next page

fehrest page

back page

مرد كر و لال در خدمت پيامبر مجوز ورود به بهشت مى گيرد
و از جابر نقل شده كه گفت : مردى كر و لال خدمت حضرت رسول خدا (صلى الله و عليه و آله و سلم ) ايستاد و با دست به آن حضرت اشاره كرد. حضرت رسول خدا (صلى الله و عليه و آله و سلم )فرمود: به او كاغذى بدهيد تا هر چه كه مى خواهد در آن بنويسد پس نوشت : اشهد ان لااله الا الله و اشهد ان محمد رسول الله آن حضرت فرمود براى او كاغذى بنويسيد و در آن او را به بهشت بشارت دهيد زيرا مسلمانى نيست كه دچار از دست دادن چشمان يا زبان يا گوش يا پا يا دست مى گردد پس خداى را برآن سپاس مى گويد و مزد آنرا از خداى خواهد جز آنكه خداى تعالى او را از آتش نجات مى دهد و او را وارد بهشت مى سازد. سپس ‍ رسول خدا (صلى الله و عليه و آله و سلم ) - فرمود: اهل بلا در دنيا در آخرت درجاتى دارند كه با اعمال به آن نمى توان رسيد حتى اينكه آرزو مى كنند كه اى كاش در دنيا با مقراض ها قطعه قطعه مى شدند، زيرا ثواب نيكوى خدا براى اهل بلاى مؤ من مى بينند، زيرا خداى تعالى عمل غير مسلمان را نمى پذيرد.
و از حالات دعا روزه است .
امام صادق (عليه السلام ) فرمود: خواب روزه دار عبادت و سكوتش تسبيح و عملش قبول و دعايش مستجاب است . و پيامبر (صلى الله و عليه و آله و سلم ) فرمود: دعاى روزه دار رد نمى شود. و امام باقر (عليه السلام ) فرمود: حاجى و معتمر و روزه دار نزديكان به خدايند اگر از خداى بخواهند اجابت مى كند و اگر از كسى شفاعت كنند خداى شفاعت آنها را قبول مى كند و اگر ساكت شوند خداى با ايشان ابتدا به سخن مى كند؛ و خداى تعالى در مقابل درهمى هزار هزار درهم به ايشان مى دهد. و از جمله كسانى كه دعايشان مستجاب است كسى كه براى چهل برادر مؤ من با آوردن اسمهاشان و اسم
پدرانشان دعا كند و نيز كسى كه در دست او انگشتر فيروزه و عقيق باشد.
امام صادق (عليه السلام ) روايت است كه پيامبر اكرم (صلى الله و عليه و آله و سلم ) فرمود: خداى تعالى فرمود: من از بنده اى كه دستش ‍ را بلند كند و در دستش انگشتر فيروزه است حيا مى كنم كه او را نوميد كنم و امام صادق (عليه السلام ) فرمود: دستى به سوى خدا دوستدارتر از دستى در آن انگشترى عقيق باشد پيش خدا بلند نشده است . و در لابلاى آداب دعا بسيارى از اين روايات در ضمن اين عنوان كه چه كسانى دعاهايشان مستجاب است مى آيد.
فصل (2)، نقش انگشترى در اجابت دعا
از امام رضا (عليه السلام ) روايت شد كه ابوعبدالله امام صادق (عليه السلام ) فرمود: اگر كسى انگشترى نقره با نگين عقيق در دست كند فقير
نمى شود و حاجاتش به بهترين وجه برآورده مى شود. و مردى از غلامانش با غلامان حاكم راه مى رفت حضرت فرمود: انگشترى عقيق به او بدهيد. و او از مصاحبت با ايشان رنجى نديد. و فرمود: عقيق حرز سفر است . و از آن حضرت است : هر كس صبح كند و انگشترى عقيق از نقره در دست راستش باشد و قبل از آنكه كسى او را ببيند نگين آنرا به طرف داخل دست برگرداند و انا انزلناه را تا آخر بخواند سپس بگويد آمنت بالله وحده لا شريك له و كفرت بالحنب والطاغوت آمنت بسر آل محمد و علانيتهم و ولايتهم (معناى آن به فارسى چنين است : به خدايى كه يگانه است و شريكى ندارد ايمان آوردم و به جبت و طاغوت كفر ورزيدم و به سر آل محمد و آشكار شان و ولايتشان ايمان آوردم .) خداى تعالى در آن روز از شر بلاى آسمانى كه از آسمان نازل مى شود و به سوى آن بر مى گردد و شر حوادث زمينى كه در زمين حركت مى كند و از آن خارج مى شود محفوظش مى كند و در حفظ خداى و رسولش قرار مى گيرد تا شب كند. و امير المومنين (عليه السلام ) فرمود: انگشتر عقيق در دست كنيد كه خداى تعالى بر شما مبارك مى كند و از بلا ايمن خواهيد بود.
و مردى به پيامبر (صلى الله و عليه و آله و سلم ) شكايت كرد كه : راهزنى در راه اموال مرا سرقت كرد. حضرت (صلى الله و عليه و آله و سلم ) فرمود: چرا انگشترى عقيق در دست نكردى زيرا از هر نوع بدى حراست مى كند. و هر كس انگشترى عقيق در دست كند تا هنگامى كه در دست اوست پيوسته در خوبى نگاه مى كند و خدايتعالى پيوسته نگهدارش مى باشد و هر كس انگشترى از عقيق
بسازد و در آن محمد نبى الله و على ولى الله را نقش كند خداى تعالى او را از مرگ بد نگه مى دارد و جز بر فطرت نميرد و هيچ دستى محبوبتر از دستى كه در آن عقيق است به طرف خدا بلند نشده است . هر كس در عقيق مشاركت كند بهره فراوان از آن مى برد. وقتى خدا با حضرت موسى (عليه السلام ) در طور سينا سخن گفت و با او گفتگو نمود به زمين نگاهى كرد و عقيق را خلق كرد و خداى سبحان فرمود: به خودم قسم كه دستى كه در او عقيق باشد و موالات على (عليه السلام ) را داشته باشد، انرا عذاب نكنم و فرمود: دو ركعت نماز با انگشترى كه داراى نگين عقيق باشد مساوى با هزار ركعت بدون آن است و فرمود: انگشترى فيروزه كه نفس ‍ آن الله الملك باشد در دست كنند نظر به آن حسنه و آن انگشترى در بهشت است كه جبرئيل به پيامبر (صلى الله و عليه و آله و سلم ) - اهدا نمود، و آن حضرت به اميرالمومنين بخشيد، وفيروزه (كلمه اى است فارسى كه اصلش پيروزه است ). به عربى معنايش ‍ ظفر است و امير المومنين (عليه السلام ) فرمود: انگشترى جزع يمانى در دست كنيد (جزع يمانى نيز حرز يمانى است كه در آن سياهى و سپيدى است و شبيه چشم است ) زيرا كيد شياطين عاصى را خنثى مى كند. فرمود: در دست كردن انگشترى زمرد آسانى مى آورد كه سختى در آن نيست . پوشيدن انگشترى ياقوت فقر را بر طرف مى كند. و فرمود خوب نگينى است بلور.
باب سوم : در احوال نيايشگر
و آن دو قسم است اول كسى كه دعايش مستجاب مى شود و آنها عبارتند از: روزه دار، و حاجى و معتمر و جنگجو و مريض و پيشواى دادگر و مظلوم و دعاى مؤ من در حق برادر مؤ من در غيابش ، عبدالله بن سنان از امام صادق عليه السلام روايت كرد، فرمود: پنج دعاست كه از پروردگار تبارك و تعالى محجوب نمى شود: دعاى پيشواى عادل و دعاى مظلوم ، خداى تعالى مى فرمايد: من : اگر چه بعد از مدتى ، براى تو انتقام ميگيرم . ودعاى فرزند صالح براى پدر و مادرش و پدر صالح براى فرزندش و دعاى مؤ من در غياب مؤ من براى او، خداى تعالى مى فرمايد: و براى تو مثل آن باد و خداى سبحان به موسى فرمود: با زبانى كه معصيتم نكردى دعايم كن ! عرضه داشت : كجا چنان زبانى را پيدا كنم فرمود: به زبان ديگران مرا دعا كن .
دعا بايد به نسبت به همه شمول داشته باشد و بايد قبل از نزول بلا دعا كرد
هارون بن خارجه از امام صادق (عليه السلام ) نقل كرد فرمود: دعاى به هنگام آسايش ، نيازهاى به هنگام بلا را برآورده مى كند، محمد بن مسلم از امام صادق (عليه السلام ) روايت كرد كه فرمود: جد من مى فرمود: بر دعا اقدام كنيد! زيرا وقتى بنده دعا كند وقتى كه بلا بر او نازل شود و آنگاه دعا كند گفته مى شود كه صدايش را مى شناسيم ، و وقتى شخص خدا را قبلا نخوانده باشد به او مى گويند قبلا كجا بودى ؟ و از امام صادق (عليه السلام ) آمده است : اگر كسى از بلايى بترسد كه بر او نازل شود و بر دعا اقدام كند خداى تعالى هرگز آن بلا را بر او نازل نمى كند.
از پيامبر (صلى الله و عليه و آله و سلم ) وارد شده است كه فرمود: اى اباذر! آيا كلماتى را كه مفيد به حال تو باشند به تو ياد ندهم ؟ عرضه داشت : بله اى رسول خدا! فرمود: خدا را حفظ (ياد) كن خداى تو را حفظ (ياد) مى كند خداى را حفظ (ياد) كن ! در جلوى خود او را مى يابى ! خودت رابه هنگام آسايش با خداى آشنايى ده ! خداى تعالى در زمان سختى تو را مى شناسد. وقتى خواستى از كسى سئوال كنى ، از خداى سئوال كن ! وقتى خواستى از كسى يارى بجويى از خدا يارى بجوى . قلم هر آنچه كه تا قيامت اتفاق افتد، نوشته است و اگر تمام خلايق بكوشند به تو سودى رسانند كه خداى آنرا مقدر نكرده است ، نمى توانند.
سكونى از امام صادق (عليه السلام ) روايت كرد فرمود: رسول خدا فرمود: از نفرين مظلوم شما را بر حذر مى دارم زيرا نفرين بر بالاى ابر برده مى شود تا آنكه خدا به آن نگاه مى كند مى فرمايد: نفرين را بالا بياوريد تا اجابتش كنم . و از نفرين پدر شما را بر حذر مى دارم كه نفرين پدر از شمشير برنده تر است . از امام صادق (عليه السلام ) نقل شده است كه فرمود: سه دعاست كه از خدا در حجاب نيست (1) دعاى پدر در حق فرزندش كه نيكويى به پدر كند و نفرين پدر درباره پسر وقتى كه آزارش نمايد (2) نفرين مظلوم عليه ظالم و دعاى مظلوم براى ياورش كه او را از ظالم رهانيد (3) و دعاى مؤ منى براى برادر مومنش وقتى كه برادر مؤ منش را به خاطر ائمه يارى كرده باشد و نفرين مؤ من عليه برادر مومنش وقتى با قدرت بر كمك و يارى و نيازمندى برادرش به كمك او نشتافته باشد.
در روايت ديگر آمده است : بپرهيزيد از نفرين پدر، زيرا بر بالاى ابر بده مى شود و از نفرين او بپرهيزيد، زيرا از شمشير تيز براتر است .
چگونه مادر براى فرزند دعا كند
روايت شده است كه اگر فرزندى مريض شود مادرش به پشت بام برود و از سرش روسرى بردارد بطورى كه مويش از آسمان ديده شود آنگاه بگويد: اللهم انت اعطيتنيه و انت و هبته لى اللهم فاجعل هبتك اليوم لى جديدة اءنك قادر مقتدر: خدايا تو اين فرزند رابه من عطا كردى و به من بخشيدى خداى بخشش خود را امروز تجديد نما! تو قادر مقتدر هستى . سپس سجده كند. سر از سجده بر نمى دارد مگر آنكه فرزندش خوب شده است .
فصل :
از جمله كسانى كه دعايشان مستجاب است ، كسى كه در نيازمندى هايش به غير خدا تكيه نكند خداى تعالى مى فرمايد: و من يتوكل على الله فهو حسبه ان الله بالغ امره قد جعل الله لكل شى قدرا(76)هر كس بر خدا تكيه كند خداى تعالى او را كافى است خداى تعالى امرش را به او مى رساند و براى هر چيز اندازه اى قرار داده است . حفص بن غياث ازامام صادق (عليه السلام ) روايت كرده است : فرمود: اگر خواستيد هر دعايى مى كنيد مستجاب شود از همه مرم مايوس شويد و اميدى جز از خدا نداشته باشيد وقتى خداى تعالى از دلت اين را دانست آنگاه هر چه بخواهيد به تو مى دهد.
فرمود اين است كه : اى عيسى ! به سان غمزده و غريقى كه جز خدا فرياد رسى ندارد از من درخواست نما و از غير من نطلب ! آنگاه دعاى تو به جا و نيكوست و اجابت مرا به دنبال دارد و جز در حال ناله مرا نخوان و در حال دعا همتت مصروف يك چيز باشد اگر اينگونه مرا بخوانى اجابتت مى كنم .
آگاهى
شايسته است كه بنده در همه نيازمندهاى خويش به پروردگارش مراجعه كند و حاجتش را بر او فرود آورد، خواه حاجت بزرگ باشد و خواه كوچك . و از رفع نياز كوچك به حق سبحانه ابا نكند، زيرا نهايت توكل رفع همه حاجت ها حتى حاجت هاى كوچك است . و در حديث قدسى امده است : اى موسى هر چه نياز دارى حتى علف گوسفندان و نمك خميرت را از من بخواه . و از امام صادق (عليه السلام ) وارده شده است : كه شما را به دعا سفارش مى كنم شما جز با مثل دعا به خدا نزديك نخواهيد شد و هيچ حاجت كوچك را بدليل كوچكى وامگذار به اينكه از خدا آن را نخواهى زيرا هر كس حاجت هاى كوچك دارد حاجت هاى بزرگ هم دارد.
نصيحت
حال كه فهميدى اعتماد به خداى تعالى با برآورده شدن حاجت توام شده و به افسار رستگارى بسته شده است ، بدانكه : به ديگران چسبيدن و رويگردانى از خدا با ناكامى و فضيحت توام است و باعث وانهادگى و معد حرمان است در اين زمينه حكايت محمد بن عجلان را برايت تعريف مى كنم :
گرفتارى محمد بن عجلان
هنگامى كه حوادث روزگار او را دردمند ساخته بود گفت : سخت نيازمند شدم و در تنگنا افتادم دوستى در اين تنگنا نداشتم كه و قرضى سنگين بر شانه ام سنگينى مى كرد كه طلب كار در مطالبه آن اصرار مى ورزيد. به خاطر آشنايى كه با حسن بن زيد كه آنروز امير مدينه بود داشتم به طرف خانه اش راه افتادم پسر داييم محمد بن عبدالله بن على بن الحسين مطلب را متوجه شد و بين من و او از قديم آشنايى بود مرا در راه ملاقات كرد و دستم را گرفت و گفت : حال و روز تو را فهميدم به نظر تو چه كسى نياز تو را برطرف مى كند گفتم حسن بن زيد گفت : بنابراين نياز تو برآورده نمى شود و رفتن به در خانه اش كمكى به حال تو نمى كند ولى برو به طرف خانه كسى كه قدرت برآورده كردن نيازت را دارد و بخشنده ترين مردم است و آنچه را كه از حسن بن زيد انتظار دارى از او بخواه زيرا من از پسر عمويم جعفر بن محمد شنيدم كه از پدرش و او از جدش و او از پدرش حسين بن على و او از پدرش على بن ابى طالب (عليه السلام ) و آنحضرت از پيامبر (صلى الله و عليه و آله و سلم ) روايت كرد و فرمود: از جمله وحى هايى كه خداى تعالى به يكى از پيامبرانش فرمود اين بود كه قسم به عزت و جلالم ! آرزوى هر آرزو كننده به غير خودم را قطع مى كنم به اينكه او را مايوس ‍ كنم و او را پيش مردم لباس خوارى بپوشانم و از گشايش و فضل خود دورش نمايم . آيا بنده ام غير مرا در سختيها اميد دارد در صورتيكه سختيها در دست من است و آيا اميد به غير من دارد در حاليكه من بى نياز وجوادم و كليدهاى درهاى بسته شده در دست من است و درم براى دعا كننده ها باز است . آيا نفهميديد كه براى هر كسى حادثه اى اتفاق افتد جز من كسى نمى تواند او را برطرف سازد پس چگونه او را مى بينم كه اميد به ديگران بسته و از من رويگردان شده در صورتيكه آنچه را كه از من خواست خود بخود و با جود و كرم خود به او بخشيدم و اكنون از من رويگردان شده است و در سختى اش از غير من درخواست مى كند در صورتيكه من خدايى هستم كه قبل از درخواست مى بخشم آيا از من بخواهند و من نبخشم ؟ چنين تصورى محال است آيا جود و كرم از من نيست ؟ آيا دنيا و آخرت در دست من نيست ؟ اگر اهل هفت آسمان و زمين همه از من بخواهند و همه در خواست هايشان را به ايشان بدهم ، از ملك من به اندازه پر پشه اى كم مى شود؟ چگونه دارايى كه من قيم آن هستم كم شود. پس واى به حال كسى كه مرا عصيان كند و نترسد. پس به او گفتم : اى فرزند رسول خدا(صلى الله و عليه و آله و سلم )! حديث را براى من تكرار نما بخوان ! سه بار خواند. پس گفتم به خدا قسم بعد از اين هرگز از كسى جز او نخواهم ! اندكى نگذشت كه خداى تعالى روزى مرا رسانيد.
از پيامبر (صلى الله و عليه و آله و سلم ) آمده است كه فرمود: خداى عزوجل فرمود: هيچ مخلوقى نيست كه به مخلوقى غير از من تمسك جويد جز آنكه اسباب آسمانها و زمين را از او قطع كنم و اگر از من بخواهد به او نمى دهم و اگر مرا بخواند اجابتش نمى كنم و هيچ مخلوقى نيست كه به من تمسك كند نه به ديگران جز آنكه آسمانها و زمين را ضامن روزيش كنم و اگر مرا بخواند اجابتش كنم و اگر از من بخواهد به او ببخشم و اگر از من طلب استغفار كند از گناهانش در گذرم .
و از ابى محمد عسگرى (عليه السلام ) آمده است كه فرمود: ماداميكه تحمل دارى از كسى چيزى نخواه زيرا هر روزى تازه اى دارد و بدان كه اصرار درخواسته ها ارزش آدمى را سلب مى كند و باعث سختى و رنج مى گردد صبر كن تا خداى تعالى براى تو درى را بگشايد كه ورود در آن راحت باشد، چه نزديك است كارگشايى از دردمند! و امنيت براى ترسان فرارى ! چه بسا كه دگرگونى نوعى از، تاديب خدا باشد و بهره ورى داراى مراتبى است . به ميوه اى كه هنوز نرسيده عجله مكن ! چيدن ميوه به هنگام رسيدن ممكن است . بدانكه مدبر تو از زمان شايسته به حال تو، از تو داناتر است پس در همه امورت به او اطمينان كن ، حال و كارت خوب مى شود و قبل از وقت براى نيازهايت عجله مكن كه در اينصورت دل و جانت تنگ مى شود و نااميدى تو را در بر مى گيرد. بدانكه حيا اندازه اى دارد اگر بيش از مقدار باشد اسراف است و دور انديشى مقدارى دارد اگر بيش از مقدارش باشد تهور است ؛ با احتياطترين عاقلها، انسان گوشه گير و آرام و مطمئن است . و اگر اهل دنيا مى فهميدند دنيا خراب مى شد. به اين حديث و آداب فراوانى كه در آن است نگاه كن و همين حديث مشتمل بر دورى از دنيا نيز هست زيرا فرمود: اگر اهل دنيا مى فهميدند، دنيا خراب مى شد. زيرا اين مطلب دلالت مى كند كه عقل سالم اقتضا مى كند كه دنيا خراب بماند و اعتنايى به آن نشود و هر كس مقصودش دنيا باشد و آنرا آبادكند مى رساند كه عقل ندارد.
قسم دوم
كسانيكه دعايشان اجابت نمى شود، جعفر بن ابراهيم از ابى عبدالله (عليه السلام ) روايت كرده است فرمود: چهار كسند كه دعايشان مستجاب نمى شود مردى كه در خانه بنشيند و بگويد خدايا به من روزى بده مى گويند: مگر تو را امر به طلب نكرديم و مردى كه زنى بدكار دارد و نفرينش مى كند به او گفته مى شود: مگر اختيارش را به دست تو نداديم (اگر مى خواهى طلاقش بده ) و مردى كه مالى داشت و آن را تباه كرد مى گويد: خدايا روزيم ده ! مى گويد: آيا من به ميانه روى و درستى در خرج نمودن دستور ندادم . سپس فرمود: والذين اذا انفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا و كان بين ذلك قواما(77)آنهايى كه انفاق كنند اسراف نمى كنند و سخت نگيرند و بين ايندو ميانه روى مى كنند. و مردى كه مال داشت و به ديگرى قرض داد و شهود نگرفت و آن مرد انكار كرد به او مى گويند: مگر تو را امر به شهود نكردم . و در روايت وليدبن صبيح آمده است : و مردى كه بر همسايه اش نفرين مى كند و خداى تعالى راه عوض كردن خانه را با فروش آن و دور شدن از همسايه را به او داده است . و يونس بن عمار روايت كرد و گفت : از ازامام صادق (عليه السلام ) شنيدم كه مى فرمود: بنده دستانش را باز مى كند و خداى تعالى را مى خواند و از فضلش مالى را مى خواهد خدا به او ميدهد و فرمود: سپس اين بنده آن مال را در راه بيهوده صرف مى كند و آنگاه بر مى گردد و دوباره خدا را مى خواند خداى تعالى مى فرمايد: مگر به تو ندادم آيا با تو چنين و چنان نكردم .
دعاى سنگدلان اجابت نمى گردد
دعاى كسى كه با دلى سخت و مشغول به غير خدا دعا مى كند قبول نمى شود.
سليمان بن عمرو روايت كرد كه شنيدم از امام صادق (عليه السلام ) ، مى فرمود: خداى تعالى مى فرمايد: دعاى كسى را كه دلش به غير من مشغول باشد اجابت نمى كنم . وقتى دعا كنى قلبت را به طرف خداى متوجه كن سپس يقين به اجابت نما(78) وسيف بن عميره از مردى از امام صادق (عليه السلام ) نقل كرد كه آنحضرت فرمود: خداى عزوجل دعاى كسى را كه دلى سخت دارد اجابت نمى كند و هر كس بر دعا پيشى نگيرد به هنگام نزول بلا دعاى وى شنيده نمى شود و هر كس در دعا پيشى بگيرد خداى تعالى دعاى او را به هنگام نزول بلا اجابت كند و به او گفته مى شود، اين صدا آشناست و از آسمان محجوب نمى شود و هر كس بر دعا پيشى نگيرد خداى تعالى به هنگام نزول بلا او را اجابت نمى كند و ملايكه مى گويند اين صدا را نمى شناسيم .
و دعاى كسى كه اصرار بر گناهان دارد اجابت نمى شود
رسول خدا (صلى الله و عليه و آله و سلم ) فرمود: مثل كسى كه بدن عمل دعا مى كند مثل انسانى است كه بدون چله كمان تير مى اندازد. و از امام صادق (عليه السلام ) آمده : مردى از بنى اسرائيل براى اين كه خدا به او پسرى دهد سه سال دعا مى كرد وقتى ديد خداى تعالى او را اجابت نمى كند عرضه داشت : خدايا آيامن از تو دورم كه سخن مرا نمى شنوى يا اين كه من به تو نزديكم و تو مى شنوى ولى اجابت نمى كنى ؟ كسى در خوابش آمد و به او گفت : تو از سه سال تا كنون خداى را با زبانى فحاش و دلى گناهكار و قلبى سركش و نيتى آلوده مى خوانى از فحشت دست بردار و دل خويش را پاك نما و نيت خويش را درست كن (آنگاه دعا كن ) مرد يكسال چنان كرد خداى تعالى به او پسرى داد.
اين حديث در استجابت دعا چهار شرط قرار داد: اول : دورى از فحش . دوم : نبودن دل سختى . سوم : حسن نيت و منظور از حسن نيت در اينجا گمان نيكو به پروردگار است . چهارم توبه از معصيت كه فرمود: از فحش دورى كن و براى خدا دلت را پاك نما.
و دعايى كه با حرام خوارى توام باشد اجابت نمى شود
در حديث قدسى آمده است : از تو دعا و از من اجابت است . هيچ دعايى از من محجوب نمى شود جز دعاى حرامخور كه محجوب مى گردد. و از پيامبر (صلى الله و عليه و آله و سلم ) فرمود: هر كس دوست دارد كه دعايش مستجاب شود خوراك و كسبش را پاكيزه كند. (26) و به كسى كه عرضه داشت دوست دارم كه دعايم مستجاب شود، فرمود: خوراكت را پاكيزه كن و در شكمت حرام داخل مكن . (27) و على بن اسباط از امام صادق (عليه السلام ) روايت كرد كه فرمود: هر كس دوست دارد كه دعايش مستجاب شود كسب خويش را پاكيزه گرداند. و فرمودند: ترك يك لقمه حرام به نزد من دوستدارتر از هزار ركعت نماز مستحبى است . اجتناب از يك دانگ حرام در نزد خدا معادل هفتاد حج مقبول است . (28)
كسى كه مظالم و تبعات بندگان را برگردن دارد دعايش مردود است
از ائمه (عليهم السلام ) روايت شده است كه : از جمله مواعظى كه خداى تعالى به حضرت عيسى (عليه السلام ) نمود اين است كه اى عيسى ! به ستمكاران بنى اسرائيل بگو صورت هماى تان را شستيد و قلب هايتان را آلوده كرديد! آيا به من مغرور شديد؟ يا بر من جراءت پيدا كرديد؟ خوتان را براى اهل دنيا با عطر خوشبو مى سازيد در صورتيكه شكمتان به پيشگاه من پر از مردار بدبو است شما بسان مردگان هستيد اى عيسى ! به ايشان بگو قدم از كسب حرام دركشيد و گوشتان را از فحش باز داريد و بادلهاتان به پيش من آييد. من صورتتان را نمى خواهم اى عيسى ! به ستم پيشگان بنى اسرائيل بگو: مرا نخوانيد در صورتيكه حرام در زير قدمها و بتها در خانه هاى شماست . من قسم خوردم كه دعاى كسى كه مرا خواند اجابت كنم و اجابت من لعنت بر ايشان است تا آنكه متفرق گردند.
پيامبر (صلى الله و عليه و آله و سلم ) فرمود: خداى تعالى به من فرمود كه اى برادر پيامبران و اى برادر بيم دهندگان ! قوم خودت را از اين بترسان كه در خانه اى از خانه هاى من وارد شوند در صورتيكه مظلمه اى از بنده اى در گردنشان است . هنگامى كه به پيشگاه من نماز مى گذارد او را لعنت مى كنم تا به آن زمان كه آن حق را به صاحبش رد كند در اين هنگام گوش اين عبد مى شوم كه مى شنود و چشمش مى گردم كه مى بيند و او از دوستان و بر گزيدگان من مى شود و همسايه من در بهشت به همراه پيامبران و صديقان و شهدا مى گردد. و از اميرالمومنين (عليه السلام ) نقل شده است و همسايه من در بهشت به همراه پيامبران و صديقان و شهدا مى گردد. و از اميرالمومنين نقل شده است كه خداى تعالى به عيسى (عليه السلام ) وحى فرمود: به بنى اسرائيل بگو: داخل خانه اى از خانه هاى من نشوند جز آنكه چشمانشان خاشع و قلبهايشان پاك و دستهاشان طاهر باشد و ايشان را آگاه كن كه من دعاى كسى را كه در گردنش ‍ مظلمه احدى باشد اجابت نمى كنم .
باب چهارم : در كيفيت دعا
دعا آدابى دارد كه به سه قسم تقسيم مى گردد.
قسم : اول
از جمله آداب دعاء آداب قبل از دعاست ، مثل اينكه پاكيزه و باطهارت باشد و استشمام بوى خوش نمايد و به طرف قبله بايستد و صدقه دهد خداى تعالى فرمودفقد موا بين يدى نجو يكم صدقة (79)قبل از نجوا صدقه دهيد. و به دليل گفتار حق سبحان كه فرمود:فليومنوابى (80)به من ايمان آورند (كه دعايشان را اجابت كنم ) و به يقين بدانند كه من قدرت بر برآوردن در خواستشان را دارم و رسول خدا (صلى الله و عليه و آله و سلم ) فرمود: خداى تعالى مى فرمايد: هر كس مرا بخواند و بداند كه من ضرر مى رسانم و نفع مى دهم دعايش مورد اجابت قرار مى گيرد.
فصل
از آداب دعا حسن ظن بندگان به مالك عباد در اجابت است (29) خداى تعالى فرمود: وادعوه خوفا و طمعا(81) و او را به ترس و اميد بخوانيد. و در حديث قدسى آمده : من به محض گمان بنده ام به نزد او هستم ؟ پس بنده من گمانى جز گمان نيكو به من نبرد رسول خدا (صلى الله و عليه و آله و سلم ) فرمود: خداى را بخواند در حاليكه يقين به اجابت داريد. (30)
و از جمله چيزهايى كه خداى تعالى به حضرت موسى (عليه السلام ) وحى كرد اينكه : اى موسى ماداميكه مرا بخوانى و اميدوار به من باشى من تو را مى بخشم . سليمان بن فراء از مردى از ابى عبدالله امام صادق (عليه السلام ) نقل كرد كه حضرت فرمود: وقتى خداى راخواندى حاجت خود را بر در خانه بدان . و در روايت ديگرى آمده است : با دلت به خدا روى آور و حاجت خود را بر در خانه بدان .

next page

fehrest page

back page