و از فاطمه زهرا سيده زنان عالم و محبوب خاتم و مادر ائمه اطهار كه درود بر او و پدر و شوهر و فرزندانش باد - روايت شده است كه فرمود: هر
كس عبادت خالص خود را به طرف بالا فرستد، خداى تعالى بهترين مصالح خود را براى او پايين مى فرستد. و از امام باقر (عليه السلام )
روايت شده است كه : بنده به حقيقت ، عابد خداى تعالى نمى شود مگر آنكه از همه خلق ببرد و تنها به خداى تعالى متكى شود در حاليكه خدا مى
گويد اين شخص صالح از آن من است ، به كرمش وى را قبول مى كند. و از امام صادق عليه السلام آمده است كه فرمود: خداى تعالى هيچ نعمتى را
برتر از اين نعمت قرار نداد، كه در قلب بنده با خدا، هيچكس نباشد و امام صادق (عليه السلام ) به هشام بن حكم فرمود: اى هشام ! صبر بر وحدت
نشانه عقل قوى است هر كس را كه خداى تعالى عقل داد از اهل دنيا و راغبان به آن دورى مى جويد و راغب ثواب الهى مى شود و خداى تعالى ، انيس او در
وحشت مى گردد و در وحدت هم صحبت او مى شود و در تنگدستى بى نيازش مى نمايد و در غير فاميلش عزيزش مى دارد اى هشام !
عمل كم با علم مقبول مى شود و چند برابر مى شود و عمل زياد با جهل بر مى گردد. از امام ابى جعفر جواد (عليه السلام )
نقل است كه فرمود: افضل عبادت ها اخلاص است . و از ابوالحسن هادى (عليه السلام )
نقل شده است كه اگر مردم در راه وسيعى حركت كنند من در راه بنده اى حركت مى كنم كه خداى را به اخلاص عبادت كرده است . و از امام حسن عسگرى
(عليه السلام ) آمده است كه : اگر دنيا در يك لقمه قرار داده شود من آنرا در دهان بنده اى خواهم گذاشت كه خداى تعالى را به اخلاص عبادت مى كند
باز مى بينم كه من در حق او تقصير و كم كارى كرده ام و اگر كافر را از دنيا منع كنم تا آنكه گرسنگى و تشنگى به حد مرگ برسد، آنگاه
مقدارى آب به او دهم فكر مى كنم اسراف كرده ام . اينها مقدارى از دواهاى علمى بود كه شخص رياكار را دوا مى كند و روزنه هاى هواى نفس را مى
بندد.
و اما دواى عملى ريا:
شخص بايد خود را عادت دهد كه عبادت هاى خود را در پنهانى انجام دهد و درها را ببندد، چنانكه كسى كه كارهاى زشت انجام مى دهد، چنين مى كند. و به
اطلاع خدا و علم او بسنده كند و نفسش از او نخواهد كه ديگران بدانند، هيچ دوايى در علاج ريا از اين موثرتر نيست . عيسى (عليه السلام ) به
حواريين مى فرمود: وقتى روزه گرفتيتد سر و ريش را روغن بماليد و لبان را به روغن زيتون آغشته نماييد مبادا مردم بفهمند ك شما روزه دار هستيد
وقتى به دست راست صدقه داديد از چپ مخفى كنيد. وقتى نماز مى گزاريد، پرده در را بكشيد.
خداى تعالى ثنا را بسان روزى تقسيم مى كند. رسول خدا (صلى الله و عليه و آله و سلم ) فرمود: در سايه عرش خدا سه نفرند كه خداى تعالى
به سايه خويش ايشان را در سايه مى گيرد، روزى كه هيچ سايه اى جز سايه خدا نيست . دو نفر كه در راه خدا دوستى كردند و در همان راه جدا
شدند، و مردى كه به دست راست صدقه داد و آنرا از دست چپ پوشانيد، و مردى كه زنى صاحب
جمال او را به خود خواند ولى او گفت من از رب العالمين مى ترسم . و حفص بن بخترى از امام جعفر صادق (عليه السلام ) روايت كرد گفت : پدرم از
پدرانم (عليهم السلام ) روايت كردند كه امير المومنين (عليه السلام ) به كميل به زياد نخعى فرمود: صدقه بده ولى آشكارش مكن ! خودت را
پنهان كن ! و مشهور مساز! و بياموز و عمل كن و ساكت شو! به سلامت مى مانى پس خوبان را
خوشحال مى كنى و بدان را به غضب مى آورى و اگر خداى تعالى دين خود را به تو شناساند ضررى ندارد كه تو مردم را نشناسى و تو را
نشناسند.
دنباله
وقتى عمل را پنهان كردى و آن را مخفى نمودى و عمل خالص را براى خدا قرار دادى بعدا بين مردم بر ملا نكن به اينكه بگويى
عمل به اخلاص واقع شد و در دفتر حسنات نوشته شده و در كفه اعمال حسنه قرار گرفت بعدا
عمل را آشكار كنى و همت و كوشش تو بر كتمان آن كم شود سفارش مى كنم و بر حذر مى دارم تو را كه تلاش و رنج خود را ضايع مكن ! و از دفتر
پنهان به دفتر آشكار انتقالش مده ! اگر بر اخلاص خود باقى هستى نود و نه برابر از
عمل آشكار، هفتاد برابر است . و از امام صادق (عليه السلام ) است كه فضيلت
عمل پنهانى بر عمل آشكار، هفتاد برابر است و از امام صادق عليه السلام است كه هر كسى در خفا
عمل نيكى به جاى آورد به عنوان عمل خفايى نوشته مى شود و وقتى آن را بيان كند و آشكار نمايد از آن محو مى شود و به عنوان
عمل آشكارا نوشته مى شود، وقتى بار ديگر اقرار كنى و بيان نمايى از آنهم محو شده و به عنوان
عمل ريايى نوشته مى شود. واى بر تو از آن سخنى كه اين مقدار نحس بود! و چه مصيبتى بزرگ براى تو ببار آورد. اى كاش
لال بودن ، تو را حفظ مى كرد و سكوت ، تو را نگه مى داشت .
بله از ائمه (عليهم السلام ) روايت شده است كه ايشان اجازه نقل آنرا دادند اگر بيان آن براى برادر مومنش سود دارد و او را در آن مورد بيان شده به
نشاط در مى آورد.
قسم دوم : عجب است
كه از هلاك كننده هاست . رسول خدا (صلى الله و عليه و آله و سلم ) - فرمود سه چيز هلاك كننده اند: آزى كه شخص از آن پيروى كند، و هواى نفس كه
پيروى شود و از خود راضى بودن و عجب . و عجب عمل را از بين مى برد و باعث دشمنى خداى سبحان مى شود. حضرت على (عليه السلام ) مى
فرمايد: اگر گناهى براى مؤ من بدتر از عجب و خود بينى نبود، خداى تعالى راه مؤ من را براى گناه باز نمى گذاشت (63). و اميرالمومنين
(عليه السلام ) فرمود: گناهى كه بدت بيايد بهتر از خوبى است كه خوشت بيايد، يعنى باعث عجب شود و حضرت فرمود، حسب و نسبى بهتر از
تواضع نيست و تنهايى ، وحشتناك تر از عجب نيست .
از امام صادق از پيامبر (صلى الله و عليه و آله و سلم ) روايت شده كه فرمود: خداى تعالى به داوود وحى فرمود كه اى داوود گناهكاران را بشارت
بده و صديقان را بترسان ! عرضه داشت : چگونه به گناهكاران بشارت دهم و صديقان را انذار كنم ؟ فرمود: اى داوود! به گناهكاران بشارت بده
كه من توبه گناهكاران را مى پذيرم و از گناه مى گذرم و صديقان را بترسان مبادا از اعمالشان عجب پيدا كنند، زيرا هيچ بنده اى نيست كه به
حسنات عجب و خود ستايى كند، جز آنكه هلاك مى شود.
و در روايت ديگر آمده است : هيچ عبدى نيست كه حسنات خود را حسابرسى كند، مگر آنكه هلاك شود. و از ابى جعفر (عليه السلام ) از پيامبر آمده است كه
فرمود: خداى تعالى فرمود: مى دانم كه چه چيز كار بنده مؤ من مرا درست مى كند و از جمله بندگان مومنم ، كسانى هستند كه شب زا بستر بلند مى
شود و از بالش نرم دست مى كشد و در عبادت مى كوشد و خود را در عبادت به زحمت مى اندازد من يك شب يا دو شب او را ضرر مى زنم و خوابش مى كنم
، زيرا مصلحت او را در نظر مى گيرم بر خلاف ميل او كه دوست ندارد بخوابد، پس در خواب مى ماند تا صبح شود و بلند مى شود در صورتى كه
بر خويش خشمگين است و نفس را ملامت مى كند و اگر بين او و مرادش كه عبادت من است او را واگذارم (تا عبادت كند) از عبادتش دچار عجب مى شود و باعث
هلاكت و رضايت نفسانى مى گردد، حتى گمان مى كند كه از عبادت كندگان پيشى گرفته و در عبادت ، خود را از حد تقصير بيرون مى بيند و از من
دور مى شود در صورتى كه گمان مى كند به من نزديك شده است . از طريق ديگر صاحب جواهر جمله اى زياده بر اين روايت بعنوان تتمه آن آورده
است . پس عمل كنندگان بر اعمالى كه انجام مى دهند تكيه نكنند، زيرا اگر بكوشند و خودشان را در زحمت اندازند و عمرهاشان را در عبادت فنا كنند،
از مقصرين محسوب مى شوند و به مقصودشان كه كرامت و متنعم شدن در بهشت و درجه بلند در دارين است دست نمى يابند ولى به رحمت من (نه از
اعمال خود) بايد دست پيدا كنند و به فضل من اميد ببندند و به حسن ظن من مطمئن شوند و آرام گيرند، زيرا رحمت من ايشان را در مى يابد و به
رضوان و مغفرت من مى رساند و لباس عفو به ايشان مى پوشاند زيرا من خداى رحمان و رحيم هستم و به همين اسم ناميده شدم ، و از امام باقر (عليه
السلام ) منقول است كه خداى سبحان مى فرمايد: كسى از بندگان مؤ من من از من اطاعتى را مى خواهد من او را به خاطر ترس از عجبش از آن طاعت باز مى
دارم . و مسيح (عليه السلام ) فرمود: اى جمع حواريين : چه چراغهايى ك باد خاموششان كرد و چه عابدهايى كه عجب خرابشان كرد. و بدان كه حقيقت
عجب آن است كه عمل را بزرگ بشمارد و زيادش بداند و به آن مسرور شود. (64)
اشكال : اگر كسى از طاعت خوشحال و مبتهج گردد، ولى آنرا بزرگ نشمارد، بلكه از انجامش
خوشحال شود و عمل بيشتر را دوست بدارد و هيچ انسانى از اين خوشحالى و سرور جدا نيست زيرا وقتى شبانگاه برخيزد و يا روزى روزه بگيرد و يا
به مقامى بزرگ دست پيدا كند و يا به انجام دعا و عبادتى موفق شود ناچار
خوشحال مى شود آيا اين اعجابى است كه عمل را باطل مى كند و او را به جمع عجب كنندگان مى كشاند.
جواب : عجب اتبهاج به عمل صالح و ناز كردن به عمل و بزرگ دانستن آن است و با آن خود را در مرز تقصير بيرون ببيند و اين هلاكش
مى كند و عمل را از كفه حسنات به كفه سيئات مى آورد و از درجات بلند به دركات پست جهنم مى كشاند. سعيد بن ابى خلف از امام صادق (عليه
السلام ) روايت كرد كه فرمود: بكوشش و عمل سفارش مى كنم و اينكه خود را از مرز مقصر بودن در عبادت خدا و اطاعت او بيرون ببينى ، زيرا كسى
نمى تواند خداى تعالى را آنطور كه سزاوار است اطاعت كند و اما خوشحالى با فروتنى در نزد خداى
جل جلاله و شكر بر توفيق عبادت و طلب زيادت از خداى كارى نيكو و پسنديده است . امير المومنين (عليه السلام ) فرمود: هركس حسنه اش او را
خوشحال كند و گناهش او را ناراحت كند مؤ من است و فرمود هر كسى كه خويش را در هر روز به حساب نكشد از مانيست اگر
عمل خوبى كند خداى را سپاس گويد و از خداى طلب زيادت كند و اگر بد كرده است از خداى استغفار كند. و فرمود: بندگان خدا
عمل كنيد! مؤ من صبح و شب نمى كند، جز آنكه به خو بد گمان است و پيوسته نفس را ملامت مى كند و از او مى خواهد كه بيشتر تلاش كند پس هماند
گذشتگان باشيد خيمه تان را از دنيا بر كنيد بسان مسافرى كه خيمه را بر مى كند و آن را باطى
منازل به پيمايد.
علاج عجب
در عللى كه منجر به عجب شده فكر كنيد و اينكه باعث دشمنى خدا و ابطال
عمل مى گردد و در ابزارهاى خدادادى فكر نما كه بواسطه آنها اكتساب طاعت كرده و اقدار بر
اعمال حسنه پيدا نموده است ابزارها را كسى جز او مالك است . سپس به غذايى كه قامتش را استوار داشته فكر كند جز اين است كه آن روزى خدا داد است
. سپس در سلامتى خود انديشه كند كه هرچه را كه بخواهد انجام مى دهد آيا از نعمت او نيست ؟ چه بسا بيمارانى كه اگر بين سلامتى و عبادت چندين
روز و شب مخير شوند، كه به عنوان قيمت آن عافيت ، شبهاى زيادى را عبادت كنند حاضرند شبهاى زيادى را عبادت كند و در عوض به سلامت برسند
چگونه براى بيدارى اندكى از شب براى عبادت ، عجب به خود راه مى دهى ؟ چه شب و روزهايى كه از نعمت سلامتى برخوردار بودى ! بلكه چه ماهها
و سالهايى كه با سلامتى زندگى كردى ! اگر با توفيق الهى بهنگام شب بر مى خيزى و از سلامت خداداى قدرت بر انجام عبادت يافتى و از
غذاى او تغذيه كردى و با اعضا و جوارح خدايى عبادت نمودى و در شب و روز خدا
اعمال خود را بجاى آوردى پس خود پسندى و عجب از چيست ؟ آنگاه نعمت خداداى را با مقدار عملت بسنج آيا به اندازه آن مى شود؟ بلكه آيا به يك دهم
آن نعمت ها مى رسد آيا توفيق شب خيزى از خدا نيست ؟ آيا نبايد شكر آن را بجاى آورى ؟
و آيا نبايد بترسى كه اگر كوتاهى كنى مورد ماخذه و حسابرسى قرار بگيرى ؟ خداى تعالى به داوود وحى فرمود: اى داوود خدا را شكر نما
عرضه داشت : پروردگارا چگونه تو را شكر كنم در حالى كه خود شكر گزارى همه از نعمت هاى توست كه مستحق شكر است ؟ فرمود: اى داوود به
اين اقرار به ناتوانى از اداى شكر، بسنده مى كنم . بلكه عمل خود را با يكان يكان نعمت هاى مورد استفاده ات از خوراك و نوشيدنيها مقايسه كن ! اين
عبادات به شكرانه كمترين آنها كفايت نمى كند. در تاريخ آمده است و اعظى بر هارون الرشيد، خليفه عباسى ، وارد شد. هارون از او در خواست موعظه
كرد. واعظ گفت : اى اميرالمومنين به نظر تو اگر به هنگام تشنگى از آب منعت كنند براى خريد آن چه مقدار حاضرى بپردازى ؟ هارون پاسخ داد:
نصف مملكت خود را در قبال آن آب مى دهم . واعظ گفت اى اميرالمومنين ! آيا اگر اين آب بخوهد از مجراى
بول خارج شود و نتواند چه مقدار براى خارج شدن ان مى پردازى ؟ گفت نصف بقيه مملكتم را در
قبال آن مى پردازم .
واعظ گفت : بنابراين مملكتى كه به يك شربت آب مى ارزد تو را فريب ندهد: اى خواننده شبانه روز چند بار آب مى نوشى ؟ اگر مزد كارگر
روزى دو درهم است و پاسبان به دودانگ تا صبح پاسدارى مى كند و صاحبان صنايع و حرفه
مثل آشپز و نانوا تمام روز و مقدارى از شب را با اندك دراهمى ، كار مى كنند، اكنون اندك عبادت خودت را با آن مقايسه كن و اينكه روزى روزه گرفتى
. در مورد جزاى روزه فرمود: روزه مال من است و من به او جزا مى دهم و نيز فرمود: من براى بندگانم نعمت هاى بيكرانى آماده كرده ام كه نه چشم ديده
و نه گوش شنيده و نه بر قلب انسانى خطر كرده است اين روز تو هم درهمى مى ارزد، البته در صورتى كه
متحمل رنج زياد شوى ، اما همين روز با اين ارزش اندك وقتى براى خدا انجام شد اين همه ارزشمند گرديد، و اگر شبى براى خداى بيدار بمانى در
پاداش آن فرمود: فلا تعلم نفس ما اخفى لهم من قرة اعين جزا بما كانوا يعملون (119)هيچكس نمى داند كه چه نعمت هاى بيكرانى برايش آماده
گرديد ك باعث روشنى چشم اوست اين شب كه تنها دو دانگ مى ارزيد اكنون ارزشى فوق العاده پيدا كرده است و اگر براى خدا سجده كنى تا خواب
تو را دريابد خداى تعالى به ملايكه خويش افتخار مى كند و ارزش زمانى اين سجده چه مقدار است ؟ با آن كه در آن خواب و غفلت راه يافت ، ولى
همين كه به حق جل جلاله نسبت دادى ارزش آن اين مقدار فزونى يافت . و اگر زمانى را براى خدا دو ركعت نماز سبك بياورى و بلكه هواى نفسى را به
لا اله الا الله بگذرانى خداى تعالى فرمود: و من عمل صالحا من ذكر او انثى وهو مؤ من فاولئك يدخلون الجنة يرزقون فيها بغير حساب
(120)هر كس از زن و مرد عمل صالحى انجام دهد داخل بهشت ميشوند و در آن از روزى بى حساب بهره مند مى گردند. و
رسول خدا (صلى الله و عليه و آله و سلم ) فرمود: هر كس بگويد: سبحان الله خداى تعالى براى او درختى در بهشت مى كارد. اين قيمت لحظه اى از
انفاس توست و چه نفسهايى را بيهوده هدر دادى ! و چه لحظاتى را كه بر تو خواهد گذشت و بيهوده هدر خواى داد! پس سزاوار است كه كوچكى
عمل خود را در نظر بگيرى و كمى ارزش كارت به نسبت به كارهاى مثل آنرا در نظر داشته باشى و منت خداى را برخود بدانى كه در
مقابل اين زمان با اين ارزش ناچيز ارزش تو را تا به آن مقدار مذكور بالا برد و پاداشت را بزرگ شمرد. دقت كن كه آن
اعمال جز براى خدا واقع نشود و مورد پسند خدا قرار گيرد كه در غير اين صورت ارزشى كه به خاطر انتساب به خدا پيدا كرده بود از بين مى
رود و به ارزش زمانى دنايى كه همان ارزش پست ناچيز يعنى دو درهم و يا دو دانگ ، بلكه كمتر از آن است مى رسد و نه تنها ارزشش ناچيز مى
گردد، بلكه از خشم و عقوبت خدا نيز در امان نيستى پس نفست را براى خدا مراقبت كن و منت او را بر گردن خودت در نظر داشته باش و خودت را
سرزنش كن شايد به رحمت خدا برسى ، زيرا از پيامبر روايت شده كه فرمود: هر كس برخود خشم گيرد نه بر مردم خداى تعالى او را از ناله و
زارى روز قيامت ايمن مى كند. و روايت شده است كه عابدى هفتاد سال خداى تعالى را عبادت كرد به طورى كه روزها روزه مى گرفت و شب ها را به
عبادت به صبح مى آورد، روزى از خداى تعالى حاجتى خواست خداى حاجتش را بر نياورد عابد به نفس روى آورد به او خطاب كرد! علت به اجابت
نرسيدن دعا تويى ! اگر ارزشى نزد خدا داشتى ، حاجت تو را روا مى كرد. خداى تعالى فرشته اى را فرستاد فرشته به او گفت : اى فرزند آدم
اين لحظه كه خود را ملامت كردى ارزشمندتر از عبادت هاى ساليان گذشته است . و روايت شد اگر كسى با پشيمانى از گناه و سرزنش بر نفس
بخوابد بهتر از آنست كه شب را به عبادت بگذراند و به هنگام صبح از عبادت شب
خوشحال باشد. اى خردمند! اعمالت را از آفت عجب و ريا و غيبت و كبر محافظت كن ! زيرا غيبت و كبر نيز در از بين بردن
اعمال همانند ريا و عجب هستند. در اين مورد به خبر معاذ توجه كن .
معاذ بن جبل و پيامبر
شيخ ابو محمد جعفر بن احمد بن على قمى ساكن رى در كتابش در مورد زهد پيامبر (صلى الله و عليه و آله و سلم ) نوشته ، كه عبدالواحد از محدثى
از معاذ بن جبل نقل كرد، محدث گفت : به معاذ بن جبل گفتم : براى من از حديثى كه خودت از پيامبر شنيدى و آنرا حفظ كردى به دقت همانطور كه
شنيدى بيان كن معاذ گفت : بله ، آنگاه گريه كرد و گفت : پدر و مادرم فدايت اى
رسول خدا من در رديف پيامبر بر مركب سوار بودم و با او راه مى رفتم آن حضرت چشم خود را به طرف آسمان گرفت و فرمود: سپاس خدايى را كه
در خلق خويش هر چه بخواهد، حكم مى كند، سپس فرمود: اى معاذ! پاسخ دادم : بله اى
رسول خدا و آقاى مومنان دوباره صدا زد اى معاذ جواب دادم بله اى رسول خدا پيشواى خير و پيامبر رحمت ! فرمود: من سخنى را باتو در ميان مى گذارم
كه هيچ پيامبرى با امت خود چنين سخنى نگفت كه اگر آنرا مراعات كنى براى زندگيت مفيد است و اگر بشنوى و مراعات نكنى در پيشگاه حق تعالى
محكومى سپس فرمود: خداى تعالى قبل از آنكه آسمانها را خلق كند هفت فرشته خلق كرد و در هر آسمان فرشته اى گذاشت كه از عظمت آن فرشته آن
آسمان بزرگ گرديد و بر هر درى از درهاى آسمان فرشته اى براى دربانى قرار داد ملايكه حافظ نويسندگان
اعمال بشر عمل بشر را از صبح تا شب مى نويسند سپس حفظه عمل را كه بسان نور خورشيد مى درخشد، بالا مى برند تا به آسمان دنيا مى رسند،
در حاليكه آن عمل را پاكيزه و زياد مى دانند ولى فرشته دربان به ايشان مى گويد اين
عمل را برگردانيد و بر روى صاحب آن بزنيد، من فرشته غيبت هستم هر كس غيبت كند نمى گذارم عملش به غير من از فرشتگان برسد خداى تعالى
به من چنين امر فرمود: آن حضرت فرمود: سپس حفظه روز بعد با عمل ديگر بالا مى روند فرشته آسمان
اول عمل را پاكيزه و زياد مى شمارد، از آنجا عبور نموده و عمل را مى برند تا به آسمان دوم مى رسند، فرشته اى كه در آسمان دوم است مى گويد.
بايستيد و عمل را بر روى صاحبش بزنيد، زيرا مقصود او از اين علم متاع دنيوى است ، و من صاحب دنيا هستم نمى گذارم
عمل از من به ديگر فرشتگان برسد. فرمود: بار ديگر فرشتگان حافظ،
عمل صدقه و نماز را با خوشحالى بالا مى برند واز آن اعمال خوشحالند و به آسمان سوم مى رسند. ملك دربان مى گويد: بايستيد و اين
عمل را بر روى و پشت صاحبش بزنيد من ملك صاحب كبر هستم . سپس مى گويد: او
عمل كرد ولى در مجالس بر مردم تكبر نمود، و پروردگارم به من امر فرمود كه عملش را نگذارم تا به ديگر ملايكه برسد فرمود: حفظه بار
ديگر عملى را كه همانند ستاره درخشان است و نور افشانى مى كند و با طمطراق حركت مى نمايد و عبارت از تسبيح و روزه و حج است مى گيرند و به
آسمان چهارم مى رسند، فرشته دربان مى گويد بايستيد و اين عمل را بر روى و جلوى صاحبش بزنيد، من فرشته عجب هستم او از خودش خوشش مى
آمد به اينكه عمل كرده و خود پسندى در او راه يافته است . پروردگار به من دستور داد كه نگذارم عملش به ديگران برسد. آن حضرت ادامه داد:
حفظه عمل ديگرى را همانند عروسى مزين كه براى شب زفاف آماده باشد و
مشتمل بر جهاد و نماز و صدقه ما بين دو نماز است مى گيرند و بالا مى برند و به آسمان پنجم مى رسند و
عمل آهنگى همانند آهنگ شتر و نورى همانند نور خورشيد دارد فرشته دربان مى گويد: صبر كنيد من فرشته حسد هستم و اين
عمل را بر روى صاحب آن بزنيد و برپشتش بگذاريد، زيرا او به كسى كه براى خدا علم مى آموخت و يا كار مى كرد حسد مى ورزيد. وقتى
عمل و عبادت كسى را بيشتر مى ديد حسادت مى كرد و او را مورد حمله قرار مى داد پس
عمل او را بر دوشش بگذارند و عملش او را لعنت مى كند. فرمود: و ملايكه حافظ
عمل بنده ديگرى را كه عبارت از نماز و زكات و حج و عمره است مى گيرند، و به آسمان ششم مى برند فرشته مى گويد: صبر كنيد من
موكل مهربانى هستم اين عمل را به صورت صاحبش بزنيد و چشمانش را كور كنيد، زيرا صاحب اين
عمل بى رحم است وقتى بنده اى از بندگان خدا در مسير آخرت مرتكب اشتباهى مى شد و يا به ضررى دنيوى مبتلا مى شود او را دشنام ميداد.
پروردگارم به من دستور داده كه نگذارم عملش بالا برود. فرمود: فرشتگان حفظه عملى كه عبارت است از فقه و اجتهاد و ورع مى گيرند و اين علم
صدايى بسان صداى رعد و روشنى همانند برق دارد و سه هزار فرشته با او همراهند و به فرشته آسمان هفتم مى رسند وى مى گويد بايستيد و
اين عمل را به روى صاحبش بزنيد من فرشته حجاب هستم هر عملى كه براى خدا نباشد جلويش را مى گيرم ، زيرا اين شخص مى خواهد پيش
فرماندهان مقامى كسب كند و در مجالس از او سخن گويند و در شهرها مشهور شود خداى تعالى به من امر فرمود كه من عملش را كه خالص براى خدا
نشده است نگذارم كه به ديگران برسد فرمود: ملايكه حفظه با خوشحالى
عمل بنده اى را مى گيرند و آن عمل عبارت است از: نماز و زكات و روزه ها و حج و عمره و خوش اخلاقى و سكوت و ذكر زياد و ملايكه آسمانها و ملايكه
هفتگانه با جمعشان او را مشايعت مى كنند، و بر همه درها پردهها گام نهاده تا آنكه
عمل را پيش پروردگار مى گذارند و شهادت مى دهند كه او عمل و دعا نموده است خداى تعالى مى فرمايد: شما حفظه
عمل بنده من هستيد و نگهبان درونى او من هستم ، او اين عمل را به خاطر من نياورده است لعنت من بر او باد! ملايكه مى گويند لعن تو و لعنت ما بر او باد!
سپس معاذ گريست گفت : من از رسول خدا (صلى الله و عليه و آله و سلم ) پرسيدم چگونه
عمل كنيم تا با اخلاص باشد؟ حضرت فرمود: اى معاذ در يقين به پيامبرت اقتدا كردى ، ولى زبانت را بر برادران و حافظان قرآن كوتاه كن و
گناهان خود را بدوش بگير و بر برادرانت بار نكن و براى تزكيه خودت به اينكه دامن خودت را پاك كنى از ديگران بد گويى نكن ! و با فرو
گذاشتن برادران خودت را بالا نبر، و در عملت ريا منما و در عمل آخرتى دنيا را وارد نكن و در مجلست فحش مگو تا از بد اخلاقيت از تو بترسند، در
حضور كسى با شخص ديگر در گوشى نگو و خودت را در مردم برتر مشمر كه خيرات دنيا از تو بريده ميشود. و مردم را پاره پاره مكن ! خداى
تعالى فرمود:و الناشطات نشطا(121) قسم به ناشطات آيا مى دانى ناشطات چيستند؟ ايشان سگهاى
اهل جهنم هستند كه گوشت و استخوان ايشان را پاره پاره مى كنند. پرسيدم اينهمه
اعمال در توان كيست ؟ فرمود: اين كار آسانى است براى كسانى كه خدا آسان ساخته است . محدث مذكور گفت : معاذ بن
جبل بسيار اين حديث رانقل ميكرد و نديدم كه به اندازه آن قرآن تلاوت كند.
باب پنجم : از ملحقات دعا ذكر است
علت تاليف اين كتاب آگاهى بر فضيلت دعا و اشاره به مطالب سودمندى بود كه دعا كننده از آن سود مى جست و تاكنون مطالبى قانع كننده و
كافى در اين زمينه برشته تحرير در آمد، علاقه دارم بعد از اين بحث مقدارى از ذكر سخن بگويم . زيرا ذكر در فضيلت ، با دعا برابر است
همانطور كه بر دعا ترغيب شده ذكر نيز مورد تشويق و ترغيب قرار گرفته است (1-65) و در دستيابى به مراد و دورى از خطرات و
سختيها جانشين دعا مى شود و از مطالب سودمند گذشته در مورد دعا مى شود و از مطالب سودمند گذشته در مورد دعا روشن شد كه هم
عقل و هم نقل يعنى كتاب و سنت بر آن سفارش مى نماين ، و مشخص شد كه دعا بلا پديد آمده را بر مى دارد و بدى فرود آمده را باز مى گرداند. و
مقاصد بشر كه عبارت از جلب منافع و حفظ و تداوم نعمت ، و منافع مجود را بر مى آورد همه اين خاصيت ها و فوايد سودمند در ذكر نيز موجود است ،
تك تك اين موارد در ضمن مطالبى كه گفته مى آيد روشن مى شود. اكنون در مورد اهميت ذكر، سخن كنيم : ذكر و ياد خدا(122) مورد توجه شده و
سفارش گرديده و ترغيب و تشويق شده است ، عقل و نقل هم دراين باره دلالت دارند:
اما عقل : ادله اى كه وجوب شكر منعم (نعمت دهنده ) را ثابت مى كند بر لزوم ذكر نيز دلالت دارند، زيرا شكر هم قسمى از اقسام ذكر است و چون ذكر
ضرر احتمالى را بر طرف مى كند، و هر گاه گمان به پديد آمدن ضررى رود در صورت توان جلوگيرى از آن لازم است . و اما در مورد مطلب نخست
كه شكر منعم واجب و لازم است ، روايت از حسين بن زيد از امام صادق عليه السلام وارد شده است كه امام صادق (عليه السلام ) از
رسول خدا حديث كرد كه فرمود: هر جمعى كه در مجلسى حضور پيدا كنند و خداى را ذكر نكنند و بر پيامبرشان درود نفرستند آن مجلس مجلس حسرت و
وبال گردن ايشان در روز قيامت خواهد شد. و از امام صادق (عليه السلام ) آمده است كه آن حضرت فرمود: هر جمعى كه در مجلسى نشستند، و در آن ياد
خدا و اهل بيت (عليهم السلام ) نكنند آن مجلس مجلس حسرت ايشان در روز قيامت خواهد بود. و نيز از امام صادق (عليه السلام ) روايت شده است كه : هيچ
مجلسى نيست كه نيكان و بدكاران در آن جمع شوند سپس بدون ياد خدا از آن مجلس متفرق شوند، جز آنكه مجلس ، مجلس حسرت ايشان در روز قيامت
خواهد شد. و فرمود: مؤ من بر هر مرگى مى ميرد جز از صاعقه كه صاعقه بر مؤ من ذاكر فرود نمى آيد. و اما مطلب دوم كه ((خرد حكم مى كند بايد
جلوى ضرر را گرفت )) مطلبى بديهى است .
|