next page

fehrest page

back page

بنام خدا، خدا مرا كافى است . بر خداى توكل كردم خدايا! من بهترين امور را از تو مى خواهم و از دشمنى دنيا و عذاب آخرت پناه به تو مى برم خداى تعالى امر دنيا و آخرتش را كفايت مى كند.
روايت نهم : اميرالمومنين فرمود: وقتى خواستيد بخوابيد پهلو بر زمين نگذاريد تا آنكه بگوييد
اعيذ نفسى و دينى و اهلى و ولدى و خواتيم عملى و ما رزقنى ربى و ما خولنى بعزة الله و عظمه الله و جبروت الله
خودم و دينم و اهل و فرزندانم و پايان كارم و آنچه خداى به من روزى داد و آنچه را كه مملوك من كرد پناه مى دهم به عزت خدا و عظمت خدا و جبروت خدا
و سلطان الله و رحمه الله و رافه الله و غفران الله قوه الله و قدره الله و جلال الله و بصنع الله و اركان
و سلطان خدا و رحمت خدا و مهربانى خدا و بخشش خدا و قوت خدا و قدرت خدا و جلالت خدا و به صنع خدا و به اركان خدا.
الله وبجمع الله و برسول الله و قدره الله على ما يشاء من شر السامه و الهامه و من شر الجن
و به اراده خدا و به رسول خدا و قدرت خدا بر آنچه خداى خواهد از شر حيوانات سمى و خزنده و از شر جن
و الانس و من شر كل ما دب على الاءرض و ما يخرج منها و من شر ما ينزل من السماء و ما يعرج فيها
و انس و از شر هر موجودى كه بر روى زمين راه مى رود و از آن خارج مى شود. و از شر آنچه كه از آسمان فرود مى آيد و آنچه به سوى وى بالا مى رود
و من شر كل دابة انت ربى اخذ بنا صيتها ان ربى على صراط مستقيم و هو على كل شى قدير و لا حول
و از شر هر جنبنده اى تو پرودگار منى پيشانى انرا در دست دارى پروردگار من بر راه راست قرار دارد و وى بر همه چيز تواناست و
و لا قوه الابالله العلى العظيم
حول و قوه اى جز براى خداى بلند مرتبه بزرگ نيست .
زيرا رسول خدا (صلى الله و عليه و آله و سلم ) امام حسن و امام حسين عليهما السلام را با آن تعويذ مى كرد و به همين امر مى كرد.
روايت دهم : از امير المومنين (عليه السلام ) روايت شده است كه : وقتى خواستيد بخوابيد دست راست را در زير صورت راست گرفته و بگوييد بسم الله وضعت جنبى لله على بنام خدا پهلوى خود را بر زمين مى گذارم و
مله ابراهيم و دين محمد و ولايه من افترض الله طاعته ما شا الله كان و مالم يشا لم يكن
بر ملت ابراهيم و دين محمد (صلى الله و عليه و آله و سلم ) و ولايت كسانى كه طاعت آنها را خدا واجب كرده است آنچه خدا بخواهد مى شود و آنچه نخواهد نمى شود.
هر كس به هنگام خواب چنان كند از دزد غارتگر و آوار محفوظ ماند و ملايكه براى او استغفار كنند.
روايت يازدهم : ابو بصير از امام جعفر باقر (عليه السلام ) روايت كرد فرمود: هر كس وقتى از خانه اش خارج مى شود بگويد:
اعوذ بما عاذت ملائكه الله من شر هذا اليوم الجديد الذى اذا غابت شمسه لم يعد من شر نفسى
پناه مى برم به آنچه ملايكه كه به آن پناه بردند از شر اين روز تازه كه وقتى خورشيدش غروب كرد باز نمى گردد و از شر نفس ‍ خودم
و من شر غيرى و من شر الشيطان و من شر من نصب لاولياء الله و من شر الجن و الانس
و از شر ديگران و از شر شيطان و از شر كسى كه با دوستان خدا دشمنى مى كند و از شر جن و انس
و من شر السباع و الهوام و شر ركوب المحارم كلها اجير نفسى بالله من كل سوء
و از شر حيوانات درنده و خزنده و از شر ارتكاب اعمال حرام خود را به خدا پناه مى دهم از همه بديها.
خداى تعالى او را بيامرزد و توبه اش را قبول كند و مقاصد مهم او را كفايت كند و بين او و بدى مانع شود و از شر آن حفظ نمايد.
باب ششم : در تلاوت قرآن
تلاوت خود از اقسام ذكر و دعاست و جانشين ذكر مى شود و هر تشويق و ترغيب و جلب منفعت و دفع ضرر كه در ذكر و دعاست در تلاوت قرآن نيز موجود است در آنچه مى آيد مطلب فوق را خواهى يافت و مطالب زير فضايلى را بيشتر از آندو به اثبات مى رساند.
اول : قرآن كلام خداست دوم : قطعا اسم اعظم است سوم : سر چشمه علم و دانش است .
حفص بن غياث از زهرى نقل كرد و گفت : از على بن الحسين (عليه السلام ) شنيدم كه مى فرمود: آيات قرآن خزانه هاى علم هستند هرگاه خزانه اى گشوده شود شايسته است كه به آنچه در آن است نظر كنى
چهارم : تلاوت و زياد خواندن قرآن باعث انتشار معجزه پيامبر (صلى الله و عليه و آله و سلم ) است و آنرا در تواترى كه دارد براى آيندگان حفظ مى كند پنجم : براى هر حرفى از قرآن پاداشى داده مى شود چنانكه بيايد و در غير آن نيامده است براى هر كدام تعدادى اندك از اخبار را بياوريم :
روايت اول : از پيامبر روايت شده كه فرمود خداى تعالى مى فرمايد: هر كس قرائت قرآن او را از دعايم باز دارد من بهترين ثواب شاكرين را به او مى دهم .
روايت دوم : محمد بن يعقوب در حديثى مرفوع از پيامبر (صلى الله و عليه و آله و سلم ) نقل كرد كه فرمود: هر كس خداى تعالى به او قران بدهد و فكر كند كه خداى تعالى به ديگران بهتر از آنچه كه به او اعطا كرده است بزرگى را كوچك شمرده و كوچكى را بزرگ شمرده است .
روايت سوم : از آنحضرت روايت شده كه : وقتى فتنه ها همانند پاره هاى شب تار به شما روى آورند بر شما باد به قرآن زيرا قران شفيعى است كه از ديگران شفاعت ميكند و شاهدى است كه خداى تعالى او را تصديق مى كند و هر كس او را جلوى خود قرار دهد او را به بهشت مى برد و هر كس او را پشت سر خود قرار دهد او را به جهنم سوق مى دهد و او بهترين راهنما به بهترين راههاست و هر كس از قرآن گفت ، راست گفت و مؤ من شد و هر كس به قران حكم كند عدالت كرده و هر كس به قرآن تمسك كند اجر برده است .
روايت چهارم : ليث بن سليم بدون واسطه از پيامبر روايت كرده است كه آن حضرت فرمود: خانه هاى خويش را با تلاوت قرآن نورانى كنيد و خانه هاى خود را جايگاه مردگان نسازيد چنان كه يهود و نصارى چنان كردند كه در معابد و كنيسه ها يشان نماز گزاردند و خانه هاى خود را خالى گذاشتند، زيرا خانه اى كه در آن زياد تلاوت قرآن شود خيرش زياد مى شود و اهل آن از تلاوت قرآن بهره مند مى شوند و آن خانه اهل آسمان را روشنى مى دهد چنانكه ستارگان آسمان به اهل دنيا نور مى دهند.
روايت پنجم : از امام صادق (عليه السلام ) آمده كه فرمود: خانه اى كه در آن مسلمانى باشد كه قران مى خواند اهل آسمان آن خانه را مى بينند، چنانكه اهل زمين ستاره درخشان آسمان را مى بينند.
روايت ششم : امام رضا (عليه السلام ) از پيامبر نقل مى فرمايد كه آن حضرت فرمود: براى خانه هايتان بهره اى از قرآن قرار دهيد، زيرا وقتى در خانه اى قران خوانده شود بر اهل آن خانه سبك گرفته مى شود و خيراتش زياد مى گردد و اهل ان در زياده هستند و اگر در آن خانه قرآن خوانده نشود خانه بر اهلش تنگ مى شود و خيراتش كم مى شود و ساكنين آن در نقصان خواهند بود.
روايت هفتم : امام صادق (عليه السلام ) فرمود: شايسته است كه مؤ من نميرد تا آنكه قران بياموزد و يا آنكه در راه فراگيرى آن باشد.
روايت هشتم : حسن ابن الحسين ديلمى از كتابش نقل كرد كه آن حضرت فرمود: قرائت قرآن بهتر از ذكر است و ذكر بهتر از صدقه است و صدقه بهتر از روزه است و روزه سپر آتش است و فرمود: قارى قران به عوض هر حرفى در نمازش در صورتى كه در حال ايستاده بخواند صد حسنه دارد و در صورتى كه نشسته نماز گزارد و در آن قرآن بخواند پنجاه حسنه بابت هر حرفى مى برد و در غير نماز اگر با طهارت باشد بابت هر حرفى بيست و پنج حسنه مى برد و اگر بدون طهارت باشد ده حسنه مى برد منظور من از حرف اين نيست كه بگويم ((الم )) يك حرف است بلكه براى قارى قران براى هر حرف يعنى بابت ((الف )) ده حسنه و بابت حرف ((لام )) ده حسنه و بابت حرف ((ميم )) ده حسنه و عوض حرف راء ده حسنه مى برد.
روايت نهم : بشر بن غالب اسدى از امام حسين بن على (عليه السلام ) روايت كرد كه فرمود: هر كس آيه اى از كلام خدا را در نمازش به حالت ايستاده بخواند خداى تعالى در عوض هر حرفى صد حسنه برايش مى نويسد و اگر در غير نماز بخواند بابت هر حرفى ده حسنه (77) به او مى دهد و اگر قرآن را بشنود به عوض هر حرفى يك حسنه مى نويسند و اگر قرآن را در شب ختم كند فرشتگان آسمان بر او صلوات مى فرستند تا صبح كند و اگر در روز ختم قرآن كند ملايكه بر او درود فرستند تا شب كند و براى وى يك دعاى مستجاب هست و آن بهتر است از آنچه كه بين آسمان و زمين است ، پرسيدم : اين پاداش كسى است كه قران خوانده است (ولى كسى كه قران نخوانده پاداشش چيست ؟) حضرت فرمود: اى برادر بنى اسد! خداى تعالى بخشنده و بزرگوار و كريم است وقتى آنچه كه شنيده (در حفظ دارد) بخواند خداى تعالى همان را به او مى دهد.
روايت دهم : عبدالله بن سليمان از ابى جعفرباقر (عليه السلام ) نقل كرد كه آن حضرت فرمود: هر كس در نماز در حال ايستاده قران بخواند خداى تعالى به هر حرفى صد حسنه به او مى دهد و هر كس در نمازش نشسته قران بخواند خداى تعالى براى هر حرفى پنجاه حسنه مى نويسد. و هر كس در غير نمازش قران بخواند به عوض هر حرف ده حسنه برايش مى نويسند.
روايت يازدهم : از امام صادق (عليه السلام ) آمده است كه فرمود: هر كس حرفى از قرآن را در حال نشسته در نماز بخواند خداى پنجاه حسنه در عوض آن حرف برآيش مى نويسد و پنجاه گناه را از او محو مى كند و پنجاه درجه او را بالا مى برد و هر كس در حال ايستاده در نماز حرفى از قرآن بخواند خداى تعالى به عوض آن حرف صد حسنه برايش مى نويسد و صد گناه از او محو كند و صد درجه او را بلا برد و هر كس قرآن را ختم كند يك دعاى مستجاب دارد، خواه در آينده و يا در حال . رواى گفت : خداى مرا فدايت كند همه قران را بخواند، فرمود: همه قران را ختم كند. منصور از ابى عبد الله (عليه السلام ) نقل كرد فرمود: از پدرم شنيدم كه مى فرمود: رسول خدا مى فرمود: قرآن را تا آنجا كه مى داند ختم كند.
روايت دوازدهم : از امام صادق (عليه السلام ) وارد شده است كه فرمود: هر كس حرفى از كتاب خدا را بدون قرائت بشنود خداى تعالى براى او حسنه اى بنويسد و گناهى را از وى محو كند و درجه اى را به او دهد.
روايت سيزدهم : خالد بن مارد فلانسى از ابى حمزه ابى جعفر باقر (عليه السلام ) نقل كرده است كه آن حضرت فرمود: هر كس قرآن را در مكه از جمعه تا جمعه ديگر ختم كند يا كمتر از آن ختم نمايد و يا بيشتر از آن ختم كند خداى تعالى براى او اجر و حسناتى را كه از جمعه اول دنيا تا جمعه آخر دنيا بوده و يا خواهد بود براى او مى نويسد و اگر در ساير ايام هم ختم كند نيز چنين حسناتى دارد.
روايت چهاردهم : سعيد بن ظريف از امام باقر (عليه السلام ) نقل كرد كه فرمود: رسول خدافرمود: هر كس ده آيه از آيات قرآن را در يك شب بخواند از غافلين شمرده نمى شود و هر كس پنجاه آيه از قرآن را بخواند از ذاكرين نوشته مى شود و هر كس صد آيه بخواند از قانتين نوشته مى شود. و هر كس دويست آيه بخواند از خاشعين نوشته مى شود و هر كس سيصد آيه بخواند از فايزين نوشته مى شود و هر كس ‍ پانصد آيه بخواند از مجتهدين نوشته مى شود و هر كس هزار آيه بخواند قنطارى از نيكى براى او نوشته مى شود و مقدار قنطار پانزده هزار مثقال از طلاست و مثقال بيست و چهار قيراط مى باشد كه كمترين آن مثل كوه احد است و بزرگترين آن به بزرگى آنچه ميان آسمان و زمين است مى باشد.
فصل (1) در فضيلت قرائت قران قبل از خواب
و شايسته است كه انسان نخوابد جز آنكه مقدارى قرآن بخواند. فضيل بن يسار از امام صادق (عليه السلام ) روايت كرد كه فرمود: چه چيز مانع تاجر در بازار است كه وقتى از بازار برگشت نخوابد تا آنكه سوره اى از قرآن بخواند و براى او در قبال هر آيه اى كه مى خواند ده حسنه مى باشد و ده سيئه از او محو مى شود.
فصل (2) در فضيلت نگهدارى قرآن در منزل
و مستحب است كه در خانه قرآن نگهدارند، چون امام صادق (عليه السلام ) فرمود: خوشم مى آيد كه در خانه قرآنى باشد كه خداى تعالى شيطان را به آن طرد كند و شايسته است كه آن قرآن را بخواند اگر چه از حفظ مى تواند قرآن بخواند و قرآن را رها نكند. و نيز به دليل سخن امام صادق (عليه السلام ) كه فرمود: سه چيز به درگاه خداى عزيز جليل شكايت ميكند: مسجد خراب كه كسى در آن نماز نمى خواند و عالمى كه در ميان نادان هاست و قرانى كه غبار بر او نشسته و از آن خوانده نمى شود. و از اسحاق بن عمار روايت شده كه فرمود: به امام صادق (عليه السلام ) عرضه داشتم : فدايش شوم . من قرآن را حفظ هستم آيا از حفظ بخوانم بهتر است و يا از روى قرآن بخوانم ؟ اسحاق بن عمار گفت : امام در پاسخ من فرمود: نه ، بلكه قرآن را بخوان و در كتاب نگاه كن ! و اين بهتر است آيا نمى دانى كه نگاه به قرآن عبادت است ؟ و از آن حضرت نقل شده است كه هر كس در قرآن نگاه كند از چشمش بهره مى برد و از عذاب پدر و مادرش ولو كافر باشند كاسته مى گردد و از آن حضرت بدون واسطه از پيامبر نقل شده است كه فرمود: هيچ چيز بر شيطان از قرائت قرآن از روى مصحف سنگينتر نيست و قرآن در منزل شيطان را طرد مى كند.
فصل (3)
و شايسته است هر كس قرآن را از حفظ دارد در تلاوت آن مداومت كند تا آن كه از يادش نرود و در قيامت بر آن تاسف و حسرت بخورد. عبد الله مسكان از يعقوب بن احمد روايت كرد كه به امام صادق (عليه السلام ) عرض كردم : فدايت شوم غمها و حوادثى بر من فرود آمد كه بخششى همه خيرات از من رخت بر بستند حتى بخششى از قرآنى كه از حفظ داشتم از خاطر رفت . وقتى ياد قرآن كردم آن حضرت غمگين شد سپس فرمود: مرد سوره اى از قرآن را از ياد مى برد، روز قيامت آن سوره در درجه اى از درجات بهشت بر او مشرف مى شود و مى گويد: اسلام عليك آن شخص پاسخ مى دهد: عليك السلام از او مى پرسد. تو كى هستى ؟ جواب مى دهد: من سوره فلان هستم كه مرا ضايع كردى و ترك نمودى (اگر مداومت مى كردى ) و به من چنگ مى زدى تو را به اين درجه مى رساندم سپس حضرت با انگشت خويش اشاره كرد و فرمود: شما را به قرآن سفارش مى كنم . قرآن را بياموزيد، گروهى از مردم قرآن مى آموزند تا بگويند فلانى قارى قرآن است و عده اى قرآن مى آموزند و مقصود او صداست تا آنكه بگويند فلانى صداى خوشى دارد در اين گروهها خيرى نيست و عده اى قرآن مى آموزند تا در شب و روز با قرآن باشند و در اين انديشه نيستند كه كسى بداند و يا نداند. و از آن حضرت در اين زمينه آمده است كه فرمود: هر كس سوره اى از قرآن را از ياد ببرد آن سوره در صورتى زيبا و بر درجه بلند بهشتى براى او تمثل پيدا مى كند وقتى آن را ببيند. مى پرسد: تو كيستى ؟ چقدر زيبايى ! اى كاش از ان من بودى ! آن صورت در جوابش مى گويد آيا مرا نمى شناسى من سوره فلان هستم اگر مرا فراموش نمى كردى تو را به آن درجه بالا مى بردم . و از امام صادق (عليه السلام ) روايت شده كه فرمود: قرآن عهد خداى با خلقش مى باشد شايسته است كه مسلمان در عهد خدا نگاه كند و هر روز پنجاه آيه بخواند. و هيثم بن عبيد گفت از اباعبدالله (عليه السلام ) در مورد شخصى پرسيدم كه قرآن را حفظ نموده است سپس فراموشش كرد آنگاه ياد آورى نمايد تا سه بار آيا مشكلى متوجه او مى شود؟ فرمود: خير.
فصل (4) در شفا به از قرآن و تعويذ با آن
بدانكه نوشداروى اعظم و ياقوت سرخ قرآن است و خواص عجيب و معجزات غريب در قرآن موجود است عظمت آنرا نمى توان با كوه عظيم مقايسه كرد بلكه قرآن گرانسنگ تر است و نمى توان آنرا با درياى عميق مقايسه نمود بلكه قرآن عظيم تر است اگر به مواعظ و نواهى آن بنگرى سخنران ماهر و واعظ بليغ از آن اقتباس مى كند و اگر به احكام و معالم حلال و حرامش بنگرى از درياى آن فقيه ماهر و مفتى راستگو كفى بر مى دارد و اگر به بلاغت و فصاحت قرآن نگاه كنى اهل بلاغت و فصاحت از آن بهره مى جويند و از دريافت معانى و شناخت سبكها و مبانى قرآن اديب توانا و فرزانه دانا استفاده مى برد بعد از اين گفتار حق سبحان ، مداحان و ثناگويان در مدح و ثناى قرآن چه مى توانند گفت كه فرمود: فباى حديث بعده يومنون (137) بعد از قرآن به كدام گفتار ايمان مى آورند. فرمودما فرطنافى الكتاب من شى (138) ما در قرآن چيزى را فرو گذار نكرديم و اگر براى استشفا و تعويذ به قرآن نگاه كنى در قرآن شفا و دوا موجود است . در اين زمينه قرآن غنى و كافى است و خود راهى براى اجابت دعاهاست اكنون در مورد استشفاء و تعويذ سخن مى گوييم . و آن سه قسم است :
قسم اول : شفا از بيماريها.
مقدارى اندك از آن را در اينجا مى آوريم تا شاهد ادعاى ما باشد گر چه بسيارى از كلمات استشفا قرآن را جز پيامبر و اوصيا كه مبين وحى الهى هستند نمى دانند و ديگران از پيدا كردن آن كلمات عاجزند:
روايت اول : امام صادق (عليه السلام ) از پدرانش بلا واسطه از پيامبر نقل مى فرمايد كه : مردى به خدمت پيامبر اكرم (صلى الله و عليه و آله و سلم ) امد و از درد سينه شكايت كرد حضرت فرمود از قرآن شفا بگير! زيرا، خداى تعالى مى فرمايد: و شفاء لما فى الصدور (139)قرآن شفيا دردهايى است كه در سينه مى باشد.
روايت دوم : صدوق بدون واسطه از پيامبر (صلى الله و عليه و آله و سلم ) نقل ميكند :شفاى امت من در يك سوم آيه اى از قرآن يا شربتى از عسل يا نيشتر حجام مى باشد.
روايت سوم : از امام باقر (عليه السلام ) نقل شده است كه : هر كس سوره حمد او را معالجه نكند چيزى او را درمان نمى كند.
روايت چهارم : از امام ابى الحسن (عليه السلام ) آمده است كه فرمود: هر كس آيه الكرسى را به هنگام خواب بخواند از بيمارى فالج نمى ترسد و هر كس بعد از هر نمازى بخواند جانور سمى او را آزار نمى رساند.
روايت پنج : اصبغ بن نباته در حديث طولانى نقل كرد: مردى در پيشگاه اميرالمومنين بلند شد عرضه داشت درشكم من آبى زرد است آيا دوايى دارد؟ فرمود: بله بدون خرج كردن درهم و دينارى براى شفاى آن . آيه الكرسى را بر شكمت بنويس و نيز آن را مى نويسى و مى خورى و ذخيره در شكم قرار مى دهى به اذن خدا تندرست مى شوى . مرد دستور حضرت را انجام داد به اذن حق تعالى شفا يافت .
قسم دوم : در كافى دانستن قران
در اين مورد روايات زيادى موجود است . به مقدارى اندك اكتفا مى كنيم :
روايت اول : حسين بن احمد منقرى نقل كرد گفت : از ابا ابراهيم (عليه السلام ) شنيدم مى فرمود: هر كس قرآن را براى خود كافى بداند وقتى يقين داشته باشد از مشرق و مغرب بى نياز مى شود.
روايت دوم : مفضل بن عمر از آن حضرت نقل كرد كه فرمود: اى مفضل از همه مردم به بسم الله الرحمن الرحيم (78) و به قل هو الله احددر پرده شو كه از راست و چپ و جلو و پشت سر و پايين و بالايت بخوانى و نيز از پادشاه ستمگر، وقى به او بنگرى سه بار آنرا بخوان و دست چپ را گره كن و از هم مگشا! تا از نزد او بيرون آيى .
روايت سوم : براى محافظت از دزدان وقتى به بسترت پناه بردى بگوقل ادعو الله اوادعو الرحمن ايا ما تدعو فله الاسماءالحسنى و لا تجهر بصلوتك و لا تخفت بها و ابتغ بين ذلك سبيلا و قل الحمد لله الذى لم يتخذ ولدا و لم يكن له شريك فى الملك و لم يكن له من الذل و كبره تكبيرا(140)از على (عليه السلام ) روايت شده و نيز از ائمه اطهار ذ (عليه السلام ) نقل شده است كه هر كس اين دو آيه را بخواند به هنگامى كه در بسترش قرار مى گيرد پيوسته از همه شياطين و از ستمگران عنود تا به هنگام صبح در حفظ خداست .
روايت چهارم : قرائت سوره انا انزلناه فى ليلة القدربراى چيزهايى كه ذخيره مى شود و ميوه هايى كه چيده مى شود حرز است ، و روايت از ائمه (عليهم السلام ) برآن وارد شده است .
روايت پنجم : براى حفاظت از شياطين وقتى در بسترش آرام گرفت آيه سخره را بخواندان ربكم الله الذى خلق السموات و الاءرض فى سته ايام ثم استوى على العرش يغشى الليل النهار يطلبه حثيثا و الشمس و القمر و النجوم مسخرات بامره الا له الخلق و الامر تبارك الله رب العالمين (141)مردى از اميرالمومنين اين را آموخت و رفت سپس به دهى خراب رسيد شب را در آن خوابيد و اين آيه را نخواند شياطين او فرا گرفتند ناگاه يكى از آنها لحيه او را گرفت شيطان ديگر به رفيقش گفت او را مهلت بده ، مرد بيدار شد و اين آيه را خواند آن شيطان به رفيقش گفت خدا بينى ات را به خاك ماليد الان تاصبح او را نگهبانى كن .وقتى صبح شد به نزد اميرالمومنين بازگشت و قصه را به عرض آن حضرت رساند. و گفت در كلام تو شفا و درستى يافتم . سپس آن مرد بعد از طلوع آفتاب به آن ده خراب بازگشت ناگاه آثار كشيده شدن موهاى شيطان را در آنجا ديد.
روايت ششم : از پيامبر (صلى الله و عليه و آله و سلم ) روايت شده كه : هر كس چهار آيه از اول بقره و آية الكرسى و دو آيه بعدش و سه آيه آخر بقره را بخواند در مورد خود و اموالش بدى نمى بيند و شيطان به او نزديك نمى شود و قران از يادش نمى رود.
روايت هفتم : از امام صادق (عليه السلام ) وارد شده كه فرمود: هر كس بر سلطانى وارد شود كه از او مى ترسد به هنگام ورود و مواجهه با او آيه : كهيعص (142) را بخواند و انگشتان دست راست را ببندد به اينكه هر گاه حرفى را مى خواند انگشتى را ببندد سپس ‍ حمعسق را بخواند و انگشتان دست چپ را ببندد سپس و عنت الوجوه للحى القيوم و قد خاب من حمل ظلما(143) را بخواند و در صورت او دو دست را باز كند خداى تعالى شر سلطان را از او بر مى گرداند.
روايت هشتم : از امام ابوالحسن (عليه السلام ) آمده كه فرمود: وقتى از امرى ، هراسناكى صد آيه از هر كجاى قرآن كه خواستى بخوان سپس سه بار بگو:اللهم ادفع عنى البلا:خدايا بلا را از من دفع كن .
قران مؤ من را ازديد كفار پنهان مى كند
روايت هشتم : ابو عمران موسى بن عمران كسروى حديث كرد گفت : عبد الله بن كلب ما را حديث كرد او گفت : مرا منصور بن عباس از سعد بن جناح از سليمان بن جعفر جعفرى از امام رضا (عليه السلام ) از پدرش حديث فرمود كه ابو منذر هشام بن سايب بن كلبى بر ابى عبدالله صادق (عليه السلام ) وارد شد فرمود: آيا تو قرآن را تفسير مى كنى ! پاسخ داد: بله . حضرت از او سئوال كرد: اين آيه خداى تعالى به پيامبرش فرمود و اذا قرات القرآن جعلنا بينك و بين الذين لا يومنون بالاخره حجابا مستورا(144) وقتى قرآن مى خوانى ما بين تو و بين كسانى كه ايمان نمى آورند پرده اى ساتر قرار مى دهيم آن قرآنى كه مورد اشاره اين آيه مى باشد كه رسول خدا (صلى الله و عليه و آله و سلم ) آنرا مى خواند و از چشم كفار پوشيده مى گشت كدام آيه است . جواب داد نمى دانم فرمود: پس ‍ چگونه مى گويى كه من مفسر قرآنم ؟ پاسخ داد! اى پسر رسول خدا (صلى الله و عليه و آله و سلم ) بر من منت گذاريد و به من بياموزيد، فرمود آيه اى در سوره كهف و آيه اى در سوره نحل و آيه اى در سوره جاثيه بدين شرح ، افرايت من التخذ الهه هواه و اضله الله على علم و ختم على سمعه و قلبه و جعل على بصره غشاوه فمن يهديه من بعد الله افلا تذكرون (145) و آيه سوره نحل : اولئك الذين طبع الله على قلوبهم و سمعهم و ابصارهم و اولئك هم الغافلون (146) و كفه و من اظلم ممن ذكر بايات ربه فاعرض عنها و نسى ما قدمت يداه انا جعلنا على قلوبهم اكنه ان يفقهو ه و فى آذانهم وقرا و ان تدعهم الى الهدى فلن يهتدوا اذا ابدا(147).

next page

fehrest page

back page