1- سوره احزاب آيه 23.
2- جامع السعاده چاپ سنگى تهران صفحه 371.
3- مصدر مذكور.
4- مصدر مذكور صفحه 372.
5- براى دريافت توضيح درباره اين غريزه سرشتى و بيان اينكه در صورتى
كه محكوم به احكام طبيعت و قهر در چنگ قواى حيوانى و شيطانى نگردد و در
كنترل عقل در آيد وزير عقل و منشاء خير است و خود نيز خير است و در صورتى كه محكوم
به احكام طبيعت و مقهور در چنگ قواى حيوانى و شيطانى گردد و از
كنترل عقل خارج شود. وزير جهل و مبداء شرور است و خود نيز شر است ، به جلد
اول فصل دوم صفحه 53 تا 59 مراجعه شود.
6- بعضى از مفسران "بكلماته " را بوعده هاى خدا تفسير كرده اند كه در آيات ديگر
رسيده مانند آيات 171 تا 173 - از سوره صافات - و لقد سبقت كلمتنا لعبادنا
المرسلين - انهم لهم المنصورون - و ان جندنا لهم الغالبون همانا پيشى گرفت كلمه
ما يعنى وعده ما به پيروزى بندگان برانگيخته شده ما - مسلم آنها يارى شوندگانند - و
مسلم لشگريان ما غلبه كنندگانند.
7- در ابتداى آيه شريفه آمده كه خدا از آسمان آب باران را مى فرستد و رودخانه ها
جارى مى شود و خس و خاشاك ها بر روى آن آبها به جريان در مى آيند نيز آمده كه صنعت
كاران سنگ هاى معدنى را بر روى آتش قرار مى دهند تا از آنها طلا و نقره و ساير فلزات
را استخراج كنند و بر روى آن فلزات آب شده ، كثافتها و مواد زائد، قرار مى گويند و
دوريخته مى شوند.
8- چه مراتب توحيد كه مراحل سير شخص موحد به سوى حقيقة الحقايق و طريق
وصولش بغايت الغايات است و نيز مراتب جليه و خفيه شرك بحسب اين نظر از عهده اين
رساله كه در آن فهم عمومى ملاحظه شده ، خارج است و سودى از آن عايد عموم نمى شود و
خواص هم خود بر آن مطلعند اگر چه اكثرا فقط اطلاع علمى دارند و در مقام
عمل و تحقق دادن و سير وجودى در مراتب توحيد و در
مراحل آن ، كميت اكثر شان لنگ است و حقير در اين عصر جز استاد نايب الامام
عجل الله تعالى فرجه الشريف امام خمينى روحى له الفدا را مرد اين ميدان و صاعد بر
اين قله بس بلند و سعب الوصول نمى دانم .
9- و از نبى اكرم و حضرت صادق با اختلاف اندكى در مضمون رسيد: الناس سواء
كاسنان المشط انسانها با هم همانند دندانه هاى شانه برابرند.
10- كه مبتنى بر انواعى از كيفيت نيازهائى است كه در چنين بينش مشركانه اى
انسانها نسبت بهم حس مينمايند.
11- اين موضع را بتاريخ 2 ربيع الاول 1399 - مطابق 10/12/1357 - نوشتم .
12- از جهت آنكه خود او مورد نظر و خواسته باشد كه قهرا مستلزم گرفتار آمدن
بمفاسد و مظالم بسيارى مى شود و بيمار بدردهاى گوناگونى مى گردد نه آنكه
وسيله اى براى تحصيل سعادت مادى و معنوى قرار گيرد و شخص از داروهايش (كه در اين
روايت شريف به آن اشاره شده) استفاده نمايد.
13- بنا حق مى كشتند پيامبران را.
14- نه از جهت آنكه وسيله اى برا تهيه زندگى خود و عيالش مى باشد و يا وسيله
اى براى نظام دادن بامور سياسى ، اجتماعى ، اقتصادى ، محيط خود بلكه محيط زيست
انسانى است چه در آن صورت اشتغال بدنيا وسيله آخرت و
تحصيل خوشنودى حق و پيروى از دستورات خدا و رسولش مى گردد.
15- جمله هاى ديگرى هم در روايت شريف ذكر شده كه چون در اينجا مورد استشهاد
نبود، ذكر نكرديم .
16- در بعضى از نسخه ها جلع ضبط شده كه معنايش صريحا بى شرمى است
چنانكه خلع بطور كنايه بى شرمى است چه معناى صريحش ، نزع و كندن و برداشتن
است و قهرا لازمه كندن و برداشتن حيا و شرم ،
حصول بى شرمى است .
17- مقصود آن است كه قضا و تلافى مالى در آن لازم نيست نه آنكه رعايت شرايط
عامه توبه (كه در بحث سوم بيان مى شود) در آن لازم نيست .
|