دوم - دعاهايى كه به واسطه اندوهها و سختيها دفع مى گردند:
الف - ابن مسكان از ابى حمزه روايت كرده است كه حضرت باقر - عليه السلام -
به او فرمود:
711 - يا ابا حمزه ، ما لك اذا انابك امر تخافه الا تتوجه الى بعض زوايا بيتك -
يعنى القبله - فتصلى ركعتين ثم تقول : يا ابصر الناظرين ، و يا اسمع السامعين ، و يا
اسرع الحاسبين ، و يا ارحم الراحمين ، سبعين مره كلما دعوت الله مره بهذه الكلمات
سل حاجتك .
يعنى : اى ابا حمزه ! چه مى شود كه هرگاه امر هراسناكى به تو رسيد، به طرف
گوشه اى از اتاق - يعنى به سوى قبله - نمى روى تا دو ركعت نماز بگزارى و سپس
هفتاد مرتبه بگويى : يا ابصر الناظرين ... اى بيننده ترين نظر كننده ها! اى شنونده
ترين شنونده ها ها! اى سريعترين حسابرسها! و اى با رحمت ترين رحيمان ! هر بار كه
با اين كلمات ، دعا كردى ، حاجت خود را درخواست نما.
ب - از حضرت باقر - عليه السلام - روايت شده است كه فرمود:
712 - مردى كه شيبه هذلى گفته مى شد، نزد پيامبر اكرم - صلى الله
عليه و آله و سلم - آمد و عرضه داشت :
اى رسول خدا! من پير مرد كهنسالى و نيروى كار ندارم ، تا كنون خود را به نماز و روزه
و حج و جهاد، عادت داده بودم ، كلامى به من بياموز كه خداوند
متعال به واسطه آن به من نفع برساند و سبك هم باشد، اى
رسول خدا!
پيامبر - صلى الله عليه و آله و سلم - فرمود: دوباره بگو.
آن مرد سه مرتبه اين را گفت . رسول خدا - صلى الله عليه و آله و سلم - فرمود: هيچ
درخت و كلوخى در گرد تو نيست مگر آنكه از باب رحمت بر تو گريه كرده است ، هرگاه
نماز صبح را گزاردى بگو: سبحان الله العظيم و بحمده ولا
حول ولا قوه الا بالله العلى العظيم كه خداوند و
جليل به واسطه آن تو را از كورى و ديوانگى و جذام و فقر و ضعف ، معاف مى دارد.
آن مرد گفت : يا رسول الله ! اين براى دنيا، براى آخرت چه ؟ فرمود: بعد از هر نمازى
مى گويى : اللهم اهدنى من عندك ، و افض على من فضلك ، و انشر على من رحمتك ، و
انزل على من بركاتك .
يعنى : خدايا! مرا از جانب خودت هدايت نماز و از بخشش مخصوصت برمن افاضه فرما و
رحمتت را بر من بگشاى و بركاتت را بر من نازل فرما.
آن مرد اين دستور را گرفت و بر آن مداومت نمود، فردى به ابن عباس گفت : اين
رفيقت چه محكم اين دستور را گرفت .
رسول خدا - صلى الله عليه و آله و سلم - فرمود: اگر اين مرد بتواند اين
عمل را در قيامت با خود بياورد و عمدا آن را ترك نكند، هشت درب بهشت بر رويش گشوده
خواهد شد به طورى كه از هر كدام بخواهد مى تواند
داخل گردد.
ج - شيخ كلينى از حضرت صادق - عليه السلام -
نقل كرده است كه فرمود:
713 - كان من دعاء ابى - عليه السلام - فى امر يحدث : اللهم
صل على محمد و ال محمد و اغفر لى ، و ارحمنى ، و زك عملى ، و يسر منقلبى ، و اهد قلبى ،
و امن خوف ، و عافنى فى عمرى كله ، و ثبت حجتى ، و
اغسل خطاياى ، و بيض وجهى ، و اعصمنى فى دينى ، و
سهل مطلبى ، و وسع على فى رزقى ، فانى ضعيف ، و تجاوز عن سيى ء ما عندى بحسن
ما عندك ، ولا تفجعنى بنفسى ، ولا تفجع بى حميمى .
وهب لى يا الهى لحظه من لحظاتك تكشف بها ما به ابتليتنى و تردنى بها الى احسن
عاداتك عندى ، فقد ضعف قوتى ، و قلت حيلتى ، و انقطع من خلقك رجائى ، ولم يبق لى الا
رجاوك و توكلى عليك ، و قدرتك يا رب على ان ترحمنى و تعافينى كقدرتك على ان
تعذبنى و تبتلينى ، الهى ذكر عوائدك يونسنى ، و الرجاء لا نعامك يقوينى ، و لم
اخل من نعمتك منذ خلقتنى ، فانت ربى و سيدى ، و مفزعى و ملبحئى ، و الحافظ و الذاب
عنى ، و الرحيم بى ، و المتكفل برزقى ، و عن قضائك و قدرك كلما قدرت لى فليكن
سيدى و مولاى فيما قضيت و قدرت و حتمت تعجيل خلاصى مما انا فيه جميعه و العافيه
فانى لا اجد لدفع ذلك احدا غيرك ، ولا اعتمد فيه الا عليك ، فكن يا ذا
الجلال والا كرام عند حسن ظنى بك و رجائى لك ، و ارحم تضرعى و استكانتى و ضعف
ركنى و امنن بذلك على و على كل داع دعاك يا ارحم الراحمين ، و صلى الله على محمد واله
اجمعين .
يعنى : از دعاهاى هنگام پديد آمدن حادثه اين بود: اللهم ... خدايا! بر محمد و
آل محمد درود فرست و مرا بيامرز و رحمت كن ، عملم را پاك نما و بازگشتم از آسان گردان
، قلبم را هدايت كن و ترسم را به ايمن مبدل فرما، در تمام عمرم به من عافيت عطا كن و
حجت و دليلم را پا برجا قرار ده (249) خطاهايم را بشوى ، چهره ام را (در قيامت ) سفيد
گردان ، مرا در دينم حفظ فرما در دينم حفظ فرما و كارم را آسان بگردان ، روزى ام را
گشايش ده كه من ضعيفم و از بديهاى من به خوبى خودت در گذر، با دستم ، نه بر سر
خودم مصيبت وارد كن و نه بر سر فاميلم .
اى معبود من ! گوشه چشمى به من نظر كن تا با آن ، بلاهايت را از من بر طرف سازى و
به واسطه آن ، مرا به سوى بهترين عادتها بكشانى . نيرويم ضعيف و چاره ام اندك
گشته است ، از تمام خلق تو اميدم قطع گرديد. پروردگار من ! تنها اميد به تو و
توكل بر تو و قدرتت برايم باقى مانده كه بر من رحم كنى و معافم گردانى ،
همچنانكه قدرت بر عذاب و مبتلا كردن من دارى .
بار خدايا! ياد آورى نيكيهاى تو، مانوسم مى كند و اميد به نعمت دادنت ، تقويتم مى نمايد
كه از ابتداى خلقتم ، لحظه اى از نعمت تو خالى نبوده ام . تو پروردگار من ، آقاى من ،
دادرس من ، پناهگاه من ، حافظ من ، مدافع من ، رحيم بر من و
كفيل روزى من هستى .
هر آنچه بر من مقدر كردى ، از قضا و قدر تو سرچشمه مى گيرد، بنابر اين ، اى آقا و
مولاى من ! تعجيل در رهايى - از تمام آنچه در آنم - و عافيت را در قضا و قدر حتمى قرارده
كه من براى دفع آن ، كسى جز تو را نمى يابم و بر كسى جز تو تكيه نمى كنم ، اى
صاحب جلال و كرامت ! با من بر اساس خوش گمانى و اميدم ، رفتار نما و بر زارى و
زمينگيرى و سستى ام رحم كن و با اين كارت بر من و بر هر كس كه تو را مى خواند، منت
بگذارى ارحم الراحمين ! درود خدا بر محمد و تمام خاندانش باد.
د - عاصم بن حميد از اسماء روايت مى كند كه گفت :
رسول الله - صلى الله عليه و آله و سلم - فرمود:
714 - من اصابه هم او غم او كرب او بلاء او لاواء
فليقل : الله ربى لا اشرك به شيئا، توكلت على الحى الذى يموت .
يعنى : هر كه اندوه يا غم يا سختى يا بلاء يا دشوارى به او رسيده بگويد: الله
پروردگار من است ، چيزى را شريك او قرار نمى دهم ،
توكل مى كنم بر زنده اى كه نمى ميرد.
ه - هشام بن سالم از حضرت صادق - عليه السلام - رواست كرده است فرمود:
715 - اذا نزلت برجل نازله او شديده او كربه امر فليكشف عن ركبتيه و ذراعيه
وليلصقهما بالارض و ليلصق جوجوه بالارض ثم ليدع بحاجته و هو ساجد .
يعنى : هر گاه به كسى بلايى يا اندوهى يا چيز سختى رسيد، دو زانو و دو ساعد
خود را برهنه سازد و آنها را به زمين بچسباند و نيز سينه اش را هم بر زمين چسبانيده در
حال سجده دعا كند و حاجتش را بطلبد.
و - جهت طلب روزى از حضرت صادق - عليه السلام - روايت شده است كه (بگويد):
716 - يا الله ، يا الله ، يا الله ، اسالك يحق من حقه عليك عظيم ان تصلى على محمد
واله و ان ترزقنى العمل بما علمتنى من معرفه حقك ، و ان تبسط على ما حظرت من رزقك
.
يعنى : خدايا! خدايا! خدايا! از تو طلب مى كنم و به كسى كه حق بزرگى بر تو
دارد سوگندت مى دهم كه بر محمد و آلش درود بفرستى و كارى را روزى من كنى كه بر
اساس شناخت حق تو باشد - كه خودت آن را به من تعليم نمودى - و آن روزى را كه از من
بازش داشتى بر من بگسترانى .
ز - سعيد بن زيد گويد، حضرت كاظم - عليه السلام - فرمود:
717 - اذا صليت المغرب فلا تبسط رجلك ولا تكلم احدا حتى
تقول مائه مره : بسم الله الرحمن الرحيم ولا
حول ولا قوه الا بالله العلى العظيم مائه مره فى المغرب و مائه مره فى الغداه ، فمن
قالها دفع عنه مائه من انواع البلاء ادنى نوع منها البرص و الجذام والشيطان و
السلطان .
يعنى : وقتى نماز مغرب را گزاردى پايت را دراز مكن و با كسى سخن مگو تا صد بار
بگويى : بسم الله الرحمن الرحيم ولا حول ولا قوه الا بالله العلى العظيم .
صد بار مغرب و صد بار صبح كه هر كس آن را بگويد: صد بلا از هر نوعش از او
دفع مى گردد كه كمترين آنها پيسى (250) و جذام و شيطان و پادشاه است .
ح - براى دفع كردن عاقبت خوابهاى ناگوار بعد از آنكه از آن خواب بيدار شدى بلا
فاصله به سجده برو و هر قدر مى توانى خدا ثنا كن ، سپس بر محمد و آلش صلوات
بفرست و به سوى خداوند منان ناله كن و از او بخواه كه آن را از تو دفع كند و از
عاقبتش تو را در سلامت بدارد كه به فضل و رحمت الهى اثرى براى آن خواب نخواهى
ديد.
ط - ابو قتاده حرث بن ربعى گويد: شنيدم
رسول خدا - صلى الله عليه و آله و سلم - مى فرمايد:
718 - الرويا الصالحه من الله ، فاذا راى احدكم ما يحب فلا يحدث بها الا من يحب ،
و اذا راى رويا مكروهه فليتفل عن يساره و ليتعوذ من شر الشيطان و شرها، ولا يحدث بها
احد فانها لن تضره .
يعنى : خوابهاى نيك از جانب خداست ، پس هر گاه كسى خواب محبوبى ديد آن را باز
گو نكند مگر براى انسان محبوبى و اگر خواب بدى ديد از جانب چپش آب دهانى بيندازد
و از شر شيطان و شر آن خواب ، به خدا پناه ببرد و آن را براى كسى
نقل نكند كه ضررى به او نخواهد رساند.
و از آن حضرت نقل شده است كه فرمود:
719 - الرويا الصالحه من الله و الحلم من الشيطان .
يعنى : خواب نيك از خدا و احتلام از شيطان است .
و نيز نقل شده است كه فرمود:
720 - الرويا الحسنه من الرجل الصالح جزء من سته و اربعين جزء من النبوه .
يعنى : خواب نيك از مرد صالح يك قسمت از
چهل و شش قسمت نبوت است .
ى - از اهل بيت - عليهم السلام - روايت است كه فرمودند:
721 - اذا راى احد الرويا المكروهه فليتحول عن شقه الذى كان عليه و
ليقل : انما النجوى من الشيطان ليحزن الذين امنوا و ليس بضارهم شيئا الا باذن الله
(251) و اعوذ بالله بما عاذت به الملائكه المقربون ، و انبياوه المرسلون ،
والائمه الراشدون المهديون تو عباده الصالحون ، من شر ما رايت ، و من شر روياى ان
تضرنى فى دينى او دنياى ، و من الشيطان الرجيم .
يعنى : هرگاه يكى از شما خواب ناگوارى ديد از آن پهلو كه بر آن خوابيده بود
بر گردد و بگويد: نجوا از شيطان است تا مومنين را اندوهناك كند ولى - به اذن خدا - هيچ
ضررى به آنان نمى تواند برساند. با آنچه ملائكه مقرب و انبياى فرستاده شده و
ائمه راهنمائى و هدايت گرديده ، و بندگان صالح با آن پناه بردند، به خدا پناه مى
برم از شر آنچه و از شر خوابم - كه در دينم يا دنيايم ضررى وارد كند - و از شر
شيطان رجيم .
ك - على بن مهزيار گويد: محمد بن حمزه علوى براى من نوشت كه من
براى امام باقر - عليه السلام - نامه اى بنويسم و آموزش دعايى را بخواهم كه با آن ،
اميد گره گشايى برود (اين كار را كردم و) حضرت در پاسخ ؛ برايم مرقوم فرمودند:
722 - اما ما سالك محمد بن حمزه العلوى من تعليم دعاء يوجو به الفرج
فقل له يلزم : يا من يكفى من كل شى ء ولا يكفى منه شى ء اكفنى ما اهمنى فانى ارجو ان
يكفى ماهو فيه من الغم ان شاء الله تعالى .
يعنى : اما آن دعايى كه محمد بن حمزه علوى خواسته بود تا به آن ، اميد گره گشايى
برود، به او بگو بر اين دعا مداومت كند:
اى كسى كه از هر چيزى ما را كفايت مى كنى و چيزى ما را از تو كفايت نمى كند، پس كار
مهم مرا بر عهده گير و كفايت كننده اش باش . اميدوارم كه ان شاء الله خداوند
متعال ، اندوهش را بر طرف نمايد.
ل - شيخ صدوق گويد پدرم از پدرش از امير المومنين - عليه السلام - روايت
كرده است كه فرمود:
723 - رايت الخضر فى المنام قبل البدر بليله فقلت له : علمنى شيئا انصر به على
الاعداء. فقال : يا هو، يا من لا هو الا هو، فلما اصبحت قصصتها على
رسول الله - صلى الله عليه و آله و سلم - فقال : يا على ، علمت الاسم الا عظم ، فكان
على لسانى فى يوم بدر .
يعنى : يك شب قبل از واقعه بدر، حضرت خضر را در خواب ديدم ، به او گفتم : چيزى
به من بياموز كه با آن بر دشمنان پيروز گردم ، گفت بگو: يا هو، يا من لا هو الا هو،
چون صبح شد آن را براى رسول خدا - صلى الله عليه و آله و سلم - بازگو كردم ،
فرمود: اى على ! اسم اعظم را آموختى (252)، لذا اين ذكر در روز بدر بر زبان من
بود.
و نيز روايت شده است كه از امير المومنين - عليه السلام - وقتى از قرائت
قل هو الله احد فارغ مى شد، مى فرمودند:
724 - يا هو، يا من لا هو الا هو، اغفرلى و انصرنى على القوم الكافرين .
يعنى : اى همان (مطلوب حقيقتى ما! اى كسى كه مطلوبى جز او نيست ، مرا بيامرز و
بر گروه كافر، ياريم فرما.
و نيز آن حضرت همين را در جنگ صفين مى گفت و دشمن را كنار مى زد.
سوم - پناه بردن (به خدا):
الف - عبد الله بن يحيى كاهلى گويد: حضرت صادق - عليه السلام - فرمود:
725 - اذا لقيت السبع فاقرا فى وجهه ايه الكرسى و
قل : عزمت عليك بعزيمه الله و عزيمه محمد - صلى الله عليه و آله و سلم - و عزيمه
سليمان بن داود و عزيمه امير المومنين و الائمه من بعده ، فانه ينصرف عنك ان شاء الله
.
يعنى : وقتى حيوان درنده اى را ديدى ، در برابرش آيه الكرسى (253) را بخوان
و بگو: نفرينت مى كنم به نفرين خدا و نفرين محمد - صلى الله عليه و آله و سلم - و
نفرين سليمان بن داود و نفرين امير المومنين و ائمه بعد از او. ان شاء الله آن حيوان از تو
منصرف خواهد شد.
كاهلى گويد: بيرون آمدم ، ناگاه درنده اى را ديدم كه معترضم گرديده ،
نفرينش كردم كه مبادا راه را بر ما ببندد و به ما آزار رساند، ناگهان ديدم سركش را
پايين آورده بين دو پايش قرار داد و پشت كرد و از راه برگشت .
عبد الله بن سنان از حضرت صادق - عليه السلام - روايت كرده است كه فرمود:
726 - قال امير المومنين - عليه السلام -: اذا لقيت السبع
فقل : اعوذ برب دانيال والجب من شر كل اسد مستاسد .
يعنى : امير المومنين - عليه السلام - فرمود: هرگاه حيوان درنده اى را ديدى بگو: پناه
مى برم به پروردگار دانيال و چاه از شر هر شير درنده اى (254).
ب - حضرت صادق - عليه السلام - فرمود:
727 - الا اعلمك كلمات ؟ اذا وقعت فى ورطه
فقل : بسم الله الرحمن الرحيم لا حول ولا قوه الا بالله العلى العظيم ، فان الله يصرف
بها عنك ما يشاء من انواع البلاء .
يعنى : آيا براى هنگامى كه در نابودى و هلاكتى افتادى كه راه نجاتى از آن نيست ،
كلماتى به تو بياموزم ؟ پس بگو: بسم الله الرحمن الرحيم لا
حول ولا قوه الا بالله العلى العظيم ، كه خداوند به واسطه آن ، هر نوع بلائى را
كه بخواهد از تو دفع مى كند.
ج - شيخ كلينى گويد: در يكى از جنگها مسلمانان به
رسول خدا - صلى الله عليه و آله و سلم - شكايت كردند كه ككها آنها را مى
آزارند، فرمود:
728 - اذا اخذ احدكم مضجعه فليقل : ايها الاسود الوثاب الذى لا يبالى غلقا ولا بابا
عزمت عليكم بام الكتاب الا توذونى و اصحابى الى ان يذهب
الليل يجى ء الصبح بما جاء .
يعنى : هر يك از شما كه خواست به خوابگاه برود، بگويد: اى سياه جست و خيز كننده !
اى كه نه به قفل توجه دارى و نه به در! با ام الكتاب بر تو نفرين مى كنم كه من و
ياران مرا نيازارى تا شب برود و صبح بيايد.
راوى گويد: ولى آنچه را كه ما مى دانيم اين است كه به جاى : الى ان يذهب
الليل ... آمده : الى ان يووب الصبح بما اب يعنى تا صبح آنچه را كه مى
خواهد بياورد.
د - شيخ كلينى گويد: محمد بن هارون براى حضرت باقر - عليه
السلام - نوشت تا براى بادى كه به كودكان عارض مى شود، دعايى به او بياموزد،
حضرت با خط خود نوشتند:
729 - الله اكبر اشهد ان محمدا رسول الله ، الله اكبر لا اله الا الله ولا رب لى الا
الله له الملك وله الحمد لا شريك له سبحان الله ما شاء الله كان و ما لم يشا لم يكن
.
اللهم يا ذا الجلال ولاكرام ، رب موسى و عيسى و ابراهيم الذى و فى اله ابراهيم و
اسماعيل و اسحاق و يعقوب والا سباط، لا اله الا انت سبحانك مع ما عدد من اياتك و بعظمتك و
بما سالك به النبيون و بانك رب الناس كنت
قبل كل شى ء و انت بعد كل شى ء اسالك بكلماتك التى تمسك السماء ان تقع على
الارض الا باذنك و بكلماتك التى تحيى الموتى ان تجير عبدك فلانا (255) من شر ما
ينزل من السماء و ما يعرج فيها، و ما يخرج من الارض و ما يلج فيها، والسلام على
المرسلين ، و الحمد لله رب العالمين .
يعنى : خدا بزرگتر است ، شهادت مى دهم كه محمد فرستاده خداست ، خدا بزرگتر
است ، معبودى جز الله نيست ، پروردگارى برايم جز الله نيست كه حكومت و ستايش براى
اوست ، شريكى ندارد، منزه است خدا، هر آنچه او بخواهد، مى شود و هر آنچه نخواهد، نمى
شود.
بار خدايا! اى صاحب جلال و كرامت ! اى پروردگار موسى و عيسى ، و ابراهيمى كه به
وعده اش وفا كرد! اى معبود ابراهيم و اسماعيل و اسحق و يعقوب و نوادگانش ! معبودى جز
تو نيست ، تو منزهى با آن آياتى كه بر شمردى .
به عظمت تو سوگند! و به آنچه انبيا تو را بدان مى خواندند و به اينكه تو
پروردگار مردمى ، قبل از هر چيز تو بودى و بعد از هر چيزى تو هستى ، به كلماتى
كه آسمان را نگاه داشتى تا بر زمين قرار نگيرد - مگر به اذن تو - و به كلماتى كه
مردگان را زنده مى كنى ، قسمت مى دهم و از تو مى خواهم كه بنده ات فلانى را از شر
آنچه از آسمان فرود مى آيد و به آن عروج مى كند نيز از شر آنچه از زمين خارج مى شود
و در آن فرو مى رود، نجات بدهى . درود بر پيامبران و ستايش خدايى راست كه رب
العالمين است .
ه - و نيز از آن حضرت به خاطر شريفش رسيده است :
730 - بسم الله و بالله والى الله و كما شاء الله و بعزه الله و جبروت االله و
قدره الله و ملكوت الله ، هذا الكتاب اجعله يا الله يا الله شفاء لفلان بن فلان
(256) عبدك و ابن امتك عبد الله صلى الله على
رسول الله .
يعنى : به نام خدا و به يارى او، به سوى او و آنچنان كه او بخواهد، به عزت خدا و
جبروت خدا و قدرت خدا و ملكوت خدا. خدايا! اين نوشته را براى فلان ، فرزند فلانى
شفا قرار ده (او كه پدرش ) بنده تو، مادرش كنيز تو و خودش بنده خداست ، درود بر
رسول خدا.
و - امير المؤ منين - عليه السلام - فرمود:
731 - رقى النبى - صلى الله عليه و آله و سلم - حسنا و حسينا
فقال : اعيذكما بكلمات الله التامه و اسمائه الحسنى عامه من شر السامه و الهامه ، و من
شر عين لامه ، و من شر حاسد اذا حسد، ثم التفت الينا
فقال : هكذا كان يعوذ ابراهيم اسحاق و اسماعيل .
يعنى : پيامبر اكرم - صلى الله عليه و آله و سلم - براى حسن و حسين دعا كرد و
فرمود: شما را در پناه كلمات تامه الهى و اسماى نيكويش قرار مى دهم از شر هر چيز زهر
دار و حيوانات و حشرات سمى ، از شر چشم بد و از شر هر حسد كننده هنگام حسادتش .
آنگاه رو به ما كرد و فرمود: اينگونه ابراهيم براى اسحاق و
اسماعيل دعا مى كرد و پناهشان مى داد.
ز - از حضرت امام باقر - عليه السلام - نقل است كه فرمود:
732 - من قال : لا حول ولا قوه الا بالله العلى العظيم ، دفع الله بها عنه سبعين
نوعا من انواع البلاء ايسرها الجنون ، و من خرج من بيته
فقال : بسم الله الرحمن الرحيم ، قال له الملكان : هديت ، و اذا
قال : لا حول ولا قوه الا بالله العلى العظيم ، قالا له : وقيت ، و اذا
قال : توكلت على الله ، قالا له : كيفت ، فيقول الشيطان : كيف اصنع بمن هدى و وقى و
كفى ؟ .
يعنى : هر كس كه بگويد: لا حول ولا قوه الا بالله العلى العظيم ، خداوند
متعال به واسطه آن هفتاد نوع از انواع بلا را از او دفع مى نمايد كه ساده ترينش ، جنون
است . هر كس كه از خانه اش خارج شو و بسم الله الرحمن الرحيم بگويد ، دو فرشته
به او مى گويند هدايت شدى . و هر گاه بگويد: لا
حول ولا قوه الا بالله العلى العظيم ، به او مى گويند: نگاه داشته شدى . و هر
گاه بگويد: توكلت على الله ، به او مى گويند كفايت شدى . در اينجا شيطان مى
گويد: چكار كنم با كسى كه هدايت گرديد، نگاه داشته و كفايت شد.
ح - ابو حمزه گويد : از حضرت باقر - عليه السلام - اجازه ديدار خواستم ،
به طرفم بيرون آمد در حالى كه دو لبش حركت مى كرد، عرض كردم : چه مى گفتى ؟
فرمود: آيا متوجه شدى اى ثمالى ؟ گفتم : فدايت شوم ! آرى ، فرمود:
733 - انى والله تكلمت بكلام ما تكلم به احد الا كفاه الله ما اهمه من امر دنياه و اخرته
.
يعنى : من كلامى را گفتم كه احدى آن را نگفته مگر آنكه خداوند
متعال كارهاى مهمش را - اعم از دنيايى و اخروى - بر عهده گرفت ..
گفتم : مرا از آن با خبر كن .
فرمود: بلى ، سپس فرمود:
من قال حين يخرج من منزله : بسم الله ، حسبى الله ، توكلت على الله ، اللهم انى
اسالك خير امورى كلها، و اعوذ بك من خزى الدنيا و عذاب الاخره ، كفاه الله ما اهمه من امر
دنياه و اخرته .
يعنى : كسى كه هنگام خروج از منزلش بگويد: به نام خدا، خدا مرا بس است ، بر او
توكل مى كنم ، بار الها! من از تو همه خيرهايم را مى طلبم و از خوارى دنيا و عذاب آخرت
به تو پناه مى برم ، خداوند متعال مهمات دنيايى و اخروى چنين شخصى را بر عهده مى
گيرد.
ط - امير المؤ منين - عليه السلام - فرمود:
734 - اذا اراد احدكم النووم فلا يضعن جنبه حتى
يقول : اعيذ نفسى و دينى و اهلى و ولدى و خواتيم عملى و ما رزقنى ربى و ما خولنى
بعزه الله و عظمه الله و جبروت الله و سلطان و رحمه الله و رافه الله و غفران الله و
قوه الله و قدره الله و جلال الله وبصنع الله و اركان الله و بجمع الله ، و
برسول الله - صلى الله عليه و آله و سلم - و قدره الله على ما يشاء، من شر السامه و
الهامه ، ومن شر الجن و الانس ، و من شر كل ما دب على الارض و ما يخرج منها، و من شر ما
ينزل من السماء و ما يعرج فيها و من شر كل دابه ربى اخذ بناصيتها، ان ربى على
صراط مستقيم ، و هو على كل شى قدير ولا حول ولا قوه الا بالله العلى العظيم .
فان رسول
الله - صلى الله عليه و آله و سلم - كان يعوذ الحسن و الحسين بذلك ، و بذلك امر
رسول الله .
يعنى : هرگاه يكى از شما خواست بخوابد، پهلويش را بر زمين نگذارد مكر اينكه
بگويد: اعيذ نفسى ... پناه مى دهم خودم و دينم و خانوده ام و فرزندانم و پايان كارم و
روزيهايى كه پروردگارم به من داده و آنچه به من بخشيده را به عزت خدا و عظمت خدا و
جبروت خدا و سلطنتت خدا و رحمت خدا و رافت خدا و مغفرت خدا و قوت خدا و قدرت خدا و
جلال خدا و صنعت خدا و اركان خدا و جمع خدا و
رسول خدا - صلى الله عليه و آله و سلم - و قدرت خدا بر هر چه بخواهد از شر هر چيز
زهردار و حيوان سمى و از شر جن و انس و از شر هر چه بر زمين مى جنبد و هر چه از آن
خارج مى شود، و از شر آنچه از آسمان فرود مى آيد و آنچه بدان بالا مى رود. و از شر
هر جنبنده اى كه زمام اختيارش به دست اوست كه همانا پروردگار من بر صراط مستقيم است
، و همو بر هر چيز قادر مى باشد و هيچ دگرگونى و نيروى جز به واسطه خداوند على
و عظيم نيست . همانا رسول خدا - صلى الله عليه و آله و سلم - اينگونه حسن و حسين را دعا
مى كرد و به همين نيز دستور داده است .
ى - از امير المؤ منين - عليه السلام - نقل است كه فرمود:
735 - اذا اراد احدكم النوم فليضع يده اليمنى تحت خده الايمن و
ليقل : بسم الله وضعت جنبى لله على مله ابراهيم و دين محمد و ولايه من افترض الله
طاعته ، ما شاء الله كان ، و ما لم يشا لم يكن .
فمن قال ذلك عند منامه حفظ من اللص المغير و الهدم ، و تستعفر له الملائكه .
يعنى : هرگاه يكى از شما اراده خوابيدن كرد، دست راستش را زير گونه راستش قرار
بگويد: به نام خدا، پهلويم را براى خدا و بنابر آئين و دين محمد - صلى الله عليه و
آله و سلم - و سر پرستى كسى كه خداوند، طاعتش را واجب فرمود، بر زمين قرار دادم كه
هر چه او بخواهد شدنى است و هر چه نخواهد نا شدنى مى باشد. هر كسى ، كه اين را
هنگام خوابش بگويد، از دزد غارتگر و نابودى و ريختن ساختمان ، حفظ گشته ، ملائكه
برايش استغفارى مى كنند.
ك - ابو بصير از حضرت باقر - عليه السلام - روايت كرده است كه فرمود:
736 - من قال حين يخرج من باب داره : اعوذ بما عاذت به ملائكه الله ، و من شر هذا
اليوم الجديد الذى اذا غابت شمسه لم يعد، و من شر نفسى ، و من شر غيرى ، و من شر
الشيطان ، و من شر من نصبه لا ولياء الله ، و من شر الجن و الانس ، و من شر السباع و
الهوام ، و من شر ركوب المحارم كلها، اجير نفسى بالله و من
كل سوء، غفر الله له ، و تاب عليه ، و كفاه المهم و حجزه عن السوء، و عصمه من الشر
.
يعنى : هر كس كه هنگام خروج از خانه اش بگويد: پناه مى برم به آنچه ملائكه خدا
بدان پناه بردند از شر اين روز جديدى كه اگر خورشيدش پنهان شود ديگرى بر
نخواهد گشت و از شر نفسم و از شر ديگران و از شر شيطان و از شر كسى كه با
اولياى خدا دشمنى كند و از شر جنها و انسانها و از شر درندگان و حيوانات زهردار و از
شر تسلط تمامى خطرها، پناه مى دهم خودم را به خدا از هر چيز بدى ، خداوند چنين فردى
را مى آمرزد و رحمتش را بر او بر مى گرداند و كارهاى مهمش را بر عهده مى گيرد و او را
از بدى حفظ مى كند و از شر، نگاه مى دارد.
باب ششم : تلاوت قرآن
تشويق به خواندن قرآن
قرآن ، خود يكى از اقسام ذكر است و مى تواند در هر فايده اى كه ذكر و دعا
دارند قائم مقام آن دو گردد: تحريك ، تشويق ، جلب منافع و دفع ضررها كه در آينده
نزديك اين را خواهى ديد، به علاوه شرف مزيدى كه بر آن دو دارد به
دليل :
1 - قرآن ، سخن خداست .
2 - اسم اعظم در قرآن است .
3 - قرآن ، چشمه جوشان علم است .
حفص بن غياث از زهرى نقل كرده است كه گفت : شنيدم حضرت امام زين
العابدين - عليه السلام - مى فرمود:
737 - ايات القران خزائن العلم فكلما فتحت خزانه فينبغى لك ان تنظر ما فيها
.
يعنى : آيات قرآن ، گنجينه هاى علم هستند كه هرگاه گنجينه اى از آن باز شد، بر
تو است كه بنگرى در آن ، چه چيزى قرار دارد.
4 - تلاوت قرآن و ازديادش ، انتشار دادن معجزه پيامبر - صلى الله عليه و آله و سلم - و
موجب نگاه داشتن آن بر تواتر است .
4 - تلاوت قرآن و ازديادش ، انتشار دادن معجزه پيامبر - صلى الله عليه و آله و سلم - و
موجب نگاه داشتن آن بر تواتر است .
5 - در تلاوت قرآن ، هر حرفش بنابر ادله اى كه خواهد آمد، ثوابهايى دارد و
حال آنكه چنين ثوابى در مورد غير قرآن نيامده است ، پس بر ماست كه مقدارى از اخبار
مربوطه را بياوريم :
الف - رسول خدا - صلى الله عليه و آله و سلم - روايت شده است كه فرمود:
738 - قال الله تبارك و تعالى : من شغله قراءه القران عن دعائى و مسالتى اعطيته
افضل ثواب الشاكرين .
يعنى : خداوند تبارك و تعالى فرمود: هر كس كه قرائت قرآن او را از دعا كردن و
سوال از من باز دارد، به او برترين ثوابى را كه به شاكرين مى دهم ، عطا خواهم
نمود.
ب - شيخ كلينى (ره ): از پيامبر اكرم - صلى الله عليه و آله و سلم -
نقل كرده است كه فرمود:
739 - من اعطاه الله القران فراى ان احدا اعطى
افضل مما اعطى فقد صغر عظيما و عظم صغيرا .
يعنى : كسى كه خداوند به او قرآن داده اگر گمان كند احدى بهتر از آن را دارد، به
تحقيق چيز با عظمتى را كوچك و چيز كوچكى را با عظمت شمرده است .
ج - و از آن حضرت روايت شده است كه فرمود:
740 - اذا التبست عليكم الامور كقطع الليل المظلم فعليكم بالقران فانه شافع
مشفع و شاهد مصدق ، من جعله امامه قاده الى الجنه ، و من جعله خلفه ساقه الى النار، و هو
اوضح دليل الى خير سبيل ، من قال به صدق و وقف ، و من حكم به
عدل ، و من اخذ به احر .
يعنى : هرگاه كارها چون شب ظلمانى برايتان مشتبه و تاريك گرديد، بر شما باد
به قرآن ، چون او شفيعى است كه شفاعتش پذيرفته و شاهدى است كه تصديق شده است ،
هر كس كه او را رهبر خويش گرداند، وى را به بهشت رهنمون مى سازد و هر كس كه بدان
پشت پا زند، به جهنم سوقش مى دهد. قرآن روشن ترين راهنما به سوى بهترين
راههاست هر كس كه بر اساس قرآن سخن گفت ، مردم وى را تصديق مى كنند و توفيق مى
يابد و هر كسى كه بر اساس قرآن قضاوت و حكومت كرد، بر اساس
عدل حكومت نمود و هر كس كه آن را گرفت (و بدان
عمل كرد) پاداش ، نصيبش مى گردد.
د - ليث بن سليم گويد: پيامبر اكرم - صلى الله عليه و آله و سلم - فرمود:
741 - نوروا بيوتكم بتلاوه القران ولا تتخذوها قبورا كما فعلت اليهود و
النصارى صلوا فى البيع و الكنائس ، و عطلوا بيوتهم ، فان البيت اذا كثر فيه تلاوه
القران كثر خيره و امتع اهله و اضاء لاهل السماء كما تضى ء نجوم السماء
لاهل الارض .
يعنى : خانه هاى خود را با تلاوت قرآن ، نورانى كنيد و آنها را چون قبرستان قرار
ندهيد، همانطور كه يهود و نصارى چنان كردند كه در معابد و كنيسه ها نماز مى گزاردند
و خانه هاى خويش را تعطيل نمودند؛ چون هرگاه در خانه اى قرآن زياد تلاوت شود،
خيرش زياد مى گردد و آن خانواده بهره مند مى گردند و براى
اهل آسمان نور مى دهد همچنانكه ستارگان آسمان براى
اهل زمين ، نور افشانى مى كنند.
ه - از حضرت صادق - عليه السلام - روايت است كه فرمود:
724 - ان البيت اذا كان فيه المسلم يتلو القران يتراءاه
اهل السماء كما يتراءى اهل الدنيا الكوكب الدرى فى السماء .
يعنى : هرگاه انسان مسلمان در خانه قرآن بخواند،
اهل آسمان آن خانه را آنگونه مى بينند كه اهل دنيا ستاره درخشنده را در آسمان مى
نگرند.
و - از حضرت رضا - عليه السلام - نقل است كه پيامبر اكرم - صلى الله عليه و آله و
سلم - فرمود:
743 - اجعلوا لبيوتكم نصيبا من القران ، فان البيت اذا قرى ء تيسر على اهله ، و
كثر خيره ، و كان سكانه فى زياده ، و اذا لم يقرا فيه القران ضيق على اهله ، و
قل خيره ، و كان سكانه فى نقصان .
يعنى : براى خانه هايتان بهره اى از قرآن قرار دهيد كه اگر در خانه اى قرآن
خوانده شود، كارها بر اهلش آسان شده ، خيرش زياد مى گردد و ساكنينش در فزونى
هستند و اگر در خانه اى قرآن تلاوت نگردد، بر اهلش تنگ شده ، خيرش كم مى گردد و
ساكنينش در نقصان قرار دارند.
ز - امير المؤ منين - عليه السلام - فرمود:
744 - ين بغى للمومن ان لا يموت حتى يتعلم القران او يكون فى تعلمه .
يعنى : بر مومن سزاوار است كه تا نمرده ، قرآن را بياموزد يا در راه ياد گيرى آن
باشد.
ح - حسين بن ابى الحسين ديلمى در كتابش از آن حضرت روايت كرده است كه
فرمود:
745 - قراءه القران افضل من الذكر، و الذكر
افضل من الصدقه ، و الصدقه افضل من الصيام و جنه من النار .
يعنى : قرائت قرآن از ذكر برتر است و ذكر از صدقه و صدقه از روزه و روزه سپر
است در برابر آتش .
و فرمود:
746 - لقارى ء القران بكل حرف يقرا فى الصلاه قائما مائه حسنه ، و قاعدا
خمسون حسنه و متطهرا فى غير الصلاه خمس و عشرون حسنه ، و غير متطهر عشر حسنات ، اما
انى لا اقول : المر حرف بل له بالالف عشر و باللام عشر و بالميم عشر و بالراء عشر
.
يعنى : كسى كه قرآن را در حالت ايستاده در نماز قرائت كند، در برابر هر حرفى كه
مى خواند، يكصد حسنه و اگر نشسته باشد، پنجاه حسنه و اگر با وضو در غير نماز
بخواند، بيست و پنج حسنه و بدون وضو، ده حسنه دارد. آگاه باشيد كه من نمى گويم :
المر يك حرف است بلكه در برابر حرف الف ، ده حسنه ، در برابر لام
ده حسنه ، در برابر ميم ، ده حسنه و در برابر راء ده حسنه دارد.
ط - بشر بن غالب اسدى از حضرت امام سجاد - عليه السلام - روايت كرده است
كه فرمود:
747 - من قرا ايه من كلام الله تعالى و
عزوجل فى صلاته قائما يكتب الله له بكل ، حرف مائه حسنه ، فان قراها فى غير
الصلاه كتب الله له بكل حرف عشرا، فان استمع القران كان له
بكل حرف حسنه ، و ان ختم القران ليلا صلت عليه الملائكه حتى يصبح ، و ان ختمه
نهارا صلت عليه الحفظه حتى يمسى و كانت له دعوه مجابه و كان خيرا له مما بين السماء
الى الارض .
يعنى : هر كس كه در حال ايستاده ، در نماز، آيه اى از كلام خداوند
متعال را تلاوت كند، خداوند در برابر هر حرف يكصد حسنه برايش مى نويسد و اگر در
غير نماز بخواند، خداوند سبحان در برابر هر حرف ، ده حسنه برايش مى نويسد و اگر
قرآن را گوش كند در برابر هر حرف يك حسنه دارد. اگر در شب ، قرآن را ختم كند،
ملائكه تا صبح بر او صلوات و درود مى فرستند و اگر در روز ختم نمايد!، ملائكه اى
كه حافظ اويند تا شب بروى درود خواهند فرستاد، چنين كسى ، دعايش مستجاب است و
بهتر از آنچه ميان آسمان تا زمين است برايش خواهد بود.
راوى گويد: عرض كردم اين براى كسى كه قرآن بخواند، اما كسى كه نخواند چطور؟
فرمود:
يا اخا بنى اسد، ان الله جواد ما جد كريم اذا قرا ما سمعه اعطاه الله ذلك .
يعنى : اى برادر بنى اسد! خداوند متعال
بخشنده و بزرگوار كريم است ، اگر هر آنچه را كه مى شنود، بخواند،
متعال همانطور به او عطا خواهد كرد.
ى - عبد الله بن سليمان از حضرت امام باقر - عليه السلام - روايت كرده است
كه فرمود:
748 - من قرا القران قائما فى صلاته كتب الله له
بكل حرف مائه حسنه ، و من قراه فى صلاته جالسا كتب الله له
بكل حرف خمسين حسنه ، و من قراه من غير الصلاه كتب الله
بكل حرف عشر حسنات .
يعنى : هر كس كه قرآن را در حال ايستاده ، در نمازش قرائت كند، خداوند در برابر هر
حرف ، يكصد حسنه مى نويسد. و هر كس در حال نشسته ، در نماز، قرآن تلاوت نمايد،
خداوند در برابر هر حرف ، پنجاه حسنه برايش مى نويسد.
و هر كه در غير نماز آن از تلاوت نمايد، در برابر هر حرف ، ده حسنه برايش خواهد
نوشت .
ب - از حضرت صادق - عليه السلام - روايت شده است كه فرمود:
749 - من قرا حرفا و هو جالس فى صلاته كتب الله به خمسين حسنه ، و محى عنه
خمسين سيئه ، و رفع له خمسين درجه ، و من قرا حرفا و هو قائم فى صلاته كتب الله له
مائه حسنه ، و محا عنه ماه سيئه ، و رفع مائه درجه ، و من ختمه كانت له دعوه مستجابه
موخره او معجله ، قال : قلت : جعلنى الله فداك ختمه كله
قال : ختمه كله .
يعنى : هر كس كه يك حرف را در حال نشسته در نماز قرائت كند، خداوند در برابرش
پنجاه حسنه برايش مى نويسد و پنجاه گناه را از او پاك مى گرداند و پنجاه درجه
برايش بالا خواهد برد. و هر كسى كه حرفى را در
حال ايستاده در نماز بخواند، خداوند يكصد حسنه برايش مى نويسد و يكصد گناه را از او
پاك مى كند و يكصد درجه برايش بالا مى برد و هر كس كه قرآن را ختم كند، يك دعايش
مستجاب است يا با تاخير و يا فورى . راوى گويد: عرض كردم فدايت شوم !
كل قرآن را ختم كند؟
فرمود: كل قرآن را ختم كند.
از منصور از حضرت صادق - عليه السلام - روايت شده است كه فرمود:
750 - سمعت ابى قال : يقول
رسول الله - صلى الله عليه و آله و سلم - ختم القران الى حيث علم .
يعنى : شنيدم پدرم مى گفت : رسول خدا مى فرمود: قرآن را تا آنجا كه مى داند ختم
كند.
ل - از امام صادق - عليه السلام - روايت شده است كه فرمود:
751 - من استمع حرفا من كتاب الله من غير قراءه كتب الله له حسنه ، و محا عنه سيئه ،
و رفع له درجه .
يعنى : كسى كه حرفى از كتاب خدا را بشنود ولى نخواند، خداوند
متعال حسنه اى به او خواهد داد و گناهى را از او پاك خواهد كرد و برايش درجه اى بالا
خواهد برد.
م - خالد بن مارد فلانسى از ابى حمزه از امام باقر - عليه السلام -
نقل كرده است كه فرمود:
752 - من ختم القران بمكه من جمعه الى جمعه او
اقل من ذلك ، او اكثر، و ختمه فى يوم الجمعه كتب الله له من الاجر و الحسنات من
اول جمعه كانت فى الدنيا الى اخر جمعه تكون فيها، و ان ختمه فى سائر الايام فكذلك
.
يعنى : كسى كه در مكه از يك جمعه تا جمعه ديگر، قرآنى ختم كند يا كمتر يا بيشتر
از آن ، ولى پايانش در روز جمعه باشد، خداوند برايش از اولين جمعه اى كه در دنيا
بود تا آخرين جمعه اى كه در دنيا خواهد آمد، پاداش و حسنه مى نويسد، و اگر در ساير
روزها نيز قرآن را ختم نمايد، اين چنين خواهد بود.
ن - سعد بن طريف از امام باقر - عليه السلام - روايت كرده است كه فرمود:
753 - قال
رسول الله - صلى الله عليه و آله و سلم -: من قرا عشر ايات فى ليله لم يكتب من
الغافلين ، و من الغافلين ، و من قرا خمسين ايه كتب من الذاكرين ، و من قرا مائه ايه كتب من
القانتين ، و من قرا مائتى ايه كتب من الخاشعين ، و من قرا ثلاثماثه ايه كتب من الفائزين
، و من قرا خمسمائه ايه كتب من المجتهدين ، و من قرا الف ايه كتب له قنطار من بر، و
القنطار خمس عشره الف مثقال من الذهب ، و المثقال اربعه و عشرون قير اطا اصغرها
مثل جبل احد و اكبرها ما بين السماء و الارض .
يعنى : رسول خدا - صلى الله عليه و آله و سلم - فرمود: كسى كه ده آيه در يك شب
بخواند، نامش جزء غافلين نوشته نخواهد شد، و هر كس كه پنجاه آيه بخواند، از ذاكرين
خواهد بود. و هر كس كه صد آيه بخواند، از قانتين (فرمانبرداران ) است . و هر كس كه
دويست آيه بخواند، جزء خاشعين نوشته مى شود، و هر كس كه سيصد آيه بخواند از
فائزين (رستگاران ) محسوب مى شود و هر كس كه پانصد آيه بخواند از مجتهدين مى
باشد. و هر كس كه هزار آيه بخواند قنطارى از نيكوكارى برايش نوشته مى شود كه
يك قنطار پانزده هزار مثقال از طلاست و يك مثقال ، بيست و چهار قيراط است كه كمترينش
مانند كوه احد و بزرگترينش ما بين آسمان و زمين است .
فصلاول : قرائت قرآن قبل از خواب
سزاوار است كه انسان تا چيزى از قرآن نخوانده ، نخوابد.
فضيل بن يسار از حضرت صادق - عليه السلام - روايت كرده است كه فرمود:
756 - ما يمنع التاجر منكم المشغول فى سوقه اذا رجع الى منزله ان لا ينام حتى
يقرا سوره من القران فيكتب له مكان كل ايه يقراها عشر حسنات و يمحى عنه عشر سيئات
.
يعنى : تاجر مشغول در بازارتان را چه چيز مانع مى شود كه وقتى به
منزل باز گشت ، تا سوره اى از قرآن را نخوانده ، نخوابد كه دى اين صورت در برابر
هر آيه اى كه قرائت مى كند، ده حسنه برايش نوشته مى شود و ده سيئه از او محو مى
گردد.
فصل دوم : داشتن قرآن در خانه و از روى آن خواندن
داشتن قرآن در خانه مستحب است كه حضرت صادق - عليه السلام - فرمود:
755 - انه ليعجبنى ان يكون فى البيت مصحف يطرد الله
عزوجل به الشياطين .
يعنى : دوست دارم در خانه قرآنى باشد كه خداوند عزيز و
جليل به واسطه آن ، شياطين را طرد نمايد.
و سزاوار است كه هنگام قرائت قرآن در آن بنگرد اگر چه داراى قرائتى نيكو و حافظ
قرآن باشد و غلط نخواند كه حضرت صادق - عليه السلام - فرمود:
756 - ثلاثه تشكو الى الله العزيز الجليل : مسجد خراب لا يصلى فيه اهله ، و
عالم بين جهال ، و مصحف معلق قد وقع عليه الغبار لا يقرا فيه .
يعنى : سه گروه هستند كه به درگاه خداوند عزيز و
جليل شكايت مى برند: مسجد خرابى كه اهلش در آن نماز نخوانند، عالمى كه ميان جاهلان
باشد (و از او استفاده اى نشود) و قرآنى كه رها شده و بر آن گرد و غبار نشسته و كسى
از رويش نخواند.
اسحاق بن عمار گويد به حضرت صادق - عليه السلام - عرض كردم : فدايت
شوم ! من قرآن را از بر هستم ، آيا از حفظ بخوانم بهتر است يا از روى كتاب ؟ فرمود:
757 - لا، بل اقراه و انظر و انظر فى المصحف فهو
افضل ، اما علمت ان النظر فى المصحف عباده ؟ .
يعنى : نه ، بلكه بخوان و در قرآن نظر كن كه اين بهتر است ، آيا نمى دانى كه
نگاه كردن در قرآن عبادت است ؟.
و از آن حضرت است كه :
758 - من قرا فى المصحف متع ببصره ، و خفف عن والديه ولو كانا كافرين .
يعنى : كسى كه از روى قرآن بخواند، عمر چشمش زياد مى گردد و براى پدر و
مادرش تخفيف داده مى شود اگر چه كافر باشند.
و از آن حضرت نقل شده است كه از قول پيامبر اكرم - صلى الله عليه و آله و سلم -
فرمود:
759 - ليس شى ء اشد على الشيطان من القراءه فى المصحف نظرا و المصحف فى
البيت يطرد الشيطان .
يعنى : چيزى بر شيطان سخت تر از اين نيست كه قرآن خوانده شود در حالى كه در آن
نظر مى گردد و قرآنى كه در خانه باشد، شيطان را طرد مى نمايد.
|