) سلام و مصافحه :
پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: اذا التقيتم فتلاقوا بالتسليم و التصافح و اذا تفرقتم فتفرقوا بالاستغفار.(280)
ب ) روى گشاده :
اميرالمؤ منين على (عليه السلام ) فرمود: اذا لقيتم اخوانكم ... و اءظهروا لهم البشاشه .(281)
در سيره پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) آمده است : كان رسول الله دائم البشر،
سهل الخلق ، لين الجانب .(282)
ج ) زيباگويى :
از آداب برخورد، سنجيده و زيبا سخن گفتن است . قرآن مى فرمايد: (قولوا للناس حسنا.)(283)
د) ظاهر آراسته :
لازم است انسان با پوشش مناسب و با ظاهرى آراسته و بوى خوش برادر دينى خود را ملاقات كند.
ه ) رعايت ادب نشستن .
و) تواضع و محبت
ز) پرهيز از حركات نامناسب :
مانند دست در بينى كردن ، آروغ زدن ، خلال كردن دندان ، انگشت در گوش كردن ، انگشتان پا را با انگشت دست تميز كردن ، خاراندن بدن ، آب دهان
و خلط سينه را در حضور ديگران بيرون ريختن ، سيگار كشيدن .
ح ) توجه به سخن ديگران :
اميرالمؤ منين على (عليه السلام ) فرمود: لا يقطع على اءحد كلامه حتى يجوز فيقطعه بنهى اءو قيام .(284)
ط) مدارا با برادران دينى .
از مهمترين آداب برخوردها مدارا و سازش با برادران دينى است . پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: ((مداراة الناس نصف الايمان
.))(285)
3. آداب سخن گفتن
شخصيت آدمى از ميان كلمات و لغات و واژه هايى كه در حين سخن به كار مى برد پديدار مى شود. لذا انسانهاى بزرگ در بدترين شرايط به هيچ
وجه حاضر نيستند زبان خود را با كلامى كه در خور شاءن آنها نيست بيالايند.
|
آدمى مخفى است در زير زبان | |
اين زبان پرده است به درگاه دهان | |
چون كه بادى پرده را در هم كشيد | |
سر صحن خانه شد بر ما پديد |
بايد كوشش كرد كه در گفت و گو، هم كلمات و الفاظ مؤ دبانه باشد و هم نحوه بيان ، و در كنار اينها، وضع صوت و كيفيت آهنگ و حركات سر و
دست و چشم نيز بر وفق ادب باشد.
برخى از آداب سخن گفتن عبارتند از:
1. سخن بايد كوتاه و جامع و خالى از زوائد باشد تا موجب نفرت شنونده نشود. اميرالمؤ منين على (عليه السلام ) فرمود: طوبى لمن اءنفق
الفضل من ماله و اءمسك الفضل من كلامه .(286)
|