fehrest page

back page

بنابراين هر كس نمازش را بايد اتمام بخواند. مثلا چاروادار و كسى كه به سفر معصيت رفته و كسى كه در جايى قصد اقامه نموده و كسى كه سى روز در محلى بماند و تمام سى روز را در رفتن و ماندن مردد باشد و غير اينان بايد روزه بگيرند.
البته (نماز و روزه مسافر در چند جا باهم تفاوت دارد)، در مسافرتى كه به قصد شكار كردن براى تجارت رفته ، بايد روزه اش را افطار كند و نماز را احتياطا جمع بخواند، و كسى كه فراموش كرده ، مسافر است و روزه گرفته ، اگر بعد از وقت يادش بيايد، بايد قضاى اين روز را بگيرد بر خلاف نماز (كه اگر نماز را تمام خوانده ، قضا ندارد) و در اماكن اربعه بايد افطار كند ولى نماز را مخير است كه قصر بخواند يا تمام ، و اگر بعد از ظهر مسافرت كند، بايد روزه اش را گرفته ادامه دهد ولى نماز را بايد شكسته بخواند، و اگر مسافر بعد از ظهر به وطن برسد، بايد روزه را افطار كند ولى اگر نماز را نخوانده باشد، بايد تمام بخواند.
و قبلا در كتاب صلاة گفته شد كه معيار در شكسته شدن نماز اين است كه مسافر به حد ترخيص برسد، همچنين معيار در افطار روزه نيز همان است پس قبل از رسيدن به آن حد حق افطار كردن ندارد، بلكه اگر افطار كند، بنابر احتياط (واجب ) هم قضا و هم كفاره بر او واجب است .
شرايط صحيح بودن روزه و واجب بودن آن
مساءله 28 -
بنابر قول صحيح تر، مسافرت در ماه رمضان از روى اختيار هر چند براى فرار از روزه باشد جايز است ، ليكن قبل از آنكه بيست و سه روز از ماه رمضان بگذرد كراهت دارد، مگر آنكه سفر حج يا عمره باشد، يا به خاطر مالى كه مى ترسد، تلف شود، يا برادرى كه مى ترسد به هلاكت برسد سفر كند، اما در روزه واجب معين غير از ماه رمضان ، احتياط (واجب ) آن است كه به اختيار خود مسافرت نكند كما اينكه اگر در مسافرت باشد احتياط (واجب ) آن است در صورت امكان براى انجام آن قصد اقامه كند. اگر چه در نذر معين ، بنابر اقوا مسافرت جايز است و اگر مسافر باشد قصد اقامه واجب نيست .
شرايط صحيح بودن روزه و واجب بودن آن
مساءله 29 -
براى مسافر و كسان ديگر كه جايز است ، روزه بخورند، پر كردن شكم را از خوردنى و نوشيدنى مكروه است و همچنين جماع كردن در روز بلكه احتياط ترك آن است ، اگر چه بنابر اقوا جايز است .
شرايط صحيح بودن روزه و واجب بودن آن
مساءله 30 -
براى چند نفر، روزه خوردن در ماه رمضان جايز است :
پيرمرد و پيرزن اگر روزه براى آنان ممكن نباشد يا مشقت داشته باشد.
كسى كه مرض عطاش دارد كه زياد تشنه مى شود، چه اصلا نمى تواند خوددارى كند و يا براى او دشوار باشد. و زنى كه نزديك زاييدن او است و روزه براى خود او و يا براى فرزندش ضرر دارد.
زنى كه بچه شير مى دهد و شير او كم است ، اگر روزه براى او يا بچه اش (كه شير مى دهد) ضرر برساند. پس تمامى اين افراد روزه نمى گيرند، بر هر يك از آنها واجب است به جاى هر روز يك مد طعام كفاره بدهند و احتياط (مستحب ) دو مد است ، به جز پيرمرد و پيرزن و كسى كه مرض عطش دارد در آن صورت كه روزه بر آنان ممكن نباشد، كه وجوب كفاره بر آنان محل اشكال است ، بلكه واجب نبودن آن خالى از قوت نيست ، همچنانكه وجوب كفاره بر زنى كه زاييدن او نزديك و برزنى كه بچه شير مى دهد، در صورتى كه روزه به خود آنها ضرر مى رساند نه به فرزندانشان محل تاءمل است .
شرايط صحيح بودن روزه و واجب بودن آن
مساءله 31 -
زنى كه بچه شير مى دهد فرق ندارد كه بچه از خودش باشد يا آنكه بچه اى را مجانا شير دهد و يا آنكه براى شير دادن بچه اجير شده باشد و احتياط (مستحب ) آن است كه اكتفا شود به جايى كه كسى ديگرى به جاى او نباشد كه مجانى يا با اجرتى كه از پدر و مادر يا شخص متبرعى بگيرد، بچه را شير دهد.
شرايط صحيح بودن روزه و واجب بودن آن
مساءله 32 -
زن باردار يا شيرده بعد از برطرف شدن عذر، بايد قضاى روزه را بگيرد همچنانكه احتياط واجب است كه آن دو شخص اول (پيرمرد و پيرزن و كسى كه مرض عطش دارد) اگر بعد از ماه تمكن پيدا كردند، قضا كنند.

fehrest page

back page