next page

fehrest page

back page

12 - وارد شدن در معامله اى كه قبلا مؤ منى گفتگويش را انجام داده و مى خواهد آنرا بخرد، مكروه است (710).
13 - از خريد و فروش ها و تجارت مكروه ، صرافى كردن است ؛ چرا كه در روايت آمده است كه صراف به واسطه عمل مزبور، از ربا محفوظ نيست (711).
14 - كفن فروشى نيز كراهت دارد. علت كراهت آن اين است كه كفن فروش ‍ همواره آرزوى مرگ مردم يا شيوع بيمارى عمومى از قبيل وبا كه مرگ عده اى را به دنبال دارد، مى كند تا بدان وسيله ، سود برد(712).
15 - غلام فروشى نيز كراهت دارد. در روايتى از پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) چنين وارد شده است كه : ((بدترين (كم خيرترين و كم بركت ترين ) مردم ، كسى است كه مردم فروشى كند(713).))
16 - احتكار طعام از تجارتهاى مكروه است در صورتى كه مردم به آن احتياج نداشته باشند وگرنه حرام مى باشد(714).
17 - از شغلها و تجارتهاى مكروه ديگر ذبح كردن حيوانات است (البته قصابى كردن براى فروش گوشت ، مكروه نمى باشد). به دليل اين كه در روايت آمده است كه اين كار، سبب سنگدلى و بى رحمى مى شود و در روايت وارد شده است كسى كه سنگدل باشد، از رحمت خدا دور است (715).
18 - از تجارتهاى مكروه ديگر، جهاندن حيوان نر بر ماده است ؛ بدليل پستى تكسب به آن (كه به اين صورت است : كسى كه حيوان نر دارد آن را اجاره دهد براى جهاندن بر ماده تا آبستن شود و در عوض آن مزد بگيرد.)
19 - معامله با مالى كه اطفال بدست مى آورند، مكروه است البته در صورتى كه معلوم نباشد طفل ، مال را از چه راهى بدست آورده است (از راه حلال يا حرام ). زيرا اين احتمال وجود دارد كه اين مال از راه حرام باشد(716).
20 - معامله كردن با كسى كه از حرام اجتناب نمى كند، يعنى در معاملاتش ‍ نسبت به حرام بى باك است ، كراهت دارد(717).
21 - از شغلهاى مكروه اين است كه شخص كار خود را، خريد و فروش ‍ گندم و جو و مانند اينها قرار دهد(718).
آداب مسافرت
1 - سفر بايد با سلامتى ، جهاد با غنيمت و حج با بى نيازى همراه باشد. در حديث شريفى به نقل از امام جعفر صادق (عليه السلام ) آمده است سافروا تصحوا و جاهدا تغنموا و حجوا تستغنوا. ((سفر كنيد تا سالم بمانيد و جهاد كنيد تا غنيمت بگيرد و حج كنيد تا بى نياز گرديد(719))).
2 - پيش از سفر بايد همراه بگزينى . اسلام چندين ويژگى براى همراهان سفر برشمرده است :
الف ) دوستت همسنگ تو باشد. در حديثى آمده است كه نبايد همراه كسى شوى كه بر تو انفاق مى كند؛ زيرا موجب خوارى مؤ من است .
ب ) به مسافر، فرمان داده شده است كه دوستانش كمتر از هفت نفر باشند. در حديثى آمده است كه بهترين دوستان نزد خدا، چهار تن هستند و هيچ گروهى از هفت تن ، تجاوز نكردند، مگر آن كه غوغايشان فزونى يافت .
ج ) دستور شده است كه با دوستان به مهربانى رفتار كنيد.(720)
3 - دستور داده شده است به مسافر كه براى سفرش ، توشه بردارد. اين كار از شرافت مرد به شمار آمده است . در حديثى آمده است كه شش امر از جوانمردى است - سه امر در حضر و سه امر در سفر - در حضر تلاوت قرآن و آباد كردن مساجد و برادر دينى گرفتن و خوش اخلاقى و شوخى در امورى كه خدا عصيان نشود، در حديث ديگرى آمده است هنگامى كه على بن الحسين (عليه السلام ) قصد سفر حج يا عمره مى كرد، بهترين توشه را از بادام ، شكر، آشاميدنى ترش و شيرين برمى گرفت .
از امام صادق (عليه السلام ) نقل شده است كه فرمود: ((لقمان در سفارشهاى خود به پسرش مى گفت : پسرم ! با شمشير، كفش ، عمامه ، خيمه ، مشك ، نخ و سوزن به سفر برو. داروهايى را با خود برگير كه تو و همراهانت را سود بخشد و با دوستانت همراهى كن ، مگر در معصيت خداوند.))
همچنين مستحب است كه فرد قدرى خاك شفا با خود بردارد(721).
4 - مستحب است كه مسافر بر خدا توكل كرده سفرش را بر اساس ‍ وسوسه هاى شيطانى و بدبينى هايى كه اول در دل دامن مى زند، به تاءخير نيندازد(722).
5 - مستحب است براى مسافر كه هر گاه به سفر مى رود، اين آيه را بخواند؛ زيرا حضرت صادق (عليه السلام ) هر گاه پاى در ركاب مى نهاد، مى گفت : سبحان الذى سخرلنا هذا و ما كنا له مقرنين و هفت بار مى فرمود: ((سبحان اللّه )) هفت بار نيز مى فرمود: ((الحمد اللّه )) هفت بار هم مى فرمود: ((لا اله الا اللّه ))(723).
6 - شايسته است شخص مسافر، به هزينه خود توجه داشته باشد(724).
7 - مسافرت بايد به طور كلى با ميانه روى همراه باشد؛ ولى در حج و عمره مستحب است كه با گشاده دستى عمل گردد(725).
8 - هنگامى كه مسافر وارد شهرى شد، مستحب است كه به هنگام ديدن شهر، دعايى رابخواند كه در وصيت پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) به على (عليه السلام ) آمده است : اللهم انى اسئلك خيرها و اعوذبك من شرها، اللهم حببنا الى اهلها و حبب صالحى اهلها الينا.
((خدايا! خير آن را از تو مى خواهم و از شر آن به تو پناه مى برم ، خداوندا! ما را محبوب اهالى آن گردان ، و صالحان آن را دوست ما كن (726).))
9 - مستحب است كه شخص براى بازگشت از سفر، شتاب كند. از امام سجاد (عليه السلام ) نقل است كه فرمود: ((سفر بخشى از دوزخ است ، پس هر گاه كسى سفرش را به انجام رساند، به شتاب به سوى خانواده اش ‍ بازگردد(727).))
10 - مستحب است كه انسان از همان راهى باز نگردد كه رفته است ، بلكه چنانچه اگر دو راه وجود دارد راه ديگرى را برگزيند(728).
11 - مستحب است كه مسافر با هديه اى به خانه باز گردد، ولو قدر و قيمت آن ناچيز باشد(729).
12 - مستحب است كه مؤ منان به ويژه در سفر حج ، مسافرشان را يارى رسانند. همچنين مستحب است كه مؤ منان به خانواده حاجيان توجه داشته باشند و آنان را زيارت كرده و در صورت نياز به ايشان خدمت كنند. در روايتى آمده است : كسى كه عهده دار خانواده و اموال يك حاجى گردد، همچون حاجى اجر مى برد، گويى كه خود شخصا به حج رفته است (730).
13 - مستحب است كه به هنگام بازگشت حاجى به ديار خود، به ديدار او روند. در حديثى آمده است : كسى كه حاجى را ديدار كند و با او دست دهد، مانند كسى است كه حجرالاسود را به دست گرفته است (731).
14 - در وصيت فراگيرى از لقمان حكيم ، نكاتى آمده است كه مسافر به ويژه حاجى را در اين سفر الهى سود مى رساند. از امام صادق (عليه السلام ) روايت است كه فرمود: ((لقمان به فرزندش گفت : هر گاه با گروهى سفر كردى ، در هر امر خود و ايشان ، زياد رايزنى كن و لبخند فراوان بر چهره ظاهر ساز و در توشه ات ميان آنها بخشنده باش . هر گاه تو را خواندند بديشان پاسخ گو. هر گاه از توكمك طلبيدند، ياريشان رسان . سكوت فراوان به كار بند و نماز بسيار به جاى آور. در مركب ، آب و توشه به همراهانت ايثار كن و هر گاه تو را به گواهى بر حقى خواستند بديشان گواهى ده . هر گاه از تو مشورت جستند، انديشه ات را كامل به كار انداز. قبل از درنگ و تفكر تصميم مگير. در مشورت زود پاسخ مگو، تا ابعاد گوناگون آن را نيك بدانى . در حالى بخواب ، بخور و نماز بگزار، كه انديشه و حكمتت را در مشورت به كار مى بندى . كسى كه نصيحتش را براى كسى كه از او مشورت خواسته ، خالص نگرداند، خداوند انديشه اش را از او بستاند و امانت را از او برگيرد. هر گاه دوستانت را ديدى كه راه مى روند، تو نيز با آنها راه برو. هر گاه كه ديدى كه ايشان كار مى كنند، تو نيز با آنان به كار بپرداز و هر گاه صدقه و قرض دادند تو نيز بده .
سخن كسى را كه از تو بزرگتر است بشنو. هر گاه به تو فرمانى دادند، يا از تو چيزى خواستند، در پاسخ ايشان ((آرى )) گو و از گفتن ((نه )) بپرهيز؛ چرا كه ((نه )) ناتوانى است و موجب نكوهش . هر گاه در راه سرگردان شديد، فرود آييد و هر گاه ترديد كرديد، بايستيد و تدبيرى بيانديشيد. اگر يك نفر را تنها ديديد، پيرامون راه از او مپرسيد و از وى راهنمايى مجوييد؛ زيرا يك نفر در بيابان مشكوك است ، شايد كه جاسوس دزدان باشد يا شيطانى كه شما را به تحير كشد. از دو شخص نيز بپرهيزيد، مگر اين كه نظرتان غير از اين باشد، چه ، عاقل هنگامى كه به چشم ، چيزى را ببيند حق را از آن باز شناسد و حاضر، چيزى را مى بيند كه غايب نمى بيند.
پسرم ! هر گاه وقت نماز شد، آن را براى چيزى به تاءخير مينداز. نماز بگزار و راحت شو كه آن دينى است بر عهده تو. نماز را به جماعت برپا كن ، اگر چه بر نوك پيكانى . اگر خواستيد فرود آييد، در سرزمينى فرود آييد كه رنگش ‍ نكوتر و خاكش نرمتر و گياهش بيشتر باشد و هر گاه فرود آمدى ، پيش از آن كه بنشينى ، دو ركعت نماز بگزار و زمينى را كه بدان درآمدى وداع گو و به آن و اهاليش درود فرست ؛ زيرا هر سرزمينى را فرشتگانى است . اگر پيش از آنكه خوراكى بخورى ، توانستى ، آن را با دادن صدقه آغاز كنى ، پس اين كار را انجام بده . مادام كه سواره هستى ، قرآن بخوان و به هنگام كار تسبيح بگو. به هنگام بيكارى دعا بخوان . از حركت در اول شب بپرهيز و در آخر شب ، ره بپوى و مبادا كه در راه ، صداى خويش بلند كنى (732).
15 - از حضرت صادق (عليه السلام ) نقل است كه كسى نبايد سفر كند، مگر براى سه چيز: سفرى كه توشه آخرت در آن حاصل شود، يا سفرى كه باعث مرمت امور معاش و زندگى گردد، يا سفرى كه براى سير و لذت حلال باشد.
16 - در حديثى آمده است كه محمد بن مسلم از حضرت صادق (عليه السلام ) پرسيد كه به زمينى مى روم كه در آنجا به غير از برف و يخ چيزى نيست . در ادامه حديث آمده است كه حضرت فرمودند: به چنين زمينى نرو، كه دينت در آنجا هلاك مى شود(733).
17 - در احاديث آمده است كه روزهاى شنبه ، سه شنبه و پنج شنبه براى مسافرت خوب مى باشند. سه شنبه ، روزى است كه خداوند در آن روز، آهن را براى داوود (عليه السلام ) نرم كرد. در روايت آمده است كه اگر روز شنبه سنگى از كوهى بگردد، خداوند آن را به جاى خود برگرداند و روز پنج شنبه هم روزى است كه پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) در آن روز به سفر مى رفتند و مى فرمودند كه روز پنج شنبه را خدا و رسول و ملائكه دوست مى دارند.
18 - از امام صادق (عليه السلام ) منقول است كه سفر كردن و سعى در حوائج در بامداد روز جمعه مكروه است ؛ چون ممكن است كه از نماز باز بماند. اما بعد از نماز، براى تبرك خوب است .
19 - در روايتى آمده است كه روز دوشنبه ، به دليل رحلت پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) در آن روز براى مسافرت خوب نمى باشد.
20 - در روايات معتبر آمده است كه سفر كردن در هنگامى كه در عقرب مى باشد، عاقبت خوبى ندارد.
21 - روز چهارشنبه نيز براى مسافرت نيكو نيست .
22 - مستحب است كه مسافر براى رفع نحوستهاى سفر، صدقه بدهد و هنگام سفر دعاهاى وارده را بخواند(734).
23 - مستحب است كه مسافر موقع بيرون رفتن غسل كند و دعاى مربوطه را بخواند، همچنين دو ركعت نماز بگزارد. (در ركعت اول توحيد و در ركعت دوم سوره قدر). بعد از نماز دعاى وارده را نيز بخواند(735).
24 - مستحب است وقتى انسان براى مسافرت از خانه بيرون مى رود عمامه به سر ببندد كه در حديثى از حضرت صادق (عليه السلام ) آمده است هر كس اين كار را انجام مى دهد ضامن او هستم تا سالم به اهل خود برگردد. و از امام موسى (عليه السلام ) آمده است كه من ضامنم تا او را دزد و غرق شدن و سوختن پيش نيايد(736).
25 - پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: اگر مسافرت شما پياده مى باشد خوب است كه كمر را محكم بنديد تا آن كه پياده رفتن بر شما آسان شود و در جايى ديگر فرمودند: بر شما باد به راه رفتن در شب كه زمين در شب پيچيده مى شود و از آن فرود مياييد كه محل درندگان و ماران است . از اميرالمؤ منين (عليه السلام ) منقول است كه هر كس در سفر راه را گم كرد فرياد بزند: ((يا صالح اءغثنى )) بدرستى كه از برادران مؤ من شما از جنيان شخصى هست كه صالح نام دارد به خاطر خدا در شهرها مى گردد و چون صداى شما را مى شنود جواب مى گويد و شما را راهنمايى مى كند(737).
26 - از حضرت امام جعفر صادق (عليه السلام ) منقول است كه چون حضرت رسول (صلى الله عليه و آله و سلم ) در سفرها به سراشيبى مى رسيدند ((سبحان اللّه )) مى گفتند و چون به سر بالا مى رسيدند: ((اللّه اكبر)) مى گفتند(738).
آداب غذا خوردن
1 - خوردن چاشت در بامداد.
2 - كوچك گرفتن لقمه هنگام خوردن غذا.
3 - خوب جويدن غذا.
4 - نگاه نكردن به ديگرانى كه بر سر سفره نشسته اند.
5 - نخوردن غذاى بسيار گرم .
6 - ندميدن (فوت نكردن ) در طعام گرم .
7 - خوردن غذاى سرد.
8 - نبريدن نان با كارد.
9 - پاك نكردن استخوان .
10 - نخوردن غذا به كمتر از سه انگشت .
11 - دراز نكردن دست به ظرف ديگران بر سر سفره .
12 - ليسيدن انگشتان .
13 - نخوردن غذا در حال جنابت ؛ اگر مى خواهيد در حال جنابت آب يا غذا بخورد، وضو بگيرد.
14 - ترك نكردن خوردن غذا در شب .
15 - ليسيدن ظرف غذا.
16 - خوردن غذا با تمام انگشتان .
17 - پاك نكردن دست با دستمال ؛ وقتى چيزى از طعام به انگشتان چسبيده باشد.
18 - نخوردن غذا، مگر در حال گرسنگى .
19 - گفتن ((بسم اللّه الرحمن الرحيم )) هنگام شروع غذا.
20 - دست بكشد از غذا؛ وقتى كه هنوز سير نشده است .
21 - شستن دست ، قبل از خوردن غذا.
22 - نشستن روى پاى چپ در هنگام خوردن غذا.
23 - پيش از مهمانان شروع نمودن به غذا توسط صاحب خانه .
24 - بهتر است هنگام غذا خوردن دو زانو بنشيند.
25 - خوردن غذا با دست راست .
26 - نخوردن غذا در حال خوابيده .
27 - چهار زانو نشستن سر سفره .
28 - تنها غذا نخوردن .
29 - غذا خوردن با خدمتكاران و غلامان .
30 - غذا خوردن بر روى زمين .
31 - غذا نخوردن در حال راه رفتن .
32 - شستن دست ها بعد از غذا.
33 - در شستن دست ها قبل از غذا، اول صاحب خانه بشويد و بعد از آن هر كه در طرف راست اوست ، اما در شستن دست ها بعد از غذا صاحب خانه آخر از همه دست را بشويد و اول هر كس در جانب چپ صاحب خانه است دست ها را بشويد.
34 - سنت است كه همه در يك طشت دست ها را بشويند و آب را نريزند.
35 - خوردن نمك در اول و آخر غذا.
36 - غذا نخوردن در حال تكيه دادن .
37 - بعد از شستن دست قبل از خوردن غذا آن را با دستمال پاك نكند و بعد از شستن دست بعد از خوردن غذا آن را با دستمال پاك نمايد.
38 - وقتى دست ها را بعد از غذا مى شويد، آن را بر ديده ها بمالد.
39 - دست كشيدن از غذا بعد از همه توسط صاحب خانه .
40 - غذا نخوردن در حالى كه كفش به پا دارد.
41 - بعد از غذا، شكر كردن خدا و گفتن ((الحمدلله رب العالمين )).
42 - خواندن دعاى وارده هنگام شروع به خوردن غذا.
43 - حرف نزدن زياد بر سر سفره غذا.
44 - خواندن دعاهاى وارده بعد از غذا.
45 - بعد از غذا به پشت خوابيدن و پاى راست را بر روى پاى چپ گذاشتن .
46 - برداشتن و خوردن آنچه از غذا روى زمين افتاده باشد(739).
آداب آشاميدن آب
1 - سزاوار است كه انسان در هنگام آشاميدن آب ، امام حسين (عليه السلام ) و اهل بيت او را ياد و قاتلان آن حضرت را لعنت كند. در حديثى از امام صادق (عليه السلام ) آمده است : ((هر كس اين كار را انجام دهد، خداوند صدهزار حسنه براى او بنويسد و صدهزار گناه را از او پاك كند و صدهزار درجه براى او مقرر كند و چنان باشد كه صد هزار بنده آزاد كرده باشد و حق تعالى در قيامت او را خوشحال و با اطمينان خاطر محشور گرداند.))
2 - امام صادق (عليه السلام ) فرمودند: ((گاهى مى شود كه انسان آب مى نوشد و خداوند او را به وسيله همان آب خوردن به بهشت مى برد؛ به اين كه آب بخورد و در حالى كه هنوز سير نشده و تشنه مى باشد آب را از لب بردارد و حمد خدا بگويد. سپس آب را بياشامد و در صورتى كه هنوز سير نشده از لب باز گيرد و دوباره حمد خدا بگويد و باز آب را بخورد. پس ، حق تعالى به سبب اين كار بهشت را بر او واجب مى كند.))
3 - مستحب است كه پيش از نوشيدن آب ((بسم اللّه )) بگويد و دمى بخورد و الحمدلله بگويد. پس ، باز ((بسم اللّه )) بگويد و بخورد و بعد از خوردن ((الحمدلله )) بگويد. در روايت است كه هر كس اين عمل را انجام دهد، مادامى كه آب در شكم اوست ، تسبيح خدا مى گويد و ثوابش ‍ براى او مى باشد.
4 - سزاوار است كه اگر انسان خواست در شب آب بياشامد، سه مرتبه بگويد: ((عليك السلام من ماء زمزم و ماء الفرات )).
5 - سزاوار است كه بسيار آب نخورد.
6 - سزاوار است كه آب را به سه نفس بخورد.
7 - مستحب است كه در شب نشسته و در روز ايستاده آب بياشامد.
8 - سزاوار است كه با دهان به آب ندمد (فوت نكند).
9 - سزاوار است كه آب را با دست راست بياشامد.
10 - خوب است كه آب را بمكد و كم كم بخورد و دهان را پر از آب نكند(740).
آداب حمام رفتن و نظافت
منقول است كه عمر درباره حمام رفتن گفت : ((حمام بد خانه اى است ! عورت را ظاهر مى كند و پرده آدمى را مى درد.))، اما حضرت اميرالمؤ منين (عليه السلام ) فرمود: ((حمام خانه خوبى است ! جهنم را به ياد انسان مى آورد و چرك را از بدن مى برد.))
1 - سزاوار است كه انسان هر روز به حمام نرود. چرا كه بدن را لاغر مى كند و گرده ها را مى گدازد.
2 - سزاوار است كه انسان در زير آسمان ، بدون لنگ غسل نكند. همچنين خوب است كه بدون لنگ در نهرها داخل نشود. زيرا در روايت است كه ملائكه در نهرها ساكن هستند.
3 - كراهت دارد با معده پر وارد حمام شود.
4 - انسان نبايد در حمام ، آب سرد و خربزه بخورد.
5 - انسان نبايد در حمام بر خود آب سرد بريزد. چرا كه بدن را ضعيف مى كند.
6 - سزاوار است كه انسان هنگام بيرون آمدن از حمام آب سرد بر پايش ‍ بريزد. چرا كه درد را از بدنش بيرون مى كشد.
7 - سزاوار است بعد از بيرون آمدن از حمام سر را بپوشاند تا مبتلا به سردرد نشود.
8 - مستحب است كه انسان در حمام جرعه اى از آب گرم بخورد. در روايت است كه اين كار، مجراى بول را پاك مى كند.
9 - به پشت خوابيدن در حمام خوب نيست . زيرا پيه گرده ها را مى گدازد.
10 - شانه كردن مو در حمام باعث تنك شدن مو مى شود.
11 - خوب نيست در حمام سر را با گل بشويد. چرا كه غيرت را مى برد. همچنين نبايد سفال را بر بدن بمالد كه مورث پيسى است .
12 - در حمام نبايد لنگ را بر صورت و چهره بمالد. چرا كه آبرو را مى برد.
13 - قرآن خواندن در حالى كه عريان است ، مكروه است ، مگر اين كه لنگ بسته باشد.
14 - مسواك كردن در حمام كراهت دارد. چرا كه باعث ريزش دندان ها مى شود.
15 - دارو كشيدن مستحب است . زيرا وقتى موى بدن بلند مى شود، آب پشت را قطع مى كند، يعنى فرزند به وجود نمى آيد و ضعف و تنبلى مى آورد. استفاده از نوره آب پشت را زياد مى كند، بدن را قوى مى كند و پيه گرده ها را زياد مى كند و بدن را فربه مى سازد.
16 - از بين بردن موى زير بغل نيز با دارو و نوره مستحب است . زيرا در روايت آمده است كه شيطان در آنجا پنهان مى شود. همچنين كندن موى زير بغل خوب نيست . چرا كه دوش ها (شانه ها) را سست مى كند. در حديث آمده است كه دارو گذاشتن زير بغل بهتر از تراشيدن آن است .
17 - براى مرد كراهت دارد كه تا چهل روز موى پشت زهار را از بين نبرد و براى زن تا بيست روز.
18 - مستحب است كه انسان هنگام استفاده از نوره بگويد: صلى اللّه على سليمان بن داود كما امر بالنوره . همچنين مستحب است كه انسان دعاهاى وارده ديگر را بخواند.
19 - نوره كشيدن در روز چهارشنبه كراهت دارد.
20 - مستحب است كه بعد از نوره كشيدن بر بدن حنا بمالد(741).
آداب مربوط به لباس و كفش
1 - بلند بودن لباس بطورى كه بر زمين كشيده شود، مكروه است .
2 - مستحب است رنگ لباس ، سفيد باشد و بعد از سفيد، زرد و بعد از زرد، سبز و بعد از آن سرخ كم رنگ .
3 - پوشيدن لباس به رنگ سرخ تيره ، خصوصا در نماز، مكروه است .
4 - رنگ سياه براى جامه در همه حال كراهت شديد دارد؛ مگر در عمامه ، عبا، موزه .
5 - بهترين لباس ها لباسى است كه از جنس پنبه و بعد از آن از جنس كتان باشد.
6 - پوشيدن زير جامه در حالت ايستاده كراهت دارد.
7 - هنگام پوشيدن لباس هاى نو، خواندن دعاى وارده مستحب است .
8 - مستحب است كه انسان هنگام بيرون آوردن لباس ((بسم اللّه )) بگويد.
9 - مستحب است كه مقنعه زنان تا نصف بازوى آنها بلند باشد؛ همچنان كه مقنعه حضرت زهرا (عليها السلام ) اين طور بوده است .
10 - مستحب است كه انسان شلوار را نشسته بپوشد.
11 - سزاوار است كه رنگ كفش زرد باشد و پس از آن بهتر است سفيد باشد.
12 - بهترين رنگ در موزه و چكمه رنگ سياه است .
13 - مستحب است كه انسان ابتدا كفش را به پاى راست داخل كند و در موقع بيرون آوردن ، ابتدا كفش پاى چپ را بيرون آورد.
14 - پوشيدن يك لنگه كفش به طورى كه پاى ديگر برهنه باشد، مكروه است .
15 - موقع پوشيدن كفش مستحب است دعاى وارده را بخواند(742).
16 - اميرالمؤ منين (عليه السلام ) فرمود: ((هر گاه خداوند به مؤ منى جامه تازه پوشاند، وضو بگيرد و دو ركعت نماز بجا آورد كه در آن حمد و آية الكرسى و توحيد و قدر بخواند و بعد از نماز خدا را به خاطر اين كه او را پوشانيد و در نزد مردم زينت داد، حمد كند و بسيار اين ذكر را بگويد: ((لا حول و لا قوة الا بالله )). پس در آن جامه گناه نمى كند و به هر اندازه كه نخ در آن باشد، فرشته اى براى او تقديس مى كند و برايش آمرزش مى خواهد و خدا بر او ترحم مى كند(743).))
آداب مهمانى
1 - پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمودند: ((يكى از شيوه هاى گرامى داشتن برادر مؤ من آن است كه تحفه او را قبول كند و حاضر است تا برايش بياورد
به عنوان تحفه براى او مهيا سازد.))
2 - امام صادق (عليه السلام ) فرمودند: ((وقتى برادر مؤ من به خانه تو آمد، او را به خوردن تكليف كن . اگر قبول نكند، به آشاميدن تكليف كن . اگر قبول نكند تكليف كن كه دست و رويش را با آب يا عرق خوشبو بشويد.))
3 - سزاوار است كه مهمان روزه نگيرد، مگر به اجازه مهمان تا مبادا طعامى كه براى او درست مى كنند، ضايع شود.
4 - سزاوار است كه اهل خانه روزه نگيرند، مگر به اجازه مهمان تا مبادا او به سبب روزه ايشان شرم كند و طعام نخورد.
5 - پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمودند: ((حد ضيافت و مهمانى سه روز است .)) همچنين فرمودند: ((آن قدر نزد برادر مؤ من خود نمانيد كه او را درهم شكنيد و ديگر چيزى نداشته باشد تا خرج شما كند.))
6 - سزاوار است كه صاحب خانه مهمان را از كار در خانه منع كند و خودش ‍ كارها را انجام دهد.
7 - سزاوار است كه انسان ميهمان را به هيچ كارى امر نكند.
8 - صاحب خانه بايد هنگام آمدن ميهمان ، او را كمك كند تا داخل خانه شود و هنگام رفتن ، او را مدد نكند. زيرا اين عمل دليل بر خست نفس ‍ است . همچنين سزاوار است كه هنگام رفتن ميهمان توشه اى همراه او كند؛ توشه اى نيكو و خوشبو.
9 - از جمله حق ميهمان است كه صاحب خانه هنگام رفتن ميهمان تا در خانه همراه او برود.
10 - امام محمد باقر (عليه السلام ) فرمودند: ((چون شخصى به خانه كسى برود، هر جا كه صاحب خانه او را امر مى كند، همان جا بنشيند. چرا كه صاحب خانه امور مخفى خانه خود را بهتر مى داند.))
11 - سزاوار است كه انسان بر سر سفره اى كه او را نطلبيده اند، حاضر نشود.

next page

fehrest page

back page